روزنامه جمهوري اسلامي 02/10/1386 صفحه سرمقاله
*****
رابطه تلويزيون با واقعيت


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    پخش شدن مجموعه تلويزيوني « ساعت شني » از تلويزيون سئوالها و اعتراض ها و درعين حال تحسين هائي را برانگيخته است . معترضين ميگويند چرا مسئولان رسانه ملي فكر مي كنند كه مي توانند از خطوط قرمز عبور كنند و بي حيائي ها و ناهنجاري هاي اجتماعي را به تصوير بكشند تحسين كنندگان در مقابل مي گويند چيزهائي كه عده اي خطوط قرمز مي پندارند در واقع خطوط قرمز نيستند بلكه پندارهائي هستند كه به جامعه به عنوان خطوط قرمز تحميل شده اند و كاري كه اكنون تلويزيون انجام ميدهد تصحيح اين پندارهاي غلط است . اما كساني كه سئوال دارند سئوالشان اينست كه رابطه تلويزيون با واقعيت چيست
    همين يك سئوال را براي آنكه به درستي فهم شود بايد به چند سئوال تجزيه كرد. اول آنكه اصولا آيا كار تلويزيون اينست كه واقعيت ها را نشان بدهد دوم آنكه آيا آنچه تلويزيون در قالب مجموعه ها پخش مي كند واقعيت است وسوم آنكه آيا تلويزيون هر واقعيتي را بايد پخش كند
    درباره جواب سئوالهاي اول و دوم مطالب زيادي مي توان مطرح كرد لكن اگر فرض كنيم جواب اين دو سئوال مثبت است سئوال سوم با برجستگي تمام مطرح مي شود و ذهن هاي كنجكاو را اينگونه به خود مشغول مي كند كه واقعيت ها يكسان نيستند. بعضي واقعيت ها را قطعا و حتما بايد گفت و بايد از تلويزيون هم پخش كرد اما واقعيت هاي ديگري هم هستند كه علني ساختن آنها حتي در محيط هاي كوچك با معيارهاي عقلي و شرعي و اخلاقي سازگاري ندارد چه رسد به اينكه از تلويزيون پخش شوند. مثلا اگر فيلمبردار تلويزيون برحسب اتفاق كسي را ببيند كه لخت مادرزاد كنار خيابان ايستاده و درحال ادرار كردن است آيا مي تواند فيلم اين صحنه را براي مسئول شبكه بياورد و به او اصرار كند كه آنرا پخش كند !
    درست است كه اين يك مثال است و شايد در ظاهر با موضوع بحث منطبق نباشد ولي با كمي درنگ مي توان به اين واقعيت رسيد كه قبح بسياري از صحنه ها و گفتگوهاي مطرح شده در بعضي مجموعه هاي تلويزيوني بيشتر از صحنه ايست كه آن فرد را درحال سرپا ادرار كردن نشان ميدهد. اگر اين صحنه يك كار غيرعادي همراه با نجاست جسمي و ظاهري است آنچه در آن مجموعه هاي تلويزيوني نشان داده مي شود علاوه بر آنكه اعمال غيرعادي هستند نجاست هاي روحي و باطني را به همراه دارند. اگر اين صحنه ضد بهداشت محيط زيست است آن صحنه ها ويران كننده بهداشت فرهنگي و ويرانگر اخلاق جامعه هستند.
    طرفداران و تشويق كنندگان اين قبيل مجموعه ها با بكار بردن ابزاري تعبير چند پهلوي « جسورانه » براي عبور از همه خط قرمزهاي اخلاقي و ديني و فرهنگي و درهم شكستن هنجارها و سنت هاي اجتماعي مجوز صادر مي كنند بدون آنكه مسئوليتي در قبال عوارض ويرانگر اين باصطلاح « جسارت » برعهده بگيرند. چگونه مي شود از يكطرف خود تلويزيون توصيه كند اين مجموعه را افراد پائين تر از 16 سال نبينند و از طرف ديگر مدعي باشد كه پخش چنين مجموعه هائي ناهنجاري هاي اخلاقي جامعه را تصحيح مي كند هرچند دست اندركاران تلويزيون را از نيت هاي سو منزه ميدانيم ولي آنها خود ميدانند كه در عالم فيلم و سينما توصيه هائي از قبيل اينكه فلان فيلم را افراد پائين تر از فلان سن تماشا نكنند شگردي براي تحريص مردم به ديدن آن فيلم است . حتي اگر چنين چيزي هم نباشد پدران و مادران چگونه مي توانند به فرزندان مجرد خود اجازه بدهند صحنه هائي را از تلويزيون تماشا كنند كه فحشا خشونت بي حيائي روابط سست خانوادگي و مسائل ريز مربوط به رحم اجاره اي را بي پرده مطرح مي كند اگر گفته شود اينها را همين بچه ها مي توانند در جاي ديگر ببينند يا بشنوند جواب اينست كه تلويزيون را نمي توان با « جاي ديگر » مقايسه كرد آنهم تلويزيون نظام جمهوري اسلامي كه همه نوع مجوزي را با خود دارد و حتي نزد مردم از جايگاه الگوسازي برخوردار است .
    از رسانه اي با اين جايگاه چگونه مي توان انتظار داشت صحنه هائي پخش شود كه نگاه دريده به زنان بي حيائي زنان بي حرمتي همسايگان بي مسئوليتي مردم اينكه زني براي فرار از باران سوار ماشين گران قيمت مي شود تا مردي را تيغ بزند راننده تاكسي با هرزگي با دخترك حرف بزند مرد صاحبخانه با زن بيگانه با نگاه شهوت آلود حرف بزند و حتي دوست شوهر يك زن با دادن هديه و نگاه دريده شهواني آن زن را بدرقه كند همه اينها بسيار عادي جلوه كند و توجيه اين باشد كه اينها واقعيت هاي جامعه ما هستند و مسئولان تلويزيون نيز تحسين شوند كه چقدر جسورند و شهامت عبور از خط قرمزهاي ساختگي را دارند
    قطعا نمي توان منكر وجود چنين صحنه هائي در يك جامعه 70 ميليوني شد اما سئوال اساسي اينست كه چنين صحنه هائي مربوط به چند درصد از اين ملت است سئوال مهمتر اينكه آيا كار رسانه ملي و فراگير و تاثيرگذار اينست كه مسائل منفي مربوط به يك اقليت ناچيز را به تصوير بكشد آيا اين به معناي ارائه تصويري مخدوش از جامعه اي كه قطعا اكثريت قاطع مردم آن چنين وضعيتي ندارند نيست وقتي رسانه ملي ما چنين تصوير مخدوشي از اين جامعه ارائه مي كند غربي ها كه درصدد هستند عليه مردم ما و انقلاب و نظام ما از كاه كوه بسازند آيا با استناد همين مجموعه تلويزيوني سياه ترين چهره را از ملت ايران ترسيم و ارائه نخواهند كرد
    در جواب كساني كه معتقدند يا ميگويند با مطرح ساختن همين موارد منفي حتي اگر مربوط به اقليتي از جامعه باشد بايد درصدد اصلاح جامعه برآمد مسئولان رسانه ملي خوبست در اين نكته دقت كنند كه راه اصلاح فقط تلويزيوني كردن مسائل منفي نيست . در كشور امكانات زيادي وجود دارد كه مي توان با استفاده از آنها بسياري از مفاسد را برطرف كرد بدون آنكه عوارض منفي داشته باشند. مبادا تعارفات و رودربايستي ها و ساير عواملي كه موجب كوتاه آمدن در برابر بعضي فيلمنامه نويسان تهيه كنندگان و كارگردانان مي شوند مسئولان رسانه ملي را وادار به پذيرش طرح هائي نمايد كه پخش آنها از تلويزيون اين كشور سيماي نظام مقدس جمهوري اسلامي را مخدوش مي كند. به اين استدلال مخدوش هم اعتنا نكنيد كه اگر ما اين صحنه ها را پخش نكنيم مردم جذب ماهواره ها مي شوند و تن دادن ما به اين قبيل امور از روي ناچاري و با هدف دور نگهداشتن مردم از رسانه هاي بيگانه است . مطمئن باشيد كساني كه اهل ماهواره هستند با اين قبيل مجموعه ها كه شما پخش مي كنيد قانع نخواهند شد كه هيچ حتي اگر جلوتر هم برويد باز هم مثل جهنم « هل من مزيد » خواهند گفت و شما را به كارهائي وادار خواهند كرد كه ديگر فرقي بين سيماي جمهوري اسلامي و همان ماهواره ها نباشد.
    متاسفانه در عملكرد تلويزيون يك دوگانگي شديد كاملا مشهود است كه تا اين دوگانگي ادامه داشته باشد قدرت فرهنگ سازي متناسب با انقلاب و نظام جمهوري اسلامي را نخواهد داشت . از يكطرف افراط در اموري كه نامش را برنامه هاي مذهبي ميگذارند و از هيچ خرافه اي نميگذرند و از طرف ديگر عبور از خط قرمزهائي كه مقتضاي ارزشهاي ديني فرهنگ و سنت ملي و آرمانهاي انقلابي اين ملت است . به نظر مي رسد مشكل اصلي در سياستگذاري هاست كه تا حل نشود اين افراط و تفريط ها ادامه خواهد داشت و در اين ميان تكليف رابطه تلويزيون با واقعيت نيز مشخص نخواهد شد.