روزنامه جمهوري اسلامي 10/10/1386 صفحه سياسي
*****
سيطره « آيپك » بر ايالات متحده




  • صهيونيسم نام يك جنبش سياسي است كه خاستگاه اصلي آن در اروپا به خصوص ايالات متحده آمريكا مي باشد. صهيونيسم مجموعه اي از يهوديان و غير يهوديان است كه به آرمان صهيونيسم معتقد هستند و با استفاده از نفوذ سياسي ـ اقتصادي خود در نظام سياسي كشورهاي غربي علي الخصوص ايالات متحده بطور غير مستقيم مداخله مي نمايند تا زمينه اي براي رسيدن به اهداف خود مهيا سازند. در حقيقت راه ميانبري كه براي هر چه زودتر رسيدن به اين اهداف انتخاب نموده اند تقويت و گسترش فعاليت هاي سازمان ها و لابي هاي صهيونيستي در اين كشورهاست كه از مهمترين و بانفوذترين اين لابي ها « كميته امور عمومي آمريكا و اسرائيل موسوم » به « آيپك » است .
    اين كميته با نفوذ بسيار و لابي قوي كه در كاخ سفيد و بخصوص كنگره آمريكا دارد منافع اسرائيل را با منافع آمريكا در هم آميخته است و به نوعي از قدرت سياسي آمريكا در جهان به نفع خود و بعنوان ابزاري براي اعمال استراتژي ها و سياستهايش بهره مي جويد و از طرفي نيز آمريكا اسرائيل را مهره اصلي خود در منطقه حساس خاورميانه بحساب مي آورد.
    رابطه صهيونيسم و اسرائيل
    در دوران زايش اسرائيل از سوي صهيونيسم ابهامي در تمييز منافع اين دو وجود نداشت . در آن زمان اسرائيل بعنوان يك رژيم كوچك و ناتوان كه در حلقه محاصره اعراب بود بطور كامل حيات و ممات خود را وابسته به پشتيباني سازمان هاي صهيونيستي مي دانست و خدمات زير را از آنها دريافت مي كرد :
    1 ـ تشويق و سازماندهي اقامت و سازماندهي يهوديان در اسرائيل
    2 ـ تامين هزينه هاي اقامت وسازماندهي يهوديان در اسرائيل
    3 ـ تامين هزينه هاي سنگين تسليحاتي اسرائيل براي مقابله با مقاومت فلسطين
    4 ـ مشروعيت بخشيدن به حاكميت دولت يهود در فلسطين تحت عنوان « اسرائيل » در سازمانهاي بين المللي .
    يكي از مهمترين راهكارهاي سران صهيونيست جهت حفظ گسترش و مشروعيت دادن به خود انسجام بخشيدن به جامعه يهوديان است . لذا در اين موضوع اسرائيل و صهيونيسم هر دو وحدت نظر دارند كه براي بهره گيري از يهوديان به يكديگر نيازمند مي باشند. به ويژه در امر يهوديزه تر كردن جوامع يهودي اروپا و آمريكا چرا كه به تدريج اين جوامع بااتخاذ روش هايي همچون ازدواج با غير يهوديان و عدم پايبندي به اصول مذهبي يهود و همچنين عدم درك ضرورت و فلسفه مهاجرت به اسرائيل استوانه اصلي قدرت و مشروعيت اسرائيل و سازمان هاي صهيونيستي را با خطر مواجه مي سازند حتي عده اي ازيهوديان در سال هاي اخير از دين يهوديت دست كشيده اند كه نمونه هاي آن را مي توان در روسيه و پرتقال مشاهده كرد.
    بطور كلي اسرائيل صرفا پايگاه و عامل و ابزار فوق استراتژيك صهيونيسم است . در حقيقت از طريق اسرائيل فرصت ها و امكاناتي براي صهيونيسم مهيا مي شود. از جمله استفاده از اسرائيل براي :
    1 ـ مشروعيت بخشيدن به فعاليت هاي سياسي اقتصادي و فرهنگي سازمان هاي صهيونيستي
    2 ـ سمبلي از وحدت يهوديان
    3 ـ پايگاهي براي صهيونيست ها و اعمال تروريستي آن ها
    4 ـ القاي همسان بودن يهودستيزي با اسرائيل ستيزي و مظلوم نمايي براي مشروعيت بخشيدن به موجوديت خود
    5 ـ تحقق وعده هاي صهيونيسم مذهبي
    6 ـ وادار نمودن كشورهاي اروپايي به پرداخت غرامت و ديگر كمك ها
    7 ـ حضوري مغرضانه در منطقه حساسي همچون خاورميانه از طريق ايجاد تنش هميشگي در اين منطقه .
    بنابر اين ضامن بقاي اسرائيل تقويت هر چه بيشتر سازمانها و لابي هاي قدرتمند صهيونيستي بويژه در ايالات متحده و كشورهاي غربي و به خصوص قدرتمندترين آن ها « آيپك » است .
    آيپك
    جمعيت يهوديان آمريكا حدود 6 ميليون نفر برآورد شده كه كمتر از 2 % كل جمعيت اين كشور را تشكيل مي دهد . اما يهوديان آمريكا با ايجاد تشكل هاي مهم و ارتباط كامل بين منافع آمريكا و صهيونيسم به يكي از بانفوذترين گروه هاي تاثيرگذار در سياست خارجي دولت آمريكا تبديل شده اند . آن ها يكي از اهداف خود را نفوذ در كانون هاي قدرت ايالات متحده تعيين نموده اند . از ميان 281 سازمان يهودي و 250 اتحاديه منطقه اي يكي از مهمترين لابي هاي يهوديان در آمريكا كميته امور عمومي آمريكا و اسرائيل موسوم به « آيپك » مي باشد كه از دهه 1329 شروع به فعاليت نموده و از همان بدو تاسيس هدف خود را تلاش براي تصويب قوانيني در جهت حمايت از اسرائيل اعلام كرده است . اين كميته داراي دفاتر و مراكز منطقه اي در سراسر آمريكا و بيت المقدس مي باشد و هم اكنون در 10 كشور ديگر دفاتر خود را تاسيس كرده است بخش هاي مهم اين سازمان عبارتند از : حوزه قانونگذاري سياست خارجي امور سياسي بخش ارتباطات بخش توسعه و گسترش رهبري سياسي .
    مقر اصلي آيپك در مركز هيل دي سي مي باشد. آيپك اعضاي خود را از بين صهيونيستها (يهوديان و غيريهوديان ) انتخاب مي كند كه در حمايت از اسرائيل و كاناليزه كردن سياست خارجي آمريكا در راستاي منافع اين رژيم اتفاق نظر دارند. آيپك يك كنفرانس سالانه برگزار مي نمايد و در آن به تعيين خط مشي كلي كميته مي پردازد كه در بيشتر مواقع رئيس جمهور آمريكا و نخست وزير رژيم صهيونيستي يكي از سخنرانان مهم آن هستند . اين كميته اينك 85 هزار عضو دارد كه 32 4 ميليون دلار بودجه آن را جهت تقويت و توسعه بستر روابط اسرائيل و آمريكا صرف مي كنند.
    آيپك بعنوان يك سازمان تحولاتي داراي سه دوره مختلف پس از تاسيس بوده است كه اين سه دوره را مي توان در دوره هاي تغيير مديران اجرايي آن جستجو كرد; كينان (رياست آيپك 1353 ـ1330 ) موريس اميتي (1359 ـ1353 ) و تام دين (1362 ـ1359 ) . كينان قبل از تصدي رياست آيپك يكي از اعضاي هيات نمايندگي اسرائيل در داخل سازمان ملل بود . سپس او از اين هيئت استعفا داد ولي باز هم در داخل خاك آمريكا باقي ماند و به فعاليتهايش به نفع اسرائيل ادامه داد وبالاخره نيز در سال 1330 بعنوان اولين رئيس كميته آيپك انتخاب گرديد. او در دوران رياستش به برقراري روابط شخصي با تصميم گيران سياسي آمريكا و ايجاد مقبوليت و محبوبيت براي خود و سازمانش پرداخت . وي همچنين سعي كرد كه سازمانش را بعنوان كارشناس در امور خاورميانه بقبولاند.
    در سال 1353 موريس اميتي به رياست اين كميته منصوب گرديد و پس از وي نيز تام دين در سال 1359 اين دو تن جسارت و توانايي بيشتري در ادامه اين تكاپوهاي سياسي داشتند. آن ها تلاش خود را روي جذب افراد غير يهودي در اين سازمان معطوف كردند تا هر چه بيشتر در بين غير يهوديان حامي وطرفدار پيدا كنند و نيز منافع خود را با جامعه سياسي آمريكا گره بزنند. هم اكنون نيز برنيس منوچهريان رياست آيپك را بر عهده دارد . در حقيقت آيپك فعاليت رسمي خود را با بودجه 50 هزار دلاري و تعداد بسيار كمي كارمند آغاز كرد . ولي باگسترش فعاليت هايش و همچنين حمايت ايالات متحده از آن اين بودجه در سال 1371 به 150 ميليون دلار همراه با 150 كارمند رسيد و هم اكنون نيز تعداد نمايندگان آن نسبت به سال هاي گذشته 300 درصد افزايش يافته است .
    در كنفرانس ساليانه اين كميته در سال 1384 مقامات سرشناسي همچون كاندوليزا رايس (وزير امورخارجه ايالات متحده ) دنيس هسترت (سخنگوي مجلس نمايندگان ) بيل فرست (رهبر اكثريت سنا) هري رايد (سناتور دموكرات ) نانسي پلوسي (عضو مجلس نمايندگان ) هيلاري كلينتون (سناتور دموكرات از نيويورك ) آريل شارون (نخست وزير اسبق اسرائيل ) تسفي ليفني (وزير دادگستري اسرائيل ) ناتان شارانسكي (وزير امور اورشليم ) كن ملمان (رئيس كميته ملي جمهوريخواهان ) هاوارد دين (رئيس كميته دموكراتها) و بسياري از شخصيت هاي مهم ديگر از سخنرانان اين كنفرانس بودند.
    يكي از عوامل اصلي موفقيت آيپك توانايي اين كميته در گزينش طرح هايي است كه مي توانند با دنبال كردن آن ها به موفقيت برسند. آيپك همچنين اين توانايي را دارد كه با تغيير وضعيت سياسي اطراف روش فعاليت خود را نيز تغيير دهد. به معناي ديگر آيپك در فعاليت هايي وارد مي شود كه امكان دستيابي به موفقيت در آن تضمين شده باشد. در اين جا به اهمي از فعاليت هاي آيپك در حمايت از اسرائيل مي پردازيم :
    1 ـ اتحاد ميان سازمان ها و موسسات يهودي وكمك به يكپارچگي آنان در جهت حمايت از اسرائيل
    2 ـ نفوذ در سازمان هاي تصميم گيري آمريكا و تشكيل يك لابي مستحكم و هماهنگ
    3 ـ جلب نظر افكار عمومي جهت حمايت از اسرائيل
    4 ـ تربيت نسل آينده اي از حاميان اسرائيل
    5 ـ آميخته كردن سياست خارجي آمريكا با سياست خارجي اسرائيل
    6 ـ توسعه روابط ايالات متحده و اسرائيل
    7 ـ ارائه كمك هاي نظامي و نقدي حتي در برخي موارد بلاعوض براي تقويت هر چه بيشتر اسرائيل
    8 ـ تلاش براي خارج ساختن اسرائيل از انزوا در سازمان ملل و تبديل آن به يك نيروي محرك و موثر
    9 ـ فشار به دولت آمريكا براي حمايت و دنبال كردن صلح خاورميانه جهت تامين منافع اسرائيل
    10 ـ حمايت همه جانبه مادي و معنوي از اسرائيل در مقابل تهديدات
    11 ـ حمايت از به رسميت شناخته شدن بيت المقدس بعنوان پايتخت اسرائيل
    12 ـ فشار به دولت ايالات متحده جهت حضور اسرائيل تحت پوشش شركتهاي تجاري در مناطق تحت اشغال آمريكا در خاورميانه

    تسلط بر آمريكا
    كميته آيپك در شرايط كنوني كه آمريكا و جناح جنگ طلب حاكم بر آن در پي بزرگنمايي تهديدات امنيتي براي آمريكا هستند بر گستره تلاش هاي خود به شدت افزوده است . يكي از روش هاي كميته در فرآيند تصميم گيري در آمريكا اين است كه از طريق گروه هايي موسوم به « پك ها » در سراسر ايالات متحده به سياستمداران بطور غيرمستقيم كمك نمايد. در صورتيكه نماينده اي اظهار مخالفت نمايد آن را در سطح وسيعي به اطلاع جوامع يهودي مي رسانند تا وي را تحت فشار قرار دهند. روش ديگري كه كميته در پيش مي گيرد استفاده از فشارهاي عاطفي و رواني است و با ذكر گذشته يهوديان و عنوان نمودن اين مسئله كه اين تصميم عواقب خطرناكي براي يهوديان دارد فرد را تحت فشار قرار مي دهند. آيپك در موارد گوناگوني براي ديدارها و ملاقات هاي اعضاي كنگره فهرستي كامپيوتري تهيه كرده و از آن ها بعنوان برگ برنده استفاده مي كند تا در صورت مخالفت افراد مذكور با اسرائيل در انتخابات بعدي از آنان حمايت نكند. تداوم اين روند حتي در درون ساختار قدرت در آمريكا هم توام با خفقان و نوعي رفتار تحكم آميز و حتي با حذف مخالفين و آزار معترضين مواجه بوده و هست . افراد و گروه هايي كه نخواهند با روند مورد حمايت آيپك همراهي كنند تدريجا منزوي منفعل و حتي حذف مي شوند. در واقع آيپك قدرت تاثيرگذاري بيشتري بر اعضاي كنگره دارد تا مسئولان دولت آمريكا اين مسئله بدان خاطر است كه دولت آمريكا دستگاه عريض و طويلي براي سياست خارجي خود دارد و گاهي تاثيرگذاري بر آن بسيار مشكل مي شود. اين در حالي است كه تاثيرگذاري بر اعضاي كنگره به سبب آن كه از فشارهاي عمومي و تبليغاتي داخلي تاثير بيشتري مي پذيرند بسيار آسان تر مي نمايد. به همين سبب آيپك ترجيح مي دهد كه فشار خود را بر كنگره متمركز كند.
    آيپك سه قدرت رايزيني مستقيم طرفدار زياد و پول را در كنگره در اختيار دارد. اين كميته هم به حزب دموكرات و هم حزب جمهوري خواه آمريكا كمك كرده است و در برنامه هاي انتخاباتي هر دو حزب نيز بطور فعال شركت دارد. اعضاي كميته در ملاقات ها و مذاكرات متعدد با نمايندگان كنگره توانسته اند مصوبات متعددي را به نفع اسرائيل نهايي كنند. در سايت اين كميته اهدافي مانند مهار برنامه هسته اي ايران ـ تامين كمك 3 ميليارد دلاري براي اسرائيل و تامين بودجه هاي لازم براي اقدامات مشترك آمريكا و اسرائيل براي مقابله با سلاح هاي كشتار جمعي و غيرهسته اي ذكر شده است . اين كميته نه بر پايه منافع آمريكا و مردم آن بلكه تنها بر پايه علايق و منافع اسرائيل فعاليت خود را تنظيم كرده است . از اين منظر برخي اقدامات تلاش هاي اعضاي آيپك نه در چارچوب منافع آمريكا بلكه عليه آن برآورد شده است .
    انكار نمي توان كرد كه ديپلماسي جهاني آمريكا بويژه در قلمرو خاورميانه و دنياي اسلام در دست صهيونيست ها اسير است و تقريبا موردي نيست كه در اين زمينه برخلاف نظر صهيونيستها اعلام يا اعمال شود. حمايت بدون قيد و شرط از رژيم صهيونيستي اگرچه مورد اتفاق تمامي دولت هاي آمريكا در طول تاريخ 60 ساله اخير بوده است ولي بدون ترديد جورج بوش چشم و گوش بسته ترين رئيس جمهوري آمريكا در اطاعت از دستورالعمل هاي آيپك و مراكز صهيونيستي ديگر شناخته مي شود. علاوه بر اين ها اين گروه صهيونيستي علاقمند است كه مسئله سياست خارجي آمريكا در قبال خاورميانه را به مسئله داخلي در آمريكا تبديل كند. در واقع آيپك تلاش كرده است كه نظر افكار عمومي آمريكا را هميشه به حمايت از اسرائيل جلب كند و فعاليت ضعيف اعراب در اين عرصه آنان را در تحقق اين هدف موفق تر ساخته است . آمريكا نيز در اين ميان بدليل حمايت از منافع اسرائيل محتمل خسارتهاي سنگيني شده كه از مهمترين اين خسارتها مي توان به افزايش تنش ها ميان آمريكا و كشورهاي مسلمان اشاره كرد.
    از ديگر موارد تنش زا مي توان به رسوايي فردي بنام « جاتان پولارد » به اتهام جاسوسي آشكار براي اسرائيل و مهمتر از آن در سال 1384 رسوايي جاسوسي استيوزوزن (رئيس سابق سياست خارجي آيپك ) و كيت ويزمن (تحليل گر آيپك در مساله ايران ) با همكاري يكي از برجسته ترين تحليلگران پنتاگون و عضو كميته امور عمومي آمريكا و اسرائيل لري فرانكلين در زمان دونالد رامسفلد در خصوص ربودن اطلاعاتي درباره ايران و عراق اشاره نمود. با اين كه همه مدارك و مشاهدات مبين جاسوسي آيپك عليه آمريكا و به نفع اسرائيل بود ولي مقامات آمريكايي تلاش گسترده اي براي سرپوش گذاشتن بر اين قضيه آغاز كردند كه چرا اسرائيل حاضر شده است بر ضد بهترين و نزديكترين دوست و هم پيمان خود يعني ايالات متحده آمريكا جاسوسي كند و از آن طرف اين كه چرا آمريكا در قبال آن واكنشي نشان نداده است و اين روند تاثير در روابط دوستانه اش با اسرائيل نداشته است بيشتر به يك لطيفه شبيه است تا واقعيت ! و دليلي نيز جز اين نمي تواند داشته باشد كه آيپك تا مغز استخوان نظام سياسي و اقتصادي حاكم بر آمريكا نفوذ كرده است پس منافع اسرائيل منافع آمريكاست .
    جهان اسلام هدف « آيپك »
    بسياري از منافع آمريكا و اسرائيل بر اهميت نقش اين كميته در تنظيم روابط آمريكا و اسرائيل تاكيد دارند و به ويژه با توجه به سياست هاي آمريكا در قبال جهان اسلام آن را بسيار نافذ مي دانند. اين افراد آيپك را ابزار مناسب براي تاثيرگذاردن سياست آمريكا در اين زمينه تلقي مي كنند. آنچه در اين ميان مشهود است ارائه تحليل هاي جهت دار و خصومت آميز عليه كشورهاي پيش روي اسلامي و القاي آن در مراكز تصميم گيرنده در گوشه و كنار جهان از طرف اين سازمان است .
    با كنكاش در عملكرد سال هاي اخير صهيونيست ها عليه اسلام و نهضت بيداري اسلامي بهتر مي توان دريافت كه مولفه هاي اصلي سياست اسرائيل و صهيونيستها كدامند. اين سياستها در اجلاس اخير « آيپك » در آمريكا هم دقيقا مورد تاكيد قرار گرفت :
    1 ـ معرفي ايران و انقلاب اسلامي بعنوان يك خطر براي جامعه جهاني و اعلام اين كه تنها راه مبارزه با آن بكارگيري تمامي امكانات از طريق تمامي كشورهاست .
    2 ـ بزرگنمايي درباره اهداف و برنامه هاي به خصوص هسته اي ايران و تحريك افكار عمومي جهان با چسباندن برچسب حامي تروريسم بر ايران و ديگر مسلمانان جهان
    3 ـ تشويق و حتي تهديد ساير كشورها و حتي شركتهاي تجاري ـ صنعتي و بانكها به تحريم ايران بخصوص در عرصه سرمايه گذاري در بخش نفت و گاز و ايجاد و اعمال ديگر موانع و فشارهاي سياسي ـ اقتصادي ـ تبليغاتي عليه ايران
    4 ـ ايجاد يك حلقه محاصره سياسي ـ تبليغاتي ـ امنيتي پيرامون ايران و تلاش براي تنگ كردن اين حلقه محاصره
    5 ـ جلوگيري از فراگيري و آموزش و ارسال علوم و فن آوري هاي نوين بخصوص در زمينهاي فضائي ـ موشكي ـ بيولوژيكي و هسته اي به ايران بخصوص از طريق كمپاني هاي خارجي
    6 ـ فشار بر روسيه به خاطر همكاري با ايران
    7 ـ فشار بر دولت آمريكا در خصوص چگونگي رفتار با ايران به معني تعيين و تبيين خط مشي سياسي كاخ سفيد و بخصوص كنگره آمريكا در قبال ايران
    البته تصادفي نيست كه در جريان اجلاس سالانه آيپك اين لابي صهيونيستي نه تنها به كشورهاي ديگر براي محدودكردن مناسبات اقتصادي تجاري خود با ايران هشدار داد بلكه حتي سعي كرد صندوق هاي مالي و بازنشستگي آمريكا را هم در خصوص سرمايه گذاري در شركتهاي طرف معامله با ايران تحت فشار قرار دهد. مدير اجرايي آيپك ادعا كرد از اين طريق مي توان اثرات مخربي را متوجه اقتصاد ايران كرد و خاطر نشان ساخت كه « تحريم هاي شديد كانون توجه ما براي حفظ فشار بر روي ايران است . »
    نتيجه گيري :
    اين لابي هيچ گاه مانند سال هاي اخير كه « پل ولفويتس » « ريچارد پرل » « اسكاترليبي » و « داگلاس فايت » پست هاي با اهميتي را در واشنگتن در اختيار دارند قدرت تاثير نداشته است . اين اشخاص موتور تعيين كننده جنگ عراق بودند و همچنين به شدت بر طبل جنگ عليه سوريه و ايران ميكوبند از طرفي اينكه امروز آمريكا ايزوله شده راه حل معضل اسرائيل و فلسطين برايش غيرقابل دسترس شده و تهديدات تروريستي جهاني بيش از پيش بالا گرفته است از تاثيرات همين لابي اسرائيل است .
    نفوذ روزافزون صهيونيستها در شبكه جهاني تبليغات بويژه در آمريكا به حدي است كه عموما خبر و گزارش قابل ذكري در خصوص « خفقان صهيونيستي » حاكم بر مراكز قدرت در آمريكا منعكس و منتشر نمي شود و در حقيقت كسي جرات ورود به اين مقولات را به خود راه نمي دهد چرا كه مي دانند اين ميوه ممنوعه ايست كه چشيدن آن به انزوا و حذف شدن منجر خواهد شد. حال با همه اين اوصاف آيا نقش صهيونيست ها در كانون هاي تصميم گيري آمريكا را مي توان انكار كرد!
    عفت زاد فلاح
    زيرنويس عكس :
    جرج بوش
    رئيس جمهوري آمريكا
    ديك چني
    معاون رئيس جمهوري آمريكا
    جان بولتون
    نماينده سابق آمريكا در سازمان ملل
    باراك اوباما
    نامزد رياست جمهوري آمريكا (دمكرات )
    هيلاري كلينتون
    نامزد رياست جمهوري آمريكا (جمهوريخواه )
    كاندوليزا رايس
    وزير امورخارجه آمريكا
    كميته « آيپك » با نفوذ بسيار و لابي قوي كه در كاخ سفيد و بخصوص كنگره آمريكا دارد منافع اسرائيل را با منافع آمريكا در هم آميخته است و به نوعي از قدرت سياسي آمريكا در جهان به نفع خود و بعنوان ابزاري براي اعمال استراتژي ها و سياستهايش بهره مي جويد
    مقر اصلي آيپك در مركز هيل دي سي مي باشد. آيپك اعضاي خود را از بين صهيونيستها (يهوديان و غيريهوديان ) انتخاب مي كند كه در حمايت از اسرائيل و كاناليزه كردن سياست خارجي آمريكا در راستاي منافع اين رژيم اتفاق نظر دارند
    يكي از عوامل اصلي موفقيت آيپك توانايي اين كميته در گزينش طرح هايي است كه مي توانند با دنبال كردن آن ها به موفقيت برسند به معناي ديگر آيپك در فعاليت هايي وارد مي شود كه امكان دستيابي به موفقيت در آن تضمين شده باشد
    آيپك سه قدرت رايزيني مستقيم طرفدار زياد و پول را در كنگره در اختيار دارد. اين كميته هم به حزب دموكرات و هم حزب جمهوري خواه آمريكا كمك كرده است و در برنامه هاي انتخاباتي هر دو حزب نيز بطور فعال شركت دارد
    حمايت بدون قيد و شرط از رژيم صهيونيستي اگرچه مورد اتفاق تمامي دولت هاي آمريكا در طول تاريخ 60 ساله اخير بوده است ولي بدون ترديد جورج بوش چشم و گوش بسته ترين رئيس جمهوري آمريكا در اطاعت از دستورالعمل هاي آيپك و مراكز صهيونيستي ديگر شناخته مي شود