روزنامه جمهوري اسلامي 11/10/1386 صفحه گزارش
*****
چادر سرد و نمور; كلاس درس دانش آموز عشايري


  • قسمت اول
    مجيد زندي
    گزارش امروز را مي خواهم با بخشي از نامه خانم سهيلا نصري دانش آموزي از جمعيت عشايري كشور آغاز كنم كه در نامه خود خطاب به مسئولان كشور آورده است : ... اكنون شلاق رمل هاي روان بر صورت هاي ماست ولي ما هم چنان بر همه ي مشكلات صبوريم و مقاومت مي كنيم چرا كه ما عشاير زادگان زاده ي رنج هستيم و مي بايست با كمترين امكانات و با تكيه بر فكر و بازوي خود مشكلات خود را حل نماييم . اما بياييم صادقانه قضاوت كنيم كه آيا در قرن بيست و يك بايد پيشرفته ترين وسايل كمك آموزشي ما همان تخته سياه و گچ باشد يا ما هم حق استفاده از علم روز را داريم به من بگوييد آيا هنوز وقت آن نرسيده است ... وضع ما بهبود يابد جناب آقاي ... باور كنيد كه اين فرياد نان نيست بلكه استغاثه ي شان است چرا كه ما از اين مملكت همان حقي را داريم كه دانش آموز تهراني دارد و حرف آخر اين كه : پدر عزيزم فرزندان خود را هم اكنون دريابيد كه فردا دير است . »
    اگرچه فردا دير است اما امروز هم نبايد نااميد شد و هنوز فرصت هست . اما يقين كنيم كه اين استغاثه شان آنقدر حزن آور هست كه بدانيم بسياري از خانواه هاي عشايري هنوز هم در فقر و تنگدستي بسر مي برند. فقري كه اگرچه در شان عشاير سختكوش صبور و مقاوم نيست اما شلاق رمل هايي است كه طوفان آن در بسياري موارد از ضعف برنامه ريزي و اجرا پديدار شده است . داستان همان يخي است كه تا از مركزي چون تهران يا مراكز استانها به اعماق روستاها و سياه چادرها و كپرهاي عشاير كوچ رو يا ساكن برسد نه تنها آب كه هيچ مي شود.
    عشاير آدمهايي هستند كه بيشتر از بقيه آدمها زحمت مي كشند اما كمتر عايدي دارند و هنوز درآمد آنها به نزولات آسماني وابسته است كه اگر علوفه دامهايشان در سالي فراهم باشد درآمدي هم براي قوت لايموت خود و دامهايشان دارند و در غير اينصورت فقير و تنگدست مي شوند.
    گزارش امروز ما البته نه از فقر اقتصادي كه از فقر آموزشي فرزندان اين عشاير است اگرچه يقين داريم آن موارد نيز تا حدود زيادي ريشه در فقر اقتصادي دارد. دانش آموزاني كه نمي دانند چگونه مي بايست در سرماي زمستاني كوهستانهاي زاگرس يا گرماي خرداد ماه سرزمين خشك سيستان و بلوچستان هم چون پدران و مادران هميشه بايد كار كنند و البته به فكر درس و كتاب خود هم باشند.
    كودكاني كه هنگام عبور ايل از منطقه اي به منطقه اي ديگر مي بايست همانند يك مرد كار كنند و هنگام استراحت با طي مسافت چند كيلومتري با پاي پياده از چادر اين به چادر معلم بروند و در سرماي زمستان همپاي 10 تا 15 نفر از دانش آموزان در پايه هاي مختلف تحصيلي با يك چراغ خوراك پزي نفتي (والر) روي زمين نمور بنشينند و هم سرما را تحمل كنند و هم به درس معلم گوش دهند معلمي هم كه هر روز مي تواند يك ساعت با دانش آموز كلاس اول كار كند و بقيه ساعت كلاس درس را مي بايست با دانش آموزان مقاطع دوره سوم چهارم و حتي پنجم دبستان كه در يك چادر گرد آمده اند اختصاص دهد!
    البته تاكنون دو ـ سه بار به سياه چادرهاي عشاير مناطق سردسير و كپر و سفيد چادر مناطق گرمسير رفتم و از نزديك با وضعيت زندگي و امكانات بهداشتي آموزشي و رفاهي بسيار ضعيف آنها آشنا شدم افرادي كه در غذاهايشان نيز تنوعي وجود ندارد و جز نان شير و پنير و تخم مرغ معمولا غذاي ديگري در طول هفته استفاده نمي برند. اما آنچه بيش از همه قابل درك است فقر فرهنگي است كه كماكان در بندبند وجود زندگي عشايري ريشه دارد و آنها را در چنبره تارهاي خود محاصره كرده است . اما حضور يكباره كجا و زندگي سالانه كجا ! زمستان سردي كه با برف و باران همراه باشد و تو مجبور باشي در گل و لاي خاك رس از چادري به چادر ديگر براي پيدا كردن دانش آموز بگردي و معلم و دانش آموز نيز همپاي ايل و رمه به كوه و بيابان برود.
    اين همه آغاز باز است اصل كار به همكاري پدر خانواده عشاير براي درس خواندن دختر و پسرش وابسته مي بشاد. د چه اگر پدر اين دانش آموزان به دلايل مختلف كه ريشه در فقر اقتصادي و فرهنگي دارد موارد علاقه اي با حضور فرزندانشان در كلاس درس از خود نشان ندهند همين مساله آغاز مشكلي براي معلم و دانش آموز هم خواهد شد.
    اينها همه مشكلات مربوط به دانش آموز معلم عشايري نيست در اين شرايط بايد سالها با آنها بود تا به همه مسايل آگاه شد در چنين شرايطي روي سخن را با معلماني باز مي كنيم كه هم خود عشاير زاده اند و سالها در كسوت معلمي مشغول تدريس به دانش آموزان عشايري بودند و هم اكنون نيز با آنها هستند هنگامي كه با آنها به گفت و گو مي نشينيم بهتر مي توانيم احساس يك معلم و دانش آموز عشايري را در اذهان زنده كند.
    در اين زمينه آقاي سيد عبدالصاحب حسيني كه حدود 10 سال معلم فرزندان عشاير اين مرز و بوم است و خود نيز عشاير زاده است به گزارشگر ما مي گويد : نه فقط كلاس درس دانش آموز كه كلاس درس معلم عشايري هم چادر است و او هم بايد همپاي دانش آموزان اين مشكلات را تحمل كند و به عنوان يك معلم در تمام 24 ساعت در خدمت تعليم و تربيت باشد .
    وي مي گويد : سرما يك مساله است و شان مساله اي ديگر درحاليكه معلم عشايري كلاس هاي درس خود را حتي در غار و اصطبل برگزار مي كند و اگر در چادر عشايري پرده اي مي زند و يك طرف را به كلاس درس و طرف ديگر را منزل خود مي سازد كه به همراه خانواده و فرزندانش در آن سكونت دارند. معلم عشايري مجبور است با دانش آموزاني كه در مناطق پراكنده هستند كار كند و اين پراكندگي هم عمدتا در سه موقع از سال تحصيلي به اوج خود مي رسد.
    وي آغاز سال تحصيلي را از جمله مشكل ترين دوران براي جمع آوري دانش آموزان مطرح مي سازد و مي گويد : در اين زمان هر خانواده در چادر خود در فاصله اي دور از هم قرار دارد كه بعد از يكي ـ دو ماه به قشلاق مي روند و به دليل نبود آب اين خانواده ها مجبورند در فاصله زياد در كنار چشمه و رودخانه بمانند كه گردآوري فرزندان اين عشاير براي حضور در كلاس درس از عمده مشكلات روزهاي آغاز سال تحصيلي است .
    وي مي افزايد : علاوه بر مشكلات سرماي زمستان و سختي حضور در كلاس هاي درس در فصل بهار هم كه فصل كوچ آغاز مي شود مشكل شكل خاصي به خود مي گيرد كه فقط بايد ديد و لمس كرد زيرا در اين زمان عليرغم نياز به افزايش حضور دانش آموزان در كلاس ها فصل نقل و انتقال عشاير است كه در مسير راه هم جمع كردن دانش آموزان مشكلي مضاعف مي باشد.
    آقاي حسيني ادامه مي دهد : برخي از معلمان اين مسير را تنها طي مي كنند و مجبورند ميهمان اوليا دانش آموزان باشند درحاليكه خودشان شرمنده مي شوند زيرا نمي خواهند اوليا را به زحمت بيندازند.
    وي فصل سرد پائيز و زمستان را به صورت جداگانه ترسيم مي كند و مي افزايد : مجسم كنيد در يك روز سرد و باراني يا برفي معلم عشاير مجبور است مسافت زيادي را طي كند تا به چادري كه كف آن خيس و نمناك است برسد و با چند پايه تحصيلي مشغول به تدريس شود.
    وي صعب العبور بودن مناطق عبور كوچ را از ديگر مشكلات خود و همكاران فرهنگي معرفي مي كند و مي افزايد : نبود وسايل اياب و ذهاب نبود وسايل گرمازا مشكلات مالي پرداخت نكردن حق كوچ معلمين عشاير قطع كردن سهيمه آرد معلمين از ديگر مشكلات معلين عشايري است كه مي توان به آن اشاره كرد.
    اين معلم عشاير كه داراي مدرك كارداني آموزش ابتدايي هم هست ادامه مي دهد : من هم اكنون براي سه پايه اول دوم و پنجم تدريس دارم كه آنها را به دو شيفت تقسيم كردم چون فاصله چادرها زياد است و به چند نفر صبح و چند نفر بعد از ظهر درس مي دهم .
    وي ادامه مي دهد : هنگام امتحانات خرداد ماه چون فصل كوچ است مجبورم از هر دانش آموز در چادر خانوادگي آنها به صورت انفرادي امتحان بگيرم . البته هنگامي كه در برخي از مناطق مستقر مي شويم ساختمانهايي قديمي هست كه از آن به عنوان كلاس درس استفاده مي بريم كه اكنون در آن مستقر هستيم ساختماني كه خيلي خراب است اما سقف آن را اخيرا تعمير كردند و پس از حوادث آتش سوزي در برخي از مدارس براي ما بخاري ايمن و مطمئن آوردند.
    وي درباره كيفيت آموزش در مدارس عشايري هم مي گويد : معمولا كيفيت آموزش در چادر بسيار پائين است زيرا فضاي ساختماني كامل آموزشي در روحيه آموزشي معلم و دانش آموز اثر مثبت مي گذارد درحاليكه چادر مشكلات سرما و گرماي خاصي خود را دارد.
    وي نبود ميز و نيمكت و يا فرسوده بودن آن را از ديگر مشكلات مطرح مي سازد و مي گويد : در بسياري مواقع دانش آموزان روي زمين سرد و نمور نمي نشينند ضمن آنكه حضور چند پايه در يك كلاس حواس دانش آموزان پايه ديگر را پرت مي كند از لحاظ كيفيت آموزشي هم اثرات منفي برجاي مي گذارد چون اگر به يكي تكليف مي دهيم مجبوريم همان زمان به دانش آموز ديگر درس بدهيم كه اين تداخل باعث افت آموزشي در هر سه پايه مي شود.
    وي كه بارها به همراه ايل ييلاق را در منطقه كوهستاني ياسوج و موعد قشلاق را در منطقه ممسني استان فارس گذرانده در ادامه مي گويد : نبود امكانات حمل ونقل معلمان و تجهيزات مدرسه هم يكي از مشكلاتي است كه معلمان عشايري با مشكل آن نيز دست به گريبان هستند.
    آقاي عليرضا غلامي با 25 سال سابقه فعاليت در امور عشايري از استان كهكيلويه وبويراحمد نيز درباره مشكلات نظام آموزش و پرورش عشاير در گفت و گو با گزارشگر ما صعب العبور بودن مناطق كوهستاني و مشكلات تردد معلمان و دانش آموزان يكي از اصلي ترين مشكلات معلمان و دانش آموزان عشايري مي داند و مي افزايد : اين كار حركت كوچ عشاير را نامشخص و پرمشقت نموده است در حاليكه اگر راه هاي تردد وجود داشته باشد نقل و انتقال ايل آسانتر خواهد شد و زمان هم در اختيار معلم قرار خواهد گرفت .
    وي مي گويد : كمبود نيروي انساني زاده عشاير كه با روحيه عشايري و زحمات طاقت فرساي آن سازگاري داشته باشد از ديگر مشكلات است كه اين مساله بر كيفيت آموزشي دانش آموزان عشاير اثر منفي گذشته ضمن آنكه مشكلات معيشتي معلمان با سابقه هم باعث بي رغبتي اين معلمان براي تدريس در ميان عشاير شده است .
    آقاي غلامي ادامه مي دهد : متاسفانه به دليل ناهماهنگي زمان كوچ عشاير با زمان امتحانات دانش آموزان مسئولان آموزش و پرورش از ما انتظار هماهنگي دارند در حاليكه اين انتظار بي انصافي است چرا كه آنها با اصل مشكل آشنا نيستند.
    وي مي گويد : مدارس عشاير هيچگونه وسايل كمك آموزش مناسب ندارند ضمن آنكه اين معلمان و دانش آموزان در سرما و گرما رنج هاي فراواني را متحمل مي شوند در عين حاليكه معلمان عشايري با همت تلاش و علاقه خلاقيت ابتكار نوآوري و استفاده از اشيا موجود در طبيعت شيوه تدريس خود را با استفاده از آن تداوم مي بخشند و براي خود وسايل كمك آموزشي ابداع مي كنند.
    وي كه بيش از 24 سال سابقه فعاليت در عرصه آموزشي و پرورش عشايري دارد مي افزايد : متاسفانه دانش آموزان عشاير داراي تغذيه و پوشاك مناسب نيستند و همين مساله باعث ايجاد تزلزل روحي و فكري نموده است كه ما از مسئولان نظام انتظار داريم باتوجه شرايط سخت اقتصادي براي اين بخش هم فكري اساسي نمايند.
    وي مي گويد : امروز در شهرها امكانات رايانه اي و ويدئو و سي دي هاي آموزشي جزو اصول اصلي كمك آموزشي محسوب مي شود كه نه تنها اين امكانات بلكه بسياري از وسايل ساده كمك آموزشي نيز در دسترس دانش آموزان عشايري قرار نمي گيرد.
    وي فقر اقتصادي حاكم بر زندگي عشايري را بسيار فراوانتر از آن چيزي مي داند كه مسئولان سياسي و اقتصادي كشور مي دانند و ادامه مي دهد : بسياري از اين دانش آموزان در طول هفته حتي از يك وعده غذاي گرم محروم هستند و اين ضعف تغذيه باعث بروز مشكلات آموزشي و ترك تحصيل مي شود. در قوت غالب مردم عشاير هم نان و سيب زميني و تخم مرغ است زيرا در فصول سرد سال هم امكانات تردد وجود ندارد و هم وضعيت درآمدي آنها به گونه اي نيست كه بتوانند غذاي مناسبي براي خود و فرزندان خويش تدارك ببينند.
    وي يكي از بدترين نوع تبعيض را تدوين اساسنامه هاي شهري براي استفاده در ميان آموزش و پرورش عشايري مي داند و مي افزايد : اين مساله حاكي از آن است كه مسئولان آموزش و پرورش و كارشناسان بدنه خبري از مشكلات عشاير ندارند و بدتر از آن هم كه از نظرات معلمان مناطق عشايري استفاده نمي كنند.
    آقاي غلامي كه همزمان بازرس منطقه عشايري هم مي باشد در ادامه به گزارشگر ما مي گويد : متاسفانه معلمين عشاير هم گرفتار مشكلات معيشتي هستند به عنوان نمونه آرد سهميه مناطق عشايري معلمين را قطع كردند حق كوچ معلمين را كم كردنده اند حق لباس و كفش به آنها داده نمي شود ساعات اضافه كاري ندارند گروه تشويقي مخصوص خدمت در ميان عشاير ندارند حتي از چادر و يك دست موكت و بخاري و ساير وسايل گرمازا در اختيار معلمان قرار نمي گيرد.
    وي مي گويد : اين مشكلات كار را به جايي رسانده كه در بسياري مناطق معلمان علاقه اي به حضور نداشته باشند و سرباز معلم هم سواد و قدرت مديريت كلاس را ندارد كه در مجموع باعث افزايش شمار بيسوادان در ميان افراد لازم التعليم عشاير شده است .
    وي نبود وسايط نقليه مناسب براي نظارت بر عملكرد آموزشي معلمان را يكي ديگر از مشكلات معرفي مي كند مي افزايد : در بسياري موارد موتورسيكلت توان لازم براي عبور از مناطق كوهستاني و صعب العبور را ندارد و مجبوريم ساعت ها با پاي پياده در مسيري حركت كنيم تا به محل استقرار ايل برسيم در حاليكه اين انتظار از معلم راهنما وجود دارد كه درصدد رفع مشكلات معلمان 20 مدرسه يا چادر آموزشي باشد در حاليكه مشكل بنزين و عدم اختصاص سهميه جداگانه براي اين معلمان به مشكلات سال جاري اين معلمان و ناظران تحصيلي اضافه شده است .

    حقيقتي را نبايد فراموش كرد كه دانش آموز عشاير نيز همانند پدر خود جز دامداري حرفه ديگري نمي شناسد نه از حرفه وفن روز باخبر است كه او را به شهر بكشاند و نه فعاليت دامپروري سنتي امور عشاير از آن درآمد كافي برخوردار است كه بتواند نيازهاي زندگي او را برآورده سازد.
    كاش بسياري از ما نيز مي توانستيم همچون دانش آموزان و معلمان عشايري علاوه بر صبوري و سخت كوشي منبع اميد و عشق نوعدوستي و مهرباني و گذشت باشيم تا با اين نگاه بتوانيم مشكلات آنها را سامان دهيم كه در شماره آتي تلاش مي كنيم به برخي از اين راهكارها از زبان مسئولان امور تعليم و تربيت عشايري بپردازيم .
    دانش آموز عشايري هم بايد سرماي گزنده رشته كوههاي زاگرس را تحمل كند و هم باران و برف و راههاي صعب العبور و رطوبت كف چادر به اصطلاح كلاس درس را به جان بخرد و از لحاظ آموزشي هم در كنار دانش آموزان چهار ـ پنج پايه تحصيلي كنار هم بنشينند و به حرفهاي يك معلم گوش دهد!
    سهيلا نصري دانش آموز عشايري : صادقانه قضاوت كنيد آيا در قرن بيست و يك بايد پيشترفته ترين وسيله كمك آموزشي دانش آموز عشايري هنوز تخته سياه و گچ باشد باور كنيد انتقاد ما فرياد نان نيست بلكه استغاثه شان است چرا كه ما از اين مملكت همان حق را داريم كه دانش آموز تهراني دارد
    سيد عبدالصاحب حسيني معلم عشاير : معلم عشايري بارها كلاس درس خود را در غارها و اصطبل ها برپا مي كند و اگر در چادر عشايري دانش آموزان را بپذيرد پرده اي در وسط چادر مي زند و نيمي از چادر را كلاس درس و نيمي ديگر را محل اسكان خانواده و فرزندانش قرار مي دهد
    عليرضا غلامي بازرس مدارس عشايري با 24 سال سابقه تدريس : متاسفانه به دليل فقر اقتصادي دانش آموزان عشاير داراي تغذيه و پوشاك مناسب نيستند و همين مساله باعث ايجاد تزلزل روحي و فكري و ترك تحصيل مي شود