
« سكان داري » براي « دين » و در نقطه مقابل
« دكان داري » براي « دنيا »
از موضوعاتي هستند كه در زندگي اجتماعي ما
داراي مصاديق مشهود و نمونه هاي ملموس مي باشند و هركس با اندك دقت و توجه به وضوح مي تواند اين واقعيت را
درك و فهم كند و ظهور و بروز آن را به نظاره بنشيند.
مقصود از سكان داري براي دين
سعي وافر به منظور هدايت و ارشاد مردم و نماياندن راه رشد و كمال معنوي و
ايجاد حركت وتلاش هاي سالم و مبتني بر تعاليم و ارزش هاي اسلامي در آنان است
و منظور از دكان داري براي دنيا
فعاليت هاي فكري و اعتقادي ناسالم و آميخته به تحريف و خرافه و موهوم به منظور نيل به اهداف و مطامع دنيايي
مي باشد كه اين عمل با ظاهري مقدس و در زير پوشش دين و براي رسيدن به دنيا صورت مي گيرد و از همين رو از
حقيقت تهي است و ممزوج با نفسانيت و انگيزه ها و تلاش هاي غيرالهي مي باشد.
سكان داري براي دين
همچنان كه داراي ابعاد گوناگون و مرتبط با موضوعات مختلفي مي باشد كه در جامعيت
تعاليم و قوانين اسلام به آنها نظر گسترده شده است
توسط مراكز و افراد و گروه هاي مختلفي كه از فرهنگ و معارف
ديني مطلع و آگاه مي باشند در سطح جامعه و كشور تحقق مي يابد.
پس از مراكز حوزوي و فقيهان و انديشمندان و عالمان جامع الشرايط اسلام كه به طور مستقيم متولي اصلي تبيين و
تشريح و ترويج فرهنگ و معارف اسلامي مي باشند و سكان داري براي دين در سطح كلان را به عهده دارند
پژوهندگان
و نويسندگان مسلط به فرهنگ و معارف اسلامي قرار دارند
و بعد از آنها سازمان هاي فرهنگي و تبليغي كه متوليان
رسمي دولتي براي برنامه ريزي و نظارت و سازمان دهي به امور ديني مردم در عرصه هاي فرهنگ و هنر مي باشند
و پس
از آنها رسانه هاي گروهي
و در مرحله بعد
گروه هايي از مردم جامعه كه از آگاهي هاي لازم اسلامي برخوردار مي باشند.
معلمين و مربيان آگاه و مسئول و مداحان و مرثيه سرايان مطلع و متعهد از اين گروه به شمار مي روند.
از گروه مزبور و اخير
هر كدام با مسئوليت هايي كه به عهده دارند
مي توانند مرتبط با كار و فعاليت فرهنگي و تبليغي
خود
به نوعي براي دين خدا سكان داري كنند و در هدايت و ارشاد مخاطبين كوشا باشند.
« دكان داري براي دنيا » مي تواند توسط افراد و گروه هاي مختلف و به نام دين و به كام دنيا تحقق پذيرد
و برخي از
مداحان و مرثيه سرايان غيرمتعهد و ناسالم از آن جمله مي باشند. اينان كه در نقطه مقابل مداحان و مرثيه سرايان آگاه و
متعهد و مسئول قرار دارند
براي ضربه زدن به دين و واژگونه كردن اهداف نهضت عاشورا به دو انگيزه و هدف به « دكان
داري » اشتغال مي ورزند : دكان داري براي اهداف ناسالم اعتقادي و معنوي
و دكان داري براي اهداف فاسد اقتصادي
ومادي .
دكان داري براي نيل به اهداف اعتقادي و معنوي ناسالم به اين صورت است كه با به كارگيري ابزار تحريف و دروغ و
خرافه و موهوم
وقايع و روضه هايي جعل مي شود تا به اين وسيله مردم به جهل و جمود گرفتار آيند و به صورت
« مريد » هاي چشم و گوش بسته و مطيع و چاپلوس
به تبعيت و پيروي كامل از اين مداحان و مرثيه سرايان بپردازند و
آنان را به شدت اكرام و احترام نهند و دانا و فهيم و مرشد بنامند و پرشورترين حمايت ها و جانبداري ها را به صورت
احساسات خاص براي چنين كسان ابراز كنند! اين امور و همانند اين ها
همان هدفمندي هاي اعتقادي و معنوي ويژه اي
است كه دكان داري مورد اشاره براي تحقق آن عينيت مي يابد.
دكان داري با اهداف اقتصادي و مالي اگرچه امكان دارد در كنار دكان داري با اهداف اعتقادي و معنوي تحقق يابد
لكن
به طور مستقل و مجزا نيز مصداق دارد. اين نوع دكان داري به « ثروت » نظر دارد و همه خرافه گرايي ها و تحريف و دروغ ها
به منظور پركردن كيسه ها و رسيدن به پول و ثروت هاي كلان صورت مي گيرد و چه ضربه هايي كه به نام « دين » بر « دين »
وارد مي شود و از اين طريق « دنيا » آباد مي گردد و هوس ها و طمع ها و زرق و برق ها فرصت هاي مناسب براي حضور در
ميادين مدح و مرثيه و روضه و عزاداري و تاخت و تاز به حقايق و فضايل و ارزش هاي مقدس نهفته در نهضت حسيني
مي يابند!
شگفت انگيز اين است كه برخي از اين افراد
براي تحريف گري و دروغ بافي و جعل هر فكر و عمل موهوم و خرافي
« توجيه شرعي » ! مي آورند. يعني معتقد مي شوند كه جعل و دروغ بافي هايشان چون باعث تاثيرگذاري در مردم و گرايش
و تمايل آنان به دين و قرآن و پبامبر و ائمه (ع ) مي گردد
نه تنها اشكالي ندارد
كه ممدوح و مشروع نيز مي باشد!
در آثار متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري با شدت و صراحت به اين « دكان داري » و توجيه هاي خلاف و غيرقابل
انطباق با تعاليم ديني
حمله مي شود. استاد ابتدا به نمونه اي از اين حركت تخريبي درباره « جعل حديث » اشاره مي كند و
توجيه هاي خلاف شرع درباره اين عمل خطرناك و فاسد را اينگونه نفي مي نمايد :
« حديثي است كه در اغلب كتب تفسير نوشته اند. ظاهرا در مقدمه مجمع البيان هم هست و من مكرر در كتاب ها
خوانده ام . اين حديث را از ابي بن كعبه نقل مي كنند در فضايل مخصوص قرائت سوره هاي قرآن ... همه هم از پيغمبر
روايت شده . شخصي رفت از آن كسي كه اين حديث را روايت مي كرد پرسيد : آخر چطور است كه فقط تو اين حديث را
روايت مي كني و يك نفر ديگر غير از تو روايت نكرده
گفت : راستش را بخواهيد من اين حديث را براي رضاي خدا جعل كردم
ديدم مردم در مجالس كه مي نشينند شروع
مي كنند به افسانه ها و تاريخ جاهليت را نقل كردن و اشعار جاهليت را خواندن . ديدم وقت مردم دارد بيهوده تلف
مي شود. براي اين كه به جاي اين كار بيهوده
مردم را وادار به تلاوت قرآن كنم
آمدم اين حديث را از زبان پيغمبر گفتم
اين كه عيبي ندارد!
ديگري مي آيد براي فلان مقصد يك خواب جعل مي كند و فكر مي كند با اين خواب
مردم را هدايت مي كند! » (1 )
استاد مطهري اين روش را كه نوعي دكان داري از جنبه كسب وجهه اعتقادي و معنوي در ميان مردم براي جلب نظر و
اكرام آنان مي باشد و با ظاهر و وجهه ديني و به نام هدايت مردم صورت مي گيرد و عين ضلالت و گمراهي محسوب
مي شود
نفي مي كند و به سيره و روش پيامبر اكرم (ص ) ارجاع مي دهد كه هرگز از جهل و غفلت مردم براي هدايت آنان
استفاده نمي كند و به روش هايي كه با اسلام تنافي و تعارض دارد تمسك نمي جويد :
« پيغمبر چه مي كند پيغمبر نمي خواهد از نقاط ضعف مردم براي هدايت مردم استفاده كند
مي خواهد از نقاط قوت
مردم استفاده كند. پيغمبر نمي خواهد از جهالت و ناداني مردم به نفع اسلام استفاده كند
مي خواهد از علم و معرفت مردم
استفاده كند. پيغمبر نمي خواهد از ناآگاهي و غفلت مردم استفاده كند
مي خواهد از بيداري مردم استفاده كند
چون قرآن
به او دستور داده : « ادع الي سبيل ربك بالحكمه والموعظه الحسنه وجادلهم بالتي هي احسن » (به راه پروردگارت با
حكمت و دلايل عقلي و اندرز نيكو دعوت كن و با بهترين روش به مباحثه و مجادله علمي بپرداز(2 )
(براساس آيه شريفه مورد استناد
سه روش « حكمت و برهان عقلي »
« موعظه حسنه » و « مباحثه علمي »
بهترين راه
براي مقابله با كژي ها و انحراف ها در ميان مردم و به راه آوردن و بهره مند ساختن آنان از نور هدايت است . اين روش ها
كجا و روش فاسد جعل حديث براي هدايت و ارشاد مردم كجا ! آيا جز اين است كه اين بيراهه
خود عين جهل و جمود
و گمراهي مي باشد !)
متفكر شهيد سپس به يك مصداق از جعل و دروغ هاي راه يافته در مراثي مربوط به نهضت امام حسين (ع ) اشاره
مي كند و روشي ديگر را از جانب كساني كه به دكان داري مي پردازند معرفي مي نمايد. اين روش عبارت است از
بهره برداري از خواب غفلت و جهالت مردم و سكوت در برابر باورهاي ناصحيح آنان نسبت به وقايع مرتبط با نهضت
عاشورا تا به اين وسيله مردم جاهل و در خواب غفلت فرو رفته همچنان به شكل صوري و ظاهري به حضرت
امام حسين (ع ) معتقد باشند و براي او به سر و سينه بزنند و اشك بريزند! استاد در اين باره توضيح مي دهد :
« از همه عجيب تر به نظر من اين است
از وسيله نامقدس استفاده كردن يك مطلب است
مطلب ديگر كه از اين هم
رقيق تر و دقيق تر است اين است كه آيا از خواب مردم براي حق مي شود استفاده كرد يا نه ... از خواب غفلت مردم
از
جهالت و ناداني مردم به نفع دين استفاده كردن ! به نظر مي رسد كمتر كسي بگويد اين كار مانعي دارد. مي گويند : اين
بيچاره
آدم جاهلي است
آدم ناداني است
آدم بي خبري است
در همان عالم بي خبري و جهالت و ناداني خودش
يك
اعتقادهايي پيدا كرده . فلان كسي از راه بي بي شهربانو مثلا
يك عقيده و ايماني پيدا كرده . حالا ما چه كار داريم كه او را از
خوابش بيدار كنيم او بالاخره از همين راه اعتقاد پيدا كرده كه واقعا شهربانو مادر حضرت سجاد در كربلا بوده است و بعد
كه امام حسين شهيد شده است
يك مرتبه سوار اسبي كه در آنجا بسته بوده شده و به اين اسب شلاق زده و بعد هم اتباع
عمر سعد او را تعقيب كرده اند
او فرار كرده و آنها آمده اند. حالا اگر بگوييم اسب بي بي شهربانو نظر كرده بوده
ناچار بايد
بگوييم اسب هاي لشگر عمر سعد هم نظر كرده بوده اند كه صد و پنجاه فرسخ يك نفس آمدند! و تازه آنها نظر كرده تر
بوده اند
چون بي بي شهربانو به آن كوه كه رسيد ديگر اسبش داشت از راه مي ماند
آنها داشتند مي رسيدند
وقتي او را
مي گرفتند ميخواست بگويد « ياهو » مرا بگير
اشتباه كرد گفت : « يا كوه » مرا بگير و كوه هم گرفت !
عجيب است ! گفت : خسن و خسين دختران مغاويه ! تاريخ و حديث به ما مي گويد والده مكرمه حضرت سجاد
(سلام الله عليه ) در نفاس يعني بعد از وضع حمل
از دنيا رفت و اساسا در زمان كربلا وجود نداشت . يك مقتل را شما
نمي بينيد كه گفته باشد والده حضرت سجاد (حالا بي بي شهربانو و هر كس ديگري ) اصلا در كربلا وجود داشته است
افسانه اي است كه افسانه سازها جعل كرده اند. يك عده هم به آن اعتقاد داشته اند. عده اي مي گويند حالا ما چه كار به اين
حرف داريم
دروغ است كه دروغ باشد
ولي مردم از همين راه بالاخره يك ايمان و اعتقادي پيدا كرده اند!(3 )

استاد مطهري سكوت در برابر اين تحريف و جعل و خرافه ها را تحت اين عنوان كه وسيله اي براي ترويج و تبليغ
نهضت امام حسين (ع ) است محكوم مي نمايد و با صراحت و قاطعيت اعلام مي نمايد :
« اسلام احتياج به چنين چيزهايي ندارد. بگذار كساني بروند از خواب هاي دروغ
از جعل ها و از اين جور « سكوت » ها
استفاده كنند كه دينشان منطق ندارد
برهان و دليل ندارد و آثار حقانيت دينشان روشن و نمايان نيست . اسلام نيازي به
اين جور چيزها ندارد... حق را با باطل آميختن
حق را از ميان مي برد. وقتي انسان حق را ضميمه باطل كرد
حق ديگر
نمي ايستد
خودش مي رود
حق تاب اين كه همراه باطل باقي بماند ندارد . » (4 )
متفكر شهيد استاد مطهري نه تنها موضوع مزبور
بلكه هر موضوع ديگر مربوط به عزاداري امام حسين (ع ) را نيز در
صورت آميخته شدن با تحريف و جعل و خرافه
نفي و طرد مي كند و اين امور را « بي ديني » ميداند(5 ) و اعلام مي كند :
« براي امام حسين (ع ) مساله اين نيست كه كشته بشود يا كشته نشود
مساله اين است كه دين كشته نشود . » (6 )
به اين ترتيب
آفت ها و آسيبهاي بزرگ جعل و دروغ و خرافه گرايي در مراثي و عزاداري ها و واژگون كردن وقايع
تاريخي نهضت امام حسين (ع )
نه تنها راه « سكان داري » براي دين خدا را ناهموار مي نمايد و باعث ميگردد تا آنچه ائمه
اطهار(ع ) درباره فلسفه و آثار سوگواري و گريستن براي سالار شهيدان و فرزندان و اصحابش بيان فرموده اند به تجلي و
ظهور در نيايد
كه در نقطه مقابل
« دكان داري » در جلوه هاي مختلف و با دو هدف ناسالم به دست آوردن وجهه دروغين
معنوي در ميان مردم و جلب مطامع و منافع اقتصادي نامشروع
جامعه اسلامي در هر عصر و زمان را به شدت تهديد
مي نمايد.
مي بينيم كه چگونه استفاده حلال و مفيد و سازنده از مراثي و مدايح و عزاداري ها به منظور نشاندن عواطف و
احساسات انساني بر محمل بال هاي طايران بلندپرواز ديانت و عقلانيت
به سو استفاده از عواطف مردم مي انجامد و
ديانت و عقلانيت در مسلخ دكان داري ها و هوا پرستي ها و منفعت گرايي هاي گوناگون ذبح مي گردد.
از ياد نبريم كه تعاليم و معارف اسلامي با اين هشدارها و بيدارباش هاي مكرر كه « هواي نفس آفت دين است » (7 ) و
« هر كه عقل ندارد دين ندارد » (8 ) و « دين را با دنيا حفظ كنيد
نه دنيا را با دين » (9 )
به صراحت هرگونه نفسانيت و
حركت هاي ضد عقل و به نام دين را نفي مي كنند و حفظ دنياپرستي ها به وسيله دين را عين دكان داري هاي معمول و
متداول در مراثي براي به دست آوردن مطامع و منافع بيشتر ـ اگر چه با سركوب و ضايع كردن اهداف و آرمان هاي
حماسه حسيني ـ معرفي مي نمايند.
ـــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ مجموعه آثار متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري
مبحث سيره نبوي
انتشارات صدرا
ج 16
ص 98 و99
2 ـ سوره نحل (16 )
آيه 125
3 ـ مجموعه آثار استاد مطهري
ج 16
ص 107 و 108 و 109
4 ـ همان منبع
ص 108 و 110
5 ـ همان منبع
ص 111
6 ـ همان منبع
ص 113
7 ـ نهج الفصاحه
روايت اول
8 ـ همان منبع
روايت 951
9 ـ عذرالحكم
ج 1
ص 344
« دكان داري » مي تواند توسط افراد و گروه هاي مختلف و به نام دين و به كام دنيا تحقق پذيرد
و برخي از مداحان و
مرثيه سرايان غير متعهد و ناسالم از آن جمله مي باشند. اينان كه در نقطه مقابل مداحان و مرثيه سرايان آگاه و متعهد و
مسئول قرار دارند
براي ضربه زدن به دين و واژگونه كردن اهداف نهضت عاشورا با دو انگيزه و هدف به « دكان داري »
اشتغال مي ورزند
دكان داري براي اهداف ناسالم اعتقادي و معنوي
و دكان داري براي اهداف فاسد اقتصادي و مالي
دكان داري براي نيل به اهداف اعتقادي و معنوي ناسالم به اين صورت است كه وقايع و روضه هايي جعل مي شود تا به
اين وسيله مردم به جهل و خرافه گرفتار آيند و به صورت « مريد » هاي چشم و گوش بسته و مطيع و چاپلوس به تبعيت
كامل از مداحان و مرثيه سرايان جاعل و تحريف گر بپردازند و آنان را به شدت اكرام و احترام نهند و دانا و فهيم و مرشد
بنامند و پرشورترين حمايت ها و جانبداري ها را به صورت « احساسات خاص » براي چنين كسان ابراز كنند
تعاليم و معارف اسلامي با اين هشدارها و بيدارباش هاي مكرر كه « هواي نفس آفت دين است »
« هر كه عقل ندارد دين
ندارد » و « دين را با دنيا حفظ كنيد
نه دنيا را با دين »
به صراحت هرگونه نفسانيت و حركت هاي ضد عقل و به نام دين را
نفي مي كنند و حفظ دنيا پرستي به وسيله دين را عين دكان داري هاي راه يافته در برخي عزاداري ها براي به دست آوردن
مطامع و منافع بيشتر ـ اگر چه با سركوب و ضايع كردن اهداف و آرمان هاي حماسه حسيني ـ معرفي مي نمايند

|