بسم الله الرحمن الرحيم
نيكلا ساركوزي
رئيس جمهور فرانسه اين روزها با سفر به شيخ نشين هاي خليج فارس سرگرم چانه زني براي دستيابي به قراردادهاي
هسته اي است تا به كمك آنها حضور بي رنگ فرانسه در دنياي عرب را تدريجا پررنگ كند. وي
كه دوره گردي خود را با يك قرارداد
سنگين از عربستان آغاز كرده
در پي سفر بوش به منطقه سعي دارد از نفرت رو به رشد كشورهاي منطقه نسبت به آمريكا نيز به نفع خود
بهره برداري كند و به شيوخ منطقه نشان دهد كه غير از آمريكا
فرصت هاي ديگري براي انتخاب وجود دارد و امضاي قراردادهاي جديد
هسته اي با فرانسه مي تواند انتخاب ديگري براي آنها باشد.
تا اينجاي قضيه شايد در مورد هر كشور ديگري هم صدق كند
زيرا طبيعي است كه كشورها براي دستيابي به قراردادهاي جديد به
رايزني بپردازند و با سفرهاي هدفمند براي دريافت سهم بيشتري از « دلارهاي سرگردان نفتي » شيوخ عرب تلاش كنند. اما آنچه در اين
ميان اهميت دارد اينست كه فرانسه شريك قابل اعتمادي محسوب نمي شود و تجربه هاي ناموفق طرحهاي مشترك ايران و فرانسه نشان
مي دهد كه اعراب نبايد گول اين فريبكاري ها را بخورند. دلايل متعددي وجود دارد كه نشان مي دهد رئيس جمهور يهودي زاده فرانسه كه
باتمام امكاناتش در خدمت صهيونيست ها قرار دارد در يك حركت فرصت طلبانه و فقط براي كسب درآمد بيشتر وارد منطقه شده است .
1 ـ مردم كشورهاي منطقه به خاطر دارند كه ساركوزي در سال گذشته ضمن ستايش از رژيم صهيونيستي
شكل گيري اسرائيل را
« معجزه بزرگ قرن بيستم » ناميد و به مقامات ارشد صهيونيستي خاطرنشان كرد كه فرانسه در دوران ساركوزي در خدمت اهداف اين رژيم
خواهد بود.
شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه اين فقط يك موضوع يكطرفه نيست بلكه صهيونيست ها نيز وجود ساركوزي را بزرگترين
امتياز خود در اروپا ارزيابي مي كنند. در روزهاي اخير « ايهود اولمرت » نخست وزير رژيم صهيونيستي در يك اظهارنظر صريح و آشكار
وجود نيكلا ساركوزي
آنجلا مركل و بوش در حاكميت غرب را بزرگترين فرصت تاريخي براي اسرائيل دانست و آنرا يك پديده بي نظير
خواند. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه بدانيم فرانسه در طول دهه هاي گذشته نيز همراه صهيونيست ها بوده و اخيرا سازمان
جاسوسي آمريكا فاش ساخت كه نخستين بمب هاي اتمي اسرائيل در فرانسه توليد و براي صهيونيست ها ارسال گرديد. و اكنون وجود
ساركوزي
اين يهودي زاده صهيونيست در مسند رياست جمهوري
امتياز منحصربه فردي براي اسرائيل است كه هرگز سابقه نداشته
است .
2 ـ فرانسه همواره در تضعيف جبهه اعراب در مقابل رژيم صهيونيستي
پيشقدم بوده و يا در اين جهت كوشش كرده است . با اينكه در
تهاجم مشترك فرانسه ـ انگليس در سال 1335 به كشورهاي عربي در حمايت از موجوديت صهيونيستي
فرانسه بيشترين نقش را در
افزايش تلفات و خسارات اعراب داشت
اكنون ساركوزي سعي دارد فرانسه را دوست اعراب و بلكه مسلمانان معرفي نمايد تا امتيازات
بيشتري براي اين كشور دست و پا كند.
3 ـ دامن زدن به دشمني عليه ايران
از اهداف جدي سفر ساركوزي به منطقه است . وي سعي دارد به دشمني با ايران بعنوان يك روش
تبليغاتي در جهت كسب امتياز بيشتر از اعراب بنگرد و از اين نكته غافل مانده است كه بوش هم نتوانست به اين دشمني ها دامن بزند و از
اين طريق امتيازي بگيرد و شكست خورد. ساركوزي در اين سفر ادعا كرده است كه گويا فشارها عليه ايران نتيجه بخش بوده و گويا
فعاليتهاي هسته اي صلح آميز ايران اگرچه مطابق مفاد « ان پي تي » باشد ولي چون غرب از اين پيشرفتها خرسند نيست
اين تلاشها
غيرقانوني است . بعلاوه فرانسه از سياستهاي خصمانه آمريكا عليه ايران و براي تشديد تحريم ها استقبال و حمايت مي كند.
اين ادعاهاي ساركوزي ابعاد فريبكاري و دروغ پردازي رئيس جمهور فرانسه را آشكار مي كند و نشان مي دهد كه وي حتي از وارونه
جلوه دادن واقعيت ها نيز ابائي ندارد زيرا اين آمريكاست كه در يك چرخش 180 درجه اي
تمامي ادعاهاي قبلي خود درباره ماهيت
فعاليتهاي هسته اي ايران را پس گرفت و اعتراف نمود كه فعاليتهاي ايران صلح آميز است .
4 ـ موضوع مهم ديگر به عدم اجراي تعهدات فرانسه باز مي گردد . ايران در طول سالهاي گذشته قراردادهاي متعددي در زمينه
همكاريهاي نفتي ـ گازي
همكاريهاي صنعتي در صنايع خودروسازي و... داشته است لكن فرانسه به هيچ يك از تعهدات خود عمل
نكرده و ضمن طلبكاري همواره در جهت ابراز دشمني و كينه توزي عليه ايران وارد عمل شده است . فرانسه شريك اقتصادي قابل
اعتمادي نيست و اعراب منطقه نبايد تجربه هاي ايران را تكرار كنند و فريب شيادان فرانسوي را بخورند. قرارداد مشاركت يك ميليارد
دلاري ايران با « اوروديف » براي توليد اورانيوم غني شده يكي از جدي ترين موارد براي افشاي چهره واقعي فرانسه است و نشان مي دهد
فرانسه براي كسب امتيازات مالي بيشتر
به دريوزگي مي افتد لكن در لحظه هاي حساس عليه آن وارد عمل مي شود و به وقيح ترين
دشمنان مبدل مي گردد.
ساركوزي درحالي ادعا مي كند ايران به تعهداتش عمل نكرده است كه بعنوان يك عضو « تروئيكاي اروپائي » از ابعاد تعهدات
تروئيكاي اروپائي آگاه است و مي داند آنها بعنوان يك « گروه حقيقت ياب » وارد ماجراي هسته اي ايران شدند ولي در نهايت وقيح ترين
پيش نويسهاي قطعنامه عليه ايران را فرانسه ارائه كرد!
دوره گردي سياسي ساركوزي در چنين شرايطي نشانگر ورشكستگي سياسي ـ اقتصادي فرانسه در وضعيت كنوني اقتصاد جهاني
است و اوج افلاس و درماندگي فرانسه در دوران نفت 100 دلاري را به رخ مي كشد . چرا كه در غيراينصورت اگر فرانسويها براي
تعهداتشان ارزشي قائل بودند
به دهها تعهد خود به ايران عمل مي كردند و آنها را با وقاحت كامل زير پا نمي گذاشتند. طرحهاي ناكام و
ناتمام فرانسه در قلمرو نفت و گاز
طرحهاي نيمه تمام فرانسه در صنايع خودروسازي و دهها طرح ناكام و ناتمام فرانسه در ايران كاملا
نشان مي دهند كه فرانسه نيز مانند آمريكا قابل اعتماد نيست و اعراب نيز نمي توانند به اين كشور اعتماد كنند بويژه اكنون كه رئيس
جمهورش در اردوگاه صهيونيسم است و مانند رئيس جمهور آمريكا در خدمت رژيم صهيونيستي قرار دارد.

|