محمدحسن اصغرنيا
عضو هيات علمي دانشگاه
اي نقطه نامه الهي كه تويي اي آينه جمال شاهي كه تويي
بيرون ز تو نيست هر چه در عالم هست از خود بطلب هر آنچه خواهي كه تويي
آغاز نوشتار را با ياد بزرگداشت هشتصدمين سال تولد جلال الدين رومي با دو بيتي از او آوردم تا معلوم شود قدما زودتر از ما به
معنا و مفهوم در گفتار و كردار رسيده اند. واژه « هويت »
كلمه اي عربي است و مصدر جعلي مي باشد
اين كلمه به معناي او (هو) ضمير
غايب مفرد مذكر است كه تشكيل شده از (هو) به اضافه (يت ) كه نشان مصدر جعلي است يعني ذات و جلوه خودي كه از درون بر مي آيد
كه شامل خود و خانواده و ملت مي گردد.
) كه در IDEiTITE محمدعلي فروغي در كتاب و « سير حكمت در اروپا »
در برابر كلمه فرانسوي (ايراه تيت
اين كلمه را « اين هماني » به جاي هويت متداول عربي به كار برده است . اما با اينكه وضع واژه سره مزبور در Identity انگليسي
چهارچوب فعاليت و مصوبات فرهنگستان اول بود
كلمه « اين هماني » نتوانست جايگزين « هويت »
شود.
چنانكه وقتي در كشورهاي عربي از « بطاقه الهويه » يا « ورقه الهويه » صحبت مي كنند در ايران كارت شناسائي يا برگه شناسائي را بكار
مي برند كه اخيرا هم كارت ملي جايگزين آن شده است . بهرحال هويت يعني اتحاد با لذات و به معناي توصيف و شناخته شدن و يكي
بودن موصوف با صفات اصلي و جوهري موردنظر است
به عبارت ديگر وقتي كه از هويت واقعي پديده اي سخن به ميان مي آيد بايد
آن سخن طوري باشد كه نشان دهد پديده مزبور به راستي گوياي هيات و ماهيت وجود خويش است . يعني اگر بگوييم : مشك آنست كه
خود ببويد نه اينكه عطار بگويد.
يا « آفتاب آمد دليل آفتاب » منظور ما
ماهيت و طبيعت آنهاست .
رويهم رفته هيچ پديده اي نيست كه داراي هويت نباشد.
هويت
كنه
ماهيت و كيفيت هر چيزيست . مثلا هويت ملي به معناي آنست كه زيرپوست يك ملت چه مي گذرد.
هويت انسان را ابعاد مختلفي است كه گاهي شامل آنچه ازلي و ابديست و از حوزه علم و ما وقع ملموس خارج مي گردد
زيرا كه با
آنچه ناشناخته است ارتباط مي يابد.
وجود ما معمايي است حافظ كه تحقيقش فسون است و فسانه
مجموعه هويتهاي فردي
هويت گروهي و هويت جمعي يا ملي را تشكيل مي دهد. يكي از مصاديقي كه هويت ملي را پاسداري
مي كند اسناد و نسخ خطي است و يا ميراث و آثار فرهنگي مكتوب جوامع گوناگون هستند. همانگونه كه امروزه نشان ها و آرم ها و
لوگوها و به اصطلاح امروزي نمايه ها
خبر از اهميت و اصالت اشيا و اجناس مي دهند (يعني مهر استاندارد) هويت ملي هم خبر از
اصالت ملتها و راه طي شده توسط آنها را مي دهد.
ملتي كه هويت دارد
شناسنامه دارد
ملتي كه داراي شناسنامه است در جامعه جهاني افتخارآفرين و مفتخر است و ارزش والا و
جايگاهي فاخر دارد.
بزرگي فرمود : هيچ سرمايه اي جاي هويت و خودباوري ملتها را نمي تواند بگيرد. عقيده و عشق
آزادگي و آرمان خواهي
اراده و
انتخاب ملتها فرهنگسازان هويت هر جامعه اي هستند. به عنوان مثال درباره ايران قدري تامل كنيم .
ايران يكي از مظاهر هويت ملي و آرماني است .
هفتصد و يكسال قبل از ميلاد تشكيل حكومت داده و حاكم داشته است كه اگر 2007 ميلادي را با آن جمع كنيم 2708 سال پيش
مادها حاكم بودند و بالاخره در طول تاريخ آمدند و بردند و خوردند و رفتند. به عنوان مثال مغولها در دوران دويست ساله و تيموريان
يكصد ساله و اعراب و تركان و افغانها و پرتقالها و انگليسي ها و روسها و آمريكائيها هر چند به ظاهر خود را فاتح مي دانستند ولي
مغلوب فكر و فرهنگي و هويت ايران و اسلامي شدند كه نمونه بارز هويت ملي ايران و ايرانيان را در جنگ تحميلي هشت ساله شرق و
غرب بوسيله مزدور عراقي شان صدام عفلقي مي توان دليلي بر اين مدعا دانست كه آمريكا با حمايتهاي همه جانبه اش
روسها با
پشتيباني توپولف ها و ميگهايش و فرانسويها با ميراژهاي جنگي و غرب با همه امكانات تسليحاتش و انگلستان با تانكهاي چيفتن و
آلمان با مواد شيميايي و اعراب سعودي و كويتي و اماراتي با دلارهايشان و سودان و يمن و... با سربازهاي پابرهنه اش و...
ولي همت و مردانگي اقوام ايراني در مرزهاي ايران با هر نژاد و زبان از شيعه و سني و زرتشتي و يهودي
ترك و گنبدي و فارس و
بلوچ و گيلك و كرد و لر و عرب از خوزستاني تا كردستاني و از زاهداني تا خراساني و از تركمن تا تبريز براي دفاع از هويت اسلامي و
ملي ايران خونهايشان درهم آميخت و استقلال وجب به وجب خاك عزيزمان و تماميت ارضي ما را تضمين نمود. و اينست معناي اين
هماني و هويت ملي كه در رگ و پوست و استخوان زنان و مردان اين سرزمين قهرمان پرور و فرهنگ ساز و مهرپرور.

*****
بشارت عيسي مسيح به خاتم انبيا و ختم اوليا
|
به بهانه ميلاد حضرت مسيح (ع )
يقينا جهاني كه امروزه ما در آن زندگي مي كنيم با دنياي ديروز تفاوت دارد. امروزه مردم قسمتهاي مختلف اين كره
خاكي مي توانند به راحتي با يكديگر ارتباط برقرار كرده و عقايد و نظرات خود را بيان كنند.
تصور كنيد چقدر خوشايند بود كه اگر ما مي توانستيم همه با هم شادمانه و در صلح و صفا زندگي كنيم . اگر قرار است
دنيا با تمام تفاوتهايش متحد گردد
بايد وجه اشتراك محكمي پيدا شود. مهمترين وجه اشتراك بين انسانها
« محبت »
است
محبتي خالص و پاك كه همه مهرباني ها از آن نشات مي گيرد.
همه انسانها در هر جاي دنيا و با هر رنگ و نژادي گنجينه اي با ارزش در دلهايشان دارند و آن موهبت الهي محبت
نسبت به خالق و پروردگار يكتا است . گاهي اوقات انسان آنچنان به زندگي روزمره و سرگرمي هاي آن مشغول مي شود كه
ممكن است اين محبت را فراموش كند اما هنگامي كه تامل مي كند و شكوه زيبايي و سازگاري مخلوقات خدا را مشاهده
مي كند يا هنگامي كه در اثر حادثه اي غم انگيز
نااميد و درمانده مي شود
اين محبت گرم و خالص و قابل انكار را به ياد
مي آورد.
انسان روشنفكر قرن بيست و يكم مي داند كه خداوند
وجودي حقيقي و بي مانند است و يقينا تصور خداي حقيقي
آن گونه كه انسان بخواهد عقلاني نيست مثلا به صورت يك انسان و يا حتي تصوري خيالي در ذهن ! همه اين تجسم ها
پديده هاي به وجود آمده هستند
و نه به وجودآورنده و خالق تمامي هستي !
انسان فرهيخته امروزي مي فهمد كه ذهن او
با تمام توان باور نكردني اش
چيزي محدود و ساختگي است پس
نمي تواند ذات نامحدود آفريدگار را درك كند. آيا مي توان اقيانوسي را در كاسه اي گنجاند حتي اين مثال هم حق مطلب
را ادا نمي كند
چون يك اقيانوس
با همه بزرگي اش محدود است اما خداوند نامحدود.
خداي مهربان انسانهاي كامل و محبوبي همچون حضرت آدم
نوح
ابراهيم
موسي و عيسي و محمد
(عليهم السلام ) را آفريده است كه همانند آيينه اي
محبت
قدرت
علم
جمال و.... خداوند را نمايان مي سازند. واضح
است كه انسان بايد راه تقرب به خداوند دانا و مهربان را از تربيت شدگان پروردگار بياموزد
يعني منتخبان مقدسي كه
دانش
كرم
قدرت و محبت آنها خدايي است .
همه پيامبران الهي
رسولان خداي رحمان و رحيم هستند. برگزيدگان الهي در عين حال كه از جنس بشر هستند و
احساسات بشري دارند
موهبت هاي خدادادي
ايشان را از چنان بصيرت و بينشي برخوردار كرده است كه معصوم و
كامل گشته اند. آنها مانند آيينه اي تمام عيار نور خدا را بازتاب مي دهند. بنابراين كلام آنها
كلام خدا و فرمان آنان فرمان
اوست . تعاليم الهي آنها براساس اعتقاد (اصول ) توحيد و عدل است . تفاوتهاي اساسي كه اصول تعاليم انبيا در آن
منعكس شده
به دليل اختلاف پيامبران نيست زيرا همه آنها از سوي خدايي واحد انتخاب شده اند
بلكه اين اختلافهاي
اساسي ريشه در سياست
تاريخ و جاه طلبي هاي مادي بشري دارد. به عنوان مثال تاريخ نشان مي دهد كه هيچ انجيلي در
زماني كه حضرت عيسي مسيح (ع ) روي زمين بودند نگاشته نشده است . نويسندگان گوناگون در قرن چهارم بعد از ميلاد
يعني سالها بعد از مسيح (ع ) و تحت تاثير فرهنگها و تمدنهاي حاكم آن زمان 128 انجيل نوشتند . اين نوشته ها
با
تفاوتهاي عمده موجود
در دسترس مردم قرار گرفت . يعني قرن ها پس از حضرت مسيح
4 كتاب مقدس توسط روميان
كه براساس فرهنگ هاي باستاني يونان و روم خدايان موهوم متعددي را مي پرستيدند
انتخاب شد. تاريخ همچنان نشان
مي دهد كه مفهوم « تثليث » در مسيحيت توسط « پال » آغاز و معرفي شده است و نه به وسيله حضرت مسيح (ع ). طبق اين
حقايق مذكور و بسياري از اسناد تاريخي ديگر
متاسفانه كلام اصلي و آسماني عيسي مسيح (ع ) به طور كامل حفظ نشده
است . تاريخ همچنان اثبات مي كند كه مجموعه عهد عتيق (تورات و...) هم در شرايط مشابهي نوشته شده اند. بسيار
غم انگيز است كه گفتار پيامبران بني اسرائيل را اينگونه تحريف كرده اند.
گفتار ساير پيامبران مانند پيامبري كه بر فارسيان نازل گرديد
زرتشت نيز سرنوشتي مشابه داشت . در طي جنگهايي
بالغ بر 2000 سال پيش
كلام نخستين زرتشت توسط كشورگشايان به آتش كشيده شد و بعدها پس از هزار سال تاخير
سلسله ساساني كلامي از او نگاشتند. آن هزار سال تاخير
كافي بود تا اسطوره هاي كهن و ديگر تحريفات بشري بر كلام
زرتشت (ع ) سايه افكند. قرآن كتاب مقدس مسلمانان
در زمان حيات حضرت محمد(ص ) نوشته شد و در آن وعده
حفظ اين آخرين كتاب مقدس الهي از تحريفات داده شده است . اين وعده الهي تحقق يافته و بيش از 1400 سال است كه
همه مسلمانان جهان قرآني واحد را مي خوانند.
قرآن
همه پيامبران پيشين را تصديق مي كند و به مومنان فرمان مي دهد كه به همه پيامبران اعتقاد داشته باشند
اما در
عين حال در مورد تحريف گفتار آنها هم هشدار مي دهد. اسلام
همه پيروان انبيا الهي را به راه واحد و دوست داشتن و
اطاعت كردن از خداوند يكتا دعوت مي كند. قرآن مكررا به همه ايمان آورندگان به خداوند امر مي كند تا از حضرت
محمد(ص ) پيروي كنند و اطاعت آخرين پيامبر معصوم را همان اطاعت خداوند مي داند. قرآن همچنين بر اين نكته
تاكيد دارد كه حضرت محمد(ص ) آن كسي است كه بايد قرآن را به مردم تعليم دهد و تفسير و تبيين نمايد. اما بعد از
وفات حضرت محمد(ص ) عده اي از مردم علنا نافرماني خدا و پيامبر را كردند و به اين ترتيب بعد از پيامبر
حاكميت
مسلمانان به دست اشخاصي به غير از وصي پيامبر علي (ع ) كه منتخب خدا بود غصب گرديد. حقانيت و نقش حياتي
جانشينان معصوم پيامبر به وضوح در كلام محمد(ص ) كه تبيين الهي قرآن مي باشد
بيان شده است .
تاريخ گواه است كه حكومت مسلمانان بعد از پيامبر
تا حدود صد سال
نوشتن سخنان پيامبر اكرم را كه براساس
قرآن سوره نجم چيزي جز وحي الهي نيست
تحريم كرد. بنابراين
آنچه كه اينك به عنوان سخنان پيامبر در دسترس
منابع اسلامي غيرشيعي است بازنويسي آن پس از تاخير صد ساله و تحت نفوذ و كنترل حكومتها و سياستمداران وقت
مي باشد. در نتيجه
تفاسير متعدد و تعاريف گوناگون از راه رستگاري به دست انسان (خلق بشر) بر كلام خدا سايه افكند.
اين بدان معناست كه تاريخ دوباره تكرار شد و دين خدا را بار ديگر تحريف كردند.
تنها شيعيان اند كه گفتار پيامبر را
يعني تعاليم حقيقي الهي كه همه انسانها را به رستگاري و سعادت ابدي هدايت
مي كند
به وسيله 12 جانشين و امام معصوم ـ تعليم يافتگان پيامبر و هدايت شدگان آسماني بدون تاخير پس از پيامبر
نگاشتند. شيعيان شكنجه ها
اذيتها و شهادتهاي بسياري در راه اين هدف مقدس تجربه كرده اند. بسيار مهم است كه
دريابيم سخنان پيامبر خاتم
دخترش فاطمه (س ) و دوازده امام معصوم (ع )
سخنان انسانهاي معمولي نيست بلكه
بازتاب آسماني كلام خدا و خواسته و اراده اوست . اميد است كه قلبهايمان ارزش آسماني گفتار و كردار آنان (سنت ) كه
تحت عنوان « احاديث » روايت شده اند را دريابد.
هر چند سخنان ساير پيامبران در طول تاريخ به دلايل متعدد تغيير يافته است
اما هنوز هم مي توان نشانه هايي از
حقيقت را در منابع تحريف شده آنان مانند برخي از مكتوبات زرتشتي ها
سفر پيدايش
سفر تثنيه
انجيل پوحنا و....
پيدا كرد. همه انبيا الهي پيشين اخبار شگفت انگيز ظهور محمد(ص )
آخرين پيامبر الهي
در جبل فاران
حاكم دنيا كه
فردي از دودمان اسماعيل پيامبر است و نشانه هاي غيرقابل انكاري را در رابطه با او
بيان كرده اند.
دانستن اين مطلب كه همه پيامبران مقدس پيش بيني كرده اند كه در آخرين روزهاي جهان
منجي عالم بازخواهد
گشت و دنيا را به طور كامل از تاريكي انحراف و بيداد نجات خواهد داد
به انسان روح تازه اي مي بخشد.
زرتشتي ها او را « سوشيانت » مي نامند
يهوديان در انتظار « مسيحا » هستند و مسيحيان از رجعت ثاني حضرت عيسي
به همراه فرزند انسان صحبت مي كنند; مسلمانان منتظر مهدي هستند و شيعيان خصوصيات مهدي را دقيقا معرفي
مي كنند. مهدي زنده است و در انتظار فرمان الهي در امر فرج به سر مي برد. سرانجام
با ظهور مهدي و آمدن مجدد
حضرت عيسي (ع ) آلودگيهاي اضافه شده به گنجينه هاي با ارزش تعاليم الهي
پاك خواهد شد و تاريخ شاهد لحظات
رويايي
زيبا و باور نكردني زندگي براي همه موجودات خواهد بود.
قرآن وعده مي دهد كه زمين سرانجام متعلق به بندگان صالح و پرهيزگار خدا خواهد بود. بياييد براي آن زمان با شكوه
تلاش كرده و دست به دعا برداريم .
سوسن جوادي

*****
پاداش بزرگ ترك گناه
|
با كمي تامل و دقت در آيات قرآن و روايات وارده از ائمه معصومين (عليهم السلام ) انسان به روشني در مي يابد هر
عملي را صرفا براي تقرب به خداوند انجام دهد
با پاداش هاي چند برابر و مضاعف از سوي پروردگار متعالي مواجه
مي شود.
آثار عمل خالصانه آنچنان است كه خداوند چشمه هاي حكمت را بر دل و زبان انسان جاري مي سازد . (1 ) بر اساس
آموزه هاي ديني ما كسي كه حاجت مومني را برآورد
خداوند نيازهاي زيادي را از او برآورده مي كند كه كمترين آنها
بهشت است . (2 ) و هر كس به پدر و مادرش نيكي كند عمر او دراز و روزي او بسيار مي گردد . (3 ) و آنكس به شخصي
قرض دهد مثل آنست كه به خداوند قرض داده است .
يكي از موارد مهم كه چنانچه براي خداوند خالصانه انجام گيرد با پاداش بزرگ و غيرقابل تصور از سوي پروردگار
پاسخ داده مي شود
ترك گناه است .
ترك گناه يكي از سخت ترين و دشوارترين آزمايش هاي الهي براي انسان محسوب مي شود. اين موضوع آنقدر مهم
است كه پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آل و سلم ) فرمود : برترين اعمال پرهيز از محرمات است . (4 )
بدين جهت افرادي مي توانند از اين آزمون الهي سربلند و موفق بيرون بيايند كه به حضور خدا در جلوت و خلوت
خويش ايمان و باور قلبي داشته و رسيدن به چنين باوري جز از طريق مجاهدت با نفس حاصل نمي گردد. انسان بايد به
مرحله اين برسد كه خود را همواره در محضر خدا ببيند. امام رضا(عليه السلام ) فرمود : ايمان پيمان قلبي است و تلفظ
زباني و عمل با اعضا و جوارح است . (5 )
ترك گناه براي خدا
حضرت يوسف را عزيز مصر مي كند
ديده برزخي شيخ رجبعلي خياط را روشن مي نمايد
طلبه
فقير مازندراني را به « ميرداماد » تبديل مي كند و علامه محمدتقي جعفري را به ديدار اميرالمومنين موفق
مي سازد.
متفكر و فيلسوف بزرگ
حضرت علامه محمدتقي جعفري (عليه الرحمه ) در تابستان 1376 در جمع تعداد زيادي از
خصيصين
عامل موفقيت خود را در تحصيل علم و ترويج معارف نوراني اسلام و موفقيتي كه در شرح و تفسير
نهج البلاغه كسب نموده
با خاطره ايي تكان دهنده و الهام بخش نقل فرمودند : كه براي تمام مشتاقان سعادت و
رستگاري
آموزنده و مفيد فايده است . ايشان قبل از ذكر خاطره ذيل اكيدا شرط فرمودند كه تا زماني كه معظم له در قيد
حيات هستند
نقل نشود.
آن مرحوم فرمود : « در سالهاي جواني و اقامت در نجف اشرف در يك شب گرم تابستان به دليل گرماي بيش از اندازه
و سختي اقامت در حجره
دعوت مومني را جهت پيوستن به جمع فضلايي كه در بيت آن شخص بودند پذيرفتم . در آن
جلسه شخصي كه به طنزگويي و مزاحي معروف بود و گرم كننده محفل دوستان
طبق معمول به شوخي و بذله گويي
پرداخت و اعلام داشت : من عكس زيباي زني شايسته از يكي از كشورهاي اروپايي كه در جرايد چاپ شده
باخود
آورده ام تا دوستان حاضر در جلسه ببينند و قضاوت كنند. آن شخص از دوستان حاضر در جلسه درخواست كرد بدون
تظاهر به دينداري و تقدس
هر كس عكس را مشاهده كرد با صراحت و بدون تعارف بگويد بين يك لحظه ملاقات و
ديدار با اميرالمومنين (عليه السلام ) به طور حضوري و يك عمر زندگي زناشويي با صاحب اين عكس
كداميك را
برمي گزيند
عكس آن زن را به نوبت به افراد نشان مي داد و افراد هم هر كدام در فراخور برداشت و سليقه خود از عكس نظري
مي دادند. معمولا افراد بيننده اظهار مي داشتند حضرت امير(عليه السلام ) را كه ان شاالله در لحظه مرگ و عالم برزخ از
نزديك مي بينيم ! اما در اين دنيا زندگي با اين زن مهم است .
من پنجمين نفر بودم
وقتي كه خواست عكس را به من نشان دهد طوفاني در قلبم به وجود آمد
به خود لرزيدم و
پيش خود گفتم : چه آزمون حساس و بزرگي است ! آيا به راستي سزاوار است لحظه اي ديدار با علي بن ابيطالب
(عليه السلام ) آن مرد بزرگ را باشهوات مبادله كنيم ! بدون اينكه عكس را ببينم از جا برخاستم و جلسه را ترك كردم و
مورد اعتراض حاضران واقع شدم
اما اعتنايي نكردم و خود را با ناراحتي به حجره رساندم . درب حجره را باز كردم
اما به
دليل نامناسب بودن هوا داخل نشدم . روي پله نشستم
در حاليكه سرم را به ديوار تكيه داده بودم به خواب
رفتم .
ناگهان خود را در سالني نسبتا بزرگ يافتم كه تعدادي از علماي گذشته حضور داشتند و در صدر جلسه كرسي اي قرار
داشت و حضرت علي بن ابيطالب (عليه السلام ) روي آن كرسي نشسته بودند. قنبر غلام حضرت و مالك اشتر و... نيز به
همراه آن حضرت بودند. حضرت امير(عليه السلام ) مرا مورد خطاب قرار دادند و به نام
به محضر خود فرا خواندند. با
شوق وصف ناپذيري از جا برخاستم . لحظه اي خود را در آغوش آن حضرت ديدم . آن حضرت مرا مورد لطف و محبت
قرار دادند. من نيز امام را با همان خصوصياتي كه در روايات خوانده بودم ديدم و لذت بردم .
در همين حال بيدار شدم و متوجه شدم از لحظه نشستن در كنار درب حجره تا ملاقات و بيدار شدن چيزي حدود 8
دقيقه طول كشيده است .
با حالتي وصف ناپذير خود را به جلسه آقايان رساندم و ديدم همه سرگرم همان عكس هستند. به آنان گفتم من نتيجه
انتخابم را گرفتم . از آن لحظه به بعد
اين موفقيت ها در زندگي علمي نصيبم گشت . (6 )
ث ناصر سعد
پاورقي :
1 ـ عيون الاخبار الرضا : 321
69
2
2 ـ بحارالانوار جلد 4 صفحه 258
3 ـ ميزان الحكمه
4 ـ وسايل الشيعه
5 ـ معاني الاخبار2
186
6 ـ رمز موفقيت بزرگان ـ رضا باقي زاده

| | |