
انسان و تمايلات فطري و طبيعي او به گونه اي است كه از جانب هركس كه دعوت به گرايش و عمل به فضايل و
ارزش ها و نيكي ها گردد
تا آنچه را به آن دعوت مي شود در رفتار و كنش و عملكردهاي دعوت گر مشاهده ننمايد
تاثير
نمي پذيرد و هيچ اندرز و توصيه و رهنمودي را پذيرا نمي گردد.
هميشه چنين بوده كه « عمل »
پيشتر و بيشتر از « زبان » تاثيرگذار بوده و در مخاطب تحول و تحرك ايجاد كرده و
تاثيرات سازنده و مفيد و ثمربخش بر جاي نهاده است .
از ديدگاه فرهنگ و معارف اسلامي نيز اين يك اصل قطعي و تثبيت شده است كه اعمال و رفتار عاملان به ارزش ها
و نيكي ها در مخاطبان اثر عميق برجاي مي نهد و آنان را به پيروي و تاسي وامي دارد و هدايت و رشد و كمال مي آفريند.
از همين رو در متون روايي اسلام آمده است كه مردم را همواره با اعمالتان به تعاليم و معارف دين دعوت نمائيد.
اين ديدگاه
ضمن آن كه از تاثيرات مفيد « زبان » در دعوت و تبليغ نمي كاهد
دعوت و تبليغ عملي را برتر و
ثمربخش تر مي داند و بر آن تاكيد و توصيه فراوان مي ورزد.
فرهنگ و معارف اسلامي در عين حال كه توجه پيروان خويش به ضرورت اعمال و رفتار دعوت گران و
حساسيت ورزي در اين زمينه را بسيار ارج مي نهد
در موارد خاصي به « استثنا » نيز نظر دارد. آنچه در كلام ذيل از حضرت
امام محمدباقر(ع ) آمده است
نمونه روشني از اين استثنا مي باشد :
« علم و دانش را از هر كس كه باشد بياموزيد
اگرچه خود به آن عمل ننمايد. »
بر مبناي اين رهنمود ارزشمند
افراد جامعه اسلامي موظف مي گردند كه در موضوع بسيار مهم و حياتي « علم
آموزي » و « دانش اندوزي » هرگز ننگرند كه شخص آموزنده و تعليم دهنده
به علم و دانش خويش عمل مي كند يا نه و تا
چه ميزان يافته ها و دانسته هايش را از « ذهن » به « عين » مي آورد و از « فكر » در « عمل » متجلي مي سازد.
امام محمدباقر(ع ) با اين كلام گهربار
جايگاه و اهميت تلاش براي يافتن علوم و فنون و تخصص هاي گوناگون را
نمايان مي سازد و منزلت علم آموزي در موضوعات مختلف را آشكار مي نمايد.
اين رهنمود
نمونه اي از صدها رهنمود زيبا و راهگشا براي يافتن اهميت خاص آموختن علم و دانش در هر شرايط و
از هر كس مي باشد
و تاكيد فراوان دارد كه علم آموز نبايد بنگرد كه دانشمند و تعليم دهنده
به علم و دانش خويش عامل
مي باشد يا نه
بلكه او وظيفه دارد يافته هاي علمي او را به سرعت و با دقت بياموزد و خود دانشمند گردد.
براساس اين ديدگاه ژرف
اگرچه « عمل به علم » يك اصل و ارزش بسيار والا و ارزشمند مي باشد كه در آيات قرآن و
روايات ائمه دين (ع ) بر آن تاكيد وافر و همه جانبه شده است
لكن نبايد در مواردي كه آموزنده علم و دانش پايبندي
عملي به يافته هاي خويش ندارد مانعي بر سر علم آموزي ديگران ايجاد نمايد. به ديگر سخن
علم آموز و دانشجو حق
ندارد با مشاهده فقدان گرايشات عملي تعليم گران و دانشوران
از آمدوشدهاي علمي و يافتن انديشه ها و نظرات مبتني
بر دانش و فهم و درك هاي مختلف امتناع و خودداري ورزد
كه اين مصداق و نمونه از فقدان عمل در شخص دعوتگر
همچون ساير مصاديق و نمونه ها نمي باشد. در موارد ديگر
اجتناب و خودداري مخاطب از تاثيرپذيري از مواعظ و
اندرزهاي كسي كه خود به آنها پايبندي عملي و رفتاري ندارد در حالي صورت مي گيرد كه او از حقانيت فضايل اخلاقي و
مواعظ و ارزش هاي والاي رفتاري مطلع است و ضمن ايمان و اعتراف به آنها
تمايلي به شنودن سخني درباره آنها از
شخص غافل و گريزان از اخلاق كه در همان حال كه دعوت به اخلاق مي نمايد به ضوابط اخلاقي عمل نمي نمايد
نشان
نمي دهد. اين امتناع و خودداري
نه زياني براي او دارد و نه ضرري براي ديگران . لكن اين اصل درباره علم آموزي هرگز
مصداق پيدا نمي كند. زيرا چنانچه مخاطب از آموختن علم و افزودن بر يافته هاي علمي خويش به اين دليل اجتناب
نمايد كه تعليم دهنده دانش در همان حال كه فرد نيرومندي در علم و دانش است از عمل به يافته هاي غني و ارزشمند
خويش سرباز مي زند
به خود و جامعه زيان وارد مي سازد. زيان اول اين است كه خود در ناآگاهي مي ماند و از آنچه
مي توانست بياموزد و رشد يابد و دانشور گردد
محروم مي شود. زيان دوم اين است كه جامعه را از آنچه مي توانست
بياموزد و منتقل نمايد و چنين نكرد متضرر مي سازد و مانعي براي تسهيل و تسريع در روند علم آموزي و طي مراحل
بالندگي و پويايي علمي جامعه و كشور مي گردد. بنابراين نيك بينديشيم و نيكو بنگريم كه « علم » را ـ كه گوهري است
گرانسنگ و عامل حيات و موجب رفع ظلمات و تاريكي هاي وحشت زاي جهل و جمود و ركود ـ بايد بياموزيم
در هر
جا
از هركس
و اگرچه آموزش گر علم هرگز به دانش و يافته هايش عمل نكند.
اگرچه « عمل به علم » يك اصل و ارزش بسيار والا و ارزشمند مي باشد
لكن علم آموز و دانشجو حق ندارد با مشاهده
فقدان گرايشات عملي تعليم گران و دانشوران
از آمد و شدهاي علمي و يافتن انديشه ها و نظرات مبتني بر دانش و
درك هاي مختلف امتناع و خودداري ورزد
كه اين عمل هم به زيان او و هم به زيان جامعه و كشور خواهد بود
« علم » را ـ كه گوهري است گرانسنگ و عامل حيات و موجب رفع ظلمات و تاريكي هاي وحشت زاي جهل و جمود و
ركود ـ بايد بياموزيم
در هر جا
از هر كس
و اگرچه آموزش گر علم هرگز به دانش و يافته هايش عمل نكند.

*****
در شناخت عظمت شخصيت امام علي (ع )
|

شناخت مقام والاي حضرت علي (ع ) و شناساندن آن جز براي امامان معصوم عليهم السلام مقدور نيست از اين رو
مناسب است براي شناخت آن حضرت به برخي از سخنان خود ايشان تمسك كنيم كه نشان دهنده اعتلاي مقام حكيمانه
وي است :
1 ـ علي (ع ) فرمود : در خانه اي كه اسلام در آن ظهور كرده بود غير از رسول اكرم (ص ) و خديجه (س ) كسي نبود و من
سومين نفر آن دو بودم . نور وحي و رسالت را مي ديدم و نسيم نبوت را استشمام مي كردم .
آن شامه غيبي كه نسيم غيبي را استشمام مي كند و در انبيا وجود داشت در علي (ع ) نيز بود
وقتي برادران يوسف از
مصر حركت كردند و پيراهن وي را به همراه خود آوردند حضرت يعقوب در فاصله چندين فرسنگي با قاطعيت و تاكيد
فرمود : من نسيم و بوي يوسف را استشمام مي كنم
شامه اي كه از غيب مي بويد
شامه اي ملكي و مادي نيست
چنان كه
نبوت نيز مربوط به عالم طبيعت و ملك نيست و تنها با حس بويايي ملكوتي مي توان نبوت را كه امري غيبي است
تشخيص داد.
2 ـ حضرت علي (ع ) در خطبه سوم كه به خطبه « شقشقيه » معروف است مي فرمايد : من آن كوه بلندم كه سيل علوم از من
سرازير ميگردد
چون هر كوهي سيل خيز نيست و سيل فقط از كوه بلند و مرتفع برمي خيزد و هيچ پروازكننده اي به مقام
اوج گرفته من پر نمي كشد
در برابر سيل نمي توان ايستاد بلكه بايد از كنارهاي آن به قدر توان بهره برد.
3 ـ وصفي كه خداي براي قرآن بيان فرمود علي (ع ) شبيه آن صفت را براي خود كه مظهر تجلي تعاليم قرآن است تشريح
مي كند. خدا در عظمت قرآن مي فرمايد : آن قدر اين قرآن وزين است كه اگر آن را بر كوه نازل كنيم كوه متلاشي ميشود.
علي (ع ) فرمود : اگر كوه بخواهد محبتم را هضم كند متلاشي مي شود يعني تحمل محبت
هضم ولايت و معرفت آن
حضرت مقدور كوه نيست همان گونه كه هضم معاني بلند قرآن مقدورش نيست .
از سخنان دانشمندان نيز براي شناخت امام علي (ع ) كمك مي گيريم :
1 ـ خليل اين احمد صاحب علم عروض : نياز همگي به او و بي نيازي او از همه دليل آن است كه او پيشواي همه است .
2 ـ ابن سينا گويد : علي ابن ابيطالب (ع ) كلام گويا و قلب فراگير الهي است
نسبت او با ديگر ياران پيامبر(ص ) نسبت
معقول به محسوس بود و ذات او از شدت نزديكي به خدا ممسوس در ذات خدا گشته بود.
3 ـ جبران خليل گويد : بي ترديد علي يكي از سران انديشه و روح و بيان در هر زمان و مكاني است .
4 ـ شبلي شميل : امام علي ابن ابيطالب بزرگ بزرگان است
تنها نسخه اي است كه شرق و غرب در گذشته و حال
رونوشتي مطابق اصل براي آن نديده است .
5 ـ شيخ بهائي : او گرامي ترين مخلوقات خدا بود
او رمز كشتي نوح و پرتو آتش عليم و راز بساط سليمان بود .
6 ـ ايليا پاوليچ پطرو شفسكي
استاد برجسته تاريخ دانشگاه لنينگراد :
علي پرورده محمد(ص ) و عميقا به اسلام و دستورات آن وفادار بود. علي تا حد شور و عشق پايبند به دين بود
صادق و
راستگو و از نامجوئي و مال پرستي بدور و تمام صفات لازم اوليا الله در وجودش جمع بود.
7 ـ ابن ابي الحديد مفسر و شارح بزرگ نهج البلاغه و از متفكرين اهل سنت گويد : امتيازات انساني علي (ع ) از لحاظ
عظمت و جلال و شهرت در آن حد اعلا است كه شرح كردن
بحث نمودن و تفصيل آن نارواست . من چه بگويم درباره
مردي كه همه فضيلتها به او منتهي مي شود و هر مكتب و گروهي خود را به او منسوب ميكند
آري او رئيس همه
فضيلتها است .
اصغر جوادي

*****
دفاع از معلم
دفاع از ارزش ها
|

« انا معاشر الانبيا امرنا ان تنزل الناس علي منازلهم و تكلمهم علي قدر عقولهم » 1
ما گروه پيامبران دستور يافتيم كه هر كس را در جايگاه خويش قرار دهيم و با مردم به اندازه ي عقلشان سخن گوييم .
دوست دارم به قدر بضاعتم از تو اي معلم
اي معمار فرهنگ و تمدن
اي خالق انديشه ها و انديشيدن ها دمي سخن بگويم . لذا به
دنبال فرصتي بودم تا تذكراتي چند از سر صدق و وفا به مسئولين محترم آموزش و پرورش بازگو نمايم تا شايد اندكي از وظيفه ام را ادا
نموده باشم . مسئولين اگر نمي دانند بايد بدانند كه مديريت فرهنگي امري است بسيار خطير و حساس كه از عهده ي هر كس برنمي آيد.
پذيرش مسئوليت از عدم پذيرفتن آن از منظر شرع مقدس دشوارتر است .
معلم در قاموس شريعت مظهر هدايت و نور و صفا است
مظهر جمال و جلال
و جلال جلوه گاه قدرت خداست
همان كه آيينه
استقلال و آزادگي انسان است .
جمال همانست كه در قالب هنر متجلي است و جلال نيز در قالب قدرت و قوت رخ مي نمايد. همه اينها با زيور علم آراسته اند كه
خداوند به پيامبرش فرمود : « علم الانسان مالم يعلم » 2 ـ « و علم آدم الاسما كلها . » 3 آن حكيم عارف يعني پيام آور عزت مسلمين
خميني روح خدا فرمود : معلمين سايه ي انبيا هستند4.
قدرت همان علم است
مگر خداي عزيز نفرمود : « علمه شديد القوي » 5 بزرگان علم و ادب مگر نگفته اند توانا بود هر كه دانا بود چرا
در قرآن كريم يكي از ملاك هاي برتري انسان را علم ناميده « هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون » 6
بعضي محققين گفته اند كه اين آيه اطلاق دارد
چرا مگر در دعاي معصوم نيامده است كه « اللهم الي اعوذبك من علم لا ينفع » پس
چگونه مي توان از آيه رفع اطلاق نمود آيا ميان كلام خالق و مخلوق تناقض است اگر نيست پس چيست البته نيست زيرا علم وسيله
است نه هدف . هدف چيست عزت
استقلال و آزادي . استقلال از هر آنچه غيرخداست يعني خدايي شدن
پس چون علم با ايمان همراه
شد مي شود عزت
عزت نيز همان استقلال و آزادگي است . « ولله العزه و لرسوله و للمومنين » 7
توجه داشته باشيم كه امروز علم از جايگاه خود تكان خورده يعني به فاصله ي « من » و « ما » از ايمان جدا شده است . و نهضتي بايد تا
به هم رسند . البته 28 سال از آغاز نهضت اسلامي مي گذرد وليكن هنوز « من ها »
« ما » نشده ايم . اگر به وضع موجود راضي باشي بدان كه
در جا خواهي زد. بگذاريم و بگذريم ...
بزرگان گفته اند كه « هزاره ي سوم هزاره ي علم و ايمان است . » آيا مي داني كه اين رسالت عظيم بر عهده ي كيست آري بر عهده ي همين
معلمين است كه عزت نفس و پاسداري از حريم علم و معرفت به ايشان اجازه نمي دهد از حقوق خويش بي پروا دفاع نمايند. آن روزها
كه مي گفتند : معلمين مصرف كننده اند
به آبروي جامعه جفا كردند
آيا امروز هم انكار مي كنند كه معلمين بهترين توليدكنندگانند يا ترديد
دارند آنان كه جايگاه و اهميت علم را درك نمي كنند بهتر است كارهاي اجرايي را به ديگران واگذار نمايند.
آري اي برادر تا زماني كه جامعه به كلام خداي متعال كه فرمود « و مما رزقناهم ينفقون » 8 ايمان نياورد فاصله ي طبقاتي ميان حاملين
علم و غير از آن باقي است .
سخن كوتاه كنيم كه امروز معلم براي تامين معيشت خويش بايد بيشتر اوقات خويش را صرف تعليم نمايد و كانون مهر خانواده را به
بهانه ي تامين مسكن و خوراك و پوشاك به امان خدا رها كند و خود نيز از تعلم بازايستد. سقراط حكيم چه گفت وقتي پرسيدند تو چرا
كم حرف مي زني گفت : خدا به من دو گوش داده و يك زبان . يعني چه يعني معلمين دو برابر آنچه مي آموزند ياد بگيرند. آيا امروز
ديگر فرصتي هست از اخبار جهان هيچ
كه از داخل كشور خويش نمي دانيم و ما انتظار داريم كه معلمين ما به روز به كلاس بيايند...
اينجاست كه علم وسيله ي تجارت قرار مي گيرد و از غايت خود باز مي ماند.
بي چاره معلم كه همچون شمع مي سوزد و سوهان روح را تحمل مي كند و تو خود بهتر مي داني فردا كه از خواب بيدار مي شود
مي بيند قيمت مسكن ده برابر شده است . آيا شكايت قاضي را به نزد قاضي بايد برد
محمدكريم معارج
پاورقي :
1 ـ بحارالانوار جلد 1 باب اول صفحه ي 85
2 ـ آيه 5 سوره علق
3 ـ آيه 31 سوره البقره
4 ـ در صحيفه ي نور جلد 4 صفحه ي 237 چاپ وزارت ارشاد بهمن 61 چنين آمده : « و فرهنگي ها سايه اي هستند از نبي »
5 ـ آيه 5 سوره نجم
6 ـ آيه 9 سوره زمر
7 ـ آيه 8 سوره منافقون
8 ـ آيه 3 سوره البقره

| | |