روزنامه جمهوري اسلامي 09/10/1386 صفحه سرمقاله
*****
درباره چرخش هسته اي غرب


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    موضوع كمكهاي هسته اي به كشورهاي عربي اين روزها به چالش تازه اي ميان اروپا و آمريكا مبدل شده است . واشنگتن در ماههاي اخير تلاش فراواني بكار برده تا تقريبا تمامي همسايگان ايران را براي دستيابي به انرژي هسته اي تحريك نمايد. تركيه مصر اعضاي شوراي همكاري خليج فارس و هر كشور ديگري كه ممكن است به نحوي بتواند طي دهه هاي آينده نيز در اين مقوله وارد عمل شود در فهرست كشورهاي مورد نظر آمريكا قرار گرفته اند.
    هدف واشنگتن از اين اقدامات و تحريكات آنست كه ايران يكباره خود را در ميان طيف وسيعي از كشورها ببيند كه همه آنها به انرژي هسته اي دست پيدا كرده اند و ممكن است فعاليتهاي هسته اي آنها خطراتي را چه در قلمرو زيست محيطي و چه حتي از ديدگاه ايمني و امنيت ملي در پي داشته باشد.
    برخي كشورهاي اروپائي از جمله انگليس و فرانسه ضمن آنكه دنباله روي از سياستهاي واشنگتن را جزو اهداف سياست خارجي خود قرار داده اند به منافع اقتصادي ناشي از فعاليتهاي هسته اي كشورهاي عرب چشم دوخته اند و اميدوارند بتوانند در فرايند دستيابي به اين كشورها به انرژي هسته اي قراردادهاي كلان اقتصادي با اين كشورها به امضا برسانند لكن آلمان رفتاري محتاطانه در پيش گرفته و نگران عواقب ناشي از دامن زدن به اين برنامه است .
    « فرانك والتر اشتاين ماير » وزير خارجه آلمان رسما اعلام كرده است كه با ارائه كمك براي ايجاد برنامه هسته اي صلح آميز به كشورهاي عربي مخالف است . وي كه در مصاحبه با روزنامه « فرانكفورتر آلگمانيه » سخن مي گفت افزود : مواردي وجود دارد كه آلمان آماده كمك به ايجاد حفظ برنامه صلح آميز هسته اي است اما با استفاده گسترده از آن به علت خطرهاي موجود مخالف است .
    مسئله اينست كه امروزه مثلث آمريكا انگليس و فرانسه براي دامن زدن به اين برنامه ها و بويژه ايجاد « تب هسته اي » ! در خاورميانه اصرار فراواني دارند و حتي « نيكلا ساركوزي » رئيس جمهور فرانسه در اين خصوص بيش از ديگران تلاش مي كند تا بلكه بتواند قراردادهاي بيشتري را با قارونهاي نفتي عرب امضا كند و به آنها تكنولژي هسته اي بفروشد!
    شوراي همكاري خليج فارس از طريق آمريكا و انگليس براي برقراري تماس با آژانس بين المللي انرژي اتمي تحريك شده و حتي تماسهاي اوليه در اين زمينه نيز با پا در مياني اين كشورها فاقد زيرساخت هاي لازم و مورد انتظار در اين مقوله هستند و حتي نفرات و نيروي انساني مورد نياز در اين زمينه را نيز در اختيار ندارند. نكته جالبتر آنكه آژانس تاكنون كمترين كمك فني ـ تخصصي قابل ذكري به ايران نكرده ولي براي همكاري فني و كمك به اين كشورها اعلام آمادگي كامل نموده است !
    نگراني آلمانها اينست كه دامن زدن به « تب هسته اي » و تشويق شيوخ عرب براي دستيابي به تكنولژي هسته اي ممكن است باعث شود اين تكنولژي در اختيار كساني قرار گيرد كه مهارت هاي فني ـ عملياتي را هر چند پس از سالها آموزش و نظارت نتوانند به درستي كسب نمايند و در عمل به نتايج فاجعه آميزي منجر شود.
    نگراني عمده تر در اين زمينه به وضعيت لرزان سياسي در اين كشورها باز مي گردد كه بي ثباتي سياسي ممكن است به نتايج ناخواسته اي منتهي شود « والتر اشتاين ماير » وزير خارجه آلمان بطور صريح با ديدگاههاي « نيكلا ساركوزي » در اين مقوله مخالفت مي ورزد و خاطرنشان مي سازد : « آلمان نمي تواند از اين ديدگاه حمايت كند و استفاده از انرژي هسته اي بعنوان راهي براي رفع مشكلات انرژي جهان را تجويز نمايد. بويژه استفاده از نيروگاههاي هسته اي در مناطقي كه فاقد توانائي برخورد و بكارگيري اين فناوري هستند و از لحاظ جغرافيائي در جائي قرار گرفته اند كه قطعيت و اطمينان كافي درباره ثبات سياسي آن وجود ندارد. » كاملا بعيد به نظر مي رسد كه فرانسه انگليس و آمريكا از اين موارد بي اطلاع باشند و اين نكات را بي اهميت ارزيابي كنند لكن سئوال جدي اينست كه اصرار امروز اين مثلث براي تحريك همسايگان ايران در جهت دستيابي به تكنولژي هسته اي چيست براي درك اهميت و حساسيت اين سئوال خوبست به اين نكته توجه كنيم كه همين مثلث در جريان پيگير فعاليتهاي هسته اي صلح آميز ايران مرتبا بر اين نكته تاكيد مي كردند كه ايران با در اختيار داشتن منابع عظيم نفت و گاز احتياجي به انرژي هسته اي ندارد. ولي امروزه در مورد ساير كشورهاي منطقه كه اتفاقا آنها نيز از منابع عظيم نفت و گاز بعضا در مقياسي وسيع تر و عظيم تر برخوردارند اصرار فراواني براي هسته اي شدن آنها وجود دارد. موضوع مهمتر اينكه چرا ايران عليرغم در اختيار داشتن تكنولژي هسته اي و در اختيار داشتن دانشمندان هسته اي حتي از داشتن فعاليتهاي صلح آميز هسته اي منع مي شد و مي شود لكن بطور همزمان از كسانيكه هنوز قدمهاي اوليه را نيز برنداشته اند و شخصا تمايلي در اين مقوله ندارند خواسته مي شود كه در اين مورد سرمايه گذاري و اقدام كنند ناگفته پيداست كه حتي اگر اين اصرار غرب در جهت ايجاد برنامه هسته اي براي شيوخ خليج فارس بطور جدي پيگيري شود در ميدان عمل تاسيسات هسته اي آنها بايستي تماما توسط كارشناسان غربي تاسيس راه اندازي و اداره گردد. اين بدان معني است كه غرب در واقع به دنبال ايجاد فرصت تازه اي براي حضور بيشتر در منطقه است و دقيقا سعي دارد زمينه اي را بوجود آورد كه فقط با كمك آنها قابل بهره برداري باشد. موضوع مهم ديگر در اين مقوله آنست كه ايران در اين مقوله احساس كند كه توسط طيفي از كشورهاي داراي تكنولژي هسته اي محاصره شده است . يك احتمال ديگر نيز همچنان وجود دارد و آن به اعلام آمادگي ايران براي ارائه كمكهاي علمي ـ فني به ساير كشورها در قلمرو فعاليتهاي صلح آميز هسته اي باز مي گردد. به نظر مي رسد كه غرب با آگاهي از اين مسئله اصرار دارد تمايل و اشتهاي همسايگان ايران براي دستيابي با انرژي هسته اي را با دست خودش پاسخگو باشد كه احيانا فردا فرصتي براي ايران در جهت همكاري هسته اي با همسايگانش پديدار نشود. اهداف و انگيزه هاي غرب در اين مقوله هرچه باشد در يك نكته ترديد نيست و آن اينكه غرب در اين زمينه تمامي استدلالها و مواضع گذشته اش را زير پا گذاشته و دقيقا در مسيري گام برمي دارد كه تا ديروز عكس آنرا تبليغ مي كرد و عكس آنرا به ايران توصيه مي نمود ولي امروزه با يك چرخش 180 درجه اي سياست اشاعه فعاليتهاي هسته اي در خاورميانه را در پيش گرفته است ! و حتي براي عملياتي كردن اين نكته عجله و شتاب مي كند.