روزنامه جمهوري اسلامي 04/11/1386 صفحه مقالات

  • گفتار مهدويت
    عقيده به رجعت در ارتباط با اعتقاد به مهدويت

  • زندگي ديني پيش از ظهور
  • شعر انتظار
  • معروف و منكر در ترازوي نهضت عاشورا
  • *****
    گفتار مهدويت
    عقيده به رجعت در ارتباط با اعتقاد به مهدويت




  • ث بر حسب احاديث بسياري در آخرالزمان جمعي از اموات از ائمه (ع ) و غير ايشان به دنيا باز خواهند گشت . آيا اعتقاد به غيبت حضرت مهدي (ع ) و ظهور آن حضرت با اعتقاد به رجعت هماهنگي دارد; به عبارت ديگر آيا اصل اعتقاد به غيبت و ظهور رجعت و ساير وقايعي را كه قبل از قيام قيامت واقع مي شوند شامل مي شود يا اين يك عقيده مستقل و جداي از رجعت است
    ث عقيده به ظهور مهدي و منجي از اهل بيت و فرزندان فاطمه (س ) يك اعتقاد عمومي و اجتماعي مسلمين است و اختصاص به شيعه ندارد اگرچه شيعه شخص او را نيز از نظر حسب و نسب معرفي مي كند ولي اصل اين عقيده يك اعتقاد همگاني است كه در اديان گذشته در تورات و زبور نيز به آن بشارت داده شده است و اصلي است كه بر حسب اصول مذهب شيعه اثني عشريه ايمان بدون آن كامل نمي گردد و قبولي اعمال مشروط به قبول آن است و كسي كه بميرد و به اين مساله ايمان نداشته باشد و يا حضرت مهدي ـ ارواح العالمين له الفدا ـ را به امامت نشناخته باشد به حكم
    « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته الجاهليه » (1 )
    به مرگ جاهليت از دنيا رفته است اين باور از جهت تاثير و اهميت در اين حد است .
    اعتقاد به مساله رجعت هم گرچه ريشه در قرآن و روايات دارد ولي اينطور نيست كه مساله غيبت و مهدويت بدون آن مطرح نباشد.
    بنابراين اصل امامت و مساله مهدويت بدون مسئله رجعت هم در كتاب ها مورد بحث قرار گرفته است .
    با اين همه لازم به تذكر است كه اصل مسئله رجعت و بازگشت اموات يك مسئله اسلامي است و وقوع آن در زمان هاي گذشته بر حسب آيات متعدد قرآن مجيد ثابت است وقتي اين طور شد به دليل اين كه در گذشته نظير داشته است امكان وقوع مجدد آن در آخرالزمان نمي تواند مورد انكار باشد.
    زماني كه در امم گذشته رجوع اموات اتفاق افتاده و بر طبق يك خبر مشهور در بين اهل سنت :
    « لتسلكن سبل من كان قبلكم حذواالنعل بالنعل و القده بالقده حتي لو ان احدهم دخل حجر ضب لد خلتموه » (2 )
    آن ها بايد وقوع آن را در اين امت نيز جايز بدانند بنابراين نفي امكان و وقوع آن از طرف غيرشيعه بر طبق مضمون اين روايت صحيح نيست .
    در خاتمه ـ با صرف نظر از آياتي كه وقوع رجعت را در امم گذشته خبر داده اند ـ براي تيمن و تبرك آيه اي را كه شاهد بر وقوع رجعت در اين امت است يادآور مي شويم :
    « و يوم نحشر من كل امه فوجا ممن يكذب باياتنا فهم يوزعون » (3 )
    « به خاطر آور روزي را كه ما از هر امتي گروهي را از كساني كه آيات ما را تكذيب مي كردند محشور مي كنيم ; و آن ها را نگه مي داريم تا[ ]به يكديگر ملحق شوند! » .
    اين آيه دلالت بر روزي دارد كه در آن از هر امتي گروهي از كساني كه تكذيب آيات الهي را كرده اند محشور مي شوند كه طبعا اين روز غير از روز قيامت است 0.
    1 ـ بحرالانوار ج 8 ص 368 در ضمن بيان علامه مجلسي .
    2 ـ بحرالانوار ج 21 ص .257
    3 ـ سوره نمل (27 ) آيه .83

  • *****
    زندگي ديني پيش از ظهور




  • نگاهي به زندگي منتظران مهدي (عج ) قبل از ظهور
    بخش سوم و پاياني
    اشاره :
    بخش دوم مقاله « زندگي ديني پيش از ظهور » را كه نگاهي به زندگي منتظران مهدي (عج ) قبل از ظهور است را روز پنج شنبه مورخه 86 10 27 در صفحه روح زندگي مطالعه فرموديد آنچه پيش روي شماست بخش سوم و پاياني اين مقاله است كه توسط جمعي از نويسندگان حوزه علميه قم تهيه گرديده است . اميد است كه در نظرتان مقبول افتد.
    3 ـ ارزش دينداري
    ويژگيهاي ديني در عصر غيبت كه به برخي از آنها اشاره شد سبب مي شود دينداران در اين روزگار رتبه و مقامي والا بيابند كه اينك به پاره اي از آن رتبه ها اشاره مي كنيم :
    تكامل در بينش ديني : امام صادق (ع ) مي فرمايد :
    قال النبي (ص ) لعلي (ع ) : يا علي ! و اعلم ان اعظم الناس يقينا قوم يكونون في اخر الزمان لم يلحقوا النبي و حجب عنهم الحجه فامنوا بسواد في بياض .
    پيامبر (ص ) به علي (ع ) فرمود : يا علي ! بزرگ ترين مردمان در ايمان و يقين كساني هستند كه در واپسين روزگارزيند پيامبرشان را مشاهده نكرده و امامشان پنهان است پس به سبب خواندن خطي بر روي كاغذ ايمان مي آورند.
    انسان ديندار در صدر اسلام عقايد و باورهاي ديني از پيامبرمي گيرد و تعاليم خالص دين را با دريافت مستقيم از مفسر واقعي وحي دريافت مي كند رسول خدا(ص ) را مي بيند و از روش و منش و سيره او الهام مي گيرد و پايه باورهاي خود را استوار مي سازد و... اين امور در آسان كرده پذيرش حق نقش بسزايي دارند.
    اما انسان ديندار در اين عصر از تمامي اين دريافتهاي حسي به دور است و تنها بر اساس درك عقلي و تاريخي پيامبر(ص ) و امامان (ع ) را مي شناسد و به رسالت و امامت ايشان ايمان مي آورد.
    پيامبر(ص ) مي فرمايد :
    ولكن اخواني الذين ساتون من بعدكم يومنون بي و يحبوني و ينصروني و يصدقوني و ما راوني .
    برادران من كساني هستند كه پس از شما (اصحاب ) مي زيند. به من ايمان مي آورند و مرا دوست مي دارند و ياري رساند و به من ايمان مي آورند در حالي كه مرا نديده اند.


    بي گمان ديندار بودن در روزگار غيبت تلاش افزون تري را مي طلبد چرا كه ايمان به وجود پيامبر(ص ) و امامان معصوم (ع ) و غيبت مهدي (ع ) به نوبه خود ايمان به غيب است . چونان ايمان به مبدا و معاد نيازمند تعقل و تفكر است ; از اين روي باور داشتن در اين روزگار بصيرت ديني بيشتري مي خواهد.
    امام سجاد(ع ) مي فرمايد :
    ان اهل زمان غيبته القادلون بامامته المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان لان الله تعالي ذكره اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفه ما صارت به الغيبه عندهم بمنزله المشاهده ... اولئك المخلصون حقا.
    به درستي كه مردمان زمان غيب مهدي (ع ) كه امامتش را باور دارند و منتظر ظهور اويند از مردمان همه زمانها برترند; زيرا خدا چنان عقلها و فهمها و شناخت آنان را قوت بخشيده است كه غيبت نزد آنان همچون ديدن باشد...آنان به حق اخلاص ورزانند.
    دينداري در اين روزگار نيازمند بينشي است كه انسان ديندار در پرتو آن توان يابد تا در برابر تحريفها و مسخها و شبهه ها و ترديدها و تزلزلها و گريز و آويزها و سر كوفتها از درون و بيرون حوزه دين همچنان رويكرد ديني خود را نگاه دارد و با هيچ يك از اين عوامل خلوص ديني و دينداري را در فكر و عمل از دست ندهد. در حالي كه دينداري در عصر پيامبر (ص ) با اين گونه مسائل همراه نبوده است .
    شكيبايي در دين : پيامبر(ص ) فرمود :
    سياتي قوم من بعدكم الرجل الواحد منهم له اجر خمسين منكم قالوا : يا رسول الله نحن كنا معك ببدر و احد و حنين و نزل فينا القران فقال : انكم لو تحملو الما حملو الم تصبروا صبرهم .
    به زودي پس از شما كساني مي آيند كه يك نفر آنان پاداش پنجاه نفر از شما را دارد. گفتند : اي رسول خدا! ما در جنگ بدر واحد و حنين در ركاب شما جهاد كرده ايم و درباره ما آيه قرآن نازل شده است !
    پيامبر فرمود : زيرا اگر آنچه از آزارهاي و رنجها كه بر آنان مي رسد بر شما آيد بسان آنان شكيبايي نخواهيد داشت .
    پايداري بر دين در روزگار غيب به پذيرش سختيها و بيمها و محروميتها و تنگناهاي مادي كه اجمالي از آن پيشتر ياد شد خلاصه نمي شود بلكه تحمل فشارهاي سخت روحي و معنوي نيز بر آنها افزوده مي گردد و چنانچه دينداري با صبر و شكيبي درست و آگاهانه توام نباشد به تدريج نااميديها روي مي آورد و باور را از روح و فكر سترد.
    با توجه به نابسامانيهاي ديني و اجتماعي در روزگار غيبت مي توان فشارهاي روحي و ياس آوري را كه ممكن است انسان ديندار را مورد هجوم قرار دهد از دو ناحيه دانست :
    1 ـ از ناحيه مسخ فرهنگ ديني كه به وسيله متوليان دين و در قالب دين شناسيهاي نابخردانه و جاهلانه صورت مي گيرد و اصالت دينداري را در جامعه از ميان مي برد.
    2 ـ از ناحيه مدعيان دينداري كه در انواع فسادها و تباهيها و ذلتها و ظلمها و دين فروشيها و ... فرو افتاده اند و عزت و تعالي زندگي ديني را از ميان برده اند.
    بي ترديد مشاهده اين گونه امور براي انسان دينداري كه در هر شرايطي به سلامت ديني خود و جامعه و امت انديشد بسيار دردناك و رنج آور است . به اميد روزي كه با ظهور مهدي (ع ) اين درد و رنج نيز پايان يابد.
    منبع : كتاب چشم به راه مهدي به قلم جمعي از نويسندگان حوزه

  • *****
    شعر انتظار


  • شرح وسعت راز
    چو روح موج زفرياد آب مي آيي
    بلوغ واقعه اي بي نقاب مي آيي
    غم بزرگ زمانه سياه كرده زمين
    تو از تبار طلوعي چه ناب مي آيي
    شكفته باد لبانت به شرح وسعت راز
    كنون كه دور قدح را جواب مي آيي
    چراغ لاله زباران شود فروزان تر
    طراوتي تو زسمت سحاب مي آيي
    چه زخم ها كه به نامت زدند بر تن عشق
    بيا كه با گل و شمع و كتاب مي آيي

    عبدالعظيم صاعدي
    با گلوي بهار
    سرخ سرخي شقايق آييني
    با دلم آشناي ديريني
    با تپش تر زنبض خورشيدي
    بر دل سرد خاك تسكيني
    با گلوي بهار مي خواني
    با نگاه سپيده مي بيني
    مثل آيينه حيرت آهنگي
    مثل رويا شگفت و شيريني
    كربلا جاري است در ذهنت
    معني واژه هاي خونيني
    هر شب از باغ آسمان حضور
    دسته دسته ستاره مي چيني
    با من از آبي حضور بگو
    خوب من آن طرف چه مي بيني
    از تو دورم يك آسمان با اين
    آرزوهاي زرد پاييني

    نعمت الله شمسي پور
    فرياد شوق
    عكس تو را به صفحه پندار مي كشم
    عمري بود كه حسرت ديدار مي كشم
    بر صفحه سياه خيالم جمال توست
    يا ماه را به لوح شب تار مي كشم
    تا نقش بارگاه تو افتد به ديده ام
    گردن به حسرت از پس ديوار مي كشم
    با هر نفس كه مي گذرد در فراق تو
    آه از خلال سينه تب دار مي كشم
    جويم اگر به رهگذري خاك پاي تو
    چون سرمه اي به ديده خونبار مي كشم
    لذت برم به راه تو اي گل زنيشها
    نوش است اگر كه منت صد خار مي كشم
    صحبت بدون ياد تو لذت نمي دهد
    زين روي پا زمجلس اغيار مي كشم
    يك بار اگر نگاه محبت به من كني
    فرياد شوق از دل صد بار مي كشم
    بودم پي گناه و تو چون سايه بر سرم
    عمري بود خجالت اين كار مي كشم
    جاي گنه به دوش دلم كي بود « حسان »
    تا بار حسرت و غم دلدار مي كشم

    حبيب چايچيان « حسان »

  • *****
    معروف و منكر در ترازوي نهضت عاشورا




  • سخنراني دكتر حسن روحاني در شب عاشورا در مرقد امام خميني (ره )
    بسم الله الرحمن الرحيم
    تاريخ قيام ابي عبدالله الحسين (ع ) و واقعه عاشورا از همه وقايع تاريخي ديگر متفاوت است . بي ترديد اين قطعه تاريخي حالتي ويژه و استثنائي دارد. از بيان همه روايات مي فهميم كه اين قطعه تاريخي بايد براي هميشه تاريخ زنده بماند. اين روايات بر اين نكته تاكيد دارد كه اين واقعه يك حادثه معمولي تاريخي نيست و در زمان و مكان نمي تواند محصور بماند. بلكه تاريخ كربلا بعنوان يك سرمايه بزرگ معنوي و يك فرهنگ بزرگ بالنده و امتداد دار در طول تاريخ براي همه شيعيان مسلمانان و آزاديخواهان جهان درس و سرمشق است .
    اين فرهنگ غني حسيني درسها و سرمشق هاي فراواني براي ما دارد كه يكي از آن درسها و سرمشق ها امر بمعروف و نهي از منكر و رسالت بزرگ اجتماعي نظارت همگاني است . بي ترديد يكي از اهداف اين قيام عظيم همين است . شما ببينيد سرآغاز نهضت ابي عبدالله در ماه رجب سال 60 هـ در مدينه با اين جملات است : « فعلي الاسلام السلام اذ بليت الامه براع مثل يزيد » بايد با اسلام خداحافظي كرد اگر مديريت جامعه اسلامي بعهده فردي چون يزيد باشد. بنابراين از اين بيان مي فهميم كه تضاد يك حكومت استبدادي ستم پيشه با فرهنگ اسلامي عامل اساسي براي اين قيام است .
    در بيان ديگري در متن وصيتنامه امام قبل از خروج از مدينه مي فرمايد : « من براي سركشي و از روي هواي نفس و يا به منظور فساد و ستم قيام نكرده ام بلكه براي اصلاح امور جامعه و نجات امت اسلامي نهضت خود را شروع كرده ام . مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و طبق سيره و روش زندگي جدم پيامبر و پدرم علي بن ابي طالب حركت كنم » . (1 ) در اين بيان نيز امام حسين (ع ) بحث معضلات و انحرافات اجتماعي و فساد در جامعه و ضرورت امر بمعروف و نهي از منكر را مطرح ميكنند.
    در مسير حركت از مكه به كوفه نيز مي فرمايد : « مگر نمي بينيد كه به حق عمل نمي شود و از باطل جلوگيري نمي گردد. براستي كه انسان مومن در چنين شرايطي آرزوي مرگ مي كند و مشتاق ديدار پروردگار خود است . كه من مرگ را در اين حال جز سعادت و خوشبختي و زندگي با ستمگران را دلگيركننده و جز ننگ و نكبت و عار نمي دانم » . (2 )
    نزديك سرزمين كربلا در برخورد با لشگر حر بن يزيد نيز مي گويد :
    مردم ! رسول خدا فرمود : هركس سلطان و حاكم ستمگري را ببيند كه حرام خدا را حلال دانسته و پيمان الهي را بشكند و مخالف سنت رسول خدا(ص ) باشد و در ميان بندگان خدا بر گناه و عداوت و دشمني عمل كند و در اين شرايط با گفتار و رفتار خود به مخالفت با چنين كسي برنخيزد خداوند او را در جايگاه همان ستمگر قرار مي دهد » . (3 )
    نيازي نيست به ديگر كلمات امام (ع ) استشهاد كنم همه بيانات و كلمات آن حضرت حكايت از آن دارد كه اين قيام و نهضت براي نجات جامعه اسلامي مبارزه با فساد ايجاد اصلاحات استقرار حق و عدل و احكام الهي امر به معروف و نهي از منكر است .
    در اينجا دو نكته بايد مورد بحث قرار گيرد. يكي آنكه آيا كاربرد حماسه امام حسين (ع ) تنها براي مبارزه با حكومت هاي جائر و طاغوت است آيا تنها براي مقابله و يا جنگ و برخورد با حكومت هاي غير اسلامي است يا آنكه در دولتهاي اسلامي و در جامعه اسلامي نيز كاربرد دارد.
    آيا كاربرد بحث شهادت و حماسه عاشورا تنها برون ستيزي و دشمن ستيزي است و يا آنكه درس اين قيام آزادگي تسليم نشدن در برابر هر نوع بي عدالتي و ظلم است و بصورت كاركردي و عملي سرمشق براي همه كساني است كه بنحوي حقوق آنان در جامعه تضييع شده است . با تكيه بر اين واقعه درس آموز بايد فرهنگ آزادي و تبري جستن از پذيرش روابط ناعادلانه را آموخت . درس عاشورا درس شهامت و رشادت و عزت و مردانگي و آزادگي و تربيت نسل جوان در راستاي اين اهداف است . تا مردم در سايه اين فرهنگ خواستار حقوق حقه خود و پيگير حقوق اجتماعي خود باشند و تا چنين نشود رشد و ترقي جامعه امكانپذير نخواهد شد. با تكيه بر اين فرهنگ است كه بايد تحرك و موج و نشاط سياسي را بوجود آورد.
    با تكيه بر اين فرهنگ و آموزه هاي آن است كه مي توان به سوي جامعه اي برتر آگاه تر فعال تر و داراي مشاركت بيشتر و با سطح آگاهي و شعور بالاتر در جامعه حركت كرد. بنابراين درس هاي اين قيام هم براي مبارزه با دشمن و با يك حكومت استبدادي و غير اسلامي است و هم براي اصلاح جامعه و ايجاد عدالت و برابري و جلوگيري از هرگونه انحراف در يك جامعه اسلامي و يك حكومت اسلامي و مردمسالار ديني است . در واقع بحث اين است كه گستره اين سرمشق تا كجاست آيا حداقلي است و يا حداكثري است . سخن اين است كه اين سرمشق حداكثري است و براي همه جوامع پيام دارد و سرمشق است .
    نكته دوم بحث گستره معناي « معروف » و « منكر » است . معروف يعني چه منكر يعني چه دايره اين معروف و منكر تا كجاست متاسفانه در جامعه ما بحث معروف و منكر در موضوعات خاصي محدود و محصور شده است . وقتي گفته مي شود معروف در ذهن ما عباداتي چون نماز و روزه و حج و مسايل اخلاقي چون كمك به مستمندان و ايتام احسان و نيكي به نزديكان خطور مي كند. آيا معروف منحصر به همين موارد است كه بيشتر در جامعه ما مورد بحث است يا دامنه اي وسيع تر و گسترده تري دارد.
    وقتي هم كه كلمه « منكر » مطرح مي شود بيشتر بحث بي حجابي دزدي چاقوكشي مواد مخدر ضرب و شتم باج گيري و امثال اينها در ذهن ما رديف مي شوند. وقتي كلمه دايره منكرات گفته مي شود و يا مساله ستاد امر به معروف و نهي از منكر مطرح مي شود. محدوده خاصي در ذهن مردم و حتي برخي مسئولين مطرح است .
    در حالي كه « معروف » معنائي بسيار وسيع تر دارد و همچنين در برابر آن منكر. قرآن مي فرمايد. « گفتار پسنديده سخن مودبانه رفتار نيكو و گذشت بهتر از صدقه اي است كه در كنار آن آزاد و اذيت و بي احترامي و شكستن شخصيت مستمند باشد . » (4 ) بنابراين سخن توام با ادب و گفتار مودبانه از ديدگاه قرآن يكي از مصاديق معروف است و طبعا نقطه مقابل آن منكر است .
    و يا قرآن مي فرمايد : « براي زنان حقوق شايسته اي است همانطور كه وظايفي نيز براي آنان مي باشد . » (5 ) در اينجا حقوق شايسته همسران در برابر يكديگر بعنوان معروف خوانده شده است .
    در آيه ديگر قرآن مي فرمايد : « اگر مي خواهيد زنان را نگهداريد بايد رفتار خوب با آنها داشته باشيد و اگر مي خواهيد جدا شويد باز هم بايد با رفتار خوب و خوش با آنها برخورد كنيد . » (6 ) رفتار شايسته و مودبانه « معروف » و خشونت و درشتي و بدرفتاري بعنوان « منكر » مطرح است .
    در جاي ديگر قرآن نسبت به آنها كه بجاي قصاص عفو و گذشت مي كنند كلمه معروف را مطرح مي كند . (7 ) كه در اينجا بحث عفو و گذشت است . و آنجا كه بجاي قصاص عفو و گذشت است « معروف » ناميده مي شود.
    بنابراين سخن مودبانه رفتار شايسته حقوق شايسته اقدام درست رفتار خوب عفو و گذشت احسان و بخشش معاشرت نيكو برخورد عادلانه و بالاخره هر عمل صحيح و شايسته از ديدگاه شرع يا عقل يا جامعه « معروف » خوانده مي شود و در برابر آن هرگونه رفتار خشن و كار ناشايست و زشت منكر ناميده مي شود.
    آيا فكر مي كنيم امر به معروف و نهي از منكر فقط در جوامع اسلامي و يا فقط در ايران است در حالي كه نهي از منكر و امر به معروف در جوامع صنعتي و غرب گاهي شديدتر از جوامع ما مطرح است . البته ممكن است عملي در اينجا منكر باشد ولي در غرب نباشد و يا كاري در آنجا معروف باشد و در اينجا نباشد.
    اگر با كسي در معناي معروف اختلاف داريم . قبل از امر معروف بايد براي او معروف تبيين شود و سپس به آن امر شود. البته اين يك بحث مهمي است كه در زمينه « معروف » و « منكر » اگر اختلافي وجود دارد قبل از هر كار اجماع سازي و نزديك شدن افكار به يكديگر يك ضرورت است .
    شما اگر در يك كشور اروپايي از چراغ قرمزي رد شويد قبل از پليس دهها نفر سواره و پياده شماره ماشين شما را يادداشت مي كنند و به پليس اطلاع مي دهند و خود را موظف مي دانند كه با اين منكر برخورد كنند. اگر در صف بانكي ايستاده اند و بخواهيد صف را بهم بزنيد و نوبت را مراعات نكنيد همه مردم با شما برخورد مي كنند و خود را موظف به مبارزه با اين منكر مي دانند. چون آثار مخرب و نكات مثبت معروف اجتماعي براي ديگران هم هست و آثار و مضرات منكر اجتماعي نيز براي ديگران نيز خواهد بود.
    كدام جامعه زنده است كه بدون امر معروف و نهي از منكر بتواند به حيات و پيشرفت ادامه دهد. تضمين سلامت جامعه با نظارت همگاني و امر به معروف و نهي از منكر است . بنابراين بحث اين است كه پيام كربلا در زمينه معروف و منكر چيست آيا مقصود منحصرا معروف منكر در بحث عبادات و برخي از اخلاقيات است آيا فقط بحث مبارزه با حكومت غير ديني است يا اينكه در يك جامعه اسلامي هم اين بحث مطرح است . من از شما مي پرسم ترك يك روز روزه ماه رمضان گناهش بيشتر است يا اجراي يك طرح بزرگ ملي بدون گرفتن نظر كارشناسان تحميل يك هزينه بزرگ بر يك جامعه و بر يك ملت بخاطر عدم توجه به نظر كارشناسان گناهش بالاتر است يا افطار يك روز روزه ماه رمضان شكستن روزه ماه رمضان با استغفار و قضا و كفاره حل مي شود ولي تحميل هزينه بزرگ به يك ملت بدليل عدم مشورت با نخبگان و كارشناسان چگونه جبران مي شود آيا آن مسئول قادر به جبران است آيا هرگز يك ملت از آن مسئول سهل انگار بي دقت و يا با استبداد راي مي گذرد اينجا رضايت يك ملت و رضايت خداوند مردم راطلبد. منزوي كردن كارشناسان و صاحبنظران و صاحبان تجربه يك منكر بزرگ و گناه نابخشودني است .
    دستگيري يك فقير يك معروف است مشورت با كارشناسان براي انجام يك امر حياتي و مهم در سطح كشور و يا در سطح منطقه هم معروف است . ولي آيا اين دو معروف قابل مقايسه هستند
    براي روشن شدن مساله به چند نمونه منكر بزرگ اجتماعي در همان زمان امام حسين (ع ) اشاره مي كنم و بعد انطباق آن موارد به مقطع زماني خودمان . يكي از منكرات بسيار بزرگ و غير قابل گذشت در عصر امام حسين (ع ) كه يكي از علل اصلي قيام آنحضرت هم بود اين مساله بود كه بني اميه « نظام اسلامي » و « حكومت اسلامي » را فداي جايگاه قومي و طايفه اي خود كرده بودند. اسلام و حكومت اسلامي را براي خود مي خواستند و براي ارتقا جايگاه قومي بني اميه . و لذا حكومت اسلامي را فداي منافع قومي كردند و بالاتر اسلام و احكام اسلامي را هم فدا كردند.دانيم كه در يك جامعه اسلامي « نظام اسلامي » از همه امور مهم تر است و حفظ نظام از اهم واجبات است و لذا امام قدس سره فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است . از نظام اسلامي بالاتر چيست خود « اسلام » است . اساسا هدف اصلي تشكيل نظام اسلامي اجراي احكام اسلامي حفظ ثغور كشور اسلامي اجراي حدود اسلامي و استقرار احكام خداوند و قسط و عدل اسلامي در جامعه است . تشكيل نظام اسلامي براي پياده كردن احكام اسلام و براي اجراي دستورات الهي است . براي تبلور فرهنگ اسلام و ترويج آن فرهنگ است . اگر نظامي آمد و خود اسلام را از بين برد چه ارزشي دارد نظام براي حفظ اسلام و اجراي احكام آن است و همچنين مديريت جامعه در چارچوب موازين و مقررات اسلامي است . يزيد مگر چه كرده بود كه امام ناچار شد در برابر او قيام كند يزيد هم نظام اسلامي را فدا كرده بود هم اسلام را فدا كرده بود براي حاكميت بني اميه و قدرت طلبي خود.
    حالا اگر در يك نظام اسلامي در يك انتخابات براي برنده شدن يك حزب و جناح به نظام اسلامي لطمه زده شد و يا بالاتر به خود اسلام لطمه زده شد آيا يك منكر بزرگ انجام نگرفته
    انتخابات براي چيست نظام اسلامي براي چيست براي اجراي احكام اسلام و مقررات دين اگر خداي ناكرده در كنار انتخابات ها اخلاق اسلامي و احكام دين را زير پا گذاشتيم كار ما معروف است يا منكر اساس اسلام براي اخلاق است . براي فضيلت است . پيامبر فرمود « بعثت لاتمم مكارم الاخلاق » من براي تكميل مكارم اخلاقي و استقرار اخلاق و فضيلت در جامعه بشري مبعوث شده ام .
    اگر بنا باشد با دروغ اتهام و تخريب آبروي ديگران را بردن حزب و جناح من برنده شود در واقع من در مسير يزيد قرار گرفته ام . مگر يزيد چه كرده بود يزيد براي برنده شدن بني اميه حاضر شد به حكومت اسلامي و خود اسلام لطمه بزند حسين به همين دليل نتوانست تحمل كند و در برابر او قيام كرد.
    اگر در جامعه اي براي برنده شدن جناح و حزب دروغ تهمت تخريب ديگران مرتب تكرار شد. در اين انتخابات در آن انتخابات كم كم فاجعه بزرگي رخ مي دهد و آن اينكه كم كم منكر تبديل ميشود به معروف و لذا امام حسين در نامه به مردم بصره نوشت : « شما را دعوت مي كنم براي زنده كردن كتاب خداوند و سنت پيامبر(ص ). چون سنت اسلام مرده و بدعت جاي آن را گرفته است . و اگر سخن مرا بشنويد و فرمان مرا اطاعت كنيد شما را به راه سعادت رهبري خواهم كرد . » (8 )
    آري خطر در جايي است كه سنت ها خوبي ها شايستگي ها مي ميرد و بدعت ها زشتي ها خيانت ها بنام كارهاي درست و صحيح ظهور پيدا مي كند. به پيروزي حزب و جناح در سايه دروغ ها صرف بيت المال و استفاده از امكانات دولتي تخريب ديگران افتخار مي شود.
    بنابراين فاجعه آن است كه معروف منكر شود و منكر معروف شود. فكر مي كنيد در اين شرايط مي شود آن جامعه را به سادگي اصلاح كرد ! شما به دوران حكومت اميرالمومنين (ع ) نگاه كنيد كه بعد از سال انحرافات حكومت را در دست گرفت . آيا توانست بدعت ها را از بين ببرد !
    فرمود : « اگر بخواهم مردم را به ترك اين بدعت ها و كارهاي مخالف با سنت پيامبر وادار كنم و آنها را به مسير حق برگردانم و به همان سيره و روش پيامبر بخوانم . همه قشون و سربازانم از دور من پراكنده مي شوند تا جائي كه خودم تنها خواهم ماند و يا با شمار اندكي از شيعيان كه فضل مرا و جايگاه من را مي شناسند . » (9 )
    بعد اميرالمومنين موارد متعددي را مي شمارد يكي از آن موارد اين است كه فرمود به آنها گفتم در ماه رمضان نماز مستحبي را به جماعت نخوانيد فرياد زدند : « اي مسلمانان بفرياد برسيد كه سنت عمر مي خواهد تغيير يابد » . (10 ) بعد امام فرمود : « من از دست اين امت چه ها كه نكشيدم ! » (11 ) اميرالمومنين با آن همه عظمت نتوانست رفتار و كردار زشت و هنجارهاي ناروا را تغيير دهد و مردم را به مسير دوران پيامبر برگرداند. شما فكر مي كنيد اگر انحرافات در جامعه رواج پيدا كرد دو سال سه سال ده سال ديگر مي توان آنها را بسادگي اصلاح كرد.
    برادران خواهران احزاب گروهها و تشكل ها! بدانيد همه ما در يك كشتي نشسته ايم . اگر اين كشتي سوراخ شود همه غرق مي شويم . اين كشتي را موافق سوراخ كند يا مخالفت سوراخ كند و يا معاند فرقي نمي كند. ضربه به همه ما و ملت است . كشتي وقتي مي تواند ما را به ساحل نجات برساند كه سالم بماند. اگر خداي ناكرده در جامعه اي گروه و جناح و حزب از نظام اسلامي و از خود اسلام براي ما مهم تر شد بدانيد در آن شرايط منكر جاي معروف را گرفته است و « بدعت » جاي « سنت » .
    يك از منكراتي كه بسيار خطرناك است و در دوران امام حسين بود و خداي ناكرده در اين زمان هم ممكن است كساني در پي آن باشند تخريب و حتي سب و لعن بزرگترين ياران انقلاب و امام است . ببينيد در دوراني كه اميرالمومنين خود حاكم جامعه اسلامي بود اين انحراف بزرگ و خطرناك مشاهده شد. فرمود. « به من خبر رسيده كه مي گوييد علي دروغ مي گويد ! خدا مرگ شما را برساند. به چه كسي دروغ بسته ام به خداوند در حالي كه من نخستين كسي بودم كه بخداوند ايمان آوردم يا به پيامبر خدا در حالي كه من اول كسي بودم كه او را تصديق كردم . نه بخدا هرگز . » (12 )
    شما باورتان مي شود كه نزديكترين و عزيزترين يار پيامبر كه آن همه پيامبر اسلام از او تجليل مي كرد و آن همه آيات قرآن در شان او نازل شده بود و آن همه فداكاري كرده بود و همواره در مواقف خطر در صف مقدم بود و در همه بحران ها او مديريت را به عهده مي گرفت كاربجايي برسد كه 25 سال بعد از وفات پيامبر اسلام مردم نسبت به او چنين قضاوتي كنند و به او نسبت دروغگويي بدهند!
    از اين هم بدتر كار را بجايي رساندند كه علي بن ابيطالب را سب و لعن كردند و به او دشنام مي دادند تا جايي كه خود اميرالمومنين فرمود اگر به دشنام به من مجبور شديد و جان شما بخطر بود اجازه مي دهم كه من را دشنام دهيد!
    فرمود : « آگاه باشيد بزودي شما را به بدگوئي و دشنام من و بيزاري و برائت از من وادار مي كنند بدگوئي و دشنام را در هنگام اجبار و خطر اجازه مي دهم چه اينكه مايه بلندي مقام و درجات من و مايه نجات شما خواهد بود » . (13 ) باور كردني است كه در جامعه اسلامي بزرگترين شخصيت جهان اسلام و نزديكترين فرد به رسول خدا و عزيزترين چهره در نهضت و انقلاب اسلامي پيامبر اكرم (ص ) مورد سب و لعن قرار بگيرد !
    متاسفانه در همين انقلاب اسلامي خودمان در همين 30 سال گذشته شاهد بوديم كه به برخي از ياران امام و نهضت اسلامي چقدر تهمت و سخن ناروا گفته شد. نكند روزي برسد كه بگويند شرط اينكه اين پست و مقام به تو داده شود اين است كه به فلان يار ديرين امام (ره ) دشنام دهي و از او نفرت بجوئي . نيايد آن روزي كه انحطاط در جامعه بجائي برسد كه نزديك ترين ياران امام (ره ) مورد سب و لعن قرار بگيرند. اگر از امام حسين پيروي نكنيم و از راه عاشورا فاصله بگيريم و شهامت ايستادگي و سخن گفتن نداشته باشيم آن روز دور نخواهد بود. در صحنه عاشورا هم امام حسين به مساله تكان دهنده برخورد. وقتي فرمود چرا با من مي جنگيديد مگر خودتان من را دعوت نكرديد مگر من را نمي شناسيد در برابر منطق قوي امام عده اي فرياد زدند و گفتند « بغضا منا لابيك » بخاطر عداوت و كينه اي كه از پدرت علي بن ابيطالب بر دل داريم كه با اين جمله دل حسين را بدرد آوردند.
    كار بجائي رسيده بود كه فرزند علي بن ابي طالب بودن جرم نابخشودني بود و گفتند با تو مي جنگيم چون فرزند علي بن ابيطالب هستي !!
    علي با آن همه مقامش جملات پيامبر در حق او كه فرمود : « من كنت مولاه فهذا علي مولاه » آن همه فتوحات به دستش آن علم آن تقوا آن عبادت و... كاري به جايي رسيد كه عده اي كه خود را مسلمان مي دانستند فرزند علي بودن از نظر آنها جرم بزرگ بود.
    آيا ممكن است چنين منكر بزرگي معروف شود باوركردني است بله اگر بيداري و هوشياري نباشد و عوام فريبي در جامعه رواج يابد; چنين روزي هم ممكن است .
    منكر سوم كه بسيار مهم است و اينكه « هدف وسيله را توجيه كند » . همانطور كه معاويه و يزيد مي كردند از هر گناه و دروغي و مكر و حيله اي براي حكومت و ادامه حكومت خود استفاده مي كردند. اميرالمومنين فرمود : اگر خيانت گناه نبود من از همه مردم زيركتر بودم . (14 )
    . اساس حكومت اسلام و حكومت اميرالمومنين اين است كه براي استحكام حكومت از دروغ و خيانت و گناه استفاده نشود.
    آيا ممكن است در يك جامعه اسلامي عده اي بگويند چون جناح و حزب ما به حق است . پس مي توانيم عليه رقيب از هر وسيله اي استفاده كنيم استدلال آنها هم اين باشد كه چون به عقيده ما پيروز شدن جناح رقيب به ضرر نظام است پس مجازيم تهمت بزنيم تخريب كنيم چون هدف مهم است و نه وسيله .
    همه افتخار ما از آغاز نهضت اسلامي اين بود كه معتقديم هدف وسيله را توجيه نمي كند. اساسا فرق اساسي يك حكومت اسلامي با حكومت غربي و شرقي اين است كه آنها مي گويند هدف وسيله را توجيه مي كند و ما قبول نداريم و مي گويم اگر هدف حق است راه هم بايد درست باشد. وسيله هم بايد منطقي و درست باشد. براي دستيابي به يك حكومت نبايد دروغ گفت تهمت زد و آبروي ديگران را برد. هدف بايد درست مسير بايد صحيح و وسيله هم بايد پاك باشد.
    متاسفانه اگر فرهنگ عاشورا هدايتگر ما نباشد ممكن است كم كم به اين « منكر » هم مبتلا شويم . فرهنگ عاشورا به عنوان يك سرمايه بزرگ و به عنوان يك فرهنگ بالنده به ما مي گويد : مسلمان هوشيار باش و نگذار در جامعه روابط ناعادلانه حاكم شود! نگذار حق زير پا برود! نگذار به نام دين روش هاي پسنديده به روشهاي ناپسند تبديل شود. در برابر بدعت در برابر منكر بايست .
    عاشورا به ما مي گويد با منكرهاي اجتماعي مهم مبارزه كن و ساكت نمان .
    مگر امام از سال 41 تا پيروزي انقلاب همواره بر اين اصل تكيه نكرد كه دين از سياست جدا نيست مگر گفته نشد كه سياست ما عين ديانت ما و ديانت ما عين سياست ما است . اگر چنين است كه قطعا چنين است پس نبايد امر به معروف و نهي از منكر هم در محدوده مسايل خاصي باقي بماند بايد در سياست و مديريت جامعه هم امر به معروف و نهي از منكر حضور پيدا كند.
    آيا مي توانيم بگوييم بدحجابي منكر است ولي آمار غيردقيق و يا آمار دروغ دادن منكر نيست ! آيا مي توان گفت نگفتن حقايق به مردم و اغرا به جهل و گمراه كردن مردم منكر نيست !
    آيا مسيري كه ما را به خودكفايي يا خود اتكايي مي رساند معروف نيست آيا طرحي كه واردات را كمتر كند معروف نيست آيا تقويت سرمايه اجتماعي معروف نيست آيا مبارزه با تورم و فقر نهي از منكر نيست
    آيا واردات بي رويه منكر نيست آيا اتكا بيش از حد به نفت در بودجه منكر نيست
    منكر كه فقط چند مورد محدود نيست . منكر يك ليست بلندي دارد معروف هم اين چنين است .
    بنابراين فرهنگ عاشورا به ما مي گويد اول معروف ها را بشناس معروف هاي مهم اجتماعي را بشناس منكرها را بشناس و سپس براي استقرار معروف و مبارزه با منكر كمر همت را ببندد.
    امروز تقويت هويت ديني و هويت ملي قدرت ملي بالابردن سطح آگاهي و دانش مردم و شعور اجتماعي و بالابردن اطلاع مردم از حقوق سياسي و اجتماعي و بالابردن سطح مشاركت مردم تقويت اتحاد ملي و انسجام اسلامي كه رهبر معظم انقلاب امسال را به اتحاد و انسجام نامگذاري كردند جزو معروف هاي مهم است كه همه ما بايد به آنها امر كنيم استقرار بخشيم و تقويت كنيم .
    دخالت مردم و نظارت مردم در اداره جامعه معروف بزرگ است . اينكه امام فرمود ميزان راي مردم است اين يك اصل بسيار مهم و اساسي است كه بايد آن را تثبيت كنيم . راي مردم نبايد تبديل به تشريفات شود و اگر خداي ناكرده شد يك منكر بسيار بزرگ است .
    حضور در صحنه معروف بزرگي است كه امام (ره ) به ما آموخت . حضور پاي صندوق آرا معروف مهمي است كه امام به ما آموخت . مشاركت مردم در انتخابات و آرا مردم و حضور پرشور در انتخابات معروف بزرگي است كه مقام معظم رهبري همواره بر آن تاكيد دارند.
    هركس هر كاري را انجام بدهد كه موجب ياس مردم در انتخابات شود يك منكر بزرگ را مرتكب شده است . مجريان ناظران احزاب تشكل ها و مردم به اين اصل مهم توجه كنند بايد كاري كنيم كه مردم با نشاط در انتخابات حضور يابند به عنوان يك وظيفه و يك معروف بزرگ و نبايد مردم را دلسرد كرد به عنوان يك منكر بزرگ اجتماعي .
    برگزاري انتخابات سالم شكوهمند يك معروف بزرگ است كه موجب تقويت نظام و ياس دشمنان ما خواهد شد. اين يك وظيفه اسلامي انقلابي و ملي همه ما است و هر كاري كه موجب كاهش نشاط سياسي مردم و خداي ناكرده حضور كم رنگ مردم در انتخابات شود يك منكر بزرگ است .
    هر اقدامي كه موجب آن شود كه مردم احساس كنند آرا آنها امنيت كامل دارد اين ايجاد احساس معروف بزرگ است و هر كاري كه مردم نسبت به امنيت آرا خودشان ترديد كنند منكر بزرگ خواهد بود.
    دنيا چشم به اين انتخابات و صحت و سلامت آن و حضور مردم در آن دوخته است . تك قطبي شدن و تك محوري شدن انتخابات يك منكر بزرگ است . اينها گوشه اي از درسهاي عاشورا براي همه ما است . پس « كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا »
    پاورقي :
    1 ـ مقتل خوارزمي جلد 1 ص .188
    2 ـ تحف المعقول ص .176
    3 ـ تاريخ طبري جلد 4 ص .376
    4 ـ سوره بقره آيه .263
    5 ـ سوره بقره آيه .228
    6 ـ سوره بقره آيه .231
    7 ـ سوره بقره آيه 78 .
    8 ـ تاريخ طبري جلد 4 ص 266
    9 ـ روضه كافي جلد 1 ص .96
    10 ـ همان .
    11 ـ روضه كافي جلد 1 ص 96 .
    12 ـ نهج البلاغه خطبه 71 .
    13 ـ نهج البلاغه خطبه 57 .
    14 ـ نهج البلاغه خطبه .198

    امروز تقويت هويت ديني ملي قدرت ملي بالا بردن سطح آگاهي مردم تقويت اتحاد ملي و انسجام اسلامي جزو معروف هاي مهم است كه همه بايد به آن امر كنيم
    فرهنگ عاشوا را به عنوان يك سرمايه بزرگ و فرهنگ بالنده به ما مي گويد كه اي مسلمان هوشيار باش و نگذار در جامعه روابط ناعادلانه حاكم شود نگذار به نام دين روشهاي ناپسند حاكم گردد
    آيا ممكن است در يك جامعه اسلامي عده اي بگويند چون جناح و حزب ما به حق است پس مي توانيم عليه رقيب از هر وسيله اي استفاده كنيم !
    يكي از منكراتي كه بسيار خطرناك است و در دوران امام حسين بود و خداي ناكرده در اين زمان هم ممكن است كساني درپي آن باشند تخريب و حتي سبب و لعن بزرگترين ياران انقلاب و امام است