نگاهي به زندگي منتظران مهدي (عج ) قبل از ظهور
بخش دوم
اشاره :
بخش نخست مقاله « زندگي ديني پيش از ظهور » كه نگاهي به زندگي منتظران مهدي (عج ) قبل از ظهور است را روز پنج شنبه 86
10
13
در صفحه روح زندگي مطالعه فرموديد آنچه پيش روي شماست بخش دوم اين مقاله است كه توسط جمعي از نويسندگان حوزه علميه
تهيه گرديده است .
انتظار مكتب تعهد و تكليف
نزد همگان
جاودانگي شريعت و احكام آن
اصلي بي ترديد است و در تمامي عصرها
پيروي از دستورها و تعاليم ديني و پياده كردن
آنها در متن زندگي واجب است . بر پايه اين اصل پذيرفته و مسلم
دينداران
براي هميشه به حضور در صحنه و به انجام همه تكليفهاي
فردي و اجتماعي وظيفه دارند. انجام تكليفهاي ديني
تعطيل بردار نيست .
آيا غيبت امام و چشم به ظهور او داشتن
مي تواند مجوز برداشتن تكليف در بخشي از احكام ديني باشد
در اين صورت
جاودانگي شريعت اسلام
به عنوان يك دستگاه فكري و حقوقي و ارزشي به هم پيوسته
چگونه تفسير خواهد شد
مثلا در روايتهاي بسياري از گسترش ظلم و فساد و انحراف
در عصر غيبت
سخن رفته است كه اكنون شاهد آن هستيم
آيا انسان
ديندار كه در اين روزگار مي زيد
در برابر اينها رها و بي تكليف است يا تكليف مبارزه با ظلمها و فسادهاي فردي و اجتماعي و اصلاح
جامعه و جهاد در راه دفاع از مكتب و امت
همچنان باقي و جاويد است
هيچ كدام از فقيهان و دين شناسان به رها شدن بخشي از احكام دين فتوا نداده اند
آن هم احكامي كه نگهداشت دين به عمل كردن به
آنها وابسته است . براي اجراي حكم امر به معروف و نهي از منكر
شرايطي از جمله : شناخت معروف و منكر و نتيجه بخش بودن آن
بيان كرده اند
اما اين به معناي برداشتن تكليف نيست .
آيا مي توان گفت : در عصر غيبت به سبب حاضر نبودن امام (ع )
با وجود اين همه ظلم و فساد
شرايط امر به معروف و نهي از منكر
تحقق نمي يابد و يا هجومي صورت نمي گيرد اگر چنين است
پس چرا فقيهان در مباحث فقهي خود
در طول دوران غيبت
براي اين
موضوع
كتابي اختصاص داده و در چگونگي آن به تفصيل سخن گفته اند. آيا بيهوده بحث كرده اند !
جاي تاسف است كه شاهد باشيم گروهي نا آشنا به مسائل دين
انتظار را به گونه اي تفسير كنند كه اصل جاودانگي تكليف و تعهد
ديني انسان ديندار در اين بخش از دستور ديني ناديده انگاشته شود.
به راستي آيا بسامان آوردن نابسامانيهاي ديني در اجتماع و دست يازيدن به حركتهاي اصلاحي و احياگري در عصر انتظار
با فرهنگ
انتظار ناسازگار است و زنده نگاهداشتن سنت دعوت ديني حرام و ناروا
امام سجاد(ع ) مي فرمايد :
ان اهل زمان غيبه
القائلين بامامته و المنتظرين لظهوره ... الدعاه الي دين الله عزوجل سرا و جهرا.
معتقدان به مهدي (ع ) و منتظران ظهور او در عصر غيبت ... در پنهان و آشكار مردمان را به دين خدا فرا مي خوانند.
همان گونه مي نگريد
امام (ع ) منتظران معتقد و راستين را در روزگار غيبت
دعوت كنندگان به دين خدا معرفي كند. اگر انتظار را به
معني برداشته شدن تكليفهاي اجتماعي و نبودن مسو وليتهاي اصلاحي در جامعه بدانيم
پس دعوت به دين در اين سخن امام
معصوم (ع ) چگونه تفسير مي شود
آيا مبارزه با فسادهاي اجتماعي
با ظلم و بي عدالتي و با حركتهاي ضد انساني و ضد ديني مستبدان و مستكبران
كه بقاي آنها
محور دين و باورهاي ديني را در پي دارد
دعوت به دين خدا نيست
آيا تحقق و استقرار حاكميت دين و احياي نماز و حج و ولايت و امامت در جامعه و برقراري عدالت اسلامي به قدر توان
دعوت به
دين نيست تلاش در راه اصلاح بنيادهاي مادي و معنوي اجتماع و برآوردن سلامت دينداري
دعوت به دين نيست
پس
انتظار
باوري نيست كه با آن تعهد اجتماعي انسان منتظر نفي شود
يا سكوت و سازش با ستم بارگان و ظالمان توجيه گردد.
با چه تفسيري از دين
مي توان از دست رفتن عزت ديني و تحمل انواع ذلتها و مشاهده فسادها و ظلمها و هيچ نگفتن و انزوا گزيدن
را
دينداري دانست
سرنوشت ميليونها انسان ديندار را در دست فاسدان و جنايت پيشگان و ظالمان ديد و از ميان رفتن اركان و ارزشها و اصالتهاي دين
و دينداران را
به دست اين شيطان صفتان
شاهد بود و در برابر
خود را دينداري بي تكليف دانست راستي امام زمان (ع ) از اين دينداري
راضي است اين گونه تفسير از انتظار
با كدام اصل ديني سازگار است
البته دست زدن به مبارزه و مقاومت منفي كه در برخي روايتها به آن اشاره شده
پذيرفته است ; زيرا در پاره اي شرايط زمانها
اين
موضعي است پسنديده و خرد ورزانه
ولي بايد مقتضاي زماني و اجتماعي جامعه را شناخت و تاثير اين موضوع را در موفقيت دعوت
ديني
ارزيابي كرد و سنجيده و هوشمندانه عمل كرد. پس به هر روي
تكليف و تعهد ديني باقي و جاويد است .
2 ـ نگهداشت ايمان ديني
در روايتهاي بسياري از امتحان دينداران در دوره غيبت سخن گفته شده است . ايمان و دينداري
در بوته آزمايش گذاشته مي شود و
مردمان به اصالت ايمان و استواري در نگهداشتن دين خود
سنجيده مي شوند. آزمايشهاي ديني
براي همه ايمان آورندگان در همه
زمانها
قانون الهي است :
احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا امنا و هم لا يفتنون .
اما اين قانون
در روزگار غيبت به دو جهت
مورد تاكيد است :
آن كه امام (ع ) از نظرها پنهان است و منتظران
منتظر اويند و چون اين امر
به درازا مي كشد
افكار و دعوتهاي باطل
در ميان
مسلمانان پديد مي آيد و گروهي گمراه مي شوند :
امام صادق (ع ) مي فرمايد :
ان لصاحب هذا الامر غيبتين احديهما تطول حتي يقول بعضهم : مات
و بعضهم يقول : قتل
و بعضهم يقول : ذهب
فلايبقي علي
امره من اصحابه الا نفر يسير.
به راستي مهدي (ع )
دو غيبت دارد. دوم آن
به اندازه اي به درازا مي كشد كه گروهي مي پندارند : وي
مرده است و گروهي مي پندارند :
كشته شده و گروهي مي پندارند : (ظهور او) گذشته است . پس بر پيروي از او
كسي باقي نماند
مگر مردماني اندك :
علي (ع ) مي فرمايد :
يكون له حيره و غيبه تضل فيها اقوام و يهتدي فيها اخرون .
به سبب غيبت مهدي (ع )
سردرگمي به وجود مي آيد مي آيد كه گروهي گمراه مي شوند و گروهي ديگر بر هدايت مانند :
در اين دوران
شرايطي به وجود مي آيد و اوضاعي بر جوامع ديني حاكم مي شود كه نگاهداشتن دين
بسيار دشوار مي شود. بيشترين
مردمان
به انگيزه هاي گوناگون
ايمان ديني خويش را در زندگي از دست مي دهند و دينداري را كنار مي نهند :
امام صادق (ع ) مي فرمايد :
و رايت الناس قد استووا في ترك الامر بالمعروف والنهي عن المنكر و ترك التدين به .
مردمان را مي نگري كه در كنار نهادن امر به معروف و نهي از منكر همراه مي شوند و نسبت به آن ناباورند.
مهم ترين انگيزه اي كه سبب مي گردد در اين دوران
دينداران به آزمايشهاي اعتقادي و عملي بسيار
رو به رو گردند
عبارتند از :
گسترش زمينه هاي ناباوري : از يك سو
آشكار شدن اختلافها و فتنه هاي فكري و پيدايش آرا و مسلكهاي گوناگون در حوزه انديشه و
باورهاي ديني
ترديدها و ياسها را مي آفريند و سستي در گرايشها و باورها را پديد مي آورد :

امام باقر(ع ) مي فرمايد :
و اختلاف شديد بين الناس و تشتت في دينهم .
و اختلاف شديد ميان مردمان رخ دهد و در دين خود
پراكنده مي شوند.
از سوي ديگر
رواج مرامها و مسلكهاي ناروا و فساد انگيز
در ميان مردمان
روح دينداري را در جامعه از بين مي برد و پيروي از
تعاليم شريعت ناچيز مي شود.
امام صادق (ع ) مي فرمايد :
و رايت الناس ينظربعضهم الي بعض
و يقتدون باهل الشرور
و رايت مسلك الخير و طريقه خاليا لا يسلكه احد.)) مردمان را
مي نگري كه به پيروي از مرام يكديگر مي پردازند و به بدكرداران اقتدا مي كنند
و باور حق و راه آن رانگري كه بي رهروست .
افزايش انگيزه هاي انحراف و گريز از دين : دينداري
به سبب گذر از تاريخي طولاني
به تيرگيها و پيرايه ها و خرافه ها و سنتهاي بشري
مي آميزد و بسياري فهمها و عملكردها و جهتگيريهاي نادرست و نابخردانه و ارتجاعي و انحرافي و آفت زده به حساب دين گذاشته
مي شود و در نتيجه
چهره روشن و فطري دين .
زير اين لايه هاي تيره پنهان مي گردد و بدين روي
ارزش و اصالت واقعي رويكرد به دين و ديانت از ميان مي رود و مردمان از آن
مي رمند :
علي (ع ) مي فرمايد :
ايها الناس سياتي عليكم زمان يكفا فيه الاسلام كما يكفا الانا بمافيه .
اي مردم ! به زودي بر شما روزگاري خواهد آمد كه اسلام را از حقيقت آن بپردازد
همچون ظرفي كه واژگونش كنند و آن از آنچه درون
دارد تهي سازند.
يا مي فرمايد :
و لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا.
و اسلام پوستين باژگونه پوشد.
ستيزه جوييها با دينداري : خودپرستان و خودكامگان و پيروان باطل
كه هماره به دنبال هدفهاي دنيا پرستانه اند
چون فرهنگ اصيل
دينداري را مانعي بزرگ براي رسيدن به هدفهاي خود مي بينند
به استفاده از تمامي امكانات و به كار گيري همه راهها و شيوه هاي ممكن
به ستيز با دين و دينداران مي پردازند و ايشان را در تنگنا و سختي مي گذارند :
و رايت اهل الباطل قد استعلوا علي اهل الحق و رايت الشر ظاهرا لا ينهي عنه و يعذر اصحابه ... و رايت الفاسق فيما لا يحب
الله قويا محمودا
و رايت اصحاب الآيات يحقرون و يحتقر من يحبهم .
اهل باطل را مي نگري كه بر اهل حق چيره شده و بديها آشكار گشته از آن نهي نمي شود و پيروان آن در امانند... و فاسق را مي نگري
كه به كردار ناپسندش توانا و مورد تحسين است و مردان حق و پيروان آنان را مي نگري كه كوچك و ذليل شمرده مي شوند.
وجود اين عوامل در محيط ديني دوران غيبت
بويژه فزوني و شدت يافتن آنها در روزگار نزديك به ظهور
دينداري را بسيار سخت
و مشكل مي كند تا آن جا كه :
پيامبر(ص ) مي فرمايد :
لاحدهم اشد بقيه علي دينه من خرط القتاد في الليله الظلما
او كالقابض علي جمر الغضا.
هر يك از آنان اعتقاد و دين خويش را با هر سختي نگاه مي دارد
چنان كه گويي درخت خار مغيلان را در شب تاريك با دست پوست
مي كند
يا آتش پر دوام را در دست نگاه مي دارد.
از همين روي آنان كه براي نگهداشتن ايمان ديني خود
در برابر اين رخدادها
استقامت نورزند و با اراده قوي سختيها و تنگناها را
تحمل نكنند و يا از ديانت خويش بينش و شعور درستي نداشته باشند
از زمره دينداران و منتظران واقعي خارج خواهند شد :
امام صادق (ع ) مي فرمايد :
لابد للناس من ان يمحصوا
و يميزوا
و يغربلوا و يخرج في الغربال خلق كثير.
ناگزير
مردمان امتحان مي شوند و از هم تمييز مي يابند و غربال مي شوند و بسياري از غربال بيرون مي روند (در امتحان
موفق نمي
شوند.
در آن روزگار
انسان ديندار بايد هوشيارانه و ژرف بينانه اصول خالص ديانت را بيابد و وسوسه هاي ناهنجار و انگيزه هاي دور ساز
ايمان را از خود دور سازد و اين گوهر را در طول زندگي
از آسيب و انحراف نگاه دارد :
امام صادق (ع )
از رواج بسياري نارواييهاي ديني در ميان مردمان سخن مي گويد و در پايان سفارش مي فرمايد :
فكن علي حذر
واطلب من الله عزوجل النجاه
... فكن مترقبا! واجتهد ليراك الله عزوجل في خلاف ما هم عليه .
خود بر حذر دار و از خدا رهايي بخواه ... هوشيار باش و بكوش تا خدا تو را در راهي غير از گمراهيهايي كه مردمان در آنند
ببيند.
براي انسان دينداري كه در برابر حوادث و پيشامدهاي زندگي
بجد تصميم مي گيرد و متناسب با انديشه ها و باورهاي خود
موضع مثبت
يا منفي بر مي گزيند
بروز حوادث دگرگون ساز
در شكفته شدن استعدادهاي وجود او اثري سازنده دارد.
چنين شخصي
وقتي در زندگي ديني با حادثه اي رو به رو مي شود كه با دينداري اش پيوند دارد
ناگزير است درباره آن بينديشد و از
ميان آنچه به نظرش مي آيد بر پايه انديشه اي قانع كننده
موضعي جديد برگزيند. هر چه از اين گونه حوادث تكرار شود
انديشه و موضع
جديد نيز
پي در پي جريان مي يابد. در اين روند است كه شخصيت و هويت مستقل فردي و اجتماعي شخص شكل مي گيرد و داراي
موضع فكري و عملي ويژه اي مي شود كه همواره خود را در حفظ و دفاع از آن
متعهد و مسوول مي بيند.
در عصر غيبت
آزمايشها
درست همين نقش را براي شكل گيري شخصيت و آشكار شدن موضع ديني متدينان
ايفا مي كنند. انسان
ديندار
به هر اندازه كه بتواند موضع زندگي ديني خود را
در ظرف حوادث و رويدادها
با آموزشها و تعاليم اصيل ديني هماهنگ كند
به
همان ميزان در آزمايش ديني خود پيروز شده است و آمادگي شركت در تحقيق عدالت جهاني و برقراري حكومت مهدي (ع ) را پيدا
خواهد كرد.
بنابراين
قانون آزمايش غربال شدن مو منان
در ظرف زماني غيبت كه گمراهيها و ستمها
هجوم مي آورند
در شكوفا شدن حق
جويي و خلوص ديني دينداران و شايستگي براي حضور در جهادي فراگير سخت در ركاب مهدي (ع ) نقشي اساسي و زيربنايي دارد.
به فرموده پيامبر (ص ) :
انتظار الفرج بالصبر عباده
چشم به راه فرج داشتن
همراه با صبر و استقامت
عبادت است .
زيرا در مكتب انتظار و امتحان و تمرين مقاومت
انسانهايي ساخته مي شوند كه حاملان اصلي ترين اعتقاد و دارندگان راستين ترين و
استوارترين موضع حق هستند.
امام صادق (ع ) در وصف آنان مي فرمايد :
رجال كان قلوبهم زبر الحديد لايشوبها شك في ذات الله
اشد من الحجر
لو حملوا علي الجبال لازالوها.
ياران مهدي (ع )
مرداني هستند پولاد دل و همه وجودشان يقين به خدا
مرداني سخت تر از صخره ها. اگر به كوهها روي آرند آنها را
از جاي بر كنند.
امام صادق (ع ) : ياران مهدي (عج )
مرداني هستند پولاددل و همه وجودشان يقين به خدا
مرداني سخت تر از صخره ها كه اگر به كوهها
روي آورند آنها را از جاي بركنند
نزد همگان
جاودانگي شريعت و احكام آن
اصلي بي ترديد است و در تمامي عصرها
پيروي از دستورها و تعاليم ديني و پياده كردن
آنها در متن زندگي واجب است

*****
از غروب عاشورا تا صبح انتظار
|
نيمه شب است ! صبح فردا قيام عاشوراست
كتاب دعايم را در دست مي گيرم
و مي خوانم زيارت ناحيه را
زيارت
مي كنم حسين را از زبان مهدي
و سلام مي كنم بر حسين
آن گونه كه مهدي سلام كرد :
سلام بر فرزند زمزم و صفا
سلام بر آن آغشته به خون
سلام بر غريب غريبان
سلام بر شهيد شهيدان
سلام كسي كه
دردناك و غمگين و شيفته و فروتن است .
به جمله اي مي رسم كه بي طاقتم مي كند! يا صاحب الزمان به فريادم برس ! ماتم حسين بر آسمان و زمين سنگين
است
با اندوه شما چه كنم اشك مي ريزم و با شما مي خوانم : اگر زمان فاصله انداخت بين ما
و نبودم كه ياريت كنم
اكنون صبح و شام بر تو مويه مي سازم
و به جاي اشك براي تو خون گريه مي كنم
تا از فرط غصه جان
سپارم .
اشك امانم را مي برد. بر زمين مي نشينم . آرام كه مي شوم
مي پرسم
يا صاحب الزمان آيا هنوز فرصت هست
زير لب
مي گويم : تو را ياري خواهم كرد.
بهروز بيك علي زاده
اقتباس از : زيارت ناحيه ـ زيارت عاشورا ـ زيارت آل ياسين

|