بسم الله الرحمن الرحيم
برنامه هاي ايجاد سپر دفاع موشكي « ناتو »
تدريجا پيامدهاي خود را آشكار مي سازد. ژنرالهاي روسي كه تا اين اواخر ترجيح
مي داده اند كه خشم خود را به ديپلماتها وكرملين منتقل كنند و در معادلات جهاني قدرت ساكت بمانند
تدريجا با واكنش هاي خشم آلود
خود نشان مي دهند كه ظاهرا كاسه صبر آنها لبريز شده و ممكن است در صدد انعكاس مستقيم ديدگاههاي خود برآيند و چيزهائي را بر
زبان جاري كنند كه بوي جنگ و تقابل و اقدامات پيشگيرانه از آن به مشام مي رسد.
« مارشال يوري بالويفسكي » رئيس ستاد مشترك نيروهاي مسلح روسيه درخلال كنفرانسي علمي در آكادمي علوم نظامي روسيه
اعلام كرد كه درصورت لزوم
از نيروهاي مسلح براي « اقدامات پيشگيرانه » و همچنين از تسليحات هسته اي براي حفاظت از روسيه و
هم پيمانانش استفاده خواهد شد.
وي تصريح كرد كه مسكو قصد حمله به كسي را ندارد لكن تمامي شركايش بايد متوجه شوند كه اقدامات و تصميمات آنها دقيقا
تحت نظر قرار دارد.
اظهارات قدرتمندترين فرمانده نظامي روسيه
اگر چه تعمدا در ميان واژه هاي مسالمت جويانه تا كمتر دلهره آور يا تهديدآميز بنظر
آيد لكن تمامي ويژگي هاي مورد انتظار از يك تهديد اتمي و احتمال انجام اقدامات پيشگيرانه را با خود بهمراه دارد.
سئوال اصلي اينست كه آيا جملات تهديدآميز اين فرمانده ارشد روسي نشانگر وخامت اوضاع وبي تابي مسكو تلقي مي شود و
بايستي آنرا جدي گرفت يا آنكه هشدار كم رمق براي ناتو به حساب مي آيد واقعيت اينست كه مسكو اكنون بيش از 17 سال است كه از
دوران فروپاشي اتحاد شوروي فاصله گرفته و انحلال پيمان ورشو را خواسته يا ناخواسته
پذيرفته است . اينكه ناگهان يك مارشال
روسي از مواضع مسكو براي حفاظت از هم پيمانانش سخن بميان مي آورد
نشانگر تمايل آشكار كرملين به شكل دادن فضائي است كه
حاشيه امن براي روسيه را بيشتر و مطمئن تر سازد. زماني « خط قرمز » ژنرالها در پشت مرزهاي آلمان و مشخصا مرزهاي اروپاي شرقي
بود اما اين روزها كرملين شاهد نقش آفريني « جرج سورس » درون ساختار قدرت در روسيه است و ژنرالها مرتبا دعوت به سكوت
مي شوند.
مسئله اينست كه روسيه از ديدگاه غرب هنوز در دوران بحران ناشي از فروپاشي اتحاد شوروي بسر مي برد و در موقعيتي نيست كه
موضع تهاجمي داشته باشد يا تهديداتش جدي ارزيابي شود. هنوز سران غرب مواضع حقارت آميز « بوريس يلتسين » رئيس جمهور
سابق روسيه را كه ملتمسانه در پشت درهاي اجلاس « جي ـ 7 » مي ايستاد و دست خالي بازمي گشت
فراموش نكرده اند . اگر چه « ميخائيل
گورباچف » اخيرا از روسيه بعنوان يك قدرت جهاني موثر ياد كرده كه دوران انتقالي را پشت سر گذاشته
ولي غرب همچنان مايل است
اين اظهارنظرها را ناديده بگيرد و قدرت نمائي مسكو را در صحنه مناسبات جهاني به رسميت نشناسند. دقيقا به همين دليل است كه
تهديدات مارشال روسي در غرب
جدي گرفته نخواهد شد و كاملا بعيد بنظر مي رسد كه تهديد اتمي و حتي تهديد به اقدامات
پيشگيرانه
محاسبات وحركت خزنده غرب در پشت مرزهاي روسيه را تحت الشعاع قرار دهد.
خشم روزافزون و تقريبا آشكار ژنرالهاي روسي از اينست كه ناتو سعي دارد چك و لهستان يعني اقمار ديروز مسكو را در خدمت
اهداف ضدروسي خود قرار دهد و دقيقا در كشورهائي به احداث پايگاههاي استراق سمع و ايجاد سپر دفاع موشكي بپردازد تا ديروز
جزو حياط خلوت كرملين محسوب مي شدند. مسكو تا اين اواخر سعي داشت با ظرفيتهاي ديپلماتيك خود
ناتو را از اتخاذ تصميمات
تحريك كننده وحتي تهديد كننده منصرف سازد لكن لجاجت كاندوليزا رايس در ديدارهاي حضوري نشان داد كه مسكو از اين طريق به
نتايج دلخواهش نخواهد رسيد. خروج از « پيمان كاهش نيروهاي مسلح متعارف در اروپا » و همچنين از سرگيري پرواز جنگنده هاي
بمب افكن هاي راهبردي روسيه بر فراز اقيانوس اطلس
آرام قدمهاي اوليه براي نقش آفريني نظاميان در مناسبات با « ناتو » بوده است كه
اكنون با « تهديد اتمي » ژنرال تكميل مي شود. كاملا بعيد بنظر مي رسد كه اين اقدامات و تهديدات
اگر چه تازگي دارد و مهم ارزيابي
مي شود ولي بعنوان پديده اي حياتي و الزام آور براي غرب
تاثيرات مورد انتظار كرملين را بهمراه داشته باشد.
مسكو در واقع بيش از يك دهه با دنباله روي از سياستهاي واشنگتن و همراهي در بسياري زمينه ها از جمله در جهت معرفي ايران
بعنوان يك « خطر » ! و كشوري كه به مصوبات شوراي امنيت بي اعتناست
بيشترين امتيازات يكطرفه را با همراهيهاي تامل برانگيز خود
نصيب سياستهاي كينه توزانه و غير منطقي بوش كوچك كرد و اكنون با تلخكامي احساس مي كند كه فريب واشنگتن را خورده و زمان به
زيانش به پيش مي رود.
به مصلحت مسكو و ساير قدرتهاي نوظهور است كه يكجانبه گرائي آمريكا جاي خود را به « نظام چند قطبي » دهد و نظام جهاني
قدرت با نقش آفريني قطب هاي متعددي به ثبات و پايداري و امنيت جهاني منجر شود. البته سياستهاي مسكو در اين دوران طولاني و
بويژه در طول حاكميت سياه بوش
در مقياس حيرت انگيزي در جهت تاييد بي چون و چراي مواضع واشنگتن بوده و فضائي را به
وجود آورده است كه انباشتگي اثرات تدريجي آن بر روي منافع پيراموني مسكو سنگيني مي كند. ترديدهاي جدي وجود دارد كه آيا
مسكو در صورت به مخاطره نيفتادن منافع مستقيمش
باز هم از مواضع امروزينش با واشنگتن قرار مي گرفت متاسفانه مسئوليت
بخش قابل توجهي از شتاب امروز غرب در تحميل و تحكيم ديدگاههايش در گوشه و كنار جهان متوجه مسكو و همراهي هاي تامل
برانگيز مسكو بوده و هست .
دقيقا به همين دليل است كه بايد از رهبران كرملين پرسيد كه اگر واشنگتن از طرح اخيرش براي احداث پايگاههاي استراق سمع و
سپر دفاع موشكي عليه مسكو منصرف شود و از سماجت براي اجراي آن دست بردارد
آيا باز هم جهان شاهد همراهي بدفرجام مسكو با
سياستهاي غيرانساني واشنگتن خواهد بود
پاسخ اين سئوال از ديدگاه كرملين هر چه باشد
در يك نكته كمتر مي توان درديد كرد و آن اينكه از ديدگاه غرب و بويژه واشنگتن
اين
تهديدات و چرخش هاي سياسي در مواضع مسكو چندان جدي گرفته نخواهد شد. غرب فراموش نكرده است كه توجيه اوليه اش براي
احداث اين رادارها و شبكه موشكي
« مهار ايران » بود و پيشنهاد شتابزده و غير اصولي پوتين براي همكاري استراتژيك با آمريكا و ناتو
در جهت « مهار ايران » استفاده مشترك از ايستگاه راداري « قبله » را نيز فراموش نكرده است . همان پيشنهاد شتابزده نشان داد كه مسكو هنوز
جايگاه خود در نظام جهاني قدرت را درك نمي كند و هنوز هم خود را در حد و اندازه « جاده صاف كن سياستهاي واشنگتن » ارزيابي
مي نمايد. آن پيشنهاد پوتين فاقد مولفه « غرور ملي » بود و همه ديدند كه بي اثر ماند.
آيا كسي در غرب و ناتو براي مسكو با چنين كارنامه ضعيف و تامل برانگيزي
حساب ابرقدرتي باز مي كند و تهديدات ژنرالهايش را
حتي اگر خيلي جدي و شديد هم بيان شده باشد
جدي مي گيرد به مصلحت مسكو بود كه پاسخ اين سئوال مثبت باشد. البته هنوز هم
دير نشده و همچنان به مصلحت مسكو خواهد بود كه با در پيش گرفتن يك سياست استقلالي در تمامي زمينه ها
« استقلال راي » بر
« استقلال عمل » خود را در يك سياستگذاري پايدار ومستمر
براي تحقق چنين اهدافي احراز كند. چرا كه در غير اينصورت هيچكس در
غرب
براي كشور و ملتي كه قادر به اتخاذ يك موضع ثابت در سطح ملي
منطقه اي و جهاني در قلمرو منافع ملي خود نباشد حسابي باز
نخواهد كرد.
طبعا تهديد ژنرالها براي « حمله اتمي » يا « عمليات پيشگيرانه » هم بعنوان تهديدي توخالي و بدون پشتوانه تلقي شده و حساسيت
چنداني را بر نمي انگيزد.

|