روزنامه جمهوري اسلامي 22/10/1386 صفحه امام
*****
مفهوم « عزاداري سياسي » در انديشه امام خميني




  • « سياست » در مفهوم صحيح و انساني آن و نه آنچه در جهان سياسي معاصر و نظام هاي حكومتي غرب به ظهور مي رسد و پيش از آن در ادوار تاريخي مصادف با حاكميت سياسي بني اميه و بني عباس تجلي يافت از ملزومات بزرگ و اجتناب ناپذير براي اداره امور و مديريت كارآمد و انتظام و سازمان دهي جامعه محسوب مي شود.
    نگرش اسلام به سياست در مقايسه با نگرش نظام هاي سياسي و حكومتي غرب نه تنها از مشخصه « جامعيت » برخوردار است كه داراي هدف و جهت سالم مي باشد و خاستگاه اين نگرش والا ايدئولوژي اسلامي است كه برخلاف ايدئولوژي هاي ساير مكاتب و مسالك كه « گروهي » و « نژادي » مي باشند « انساني » است و همواره به مصالح همه انسان هاي روي زمين مي انديشد و تلاش هاي علمي و عملي خود را در مسير تامين سعادت و رستگاري بشريت سامان دهي مي كند نه براي گروه و نژاد خاص و با اهداف و مطامع سياسي و اقتصادي پيوند خورده با حكومت هاي سرمايه داري خون آشام و لجام گسيخته اي كه از گذشته تا امروز به بسط سيطره خود و افزودن بر مستعمرات خويش با روش جاهليت هاي كهنه و مدرن تداوم مي دهند و آخرين حلقه آن با تهاجم نظامي آمريكا به عراق و غارت منابع ثروت ملي مردم ازجمله « نفت » تكميل گرديد!
    مشخصه « جامعيت » در « سياست اسلامي » ما را به موضوعات متنوع و گوناگون راهنمايي مي كند كه همه آنها در عين آن كه معنوي مي باشند سياسي هستند و در همان حال كه از جنبه اعتقادي و اخلاقي و تربيتي « عبادت » محسوب مي شوند از جنبه سياسي نيز عبادت خدا به شمار مي روند و البته با آثاري بسيار عظيم تر و گسترده تر زيرا بين آنچه در حيات فردي و در خلوت هاي خاص بندگان با پروردگارشان عبادت است با آنچه كه در وسعت و گستردگي جامعه و كشور و در صحنه هاي اجتماعي و سياسي عبادت مي باشد تفاوتي فراوان وجود دارد و به همين دليل آثار و نتايج اين دو نوع عبادت قابل مقايسه با يكديگر نمي باشند.
    در نگرش به جامعيت سياست در اسلام « عزاداري سياسي » يكي از ابعاد موضوعي آن به شمار مي رود همچنان كه « اخلاق سياسي » (1 ) جنبه و جلوه اي ديگرند اين جامعيت است و همچنين است « نماز سياسي » (2 ) و « حج سياسي » (3 ) عزاداري سياسي را ائمه اطهار(ع ) بنيان نهادند و شيعيان را به انجام آن در تمام اعصار و زمان ها ترغيب كردند لكن متاسفانه اين موضوع مهم و حياتي به مرور مغفول و فراموش گرديد و علت اصلي آن نگرش ظاهري برخي از افراد و گروه ها به « عزاداري » و غفلت از شناخت فلسفه اصلي آن و بسنده كردن به سطح و بازماندن از عمق است . در كنار اين غفلت رنجزا تحركات مرموز و پنهان حكومت هاي بني اميه و بني عباس و پس از آن حكومت هاي ضدشيعه تداوم يافته در بستر زمان از ديروز تا امروز عامل مهم ديگري در مغفول ماندن عزاداري سياسي مي باشد زيرا اين حكومت ها عزاداري سياسي را به نفع خود نمي ديدند و اركان حاكميت ظالمانه خويش را در اثر تحقق آن متزلزل مي يافتند و به همين دليل كوشيدند تاآن را از درون تهي سازند و از آثار سياسي آن جلوگيري كنند و به اين كار توفيق حاصل نمودند.
    يكي از هنرهاي بزرگ امام خميني اين بود كه « عزاداري سياسي » را كه در طول قرن ها توسط نظام هاي حكومتي باطل ازجمله نظام ستمشاهي با دسيسه ها و ترفندهاي گوناگون تحريف و دگرگون گشته بود زنده و احيا نمود.
    حضرت امام خميني عزاداري سياسي را ديگر بار به ادبيات سياسي شيعه بازگرداند و بيداري و تحركي آفريد كه نقش بزرگي در پيشبرد نهضت شكوهمند اسلامي ايفا نمود و موجب گشت آثار اين نوع عزاداري ـ كه در واقع همين يك نوع عزاداري مورد قبول و پذيرش اسلام مي باشد و با انگيزه اصلي ائمه اطهار(ع ) از بنيان نهادن آن انطباق دارد ـ در صحنه ها و عرصه هاي فعاليت هاي سياسي وارد شود و به طور ملموس به مشاهده درآيد و راه هاي هر نوع توجيه و حمايت هاي بي پايه و اساس درباره عزاداري هاي سطحي و آميخته با تحريف و خرافه را مسدود سازد.
    براي بررسي مفهوم عزاداري سياسي در انديشه امام خميني بايد ابتدا به اين حقيقت توجه نمائيم كه « تشيع » مكتبي است كه « مبارزه سياسي » در متن آن نهفته و با تار و پود آن امتزاج يافته است و همين حقيقت خاستگاه اصلي « عزاداري سياسي » به شمار مي رود. به ديگر سخن تشيع مكتبي است انقلابي كه سكون را برنمي تابد و در همه اعصار مقابله و مبارزه با ظلم و جور و حكومت هاي خودكامه و ضدالهي را از اهداف محوري خود قرار مي دهد و طبيعي است كه در مسير تحقق همه جانبه اين هدف مقدس عزاداري و سوگواري براي حضرت امام حسين (ع ) بايد با هدفمندي سياسي و براي حمايت از حق و مبارزه با باطل و ياري رساني به جبهه حسينيان و سركوب جبهه يزيديان در همه اعصار و زمان ها محقق گردد.
    امام خميني در اين باره اينگونه تصريح دارد :
    يكي از خصلت هاي ذاتي تشيع از آغاز تاكنون مقاومت و قيام در برابر ديكتاتوري و ظلم است كه در تمامي تاريخ شيعه به چشم مي خورد هرچند كه اوج اين مبارزات در بعضي از مقطع هاي زماني بوده است (4 )
    شهادت اميرالمومنين عليه السلام و نيز حسين عليه السلام و حبس و شكنجه و تبعيد و مسموميت هاي ائمه عليهم السلام همه در جهت مبارزات سياسي شيعيان عليه ستمگري ها بوده است . (5 )
    در نگاه حضرت امام خميني ائمه اطهار(ع ) براي زنده ماندن نهضت مقدس كربلا و اهداف و آرمان ها و ارزشهاي راهگشا و تحرك زاي آن عزاداري سياسي را بنيان گذاشتند تا به اين وسيله عواطف و احساسات مردم با بينش و شناخت ناشي از فلسفه هاي اصلي اين انقلاب عظيم وسترگ پيوند يابد و در مسير تحقق مبارزات سياسي اسلام در همه اعصار و زمان ها با حكومت هاي ظلم گستر و معاند با دين به جوشش و خروش درآيد.
    حضرت امام خميني درباره فلسفه و انگيزه عزاداري و گريه بر مظلوميت حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) و اين كه ائمه دين (ع ) به منظور حفظ اقتدار و عظمت اسلام و مسلمانان در برابر دشمنان دين بزرگداشت حركت مقدس كربلا و تداوم حضور در صحنه هاي فعاليت هاي اجتماعي و سياسي را ضروري مي دانستند و به همين دليل عزاداري سياسي را در تحقق اين هدف وضع نمودند اينگونه آگاهي بخشي مي نمايد :
    « شما انگيزه اين گريه و اين اجتماع در مجالس روضه را خيال نكنيد كه فقط اين است كه ما گريه كنيم براي سيدالشهدا نه سيدالشهدا احتياج به اين گريه دارد و نه اين گريه خودش في النفسه يك كاري از آن مي آيد لكن اين مجلس ها مردم را همچو مجتمع مي كنند و يك وجهه مي دهند سي ميليون سي و پنج ميليون جمعيت در ماه محرم و خصوصا " دهه عاشورا يك وجهه طرف يك راه مي روند. اين ها را در اين ماه محرم خطبا و علما در سرتاسر كشور مي تواند بسيج كند براي يك مساله . اين جنبه سياسي اين مجالس بالاتر از همه جنبه هاي ديگري است كه هست . بي خود بعضي از ائمه ما نمي فرمايند كه براي من در منابر روضه بخوانند بي خود نمي گويند ائمه ما به اين كه هر كس كه بگريد بگرياند يا صورت گريه گريه كردن به خودش بگيرد اجرش فلان و فلان است . مساله مساله گريه نيست مساله مساله تباكي نيست مساله مساله سياسي است كه ائمه ما با همان ديد الهي كه داشتند مي خواستند كه اين ملت ها را با هم بسيج كنند و يكپارچه كنند از راه هاي مختلف اين را يكپارچه كنند تا آسيب پذير نباشند. مسائل اسلام مسائل سياسي است و سياستش غلبه دارد بر چيزهاي ديگرش . اجتماعاتي كه اسلام بعضي اش را فرض كرده است واجب كرده است و بعضي اش را به طور استحباب و مبالغه در استحبابش كرده است اين ها يك مسائل سياسي است . » (6 )
    با تامل در اين رهنمودها به نكات و پيام هايي دست مي يابيم كه عبارتند از :
    1 ـ ائمه ما و به ويژه حضرت امام حسين (ع ) به هيچ وجه نيازي به گريه و عزاداري ما ندارند و اين عمل بسيار ارزشمند همچون تمام اعمال و رفتار و قوانيني كه از جانب دين مبين حق نازل و وضع گرديده است همه به نفع انسان و براي سعادت و رستگاري اوست . با همين نگرش ژرف و اساسي و در سطحي كلان همه عبادات ازجمله نماز و روزه و حج و جهاد تمام مراقبت هاي اخلاقي و همه روش هاي بالنده و راهگشاي تربيتي و هر حكم و قانون و ارزش از احكام و قوانين و ارزش هاي اسلامي به سود و نفع انسان و در مسير تحقق رشد و كمال و سلامت و پيشرفت هاي او در تمام شئون مادي و معنوي و دنيايي و اخروي تبيين و توجيه مي گردد و به طور طبيعي ترك اين عبادات و اعمال نيز ضرري متوجه خدا و پيامبر و ائمه نمي كند و اين انسان است كه به خسران و زيان گرفتار مي آيد.
    2 ـ همه سطح انديشي ها و نگرش هاي قشري و ظاهري نسبت به عزاداري براي امام حسين (ع ) با يافتن فلسفه اصلي اين مراسم و بي نيازي ائمه اطهار(ع ) از مراثي و مدايح فرو مي ريزد و همگان به تفكر و تعمق براي كسب شناخت و بينش هاي لازم و ضروري درباره علت وضع سوگواري و گريستن براي امام حسين (ع ) و ساير امامان معصوم (ع ) دعوت و ترغيب مي گردند.
    3 ـ اصل « عزاداري براي عزاداري » يا « گريه براي گريه » از بنيان و اساس فاقد اعتبار مي باشد هيچ اثر و ثمري بر اين نوع عزاداري ها و گريه ها مترتب نخواهد بود. آنچه در نگاه شرع مقدس اسلام و ائمه دين (ع ) معتبر و ارزشمند است عزاداري براي بسيج اجتماعي و سياسي به منظور تداوم راه امام حسين (ع ) در همه اعصار و زمان ها و مقابله و مبارزه با ظلم و جور و فساد و تباهي و نظام هاي معاند و ملحد و مخالف با اسلام و سيره و روش ائمه دين (ع ) مي باشد.


    4 ـ با توجه به فلسفه اصلي عزاداري و گريستن براي حضرت امام حسين (ع ) تمام تحريف ها و خرافات و موهوماتي كه در طول تاريخ و در اثر فعاليت هاي مرموز عوامل حكومت هاي بني اميه و بني عباس در امت اسلامي رخنه كرده است و اهل جهل و جمود و جريان هاي اعتقادي و فكري « عوام فريب » در نشر و ترويج گسترده آن نقش فعال داشته اند رنگ مي بازد و خورشيد حقيقت از محاق ابرهاي تشكيك و ترديد و خرافه و جمود آزاد و رها مي گردد.
    در اين نگرش واقعي و حقيقي به عزاداري و گريه براي امام حسين (ع ) و با نمايان شدن فلسفه اين عمل ارزشمند و تحول زا تصور اينكه « كشته شدن حضرت اباعبدالله (ع ) براي اين كه كفاره گناهان امت باشد و ضرورت گريه و عزاداري براي او به خاطر اين فداكاري » (7 ) و نيز اينكه « گريه براي امام حسين (ع ) به منظور تسلي خاطر حضرت فاطمه زهرا » (8 ) است باطل و مطرود و محكوم مي باشد و تحريف آشكار در نهضت حسيني و عزاداري براي اين پيشواي الهي به شمار مي رود.
    5 ـ خطبا و علما ـ كه مسئوليت سنگين تبليغ و ترويج تعاليم و دستورالعمل هاي رهايي بخش و زندگي ساز اسلام را به عهده دارند ـ بايد براي تبيين و تشريح اهداف نهضت امام حسين (ع ) و ارزش هاي والاي نهفته در آن و نيز به منظور زنده ماندن ياد و راه حسين با تداوم مراثي و عزاداري ها هرگز از بيان فلسفه گريه بر مصائب و ستم هايي كه بر حضرت اباعبدالله (ع ) و فرزندان و يارانش رفت غفلت نورزند و ضمن آن كه بايد با انواع تحريف ها و خرافه هاي راه يافته در مدايح و مراثي و عزاداري ها مبارزه مستقيم و شجاعانه كنند اهداف اجتماعي و سياسي سوگواري براي امام حسين (ع ) را براي مردم تشريح نمايند تا اين سنت بزرگ همچنان كه ائمه اطهار(ع ) خواسته اند همواره متحرك و آگاهي بخش باقي بماند و فريادي بلند و رسا عليه نظام هاي كفر و شرك و نفاق حاكم بر جهان باشد و « حسينيان » در همه اعصار و زمان ها را در نيل به اهداف الهي ازجمله زمينه سازي هاي مساعد براي گسترش امواج « اسلام گرايي » در جهان ياري برساند و در تقابل و تعارض با حيله ها و ترفندها و موانعي كه « يزيديان » بر سر راه ترويج دين مبين حق ايجاد مي كنند و هر روز از چهارگوشه دنيا جوامع اسلامي را در معرض تهاجم فرهنگي و سياسي و نظامي قرار مي دهند تهييج و تشجيع و مهيا و مقاوم سازد.
    اين است « راه حسين » و فلسفه اصلي « عزاداري براي امام حسين (ع ) و « عزت و اقتدار » ناشي از آثار و ثمرات ارزشمند آن نه تنها براي « تشيع » كه براي « جهان اسلام » و همه شيفتگان و دوستداران اهل بيت (ع ).
    ـــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ « اخلاق سياسي » شامل مجموعه اي از ضوابط و دستورالعمل هايي است كه در مديريت كلان سياسي و رفتار و كنش و مواضع و عملكردهاي زمامداران و دولتمردان و كارگزاران حكومتي متجلي مي گردد و آنان را به رعايت دقيق و عملي آموزه هاي اخلاقي ويژه اي كه نظام سياسي اسلام وضع نموده است ملزم مي سازد.
    2 ـ « نماز سياسي » به نفي معبودهاي دروغين بروني مي پردازد و طواغيت و نظام هاي سياسي و حكومتي باطل و ظالمان و فاسقان و فسادگستراني را كه به تقابل با دين خدا مي پردازند مطرود و محكوم مي سازد. « نمازجمعه » . نمازي سياسي است كه داراي دو خطبه مي باشد كه جز نماز محسوب مي شود و خطيب جمعه موظف است نمازگزاران را نسبت به وقايع و رخدادهاي سياسي جهان معاصر واقف سازد و درباره ترفندها و توطئه هاي دشمنان اسلام آگاه نمايد و در مسير تحقق اتحاد و اقتدار مسلمين و تامين نيازمندي هاي جهان اسلام به احساس مسئوليت و تحرك برساند.
    3 ـ « حج سياسي » ابعاد و جلوه هاي اجتماعي و سياسي عبادت بزرگ « حج » را به ظهور و بروز درمي آورد و حج گزاران را بر بلنداي قلل وحدت و عظمت و قدرت و صلابت مي نشاند. « برائت از مشركين » يكي از مهم ترين جلوه هاي حج سياسي است كه جبهه مشترك كفر و شرك جهاني در هر عصر و زمان را نشانه مي رود و به نفي سلطه و ظلم و تعدي و جنايت قدرت هاي استكباري در جوامع و كشوري هاي اسلامي مي پردازد. مشاوره و راه يابي و چاره جويي مسلمانان در كنگره عظيم و جهاني حج جلوه ديگري از حج سياسي به شمار مي رود.
    4 ـ كلمات قصار امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 46
    5 ـ آئين انقلاب اسلامي آرا و انديشه هاي امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 121
    6 ـ صحيفه نور ج 13 ص 153 و 154
    7 ـ حماسه حسيني متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري انتشارات صدرا ج 1 ص 76
    8 ـ همان مدرك ص 78
    مشخصه « جامعيت » در « سياست اسلامي » ما را به موضوعات متنوع و گوناگون راهنمايي مي كند كه همه آنها در عين آن كه معنوي مي باشند سياسي هستند و در همان حال كه از جنبه اعتقادي و اخلاقي و تربيتي « عبادت » محسوب مي شوند از جنبه سياسي نيز عبادت خدا به شمار مي روند و البته با آثاري بسيار عظيم تر و گسترده تر كه با عبادت هاي فردي قابل مقايسه نمي باشد
    يكي از هنرهاي بزرگ امام خميني اين بود كه « عزاداري سياسي » را كه در طول قرن ها توسط نظام هاي حكومتي باطل و با دسيسه ها و ترفندهاي گوناگون تحريف و دگرگون گشته بود زنده و احيا نمود. امام خميني عزاداري سياسي را ديگربار به ادبيات سياسي شيعه باز گرداند و بيداري و تحركي آفريد كه نقش بزرگي در پيشبرد نهضت شكوهمند اسلامي ايفا نمود
    اصل « عزاداري براي عزاداري » يا « گريه براي گريه » از بنيان و اساس فاقد اعتبار مي باشد زيرا هيچ اثر و ثمري بر اين نوع عزاداري ها و گريه ها مترتب نخواهد بود. آنچه در نگاه شرع مقدس اسلام و ائمه دين (ع ) معتبر و ارزشمند است عزاداري براي بسيج اجتماعي و سياسي به منظور تداوم راه امام حسين (ع ) در همه اعصار و زمانها و مقابله با نظام هاي معاند و ملحد و مخالف با اسلام و سيره و روش ائمه (ع ) مي باشد
    باتوجه به فلسفه اصلي عزاداري و گريستن براي امام حسين (ع ) تمام تحريفات و خرافات و موهوماتي كه در طول تاريخ و در اثر فعاليتهاي مرموز عوامل حكومت هاي بني اميه و بني عباس در امت اسلامي رخنه كرده است و جريان هاي اعتقادي و فكري « عوام فريب » در نشر و ترويج گسترده آن نقش فعال داشته اند رنگ مي بازد و خورشيد حقيقت از محاق ابرهاي تشكيك و ترديد و خرافه و جمود آزاد و رها مي گردد