
به بهانه ايام ميلاد عيسي مسيح پيامبر ظلم ستيز و ضداستكبار
بنا به تصريح آيات قرآن كريم
قدرت هاي استكباري همواره در روي زمين به ايجاد فساد و تباهي (1 ) و نابودي نسل
انسان (2 ) اشتغال ورزيده و به اين ترتيب راه رشد و كمال و سعادت بشر را مسدود مي كرده اند . در آيات قرآن
« استكبار »
به صورت صفت « عام »
به همه كافران در هر عصر و زمان اطلاق مي شود(3 ) و همين خوي و خصلت خطرناك و
برانگيزاننده ستم و تعدي
به صورت « خاص » از مشخصه هاي بارز قوم يهود به شمار مي رود . (4 )
قوم يهود كه امروز در چهره صهيونيسم بين الملل ظاهر گرديده و در هيات هاي حاكمه « اسرائيل » و « آمريكا » ظلم و
فساد و قتل و جنايت در گستره جهان را برنامه ريزي و سامان دهي مي كند
از ابتداي بعثت رسول گرامي اسلام به تحركات
مخرب ضد انساني براي نابودي اساس اين دين مبين و هويت و موجوديت مسلمانان پرداخت . همين تحركات
در دوره
رسالت حضرت عيسي (ع ) نيز به شدت تداوم داشت و از آنجا كه اين قوم فاسد با « حق » در هر عصر و با هر چهره و در هر
تجلي رفتاري توسط پيامبران الهي و پيروان صديق آنان عناد و دشمني مي ورزيده اند
تعقيب و تهديد و تعدي و كشتار
و ستم
از عملكردهاي طبيعي آنان محسوب مي گرديده است .
حضرت عيسي مسيح (ع ) همچون همه پيامبران الهي از رسالت بزرگي براي مبارزه با قدرت هاي استكباري برخوردار
بود و اين مسئوليت در كنار ساير وظايف و مسئوليت هايي كه تحقق آنها تعاليم و ارزش هاي والاي آئين حق را در ميان
مردم گسترش مي داد
نه تنها از اجزاي مهم دين
كه زمينه ساز اصلي تحقق احكام و قوانين الهي محسوب مي گردد
زيرا
ترويج دين در ميان توده هاي مردم بستر و شرايط مساعد و مناسب مي طلبد و اين مهم در حالي كه سران كفر و شرك و
نفاق با عوامل پيدا و پنهان خود به تبليغات ضد الهي در جامعه مي پردازند و به ايجاد انحراف در افكار عمومي اهتمام
مي ورزند و دام هاي تشكيك و ترديد مي گسترند و به طور مستقيم و روياروي با پيامبران و ياران وفادارشان به تقابل
نظامي و خونين مي پردازند
قابل تحقق نمي باشد و با مبارزه پيامبران با قدرت هاي استكباري اين زمينه ها مساعد
مي گردد.
حضرت عيسي (ع ) بنا به رسالت استكبارستيزي خود
از جانب سران قوم يهود تحت تعقيب قرار گرفت و اصحاب
فداكارش كه « حواريون » نام داشتند در راه مبارزه با رهبران يهود رنج ها و شكنجه ها و محروميت هاي فراواني را تحمل
نمودند و برخي از آنان را در ديگ هاي روغن داغ شده انداختند
بعضي را سنگسار كردند
برخي را از عمارت هاي بلند به
پائين افكندند
و هر يك را به نحوي به خاك و خون كشيدند . (5 )
حضرت عيسي (ع ) نيز توسط عوامل وابسته به استكبار يهود تحت تعقيب قرار گرفت و اگرچه محل اختفاي او
توسط يكي از حواريون خودفروخته و تطميع شده به نام « يهوداي اسخريوطي » (6 ) براي يهوديان معلوم و مشخص
گشت و آنها مدعي شدند كه او را دستگير كردند و به صليب آويختند
لكن بنا به تصريح قرآن كريم
امر بر آنان مشتبه شد
و يقينا عيسي (ع ) را نكشتند
بلكه خداوند متعال او را به سوي خود بالا برد :
« و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن شبه لهم ... بل رفعه الله اليه »
« او را نكشتند و به صليب نياويختند
و امر بر آنها مشتبه گرديد ..... و خداوند او را به سوي خود برد . » (7 )
رسالت بزرگ حضرت عيسي مسيح (ع ) در مبارزه با قدرت هاي استكباري
توسط دستگاه كليسا كه مدعي تداوم راه
مقدس اين پيامبر الهي مي باشند نه تنها تعقيب و تبعيت نشد
كه در نقطه مقابل
تشكيلات وسيع كليسا با تمام قدرت و
توان و ابزار و امكانات فراوان در خدمت قدرت هاي استكباري كه امروز آمريكاي جنايتكار چهره بارز آن مي باشد قرار
گرفت و به جاي حمايت از مظلومان
در سركوبي و اسارت و اضمحلال محرومان و ستمديدگان جهان
كوشيد!
انحراف دستگاه كليسا از رسالت حضرت عيسي (ع ) امروز به طور مشهود در تعامل نزديك و همكاري صميمانه پاپ
و عوامل او با سران قدرت استكباري آمريكا جلوه و نمود دارد و آزادگان جهان به وضوح مي بينند كه مدعيان طرفداري
از حضرت مسيح (ع )
به طور عيني و عملي در نقطه مقابل اهداف و آرمان هاي والاي اين رسول الهي حركت مي كنند.
در انديشه هاي حضرت امام خميني ضمن تصريح به رسالت عظيم حضرت عيسي بن مريم (ع ) در مبارزه با ظلم و
ستم قدرت هاي استكباري
از انحراف و تسامح دستگاه كليسا و رهبران مسيحيت غرب در مخالفت با عملكردهاي
ظالمانه آمريكا
به شدت انتقاد مي شود.
حضرت امام خميني در رهنمود ذيل
ابتدا از مسئوليت و شيوه حضرت عيسي (ع ) در جانبداري از مظلومان و
معارضه با ظالمان و ضرورت تبعيت مدعيان پيروي از او از اين وظيفه و روش ياد مي نمايد :
« هر كس كه دنباله مسيح باشد
بايد حامي مظلومان باشد
و بايد با ابرقدرت ها مقابله كند
همان طوري كه كسي كه
تابع مذهب اسلام است بايد با ابرقدرت ها مخالفت كند و مظلومان را از زير چنگال اين ها بيرون بياورد. »
(8 )
حضرت امام خميني
به ملت مسلمان ايران و ظلم و ستم هايي كه از جانب رژيم دست نشانده پهلوي به او رفت و
سال هاي مديد و طولاني در شرايط سخت و ظلمت زاي استبداد و استعمار و خفقان شديد به سر برد و با تحمل
اسارت هاي سخت و دادن كشته هاي فراوان
مسير پر فراز و نشيب استقلال و آزادي را طي نمود
اشاره مي نمايد و از اين
كه در طول اين دوران سياه و تحميل شده از جانب قدرت هاي استعماري انگليس و آمريكا
هيچ ميانجيگري و حمايتي
از جانب دستگاه جهاني كليسا نشد
انتقاد مي نمايد و فرستاده پاپ را به تامل و تفكر وامي دارد :
« جمعيت ايران كه پنجاه سال است در زير يوغ استعمار و فشار خصوص آمريكا
و اخيرا فشار خصوص آقاي كارتر
هستند
و گوش ميليون ها جمعيت مستضعف
انتظار نوازشي از مقام روحانيت پاپ داشت
نوازش پدرانه اي كه لااقل
استفسار از حال اين مستضعفين باشد
و نسبت به مستكبريني كه به اين ها ظلم شده است
و در زير فشار بودند
هشياري
داده شده باشد
ميانجيگري شده باشد بين ملت هاي مستضعف و آن ابرقدرت ها كه خودشان را مسيحي معرفي مي كنند
و گوش ما همچو نداي روحاني اي را نشنيده است تا حالا. چه شده است كه ما پنجاه سال كشته داديم
كشته هاي
دستجمعي
در حبس بوديم
حبس هاي غيرانساني كه بهترين افراد اين ملت را در آنجا شكنجه هاي غيرانساني مي دادند
و
يك ميانجيگري در كار نبود و آقاي پاپ اعظم به فكر اين نيفتادند كه از اين ملت مستضعف پشتيباني كنند ! »
(9 )
حضرت امام خميني خطاب به نماينده پاپ كه براي حفظ مطامع و منافع ضد انساني آمريكا به ايران آمده بود و
همچون هميشه تاريخ در مواقع ضربه پذيري قدرت هاي استعماري در اثر حركت هاي رهايي بخش ملت هاي مسلمان و
آزاده
اين سفيران غنوده در آغوش ظلم و ستم دنياي استكبار به واسطه گري براي احياي ستم و تداوم تعدي و تجاوز
ستمگران مي پردازند
متذكر مي شود كه « پاپ » بايد ملت هاي غربي و پيرو حضرت عيسي (ع ) را بيدار كند و عملكردهاي
فاسد و تباه رهبران كنوني آمريكا و غرب را به آنان بنماياند و به اعتراض و انتقاد عليه اين جنايتكاران تاريخ ترغيب
سازد. همچنين حضرت امام خميني به اين حقيقت بزرگ و انكارناپذير تصريح مي نمايد كه اگر امروز حضرت مسيح (ع )
در ميان ما و در جهان معاصر حضور داشت
به طور قطع در نجات و رهايي مظلومان مي كوشيد و به مقابله با قدرت
استكباري آمريكا اهتمام مي ورزيد :
« آقاي پاپ بايد به فكر ملت مسيح باشد
به فكر همه ملت هاي مستضعف باشد
به فكر آبروي مسيحين باشد. اين
طور اشخاصي كه به اسم مسيح دارند يك همچو كارهاي خلاف مسير مسيح را انجام مي دهند
آقاي پاپ بايد اعلام
كنند. به ملت آمريكا اعلام كنند
به همه ملت مسيحيين اعلام كنند
و اين جنايات را بشمارند
و اين ها را معرفي كنند به
ملت هالله شما ملت مسيح را نجات بدهيد. نجات به اين است كه اين اشخاصي كه در ممالك بزرگ به اسم مسيح و به
اسم مسيحيت اين جنايات را مي كنند
اين براي مسيح عليه السلام خوب نيست و مسيحيين مشوه مي شود وجهه شان .
و من به شما آقاي پاپ عرض مي كنم كه اگر عيسي مسيح امروز بود
كارتر را استيضاح مي كرد. اگر عيسي مسيح بود ما را
از چنگال اين دشمن خلق و دشمن بشر نجات مي داد
و شما نماينده ايشان هستيد
و شما بايد همان كاري كه مسيح
مي كند بكنيد . » (10 )
حضرت امام خميني علاوه بر اين بيانات و مشابه آن
در پيام مكتوب به پاپ
به صراحت خطاب به او چنين
مي فرمايد :
« من از جنابعالي با نفوذ معنوي كه بين ملت مسيح داريد مي خواهم كه دولت آمريكا را از عواقب ستمگري ها و
زورگويي ها و چپاول گري ها بترسانيد... و نصيحت كنيد كه با موازين انساني با ملت هايي كه مي خواهند استقلال مطلق
داشته باشند و وابسته به هيچ قدرتي در جهان نباشند رفتار كند و از تعليمات حضرت مسيح سلام الله عليه پيروي
نمايد . » (11 )
حضرت امام خميني دستگاه كليسا و رهبران مسيحيت را به آنچه از عملكردهاي جنايت بار آمريكا در كشورهاي
ديگر صورت گرفته و مي گيرد نيز هشدار ميدهد و يكي از مهم ترين وظايف و مسئوليت هاي پاپ را به موعظه و
اعتراض به سران استكبار براي خودداري از تعدي و تجاوز به كشورهاي محروم جهان و دفاع از مظلومان و محرومان فرا
مي خواند. حضرت امام اين خطاب و عتاب را به شكل استفهام و به صورت ذيل مطرح مي نمايد :
« پاپ ... از اين مظالمي كه الان در دنيا واقع ميشود و با دست رئيس جمهور آمريكا واقع مي شود و قبلا شد و به
دست روساي جمهور واقع شد
ايشان بي اطلاع هستند ! ايشان مي دانند در فلسطين و لبنان و ويتنام و ساير جاها چه
مي گذرد و از كي اين مظالم واقع مي شود ! ...ما اين سئوال را داريم كه چرا سكوت در مقابل ظلم اين دستور حضرت
مسيح هست ! چرا واگذار كردند ابرقدرت ها را به حال خود تا هر چه جنايت مي خواهند بكنند و هر چه مظلومان را
مي خواهند از بين ببرند ... چرا آقاي پاپ مظلومين را محكوم مي كنند براي ارضاي ظالم ها !(12 )
با نظر به آنچه مطرح گرديد و با توجه به آنچه در دنياي امروز شاهد وقوع آن مي باشيم
به نتايج ذيل دست
مي يابيم :
1 ـ « استكبار » كه احساس علو و برتري در زمين و تعارض با حقايق و دور داشتن مردم از راه خدا با هموار نمودن
بيراهه هاي باطل مي باشد
خوي همه قدرت هاي متفرعن و حق ستيز در همه اعصار و در گذشته و حال است .
2 ـ اصل مقابله با قدرت هاي استكباري
خاستگاهي چون تعاليم قرآن و ساير كتب آسماني دارد و از وظايف و
مسئوليت هاي محوري و بنيادين همه پيامبران الهي محسوب مي شود كه در دوره هاي حيات و فعاليتهاي اجتماعي و
سياسي آنان به طور دقيق به مرحله عمل در آمده است .
3 ـ مقابله با ظلم و ظالمان در هر چهره و نمود به ويژه با فرعون هاي زمان يعني سران اصلي استكبار و رهبران فاسد و
ملحد نظام هاي سياسي و حكومتي جهان
امروز نيز به صورت وظيفه و مسئوليت اصلي و محوري براي تداوم دهندگان
راه پاك انبياي الهي و به شكل تلاش هاي علمي و عملي ضرورت مي يابد.
4 ـ دستگاه كليسا و رهبران مسيحيت غرب برخلاف آن كه خود را مدعي طرفداري از حضرت عيسي (ع ) مي دانند و
تداوم دهندگان راه او
در تحقق عملي دستور و سيره و روش آن رسول الهي در تقابل و تعارض با ظلم و استكبار
به
شدت قصور مي ورزند. اينان نه تنها به تحقق عملي اين اصل و سيره تسامح و غفلت روا مي دارند
كه حتي از موعظه و
ارشادهاي لساني و اعتراض و انتقادهاي زباني عليه عملكرد قدرت هاي استعماري امتناع مي ورزند!
5 ـ رهبران كليسا تا آنجا به انحراف افتاده اند و از تعاليم حضرت مسيح (ع ) فاصله گرفته اند كه به محكوم كردن مظلومان و
ستمديدگان مي پردازند تا از اين طريق اهداف و مطامع ظالمان و مستكبران را محقق گردانند و زمينه ساز بسط سيطره
آنان بر كشورهاي محروم جهان شوند! تعامل نزديك و مستمر رهبران مسيحيت با سران استكبار و هيات هاي حاكمه
دنياي غرب و تشريك مساعي با آنان در فرو خواباندن آتش خشم ملت هاي استعمارزده جهان كه خواهان استقلال و
حفظ ثروت هاي ملي و جلوگيري از تهاجم نظامي و سلطه فرهنگي و اقتصادي بر سرزمين خويش ميباشند
بر آزادگان
جهان پنهان و پوشيده نيست و از اوج رسوايي دستگاه كليسا در حمايت از ظلم و ظالمان و سركوب مظلومان و
ستمديدگان خبر ميدهد.
6 ـ دولت آمريكا و ساير دولتهاي استكباري در زير پوشش پيروي از حضرت عيسي (ع ) و با ادعاي دروغين تدين و
پايبندي به تعاليم مسيحيت
به تحميق ملت آمريكا و ساير ملل مسيحي جهان ميپردازند و با خام و خواب كردن آنان با
شعارهاي اغواگرانه حمايت از دموكراسي و حقوق بشر و آزادي ملل و صلح و همزيستي جهاني
دنيا را به آشوب و
جنگ مي كشند واز تحقق استقلال ملتها و كشورها جلوگيري به عمل مي آورند. شگفت انگيز است كه آمريكاي جهانخوار
نه تنها براي نيل به اهداف نامشروع و ضد انساني خود دستگاه كليسا و رهبران مسيحيت را به خدمت درآورده است
كه
حتي مجامع و سازمان هاي بين المللي و به ظاهر مستقل همچون سازمان ملل متحد را در چنبره خويش گرفته است و
همچون عروسكهاي خيمه شب بازي
به حركات و رفتارهاي متناسب با سياست هاي خود در مي آورد
و اينچنين است
كه دنياي غرب با همدستي و همياري « پاپ » و « قيصر » در مسير ضلالت و گمراهي و انحطاط كامل قرار ميگيرد و اصل
استعماري « دين و ايمان را به پاپ و كشيش واگذار و سياست و حكومت را به پادشاه و قيصر » بارديگر به نفع همه
قدرت هاي استكباري جهان و به ضرر مردم مظلوم و محروم دنيا
حوادث و جنايات وحشت زايي مي آفريند كه تاريخ از
ثبت آن شرمنده است .
آيا در اين مرداب متعفني كه توسط دستگاه كليسا در مسير بشر قرار داده شده است و خطر فرو رفتن و هلاكت انسان
غربي قطعي و حتمي مي باشد
راهي جز گرايش واقعي ملت آمريكا و ساير كشورهاي غربي به تعاليم حياتبخش
حضرت عيسي مسيح (ع ) باقي خواهد ماند اين تعاليم چنانچه از تثليث و تحريف منزه گردد
همان توحيد ناب و
زلالي است كه همه پيامبران الهي مامور دعوت به آن بودند.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ سوره نمل (27 )
آيه 34
2 ـ سوره بقره (2 )
آيه 49
3 ـ سوره جاثيه (45 )
آيه 31
4 ـ سوره بقره (2 )
آيات 83 تا 101 ـ در اين آيات به وضوح و صراحت ماهيت استكباري قوم يهود نمايانده شده است
و شكستن عهد و ميثاق هاي الهي و مخالفت با احكام و قوانين آسماني و سرپيچي از فرامين و خط مشي حضرت
موسي (ع ) و عناد و دشمني با تعاليم حضرت مسيح (ع ) و مقابله با پيامبر اسلام حضرت محمد (ص ) از جلوه هاي اين
خوي شيطاني معرفي گرديده است .
5 ـ تاريخ انبيا
سيد هاشم رسولي محلاتي
دفتر نشر فرهنگ اسلامي
ص 762
6 ـ همان منبع
ص 763
7 ـ سوره نسا (4 )
آيات 157 و 158
8 ـ سخنان امام خميني در ديدار با « اسقف كاپوچي » نماينده ژان پل دوم
59
5
12
صحيفه امام
ج 13
ص 69
9 ـ سخنان امام خميني در ديدار با « اسقف هانيبال بوگينيتي » فرستاده پاپ رهبر كاتوليكهاي جهان
58
8
19
صحيفه
امام
ج 11
ص 29 و 30
10 ـ صحيفه امام
ج 11
ص 36 و 37
11 ـ همان منبع
ج 12
ص 237
12 ـ همان منبع
ج 11
ص 410 و411
قوم يهود كه امروز در چهره صهيونيسم بين الملل ظاهر گرديده و در هيات هاي حاكمه « اسرائيل » و « آمريكا » ظلم و
فساد و قتل و جنايت در گستره جهان را برنامه ريزي و سامان دهي ميكند
از ابتداي بعثت رسول گرامي اسلام و قبل از آن
در دوره رسالت حضرت عيسي (ع ) به عناد با « حق » و تعقيب و تهديد و تعدي و كشتار پيروان اسلام و مسيحيت
مي پرداخت
دولت آمريكا و ساير دولتهاي استكباري در زير پوشش پيروي از حضرت عيسي (ع )
به تحميق ملت آمريكا و ساير
ملل مسيحي مي پردازند و با خام و خواب كردن آنان با شعارهاي دموكراسي و حقوق بشر و آزادي ملل و صلح و
همزيستي جهاني
دنيا را به آشوب و جنگ مي كشند و براي تحقق اهداف خود سازمان هاي بين المللي را در چنبره
خويش مي گيرند و همچون عروسك هاي خيمه شب بازي
به حركات و رفتارهاي متناسب با سياست هاي خود در
مي آورند!
دنياي غرب با همدستي و همياري « پاپ » و « قيصر » در مسير ضلالت و گمراهي و انحطاط كامل قرار مي گيرد و اصل
استعماري « دين و ايمان را به پاپ و كشيش واگذار و سياست و حكومت را به پادشاه و قيصر »
حوادث وحشت زايي
مي آفريند كه تاريخ از ثبت آن شرمنده است
حضرت امام خميني ضمن نهي دستگاه كليسا از همكاري و همياري با آمريكا براي سركوب مظلومان جهان
به اين
حقيقت بزرگ تصريح مي نمايد كه اگر امروز حضرت مسيح (ع ) در ميان ما و جهان معاصر حضور داشت
به طور قطع در
نجات و رهايي مظلومان مي كوشيد و به مقابله با قدرت استكباري آمريكا اهتمام مي ورزيد

|