
كتاب « نهضت علمي و فرهنگي از نگاه امام خميني » را علي اصغر كوثري
محمدرضا كتابي و ابراهيم نيك منش نوشته اند و
پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي آن را منتشر كرده است . در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : محتواي نهضت
علمي و فرهنگي
ساخت تمدن اسلامي
جاودانگي و جامعيت اسلام
برنامه نهضت علمي و فرهنگي و عناوين متعدد ديگر. در
صفحاتي از كتاب مذكور چنين آمده است :
رويش يا ريزش فرهنگ ملي يك جامعه
همواره از بستر نظام انگيزش اجتماعي
اخلاق و معنويت يا عدم آنها ناشي مي شود. نظام
انديشه و فرهنگ همواره از آبشخور نظام انگيزش اجتماعي
اشراب مي شود. « رفتار اجتماعي » نيز برآيند تعامل پيچيده و دائمي دو نظام
انگيزه و انديشه است . « غرب زدگي » به عنوان بزرگ ترين مانع آرمان شهر الهي و تاسيس زيرساخت هاي تمدن اسلامي است
زيرا هويت
اجتماعي يك ملت
دل بستگي و تعلقات روحي آنها مي باشد
اما با انتخاب فرهنگ وارداتي مغاير با هويت تاريخي نمي توان انتظار
آينده اي روشن براي آن ملت داشت .
.2.2 وابستگي
دل بستگي به شيوه زندگي بيگانه و گمان عمومي به حسن تقليد از الگوهاي غربي
منجر به وابستگي در همه ابعاد جامعه مي شود.
چون با آن نوع الگوي خاص اجتماعي طبيعي است همه نيازها از غرب
تامين شده يا به توليدات بومي نيز رنگ و لعاب غربي زده شود.
بدون شك
دامنه اين وابستگي مي تواند تمامي عرصه هاي علمي و تخصصي يا فرهنگ عمومي باشد :
همه گرفتاري هاي ما و بدبختي هاي ما هم همين است كه خودمان را گم كرديم
يك كسي ديگر به جاي ما نشسته است و لهذا
مي بينيد كه هر چيزي كه در ايران هست تا يك اسم غربي نداشته باشد رواج ندارد. داروخانه هم بايد اسم غربي داشته باشد. كارخانه هاي
ما هم كه پارچه مي بافند بايد آن حاشيه اش خط غربي باشد
اسم غربي هم رويش بگذارند. خيابان هايمان هم بايد يك اسم غربي داشته
باشد. همه چيزمان بايد رنگ غربي داشته باشد. كتاب هم كه مي نويسند همين كتاب نويس ها
همين روشن فكرها بعضي شان كتاب هم
كه مي نويسند يك اسم غربي روي آن مي گذارند يا مطالب را وقتي ذكر مي كنند استشهاد مي كنند به قول يك نفر غربي عيب هم اين است
كه هم آنها غرب زده هستند و هم ماها. اگر كتاب ها آن اسم ها را نداشته باشد
اگر فاستوني آن اسم را نداشته باشد
اگر دواخانه آن اسم را
نداشته باشد كمتر به آن توجه مي شود. وقتي به كتاب زياد توجه مي شود كه از اول كه انسان وارد مي شود هي اصطلاح غربي ببيند
هي
الفاظ غربي ببيند
الفاظ خودشان را فراموش كنند
لغت خودشان را فراموش كنند
مفاخر خودشان را به كلي فراموش كرده اند
دفن
كرده اند و به جاي آن ديگران را نشانده اند. اينها همه ظلمت هايي است كه طاغوت ما را از نور به اين ظلمت ها خارج كرده است . همين
طاغوت زمان هاي اخير
زمان هاي ما
همين ها
دامن زدند به اين غرب زدگي
هر چيزي را به غرب نسبت داده اند
هر مطلبي را از غرب
گرفته اند
هر مفخري را از غرب گرفتند و به خورد ما دادند. دانشگاه هاي ما هم در آن زمان دانشگاه هاي غربي بود
اقتصادمان هم غربي
فرهنگمان هم غربي . اصل خودمان را به كلي از ياد برديم و به جاي خودمان يك موجود غربي نشانديم . به مجرد اين كه يك كسي مريض
مي شود مي گويند بايد برود انگلستان
بايد برود اروپا
با اين كه اطبا اين جا هم هستند.
وابستگي فكري و فرهنگي
قطعا مهم ترين جلوه وابستگي
در بعد فكري است
چرا كه فقدان استقلال در اين زمينه
وابستگي هاي ديگر را به دنبال خواهد
داشت . با از بين رفتن استقلال فكري
نه تنها افكار عمومي به حالت انفعال درمي آيد. بلكه نخبگان جامعه نيز نمي توانند در جهت توليد
اطلاعات جديد
بر مبناي فرهنگ خودي و به دست آوردن روش هاي جديد در جهت توسعه جامعه
حركت كنند. در نهايت
همين
افكار
در خدمت ترويج الگوهاي علمي و اجرائي بيگانه قرار مي گيرند.
ماها آلان خودمان را گم كرديم
مفاخر خودمان را الان گم كرديم . مآثر خودمان را گم كرديم . تا اين گم شده پيدا نشود شما مستقل
نمي شويد. بگرديد پيدايش كنيد
بگرديد شرق را پيدا كنيد
تا ما اين طور هستيم
تا نويسنده هاي ما آن طور است
تا روشن فكرهاي ما
آن طور فكر مي كنند
تا آزادي خواهان ما آن طور آزادي غربي را مي خواهند همين است كه هست .
ما الان در همه چيز به گمان همه يك نحو وابستگي داريم كه بالاتر از همه
وابستگي افكار است . افكار جوان هاي ما
پيرمردهاي ما
تحصيل كرده هاي ما
روشن فكرهاي ما بسياري از اين افكار وابسته به غرب است
وابسته به آمريكاست و لهذا حتي آنهايي كه سو نيت
ندارند و خيال مي كنند مي خواهند خدمت بكنند به مملكت خودشان
از باب اين كه راه را درست نمي دانند و باورشان آمده است كه ما
بايد همه چيز را از غرب بگيريم
اين وابستگي را دارند و اين وابستگي سرمنشا همه وابستگي هاست كه ما داريم .
تا اين وابستگي هست ما نمي توانيم استقلال پيدا كنيم
هيچ نحو استقلالي حاصل نمي شود الا اين كه ما خودمان را بشناسيم . ما
خودمان هم فرهنگ داريم خودمان هم همه چيز داريم و احتياج به غرب در اين امور نداريم و آني كه به ما مي دهند
آن نيست كه واقعيت
رشدآوري باشد
آن است كه ما را مي خواهند در يك حدي نگه دارند. اين مصيبت بزرگي كه بر ايران و ممالك شرقي مطلقا وارد شده
است كه گوششان به اين است كه غربي ها چه مي كنند و چه مي گويند و چه عمل مي كنند و خودشان را از دست به كلي داده اند
استقلال
فكري خودشان را
محتواي خودشان را از دست داده اند. اين ضرري است كه بالاتر از ضرر نفت و نمي دانم امثال اينهاست .
از نظر حضرت امام (ره ) رفع مشكلات جامعه كه بر اثر حاكميت فرهنگ غرب و تسلط دست نشاندگان آنها ايجاد شده است تنها با
استقلال فكري ممكن خواهد شد. مادامي كه استعمار و استحمار در تاروپود جامعه نخبه
ريشه دوانده باشد قطعا پاسخ گويي به
مشكلات اجتماعي براساس الگوهاي بومي نخواهد بود.
مغز ما دزديده شده است و يك مغز ديگري جاي آن گذاشته شده
مغز استعماري
يك مغز استعماري ما آلان داريم و تا اين مغز
استعماري را ما عوض نكنيم
يك مغز استقلالي جايش نگذاريم نمي توانيم اين مملكت را اداره كنيم . هرچه بخواهيد هم درست كنيد
نمي شود. كوشش كنيد اين مغز عوض بشود
اساتيد دانشگاه ما كوشش كنند كه اين جوان هاي ما مغزهاشان عوض بشود يك مغز
استقلالي باشد...
دلبستگي به شيوه زندگي بيگانه و تقليد از الگوهاي غربي
منجر به وابستگي در همه ابعاد جامعه مي شود. دامنه اين وابستگي مي تواند تمامي عرصه هاي علمي و تخصصي يا فرهنگ
عمومي باشد
امام خميني : همه گرفتاري هاي ما و بدبختي هاي ما اين است كه خودمان را گم كرديم . يك كس ديگر به جاي ما نشسته است . ما اكنون خودمان را گم كرده ايم
مفاخر خودمان را گم
كرده ايم
مآثر خودمان را گم كرده ايم
تا اين گم شده پيدا نشود
شما مستقل نمي شويد.

*****
نهضت نرم افزاري از نگاه رهبر معظم انقلاب
|

كتاب « نهضت نرم افزاري از نگاه مقام معظم رهبري » را مصطفي جمالي و علي اصغر كوثري و مهدي قربان زاده تاليف نموده اند و
پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي آن را منتشر كرده است . در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : محتواي نهضت
نرم افزاري
ضرورت و اهداف نهضت توليد علم
مباني نهضت نرم افزاري
گسترش نهضت نرم افزاري
موانع نهضت نرم افزاري و عناوين
متعدد ديگر. در صفحاتي از كتاب مذكور چنين مي خوانيم :
.1 موانع مشترك توليد علم در حوزه و دانشگاه
ياس و نوميدي
افكار التقاطي
تحجر
آنارشيزم و هرج و مرج علمي
مانع تراشي دشمنان خارجي
برخورد متعصبانه و غيرمنطقي
با انديشه ها
نفوذ مخالفان اسلام و انقلاب در مراكز علمي
سياسي كاري مسئولان مراكز علمي از جمله موانع تحقق نهضت نرم افزاري
است .
.1.1 ياس و شتاب زدگي
شكستن مرز دانش هاي موجود و توليد علم در حوزه و دانشگاه و طرح انديشه هاي نو
از سخت ترين كارهايي است كه در عين
ظرافت
با مشكلات فراواني همراه مي باشد. تمدن غرب در راه به دست آوردن دانش هاي تمدني خود ساليان درازي تلاش كرده و اين
گونه نبوده كه اين مسير بلند و پرپيچ و خم را يك شبه پيموده باشد.
بنابراين صاحبان علم و معرفت در اين مرز وبوم براي تحقق انديشه هاي خود و شكل دهي تمدن اسلامي لازم است اين راه سنگين را
با همت والاي خود بپيمايند و در اين مسير
اولا : اميد به تحقق چنين امري داشته و از ياس و نااميدي بپرهيزند و ثانيا : بدون هيچ گونه
شتاب زدگي و عجله اي اين بناي عظيم را با ظرافت و حساسيت بنا كنند.
از شما و هم فكرانتان در حوزه و دانشگاه مي خواهم كه اين ايده ها را تا لحظه عملي شدن و ثمر دادن ـ هر چند درازمدت ـ تعقيب
كنيد. نه مايوس و نه شتاب زده
اما بايد اين راه را كه راه شكوفايي و خلاقيت است به هر قيمت پيمود. اين انقلاب بايد بماند و برنامه
تاريخي و جهاني خويش را به بار نشاند.
مشكل استاد
مشكل مديريت
مشكل برنامه ريزي
مشكل كمبود اعتبار
بودجه و... اينها را مي دانم : اينها حرف هايي است كه بنده
در ده سال اخير آنها را در ديدار با دانشگاهيان اعم از استاد
دانشجو يا مديريت دائم تكرار و دنبال گيري مي كنم . البته مقدار زيادي از اين
كارها بهبود پيدا كرده است . منتها علي رغم همه ي اين مشكلات
شور و شوق علمي و شكوفايي استعدادها در دانشگاه هاي ما محسوس
است ; اين را ما نمي توانيم نديده بگيريم و همه اش آيه ي ياس بخوانيم .
.1.2 افكار التقاطي
از ديگر موانع توليد علم
وجود افكار التقاطي در حوزه هاي علوم است . « افكار التقاطي » اموري اند كه ريشه ديني ندارند. وجود چنين
افكاري چه در حوزه علوم ديني و چه در حوزه علوم دانشگاهي رهزن مي باشد; بدين معنا كه كساني با تركيب ديدگاه هاي دانشمندان
غرب و نظريه هاي مطرح در دانش هاي بيگانه با فرهنگ ناب
يا برخي از مطالب و ظواهر ديني
مدعي طرح مباحث جديد شده و فضاي
توليد را تيره و تار مي كنند. به ويژه كه گاه اين مطالب التقاطي را در قالب هاي جديد عرضه مي كنند.
در بازار انديشه ي اسلامي
امروز اين جوري است ; هر كسي از هر گوشه اي پيدا مي شود
راجع به مفاهيم عالي مذهبي و اسلامي و
مفاهيم ديني كه فهم آنها
ادراك آنها
تشخيص آنها
به مايه هاي علمي در منابع دين احتياج دارد و اينها آن مايه ها را ندارند اظهارنظر
مي كند و از خود حرف درمي آورد : اسلام اين جور مي گويد! در پاي آن صحبت و پاي آن منبر كسي هم نيست از او بپرسد كه اين اسلامي
كه شما مي گوييد
كجا اين حرف را مي زند
همه ي مفاهيم بشري را هم از نظر اسلام معنا مي كنند آزادي را معنا مي كنند
انسانيت را معنا
مي كنند
حقوق بشر را معنا مي كنند
عدالت را معنا مي كنند
معلوم هم نيست مستندشان كجاست ; كدام اسلام اين حادثه ي بسيار
زشتي است كه انسان هايي بدون داشتن صلاحيت هاي لازم
وارد در مقوله اي بشوند و اظهارنظرهايي بكنند كه آن اظهارنظرها اگر فرض
كنيم كه هيچ شائبه ي غرض و مرضي نباشد
تازه مي شود جاهلانه ! اگر شائبه اي اغراض سياسي و اغراض جناحي و اغراض سودجويانه
و اغراض خائنانه در آن باشد كه ديگر بدتر. اين حادثه و پديده ي بسيار زشتي است كه در جامعه ي ما وجود دارد. البته مخصوص امروز
نيست ; هميشه بوده است ; منتها امروز اين خصوصيت را نسبت به گذشته دارد كه در گذشته جهال راجع به دين اظهارنظر مي كردند
منتها
در دايره هاي محدود عاميانه . فرض كنيد كسي به نام مبلغ يا به هر نام ديگر راجع به دين حرفي مي زد
يك دايره ي محدودي
عوام الناسي
هم بودند كه حرف او را مي پذيرفتند. امروز تفاوتش با آن وقت اين است كه همان حرف هاي غلط نسبت به مباني اسلامي و علمي ديني
عاميانه اما در قالب هاي آرايش شده
در قالب فكر نو
در قالب علم ادا مي شود
در حالي كه علم نيست ... راجع به اصل دين راجع به
فلسفه ي دين
راجع به مباني اعتقادي
راجع به آنچه از معارف اسلامي كه در قالب معارف جمهوري اسلامي ريخته شده است
مثل
اصول قانون اساسي و غيره راجع به فقه اسلام
راجع به سيره ي پيغمبر و ائمه (عليهم السلام ) بحث هايي مي شود كه نه به تاريخ متكي
است
نه به حديث متكي است
نه به قرآن متكي است
نه به اصول فقه متكي است
نه به مباني شناخته شده ي ديني متكي است
نه به
اسلوب فقاهت كه يك فن بسيار عميق و ظريفي است متكي است ; به هيچ چيز متكي نيست . در قالب هاي شبه روشن فكري و شبه علمي
بيان مي شود
با تعبيرات خوش آب و رنگ ! آن كساني كه در حيطه ي اين كار قرار مي گيرند
متاسفانه بخشي از خواص و از نخبگان
جامعه اند. فرقش با گذشته اين است . گفت :
زان كه اين علم لزج چون ره زند
بيشتر بر مردم آگه زند
به مردم آگه ضربه مي زند
راه مردم آگاه را مي زند. راه نخبگان را مي زند; از جمله مسائلي كه زمينه شكل گيري التقاط را در جو
روشن فكري ديني پديد مي آورد موضوع احكام ثابت و متغير در اسلام است كه به لحاظ بدفهمي موضوع و عدم درك درست آن
گاهي
اوقات متغير بودن بعضي از احكام بهانه اي براي تطبيق دين با افكار وارداتي و غربي و چوب حراج زدن به احكام دين مبين اسلام از
سوي كج فهمان قرار مي گيرد.
اساس انقلاب
مثل خود اسلام بر احكام ثابت و احكام متغير استوار است . يك سلسله احكام
تغييرناپذير است ; يك سلسله احكام
در شرايط گوناگون تغيير پيدا مي كند; انقلاب هم همين طور است . اجتهاد خصوصيتي است كه اين امكان را به يك مسئول مي دهد تا
بتواند به اقتضاي شرايط
روش ها و راه ها و تاكتيك هاي درست را انتخاب كند. البته انتخاب روش و اجتهاد براي پيدا كردن روش نو و
مناسب
كار مجتهد است . اين غير از بدعت گذاري يك انسان ناوارد و تجديدنظرطلب است ; اين كار كسي است كه قدرت اجتهاد در اين
كار را داشته باشد; نقش اجتهاد و مجتهد در نظام اسلامي به همين خاطر است . از آن طرف
به بهانه ي تمسك به اصول
تحجر را نفي
مي كنيم و مي گوييم نمي شود به بهانه ي تمسك به اصول
تحجر و ايستايي را بر انقلاب تحميل كرد
اصول گرايي وجود دارد; اما اين
تحجر و جزم انديشي و نشناختن شرايط مختلف نيست . از اين طرف
به بهانه ي اجتهاد و تحول نبايد به بدعت گذاري هاي ناشيانه و
تجديدنظرطلبانه اجازه ي فعاليت و تحرك مضر و مخرب داد.
وجود اين افكار التقاطي همواره در طول تاريخ انديشه مسلمانان وجود داشته و حتي در دوران هايي كساني منت بر سر مردم
مي گذاشتند كه با اين التقاط
دين را جوان پسند كرده اند! كساني حتي اصول دين را با افكار وارداتي معنا مي كردند.
ياس و نوميدي
افكار التقاطي
تحجر
هرج و مرج علمي
مانع تراشي دشمنان خارجي
برخورد متعصبانه و غيرمنطقي با انديشه ها
نفوذ مخالفان اسلام و انقلاب در مراكز علمي
سياسي كاري مراكز علمي
از جمله موانع تحقق نهضت نرم افزاري است

*****
ساختار وقف در جهان اسلام
|

كتاب « ساختار وقف در جهان اسلام » شامل مجموعه مقالاتي پيرامون وقف درجهان اسلام كه در 1135 توسط انتشارات اسوه و به
سفارش صندوق عمران موقوفات كشور به چاپ رسيده است . كتاب مذكور را صادق عبادي ترجمه كرده است . كتاب ساختار وقف در
جهان اسلام
شامل شش بخش زير مي باشد : فلسفه و تحول تاريخي نهاد وقف
چارچوب قانوني ساختار وقف در كشورهاي اسلامي
ساختار اقتصادي نظام وقف و نقش آن در اقتصاد كشورها
ساختار سازمان و اداري وقف
تحولات رابطه وقف با نهادهاي جامعه مدني
در حال و آينده
و آينده وقف در جهان عرب و اسلام .
مترجم كتاب حاضر در مقدمه به ويژگي هاي اثر حاضر چنين اشاره كرده است :
انتخاب كتاب « ساختار وقف در جهان اسلام » براي ترجمه
در راستاي غني سازي مطالعات وقفي به زبان فارسي مي باشد. اين كتاب
چندين ويژگي دارد كه ما را به برگردان آن به فارسي تشويق نمود :
آ. اكثر كتاب هاي وقفي ناظر به مسايل فقهي و يا تاريخي هستند
ولي اين كتاب علاوه بر پوشش اين جنبه ها
مسايل مهم كاربردي
نهاد وقف بخصوص مسايل حقوقي
اداري و اقتصادي را بررسي مي كند.
ب . مباحث كتاب بخش مهمي از جهان اسلام يعني بيست كشور عرب را دربرمي گيرد
و اين كشورها شاهد تحولات بزرگ تاريخي و
معاصر در زمينه وقف مي باشند
شناخت اين تحولات براي هر پژوهشگري ضروري است .
ج . اين كتاب شامل مجموعه مقالات همايشي با نام « نظام وقف و جامعه مدني در جهان عرب » است كه در سال 2001 م در بيروت
با همكاري دو نهاد برگزار شد. اين همايش جزو سلسله همايش هاي برگزار شده براي شناخت تجربيات كشورهاي اسلامي در زمينه
وقف و راه هاي اصلاح آن است
در اين همايش بيش از چهل استاد دانشگاه و متخصص امور اقتصادي و وقفي شركت نموده
و مقالات
علمي و تخصصي ارائه نمودند.
د. يكي ديگر از ويژگي هاي اين كتاب
علاوه بر گسترش حوزه مطالعاتي آن . روش آكادميك آن مي باشد
در هر مبحث نخست يك
كارشناس « مقاله اي » ارائه كرده سپس در دو مرحله مورد نقد و بررسي قرار مي گيرد
مرحله اول توسط يكي از متخصصين همان رشته به
صورت مكتوب بررسي شده
سپس در جمع شركت كنندگان همايش توسط حاضرين مورد نقد و بررسي قرار مي گيرد. ما در اين كتاب
ابتدا اصل مقاله و سپس بخش هاي اول و دوم « نقد و بررسي » را به طور كامل ترجمه و در اختيار خوانندگان گرامي قرار داده ايم .
اين كتاب جزو سلسله اقدامات و كتاب هايي است كه در زمينه حركت اصلاحات ساختار وقف در دهه اخير پديد آمده است
و
ارتباط تنگاتنگ با سلسله فعاليت هاي « انجمن دانشجويان مسلمان » در آمريكا و كانادا
و پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1357
ش به رهبري امام خميني (ره ) دارد. در واقع تحولات مثبت در اوقاف جهان اسلام به دو عامل برمي گردد :
عامل اول : گسترش فعاليت هاي دانشجويان و فارغ التحصيلان مسلمان در اروپا
كانادا و آمريكا كه منجر به تاسيس « هيات امناي
در سال 1350 ش ـ 1971 م گرديد . اين نهاد توانست بااستفاده از North American Islamic Trust وقف اسلامي در شمال آمريكا
تجربيات نوين مديريت موسسات خيريه در آمريكا
تجربه نويني را براي مسلمانان ارائه دهد و بودجه صدها مسجد و مركز اسلامي
راتامين و پوشش دهد.
عامل دوم : گسترش و نفوذ افكار و انديشه هاي حركت انقلابي و اصلاح طلبانه ايران به رهبري امام خميني (ره ) در جهان اسلام قبل و
پس از پيروزي انقلاب بود
در سميناري كه همزمان با اوج گيري نهضت اسلامي ايران
در سال 1356 س ـ 1977 م توسط سي تن از
سران جنبش هاي جهان اسلام در شهر لوگانو در سوئيس تشكيل شد
علل پيدايش و گسترش حركت انقلابي و اسلامي ايران
و ركود
حركت هاي اسلامي در كشورهاي ديگر مورد تحليل و بررسي قرار گرفت . يكي از نتايج اين سمينار ضرورت تاسيس نهادهاي وقفي با
درآمدي مستقل براي ايجاد تغيير و تحول در انديشه اسلامي
و آزادسازي تفكر اسلامي از حوزه سياسي دولت ها و احزاب و يا مدارس
ديني وابسته به دولت ـ مانند دانشگاه الازهر مصر ـ بود.
) و موسسه جهاني انديشه SARA پس از سه سال از تشكيل اين سمينار
موسسه وقفي سارا (
با پشتيباني از اموال وقفي تاسيس گرديد . اين موسسه دو طرح The international instiute of islamic thought ) iiit اسلامي (
اساسي را پيگيري نمود
يكي ضرورت « اسلامي سازي معرفت »
از راه چاپ كتاب ها و برگزاري همايش ها و تاسيس دانشگاه هاي
اسلامي
دومي : ضرورت ايجاد تحول و اصلاح در مديريت وقف
و اصلاح ساختار اداري و قانوني و فرهنگي اوقاف اسلامي . طرح اول
را
خود موسسه با بودجه مستقل وقفي خود در طول دو دهه انجام داد
طرح دوم را از راه نهادهاي اسلامي از قبيل سازمان كنفرانس
اسلامي
بانك اسلامي توسعه در جده و هيات امناي اوقاف كويت پي گيري نمود. در واقع طرح احيا و اصلاح وقف در راستاي
برنامه هاي توسعه سازمان ملل نيز واقع شد
و از اين جهت مورد استقبال بانك اسلامي توسعه جده قرار گرفت
و در سلسله اهداف و
خط مشي آنها درآمد.

| | |