
مروري بر عمليات كربلاي 5
بخش دوم و پاياني دكتر حسين علايي
بخش نخست مقاله (فراتر از مكان ) كه مروري بود بر عمليات كربلاي پنج را روز چهارشنبه 1386
10
19 مطالعه فرموديد آنچه
پيش روي شما است بخش دوم اين مقاله تحليلي است كه از نظر شما خوانندگان گرامي صفحه جبهه و جنگ مي گذرد.
اهميت محور شلمچه
زمين منطقه عمليات كربلاي 5 در شرق بصره داراي ارزش استراتژيكي زيادي بود . چون محور مواصلاتي شلمچه كليد فتح بصره به
شمار مي رفت . وسعت سرزمين خشك اين منطقه عملياتي كه به پنج ضلعي معروف بود به كمتر از پنجاه كيلومتر مربع مي رسيد. يك
كيلومتر پيشروي در محور شلمچه
از نظر اهميت نظامي و فشار سياسي بر دشمن
برابر با حدود 10 كيلومتر پيشروي در نقاط ديگر
مانند محور فكه
ارزش داشت . بنابراين ارزش نظامي و سياسي زمين منطقه عمليات كربلاي 5 بسيار زياد بود . ايران از تابستان سال
1361 تا اواخر سال 1365 عمليات هاي گوناگوني را در منطقه عمومي بصره در جبهه جنوب انجام داد تا بتواند فشار تعيين كننده اي را بر
رژيم صدام حسين وارد نمايد و جنگ را به سرانجام مطلوبي برساند.
عمليات رمضان در شرق بصره و در مرداد ماه سال 1361
عمليات هاي خيبر و بدر در آبهاي هورالهويزه و جزاير جنوبي و شمالي خيبر
در اسفند ماه سال 1362 و 1363 و عمليات والفجر8 در جزيره فاو در بهمن ماه سال 1364 و عمليات كربلاي 5 در دي ماه 1365
همگي نبردهايي بوده اند كه در اطراف منطقه بصره انجام شده اند. البته دشمن هم به اهميت اين ناحيه واقف بود و همه تدابير لازم را براي
دفاع مطمئن از اين منطقه انديشيده بود. به دليل آنكه محور شلمچه از نظر دسترسي نسبت به ساير مناطق به بصره نزديكتر بود
بنابراين
براي دشمن اين محور مواصلاتي اهميت بيشتري داشت .
ارتش بعثي با به كارگيري توان مهندسي خود در آنجا
استحكامات بيشتري ايجاد كرده بود و يگان هاي قوي تري را نيز در پدافند آن
محور به كار گرفته بود و تراكم يگان هاي دشمن نيز در اين محور نسبت به ساير مناطق عملياتي
بيشتر بود
سير طراحي و شرايط برنامه ريزي عمليات كربلاي 5
عمليات كربلاي 5
به تنهايي و جداي از ارتش
از سوي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي طرح ريزي و در محور شلمچه در 65
10
19 به
مرحله اجرا درآمد . پس از پايان عمليات بدر در اواخر اسفند ماه سال 1363
به دليل اختلاف نظر عملياتي و تاكتيكي سپاه و ارتش با
يكديگر
قرار بر اين شد كه سپاه و ارتش
هركدام جداي از يكديگر عمليات مستقلي را طرح ريزي و انجام دهند. به اين صورت عملا
ارتباط سپاه و ارتش كه تا قبل از سال 1363 به صورت ساختاري در قرارگاه هاي مشترك برقرار بود و در كنار يكديگر عمل مي كردند به
دليل اختلاف ديدگاه آنان از نظر تعيين استراتژي نظامي و نيز مناطق مناسب براي انجام عمليات و همچنين تاكتيك هاي متفاوت طرفين
قطع گرديد.
البته ستادي هم كه بتواند اين دو سازمان را در صحنه عمليات با هم و در كنار يكديگر و با طرح عملياتي مشترك و مورد توافق طرفين به
كار گيرد نيز وجود نداشت . بنابراين عمليات كربلاي 5 از جمله نبردهايي بود كه با مديريت سپاه و جداي از حضور مديريت و يگان هاي
تك ور ارتش انجام شد تا تغييري در مديريت جبهه ها و نحوه طرح ريزي عمليات ها ايجاد گردد.
پس از ناكام ماندن عمليات كربلاي 4
آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان فرمانده جنگ و آقاي محسن رضايي به عنوان فرمانده سپاه
اصرار داشتند تا از ظرفيت و استعداد پاي كار يگان هاي سپاه استفاده شده و عمليات ديگري طرح ريزي و اجرا شود ايشان طي جلسه اي
در تاريخ 5 دي ماه سال 1365 در جلسه اي با حضور اكثر فرماندهان موثر سپاه
وضعيت نيروهاي خودي را مورد بررسي قرار دادند . در
اين جلسه اكثر فرماندهان در عين اعلام آمادگي براي اجراي عملياتي ديگر
نگراني خود را از عدم موفقيت جديدي در منطقه شلمچه بيان
مي داشتند . به هر حال تصميم گرفته شد كه ظرف حداكثر دو هفته بعد
عمليات كربلاي 5 با استفاده از آشكار شدن نقاط ضعف دشمن در
جريان عمليات كربلاي 4
طرح ريزي نهايي و به مرحله اجرا درآيد .
وضعيت و شرايط و فضاي قبل از آغاز عمليات كربلاي 5
1 ـ دشمن در اوج قدرت نظامي خود بود . علاوه بر گسترش تعداد يگان هاي رزمي
ارتش بعثي توانسته بود تا تجهيزات پيشرفته تري
نسبت به سال هاي قبل در سازمان نظامي خود بكار بگيرد كه به برخي از آن ها در بندهاي زير اشاره مي شود. از سوي ديگر دشمن در اين
زمان با تجديد نظر در تاكتيك هاي خود
قدرت مقابله با توان تهاجمي قواي اسلام را در بين لشگرها و تيپ هاي خود افزايش داده بود.
2 ـاتحاد جماهير شوروي با واگذاري هواپيماهاي مدرن ميگ 25 و سوخوي 22 و اطلاعات ماهواره اي و آمريكا با واگذاري بالگردهاي
ترابري و اعتبارات مالي و اطلاعات ماهواره اي و نيز برعهده گرفتن امنيت عبور كشتي هاي حامل كالا به عراق از طريق خليج فارس و
فرانسه با واگذاري هواپيماهاي ميراژ 2000 ـ2 اف و بمب هاي ليزري و ساير كشورهاي اروپايي از جمله آلمان با واگذاري سلاح هاي
شيميايي و كشورهاي عربي غ پيرامون خليج فارس نيز با واگذاري كمك هاي مالي وسيع
صدام را به صورت همه جانبه پشتيباني
مي كردند.
3 ـ دشمن در اكثر جبهه هاي جنگ علاوه بر استفاده از انواع گازهاي خردل
در تركيب سلاح هاي شيميايي خود از گازهاي كشنده سيانور
نيز استفاده مي كرد به طوري كه بلافاصله پس از به كارگيري اين نوع جنگ افزارها
افرادغ در معرض اين گازهاي مهلك
بلافاصله به
شهادت مي رسيدند.
4 ـ دشمن جنگ شهرها را به عنوان اقدامي براي ايجاد فشار عظيم به مردم غ حامي رزمندگان
گسترش داده و حتي شهرهاي مركزي و دور
دست ايران را با حملات مداوم موشك هاي دوربرد و بمباران با كمك هواپيماهاي ميگ 25
مورد تهاجم مرتب قرار مي داد به طوري كه
در آن ايام فقط در يكي از بمباران ها در شهر كرمانشاه
هفتاد و دو نفر از مردم آن شهر به شهادت رسيدند.
5 ـ حملات هوايي دشمن به مراكز صنعتي و اقتصادي و نفتي ايران ادامه داشت و جنگ عليه نفتكش هاي حامل نفت ايران نيز تا تنگه
هرمز با كمك هواپيماهاي ميراژ فرانسوي كه به بمب هاي ليزري مجهز بودند و با استفاده از اطلاعات ماهواره اي آمريكا و همكاري
كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس صورت مي گرفت .
6 ـ ناوگان جنگي آمريكا در خليج فارس به منظور ايجاد مسير ابمن براي هواپيماهاي عراقي كه از طريق خليج فارس به تاسيسات نفتي
ايران حمله مي كردند گسترش بي سابقه يافت .
7 ـ ماجراي مك فارلين از سوي برخي از افراد در رسانه هاي خارجي افشا شد و به ناچار
اين موضوع به صورت رسمي از سوي رئيس
محترم مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 65
8
13 در تظاهرات مردم عليه آمريكا در مقابل لانه جاسوسي مطرح گرديد . اين اقدام در
حدود دو ماه قبل از انجام عمليات كربلاي 5 موجب سخت تر شدن موضع دولت آمريكا در مقابل جمهوري اسلامي ايران شد .
8 ـ دعوت كويت به عنوان يك كشور حامي صدام از اتحاد جماهير شوروي براي اسكورت نظامي نفتكش هايش منجر به باز شدن پاي
ابرقدرت ها و ناوگان هاي خارجي و حضور گسترده آنها در خليج فارس شد به طوري كه پس از مدتي همين درخواست از آمريكا هم شد
و آمريكا هم به مرور
ناوگان پنجم دريايي خود را در خليج فارس مستقر كرد.
9 ـ در آن زمان
سياست استراتژي « دفاع متحرك » از سوي ارتش بعثي عليه رزمندگان اسلام در جبهه هاي زميني
اجراگرديد . با اين
سياست
عمليات هاي مختلفي از سوي دشمن در سراسر جبهه هاي جنگ طراحي و در طول هزار كيلومتر از منطقه حاجي عمران و
پيرانشهر در شمالي ترين نقطه نبرد تا فاو
جنوبي ترين منطقه نبرد
از سوي سپاه هاي مختلف ارتش بعثي انجام مي شد. دشمن در اين
شرايط اكثر يگان هاي خود را در جبهه هاي جنوب متمركز نموده بود و بر شدت ايجاد موانع مهندسي در خطوط دفاعي حساس
افزوده
بود. علاوه برآن
حجم فعاليت هاي پايگاه هوايي شعيبيه و ناصريه در جنوب عراق نيز افزايش يافته بود.
10 ـ سپاه هم در قالب سلسله عمليات هاي « والفجر »
جبهه ها را فعال نگه داشته بود و توانست دو تا سه عمليات هم به نام « فتح » در شهر
كركوك عراق و نقاط ديگر انجام دهد. اين عمليات ها با همكاري جبهه ميهني كردستان عراق و حزب دموكرات كردستان عراق
صورت
مي گرفت .
11 ـ قبل از انجام عمليات كربلاي 5
سپاه نيروي زميني خود را تشكيل داد و در عمليات كربلاي 5 براي اولين بار سپاه با عنوان نيروي
زميني وارد عمل شد.
علاوه بر اين
يگان هاي سپاه
در چند نقطه مهم ديگر از جمله جزاير خيبر و شلمچه هم در حال شناسايي براي ارزيابي امكان حمله از
آن نقاط
عليه دشمن بودند. همچنين در منطقه دهلران و هورالهويزه و هر منطقه اي كه قابليت انجام عمليات محدود را داشت نيز
تحركات محدودي تحت عنوان عمليات هاي كوچك « قدس » و « عاشورا » از سوي لشكرها و تيپ هاي سپاه صورت مي گرفت .
با توجه به نكات فوق در آن زمان ايران چاره اي جز انجام يك عمليات مهم در جبهه هاي جنگ زميني نداشت تا بتواند در پاسخ به
شرارت هاي مرتب دشمن
و نيز تلاش ارتش بعثي براي گسترده تر كردن حوزه هاي جنگ از جمله در دريا و در شهرها
اعلام نمايد كه
سرنوشت جنگ در جبهه هاي زميني
تعيين مي شود و نه در گسترش جنگ با غير نظاميان و...
شرايط جبهه هاي جنگ و كشور در زمان عمليات كربلاي 5
1 ـ اختلاف نظر تاكتيكي بين ارتش و سپاه و اختلاف نظر در مورد چگونگي تدوين استراتژي عملياتي و چگونگي نبرد با دشمن موجب
واگذاري مناطق جداگانه به ارتش و سپاه براي طرح ريزي عمليات گرديده بود و عملا توان سپاه و ارتش در تضايف با يكديگر قرار
نداشت .
2 ـ عدم وجود ستادي كه بتواند توان سپاه و ارتش را با هم و به درستي به كار گيرد و عمليات بزرگي را طراحي نمايد . گرچه در آن زمان
« فرماندهي جنگ » تشكيل شده بود و اين فرماندهي نقش مهمي در به كارگيري توان سپاه و ارتش به صورت جداگانه عليه دشمن ايفا
مي نمود و براي كاهش اختلاف نظرها تلاش مي كرد.
3 ـ كسري بودجه شديد دولت ; وارد شدن فشار اقتصادي بر مردم به رغم تلاش هاي شديد دولت براي دور نگه داشتن مردم از آثار
اقتصادي جنگ .
4 ـ كاهش درآمدهاي نفتي به دليل كاهش قيمت نفت و نيزكاهش توليد نفت ايران به طوري كه صادرات نفت به حدود يك ميليون بشكه
در روز كاهش يافته بود. گفته مي شود درآمدهاي نفتي ايران در آن سال به حدود هفت ميليارد دلار كاهش يافت .
5 ـ عدم امكان خريدهاي نظامي براي ايران از خارج از كشور بدليل تحريم تسليحاتي آمريكا و اروپا .
6 ـ وجود دو وزارت خانه پشتيباني از جنگ با نام هاي دفاع و سپاه كه تعارضاتي را در هماهنگي تدارك رزمندگان
پيش آورده بود .
7 ـ در عين حال توسعه صنايع نظامي در كشور و توليد موشك هايي تا برد 150 كيلومتر در ايران اتفاق افتاده بود .
8 ـ ادامه فشار اقتصادي و تحريم تسليحاتي كشور از سوي آمريكا و اروپا نيز در حال تشديد بود .
شرايط اقتصادي كشور در زمان اجراي عمليات كربلاي 5
ايران در سال 1365
روزهاي دشواري را در جنگ سپري مي كرد مديريت اقتصادي جنگ نياز به درآمدهاي ارزي براي تامين هزينه ها و
حصول فوري اين درآمدها داشت . افزايش عرضه نفت ازسوي همراهان صدام به ويژه كشور عربستان و همچنين كندي رشد تقاضاي
جهاني براي انرژي
موجب شد تا قيمت نفت در سرازيري و كاهش مستمر قرار گيرد. در اين شرايط قيمت هر بشكه نفت ايران براي
فروش تا هربشكه به 6 دلار نيز رسيد . علاوه بر اين خريداران و متقاضيان نفت خام نيز شرايط خود را به دليل ناامن بودن بنادر صادرات
نفت ايران
سخت كرده بودند و از ايران خواستند تا نفت خود را در بندرهاي مقصد به آنها تحويل دهد. در آن شرايط رفت وآمد
كشتي هاي نفتكش به دليل حملات مداوم نيروي هوايي ارتش بعثي به سكوها و بنادر نفتي ايران
توام با خطر بوده و آنها حق ريسك و
بيمه بيشتري دريافت مي كردند. به ناچار
دولت آقاي مهندس مير حسين موسوي
به منظور مهار بحران هاي ناشي از جنگ و كاهش
هنگفت درآمدهاي ارزي
يك برنامه كوتاه مدت تهيه كرده بود
در سال 1366 هم يك برنامه محرمانه از سوي سازمان برنامه و بودجه
تهيه شد كه چنانچه آمريكا در حمايت از صدام به ايران حمله نظامي كرد
چگونه معيشت مردم تنظيم
تامين و اداره گردد.
در اين شرايط
دولت تلاش مي كرد تا از طريق سازمان برنامه و بودجه بتواند آسيب ها و فشارها به حوزه هاي معيشتي مردم و اقتصاد
ايران را به حداقل خود برساند. در آن زمان به دليل عدم در اختيار بودن منابع كافي
بحث توسعه اقتصادي در كشور مطرح نبود. شرايط
اقتصادي و درآمدي در سال 1366 نسبت به سال 1365 هم بدتر شد .
در سال 1365
درآمدهاي نفتي به شدت سقوط كرده بود . ارزغ در اختيار دولت به حداقل خودش رسيده بود و كالاهاي اساسي و مصرفي
مردم و مواد اوليه كارخانجات هم
همه از خارج از كشور وارد مي شد . مهمترين بحث سازمان برنامه و بودجه
در سال 1365
بحث
درآمدهاي ارزي كشور و چگونگي تامين مواد غذايي
تامين حداقل مواد اوليه براي واحدهاي صنعتي و جلوگيري از بيكاري ناشي از
تعطيلي آن واحدها بود. تمام اقتصاد كشور در حال خوابيدن بود. در آن زمان وضعيت به حدي بغرنج بود كه دولت حتي مجبور به كوپني
كردن لوازم بهداشتي و شوينده ها
مثل صابون و شامپو هم شده بود.
در وزارت بهداشت اين موضوع مطرح گرديده بود كه برخي بيماريهايي كه بر اساس اسناد و مدارك سازمان بهداشت جهاني در ايران از
بين رفته بود
بدليل كمبود مواد و لوازم بهداشتي در حال شيوع هستند و اين موضوع يكي از نگراني هاي دولت وقت بود. چگونگي
تامين گندم
روغن و نيازهاي اوليه كارخانه ها از دغدغه هاي مهم دولت بود.
آقاي روغني زنجاني رئيس سازمان برنامه و بودجه در سال 1365 در مصاحبه با روزنامه ها مي گويد : سال 1365 از بدترين سال ها از
نظر درآمدهاي ارزي كشور بود زيرا هم قيمت هر بشكه نفت به زير هفت دلار كاهش يافت و هم اينكه تاسيسات صادرات نفت ايران
مورد هجوم هوايي دشمن قرار مي گرفت و لذا درآمد كشور به حدود 7 ميليارد دلار رسيد .
لازم به ذكر است براساس مطالعاتي كه يك گروه مهندسين مشاور فرانسوي در سال هاي پاياني رژيم شاهنشاهي انجام داده بود
اگر ايران
تا سال 1365 بخواهد سالي غير بحراني را از سر بگذراند بايد حداقل 65 ميليارد دلار واردات كالا از خارج داشته باشد . اما در اين سال با
وجود مشكلات و پيچيدگي هاي پيش روي ايران
اقتصاد كشور توانست سال غير بحراني را با كمتر از 10 ميليارد دلار واردات سپري
نمايد.
در سال 1366 هم كه برنامه بحران تهيه شد فقط دولت به دنبال تامين خورد و خوراك و معيشت مردم بود و بقيه منابع را هم صرف
جنگ و نيازهاي آن مي كرد. بحث سرمايه گذاري
واردات
صادرات و توسعه اقتصادي
كاملا بي معنا بود. منابع دولت به دو قسمت
تقسيم شده بودند يك قسمت براي خورد و خوراك و زنده ماندن مردم و يك قسمت هم براي اداره جنگ
مصرف مي شد.
سازمان برنامه و بودجه در سال 1366 متوجه شد كه با برنامه بحران هم ادامه جنگ امكانپذير نيست . مسئولان به اين نتيجه رسيدند كه
ديگر هيچ سازگاري بين منابع مالي دولت و ادامه جنگ وجود ندارد چون جنگ منابع مالي خواهد. گرچه دولت آقاي ميرحسين موسوي
در آن روزگار كه شرايط خاصي بود توانست اقتصاد كشور را با نفت با قيمت 6 دلاري مديريت كند ولي برنامه هاي اقتصادي ـ سياسي
تدوين شده براي سال 1366 از تعادل خارج شد .
آقاي روغني زنجاني در سال 1365 نامه اي دستي براي آقاي ميرحسين موسوي نخست وزير وقت نوشت و در آن استدلال كرد كه جنگ
را نمي توانيم ادامه دهيم . ايشان نوشته بود كه ما دو راه حل در پيش رو داريم يا جنگ را تمام كنيم و نظام را حفظ كنيم و يا اينكه جنگ را
با اهدافي كه تعريف كرده ايم ادامه دهيم كه نتيجه آن فروپاشي نظام و قهرمانانه كنار رفتن است . اين نامه را آقاي ميرحسين موسوي به
آقاي هاشمي رفسنجاني كه در آن زمان فرمانده جنگ بودند هم نشان داده بودند . البته در سال 1367 تكميل شده اين نامه
خدمت
حضرت امام خميني (ره ) تقديم گرديد كه با ساير نامه هايي كه امام دريافت كرده بودند موجب پذيرش آتش بس از سوي ايشان شد
ديدگاه هاي گوناگون راجع به جنگ در سال 1365
به نظر مي رسد كه مسئولين مختلف سياسي
اقتصادي و نظامي كشور در سال 1365 ديدگاه هاي گوناگوني راجع به نحوه اداره و ادامه
جنگ داشته اند كه به صورت ذيل جمع بندي مي شود :
1 ـ مسئولين اقتصادي معتقد بوده اند كه درآمدهاي كشور اعم از درآمدهاي نفتي و توليدي توان غ خدمات رساني به مردم را همزمان با
جنگ با توجه به تخريب هاي روزافزون آن ندارد.
2 ـ مسئولين سياسي كشور فكر مي كردند كه بايد با كسب امتيازاتي از صدام
جنگ را به سرانجامي مطلوب برسانند تا بتوان با افتخار و
سربلندي از جنگ بيرون آمد. آنها لازمه اين كار را انجام يك عمليات بزرگ سرنوشت سازي دانستند تا بتوان با فشار نظامي آن
امتيازاتي
را از رژيم صدام حسين كسب كرد و يا اينكه دنيا را وادار به پذيرش خواسته مردم ايران از جمله اعلام متجاوز بودن رژيم بعثي صدام و
اخذ خسارت هاي جنگ نمود و نيز از عدم بروز جنگي مجدد
اطمينان حاصل نمود.
3 ـ مسئولين ارتش جمهوري اسلامي ايران
احساس مي كردند كه انجام عمليات تهاجمي براي آنها به دليل عدم امكان جذب نيروهاي
بسيجي داوطلب و نيز نوع سازماندهي نيروي زميني ارتش كه متكي بر پشتيباني آتش مي توانست بجنگد وجود ندارد و با توجه به
اختلاف ديدگاه آنان با سپاه در مورد نوع تاكتيكها و زمين مناسب براي عمليات
از سوي آنها نيز انتظار عمليات سرنوشت سازي نمي
رفته است .
4 ـ مسئولين سپاه هم معتقد بوده اند كه مي توان با تعيين استراتژي نظامي براي سقوط صدام به تغيير سياست ها و استراتژي جنگي كشور
دست زد. همچنين مي توان عمليات بزرگ سرنوشت سازي را انجام داد تا استراتژي « جنگ تا يك پيروزي » به ثمر برسد. آنها فكر
مي كردند كه صدام كسي نيست كه از سوي حاميان خود اجازه داشته باشد در مقابل ايران تسليم شود. البته موفقيت در هر دو استراتژي
مستلزم تامين نيازمنديهاي سخت افزاري جنگ در آن شرايط بوده است كه يا از طريق واگذاري تسليحات ارتش قابل تامين بوده است و
يا از طريق تجهيز صنايع داخلي كشور براي توليد نيازمنديهاي تسليحاتي جبهه
امكان پذير بوده و يا از طريق خريد خارجي
بايد
مشكل حل مي شده است . البته با توجه به تحريم تسليحاتي ايران
تامين اين نيازمندي ها از خارج از كشور
كار مشكلي به نظر مي رسيده
است .
با تحليل ديدگاه هاي فوق مي توان نتيجه گرفت كه كشور در آن زمان نتوانسته است به يك همدلي و هم نظري بين مسئولين مختلف
در
مورد تعيين استراتژي واحدي براي چگونگي ادامه نبرد و نيز روش هاي پايان دادن به جنگ برسد و استراتژي غالب كه « جنگ جنگ تا
يك پيروزي » بوده است با انجام عمليات بزرگ سرنوشت ساز
دنبال شده است . بنابراين انجام عمليات كربلاي 5 در راستاي اين
استراتژي
قابل تحليل است .
توقعات و انتظارات جمهوري اسلامي ايران در سال ششم جنگ
در سال 1365
جمهوري اسلامي ايران به دنبال اين بود تا بتواند شرايطي را فراهم آورد تا از طريق آن
به خواسته هاي خود برسد .
باتوجه به كاهش اميدواري به اقدامات ديپلماتيك
تمركز تلاش ها جهت رسيدن به يك موفقيت بزرگ در جبهه هاي جنگ بود.
عمده ترين تلاش هاي ايران معطوف به موارد ذيل بود :
1 ـ پذيرفتن قرارداد 1975 از سوي حكومت عراق به عنوان مبنايي براي تعيين حدود مرزي .
2 ـ تامين خسارات وارده به ايران از سوي تحميل كنندگان و آغاز گران جنگ .
3 ـ تنبيه متجاوز با ايجاد يك ساز وكار بين المللي .
براي رسيدن به خواسته هاي فوق و اطمينان از عدم توانايي دشمن براي ادامه حملات خود در جبهه هاي جنگ
عمليات كربلاي 5
طراحي گرديد تا بتواند راهي براي رسيدن به انتظارات فوق باشد . بايد توجه داشت كه ايران
سال 1365 را سال انهدام ارتش صدام و
سال احتمالي پايان دادن به جنگ از طريق فشار نظامي
مي دانست و بسياري از رزمندگان
آرزوي اقامه نماز در كربلاي حسيني را پس از
موفقيت در جبهه ها
داشتند
شيوه هاي اعمال شده براي غافلگير كردن دشمن
اقدام هاي صورت گرفته براي فريب دشمن قبل از اجراي عمليات كربلاي 5 به شرح ذيل جمع بندي مي گردد :
1 ـ با اينكه عمليات كربلاي 5 در نيمي از منطقه عملياتي كربلاي 4 انجام مي شد و معمولا در نامگذاري عملياتهاي سابق
اين نوع
عمليات به عنوان مرحله دوم و ادامه عمليات گذشته تلقي مي گرديد ولي اين بار شيوه قبلي در نامگذاري عمليات ها
كنار گذاشته شد و
اين مرحله به عنوان يك عمليات جديد و با اهداف مشخص
مطرح و نامگذاري گرديد.
2 ـ با انتقال يگان هاي شركت كننده در عمليات كربلاي 4 به پشت جبهه و به سمت عقبه هاي خود
چنين به دشمن وانمود شد كه
همچون ساير عمليات هاي بزرگ اجرا شده در گذشته
اين نيروها به عقب بازگشته و به مرخصي و استراحت رفته اند و عمليات پايان
پذيرفته است . البته تجهيزات سنگين يگانها در مواضع پيش از عمليات خود
باقي ماند. بلافاصله پس از عقب نشيني نيروها از خطوط
عمليات كربلاي 4
به آنها اعلام شد كه به عقبه هاي يگاني خود در اهواز بازگردند يعني حدود 150 كيلومتر از منطقه عملياتي دور شوند .
اين اقدام
تكميل كننده عمليات فريب دشمن بود.
3 ـ با تبليغات وسيع راديو و تلوزيوني و رسانه اي به دشمن نشان داده شد كه عمليات كربلاي 4 همان عمليات سالانه ايران بوده است كه
ناكام مانده و به پايان رسيده است .
مجموعه اقدامات فوق تقريبا دشمن را مطمئن ساخت كه عمليات بزرگ ساليانه ايران تمام شده است و با توجه به اينكه يگانها پس از
پايان هر عملياتي نياز به بازسازي و تجهيز دوباره دارند لذا دشمن چنين تصور نمود كه تا چند ماه ديگر تهاجمي از سوي رزمندگان اسلام
صورت نخواهد گرفت .
علاوه بر اقدامات فوق در ساير جبهه ها نيز فعاليت هايي به شرح ذيل براي تكميل عمليات فريب دشمن صورت گرفت :
1 ـ تشكيل 3 قرارگاه عملياتي در هور
فاو و سومار براي انحراف ذهنيت دشمن در مورد منطقه عمليات آتي سپاه .
2 ـ باز كردن معابر دشمن در خطوط پدافندي منطقه فاو
جهت نشان سمت تك جديد ايران به دشمن
به منظور انحراف ذهن يگان هاي
وي .
3 ـ تعويض نيروهاي پدافندي در فاو با نيروهاي تازه نفس به عنوان علامتي از احتمال انجام عمليات جديد در اين منطقه .
4 ـ آماده باش واحدهاي توپخانه و ادوات خودي در منطقه فاو به منظور به اشتباه انداختن دشمن .
فرضيات طراحي عمليات كربلاي 5
با توجه به شرايط جنگ در سال 1365
و با توجه به ناكامي عمليات كربلاي 4
براي انجام يك عمليات بزرگ ديگر
شرايط و
فرضيات زير در نظر گرفته شده بود.
1 ـ طرح ريزي عمليات به گونه اي صورت گيرد تا اميد به موفقيت و پيروزي آن تضمين شده باشد .
2 ـ اجراي عمليات در منطقه اي انجام شود تا از نظر نظامي و سياسي ارزشمند باشد .
3 ـ از استعداد و توان رزمي آماده شده براي عمليات كربلاي 4 در عمليات جديد استفاده شود .
4 ـ فاصله زماني آن با عمليات كربلاي 4 بسيار كوتاه باشد تا عمليات با سرعت انجام شود .
5 ـ نياز به جابجايي يگان ها و نقل و انتقال آنها به منطقه ديگر نباشد و از بستر سازي ها و آمادگي هاي ايجاد شده براي عمليات كربلاي 4
كمال استفاده بشود.
6 ـ بتواند به عنوان يك عمليات بزرگ و سرنوشت ساز تلقي گردد .
7 ـ نياز به اقدامات جديد مهندسي زمان بر جهت آماده شدن براي انجام عمليات نداشته باشد .
8 ـ راه كار جديدي به منظور انتخاب منطقه اي مهم و اساسي غير از اين منطقه براي عمليات بزرگ در جبهه جنوب وجود نداشته
باشد.
9 ـ دشمن در آن تا حد زيادي غافلگير شود .
ويژگي ها و مشكلات عمليات كربلاي 5
عمليات كربلاي 5 داراي ويژگي هاي منحصر به فرد و مشكلات عظيمي بود كه به مهم ترين آنها در اينجا اشاره مي شود :
1 ـ محدوديت زمين عمليات و كم بودن وسعت منطقه عملياتي كه موجب موثر بودن آتش هاي دشمن بر روي منطقه تصرف شده و
نيروهاي رزمنده در آن مي گرديد . اين زمين داراي عرضي حدود 10 كيلومتر و عمقي حدود 15 كيلومتر بود كه به شدت با عمليات
مهندسي
مسلح شده بود . بايد توجه داشت كه دشمن با استعداد 45 گردان توپخانه صحرايي
حجم انبوهي از آتش ها را براي اين منطقه
سازماندهي كرده بود به طوري كه رزمندگان سالم مانده از آتش دشمن بر اثر دود ناشي از انفجار گلوله هاي توپ
همگي سياه شده
بودند.
2 ـ محدوديت عقبه جهت تدارك نيروها در حين نبرد . دشمن با 5 گردان توپخانه مي توانست همه عقبه يگان عملياتي را زير آتش خود
بگيرد.
3 ـ استحكامات منحصر به فرد دشمن در محور شلمچه
به دليل اينكه اين مسير
معبر وصولي به شهر بصره بوده و انجام عمليات در آن
جز مشكل ترين نبردهاي جبهه هاي جنگ از نظر موانع
آرايش دفاعي و ميادين مين
به حساب آمد به طوري كه گسترده ترين ميادين
مين و موانع دشمن در خط مقدم در سراسر جبهه هاي جنگ در اين منطقه وجود داشت و از نظر كارشناسان نظامي اين محور غير قابل
نفوذ براي پيشروي بود. بنابراين
از نظر تحليل گران نظامي
انجام اين عمليات
كاري عظيم و سترگ بود.
4 ـ از سوي ديگر زمين منطقه عملياتي كربلاي 5 پوشيده از نهرهاي متعددي بود كه پس از شكست خطوط دشمن
رزمندگان اسلام بايد
از آنها عبور مي كردند تا بتوانند به پيشروي خود به سمت اهداف تعيين شده ادامه دهند. بنابراين وجود اين نهرها به عنوان يك مانع
طبيعي به نفع دشمن عمل مي كرد.
5 ـ زمين اين منطقه براي دشمن كاملا شناخته شده بود و ارتش بعثي تجربه جنگيدن با قواي اسلام در اين منطقه را در نبردهاي قبلي از
جمله در نبرد سال قبل ارتش
كسب كرده بود.
6 ـ با توجه به نزديكي عقبه هاي دشمن به منطقه نبرد و وجود معابر وصولي متعدد
امكان پاتك هاي گسترده دشمن و پاي كار آوردن
سريع نيروهاي احتياط خود وجود داشت و مي توانست به سرعت با قواي ايران درگير شود.
7 ـ دشمن در اين منطقه همچنين داراي تمركز قوا
آتش هاي انبوه و متمركز
يگان هاي احتياط متمركز و فرماندهي متمركز بود .
8 ـ دشمن براي كنترل حركت افراد پياده از رادارهاي رازيت ساخت كشور فرانسه استفاده مي كرد .
9 ـ عمليات كربلاي 5 از نظر شدت درگيري و تصميم طرفين جبهه براي موفقيت
يكي از بزرگترين نبردهاي دوران دفاع مقدس محسوب
مي گرديد. از آنجا كه ممانعت از پيشروي قواي اسلام در اين ناحيه براي رژيم بعثي صدام اهميت فراواني داشت بنابراين ارتش بعثي به
صورت سنگر به سنگر در لايه هاي دفاعي ايجاد شده و در درون دژها و خاكريزهاي چند رديفه مي جنگيد و دست به پاتك هاي سريع و
يورش هاي سازمان يافته و غير سازمان يافته مي زد تا بتواند در برابر نيروهاي ايران ايستادگي نمايد در اين راه
دادن تلفات سنگين و
انهدام تجهيزات دشمن براي وي اهميتي نداشت .
1 ـ يگان هاي تك كننده در اين عمليات
فقط از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بودند و قرار بود ارتش به صورت مستقل در جبهه هاي
غرب كشور
عمليات انجام دهد كه صورت نگرفت . يعني در اين شرايط
استقلال كامل سازمان سپاه از سازمان ارتش در طرح ريزي و
اجراي منطقه عملياتي مستقل
تحقق مي يافت .
11 ـ دشمن در آن زمان از « استراتژي عملياتي پدافندي » استفاده مي كرد و در اين استراتژي از زمين به عنوان يك عامل اساسي براي
جلوگيري از امكان تك رزمندگان اسلام استفاده مي شد لذا دشمن زمين اين منطقه را طي بيش از 4 سال با موانع و استحكامات و مواضع
دفاعي فراوان و ميادين مين مختلف به عنوان يكي از مولفه هاي موثر بر پدافند موفق
پوشانده بود.
12 ـ درون خود منطقه عملياتي نيز با عوارض طبيعي و مصنوعي فراواني از جمله آبگرفتگي ها و نهرها و كانال ها و خاكريزها پوشانده
شده بود كه مانع عمده اي براي پيشروي نيروها محسوب مي گرديد.
استحكامات و موانع موجود در منطقه عملياتي كربلاي 5
1 ـ ايجاد استحكامات هلالي شكل از سوي دشمن بطوري كه در درون هر يك از آنها يك دسته تانك مي توانست موضع گرفته و با
امنيت خاطر تيراندازي نمايد. اطراف اين استحكامات نيز با سيم هاي خاردار و ميادين مين در مقابل نيروهاي سپاه پوشانده شده بود.
قطر هر موضع هلالي شكل 300 تا 400 متر و ارتفاع آن به 5 تا 6 متر مي رسيد . سطح فوقاني دژهاي هلالي شكل هم 3 متر عرض
داشت كه در آن يك كانال مواصلاتي جهت تردد نيروها احداث گرديده بود و مواضع تيربار و سكوهاي تانك نيز در آن قرار داشت . در
پشت مواضع هلالي شكل
براي تردد و استقرار تانك فضاي مناسبي احداث شده بود و تانك مي توانست با قرار گرفتن روي مواضع
مشخص شده
كل منطقه درگيري را زير پوشش گلوله مستقيم و تيربار قرار دهد. با توجه به احداث جاده و با توجه به استحكامات ايجاد
شده و هوشياري و حساسيت دائمي دشمن نسبت به تحركات نظامي ايران
شكستن خطوط دفاعي منطقه شلمچه و عبور از اين مواضع
مستحكم و پيچيده
غير قابل تصور تلقي مي شد.
2 ـ ايجاد يك منطقه آبگرفتگي در شمال منطقه عمليات با كمك رها كردن آب در زمين آنجا به منظور جلوگيري از عمليات نيروهاي
پياده ايران .
3 ـ احداث موانع مختلف از جمله سيم خاردار و ميدان هاي مختلف مين با عمق حدود 800 متر در خط مقدم جبهه شلمچه به طوري كه
عبور هرگونه نيروي پياده را غير ممكن مي ساخت .

4 ـ احداث دژهاي متعدد شمالي ـ جنوبي به عنوان مانع اصلي عبور عمده قواي سپاه اسلام .
اولين خط پدافندي دشمن
دژي بود به ارتفاع 4 متر و عرض 15 متر
در ميانه اين دژ و در طول آن كانالي وجود داشت كه در يك سمت
آن سنگرهاي بتوني و سمت مقابل آن
سنگرهاي ديده باني و تيربار و مهمات آماده گرديده بود و نيز تعدادي سنگر تانك در اين قسمت
احداث شده بود كه موجب تسلط دشمن بر منطقه شلمچه مي گرديد.
5 ـ احداث سنگرهاي كمين براي محافظت از موانع و ميادين مين و استحكامات ايجاد شده در بين ساير موانع موجب تكميل سيستم
موانع دفاعي دشمن مي گرديد.
6 ـ دومين خط دشمن به فاصله 100 متر از خط اول و به موازات آن احداث شده بود . اين خط سيل بندي به عرض دو و نيم متر و به
ارتفاع چهار متر و داراي مواضع پياده
كانال مواصلاتي و مواضع تانك بود.
7 ـ خط هاي سوم و چهارم و پنجم دفاعي دشمن نيز تا نهر دوعيجي و نهر جاسم با همين شكل و با پيچيدگي بيشتر
آرايش دفاعي
دشمن را تشكيل مي دادند.
8 ـ رده ششم و هفتم هم شامل كانال ذوجي و مثلثي هاي غرب كانال ذوجي بود . بعلاوه كانال ماهي و پاسگاه بوبيان نيز هر كدام به
نسبت
از استحكامات قابل توجهي برخوردار بودند. دشمن همچنين تعدادي دكل بلند ديده باني هم در غرب اروند رود در اختيار داشت
كه هرگونه تردد نيروهاي خود را زير نظر و كنترل خود داشتند.
دشمن در خط اول خود از سلاح هاي ضد هوايي هم
براي هدف هاي زميني استفاده مي كرد و از تعداد زيادي تانك نيز در خط اول به
منظور جلوگيري از نفوذ رزمندگان اسلام و شكست خط اول خود استفاده مي كرد. در جلوي خط اول هم دشمن از موانع عظيمي از جمله
سيم هاي خاردار
تله هاي انفجاري
كانال
ميدان هاي وسيع مين و سنگرهاي بتني استفاده مي كرد. سنگرهاي استراق سمع و سنگرهاي
كمين هم در جلوي خط اصلي قرار داشت . در مقابل دژها هم تا ده رديف موانع گوناگون ايجاد كرده بود كه فاصله هر دو مانع با هم 20 تا
30 متر بود عرض آبگرفتگي هم 300 تا 400 متر بود كه به عنوان يك مانع اصلي به حساب مي آمد و زير آبگرفتگي هم مين كاشته بودند
تا عبور هر نوع نيروي پياده غير ممكن گردد.
استعداد دشمن
در مجموع 86 تيپ دشمن شامل 62 تيپ پياده
11 تيپ زرهي
8 تيپ مكانيزه و 5 تيپ نيروي مخصوص در طول عمليات كربلاي 5
وارد اين منطقه شدند . قبل از آغاز عمليات در مجموع حدود 8 تيپ دشمن به پدافند از اين منطقه مشغول بودند و لشكر11 پياده ارتش
بعثي ماموريت دفاع از منطقه شلمچه را بر عهده داشت .
سپاه سوم به فرماندهي سپهبد طالع خليل الدوري مسئوليت منطقه را بر عهده داشت كه سپاه هفتم هم به وي كمك مي كرد. بعدا
واحدهاي كماندويي سپاه هاي دوم و پنجم را هم از مناطق كوهستاني براي كمك به اين سپاه ها اعزام كردند. سپاه چهارم هم بعدا آمد. در
اين عمليات فرمانده سپاه سوم به دليل شكست بركنار شد . در مجموع دشمن 20 پاتك عليه مواضع رزمندگان اسلام انجام داد كه سنگين
ترين آنها در محور درياچه ماهي بود
استعداد يگان هاي شركت كننده در عمليات
گردان 500 نفره براي عمليات كربلاي 4 پاي كار آمد كه تنها حدود 60 گردان آن در اين عمليات به كار گرفته شدند لذا حدود 90 % اين
نيروها با آمادگي كامل براي عمليات كربلاي 5 در اختيار قرارگاه مركزي عمليات بودند . در مجموع سپاه كمتر از 30 يگان خود را در اين
عمليات به كار گرفت .
در اين عمليات 3 قرارگاه كربلا
قدس و نجف از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و 16 لشكر و 6 تيپ از سپاه حضور داشتند .
از سوي ديگر سازمان مهندسي جهادهاي استان هاي فارس
نجف آباد
كرمان و همچنين تيپ هاي مهندسي 42 قدر و جواد الائمه سپاه
نيز در اين عمليات حضور داشتند.
تاكتيك سپاه در عمليات كربلاي 5
در عمليات كربلاي 4
لشكر57 ابوالفضل (ع ) متشكل از نيروهاي استان لرستان كه يگاني عملياتي براي جنگ در مناطق كوهستاني بود
و براي تصرف ارتفاعات صعب العبور سازماندهي شده و متخصص عمليات ويژه در ارتفاعات بود
توانست در منطقه آبگرفتگي پنج
ضلعي در شمال شلمچه
نيروهاي خود را به جاي حمله از شرق به غرب
كه شكل آرايش نظامي خود دشمن بود از شمال به جنوب
حركت داده يعني برخلاف جهت مواضع و خطوط دفاعي ارتش بعثي حركت كرده و از منطقه آبگرفتگي به سمت شلمچه پيشروي
نموده و دژ مرزي را تصرف نمايد . اين تاكتيك لشكر57 ابوالفضل (ع ) به فرماندهي سردار ابولفضل نوري توانست پاشنه آشيل دشمن را
در جبهه شلمچه كشف نمايد . از سوي ديگر رزمندگان لشكر19 فجر هم توانسته بودند به بخش هايي از منطقه پنج ضلعي وارد شوند كه
البته با پاتك شديد دشمن در همان شب عمليات مواجه شدند ولي به هر حال مسير ورود به پنج ضلعي و نحوه شكستن خط اول
دشمن با حمله لشكر19 فجر به منطقه دشمن مشخص شده بود . بنابراين تاكتيك عمليات كربلاي 5 بر اساس اين نقطه ضعف دشمن
طراحي و برنامه ريزي شد و قرار بر اين شد كه تمام يگان هاي شركت كننده در عمليات از اين دروازه به سوي عمق مواضع دشمن نفوذ
نمايند.
از آنجايي كه اين معبر بسيار محدود بود لذا فرماندهي كل سپاه تصميم گرفت با دو قرارگاه وارد اين عمليات شود و نيروها به جاي اينكه
به صورت دشت بان عمل نمايند
يگان هاي قرارگاه كربلا در جلو قرار گرفته و يگان هاي قرارگاه نجف براي عبور از اين دروازه از پشت سر
قرارگاه كربلا وارد عمل شوند و منطقه درگيري را گسترش دهند. لازم به ذكر است كه كل مساحت منطقه آبگرفتگي پنج ضلعي و دژ كشف
شده و نوك كانال ماهيگيري در حدود 12 كيلومتر مربع وسعت داشت و داراي ابعادي به اندازه 3 * 4 كيلومتر بود . بنابراين محدوديت
منطقه تعيين شده براي شكستن خط اول دشمن با تراكم انبوه يگان هاي عمل كننده تناسبي نداشت ولي چاره اي هم به جز اين راه كار
نبود.
1 ـ بنابراين مي توان تاكتيك يگان هاي سپاه را اينگونه جمع بندي نمود :
اتخاذ تدابير مناسب براي اجتناب از مواجهه با استحكامات حجيم
متنوع و گسترده دشمن و دوري از انجام تك جبهه اي و نيز دوري از
تهاجم به مواضع سخت دشمن در شلمچه از سمت شرق كه آن مسير
محور تلقي دشمن از سمت تك اصلي رزمندگان اسلام بود.
2 ـ حمله به دشمن از سمت آب گرفتگي و پنج ضلعي يعني از شمال به جنوب و درست عمود بر جهت مواضع آرايش گرفته دشمن
يعني حمله به دشمن از منطقه مورد اعتماد و اطمينان وي و منطقه اي كه قبلا در آن نبردي اتفاق نيفتاده بود و لذا دشمن نسبت به آن
حساسيتي نداشت .
3 ـ تلاش براي بازكردن جاده شلمچه از طريق پشت خطوط جبهه دشمن
جهت بازشدن جاده تداركاتي به منظور پشتيباني گسترده از
نيروهاي در خط مقدم .
علي رغم اتخاذ تاكتيك هاي مناسب براي شكستن خط دشمن در منطقه عملياتي كربلاي 5
با اين وجود جنگيدن در اين منطقه و عبور
از خطوط مستحكم دفاعي دشمن نياز به انگيزه بسيار قوي رزمندگان خط شكن داشت . در بعضي مواقع آنقدر شرايط براي نفوذ به خط
دشمن سخت مي شد كه شجاع ترين رزمندگان نيز
فتح سنگرهاي دشمن را غير ممكن مي پنداشتند . در لشگر 10 سيد الشهدا به
هنگامي كه فرمانده لشگر برادر علي فضلي نتوانست نيروهايش را قانع كند تا به خط دشمن بزنند
رزمندگان سلحشور اين لشگر
درخواست كردند كه وعده ديدار آنان با امام خميني پس از انجام عمليات به آنها داده شود و چون از طريق آيت الله هاشمي رفسنجاني به
آنها چنين ملاقاتي قول داده شد
آنان چنان انگيزه اي پيدا كردند كه توانستند بدون توجه به سختي ها و استحكام شديد مواضع دشمن به
سنگرهاي بعثي حمله كرده و خط نفوذ ناپذير دشمن را بشكنند و راه را براي ساير رزمندگان لشگر باز كنند. البته اين رزمندگان پس از
پايان عمليات تنها بسيجياني بودند كه به طور اختصاصي در حسينيه جماران به ديدار رهبرشان كه او را با تمام وجود دوست داشتند
نايل آمدند.
مانور عمليات
با استفاده از آخرين اطلاعات به دست آمده از عمليات كربلاي 4 و شناسايي هاي انجام شده براي آن نبرد
طراحان و فرماندهان يگان ها
توانستند بيش از 19 راه كار از درون منطقه آبگرفتگي پنج ضلعي در شمال محور شلمچه براي نفوذ به جبهه دشمن در شرق بصره
از
طريق اين محور ارائه نمايند. يكي از مشكلات عبور از آبگرفتگي پنج ضلعي
تردد با قايق از درون آن به دليل وجود جاده اي در وسط آن
كه 20 سانتيمتر زير آب قرار داشت
بود . اين جاده قبلا با كمك نيروهاي اطلاعات عمليات شناسايي شده بود لذا قرار شد در آغاز
تهاجم
غواص ها در نقاط معيني
اين جاده را شكافته و راه هايي را از درون آن براي عبور قايق ها باز نمايند و نقاط شكافته شده اين جاده
را نيز علامت گذاري نمايند . اين نوزده معبر طي 12 روز فرصت بين دو عمليات كربلاي 4 و 5 شناسايي شد و مورد استفاده قرار گرفت .
از سوي ديگر براي عبور از اين آبگرفتگي
تعداد 100 دستگاه نفربرهاي زرهي به نام خشايار كه مي توانست به راحتي از آبگرفتگي عبور
كند نيز از ارتش به امانت گرفته شد و تعميرات آنها انجام و براي استفاده در عمليات طي اين چند روز آماده شدند. البته تعداد مورد نياز از
اين نفربرها500 دستگاه بود كه در اختيار قرار نگرفت .
عمليات كربلاي 5 در شرايط غافلگيري دشمن انجام شد . در حين عمليات و پس از به اسارت در آمدن تعدادي از نيروهاي دشمن
مشخص شد كه برخي از فرماندهان ارتش بعثي چند روز پيش از آغاز اين عمليات
به مرخصي رفته بودند و برخي ديگر هم در شب
عمليات
فرصت رساندن خود به قرارگاه مربوطه را نيافتند. حتي برخي از فرماندهان گردان هاي ارتش بعثي
فرصت پوشيدن لباس
نظامي خود را نيز نيافتند و حتي با لباس شخصي به اسارت در آمدند آنها مي گفتند ما در خانه بوديم كه به ما خبر دادند كه بصره در تهديد
است و ابلاغ كردند كه خود را سريعا به منطقه عملياتي برسانيم لذا فرصت آماده شدن پيدا نكرديم .
در دو روز اول به دليل عدم آمادگي نيروهاي دشمن
نبرد به خوبي جلو مي رفت ولي از روز سوم به بعد آرام آرام
جنگ سختي از سوي
دشمن
عليه رزمندگان اسلام شكل گرفت به طوري كه در روز هفتم ارتش بعثي با تمام قدرت و توان خود تلاش كرد تا تمام منطقه به
تصرف در آمده از سوي رزمندگان اسلام را بازپس بگيرد. تا اين زمان رزمندگان اسلام توانسته بودند با عبور از محور شلمچه خور را به
15 كيلومتري شهر بصره برسانند و با عبور از كانال ماهيگيري
در جنوب آن
يك خط پدافندي تشكيل دهند .
در اين شرايط شهر بصره و تاسيسات نظامي آن زير برد آتش توپخانه كوتاه برد ايران قرار گرفت . از روز هفتم نبرد
پاتك هاي سنگين و
جنگ بسيار شديدي از سوي دشمن آغاز شد . اين پاتك ها تا 20 شبانه روز ادامه يافت و تقريبا هيچ نقطه اي از شلمچه و منطقه نبرد نبود
كه مورد اصابت آتش توپخانه و ساير آتشهاي دشمن واقع نشده باشد. البته سپاه هم پر حجم ترين آتش توپخانه خود در دوران جنگ را
در اين عمليات
بكار گرفت و جنگ توپخانه ها
در اين عمليات نسبت به ساير نبردهاي دوران دفاع مقدس
گسترده تر بوده است . با اين
همه
رزمندگان سپاه اسلام توانستند كه تا خط نهر جاسم كه آخرين رده دفاعي ارتش بعثي در منطقه عمليات بود مرحله به مرحله
پيشروي كنند و در نهايت
به دليل كمبود يگان پياده و واحد زرهي
امكان اين كه رزمندگان اسلام گام هاي بلندتري در پيروزي بردارند
ميسر نشد.
وزير دفاع وقت عراق (عدنان خيرالله ) در مصاحبه اي تلويزيوني در زمان انجام پاتكها اعلام كرد كه مواضع ايران با 2000 قبضه توپخانه
سنگين ارتش بعثي زير آتش قرار دارد ولي همچنان ايراني ها منطقه تصرف شده را در دست دارند. البته صدام هم
حرف او را اينگونه
توجيه مي كند كه ايران قصد تصرف شهر بصره را داشت ولي ارتش بعثي توانسته است با اين آتش ها آنها را از ادامه پيشروي بازدارد
بنابراين عدم پيشروي بيشتر ايرانيان
خود يك پيروزي بزرگ است . در اين زمان شايع شده بود كه كارشناسان شوروي و فرانسه در
قرارگاه هاي فرماندهي ارتش بعثي حضور يافته و فرماندهان صدام را هدايت مي كنند.
بعد از 20 روز پاتك مداوم
وقتي دشمن نتوانست منطقه را از تصرف رزمندگان اسلام خارج كند و اين منطقه پس از يك مقاومت
سرسختانه در اختيار ايران باقي ماند
فضاي منطقه آرام شد به گونه اي كه رزمندگان اسلام توانستند پس از دو هفته از آرامش منطقه
عمليات ديگري را تحت عنوان كربلاي 8
طراحي و اجرا كنند و با استفاده از قواي زرهي خود دو كيلومتر ديگر در همين منطقه پيشروي
نمايند و خطوط عملياتي كربلاي 5 را تكميل نمايند . اين اولين بار بود كه سپاه از نيروي زرهي خود براي يك تك عليه دشمن
استفاده
مي كرد.
در عمليات كربلاي 5 ارتش بعثي هرچه در توان داشت در پاتكهاي خود عليه رزمندگان اسلام بكار گرفت و از 180 تيپ موجود خود در
آن زمان
110 تيپ يعني حدود دو سوم استعداد ارتش خود را وارد منطقه نبرد كرد . به طوري كه از 350 اسير گرفته شده در اين عمليات
و پاتكهاي آن
اين اسرا مربوط به 110 يگان و تيپ مختلف ارتش بعثي بودند . لذا مي توان گفت كه شديد ترين و گسترده ترين نبردها در
ميان عمليات هاي 90 گانه سپاه در طول دوران دفاع مقدس
عمليات كربلاي 5 است .
شدت آتش دشمن در حين پاتكها به حدي بود كه هيچ شيئي بر روي زمين سالم نماند. مقدار گازهاي ناشي از پرتاب گلوله ها در فضاي
جبهه
به حدي زياد بود كه تنفس را براي رزمندگان مشكل مي ساخت .
اين عمليات نشان دهنده انعطاف پذيري سازمان سپاه و اوج خلاقيت و جسارت تصميم گيري اين نهاد در شرايط بحراني و پذيرش
ريسك زياد بود و در ميان ناباوري و غافلگيري ارتش بعثي آغاز شد. با اينكه جهت تك
مخالف جهت آرايش دفاعي ارتش بعثي بود
ولي نبرد سخت و شديدي به وقوع پيوست و از آنجا كه هر گام پيشروي در اين زمين
يك قدم به سوي بصره بشمار مي رفت لذا ارتش
بعثي صدام با تمام توان به مقابله با آن پرداخت
تاكتيك هاي جنگي دشمن در حين اجراي عمليات كربلاي 5
1 ـ انجام پاتك هاي پيوسته 10 روزه در روزهاي آغازين نبرد كه از پيشروي نيروهاي ايراني جلوگيري كرد و منجر به تثبيت مواضع
تصرف شده رزمندگان اسلام شد . لازم به ذكر است كه سپاه ظرف اين ده روز 200 گردان رزمي را براي تصرف منطقه مورد نظر و دفع
پاتك هاي دشمن بكار گرفت ولي سماجت دشمن موجب شد تا واحدهاي ارتش بعثي حضور خود را در انتهاي ضلع غربي كانال
ماهيگيري همچنان حفظ نمايند . رزمندگان اسلام در عمليات كربلاي 5
ميدان نبرد بسيار سختي را آزمايش كردند . بدليل آتش بسيار
سنگين دشمن
شرايط جبهه به گونه اي شده بود كه اكثر فرماندهان دنبال يك تركش مي گشتند تا از فشارهاي دشمن خلاص شوند.
2 ـ تشكيل مواضع پدافندي جديد در حين عمليات و احداث كانال هاي پشت سر هم به منظور مقابله با ادامه پيشروي يگانهاي سپاه .
3 ـ تهاجم مجدد به خطوط دفاعي رزمندگان اسلام در منطقه كربلاي 5 و انجام آفند متكي بر خطوط پدافندي احداث شده .
نتايج و پيامدهاي عمليات
1 ـ انهدام وسيع بخش زيادي از ارتش بعثي .
2 ـ شكسته شدن مستحكم ترين و پرمانع ترين و پيچيده ترين خطوط دفاعي دشمن در شلمچه و در شرق بصره و تا عمق 10 كيلومتري
خاك دشمن .
3 ـ نزديك تر شدن به بصره به عنوان دومين شهر مهم عراق و حضور در اطراف آن .
4 ـ شروع بحث در شوراي امنيت سازمان ملل جهت ايجاد مقدماتي براي صدور قطعنامه اي كه تا حدي خواسته ايران را نيز ملحوظ نمايد
تا راهي براي برقراري آتش بس و پايان بخشيدن به جنگ فراهم شود.
لازم به ذكر است كه پس از گذشت حدود پنج ماه از اين عمليات قطعنامه 598 تصويب شد .
5 ـ به بن بست رسيدن انجام عمليات بزرگ در جبهه هاي جنوب .
6 ـ تصميم به قطع صدور نفت ايران از سوي صدام و آمريكا با گسترده كردن حمله هوايي و موشكي به اسكله ها و پايانه هاي نفتي ايران
به منظور از بين بردن پشتوانه مالي ايران .
7 ـ عدم تلقي از پيروزي عمليات كربلاي 5 به عنوان يك پيروزي سرنوشت ساز آني .
8 ـ عمليات كربلاي 5 نشان داد كه ايران مي تواند در سخت ترين شرايط و مشكل ترين جبهه ها و از پيچيده ترين موانع عبور كرده و به
سوي اهداف مورد نظر پيشروي نمايد. در اين عمليات
بصره كاملا در آستانه سقوط قرار گرفت . پس از اين عمليات سپاه به اين نتيجه
رسيد كه براي انجام عمليات بزرگ سرنوشت ساز نياز به تجهيزات جديد دارد كه بخش عمده اي از اين تجهيزات در ارتش موجود است .
بنابراين بعد از عمليات كربلاي 5 آقايان رفيقدوست و سردار غلامعلي رشيد خدمت امام خميني رسيدند و درخواست تجهيزات مورد
نياز را از ارتش نمودند كه امام هم موافقت فرمودند ولي عملا واگذار نشد.
9 ـ انهدام 7 فروند بالگرد دشمن .
10 ـ آزاد سازي 155 كيلومتر مربع از اراضي ايران و عراق و جزاير بوارين
فياض و ام الطويل و منطقه شلمچه و شهرك دوعيجي
رودخانه دوعيجي و نهر جاسم .
11 ـ اسارت 2655 اسير عراقي شامل چهل افسر ارشد و چهل افسر جز و 600 درجه دار .
12 ـ حفظ برتري نظامي در برابر دشمن .
13 ـ عمليات كربلاي 5 بر زمين گير شدن واحدها و لشكرهاي بيشتر سپاه در خطوط دفاعي افزود و بدليل نياز به پدافند در سرزمين
تصرف شده در جريان عمليات كربلاي 5 و ساير نقاط قبلا تصرف شده مثل فاو و خيبر و .. . امكان آزاد شدن لشكرهاي سپاه براي آفند
موثر كمتر شد و لذا توان يگان هاي سپاه در خطوط مختلف جبهه تقسيم شد. مثلا از يك لشكر
يك تيپ آن در فاو و يك تيپ آن در
شلمچه و تيپ ديگر در حلبچه مي جنگيد. لذا بدليل گسترش بيش از حد نيروها
توانايي انجام آفند از سوي لشكرهاي سپاه كاهش
يافت .
14 ـ انهدام كامل 55 تيپ
انهدام 50 درصد 67 تيپ
انهدام و آسيب 870 دستگاه تانك
180 قبضه توپخانه صحرايي و 1000 دستگاه
خودرو و انهدام و آسيب 45 فروند هواپيما .
15 ـ به غنيمت گرفته شدن 230 دستگاه تانك
20 قبضه توپ
200 دستگاه خودرو و 100 دستگاه وسايل مهندسي و 100 قبضه توپ
ضد.
16 ـ كشته و زخمي از دشمن 90000
اين عمليات بار ديگر موازنه قوا را به نفع ايران تغيير داد. شكسته شدن خطوط بسيار مستحكم دفاعي دشمن در شلمچه كه آنرا به خط
بارلو تشبيه كرده بودند
حاكي از نتيجه بخش نبودن ارسال تسليحات پيشرفته براي رژيم صدام و نيز در اختيار قرار دادن اطلاعات نظامي
ايران به ارتش بعثي بود و علامت ناكامي سياست جلوگيري از شكست ارتش صدام از سوي آمريكا و كشورهاي عربي بود. به ويژه آنكه
انجام اين عمليات حدود يك سال بعد از عمليات تصرف فاو از سوي ايران
مشخص ساخت كه قدرت اقتدار رزمندگان اسلام مي تواند
جبهه دشمن را در هر شرايطي مورد تهاجم قرار دهد و بر قدرت سلاح و قدرت آتش دشمن و قدرت اطلاعات وي فايق آيد و موازنه را
به نفع ايران تغيير دهد . عمليات كربلاي 5 زنگ هاي سقوط بصره را به صدا درآورد و برخي از تحليل گران غربي معتقد بودند كه يك حمله
بزرگ ديگر مي تواند شيرازه ارتش صدام را به هم ريخته و جنگ را پيروزمندانه به نفع ايران خاتمه دهد تحليل گران پنتاگون هم كه
معمولا عزم و قوه ابتكار ايراني ها را در مقابل موانع عظيم دشمن كمتر از آنچه هست ارزيابي كردند با انجام اين عمليات
ديگر احتمال
پيروزي بزرگتر ايران را رد نمي كردند و اين با سياست آمريكا در آن زمان
كه جنگ برنده و بازنده نداشته باشد همخواني نداشت . آمريكا
پيروزي ايران را در جنگ تحميلي
يك فاجعه بزرگ مي دانست و لذا اين نگراني موجب مي شد كه كمك هاي بيشتري را در اختيار رژيم
صدام حسين قرار دهد و مانع پيشروي بيشتر رزمندگان اسلام گردد.
از آنجا كه پس از عمليات كربلاي 5 و سقوط خط دفاعي شلمچه
عبور از ساير خطوط دفاعي ارتش بعثي در ساير نقاط جبهه هاي جنگ
توسط نيروهاي ايراني
كار دشواري به نظر نمي رسيد لذا قدرتهاي بزرگ به اين نتيجه رسيدند كه پيروزي نظامي ايران بر رژيم صدام
حسين كاري دور از دسترس نيست . بنابراين از يك سو به سمت شوراي امنيت سازمان ملل رفتند تا با صدور قطعنامه اي كه حداقل
خواسته هاي ايران را داشته باشد از احتمال پيروزي قاطع ايران و نابودي رژيم صدام حسين جلوگيري نمايند و از سوي ديگر آمريكا بر
حضور نظامي خويش در خليج فارس افزود تا با گشودن جبهه دريا به روي جمهوري اسلامي ايران
عملا از پيروزي نظامي ايران بر
صدام جلوگيري نمايد. منظور از اين اقدام آن بود كه ايران برنده نشود و صدام هم بازنده نگردد.
شهداي عمليات
در اين عمليات 350 تن از فرمانده هان رده هاي مختلف سپاه پاسداران انقلاب اسلامي از جمله حسين خرازي فرمانده دلاور و كم نظير
لشكر 14 امام حسين (ع ) كه قبلا در عمليات خيبر و در منطقه طلائيه دست راستش را در راه خداوند داده بود و نيز حجت الاسلام
والمسلمين شيخ عبدالله ميثمي مسئول دفتر نمايندگي حضرت امام در قرارگاه خاتم الانبيا (ص )
اسماعيل دقايقي فرمانده لشگر 9
بدر
يدالله كلهر قائم مقام لشگر 10 سيد الشهدا (ع )
حاج قاسم مير حسيني قائم مقام لشگر 41 ثارالله
محمد فرومندي قائم مقام لشگر
5 نصر
هاشم اعتمادي فرمانده تيپ امام حسن (ع )
محمدعلي شاه مرادي فرمانده تيپ 44 قمر بني هاشم (ع )
خليل مطهرنيا مسئول
عمليات لشكر 33 المهدي
مرتضي جاويدي قوي ترين فرمانده گردان خط شكن لشكر المهدي
نوري جانشين لشكر 27 محمد
رسول الله
ذوالانوار رئيس ستاد لشكر 19 فجر به همراه سه برادر و دامادشان
محمدي زاده جانشين لشكر 7 وليعصر
اسلام نصب و
نوزاد و.. . به شهادت رسيدند.
علل موفقيت عمليات
1 ـ غافلگيري استراتژيك دشمن
ناشي از بعيد دانستن امكان انجام عمليات در اين منطقه به دليل اجراي عمليات كربلاي 4 و نيز
استحكامات فوق العاده قوي خود در محور شلمچه كه اقدام به هرگونه عمليات را غير ممكن مي نمود. يعني دشمن در تفكر و در زمان
عمليات غافلگير شد گرچه دشمن قبل از شروع عمليات در برخي از مناطق مثل پنج ضلعي آماده باش 50 درصد اعلام كرده بود .
2 ـ سرعت در آماده شدن براي انجام اين عمليات درست دو هفته پس از ناكامي در عمليات كربلاي .4 براي انجام عمليات جديد
زماني
كمتر از يك ماه براي رزمندگان اسلام ضروري بود زيرا ارتش بعثي مي توانست پس از اين مدت بلافاصله نقطه ضعف خود را بپوشاند و
ايران را از دستيابي به منطقه شلمچه محروم كند.
3 ـ با توجه به شكسته شدن خط دشمن در پنج ضلعي در جريان عمليات كربلاي 4 استفاده از راه باز شده توسط لشكر57 ابوالفضل (ع )
در عمليات كربلاي 4 كه خداوند راه ورود به شلمچه را به رزمندگان اسلام نشان داد ميسر شد . انجام عمليات كربلاي 4 اين حسن بزرگ را
داشت كه مشخص شد
دشمن در منطقه كربلاي 5 داراي نقطه ضعف بزرگي است . در آن منطقه عراق داراي دژي بود كه به صورت شمالي
جنوبي امتداد داشت اين دژ به موازات مرز و دقيقا در امتداد خطوط مرزي احداث شده بود . زمان احداث اين دژ به قبل از سال 1357
هجري شمسي باز مي گشت كه عراق آن را در قالب استحكامات هلالي شكل براي مقابله با هرگونه تعرض احتمالي ساخته بود و موجب
استفاده از ابتكاري تازه در تاكتيك عمليات كربلاي 5 گرديد .
4 ـ استفاده از حجم سنگين آتش ها به صورت متمركز .
5 ـ استفاده از كانال پرورش ماهي براي انجام محور اصلي تك
راهبرد نظامي دشمن پس از عمليات كربلاي 5
1 ـ حفظ عمده قواي خود در جبهه جنوب و عدم تجزيه قواي خود و عدم انتقال آنها به جبهه هاي غرب .
2 ـ برنامه ريزي براي بازپس گيري سرزمين هاي تصرف شده از سوي ايران از جمله در فاو و جزاير خيبر و منطقه شلمچه و حلبچه ـ2
3 ـ گسترش جنگ نفت كشها در خليج فارس با كمك برخي از كشورهاي پشتيبان صدام ازجمله عربستان و آمريكا به طوري كه در يك
. نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در آسمان خليج فارس حمله F عربستان به دو فروند فانتوم 15 F مورد جنگنده هاي ـ3
كرده و آنها را سرنگون نمودند.
4 ـ حمله به سكوها و اسكله ها و جزاير نفتي ايران و تلاش براي قطع صادرات نفت ايران از طريق عمليات نظامي و بمباران هاي هوايي
و پرتاب موشك هاي ضد كشتي و بمب هاي ليزري دقيق .
5 ـ استفاده وسيع از حضور ناوگان نظامي آمريكا در خليج فارس و حركت امن هواپيماهاي دشمن در آسمان منطقه در حضور ناوهاي
جنگي آمريكا و حمله از آن طريق به تاسيسات نفتي ايران و شدت بخشيدن به جنگ نفتكش ها از سوي دشمن .
6 ـ تغيير تاكتيك هاي جنگي و انجام عمليات در نقطه اي خارج از منطقه عمليات ايران . مثلا در جريان عمليات والفجر10 و پس از
تصرف حلبچه توسط قواي ايران
دشمن عمده قواي خود را عليه نيروهاي ايراني بكار نگرفت و آنها را در جبهه جنوب حفظ نموده و به
سراغ باز پس گيري مثلث فاو رفت .
7 ـ وسعت بخشيدن به جنگ شهرها از سوي دشمن و انجام اقدامات خلاف مقررات بين المللي بدون نگراني از عواقب آن .
8 ـ حملات هوايي و موشكي به مراكز اقتصادي و نفتي جمهوري اسلامي در خليج فارس .
9 ـ فعال شدن ناوگان نظامي آمريكا در خليج فارس و حمله آنها به قايق هاي تندرو سپاه با استفاده از بالگردهاي آپاچي و درگير شدن
آمريكايي ها با واحدهاي شناور سپاه در كنار جزيره فارسي .
10 ـ استفاده وسعيتر دشمن از سلاح هاي شيميايي و گسترش حمله با گازهاي شيميايي به غير نظاميان .
اقدامات صورت گرفته پس از عمليات كربلاي 5 در واكنش به برنامه هاي دشمن
1 ـ فعال شدن نيروي دريايي سپاه در عمليات مقابله به مثل در خليج فارس به طوري ظرف مدت اندكي حدود دوازده كشتي نفتكش و
تجاري مربوط به كشورهاي حامي صدام در مقابله با حمله هواپيماهاي بعثي به نفتكش هاي عازم بنادر ايران
مورد تهاجم قرار گرفت .
2 ـ مورد حمله قرار گرفتن كشتي حامل پرچم شوروي در مقابله با تجهيز ارتش صدام از سوي شوروي .
3 ـ بر روي مين رفتن كشتي مارشال چخوف روسي كه ناوگان نظامي شوروي آن را اسكورت مي كرد .
4 ـ برخورد كشتي بريجتون در 66
5
2 با مين هاي سرگردان كه براي اولين بار به طور رسمي از سوي 11 فروند ناو جنگي آمريكايي
اسكورت مي گرديد و به سمت بندر احمدي كويت در حركت بود.
5 ـ تغيير استراتژي نظامي ايران و انتقال تمركز حملات از جبهه هاي جنوب به غرب كشور و انجام عمليات كربلاي 10 در تاريخ
66
1
25 در محور ماووت و تغيير تاكتيك در ابتكار ايران به منظور دستيابي به اهداف مهم عراق در اين منطقه و نيز كمك به تجزيه
نيروهاي عراق و انتقال بخشي از نيروهاي مستقر در جبهه هاي جنوب عراق به سمت شمال براي سبك تر شدن تراكم دشمن در جنوب
كه البته عراق با عدم انتقال نيروهايش از اين موضوع سود جست .
بعد از عمليات كربلاي 5
ديگر منطقه مناسبي در جبهه هاي جنوب
براي استفاده از ابتكارات جديد
جهت تصرف آن وجود نداشت .
زيرا رزمندگان اسلام از منطقه شبه جزيره آبادان تا منطقه هور را عمليات انجام داده بودند و ديگر زمين مناسبي براي به كارگيري آن عليه
دشمن وجود نداشت و اگر قرار بود در اين مناطق عملياتي صورت گيرد به ناچار رزمندگان اسلام به استفاده از تك جبهه اي به جاي
احاطه اي و دور زدن دشمن
مجبور مي شدند كه موفقيت آن زير سوال بود. سپاه از عمليات رمضان و والفجر مقدماتي
به اين نتيجه
رسيده بود كه به هيچ وجه نبايد در جايي جنگيد كه به جز تك جبهه اي
راه كار ديگري وجود نداشته باشد. در تك احاطه اي
اين امكان
براي رزمندگان اسلام وجود داشت تا به جاي رو در رويي مستقيم با دشمن
بتوان به صورت احاطه اي و دور زدن و قيچي كردن نيروهاي
دشمن
وارد درگيري و نبرد با وي شد .. وقتي عمليات كربلاي 5 به پايان رسيد
با مطالعه زمين هاي جبهه هاي جنوب
مشخص شد كه
ديگر هيچ زمين قابل استفاده اي براي انجام تك احاطه اي وجود ندارد و اين به معناي بن بست در جنگ و عدم امكان نبرد رو در روي
دشمن بود
اقدامات قدرت هاي جهاني پس از عمليات كربلاي 5
تصميم به اينكه ايران در جنگ پيروز نشود از طريق :
1 ـ فشار به ايران از طريق خليج فارس براي قطع صدور نفت ايران با كمك حضور ناوگان نظامي آمريكا در خليج فارس .
. و بمب هاي F 2 ـ واگذاري تسليحات پيشرفته براي افزايش برد عملياتي نيروهاي صدام از جمله استفاده از هواپيماهاي ميراژ 2000 ـ2
ليزري براي عمليات در خليج فارس تا تنگه هرمز.
3 ـ عدم اجازه به ايران براي مقابله به مثل با كمك ناوهاي آمريكايي در خليج فارس .
4 ـ گسترده تر كردن جنگ شهرها و واگذاري هواپيما و موشكهايي به صدام كه بتواند تا عمق ايران را هدف قرار دهد و جنگ شهرها را
توسعه دهد از جمله تهران .
5 ـ پايين آوردن قيمت نفت به كمتر از ده دلار و كاهش شديد منابع تامين كننده نيازهاي جنگ .
6 ـ اعمال شرايط سخت براي فروش نفت ايران يعني نخريدن نفت ايران .
7 ـ افزايش كسري بودجه دولت به حدود 50 درصد .
8 ـ تقويت نظامي بيشتر صدام از سوي آمريكا
شوروي و فرانسه .
9 ـ شكل گيري اتحادي نا نوشته به سود صدام و اعلان غير رسمي جنگ از سوي ناوگان نظامي آمريكا در خليج فارس عليه ايران با
همكاري شوروي و فرانسه .
جمع بندي .
عمليات كربلاي 5
كه هم زمان با سالگرد قيام مردم قم عليه رژيم شاهنشاهي با رمز يا فاطمه زهرا (س ) آغاز شد مهمترين عمليات در
سال 1365 هجري شمسي بود كه ضربه بسيار مهلكي بر استعداد و توان رزمي رو به افزايش ارتش بعثي صدام وارد آورد .
پيروزي رزمندگان اسلام در اين عمليات با توجه به امكاناتي كه آنها در اختيار داشتند و نيز با توجه به توان نظامي عظيمي كه دشمن از
آن برخوردار بود
ناباورانه و يك پيروزي تاكتيكي بسيار مهم به شمار مي آمد. البته اين عمليات هم پر هزينه و هم پر تلفات بود به طوري
كه گفته مي شود كه در اين عمليات حدود 30 هزار نفر به شهادت رسيده و يا زخمي شدند .
« اجراي عمليات كربلاي 5 نشان داد كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي هم قدرت اتخاذ ابتكار عمل هاي مناسب را در شرايط سخت در
اختيار دارد و هم مي تواند خلاقيت فرماندهان خود را براي شكستن خطوط مستحكم دشمن به كار گيرد و هم مي تواند انعطاف لازم را در
سازمان خود براي انجام عملياتي ويژه و پيچيده را به وجود آورد و هم از پذيرش ريسك در شرايط ضرورت ابايي ندارد. از سوي ديگر
اين عمليات نشان داد كه عمده توانايي دشمن در كسب پشتيباني هاي قدرت هاي شيطاني و سلطه گر نهفته است و راه رسيدن به پيروزي
توكل بر خداي بزرگ
نترسيدن از دشمن و اميد به نصرت الهي است و به تعبير امام خميني : « نصرت كنيد خدا را نصرت كند شما را. »
در كربلاي پنج از آنجا كه ممانعت از پيشروي قواي اسلام در اين ناحيه براي رژيم بعثي صدام اهميت فراواني داشت بنابراين ارتش
بعثي به صورت سنگر به سنگر در لايه هاي دفاعي ايجاد شده و در درون دژها و خاكريزهاي چند رديفه مي جنگيد و دست به پاتك هاي
سريع و يورش هاي سازمان يافته و غير سازمان يافته مي زد تا بتواند در برابر نيروهاي ايران ايستادگي نمايد
عمليات كربلاي 5 نشان داد كه ايران مي تواند در سخت ترين شرايط و مشكل ترين جبهه ها و از پيچيده ترين موانع عبور كرده و به
سوي اهداف مورد نظر پيشروي نمايد
عمليات كربلاي 5
كه هم زمان با سالگرد قيام مردم قم عليه رژيم شاهنشاهي با رمز يا فاطمه زهرا (س ) آغاز شد مهمترين عمليات در
سال 1365 هجري شمسي بود كه ضربه بسيار مهلكي بر استعداد و توان رزمي رو به افزايش ارتش بعثي صدام وارد آورد

|