روزنامه جمهوري اسلامي 12/10/1386 صفحه سياسي
*****
موانع بلندپروازي آمريكا در اروپا ـ آسيا




  • « ... اما اگر منطقه وسط (روسيه و اتحاد جماهير شوروي سابق ) غرب (اتحاد اروپا و آمريكا) را كنار زند يك بازيگر تنها و جسور شود و كنترل جنوب (خاورميانه ) را به دست آورد و يا به تشكيل اتحادي با ديگر بازيگران عمده شرقي (چين ) مبادرت ورزد در آن صورت برتري آمريكا در اروپا ـ آسيا به شدت دچار افول خواهد شد. اگر دو بازيگر عمده شرقي (چين و روسيه ) به نحوي با يكديگر متحد شوند باز هم همين تحول اتفاق خواهد افتاد.
    و بالاخره چنانچه هر يك از شركاي غربي (اتحاد فرانسه ـ آلمان ) آمريكا را از حاشيه خود در لبه غربي (اروپا) بيرون اندازد چنين امري به طور خودكار پايان شركت آمريكا در بازي صفحه شطرنج اروپايي ـ آسيايي را رقم خواهد زد. اگر چه اين مسئله همچنين بدان معنا خواهد بود كه در نهايت غرب در بند انقياد بازيگر تازه جان گرفته اي كه منطقه وسط (روسيه ) را اشغال مي كند در خواهد آمد.
    زبيگنيو برژينسكي
    سومين قانون حركت اسحاق نيوتن مي گويد « در برابر هر عملي عكس العملي معادل و مخالف وجود دارد » . اين مفاهيم فيزيك همچنين مي توانند در علوم اجتماعي به طور مشخص در رابطه با روابط اجتماعي و ژئوپلتيك مورد استفاده قرار گيرند. آمريكا و انگليس (اتحاد انگليسي ـ آمريكايي ) درگير پروژه اي بلند پروازانه براي كنترل منابع انرژي جهاني شده اند. اقدامات آنها به مجموعه اي از عكس العمل هاي پيچيده منتهي شده است كه به نوبه خود يك ائتلاف اروپايي ـ آسيايي پايه را ايجاد كرده اند كه خود را آماده مي كند محور انگليسي ـ آمريكايي را به چا لش بكشد.
    « ... امروزه ما شاهد استفاده لجام گسيخته فوق العاده از زور در روابط بين المللي هستيم زور و نيرويي كه مي رود جهان را غرق در دوزخي از تنازعات دايمي كند. در نتيجه ما براي پيدا كردن راه حلي جامع و كامل براي هر يك از تنازعات نيروي كافي نداريم . يافتن راه حل سياسي هم غير ممكن مي شود. ما شاهديم كه اصول اساسي قوانين بين المللي بيشتر و بيشتر مورد تحقير و تمسخر قرار مي گيرند و هنجارهاي قانوني مستقل در حقيقت به طور فزاينده اي به سيستم قانوني يك كشور نزديكتر مي شوند. يك كشور و البته اولين و قبل از هر كشور ديگري ايالات متحده به هر شيوه ممكن پا را فراتر از مرزهاي ملي خود گذاشته است .
    « ولاديمير پوتين »
    آنچه كه رهبران آمريكا « نظم نوين جهاني » ناميده اند همان چيزي است كه روسها و چيني ها به آن به عنوان « جهان تك قطبي » نگاه مي كنند چين و روسيه به خوبي از اين حقيقت آگاهند كه هر دو در كانون هدف اتحاد انگليسي ـ آمريكايي قرار دارند. ترس متقابل آنها از محصور شدن اين دو كشور را به هم نزديك كرده است . اين امر تصادفي نيست كه در همان سالي كه ناتو يوگسلاوي را بمباران كرد رييس جمهور چين جيانگ زمين و رييس جمهور روسيه بوريس يلسين در نشست تاريخي خود در آذرماه 1378 اعلاميه مشترك قابل پيش بيني اي را بيان كردند كه پرده از اين حقيقت برمي داشت كه چين و فدراسيون روسيه براي مقاومت در برابر « نظم نوين جهاني » با يكديگر دست اتحاد دهند.
    در حقيقت نطفه اين اعلاميه چيني ـ روسي در 1375 بسته شد و آن هنگامي بود كه هر دو طرف اعلام كردند كه مخالف تحميل سلطه آمريكا بر جهان مي باشند. چيني ها و روس ها همچنين خواستار تاسيس يك نظم جهاني سياسي و اقتصادي عادلانه تر شدند. هر دو كشور همچنين خاطر نشان ساختند كه آمريكا در پشت نهضت هاي جدايي طلب در روسيه و چين است . علاوه بر اين دو كشور اين نكته را نيز مورد تاكيد قرار دادند كه بلند پروازي هاي آمريكا عامل بالكانيزه و فدراليزه كردن دولت ـ ملت هاي اروپا ـ آسيا بود. چهره هاي تاثيرگذاري چون « زيبگنيو برژينسكي » از قبل تمركززدايي و در نهايت تجزيه فدراسيون روسيه را توصيه نموده بودند. هم روسها و هم چيني ها بيانيه اي را صادر كردند كه طي آن هشدار دادند ايجاد سپر موشكي بين المللي و نقض پيمان موشك هاي ضد بالستيك (پيمان اي بي ام ) محيط جهاني را متزلزل نموده و به قطب بندي جهان منجر خواهد شد . در سال 1378 چيني ها و روسها از وقايع قريب الوقوع و مسيري كه آمريكا در پيش گرفته بود آگاهي داشتند . در خرداد 1381 كمتر از يكسال قبل از هجوم بي امان « جنگ جهاني عليه ترور » جرج دبليو بوش اعلام كرد كه ايالات متحده پيمان موشكهاي ضد بالستيك را ترك خواهد كرد . در خرداد 1380 دو ماه قبل از يازده سپتامبر 2001 چين و روسيه پيمان همسايگي خوب و همكاري دوستانه را امضا كردند . اين پيمان يك توافق دفاعي متقابل مزين به واژه هايي معتدل عليه ايالات متحده ناتو و شبكه نظامي كشورهاي آسيايي تحت حمايت آمريكا بود كه تدريجا چين را در محاصره خود قرار مي داد.
    توافق نظامي سازمان پيمان شانگ هاي 3 نيز از همين چارچوب يعني با استفاده از واژه هايي نرم و معتدل الگوبرداري كرده است . همچنين ارزش دارد به اين نكته توجه كنيم كه بند 12 پيمان دو جانبه روسي ـ چيني شرط مي كند كه پكن و مسكو با همكاري يكديگر تلاش كنند توازن راهبردي جهاني را حفظ و فرآيند خلع سلاح هسته اي را تشويق كنند » . به نظر مي رسد كه اين امر كنايه هاي نيشدار به تهديدهاي هسته اي مطرح از سوي ايالات متحده باشد.
    ائتلاف چين ـ روسيه ـ ايران
    در نتيجه تلاش انگليسي ـ آمريكايي براي محاصره و در نهايت تجزيه چين و روسيه مسكو و پكن دست اتحاد به يكديگر داده و ائتلاف چين ـ روسيه ـ ايران تدريجا در قلب اروپا به عنوان يك تشكيلات قدرتمند بين المللي ظاهر مي شود. اهداف اصلي ائتلاف چين روسيه ـ ايران از طبيعتي دفاعي برخوردار است . اهداف اقتصادي اين ائتلاف ادغام و متحد نمودن اقتصادهاي اروپايي و آسيايي در برابر هجوم همه جانبه مالي و اقتصادي و نيز دخالتهاي تهديدآميز از سوي مجموعه (سه جانبه ) آمريكاي شمالي اروپاي غربي و ژاپن است كه بخش مهمي از اقتصاد جهاني را تحت كنترل خود دارند.
    اساسنامه ائتلاف فوق الذكر نيز با استفاده از اصطلاحات خاص غربي ايجاد شد. در اين اساسنامه جنگ عليه « تروريزم جدايي طلبي و افراطيگري » ذكر شده است . فعاليت هاي تروريستي نهضت هاي جدايي طلبانه و نيز نهضت هاي افراطيگري در روسيه چين و آسياي مركزي نيروهايي هستند كه طبق سنت ديرينه از سوي دولت هاي انگليس و ايالات متحده پرورش تامين مالي و تسليحاتي و حمايت پنهاني مي شوند. چندين گروه افراطي و جدايي طلب كه اعضاي ائتلاف چين روسيه ايران را بي ثبات كرده اند در لندن داراي دفتر مركزي هستند.
    ايران هند پاكستان و مغولستان اعضاي ناظر ائتلاف فوق الذكر مي باشند. مقام ناظر براي ايران در اين ائتلاف گمراه كننده است . تا بدين ترتيب اين ائتلاف به عنوان يك ائتلاف ضد آمريكايي و يا ضد اتحاد نظامي غربي بر چسب نخورده و چهرهاي شيطاني و شرور از آن به تصوير كشيده نشود. منافع اعلام شده چين و روسيه حصول اطمينان از تداوم يك « جهان چند قطبي » است . زبيگنيو برژينسكي از قبل اين نكته را در كتاب خود به نام « شطرنج بزرگ برتري آمريكا و الزامات ژئواستراتژيك » پيش بيني كرده و عليه ايجاد يا « ظهور يك ائتلاف اروپايي ـ آسيايي كه مي تواند در نهايت درصدد به چالش كشيدن برتري آمريكا باشد هشدار داد » وي همچنين اين ائتلاف اروپايي ـ آسيايي را « اتحاد ضد سلطه جو » ناميد كه از « ائتلاف چين ـ روسيه ـ ايران » تشكيل شده و محور آن را چين تشكيل ميدهد. اين ائتلاف همان سازمان شانگهاي و چندين گروه اروپايي ـ آسيايي مرتبط با آن است .
    در سال 1372 برژينسكي نوشت : « در ارزيابي گزينه هاي آينده چين بايد اين امكان نيز لحاظ شود كه يك چين موفق از نظر اقتصادي و داراي اعتماد به نفس سياسي در صورتي كه احساس كند از نظام جهاني حذف شده و چنانچه تصميم بگيرد كه هم مشوق و هم رهبر كشورهاي محروم شود در اين صورت ممكن است نه تنها يك چالش روش عقيدتي بلكه يك چالش قدرتمند ژئوپليتيكي در برابر جهان سه قطبي حاكم (اشاره به جبهه اقتصادي متشكل از آمريكاي شمالي اروپاي غربي و ژاپن ) را مطرح كند.
    برژينسكي هشدار ميدهد كه پاسخ پكن در رابطه با به چالش كشيدن وضعيت كنوني جهاني ايجاد ائتلاف چين ـ روسيه ـ ايران خواهد بود : « براي استراتژيست هاي چيني رويارويي با ائتلاف سه جانبه اي آمريكا و اروپا و ژاپن موثرترين پادزهر ژئوپلتيكي است تلاش براي ايجاد اتحاد سه جانبه اي كه در آن چين با ايران در خليج فارس و منطقه خاورميانه و با روسيه در منطقه اتحاد جماهير شوروي سابق (و اروپاي شرقي ) پيوند خورده و به يكديگر متصل شوند. »
    برژينسكي در ادامه ميگويد كه ائتلاف چين ـ روسيه ـ ايران مي تواند عامل نيرومند جذب كننده اي براي ديگر كشورها باشد. (براي مثال ونزوئلا كه از وضعيت كنوني جهاني ناخشنود است . علاوه بر اين برژينسكي در سال 1376 هشدار داد كه « فوري ترين ماموريت حصول اطمينان از اين نكته است كه كشوري و يا مجموعه اي از كشورها هرگز به توانايي بيرون راندن آمريكا از اروپا آسيا دست نيابند و يا حتي به طرز چشمگيري قادر به حذف نقش حاكميت تعيين كننده و سرنوشت ساز او نشوند » . شايد هشدارهاي او گوش شنوايي پيدا نكرده باشند چرا كه ايالات متحده از آسياي مركزي حذف و نيروهاي آمريكايي از ازبكستان و تاجيكستان بيرون رانده شده اند.
    نتيجه معكوس « انقلاب مخملي »
    آسياي مركزي صحنه چندين تلاش تحت حمايت انگليسي ها و آمريكايي ها براي تغيير رژيم بود. مشخصه تلاش هاي تحت حمايت آمريكايي ها انقلاب هاي مخملي بودند. مشابه انقلاب نارنجي در اوكراين و انقلاب صورتي كه در گرجستان اتفاق افتاد. اين انقلاب مخملي كه از سوي ايالات متحده تامين مالي مي شدند به غير از قرقيزستان كه در آن انقلاب لاله از موفقيتي نسبي برخوردار بود شكست خوردند. در نتيجه ايالات متحده در آسياي مركزي متحمل ناكامي هاي عمده ژئواستراتژيك شده است . تمام رهبران آسياي مركزي از ايالات متحده فاصله گرفته اند. روسيه و ايران نيز در اين منطقه معاملات انرژي براي خود به دست آورده اند. به نظر مي رسد تلاشهاي آمريكا طي چندين دهه گذشته براي اعمال نقش سلطه جويانه در آسياي مركزي يك شبه بر باد رفته و نتيجه معكوس ببار آورده باشد.
    انقلاب هاي مخملي كه ايالات متحده آنها را حمايت كرده نتيجه معكوس داده است . در اين ميان روابط بين ازبكستان و ايالات متحده به خصوص دچار مشكل شد. دوران شيرين ماه عسل بين ازبكستان و اتحاد انگليسي ـ آمريكايي آن هنگام پايان يافت كه واشنگتن و لندن به فكر خارج ساختن « اسلام كريم اف » از صحنه قدرت افتادند. براي ذائقه و آرامش آنها كريم اف كمي بيش از حد مستقل بود. تلاش آنها براي خارج كردن رييس جمهور ازبكستان از صحنه قدرت ناكام ماند و در نهايت همين امر باعث شد در اتحادهاي ژئوپلتيكي تغيير بوجود آيد.
    در تيرماه 1384 ازبكستان به ارتش ايالات متحده دستور دادي طي 6 ماه خاك آن كشور را ترك كند . به آمريكايي ها به معني واقعي كلمه گفته شد كه ديگر كسي در آسياي مركزي و ازبكستان از آنها استقبال نمي كند.
    روسيه چين و سازمان همكاري شانگهاي نيز صداي اعتراض خود را به تقاضاي تحكم آميز ازبكها افزودند. ايالات متحده سرانجام در آبان 1384 پايگاه نظامي خود را در ازبكستان برچيد . ازبكستان بار ديگر در تيرماه 1385 به سازمان پيمان امنيت جمعي ملحق شده و خود را مجددا با مسكو همسو نمود. رييس جمهور ازبك هم به همراه ايران مشوق فعال براي وارد آوردن فشار جهت خروج كامل ايالات متحده از آسياي مركزي شد. بر خلاف ازبكستان قرقيزستان كماكان به ايالات متحده اجازه داد تا از پايگاه هوايي مناس استفاده كند اما اين نكته را روشن ساخت كه از خاك آن كشور هيچ عملياتي عليه ايران توسط ايالات متحده صورت نخواهد گرفت .
    اشتباه عمدي ژئواستراتژيكي
    چنين به نظر مي رسد كه طي سال هاي 1380 الي 1381 تلاش براي تجديد روابط بين ايران و آمريكا شروع شد . در همان آغاز جنگ جهاني عليه تروريسم حزب الله و حماس دو سازمان عرب كه مورد حمايت ايران و سوريه قرار داشتند از ليست سازمان هاي تروريستي وزارت امور خارجه ايالات متحده خارج شدند. از ايران و سوريه نيز تصويري نسبتا معتدل به عنوان شركاي بالقوه در « جنگ جهاني عليه ترور » ارائه شد . پس از حمله به عراق در سال 1382 ايران حمايت خود را از دولت عراق پس از صدام حسين اعلام نمود . در طول حمله به عراق ارتش آمريكا حتي به شبه نظاميان دولت ايران (سازمان مجاهدين خلق ) كه پايگاه آن در عراق بود حمله كرد.
    ايالات متحده و انگليس بر آن بودند كه پس از سقوط صدام به ايران سوريه و لبنان نيز حمله كنند. در حقيقت بلافاصله پس از حمله به عراق در تيرماه 1382 پنتاگون يك سناريوي جنگ ابتدايي تحت عنوان « تئاتر تهران در زماني نزديك » را تنظيم نمود .
    در آغاز سال 1381 يعني قبل از اشغال عراق دولت بوش انحراف از نسخه اوليه ژئواستراتژيك خود را در پيش گرفت . فرانسه و آلمان نيز توسط آمريكا از بهره مند شدن از غنيمت هاي جنگ عراق محروم شدند. هدف از انحراف فوق الذكر اقدام عليه ايران و سوريه بود همانطور كه آمريكا و انگليس از متحدين خود يعني طالبان در افغانستان استفاده و سپس به آنها خيانت كردند.
    در پايان سال 1383 اتحاد انگليسي ـ آمريكايي شروع به تصحيح موضع خود نسبت به فرانسه وآلمان نمود . واشنگتن به نسخه اوليه برنامه ژئواستراتژيك خود بازگشته و ناتو نقش گسترده اي را در مديترانه شرقي به عهده گرفت در مقابل به فرانسه امتيازهاي نفتي در عراق اعطا شد . برنامه جنگ 1385 براي لبنان نيز به تغييري عمده در خط مشي آمريكا اشاره دارد اعطاي نقش شريك براي اتحاد فرانسه ـ آلمان به گونه اي كه آن دو كشور نقش نظامي عمده اي در منطقه ايفا كنند. ارزش دارد اين مسئله را مورد توجه قرار دهيم كه در رابطه با ايران در اواخر سال 1385 يك تغيير عمده در خط مشي سياسي اتفاق افتاد . پس از شكست ايالات متحده در عراق و افغانستان (و نيز در لبنان فلسطين سومالي و كشورهاي آسياي مركزي ) كاخ سفيد وارد مذاكرات سري با ايران و سوريه شد اما ديگر دير شده بود آنچه كه نمي بايست شكل مي گرفت شكل گرفت و به نظر مي رسد آمريكا قادر نخواهد بود اتحاد رو به تكامل نظامي كه شامل روسيه ايران و چين مي شود را در نطفه خفه كند.
    كميسيون بيكر ـ هميلتون
    « ... به نفع آمريكا نيست كه خصومت بين ايران و آمريكا را دائمي كند. هرگونه آشتي نهايي بايد بر اساس به رسميت شناختن منافع راهبردي متقابل در ايجاد ثبات در منطقه و ايران باشد (براي مثال عراق و افغانستان ) مسلما هر سازش اين چنيني بايد از سوي دو طرف دنبال شود يك ايران حتي برخوردار از انگيزه هاي مذهبي اما نه ضد غرب به نفع آمريكا است و در نهايت حتي نخبگان سياسي ايران ممكن است اين واقعيت را تشخيص دهند. در عين حال اگر ايالات متحده از اعتراض هاي كنوني خود نسبت به روابط اقتصادي نزديكتر تركيه و ايران علي الخصوص در ساخت خط لوله هاي جديد دست بكشد به منافع طولاني مدت خود در اروپا ـ آسيا بيشتر خدمت خواهد كرد. »
    زبيگنيو برژينسكي
    توصيه هاي كميسيون « بيكر ـ هميلتون » يا گروه مطالعه عراق در رابطه با ايران نه تغيير مسير بلكه بازگشت به جاده اي است كه دولت بوش در نتيجه توهمات خود از پيروزي هاي سريع اش در افغانستان و عراق از آن منحرف شده بود. به عبارت ديگر موضوع كميسيون بيكر ـ هميلتون دربارهي كنترل خسارت و هدايت مجدد آمريكا به جاده ژئواستراتژيك اصلي و اوليه اي بود كه طراحان نظامي در نظر داشتند همان جاده اي كه دولت بوش از آن منحرف شده است .
    گروه مطالعه عراق نيز به طور نامحسوسي نشان داد پذيرش اصلاحات اقتصادي به اصطلاح « بازار آزاد » بايد بر ايران (و در ادامه بر سوريه ) تحميل شود نه تغيير حكومت . گروه مطالعات عراق همچنين پايان بخشيدن به تنازع ميان اعراب و اسراييل و ايجاد صلح بين اسراييل و سوريه را توصيه مي كند. منافع مشترك ايران و ايالات متحده هم توسط كميسيون بيكر ـ هميلتون مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت . اين كميسيون پيشنهاد نمود كه ايالات متحده نبايد بار ديگر طالبان را در افغانستان (عليه ايران ) قدرتمند كند.
    منبع : خبرگزاري فارس
    آنچه كه رهبران آمريكا « نظم نوين جهاني » ناميده اند همان چيزي است كه روسها و چيني ها به آن به عنوان « جهان تك قطبي » نگاه مي كنند چين و روسيه به خوبي از اين حقيقت آگاهند كه هر دو در كانون هدف اتحاد انگليسي ـ آمريكايي قرار دارند. ترس متقابل آنها از محصور شدن اين دو كشور را به هم نزديك كرده است
    در همان سالي كه ناتو يوگسلاوي را بمباران كرد رييس جمهور چين جيانگ زمين و رييس جمهور روسيه بوريس يلسين در نشست تاريخي خود در آذرماه 1378 اعلاميه مشترك قابل پيش بيني اي را بيان كردند كه پرده از اين حقيقت برمي داشت كه چين و فدراسيون روسيه براي مقاومت در برابر « نظم نوين جهاني » با يكديگر دست اتحاد دهند
    در خرداد 1380 دو ماه قبل از يازده سپتامبر 2001 چين و روسيه پيمان همسايگي خوب و همكاري دوستانه را امضا كردند . اين پيمان يك توافق دفاعي متقابل مزين به واژه هايي معتدل عليه ايالات متحده ناتو و شبكه نظامي كشورهاي آسيايي تحت حمايت آمريكا بود كه تدريجا چين را در محاصره خود قرار مي داد
    در نتيجه تلاش انگليسي ـ آمريكايي براي محاصره و در نهايت تجزيه چين و روسيه مسكو و پكن دست اتحاد به يكديگر داده و ائتلاف چين ـ روسيه ـ ايران تدريجا در قلب اروپا به عنوان يك تشكيلات قدرتمند بين المللي ظاهر مي شود. اهداف اصلي ائتلاف چين روسيه ـ ايران از طبيعتي دفاعي برخوردار است
    براي استراتژيست هاي چيني رويارويي با ائتلاف سه جانبه اي آمريكا و اروپا و ژاپن موثرترين پادزهر ژئوپلتيكي است تلاش براي ايجاد اتحاد سه جانبه اي كه در آن چين با ايران در خليج فارس و منطقه خاورميانه و با روسيه در منطقه اتحاد جماهير شوروي سابق (و اروپاي شرقي ) پيوند خورده و به يكديگر متصل شوند