روزنامه جمهوري اسلامي 13/10/1386 صفحه گزارش
*****
« يك چادر » هم كلاس درس و هم محل سكونت خانواده معلم عشايري




  • مجيد زندي بخش پاياني
    در كشور ما براي مقابله با عقب ماندگي و فقر فرهنگي و اقتصادي و بسط عدالت اجتماعي مي بايست روستائيان و عشاير هم از آن قدرتي برخوردار باشند كه بتوانند از امكانات موجود به صورت عادلانه استفاده كنند زيرا عليرغم همه مشكلات ساختاري موجود عشاير و روستائيان با تلاش صادقانه و بدون سهم خواهي با سطح توليدات كشاورزي و دامپروري نشان داده اند به خوبي مي توانند مكمل توسعه باشند اما اگر آنها توانمند شوند اين توانمندي يقينا در توسعه كل كشور به كار گرفته مي شود و اين خود موفقيت بزرگي محسوب خواهد شد.
    به عنوان نمونه مي توان يادآور شد كه هم اكنون بالغ بر يك چهارم مواد پروتئيني مورد نياز كشور از سوي عشاير توليد مي شود زيرا هر چادر عشايري علاوه بر اينكه محل اسكان خانواده عشايري است خود كارگاهي توليدي در عرصه توليد مواد پروتئيني مورد نياز شهرها هم محسوب مي شود. كه علاوه بر خودكفايي و تامين نيازهاي زندگي روزمره خانواده عشاير كل كشور را نيز به سهم خود از واردات محصولات پروتئيني بي نياز و خودكفا مي سازند.
    اين حركت از آنچنان اهميتي برخوردار است كه در نظر بگيريم عشاير اكنون از بسياري از امكانات فني و تكنولوژي روز توليد اين محصولات بي بهره هستند و همه توليدات خود را به صورت سنتي و البته با سعي و تلاش بيشتر به جامعه تحويل مي دهند.
    علاوه بر اين مساله عشاير كانون عطوفت و مهرباني و مهمان نوازي و در عين حال مدافع شجاع كشور هم محسوب مي شوند تا حدي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي بخاطر اعتقادات اسلامي و انقلابي عشاير از اولين گروههاي مدافع انقلاب محسوب مي شدند و امام خميني (ره ) هم از آنها به عنوان « ذخاير انقلاب » ياد كردند. جالب اينكه آنها هنوز هم با حفظ سنت هاي اصيل ايراني ـ اسلامي نه تنها ذخاير انقلاب كه ذخيره فرهنگ دست نخورده هزاران ساله ملي نيز محسوب مي شوند.
    در همين جا بايد اشاره كرد عشاير حداقل تا قبل از يكصد سال اخير هميشه پاسداران حقيقي مرزهاي كشور هم بوده اند زيرا قبل از اينكه ايران داراي ارتشي منظم باشد هنگام وقوع جنگ ها و تجاوزهاي ارضي به ايران عشاير با رشادت خاصي از سرحدات كشور محافظت مي كردند.
    افتخاراتي كه از آن نام برديم امروز براي عشاير كافي نيست بلكه آنها نياز دارند كه با كسب مهارت هاي علمي و فرهنگي در تداوم اين قدرت در ابعاد اقتصادي و فرهنگي بكوشند كه پرورش استعدادهاي دانش آموزي و دانشجوي عشاير عامل بسيار موثري در تداوم اين افتخارات است زيرا با بروز تغيير و تحولات تكنولوژي و ارتباطات متاسفانه اين ذهنيت غلط حتي در اذهان برخي از مديران ما شكل گرفته كه عشاير همچنان مي بايست به كار دامپروري بپردازند و در سر حدات بمانند; در حاليكه ماندن در سرحدات و زندگي عشايري منافاتي با كسب علوم جديد براي افزايش راندمان كار توليد ندارد.
    در اين ديدگاه توسعه مفهوم عام دارد كه به همه افراد براي رفع نيازها كمك مي كند نه اينكه فكر كنيم فقط افراد خاصي در جامعه مي بايست رشد كنند و مسئوليت هاي خاص سياسي و اجرايي و فرهنگي را كسب كنند. در اين نگاه كه همان نظام عدالت محوري است كه به شدت مخالف برخي نظرات قبيله اي است كه معتقدات روستائيان و عشاير حق ندارند در مسير توسعه يافتگي حركت كنند مگر اينكه به شهر آمده و شهري شوند!
    اين نگاه آلوده اگرچه خوشبختانه در قوانين ما وجود خارجي ندارد اما بستر عمومي به گونه اي حركت مي كند كه روستاها و چادرهاي ايلاتي را از روستائيان و عشاير خالي كرد كه متاسفانه كشور از همين رويكرد آسيب هاي فراوان اقتصادي و اجتماعي هم خورده است زيرا ريشه بسياري از مشكلاتي نظير بيكاري را بايد در روستاها و عشاير جستجو كرد در حاليكه در كشور ما هنوز مسيرها به گونه اي تعريف مي شود كه ايجاد شغل كماكان نياز افراد ساكن در شهرهاست !
    هم اكنون براساس آمارها در كشور ما حدود يك ميليون و 300 هزار عشاير كوچنده داريم كه به ييلاق و قشلاق مي روند در حاليكه در مجموع عشاير شامل كوچنده و ساكن اين آمار تا حد 6 ميليون نفر هم مي رسد . در اين گزارش همانند گزارش قبل قصد داريم به وضعيت آموزش و پرورش در ميان عشاير كوچنده بپردازيم تا از اين منظر وجود مشكلاتي براي اين افراد كه مي تواند سبب عقب ماندگي از مسير توسعه شود را بررسي نمائيم .
    خانم زهره بازپور مديرـ آموزگار مدرسه عشايري از استان كهكيلويه و بويراحمد كه در پايه سوم و پنجم دبستان تدريس مي كند در گفت وگو با گزارشگر ما درباره مشكلات موجود براي معلمان و دانش آموزان عشايري به ويژه معلمان زن مي افزايد : تدريس در چادر سرد و نمور و سرماي گزنده كوهستان يك طرف و مشكل عبور و مرور در مناطق صعب العبور تنها برخي از ديگر مشكلات ما است كه هنوز نتوانستيم داروي حل آن را پيدا كنيم .
    وي مي افزايد : من از يك روستا براي تدريس به اينجا مي آيم ولي چون راه رفت وآمد نداريم مجبورم شب ها در اتاقي سنگي به همراه يكي ديگر از معلمان زن كه او نيز با فرزند خردسالش در اين منطقه زندگي مي كند از شنبه تا چهارشنبه در محل استقرار ايل بمانيم اما براي حضور در اين منطقه خودروها در جاده خاكي روستا تا محل استقرار ايل كمتر از 5 هزار تومان از ما نمي گيرند به همين دليل مجبوريم در هواي سرد اين مسير را پياده طي كنيم چون در بسياري موارد اصلا ماشين هم نمي تواند اين مسير را بيايد.
    خانم بازپور ادامه مي دهد : مشكل همكار من كه متاهل مي باشد به مراتب از من بيشتر است و اكنون كه زنگ استراحت را زده ايم او براي شيردادن كودك خود رفته است در حاليكه همسرش در يك شهر ديگر زندگي مي كند اما او چون معلم حق التدريسي است 5 سال گذشته را در شرايط بسيار بدي به معلمي در اين مناطق مشغول بوده است .
    وي تعداد دانش آموزان خود را 8 دانش آموز دختر و پسر معرفي مي كند و ادامه مي دهد : من در دو پايه تدريس مي كنم و خانم ديگر به سه پايه تحصيلي ديگر درس مي دهد و هر دو كلاس هم در چادر برگزار مي شود. چادري كه نمي تواند مانع از نفوذ سرما و آب باران و برف شود.
    وي مي گويد : لازم است دولت در مسير عبور ايل مدرسه اي بسازد در حاليكه ما به همراه ايل مي رويم چيزي به نام مدرسه نداريم وقتي مدرسه نباشد امكانات آموزشي هم اصلا معنا ندارد بچه هاي مدرسه را اصلا نمي دانند آزمايشگاه چيست . ضمن آنكه انتظار داريم به معلمان زن مناطق آسانتري را براي تدريس ماموريت بدهند اما عمده ترين مشكل ما همان نداشتن ساختمان و رفت وآمد در منطقه كوهستاني است .
    خانم بازپور ادامه مي دهد : مشكل ديگر كمبود معلم است زيرا برخي از همكاران ما كه مدير ـ آموزگار هستند 5 پايه هم تدريس دارند و ما هم با دو ـ سه پايه كار مي كنيم كه اين كمبود معلم به كار آموزشي آسيب وارد مي سازد.
    وي تبعيض در مناطق شهري و عشايري را آزاردهنده توصيف مي كند و مي افزايد : معلمان شهري فقط در يك پايه تدريس مي كنند اما ما مجبوريم براي دو يا سه پايه تدريس كنيم و از لحاظ حقوقي هم تفاوت چنداني با آنها نداشته باشيم .
    وي مي گويد : معلمان شهري در طول هفته 25 ساعت تدريس دارند ولي ما 28 ساعت داريم ضمن آنكه مشكلات اياب وذهاب هم برعهده خود ماست كه مجبوريم در محل استقرار ايل بمانيم و درآمد اضافه اي در حد 50 هزار تومان را صرف رفت وآمد و تامين غذا نمائيم .
    وي مي گويد : اين مشكلات از آنجا ناشي مي شود كه مسئولان امور عشايري در سطح استان و شهرستان خودشان معمولا عشايرزاده نيستند و تصميمات خود را هم بدون توجه به اين مشكلات اتخاذ مي كنند.
    اين موانع را با دكتر لطف اله عباسي سروك مديركل آموزش و پرورش عشايري كشور در ميان گذاشتيم . وي هم در گفت وگو با گزارشگر ما مي گويد : عشاير ايران علاوه بر حفظ ميراث و ويژگي هاي فرهنگ اصيل و مناسب عشايري بايد به آينده هم توجه كنند زيرا افتخارات گذشته به تنهايي حلال مشكلات نخواهد بود مگر اينكه آنها هم همراه و همگام با تحولات جهاني حركت كنند كه در اين ميان كليد تحول اساسي شاخص هاي زندگي عشاير به دگرگوني مطلوب در فرايند تعليم و تربيت بستگي دارد.
    وي ادامه مي دهد : همه ما به جايگاه باارزش عشاير در ابعاد اقتصادي و سياسي واقف هستيم و به عنوان نمونه بگويم كه ما در دوران دفاع مقدس از يك مدرسه عشايري بيش از 90 شهيد تقديم ايران و انقلاب اسلامي كرديم و در طول تاريخ هم عشاير بهترين ارتباط را درميان حكومت ها با حكومت جمهوري اسلامي برقرار كردند زيرا هيچگاه تفنگ خود را به سمت ماموران جمهوري اسلامي نگرفتند در حاليكه مشكلات فراواني با نظامهاي گذشته ازجمله پهلوي اول و حتي پهلوي دوم داشتند كه خارج از بحث ما است .
    وي ادامه مي دهد : خوشبختانه در جمهوري اسلامي نهادهاي قدرتمندي براي حل مشكلات عشاير شكل گرفت ازجمله شوراي عالي عشاير است كه در زمان نخست وزيري آقاي ميرحسين موسوي و به رياست ايشان تشكيل شد آموزش وپرورش عشايري اگرچه از قبل از انقلاب تشكيل شده بود ولي فعاليت اين سازمان پس از انقلاب خصوصا در دهه دوم به اوج خود رسيد.
    وي موفقيت نظام آموزش و پرورش عشايري را تا حد زيادي به ازخودگذشتگي و ايثار معلمان مربوط مي سازد و مي افزايد : هيچ چيزي جز عشق و علاقه سبب نمي شود معلم 700 كيلومتر با ايل عشاير از ييلاق به قشلاق و برعكس برود و به فرزندان عشاير علم بياموزد.
    دكتر عباسي كه خود از عشاير بختياري مي باشد ادامه مي دهد : بسياري از معلمان ما عشايرزاده هستند و خودشان درد و رنج عشايري را با پوست و گوشت و استخوان خود لمس كردند افرادي كه همگي از مناطق محروم رشد كرده و به مقام معلمي و استاد دانشگاهي هم رسيده اند.
    مديركل آموزش و پرورش عشايري كشور ادامه مي دهد : دانش آموز و معلم عشاير با اميد زنده است اگرچه آنها از بسياري از امكانات رفاهي محروم هستند اما چون خود را متعلق به فرهنگ عشايري مي دانند براي موفقيت آن تلاش مي كنند و خستگي نمي شناسند. معلم عشاير دانش آموزان را فرزندان خود مي داند و احساس مي كند پيشرفت دانش آموزان پيشرفت خودش هم محسوب مي شود. بر همين اساس معلم عشاير هم با چادر همراه ايل كوچ و گام به گام با دانش آموزان خود مسيرهاي صعب العبور را طي مي كند.
    وي تعداد كل دانش آموزان عشايري كشور را 166 هزار و 751 نفر اعلام مي كند و مي افزايد : پس از پيروزي انقلاب اسلامي تلاش هاي فراواني براي باسوادكردن فرزندان عشاير انجام شده است در حاليكه كل دانش آموزان عشاير در سال 57 تنها 78 هزار و 987 نفر بودند كه اكنون 50 درصد نسبت به آن دوران افزايش دارد .
    وي مي افزايد : از اين تعداد دانش آموز اكنون 115 هزار و 800 نفر در مقطع ابتدايي 38 هزار و 144 نفر در مقطع راهنمايي و 12 هزار و 151 نفر در متوسطه در سال جاري تحصيلي مشغول به تحصيل هستند .
    دكتر عباسي درصد قبولي دانش آموزان عشايري در مقطع ابتدايي را 92 59 درصد در دوره راهنمايي 90 56 درصد و دوره متوسطه را 81 44 درصد اعلام مي كند و مي افزايد : خوشبختانه هر ساله بسياري از اين دانش آموزان حتي در بهترين دانشگاههاي كشور پذيرفته مي شوند و اكنون مهندسان و متخصصان فراواني از جمعيت عشايري در سطح كشور داريم .
    مديركل آموزش و پرورش عشايري كشور در ادامه بااشاره به وضعيت آموزش در چادر كپر و آموزشگاه ثابت و سيار به گزارشگر ما مي گويد : عليرغم همه تلاش هايي كه انجام شده باتوجه به ماهيت كوچ نشيني عشاير هم اكنون 1685 آموزشگاه چادري 5412 آموزشگاه مختلط پسران و دختران 629 آموزشگاه كپري و 1116 آموزشگاه سيار و 1724 آموزشگاه نيمه سيار در مناطق عشايري كشور به كار تعليم و تربيت دانش آموزان عشايري مشغول هستند.
    وي حضور گسترده دختران دانش آموز در كلاس هاي درس عشايري را نشانه ارتقا سطح فرهنگي در ميان عشاير ارزيابي مي كند و مي افزايد : هم اكنون درصد قبولي دانش آموزان دختر در سطح ابتدايي راهنمايي و متوسطه به ترتيب 92 68 درصد 93 88 درصد و 85 76 درصد است كه بالغ بر 7 هزار تن از اين دختران هم اكنون در بيش از 61 آموزشگاه شبانه روزي به تحصيل مشغول هستند .
    وي تعداد محدود دانش آموزان در ميان عشاير را از دلايل تشكيل كلاس هاي مختلط و چندپايه معرفي مي كند و مي افزايد : هم اكنون 80 هزار و 107 تن از اين دانش آموزان در 7 هزار و 121 كلاس چندپايه مشغول تحصيل هستند .
    وي درباره تعداد معلم عشايري هم مي گويد : در سطح آموزش عشاير هم اكنون 3 هزار و 826 نيروي انساني ليسانس و بالاتر 4 هزار و 95 نيروي انساني فوق ديپلم 2 هزار و 821 نيروي انساني ديپلم 1326 نيروي سرباز معلم 2 هزار و 230 معلم و كادر آموزشي و ستادي زن و 184 نيروي انساني زيرديپلم در اختيار دارد .
    دكتر عباسي مي افزايد : در مجموع ما 12 هزار و 200 كلاس درس را با 13 هزار معلم اداره مي كنيم .

    لازم است دوباره به زندگي معلم عشايري هم اشاره اي كنيم كه يك چادر كوچك و نمور هم محل درس دانش آموزان است و هم محل سكونت خانواده معلم عشايري هم حمام او و هم آشپزخانه اش برق او هنوز چراغ فانوس است و ساير امكانات مورد نيازش همانند بقيه كوچ نشينان عشايري است تا حدي كه مي توان ادعا كرد بسياري از اين معلمان آينده كودكان خود را نيز در پاي ايل عشايري و رسالت تعليم و تربيت آنها فدا مي كنند در حاليكه اگر در مناطق برخوردار و غيرمحروم كار كنند مي توانند فرزندان خود را در مدارس خوب و حتي براي ادامه تحصيل به دانشگاهها بفرستند و اگر هم فرزنداشان در دانشگاه پذيرفته شوند خودشان كماكان با ايل و عشاير بسر خواهند برد و...
    البته تلاش دولت ها اين است كه برخي امكانات لازم را براي آنها فراهم سازد اما همچنانكه اشاره شد ساختار اجرايي و اداري كشور به گونه اي است كه اجازه نمي دهد حقوق اصلي آنها به درستي تامين شود و در مسير رسيدن به جايگاه اصلي موانع فراواني پيش روي عشاير فرزندان آنها و حتي معلمان امور عشايري قرار دارد كه حقيقتا در شان آنها نيست .
    اين مشكلات هنگامي بيشتر برسر آنها آوار مي شود كه مي شنوند در شهرهايي همانند تهران امكانات فراوان هست اما دانش آموز نيست ! تا حدي كه رسما اعلام گرديده چندين هزار صندلي خالي در مدارس غيرانتفاعي شهرهاي بزرگي همانند تهران داريم اما در مناطق روستايي و عشايري امكانات تحصيلي دانش آموزان و معلمان چادر و موكت و كچ و تخته سياهي است كه اصلا از امكانات كمك آموزشي هم هيچ خبري نيست . جايي كه دانش آموز هست اما امكانات نيست . امكاناتي كه براي رفع تبعيض در نظام آموزشي كشور بسيار ضروري تلقي مي شود. اگر به اين باور داريم كه عدالت يعني قرارگرفتن هرچيزي در جاي خود در غير اينصورت اين تبعيض ها و فاصله هاي طبقاتي چه در بخش اقتصادي و چه در بخش فرهنگي و آموزشي كماكان در كشور ما ادامه خواهد داشت .
    با تبعيض كه بسيار شاهد بوده ايم افراد متول با صرف هزينه هاي كلان و كلاس هاي تقويتي و فوق تقويتي همه نوع امكانات براي فرزندان خود فراهم مي كنند و اين افراد هم بدون هيچ درد و رنجي مراحلي ترقي را طي مي نمايند و روزگاري در مسند مسئوليت هاي سياسي اقتصادي و اجتماعي هم قرار مي گيرند و... فراموش نكنيم روستازادگان و عشايرزادگان اگر حقير شوند و مرفهان به ديده حقارت به آنها بنگرند يقينا از ماهيت نظام مقدس جمهوري اسلامي دور خواهيم شد كه اميدواريم با اتخاذ تصميماتي دقيق اين راهكارهاي غلط اصلاح شود.
    براي بسط عدالت اجتماعي و مقابله با عقب ماندگي فرهنگي و اقتصادي بايد شرايطي در كشور مهيا شود كه عشاير نيز بتوانند از امكانات موجود به صورت عادلانه استفاده كنند; در حاليكه ساختار اداري و اجرايي كشور به گونه اي است كه در مسير انتقال بسياري از امكانات هرز مي رود
    اگر دانش آموز عشايري از امكانات لازم آموزشي و كمك آموزشي براي ارتقا متوازن سطح معلومات نسبت به دانش آموز شهري برخوردار نيست معلم عشايري نيز از امكاناتي برابر با ساير معلمان محروم است
    خانم بازپور مدير ـ آموزگار مدرسه عشايري : مشكل معلمان زن عشايري به مراتب بيشتر از مردان است زيرا مناطق سردسير و كوهستاني و راههاي صعب العبور تنها بخشي از مشكلات محسوب مي شود در حاليكه در بسياري موارد همسران آنها در روستاها و شهرها ساكن هستند اين بانوان مجبورند چندين شبانه روز در محل استقرار عشاير بعضا با يك كودك شيرخوار خود بمانند و به دانش آموزان درس دهند
    دكتر لطف الله عباسي سروك مديركل آموزش و پرورش عشايري كشور : پس از پيروزي انقلاب اسلامي امكانات فراواني براي پيشرفت عشاير ميا شده و اكنون نيز 13 هزار معلم در 12 هزار و 200 كلاس درس كار آموزش 166 هزار و 751 نفر از دانش آموز عشايري را برعهده دارند
    در مناطق عشايري 1685 آموزشگاه چادري 5412 آموزشگاه مختلط و 629 كپري وجود دارد