روزنامه جمهوري اسلامي 24/10/1386 صفحه سرمقاله
*****
خاورميانه ; تحولاتي كه در راه است


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    همانطور كه پيش بيني ميشد بوش كوچك رئيس جمهور آمريكا در سفر به خاورميانه عربي برگهاي سياه ديگري بر پرونده خود افزود.
    شايد دقيق ترين جمله را در اين زمينه سيدحسن نصرالله دبيركل حزب الله لبنان گفته باشد كه سفر بوش به منطقه را « لكه اي سياه و ابدي در تاريخ منطقه و امت اسلامي » ناميد.
    اتحاديه عرب نيز موضع روشني در برابر سفر رئيس جمهور آمريكا و اظهارات گستاخانه وي گرفته است . اين اتحاديه عليرغم روش محافظه كارانه هميشگي خود با انتشار بيانيه اي نسبت به حمايت بوش از رژيم صهيونيستي واكنش نشان داد و اعلام كرد : حمايت بوش از اسرائيل ادعاي آمريكا در دفاع از حقوق بشر را نابود كرده است .
    تنها درصورتي كه اتحاديه عرب در اين بيانيه آمريكا را « مدعي » حقوق بشر دانسته باشد مي توان محتواي آنرا قابل قبول دانست . زيرا آمريكا هرگز مدافع حقوق بشر نبود و همواره از اين عنوان به مثابه يك پوشش فريبكارانه استفاده مي كرد تا چهره ضد انساني خود را پشت آن بپوشاند و بهتر بتواند به اقدامات استعماري و تجاوزكارانه خود ادامه دهد. از بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي در ژاپن گرفته تا جنگ ويتنام و تا تجاوز به حقوق ملت هاي آمريكاي لاتين و اشغال نظامي افغانستان و عراق و حمايت همه جانبه از رژيم اشغالگر و جنايتكار صهيونيستي همگي برگ هاي سياه پرونده آمريكا را تشكيل ميدهند پرونده اي كه حتي يك برگ سفيد ندارد. علاوه بر اينها مداخلات مستمر آمريكا در كشورهاي عربي آفريقا آسياي دور آسياي ميانه تركيه و ايران نيز بخشهاي ديگري از پرونده سياه واشنگتن را تشكيل ميدهند و چهره سلطه گر مداخله جو و متجاوز دولتمردان آمريكائي را به نمايش ميگذارند. سفر كنوني بوش كوچك به خاورميانه عربي و عربده هائي كه براي دولت ها و ملت هاي منطقه مي كشد خوي سلطه گري دولتمردان آمريكائي را به روشني نشان ميدهد. او در همين سفر درباره عراق و فلسطين و ساير كشورهاي منطقه بگونه اي سخن گفته است كه گوئي اين كشورها بخشي از خاك آمريكا هستند و رئيس جمهور آمريكا صاحب اختيار همه آنهاست . اينها جملاتي است كه خبرگزاري ها از بوش در همين سفر مخابره كرده اند :
    تا 10 سال ديگر در عراق ميمانيم .
    دولت هاي كشورهاي عربي دست اسرائيل را بگيرند تا اولمرت با حمايت از محمود عباس بتواند مقاومت فلسطين را سركوب كند.
    براي اجراي تصميمات كنفرانس آناپوليس بايد از بازگشت آوارگان فلسطيني به سرزمين فلسطين جلوگيري شود.
    مرزهاي 1346 اسرائيل بايد تعديل شوند تا شهرك هاي يهودي نشين به محدوده سرزمين اسرائيل ملحق نشوند .
    پيش از پايان رياست جمهوري ام تمام تصميمات مهم و سخت را اتخاذ خواهم كرد.
    همانگونه كه ملاحظه مي شود اين نوع سخن گفتن نمي تواند بايك انسان مسئول آنهم در جايگاه رئيس جمهور يك كشور كه خود را متمدن و مدافع حقوق بشر ميداند منطبق باشد. اين سخنان را فقط مي توان از ديكتاتورها يا سران قبايل نيمه وحشي قرون وسطي انتظار داشت دوراني كه قانون جنگل بر اروپا حكومت مي كرد و دولت آمريكا نيز هنوز وجود نداشت .
    در شرايطي كه مردم عراق و دولت منتخب ملت عراق اصرار به خارج شدن نظاميان اشغالگر آمريكائي از كشورشان دارند رئيس جمهور آمريكا براساس چه منطقي مي گويد تا 10 سال ديگر در عراق خواهيم ماند عليرغم تشكيل دولت مردمي در فلسطين كه منطبق با قوانين و حتي با نظارت بين المللي و زير نظر خود آمريكا و اروپا در جريان يك انتخابات قانوني با آرا مردم انتخاب شده رئيس جمهور آمريكا با استناد به كدام حق ميگويد دولت هاي عربي دست اسرائيل را بگيرند تا اولمرت با حمايت از محمود عباس بتواند مقاومت فلسطين را سركوب كند مقاومت فلسطين يعني دولت مردمي و قانوني حماس كه با فرياد رسا عدم مشروعيت رژيم صهيونيستي را اعلام مينمايد و همصدا با همه نيروهاي فلسطيني بر ادامه مبارزه تا احقاق حق ملت فلسطين تاكيد مي كند. الحاق شهرك هاي يهودي نشين به آنچه بوش آنرا سرزمين اسرائيل مينامد و جلوگيري از بازگشت آوارگان فلسطيني نقض آشكار حقوق مردم فلسطين و حمايت از غاصبان تروريست براي ادامه اشغالگري و تروريسم دولتي است .
    اينكه بوش به اين گزافه گوئي ها اكتفا نكرده و افزوده است : « پيش از پايان رياست جمهوري ام تمام تصميمات مهم و سخت را اتخاذ خواهم كرد » نشانه روشني از نااميدي كامل او از رسيدن به اهدافي است كه در سفر به خاورميانه عربي دنبال مي كند. او با اين جمله درصدد تهديد ملت هاي لبنان فلسطين عراق افغانستان و ايران است و ميخواهد با چنگ و دندان نشان دادن به اين ملت ها بگويد هرچند شما تصميم گرفته ايد مانع رسيدن من به اهدافي كه دارم بشويد ولي من تمام تلاشم را براي تحقق اين اهداف بعمل خواهم آورد تا اگر نتوانستم به آنها برسم لااقل ضربه هائي به شما زده باشم .
    جالب است كه علاوه بر تظاهرات ضدآمريكائي مستمر مردمي در كشورهائي كه بوش به آنها سفر كرده و مي كند و علاوه بر به آتش كشيده شدن پرچم آمريكا توسط مردم اين كشورها حتي وزيرخارجه دولت آمريكا نيز به ناكامي بوش اعتراف مي كند و ميگويد : « انتظار نمي رود كشورهاي عربي از برنامه واشنگتن براي فلسطين پشتيباني كنند » . هرچند خانم كاندوليزا رايس بخشي از واقعيت انكارناپذير را در اين اظهارات به زبان آورده ولي واقعيت بالاتر اينست كه حتي اگر دولت هاي كشورهاي عربي هم تحت فشار آمريكا تصميم بگيرند از آمريكا در اين زمينه پشتيباني كنند ملت هاي عرب اجازه چنين كاري را به آنها نخواهند داد. وجود ملت هاي منطقه اكنون لبريز از نفرت نسبت به رئيس جمهور آمريكاست و همانطور كه نتايج يك نظرسنجي اعلام شده توسط شبكه تلويزيوني الجزيره نيز نشان ميدهد 95 درصد مردم كشورهاي عربي در مقابل رئيس جمهور آمريكا قرار دارند و اين نظرسنجي اگر در جهان اسلام صورت بگيرد اين رقم به 99 درصد خواهد رسيد. آن يك درصد باقيمانده نيز فقط مهره هاي آمريكا هستند كه براي حفظ موقعيت خود نگاهي متفاوت با مردم دارند.
    بدين ترتيب بوش كوچك از سفر خاورميانه اي خود با دستهاي خالي به آمريكا برخواهد گشت و اين شكست مقدمه اي خواهد شد براي تحولات عميقي در خاورميانه كه افول اين دولت استعمارگر را در اين منطقه در پي خواهد داشت .