
روز عيد غدير
روز امامت و ولايت يادآور حادثه اي بزرگ در تاريخ مسلمانهاست . حادثه اي كه از ديدگاه قرآن با رسالت 23 ساله پيامبر
خدا(ص ) همسنگ است . ماموريتي كه اگر پيامبر انجام نمي داد
رسالتش را انجام نداده بود. « يا ايهاالرسول بلغ ما انزل اليك من ربك وان لم
تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس » ماموريتي كه از نظر ارزش و آثار و پيامدهايش كمتر از رسالت نبود. « امامت و ولايت » تنها
حقيقتي است كه مي تواند مورد نظر خداوند سبحان در اين آيه شريفه باشد
چرا كه تداوم رسالت و به ثمر نشستن تلاش و مجاهدت رسول خدا
در ارشاد و هدايت مردم
تحقق احكام و قوانين الهي وبرقراري عدالت اجتماعي اسلام
تنها در گرو جانشيني آن حضرت امكان پذير بود
جانشيني شخصيتي كه نفس رسول خداست ; كسي كه نسبت به پيامبر مانند هارون نسبت به موسي است
جز اينكه نبوت با بعثت رسول
اكرم (ص ) پايان يافته بود; آنكه برادر رسول خدا و در مدينه العلم بشمار مي رود و براي رسيدن به علم و دانش رسول خدا بايد از آن در وارد شد;
كسي كه محور حق و حقيقت است ; شخصيتي كه تنها كفو و همانند فاطمه دخت پيامبر است ;...
امامت از مهمترين و بنيادي ترين آموزه هاي اسلام است و هر قدر در ابعاد مختلف آن تحقيق
پژوهش
نوشته و گفته شود
باز هم كم است .
عرصه امامت اقيانوسي است كه ورود آن شايسته غواصان متبحر و مجهز به ابزارهاي لازم است تا از اين اقيانوس بيكران گوهرهاي ناب برگيرند.
علي رغم تلاش فراوان علما و انديشمندان اسلامي كه در موضوع امامت پژوهش نموده و آثار و تاليفات فراواني عرضه كرده اند
هنوز در اين
زمينه به همه پرسش ها
پاسخ هاي مناسب و متناسب با شرايط زمانه داده نشده است .
تلخ است ولي واقعيت دارد كه مقوله مهم امامت بيش از آنكه مورد توجه و تامل و تفكر انديشمندان و متفكران قرار گيرد
توجه دو طايفه را
به خود مشغول كرده و اوضاع نابسامان فعلي را در عرصه فكري و فرهنگي جامعه به وجود آورده است .
دسته نخست
آنان كه اعتقادي به حقيقت امامت و ولايت نداشته و از هر فرصتي براي رخنه در ابعاد و شئون مختلف آن استفاده كرده اند.
روزي علم امام را انكار كرده و با نگارش آثار و تاليفاتي سطحي
امام را در حد يك سياستمدار حسابگر تنزل داده اند. روز ديگر
مقامات معنوي
امام را منكر شده و آنان را مانند افراد عادي معرفي كرده اند تا به گمان خود با زميني كردن آنان مردم را متوجه ايشان كنند. چرا كه موجودات
آسماني نمي توانند الگوي زمينيان شوند! ايمان به مقامات معنوي امام را غلو و زياده روي درباره شخصيت امام دانسته اند كه غاليان ساخته و
پرداخته اند! و روز ديگر
عصمت امام را زير سئوال برده اند تا شايد بتوانند در تعليمات ديني كه برگرفته از تعاليم اهل بيت رسول خداست
رخنه
ايجاد كنند و اعتقادات مردم را سست نموده
آنان را از دين و مذهب جدا كرده و به مكاتب وارداتي و بشري متوجه سازند. راه را براي دشمنان
اسلام و تشيع باز كنند و يا مسخ « امامت و ولايت » كه مهمترين ركن دين است
مهمترين مانع سلطه بيگانگان بر مسلمانان را از ميان بردارند.
« فرهنگ امامت وولايت » مهمترين عاملي است كه آموزه هاي حياتبخشي همچون ظلم ستيزي و عزت خواهي در قيام حسيني و انتظار
عدالت خواهي در پرتو حكومت مهدوي از آن برمي خيزد. دشمنان اسلام براي تسلط بر مسلمانان و شيعيان چاره اي جز مسخ فرهنگ عاشورا و
فرهنگ مهدويت كه شاخه هاي تنومند شجره طيبه امامتند
ندارند و اين جماعت عمله و اكره اين راهند
هرچند همه آنان از نقش خود آگاه
نباشند و گمان كنند مشغول تحقيق و پژوهش و خدمت به اسلام و مسلمين اند! شايد گمان مي كنند كه دشمنان اسلام در امريكا و اروپا براي
رضاي خدا از آنان پذيرايي مي كنند و امكانات خود را در اختيار ايشان قرار مي دهند تا براي ارتقا فرهنگ و تفكر و انديشه اسلامي تلاش كنند و
به عالم انسانيت و معنويت و ديانت خدمت نمايند!
دسته دوم
افراد جاهل
نادان و سطحي نگري هستند كه خدمت به امامت و ولايت را ارتكاب اعمال سخيف و پراكندن بدعت و ايجاد
اختلاف ميان مسلمانان پندارند. كساني كه بدون شناخت صحيح از تعاليم ديني و سيره و سنت اولياي الهي و بدون آگاهي از شرايط و مقتضيات
عصر كنوني و غافل از ترفندهاي دشمنان اسلام در ايجاد اختلاف ميان پيروان مذاهب اسلامي به گمان ولايتمداري
قلب ولي الله الاعظم
امام
زمان (عج ) را به درد مي آورند. كساني كه عشق و محبتشان به ولايت خلاصه مي شود در فحاشي به شخصيت هاي مورد احترام اهل سنت
برگزار
كردن مراسم جشن و سرور به مناسبتهاي خيالي و انجام اعمال سخيف به بهانه رفع قلم تكليف
خواندن روضه هاي تحريك آميز بدون آنكه
خواننده و مريدان معركه گير او
علي رغم فريادهاي گوشخراش ذره اي متاثر و متالم شوند; چاپ و تكثير نوشتجات سست و بي مدرك و دامن
زدن به اختلافات مذهبي
دهه هاي مختلف كشف و ابداع كردن و به اين بهانه بر در و ديوار شهرها بر اين و آن لعن نمودن
به بهانه هاي واهي آبرو
و شخصيت محققان و عالمان را مورد هتك قرار دادن و آنان را اظهار پشيماني از نتيجه پژوهش وادار نمودن
...
فضايي كه اين جماعت مدعي ولايت با سواستفاده از ايمان و احساسات پاك مردم در كشور ايجاد كرده
عوارض و پيامدهاي خطرناكي در
پي داشته كه به بعضي از آنها اشاره مي شود.
1 ـ انزواي دانشمندان و متفكران
از جمله آثار و پيامدهاي ميدان داري اين جماعت نادان
انزواي عالمان و متفكران و گريز از پژوهش و يا اظهارنظر در ابعاد گوناگون مساله
امامت و ولايت است . وقتي عالمي سالخورده كه عمري را در راه دفاع از تشيع سپري كرده
بايك اظهارنظر و تشكيك در يك مساله نظري ـ نه
بديهي و ضروري ـ آبرو و حيثيت هفتاد ساله اش در معرض خطر قرار گيرد و بر در و ديوار شهر او را منحرف
فاسدالعقيده و ... معرفي كنند و
اعاظم حوزه نيز سكوت كرده و تنها نظاره گر اين گناهان كبيره به اسم دفاع از ولايت باشند
كدام عالم و دانشمندي جرات مي كند اظهارنظر كند و
حتي به پژوهش و تحقيق در اين موضوع بپردازد ! در فضايي كه رسانه ملي جرات نكند اذان و اقامه يك مرجع تقليد را به خاطر آنكه شهادت
ثالثه را جز اذان نمي داند و آنرا بر شهادت ثانيه عطف مي كند
به طور كامل پخش نمايد
چگونه مي توان انتظار داشت كه محققان و
پژوهشگران شايسته در مقولاتي چون امامت و ولايت به پژوهش بپردازند و نتيجه تحقيقات خود را آزادانه عرضه نمايند
2 ـ گسترش اختلافات مذهبي
ميدان داري اين جماعت كه به دروغ تحت بيرق ولايت اجتماع كرده اند
موجب گسترش اختلافات مذهبي شده و زمينه بهره برداري هر چه
بيشتر دشمنان اسلام را فراهم ساخته است به راستي اين گروه چرا در برابر جنايتهاي امريكا و صهيونيسم در عراق
افغانستان و فلسطين ساكتند و
هيچ عكس العملي از خود نشان نمي دهند آيا كساني كه خود را پيرو علي بن ابيطالب قلمداد مي كنند
نمي دانند كه آن حضرت در برابر جسارت
لشگريان شام به يك زن ذمي طاقت از كف داد و فرمود : « اگر جوانمردي از اين غصه بميرد
قابل ملامت نيست »
آيا تفاوتي نسبت به سرنوشت مسلمان و فرياد استغاثه ميليونها مسلمان تحت سيطره نوكران ابرقدرتها هيچ مسئوليتي را متوجه عاشقان
ولايت ! نمي كند
فعاليت اين جماعت افراطي در ميان ما و تلاش گروه هاي افراطي در ميان پيروان مذاهب اهل سنت
از اينجهت كه فرصت بهره برداري هرچه
بهتر و بيشتر را براي دشمنان اسلام فراهم مي كند
هيچ تفاوتي با هم ندارند. اگر وهابيت و جماعت تكفيري در جهان تسنن محكوم است
قاعدتا
نبايد شيعه علي بن ابي طالب مرتكب رفتاري شود كه در نتيجه تفاوتي با رفتار آنان نداشته باشد. آيا نبايد بين درك و رفتارو گفتار شيعه علي (ع ) با
پيرو محمد بن عبدالوهاب تفاوتي وجود داشته باشد شائبه تشبه به آنان نيز كافي است كه علاقمندان به ولايت را به تامل وادارد. شيعه وسني
از اختلافات ديرينه خود چه طرفي بسته
كه امروز نيز با اعمال و رفتار عده اي بر طبل اختلاف كوبيده شود.
3 ـ رواج بدعتها
تسخير فضاي محافل و مجالس مذهبي از سوي اين افراد
در كنار سكوت بزرگان و علما چيزي جز رواج بدعتها در جامعه اسلامي در پي
نداشته است . بديهي است گناه رواج رفتارها و گفتارها و رسوم و عاداتي كه هيچ اساس و مبنايي نداشته و بيست سال ديگر جز مسلمات اسلام
قلمداد خواهد شد
بردوش علمايي است كه نخستين وظيفه آنان مبارزه با بدعتهاست . مگر عالمان ديني آبرو و حيثيت اجتماعي را كه خداوند
به ايشان عطا كرده
در چه راهي بايد مصرف كنند مگر حسين بن علي (ع ) به رجال و شخصيت هاي مذهبي و سياسي عصر خود در سرزمين منا
نفرمود :
« ثم انتم ايتهاالعصابه
عصابه بالعلم مشهوره و بالخير مذكوره و بالنصيحه معروفه و بالله في انفس الناس مهابه . يهابكم الشريف ويكرمكم
الضعيف ويوثركم من الافضل لكم عليه ولايدولكم عنده
تشفعون في الحوائج اذا امتنعت من طلابها و تمشون في الطريق بهيبه الملوك و كرامه
الاكابر
اليس كل ذلت انما نلتموه بمايرجي عندكم من القيام بحق الله وان كنتم عن اكثرحقه تقصرون ... »
چرا بايد يك عالم ديني از ترس مداحان حاضر به سخن گفتن درباره ضرورت وحدت اسلامي نباشد چرا بايد در مراي و منظر اعاظم و
مراجع تقليد آبرو و حيثيت هفتاد ساله عالمي ديني به خاطر خدشه در سند يا متن يك حديث لكه دار شود چرا بايد علما و محققان ما در برابر
دهه هاي جعلي ناظر ساكت باشند آيا نتيجه اين سكوت چيزي جز وضعيت اسفبار فعلي است كه دهها مدعي ارتباط با امام زمان پيدا مي شود و
ايتام آل محمد را به انحراف مي كشاند
تصحيح جريانات انحرافي در حوزه هاي علمي و اجتماعي و جلوگيري از افراط و تفريط ها و غلبه خط اعتدال و حاكم شدن منطق و استدلال
تنها از عهده اعاظم و علما برمي آيد و بس . از آنان انتظاري است كه از ديگران نيست . « ترويج فرهنگ غدير » و جذب مسلمانان علاقمند به اهل
بيت رسول خدا به مكتب تشيع جز با پرهيز از افراط و تفريط و تلاش براي تعميق وحدت و انسجام اسلامي امكان پذير نيست . پافشاري بر
« اصول غيرقابل انعطاف مكتب » و انعطاف در مسائل فرعي و امور جزئي لازمه لاينفك تحقق وحدت اسلامي است .
آرمان مقدس و حياتي « وحدت و انسجام اسلامي » را فداي اصرار بر مسائل جزئي نمودن نه سفارش شرع است و نه مقتضاي
عقل .
منشور وحدت اسلامي را ناكام گذاشتن به صرف اينكه چرا در كنار « صلوات بر رسول خدا و آل طاهرين او » عنوان « صحبرالمنتجبين » آورده
شده
نشان از عدم اعتقاد به ضرورت وحدت اسلامي در دنيايي است كه « وحدت پيروان مذاهب اسلامي » ضرورتي غيرقابل ترديد
است .
افزون بر دشمنان مشترك شيعه وسني
وجود جريان منحرف وهابيت كه ساخته و پرداخته استعمارگران است
ضرورت وحدت امت
اسلامي را افزونتر نموده است . اهل بيت رسول خدا ـ جز در تعداد اندكي از وهابيون و ناصبيان ـ در قلوب مسلمانان جايگاه ويژه اي دارد. وحدت
و انسجام اسلامي مي تواند زمينه جذب و جلب نظر مسلمانان را به مكتبي كه اساس و محورش تعاليم اهل بيت رسول خداست
فراهم
سازد.
امامت از مهمترين و بنيادي ترين اصول اسلام است و هر قدر در ابعاد مختلف آن تحقيق
پژوهش
نوشته و گفته شود
باز هم كم است . عرصه
امامت اقيانوسي است كه ورود آن شايسته غواصان متبحر و مجهز به ابزارهاي لازم است تا از اين اقيانوس بيكران گوهرهاي ناب برگيرند
« فرهنگ امامت و ولايت » مهمترين عاملي است كه آموزه هاي حياتبخشي همچون ظلم ستيزي و عزت خواهي در قيام حسيني و انتظار
عدالت خواهي در پرتو حكومت مهدوي از آن برمي خيزد
اگر وهابيت و جماعت تكفيري در جهان تسنن محكوم است
قاعدتا نبايد شيعه علي بن ابي طالب مرتكب رفتاري شود كه در نتيجه تفاوتي با
رفتار آنان نداشته باشد. آيا نبايد ميان درك و رفتار و گفتار شيعه علي (ع ) با پيرو محمدبن عبدالوهاب تفاوتي وجود داشته باشد
تصحيح جريانات انحرافي در حوزه هاي علمي و اجتماعي و جلوگيري از افراط و تفريط ها و غلبه خط اعتدال و حاكم شدن منطق و استدلال
تنها از عهده اعاظم و علما برمي آيد و بس
« ترويج فرهنگ غدير » و جذب مسلمانان علاقمند به اهل بيت رسول خدا به مكتب تشيع جز با پرهيز از افراط و تفريط تلاش براي تعميق
وحدت و انسجام اسلامي امكان پذير نيست
آرمان مقدس و حياتي « وحدت و انسجام اسلامي » را فداي اصرار بر مسائل جزئي نمودن نه سفارش شرع است و نه مقتضاي عقل

|