
اسلام زدايي و ترويج غرب زدگي با دو روش استعمار ديرين و استعمار نوين و ضرورت آگاهي بخشي فرهنگي و بيدار
سازي نسل جوان
غرب زده كردن ملت ها و دميدن روح طفيلي گري در آنها
هدف محوري و بنيادين تمام تحركات و فعاليتهايي است
كه قدرتهاي استعماري در طول تاريخ در صدد تحقق آن در سرزمينهاي اسلامي بوده اند و همواره تمام برنامه ريزي ها و
طرحها و ترفندها و حربه هاي ضد انساني و فريبكارانه خود را در همين مسير تنظيم و سامان داده اند.
غرب زدگي داراي ابعاد و جلوه هاي گوناگون مي باشد و به مجموعه تغيير و تحولاتي اطلاق مي شود كه « انحراف
فكري » و « انحطاط عملي » را به طور گسترده پي ريزي مي نمايد .
غرب زدگي
با « از خودبيگانگي » نسبت به فرهنگ بومي و تبعيت محض و همه جانبه از فرهنگ غرب و جلوه هاي
مبتذل و منحط آن كه بازدارنده از رشد و تحول معنوي و انساني مي باشد آغاز مي شود و از همين جا « خودباختگي » و
احساس « بي هويتي » و « خود كم بيني » جايگزين « استقلال » در مفهوم عام و گسترده آن مي شود و غرب زدگان نه در
جستجوي راه هايي كه غرب را در صنعت و تكنولوژي و هر فكر و حركت سالم و سازنده به پيشرفت رساند
كه در پي
يافتن بيراهه هايي كه بتواند آنان را به آزادي هاي لجام گسيخته و زندگي دم غنيمتي همراه با نمايش هاي مضحك و پزهاي
روشنفكرمآبانه سرگرم كند مي باشند
و از همين جا بود كه اين فكر استعماري و ذليلانه كه « ايراني بايد سر تا پا فرنگي
شود « توسط مهره هاي داخلي استعمار غرب همچون « تقي زاده » ترويج گرديد و هنوز هم توسط غرب زدگان وطني در
شكل و جلوه و شيوه هاي ديگر مطرح و تبليغ ميشود.
نشر آزاديهاي غربي با مبارزه پيدا و پنهان عليه هويت اسلامي « زنان » و مقابله با « حجاب اسلامي » يكي از
منحط ترين جلوه هاي غرب زدگي به شمار مي رود.
اين شيوه براي استعمار غرب حائز اهميت بسيار ميباشد و از همين رو داراي سابقه اي طولاني و تجربه هاي مكرر و
موفق است .
ردپاي اين توطئه استعماري را در يادداشت هاي يكي از جاسوسان كهنه كار انگليسي به صورت ماموريت القا شده
توسط وزارت مستعمرات بريتانيا اينگونه مشاهده مي كنيم : « به هر وسيله اي شده بايد زن مسلمان را از حجاب اسلامي
خارج كرد و بي حجابي را در بين زنان مسلمان رايج نمود... بايد در بين مسلمانان
آزادي را به معني بي بند و باري ترويج
كرد ... » (1 )
تحركات قدرتهاي استعماري براي به فساد كشاندن مسلمانان به ويژه قشر جوان
در نهضت تنباكو آغاز شد و با
بي نتيجه ماندن آن در اثر پيروزي اين نهضت بزرگ
در انقلاب مشروطه به مرحله عمل درآمد. اين بار اوضاع و شرايط به
گونه اي به نفع استعمار تغيير و تحول يافت كه اين طرح با پيروزي دشمنان اسلام به تحقق كامل درآمد
زيرا رهبران
روحاني نهضت مشروطه با دسيسه هاي انگليس و مهره هاي دست آموز آنان و با شعارهاي فريبنده آزاديخواهانه ! از سر
راه برداشته شدند و فريادهاي فقيه مبارز آيت الله شيخ فضل الله نوري كه به شدت خطر غرب زدگي و آزادي هاي لجام
گسيخته و فساد و بي بند و باري را مي نماياند
در گلو خفه گرديد
و او به راستي مي ديد كه آينده مشروطه غربي به كجا
مي انجامد و از همين رو به گسترش مراكز فحشا و فساد در جامعه و ترويج افكار و عقايد انحرافي و التقادي و الحادي
توسط مطبوعات مشروطه انگليسي به شدت و به طور مستند اعتراض مي نمود . (2 ) و بايد اذعان نمود كه او قهرمان
مبارزه بي امان با غرب زدگي بود و همچنان كه جلال آل احمد تصريح دارد پس از شهادت شيخ فضل الله بود كه نقش
غرب زدگي را همچون داغي برپيشاني ما زدند
و نعش آن بزرگوار بر سردار همچون پرچمي است كه به علامت استيلاي
غرب زدگي پس از دويست سال كشمكش
بر بام سراي اين مملكت افراشته شد . (3 )
پس از سقوط سلسله قاجار و روي كار آمدن سلسله پهلوي با نقشه هاي پشت پرده استعمار كه با تماسهاي « آيرون
سايد » جاسوس دولت انگليس با « رضاخان » به وقوع پيوست
مبارزه با « حجاب اسلامي » ـ كه مانع بزرگ تحقق اهداف و
برنامه هاي استعمارگران براي گسترش غرب زدگي و فساد و هرزگي به شمار مي رفت ـ وارد آخرين و خشونت بارترين
مرحله خود شد.
رضاخان با تبعيت از شيوه آتاتورك ـ كه مامور ديگر استعمار غرب براي اسلام زدايي و ترويج فساد و غرب زدگي در
تركيه بود و اين ماموريت را به خوبي به حيطه عمل درآورده بودـ به رفع حجاب از زنان و گسترش آزادي هاي غربي
همت گماشت .
رضاخان براي تمهيد مقدمات منع حجاب به سردادن زمزمه هاي بي حجابي در كشور و به رقص و پايكوبي درآوردن
چند دختر جوان بي حجاب در مدرسه شاهپور شيراز پرداخت و از اين پس بود كه مخالفت علماي اسلام و مردم مسلمان
آغاز و پي در پي گسترش يافت . اين مخالفت ها
با دستگيري تني چند از علماي دين در مشهد و تجمع مردم مسلمان در
مسجد گوهرشاد و به خاك و خون كشيده شدن آنها توسط نيروهاي نظامي به اوج خود رسيد. در مرحله بعد
محافل
جشن و سرور براي ورود به تمدن غربي ! با تحقق آزادي هاي غربي گسترش يافت و در آخرين مرحله رضاخان با ظاهر
كردن همسر و دخترانش در جشن افتتاح دانشسراي مقدماتي و تبعيت زنان رجال كشور از او ـ كه در روز 17 دي ماه انجام
يافت ـ قانون منع حجاب را رسمي و اعلام عمومي مي گرداند. به دنبال آن زنان مسلمانان ايران مورد تهاجم هاي
وحشيانه ماموران دولتي و هتك حرمت هاي بي شمار براي برداشتن چادر از سر قرار گرفتند و وقايع بسيار تلخ و ناگواري
در صفحات تاريخ ايران به ثبت رسيد.
حضرت امام خميني به واقعه اسفناك كشف حجاب رضاخان نگرشي جامع دارند و از ابعاد گوناگون به اين فاجعه
بزرگ نظر گسترده اند.
غرب زدگي و اشاعه آزاديهاي غربي
مهمترين و عمده ترين جلوه نگرش امام به اين واقعه را تشكيل
مي دهد
حضرت امام خميني ضمن اين نگرش خاص به واقعه كشف حجاب رضاخان
تحسر و اندوه شديد خويش را از
آنچه بر اين ملت مظلوم رفت پنهان نمي نمايند و از زنان مسلمان ايران كه اينگونه مورد تهاجم و هتك حرمت قرار
گرفتند
به عنوان مظلوم ترين زنان ياد مي كنند.
اولين نمونه از سخنان بيدارگرانه امام خميني را از همان دوران حكومت رضاخاني برمي گزينيم كه در كتاب « كشف
الاسرار » ضبط و ثبت گرديده است :
« ما ميگوييم دولتي كه بر خلاف قانون كشور و قانون عدل
يك گروه حيوان آدمخوار را به نام پاسبان شهرباني و در
شهر و ده به جان زن هاي عفيف بي جرم مسلمانان بريزد و حجاب عفت را با زور سرنيزه از سر آنها بربايد و به غارت و
چپاول ببرد و محترمات بي سرپرست را در زير لگد و چكمه خرد كند و بچه هاي مظلوم آنان را سقط كند
اين دولت
دولت ظالمانه و اعانت برآن
عديل كفر است . ما حكومت ديكتاتوري را ظالمانه و عمال آن را ظالم و ستمكار
مي دانيم . » (4 )
حضرت امام خميني در اين عبارات
به صراحت عليه فعاليت هاي ظالمانه و ددمنشانه رضاخان موضع گيري مي كند
و به جنبه خشنونت و سبعيت قانون استعماري كشف حجاب تصريح مي نمايد و ابعادي از جنايات اين مامور و مزدور
استعمار را نمايان مي سازد كه چگونه در اوج هتاكي و درندگي كثيف ترين اعمال را به پيروي از فرهنگ مبتذل غرب
مرتكب مي گردد و نام آن را تمدن ! و پيشرفت ! و آزادي زن ! مي گذارد. راستي در كجاي دنيا
توحش
تمدن نام ميگيرد ! و
در چه عصر و زمانه اي غارت و خشونت
مدنيت تلقي گرديده است ! و چه كسي است كه هتك حرمت زن را منزلت زن
بنامد !
با جلوه ديگري از مبارزات امام خميني با كشف حجاب رضاخاني اينگونه آشنا مي شويم :
« اين حيوان هاي شهوت ران كه ميخواهند با نام ترقي كشور
با دخترهاي جوان مردم به رقص و عيش و نوش
بپردازند
باز دست از اين كشف حجاب ننگين كه عفت و درستي عضو جوان حساس ما را به باد داد و از خيانت هاي
بزرگ رضاخان به اين كشور بود دست برنمي دارند . » (5 )
حضرت امام در اين سخنان
به جنبه فساد گستري قانون منع حجاب اشاره مي كنند كه چگونه استعمارگران غرب و
عامل دست نشانده آنان يعني رضاخان
قشر جوان اين مرز و بوم را نشانه مي روند و با اشاعه بي بند و باري در ميان آنها
سعي در از بين بردن اين نيروهاي مقاوم و مستحكم در برابر هر تهاجم خارجي دارند تا به اين وسيله زمينه هاي مناسب و
مساعد براي بسط سيطره فرهنگي و سياسي و اقتصادي و نظامي خود بر كشور ايران را مساعد و هموار
نمايند.
حضرت امام خميني ضمن آن كه اين عملكرد سياه رضاخان را « كشف حجاب عفت سوز » نام مي برند كه موجب
« رفتن منابع ثروت و فضايل اخلاق » از كشور مي شود(6 ) صحنه هايي از اين فاجعه دردناك را باتاسف و تحسر اينگونه
مورد توجه و نظر قرار مي دهند و نسل جوان را به تعمق در اين اوراق سياه تاريخ ايران دعوت مي نمايند :
بانوان را الزام كردند به اين كه در مجالس كذايي كه داشتند
حاضر بشوند. مردها با زن هايشان
با دخترهايشان در آن
مجلس هاي فاسد الزام داشتند كه حاضر بشوند. حتي در قم
در قم كه مركز روحانيت بود
در قم هم اين مسائل بود و در
همه شهرستانها . (7 )
خدا مي داند كه به اين ملت ايران چه گذشت در اين كشف حجاب . حجاب انسانيت را پاره كردند اينها. خدا مي داند
كه چه مخدراتي را اين ها هتك كردند و چه اشخاصي را هتك كردند. علما را وادار كردند با سرنيزه كه با زن هايشان در
مجالس جشن
يك همچو جشني كه با خون دل مردم
با گريه تمام شد
شركت كنند. مردم ديگر هم به همين ترتيب
دسته دسته را دعوت مي كردند و الزام مي كردند كه با زن هايتان بايد جشن بگيريد. آزادي زن اين بود كه الزام مي كردند
اجبار مي كردند با سرنيزه و پليس
مردم محترم را
بازرگانان محترم را
علما را
اصناف را
به اسم اينكه خودشان جشن
گرفتند! در بعضي از جشنها (به اصطلاح خودشان ) آنقدر گريه كردند مردم
كه اين ها از آن جشن شايد اگر حيايي داشتند
پشيمان مي شدند!(8 )
پس از تحقق اولين مرحله از اين فاجعه بزرگ و رنج آور ـ و به تعبيري گوياتر و رساتر
اين تفرعن و توحش و
سبعيت ـ
جريان هاي فكري وابسته به دنياي غرب وارد عرصه هاي فرهنگ و هنر شدند و با نثر و نظم و شعر و سرود و
مقاله و داستان به نشر و ترويج اين جلوه از « غرب زدگي » و ساير ابعاد و جنبه هاي آن اهتمام ورزيدند تا به اين وسيله
« باطل » را در لباس « حق » درآورند و با آرايه هاي گوناگون « ناپاكي و فساد » را « عفت و پاكدامني » بنامند!
حضرت امام خميني
نسل جوان مملكت را كه آن روزگار را نديدند
به همين آثار مبتذل فكري و فرهنگي و هنري
ارجاع مي دهد و از آنان مي خواهد كه با درنگ و تعمق در آنها
به اوج انحطاط و انحراف و تباهي و فساد در قانون غربي
كشف حجاب رضاخان واقف و آگاه گردند :
« كساني كه آن زمان را به ياد دارند
مي دانند اين خائن تبهكار با دستياري عمال بي وطنش با اينان (زنان ) چه كردند و
براي پيروزي هر چه سريعتر نقشه هايشان چه راه هايي را براي انحراف و مصرفي نمودن و به فساد كشاندن بانوان مظلوم
در پيش گرفتند
كافي است نسل حاضر كه آن روزگار سياه را درك نكرده اند
به كتاب ها
شعرها
نوشته ها
نمايشنامه ها
تصنيف ها
روزنامه ها
مجله ها و مراكز فحشا و قمارخانه ها و شراب فروشي ها و سينماها كه همه يادگار آن عصر بودند
بنگرند و يا از آنان كه ديده اند بپرسند
و نيز سئوال كنند كه نسبت به زن
اين قشر انسان پرور و آموزگار
چه ظلم ها و
خيانت هايي در ظاهر فريبنده اي به اسم زن مترقي روا داشتند . » (9 )
به اين ترتيب حضرت امام خميني با بازخواني اوراقي سياه از تاريخ واقعه منع حجاب
صحنه هاي تحركات فكري و
عملي استعمارگران غربي و مهره سرسپرده آنها رضا شاه پهلوي و عوامل وابسته به او را براي تحقق هدف « اسلام
زدايي »
در ايران و با تهاجم به « حجاب اسلامي » به عنوان سنگر مقاومت زن مسلمان در برابر فرهنگ هاي مبتذل و پوچ گرا و
فساد گستر
نمايان مي سازد و اين نسل و نسل هاي آينده را به مطالعه و كنكاش در تاريخ براي نيل به واقعيت هاي تلخ
نهفته در آن درباره عملكرد سياه رضاخان ترغيب مي نمايد.
نسل امروز ما بايد واقف باشد كه تلاش استعمار براي گسترش غرب زدگي در ايران كه با تحركات مخرب مبتني بر
اسلام زدايي و مبارزه بي وقفه با حجاب و پوشش اسلامي در دوره حكومت رضاخان اوج گرفت
در زمان زمامداري
فرزندش محمدرضاشاه نيز تداوم داشت
با اين تفاوت كه رضاخان به روش « استعمار ديرين » كه با يورش و تهاجم
مستقيم و آشكار عمل مي كند
به اسلام زدايي و مقابله با احكام و قوانين اسلام از جمله قانون حجاب اسلامي پرداخت
و با سرنيزه و نيروي قهريه و حمله نظامي و توحش و خشونت پوشش را از سر زنان برداشت و آنان را به حضور در
جامعه و محافل مورد نظر مجبور ساخت
لكن محمدرضا شاه با روش « استعمارنوين » كه روش غير مستقيم و پنهان و
نامرئي ميباشد به اين هدف شوم نائل آمد. در روش استعمار نو
حمله نظامي و خشونت و ضرب و جرح و قتل جايي
ندارد
بلكه در اين شيوه استعماري ضمن آنكه استفاده از پوشش اسلامي آزاد مي باشد
با روش هاي مخرب فكري و
فرهنگي و تبليغي به مرور هدف « استحاله فرهنگي » محقق مي گردد و « نسل جوان » با فعاليتهاي مرموز و ممزوج با
فريبكاري و همراه با شعارهاي آزاديخواهي و دموكراسي و استناد به حقوق بشر به دام هاي ناپيدا گرفتار مي شوند و با
اراده و اختيار و از روي ميل و اشتياق به دامان غرب سقوط مي كنند و به « از خودبيگانگي » مي افتند. و اين جاست كه با
دست خود و نه بازور سرنيزه
حجاب از سر برمي گيرند و به فساد و تباهي مي گرايند!!
بديهي است روش استعمار نوين از روش استعمار ديرين بسيار خطرناك تر مي باشد
زيرا در روش مستقيم
دشمن
كاملا مشخص و نمايان است و به راحتي شناسايي مي شود و هدف گيري مي گردد
لكن در روش غير مستقيم يا استعمار
نوين
دشمن مشخص نيست
ناپيدا و پنهان است
مرموز و خزنده است
ظاهري موجه دارد و طرفدار آزادي ! و منزلت
زن ! است .
نسل جوان ما بايد هوشيار باشد كه اولا اسلام زدايي با مقابله با حجاب اسلامي و ترويج فساد و آزادي هاي لجام
گسيخته جنسي
حربه اي است موفق كه در تمام اعصار و زمان ها توسط قدرتهاي استعماري به بهره برداري رسيده است
و تيغ تيز و هلاك كننده اي است كه هرگز زنگ نمي زند و از كار نمي افتد و همچنان قرباني مي گيرد و تا زماني كه انسان
وجود دارد ـ به آن دليل كه شهوت دارد و داراي غريزه جنسي است و اگر از طريق صحيح و با ازدواج تامين نگردد به
بيراهه هاي معاصي سقوط مي كندـ اين حربه نيز وجود دارد و آسيب و زيان مي رساند و فساد و بي بند و باري مي آفريند.
ثانيا هم اينك
جريان هاي فكري وابسته به غرب با تحركات و فعاليت هاي مخرب خود به نشر و تبليغ « اسلام
شاهنشاهي » و « اسلام غربي » مي پردازند و جاي پاي آنان را در برخي از روزنامه ها و مجله ها و محافل و مراكز فرهنگي و
تبليغي و رسانه اي مي توان مشاهده نمود! ثالثا نسل جوان ما نبايد غفلت و تسامح و سهل انگاري هاي بعضي از مراكز
فرهنگي و هنري و برخي از افراد منفعل را كه با كمال تاسف و شگفتي به همراهي و همياري با عناصر وابسته به فرهنگ
شاهنشاهي و فرهنگ غربي مي پردازند و با دست خود صحنه ها را براي تاخت و تاز آنان به اسلام و انديشه و فرهنگ
غني و جامع آن هموار مي نمايند
زير نظر داشته باشند و اين تحركات ناسالم را به حساب اسلام و انقلاب و نظام
اسلامي نگذارند
و سعي كنند با مستحكم كردن پشتوانه هاي معرفتي خود ـ كه با كنكاش و تحقيق و مطالعه در مباني و
معارف و تعاليم و ارزش هاي والاي اسلامي تحقق مي يابد ـ به تفكيك و جداسازي اين مواضع فكري و عملكردهاي
فرهنگي و هنري بپردازند
و البته راه مشاوره و دريافت كمك هاي فكري از انديشمندان و علماي جامع نگر و
اسلام شناس و مراكز فرهنگي سالم و افراد صالح و مسلط به فرهنگ و معارف اسلامي و آگاه نسبت به جريان هاي فكري
و ناظر به ورود و نفوذ « سياست بازي » ها و « جناح گرايي » ها به عرصه فرهنگ و هنر نيز باز و هموار است .
موضوع مهم ديگر اين است كه بيداري و هشياري نسل جوان نسبت به اوضاع نابسامان فرهنگي و نفوذ و تاخت و
تازهاي عوامل وابسته به اسلام شاهنشاهي و اسلام غربي و آمريكايي
و نيز مراقبت اين نسل براي تفكيك و جداسازي
تحركات سالم مبتني بر فرهنگ جامع و رهايي بخش و زندگي ساز اسلام از تحركاتي كه اگر چه به نام دين انجام
مي پذيرد لكن آلوده به تعصب ورزي هاي جناحي و سياست بازي هاي متضاد با حقيقت اسلام و انقلاب و نظام اسلامي
مي باشد
سهل و آسان نيست
و همين جاست كه مسئوليت آگاه سازي نسل جوان توسط مراكز حوزوي و
پژوهشكده ها
و سازمان هاي تبليغي و فرهنگي وابسته به آنها و حضور فعال و موثر اسلام شناسان مستقل و آگاه به زمان و واقف به
نيازهاي اعتقادي و فكري جوانان و دانشجويان آشكار و نمايان ميگردد. و از همين جاست كه بايد از تورم اسلام
شناسي هاي فاقد اعتبار و بدون پشتوانه و جامعيت علمي جلوگيري شود تا تشنگان حقيقت دين به آبشخور زلال آن
رهنمون شوند.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ خاطرات « همفر »
جاسوس انگليس در كشورهاي اسلامي
انتشارات امير كبير
ص 56
2 ـ اشاعه فساد و فرهنگ پوچ گرايي
نشر بليغ
ص 36 و 37
3 ـ نهضت روحانيون ايران
علي دواني
مركز فرهنگي امام رضا(ع )
ج 1
ص 142
4 ـ كشف الاسرار
اثر امام خميني
ص 239
جايگاه زن در انديشه امام خميني
تبيان
دفتر هشتم
موسسه تنظيم و نشر
آثار امام
ص 230
5 ـ همان منبع
ص 283
6 ـ همان منبع
ص 292
7 ـ صحيفه نور
ج 1
ص 20
8 ـ همان منبع
ج 2
ص 3
9 ـ همان منبع
ج 16
ص 126
بايد از تورم اسلام شناسي هاي فاقد اعتبار و بدون پشتوانه و جامعيت علمي جلوگيري شود تا تشنگان حقيقت دين به
آبشخور زلال آن رهنمون شوند
هم اينك جريان هاي فكري وابسته به غرب با نشر و تبليغ اسلام شاهنشاهي و اسلام غربي و آمريكايي به
« اسلام زدايي » و ترويج غرب زدگي و مقابله با حجاب اسلامي و هويت زنان مسلمان اشتغال دارند و جاي پاي آنان را در
برخي از روزنامه ها و مجله ها و مراكز فرهنگي و رسانه اي مي توان مشاهده نمود!
در روش استعمار نوين
برخلاف روش استعمار ديرين كه توسط رضاخان و با حمله نظامي و خشونت و قتل حجاب
از سر زنان برداشته شد
به مرور هدف « استحاله فرهنگي » محقق مي گردد و با فعاليت هاي مرموز و ممزوج با فريبكاري
و همراه با شعارهاي آزاديخواهي و دموكراسي و استناد به حقوق بشر دختران به دام هاي ناپيدا گرفتار مي شوند و با اراده
و اختيار و از روي ميل و اشتياق به « غرب زدگي » مي رسند و به « ازخودبيگانگي » مي افتند
و از اين جاست كه با دست
خود و نه با زور سرنيزه
حجاب از سر برمي گيرند و به فساد و تباهي مي گرايند !
حضرت امام خميني ضمن آن كه عملكرد رضاخان را « كشف حجاب عفت سوز » مي نامد كه موجب « رفتن منابع
ثروت و فضايل اخلاق » از كشور گرديد
به طور مكرر نسل جوان را به مطالعه و كنكاش و تعمق در تاريخ براي كسب
بينش هاي لازم نسبت به نقشه هاي استعمارگران و فعاليت هاي مهره هاي دست آموز آنان براي اسلام زدايي در ايران دعوت
مي نمايد

|