
« عشق » به « شهادت » در راه « محبوب و معشوق ازلي و ابدي »
زيباترين جلوه از فرهنگ ايثار و شهادت است و رفيع ترين قله كمال و
اتصال به حضرت حق و حضور در محفل قرب و شهود انوار جميل جمال اوست .
عشق به شهادت در راه خداوند يك حقيقت بزرگ و عظيم و جاودانه است كه به صورت يك ملكه ثابت دروني و حالت شگفتي زا و
عطش و نياز در تمام تاروپود جان و روح ريشه مي دواند و در همه زواياي وجود نفوذ مي كند و آرام و قرار را از عاشق دلباخته مي ربايد.
درجات و مراتب عشق و شور نسبت به شهادت در راه خدا متفاوت است و با ميزان « معرفت »
استحكام « ايمان »
رفعت مقام « تقوا و
عرفان »
و شدت شعله هاي آتش « محبت عاشق » پيوند و ارتباط پيدا مي كند. طبيعي است كه در ميان انسان هاي دلباخته حق و جوياي
وصل و شيفته جان باختن براي يار
جايگاه و مقام امامان معصوم (ع ) قابل مقايسه با هيچ كس نخواهد بود و حتي اوليا الله و عرفاي
كامل و واصل و مقربان درگاه الهي كه سال هاي طولاني به جهاد با نفس پرداخته و به مراتب بالايي از عشق و عرفان دست يافته اند
نمي توانند در عشق ورزي به حضرت معشوق و دوستداري شهادت در راه او به منزلت ائمه (ع ) نائل آيند.
حضرت امام حسين (ع ) همچون ديگر امامان معصوم (ع ) در آتش محبت به حضرت محبوب مي سوخت و براي رسيدن به لقاي
الهي لحظه شماري مي كرد و شهادت را نزديك ترين راه براي نيل به اين هدف و مقصد مي دانست .
حضرت امام حسين (ع ) در روز عاشورا و درحالي كه ياران و اصحاب فداكارش يكي پس از ديگري به خاك و خون كشيده مي شدند
اين گونه با حضرت پروردگار به راز و نياز عاشقانه مي پردازد و عشق و محبت خود به محبوبش را نمايان مي سازد و اشتياق
وصف ناپذيرش به شهادت در راه او را متجلي مي نمايد :
« الهي و سيدي وددت ان اقتل واحيي سبعين الف مره ج في طاعتك و محبتك
سيما اذا كان في قتلي نصره دينك و احيا امرك و حفظ
ناموس شرعك » .
« اي خداي من
اي معبود بزرگ من
دوست مي دارم كه در راه اطاعت و عشق و محبت تو
هفتاد هزار بار كشته شوم و زنده گردم
به
خصوص آنگاه كه كشته شدن من عامل نصرت دين و احياي امر و حفظ ناموس شريعت تو باشد . » (1 )
در راز و نياز امام حسين (ع ) با خداوند متعال اين معارف و پيام ها نهفته است :
الف ـ اولين معرفت و پيام
درباره عشق و محبت حضرت امام حسين (ع ) به معبود و محبوب خويش است . امام حسين (ع ) با
خداوند اينگونه مناجات مي كند كه من در راه « طاعت » و « محبت » تو دوست دارم به شهادت برسم . « طاعت »
به مجموعه اعمال و رفتار
و عبادت ها در يك نگرش وسيع اطلاق مي گردد
به اين ترتيب كه هرگونه انديشه و گفتار و كردار و سلوك و كنشي كه به قصد قربت و
براي جلب رضايت خداوند انجام گيرد « طاعت » محسوب مي شود و همه موضوعات اعتقادي و فكري و عبادي و اخلاقي و اجتماعي و
سياسي و اقتصادي و نظامي را شامل مي گردد كه بايد با انگيزه الهي و براي خدا و در راه او به ظهور و بروز در آيند.
« محبت » حاصل و ثمره طبيعي طاعت محض و خالصانه و زلال و صادقانه در همه ابعاد و جلوه ها و به طور كامل و جامع مي باشد
كه هر كس در طاعت الهي بيشتر موفق گردد
عشق و محبتش به حضرت پروردگار فزوني مي يابد و اوج مي گيرد.
امام حسين (ع ) در راه طاعت راستين و جامع و كامل
به عشق و محبت نسبت به ذات مقدس حضرت حق رسيده است و شدت اين
سوز و گداز عاشقانه به حد و مرتبه اي رسيده كه او را مشتاقانه به ايثار جان راغب ساخته است .
ب ـ معرفت و پيام دوم اين است كه امام (ع ) اعلام مي كند كه دوست دارد در راه خدا هفتاد هزار بار كشته شود و زنده گردد. يعني پي
در پي به شهادت برسد و ديگر بار زنده شود و دوباره به شهادت برسد و اين عمل هفتاد هزار بار تداوم يابد. اين سخن
نشان مي دهد كه
عشق امام حسين (ع ) به شهادت در راه خدا بسيار بالا و داراي شدت و در آخرين درجه و مرتبه است
و نيز « شهادت » مقام رفيعي است كه
مشتاق و دلباخته اي چون امام (ع ) حاضر است اين عمل با تمام سختي ها و رنج هايش هفتاد هزار بار استمرار يابد.
اين اشتياق و علاقه وافر ووصف ناپذير
در زندگي ائمه اطهار(ع ) و از جمله در سيره و روش امام حسين (ع ) يك « حقيقت » است و
بايد در آن انديشيد و به آنچه كه اين پيشواي الهي را به اين مقام رفيع رسانده است تدبر و تفكر روا داشت . (2 )
ج ـ سومين معرفت و پيام در اين راز و نياز
آثار ارزشمند شهادت در راه خدا مي باشد. امام حسين (ع ) اين آثار را « نصرت دين »
« احياي اوامر الهي » و « حفظ ناموس شريعت » مي نامد.
« نصرت دين » داراي ابعاد مختلف است و با روش هاي گوناگون تحقق مي يابد. همه تلاش هاي فكري و علمي كه در مسير اسلام
صورت مي گيرد جلوه هايي از نصرت و ياري دين خدا محسوب مي شوند. و نيز تمام فعاليت هاي عيني و عملي كه براي صيانت از دين
حق به منصه ظهور مي رسد
ابعاد و جلوه هاي ديگري از نصرت و ياري دين به شمار مي روند. ترديدي وجود ندارد كه « جهاد » در راه خدا
از مهم ترين نوع فعاليت هاي عيني و عملي براي نصرت دين الهي مي باشد و اين عمل در شرايطي كه موجوديت اسلام با خطر
اضمحلال و نابودي مواجه است
اهميت حياتي مي يابد امام حسين (ع ) در اوج ايثار و فداكاري
جان خويش را براي نصرت دين حق به
قربانگاه برد و عاشقانه و خالصانه فدا نمود.
« احياي اوامر الهي » در موقعيت هاي خاصي ارزش و اهميت خود را نمايان مي سازد كه بدعت ها و تحريف ها از جانب نظام هاي
حكومتي فاسد همچون بني اميه و عنصري چون يزيد بن معاويه
حقانيت دين خدا را به شدت تهديد مي نمايد و مردم جامعه را از اصل
اسلام دور مي دارد و فرامين و اوامر الهي را واژگونه مي سازد و انحراف فكري و اعتقادي را به اوج خود مي رساند. در چنين هنگامه اي
است كه هر امام و پيشواي الهي در برابر تحريفات و بدعت ها و انحراف هاي ايجاد شده در دين خدا به شدت احساس مسئوليت
مي نمايد و شهادت در راه خدا را براي زدودن آرايه هاي تحريف و بدعت از اسلام با آغوش باز مي پذيرد و در دل مرگ مي رود تا اوامر و
فرامين الهي را زنده و احيا نمايد.
« حفظ ناموس شريعت »
تصريحي است به ضرورت پاسداري و نگهباني از احكام و قوانين قرآن كريم و دين مبين اسلام . زيرا
« ناموس الهي » هم به « وحي » اطلاق مي شود و هم به احكام و قوانين و ضوابط دين حق
كه هر دو داراي مفهوم و حقيقت واحد
مي باشند. يعني « وحي » همان مجموعه احكام و قوانين نازل شده از جانب خداوند متعال است
و در نقطه مقابل
قوانين و ضوابط قرآن
همه وحي الهي مي باشند . (3 )
حفاظت و صيانت از ناموس شريعت كه در پرتو شهادت امام حسين (ع ) تامين گرديد
يكي ديگر از آثار و ثمرات بزرگ مرگ سرخ در
راه حضرت معبود مي باشد.
و اين چنين است كه فرهنگ غني و ارزشمند « شهادت » در بستر زمان
از ديروز تا امروز حاضر و راهگشا و مقصدرسان است
و از
امروز تا فرداي تاريخ ناظر و تحول زا و حركت آفرين خواهد بود.
ــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ فرهنگ سخنان امام حسين (ع )
به كوشش محمد دشتي
انتشارات مشهور
ص 470
2 ـ حقيقت شهادت از جنبه هاي گوناگون بايد به تفكر و تعمق درآيد . از جمله آن كه شهادت به دليل گذشتن از « جان » كه عزيزترين و
دوستدارترين موجودي انسان است تحقق مي يابد و اين امر سهل و آساني نيست و از هر كس بر نمي آيد. همچنين در ميان نيكي ها و
ارزش ها ـ همان گونه كه در متون روايي اسلام تصريح شده است ـ بالاتر و برتر از شهادت وجود ندارد. و سوم اين كه حقيقت شهادت در
اثر مجاهدات دروني و تمهيد زمينه ها و شايستگي هاي لازم روحي و معنوي به تجلي در مي آيد.
3 ـ مفهوم ديگر ناموس الهي
« اسرار الهي » مي باشد و اين معني درباره « عرفان ناب و اصيل اسلامي » استعمال مي شود و مقصود اين
است كه عرفان اسلامي مجموعه اي از معارف خاص و متعالي است كه اسرار الهي به شمار مي رود و هر كس را توان راهيابي به آن نيست
و سير و سلوك و مراقبات و مجاهدات ويژه اي مي طلبد و « مرد راه » مي خواهد.
عشق به شهادت در راه خدا
حقيقت جاودانه اي است كه به صورت يك ملكه ثابت دروني و حالت شگفتي زا و عطش و نياز در تمام
تار و پود جان و روح ريشه مي دواند و در همه زواياي وجود نفوذ مي كند و آرام و قرار را از عاشقان دلباخته مي ربايد
درجات و مراتب عشق و شور نسبت به شهادت در راه خدا متفاوت است و با ميزان « معرفت »
استحكام « ايمان »
رفعت مقام « تقوا و
عرفان »
و شدت شعله هاي آتش « محبت عاشق » پيوند و ارتباط پيدا مي كند

*****
جايگاه امر بمعروف و نهي از منكر در قرآن و روايات
|

آيت الله احمد محسني گركاني
قرآن كريم بارها مسئله امر بمعروف و نهي از منكر را بعنوان يك وظيفه ويژه براي جامعه اسلامي بيان كرده است . علاوه بر اينكه يك
دستور مهم و سرنوشت ساز براي ساختار مباني فرهنگي واجتماعي و هم بستگي اسلامي به حساب آورده
بيانگر جايگاه والاي اين
فريضه در قرآن مقدس بعنوان مسئله حكومتي هم ميباشد.
آياتي چند
در سوره هاي آل عمران 3 و104
110
114 اعراف 157
7 توبه 67
9
71
112
حج 41
22 لقمان 17
31 همراه با
باورهائي چون ايمان به مبد و معاد و اعمالي مانند نماز و زكات آمده است .
نكات ارزشمندي در اين آيات به چشم مي خورد كه بيانگر اهميت اين دو فريضه قرآني است ما به تبيين و تحليل بعضي از آنها
مي پردازيم .
1 ـ الذين ان مكناهم في الارض اقاموا الصلوه و آتو الزكاه و امروا بالمعروف و نهوعن المنكر ولله عاقبه الامور (سوره
حج 41
)
(ياوران دين ) آنانند كه هرگاه در روي زمين به آنها قدرت داديم نماز را برپا مي دارند. و زكات (اموالشان را) ادا مي كنند
و امر بمعروف
و نهي از منكر مي نمايند صاحبان قدرت در جهان
قدرتمندان جهان دو گونه اند از قدرتيكه خداوند بآنان داده برداشت هاي مختلف مي كنند.
1 ـ گروهي كه هرگاه خداوند بآنان امكانات و توانائي داد آن را نعمتي از جانب خدا مي دانند و ارتباطشان را با خدا و خلق هرگز قطع
نمي كنند و به يك عنصر طاغوتي تبديل نمي شوند.
همواره خود را موظف در برابر اوامر و نواهي الهي همانند نماز و زكات و امر بمعروف و نهي از منكر مي بينند و آن را رمز پيروزي و
پيوند با خالق و خلق خدا مي دانند و بر اين باورند كه استحكام پايه هاي اساسي جامعه سالم را در بكاربستن امر بمعروف و نهي از منكر
بايد جستجو كرد.
رويكرد اين چهار صنعت در آيه شريفه كه عبارتند از نماز
زكات
امر بمعروف و نهي از منكر
تمام ويژگي هاي يك جامعه سالم و
مترقي را در بردارد.
2 ـ گروه قدرتمندي ديگري هم در جامعه خودنمائي مي كنند اينان خودكامگان و ستمكاراني اند كه قدرت را ابزاري مي دانند براي
رسيدن بخودكامي ها و تجاوز بحقوق ديگران و گرايش به غرور و كج انديشي كه در نهايت انحراف از مسير عدالت و انسانيت را بدنبال
دارد.
آيه دوم : ولتكن منكم آمه يدعون الي الخير و يا مرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون (آل عمران
104 )
بايد گروهي از شما مردم را به كارهاي نيك دعوت كنند
و امر بمعروف و نهي از منكر نمايند آنان از رستگاران خواهند بود.
دعوت به حق و مبارزه با فساد
رستگاري امت اسلامي تنها از راه هم فكري و وحدت آنان ممكن است
اتحاد ملي و انسجام اسلامي بدون نظارت ملي و همگاني
ميسر نمي شود زيرا عواملي مخرب و ويرانگر دشمن همواره دنبال اين است كه مانند موريانه در درون اجتماع رخنه كند و آن را از هم
بپاشد.
پس دعوت بحق و مبارزه با فساد وظيفه عموم مسلمانان است .
در اينجا اين سئوال پيش مي آيد كه امر بمعروف و نهي از منكر وظيفه گروهي از مسلمين است يا وظيفه همه آنان
از آيه فوق استفاده مي شود گروهي از شما « ولتكن منكم » بايد مسئوليت اين دو فريضه را بعهده بگيرند. بنابراين امر بمعروف و نهي
از منكر جنبه عمومي نخواهد داشت منحصرا وظيفه يك گروه خاصي است به تعبير ديگر واجب كفائي است هنگامي كه جمعي از افراد
با ايمان آن را انجام دادند مسئوليت از ديگران برداشته مي شود.
از بعضي آيات ديگر قرآن فهميده مي شود امر بمعروف و نهي از منكر وظيفه عمومي است يعني واجب عيني است .
در آيه 110 سوره آل عمران ميخوانيم كنتم خير امه اخرجت للناس تا مرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و يومنون بالله .
شما بهترين امتي هستيد كه براي اصلاح مردم قيام كرديد (و مبارزه با فساد جامعه نموديد) امر بمعروف و نهي از منكر مي كنيد (چرا
كه ) ايمان بخدا داريد.
اين آيه شريفه نظارت ملي امر بمعروف و نهي از منكر را وظيفه همگي مسلمانان بيان كرده
از جمله : (كنتم خيرامه ) فهميده ميشود
مخاطب همه هستند كه بايد اين دو فريضه را انجام دهند.
در پاسخ مي گوئيم :
امر بمعروف و نهي از منكر در اسلام دو مرحله اي است : مرحله فردي
مرحله اجتماعي
مرحله فردي آنستكه بر فردي از افراد جامعه ديني موظف است در صورت توانائي ناظر اعمال ديگران باشد
چنانكه از حديث
شريف استفاده ميشود : همه شما نسبت بيكديگر مسئوليت داريد : كلكم راع و كلكم مسئول عن رعييه : شما جامعه اسلامي همگي
نگهبان و ناظر كارهاي يكديگريد.
مرحله ديگر اجتماعي است يعني گروهي از ميان امت اسلامي با قدرت حكومتي
نظارت ملي را عهده دار شوند باين ترتيب وجود
افراديكه مسئوليت اجرائي امر بمعروف و نهي از منكر را دارند
با داشتن اختيارات اجرائي از سوي حكومت اسلامي با فسادهاي
اجتماعي لازم است دعوت بحق كنند و با زشتي هاي اجتماعي و مفاسد اخلاقي مبارزه نمايند.
باين بيان كه وظيفه گروه خاص منافاتي با عمومي بودن وظيفه امر بمعروف و نهي از منكر ندارد كه افراد هر يك در حد توان و
قدرتشان با در نظر گرفتن شرائط آن فريضه مهم الهي را انجام دهند.
از حضرت رضا عليه السلام روايت شده كه فرمود : پيامبر خدا بارها مي فرمودند هنگاميكه امت من امر بمعروف و نهي از منكر را
واگذارند
پس بايد اعلان جنگ با خدا را بنمايند(1 )
از پيامبر اعظم اسلام نقل شده است كه فرمود : خداي متعال مومن ضعيفي را كه دين ندارد دشمن دارد از آن حضرت پرسيده شد
مومن ضعيفي كه دين ندارد كيست
فرمود : آنكه نهي از منكر نمي كند(2 )
و نيز آنحضرت فرمودند :
ماداميكه امت من امر بمعروف و نهي از منكر كنند
و بر نيكي ها كمك نمايند بر خير و خوبي هستند و زمانيكه اينگونه نبودند
بركات از ايشان گرفته مي شود و بعضي از آنان بر بعضي ديگر چيره خواهند شد و در آسمان و زمين براي آنان ياوري نخواهد بود(3 )
ديدگاه فقها و دانشمندان در امر بمعروف و نهي از منكر
در بررسي آمار و نوشتار فقهائي مانند محدث بزرگوار كليني در كتاب كافي و وسائل الشيعه در باب جهاد و فقه الرضا آمده است :
امر بمعروف و نهي از منكر يك واجب بزرگ و دستور اخلاقي و اسلامي لازم الاجرا مي باشد.
انديشه بلند شيخ مفيد اعلي الله مقامه
در اينجا با انديشه شيخ مفيد آشنا مي شويم . اين عالم وارسته و والامقام در كتاب فقهي خود و (المقنعه )(4 ) رويكرد شرائط عصر
غيبت و فريضه امر بمعروف و نهي از منكر را موضوعي حكومتي دانسته و اقامه حدود را از مهم ترين بخش هاي آن كتاب برشمرده
است .
از تحليلهاي اساسي و انديشه سياسي و اجتماعي اين مرجع عظيم الشان استفاده مي شود در صورتيكه شخص آمر و يا ناهي از
صلاحيت كافي برخوردار باشد
و فضاي اجتماعي را براي انجام امر و نهي خطرآفرين نبينند تكليف فردي او است كه امر بمعروف و
نهي از منكر را بعنوان يك واجب ديني انجام دهد . از سخنان شيخ مفيد در مقنعه (5 ) دو مرحله اي بودن امر بمعروف و نهي از منكر
فهميده ميشود.
ديدگاه امام خميني اعلي الله مقامه
امر بمعروف و نهي از منكر از والاترين و شريف ترين واجبات هستند و به وسيله دو واجب ديگر واجباب بر پا مي شود(در حديث
آمده : بهاتقام الفرائض
بواسطه امر بمعروف ونهي از منكر واجبات بپاداشته مي شود) وجوب آن دو از ضروريات دين
و منكر وجوب
آن در صورت توجه به لوازم انكار خود و پذيرش آن كافر خواهد بود.
و در قرآن و روايات شريفه بر اين دو فريضه تحريض و ترغيب فراواني با تعابير مختلف نشده است (6 )
ماوردي
دانشمند شافعي مذهب
در كتاب ادب الدين والدنيا هنگام برشمردن آداب و وظائف دين و دنيا ميگويد :
امر بمعروف و نهي از منكر در كنار نماز و روزه و حج
امري مهم و از آداب و دستورات ديني است (7 ) از اينكه اين اين دو فريضه را
در رديف نماز و روزه و حج آورده آنرا از واجبات اسلامي دانسته است .
پيام امر بمعروف و نهي از منكر
با توجه به كاربرد اين دو فريضه مهم و جايگاه فرهنگ متعالي آن در كتاب سنت در همه زمانها بويژه در زمان حاضر
متاسفانه وجود آفت ها و آسيب هاي اخلاقي
اجتماعي
سياسي و امنيتي در سطح عالي و داني جامعه اسلامي نشانگر غفلت
مسئولين و مردم از فوائد و آثار تربيتي آن گرديده است
كه در نتيجه رويكرد اين واجب سرنوشت ساز بدست فراموشي سپرده شده
است .
پاورقي :
1 ـ وسائل الشيعه
ج 11
باب امر به معروف
حديث 5
ص 394
2 ـ همان مدرك
حديث 13
ص 397
3 ـ همان مدرك
كتاب امر به معروف
ح 18
ص 398 (منسوب به امام رضا
گردآورنده علي بن بابوبه قمي مستوفي 328 )
4 ـ مقنعه
ص 808
محمدبن نعمان (مفيد) متوفي 413 ق
5 ـ همان
808
6 ـ امر به معروف و نهي از منكر
تبيان
دفتر 21
ص 3
7 ـ ادب الدين والدنيا
ص 94

| |