بسم الله الرحمن الرحيم
اين هفته به لحاظ معنوي از حال و هواي خاصي برخوردار بود
از يكسو مصادف با سالروز شهادت پنجمين ستاره درخشان سپهر
هدايت
قله رفيع دانايي و جامع علوم محمدي (ص )
حضرت امام باقر عليه السلام بود. اين امام همام با مجاهدت غيرقابل وصف در
مقابل انحرافات آشكاري كه خلفاي ستمگر اموي پس از فاجعه كربلا در دين خدا ايجاد كرده بودند ايستاد و آنچنان ضربات مهلكي بر
پيكره آنان وارد كرد كه حكومت امويان در هم پاشيد و زمينه هاي رشد معنوي مردم فراهم شد.
امام باقر عليه السلام با تمسك به علم الهي طريق روشنگري را در مقابل ديدگاه مردم گشود و حق و باطل را از يكديگر جدا كرد.
ايشان با مجاهدت علمي خويش گنجينه گرانبهايي از علوم و فضائل را در اوج دوران ضلالت آشكار كرد و آنرا در قالب مكتب حياتبخش
اهل بيت عصمت و طهارت به وديعه گذاشت كه امروز نيز ما وظيفه داريم با تمسك به اين سيره و با جوش و خروش فرهنگي و ايجاد
نهضت هاي علمي
آتش فتنه اي را كه توطئه گران عليه مكتب اهل البيت بپا كرده اند با منطق و درايت خاموش كنيم .
هفته جاري از سوي ديگر با معنويت پر رمز و راز حج در صحراي عرفات
مراسم برائت از مشركين
وقوف در مشعر و منا و رمي
جمرات در ميقات الهي و اوج عبوديت و بندگي در عيد سعيد قربان همراه بود. هر چند زائران خانه خدا براساس تقويم عربستان موفق
به انجام مناسك حج تمتع شده اند ولي امروز در ايران مردم با برگزاري مراسم دعاي عرفه به استقبال عيد قربان مي روند.
روزهاي پرفيض عرفه و قربان در پيش روست و اينها فرصت هاي گرانبهايي هستند كه بندگان خدا مي توانند به دامان رحمت الهي
پناه برده و روح خويش را با تمسك از ولي خدا صيقل دهند. ترنم دعاهاي آميخته با استغفار ميهمانان عرفه
امروز به عرش سرمي كشد
و در اين روز نيايش روح نو از سرور عارفان و آزادگان
محملي است كه صحراي برهوت حيات بشري را به ملكوت معنويت پيوند زند.
امروز بهترين فرصتي است كه چشمان استكبار ميهمانان عرفه
ولي خدا و امام زمان (عج ) را بخواند و با نجواي دلنواز او همنوا شود
شايد فردا در روز عيد قربان
آزادگي نفس از بند شيطان و نفس اماره پيش روي ما قرار گيرد.
از مناسبت هاي اين هفته بايد به سالروز شهادت آيت الله مفتح اشاره كرد . همه ساله روز 27 آذر يادآور خاطره بزرگمردي از تبار
عالمان و روشنفكران ديني است كه در راستاي تحقق وحدتي گام برمي داشت كه تجلي وحدت علم و دين و يگانگي دانش بشري با
بينش توحيدي بود . به همين مناسبت امام راحل (ره ) در سال 58
روز شهادت اين عالم مجاهد را روز وحدت حوزه و دانشگاه نام نهاد .
از آن سال تاكنون هر چند تلاشهايي در جهت تحقق اين ايده صورت گرفته كه برخي از آنها در مراحل اوليه اميدواركننده بود ولي بايد
اذعان داشت آنگونه كه انتظار مي رفت با گذشت زمان اين تفكر ريشه دارتر نشد و در مرحله روبنايي و شعارهاي گوش نواز باقي ماند.
متاسفانه آرمان والاي وحدت حوزه و دانشگاه كه خونهاي بزرگاني چون شهيد مطهري
بهشتي و مفتح به پاي آن ريخته شد عليرغم
برخورداري از پشتوانه هاي حوزوي و دانشگاهي
به علت فقدان مديريت و بي برنامگي به پيشرفت قابل توجهي نايل نشده و امروز پس
از سه دهه
اثر روشن و ثمربخشي از آن مشاهده نمي شود. اين هدف والا براي تحقق
قطعا به مديريت و سازماندهي مناسب و
مسئولين خبير و وقت گذار نياز دارد كه آنرا در تمامي ابعاد بويژه در زمينه پژوهش
تحقيق و تهذيب دنبال كنند. به اميد آن روز كه
شوراهاي متولي اين امر
فرصت را براي نقد گذشته و برداشتن گام هاي اساسي در آينده مغتنم شمارند.
موضوع هسته اي ايران اين هفته نيز محل مانور دشمنان استقلال و خوداتكايي ملت ايران بود. اتحاديه اروپا در بيانيه اي كه آشكارا
بوي پيروي و سياست پذيري اروپا از ديكته هاي آمريكا را مي داد
خواستار تحريم هاي شديدتر عليه ايران در صورت عدم تعليق
فعاليتهاي هسته اي شد. سران كشورهاي عضو اين اتحاديه با تكرار اتهامات بوش عليه ايران كه امروز عليرغم گزارش سازمانهاي
اطلاعاتي اين كشور خريداري ندارد
اعلام كردند ايران به دنبال نظامي كردن برنامه هاي هسته اي خود است و پديدار شدن سلاح هسته اي
در ايران غيرقابل قبول است . اين بيانيه سياسي كه فاقد هرگونه استنادات فني است و صراحتا با گزارشهاي آژانس بين المللي انرژي اتمي
و حتي گزارش نهادهاي اطلاعاتي آمريكا مغاير است
نشان داد كه سران اين اتحاديه تا چه حد تحت فشار و نفوذ شخص جرج بوش قرار
دارند و براي حفظ آبروي از دست رفته وي
همچنان از ادعاهاي خلاف واقع او حمايت مي كنند. البته اين بيانيه كمترين تاثيري در
موضع قاطع ملت و مسئولين ايران در ادامه راهي كه برگزيده اند
ندارد ولي نشان داد اتحاديه اروپا به هيچ وجه قابل اعتماد نبوده و
نمي تواند محلي براي مذاكره و اعتمادسازي باشد و تا زماني كه در تبعيت از موضع ضدايراني رئيس جمهور آمريكا تجديدنظر نكند
نمي تواند محلي از اعراب در مذاكرات باشد و ايران بايد همچنان مذاكره را از طريق آژانس ادامه دهد.
در طول هفته همچنين نخستين محموله سوخت هسته اي از طرف روسها به نيروگاه اتمي بوشهر تحويل شد. اين اقدام مسكو كه پس
از چندين بار نقض تعهدات و اثبات فشارپذيري آنها از سوي آمريكا انجام شد نشان داد كه ملت ايران عليرغم نامردمي هايي كه در صحنه
روابط بين الملل وجود دارد
دست از استيفاي حقوق حقه خود برنمي دارد و بي اعتنا به حق كشي هاي بين المللي تا دستيابي به حق مسلم
هسته اي خود با تدبير و منطق ايستادگي خواهد كرد. و به بهانه تحويل سوخت اتمي هر چند رئيس جمهور آمريكا بلافاصله خواستار
توقف غني سازي توسط ايران شد
لكن مسئولان ايراني اعلام كردند اين دو مقوله ارتباطي با همديگر ندارند و ايران به غني سازي ادامه
خواهد داد.
از رويدادهاي قابل اهميت خارجي در هفته جاري
برگزاري اجلاس پاريس بود كه به ادعاي بانيان آن
براي جمع آوري كمك به
فلسطيني ها سازمان دهي شده بود ولي از ابتدا هم مشخص بود اين اجلاس
اهداف ديگري را دنبال مي كند كه محور آن
برپايه تامين
منافع صهيونيستها استوار بود و در پايان نيز آنچه كه از اجلاس مذكور بيرون آمد اين برداشت را مورد تاييد قرار داد.
در اجلاس مذكور
كه اين بار ماموريت دفاع از منافع صهيونيستها به دوش دولت فرانسه محول شده بود ساركوزي
رئيس جمهور
فرانسه خواستار استقرار يك نيروي بين المللي در مناطق خودگردان فلسطين شد كه بلافاصله مورد استقبال محمود عباس
رئيس
تشكيلات خودگردان قرار گرفت . طرح موضوع استقرار نيروي بين المللي در مناطق خودگردان
اقدام شيطنت آميزي است كه اگرچه قبلا
نيز مطرح شده بود ولي به دليل شرايط حساس كنوني
طرح آن اهميت فوق العاده اي پيدا مي كند.
مسلم است درصورت تحقق اين طرح و استقرار نيروهاي بين المللي در فلسطين اشغالي
وظيفه اين نيروها مقابله با گروههاي رقيب
« فتح » و مشخصا جنبش حماس خواهد بود چرا كه دولتهاي متبوع اين نيروها
نه تنها با جناح وابسته به رياست خودگردان
اختلاف نظري ندارند بلكه از مواضع كاملا همسو و مشتركي نيز برخوردار هستند. در واقع غربي ها درصدد هستند. تحت پوشش استقرار
نيروهاي بين المللي
مستقيما و عملا به حمايت از جناح محمود عباس در برابر حماس وارد عمل شوند. به همين دليل
جنبش حماس
قاطعانه طرح مذكور را رد كرد و آنرا مداخله آشكار در امور داخلي فلسطيني ها خواند.
موضوع ديگري كه در اجلاس مذكور مطرح شد وعده اعطاي 7
4 ميليارد دلار كمك مالي به محمود عباس بود . پيرامون اين
موضوع نيز چند نكته قابل تامل وجود دارد. اولا
تجربه نشان داده است كه اين وعده هاي ميلياردي غرب كمتر به واقعيت تبديل شده
است و پس از بهره برداري تبليغاتي
در همان مرحله حرف باقي مانده است . نكته دوم اينكه حتي اگر غرب درصدد عمل به اين وعده
خود برآيد
از آنجائيكه اعلام شده است اين كمك در اختيار محمود عباس قرار خواهد گرفت
هدف از آن تشديد فشار بر دولت حماس
و عميق تر ساختن شكاف و دودستگي در فلسطين خواهد بود.
در اين زمينه
حماس نيز وعده كمك مالي را يك توطئه خطرناك باهدف تقسيم فلسطين عنوان كرده است . در بيانيه اين جنبش
همچنين آمده است كه حماس از هر كمكي
چه مالي و چه غيرمالي به مردم فلسطين حمايت مي كند ولي پيشنهاد كنفرانس پاريس
همانند « زهري است كه در پوششي از عسل » قرار داده شده است .
شرم آور اينكه
در سرتاسر بيانيه اجلاس پاريس
اشاره اي به اشغالگران صهيونيست به عنوان باني اصلي آوارگي و مشكلات مردم
فلسطين نشده است . حتي نمايندگان دولتهاي عرب حاضر در اجلاس نيز بدون اعتنا به صهيونيستي بودن بيانيه مذكور
آنرا مورد تائيد
قرار داده اند و با اين كار
عامل دست صهيونيستها براي تشديد فشار بر مردم فلسطين به ويژه ساكنان نوار غزه شده اند. اين درحاليست كه
درست در بحبوحه اجلاس پاريس
جنايتكاران صهيونيست با انواع سلاح هاي پيشرفته خود
نوار غزه را آماج حملات ددمنشانه قرار داده
و ساكنان اين منطقه را به خاك و خون كشيدند . صهيونيستها در طول چند روز گذشته بيش از 20 فلسطيني را در غزه با اقدامات
تروريستي و حملات هوايي و زميني به شهادت رساندند كه فرمانده گروهان قدس
شاخه نظامي جنبش جهاد اسلامي در غزه نيز در
ميان شهداي جنايات اخير صهيونيستها مي باشد و اين در شرايطي است كه كشورهاي عربي و اتحاديه عرب
حتي از محكوم كردن
لفظي اين جنايات نيز ابا كرده اند.
هفته جاري انتشار يك گزارش از تشديد رويگرداني يهوديان از رژيم صهيونيستي
بحران عميق اجتماعي مبتلا به اين رژيم را
آشكارتر ساخت . براساس پژوهش وزارت مهاجرت رژيم صهيونيستي
يك چهارم جوانان يهودي اروپا و آمريكا كه تابعيت اسرائيلي
دارند اعلام كرده اند درصدد تغيير دين خود از يهوديت به اديان ديگر مي باشند . همچنين 700 هزار يهودي داراي تابعيت اسرائيلي كه در
خارج از فلسطين اشغالي زندگي مي كنند اظهار داشته اند به هيچ وجه حاضر نيستند به اين سرزمين باز گردند. انتشار اين گزارش آنچنان
سردمداران رژيم صهيونيستي را نگران كرده است كه به يكي از موضوعات جلسه هفته جاري كابينه اين رژيم تبديل شد. تشديد روند
مهاجرت معكوس اكنون به يك نگراني عمده تل آويو تبديل شده و نشانه هاي فروپاشي قطعي اين رژيم جعلي را بيش از پيش آشكارتر
ساخته است .
ديگر رخداد مهم در هفته اي كه گذشت خروج انگليسي ها از بصره بود. اين خروج را به دلايل زياد بايد يك « فرار محترمانه ! » تلقي كرد.
انگليسي ها زماني كه تحت زمامداري توني بلر و در قالب لشكر نظامي بوش وارد عراق شدند هرگز تصور نمي كردند روزي به اين فرجام
دچار شوند.
تبعيت كوركورانه لندن از جناح جنگ افروز حاكم بر كاخ سفيد در لشكركشي غيرقانوني به عراق
هزينه هاي سنگيني را بر دولتمردان
و مردم انگليس تحميل كرد كه ابعاد آن به كشته شدن صدها سرباز انگليسي و برباد دادن مبالغ سنگين نظامي محدود نمي شود. از ديگر
تبعات شكست انگليس و شركت در جنگ عراق
به بحران سياسي داخلي لندن و خروج مفتضح توني بلر از صحنه قدرت و همچنين
بي حيثيت شدن انگليس در نزد افكار عمومي جهان بايد اشاره كرد. اكنون نيز كه انگليسي ها مجبور شده اند پيش از موعد اعلام شده از
بصره خارج شوند مردم اين شهر
خروج آنان را جشن گرفته اند. اين براي انگليس و همچنين آمريكا شرم آور است كه در تبليغات اوليه
مي كوشيدند خود را « ناجي » و پرچمدار آزادي معرفي كنند ولي در پايان ماموريت خود به جز ويراني
ناامني و سياهي در پشت سرشان
چيزي باقي نگذاشته اند و نه تنها امروز در شرايطي نيستند كه خود را پيروز قلمداد كنند بلكه مردم عراق را به آنچنان فلاكتي نشانده اند كه
ساكنان بصره و كل عراق از خروج انگليسي ها از بصره احساس شادماني مي كنند و براي خروج كامل اشغالگران انگليسي و آمريكايي
لحظه شماري مي كنند.
اين هفته
بحران سياسي در لبنان همچنان ادامه يافت و نهمين جلسه پارلمان اين كشور براي انتخاب رئيس جمهور نيز با شكست
مواجه شد و به تعويق افتاد. اكنون
صحنه سياسي لبنان به يك بن بست كامل رسيده است كه اميدي براي گشايش آن
دست كم در آينده
نزديك به چشم نمي خورد. معرفي « ميشل سليمان » فرمانده ارتش لبنان به عنوان نامزد تصدي پست رياست جمهوري معطل مانده لبنان
و استقبال اوليه گروههاي سياسي از آن
اميدهايي را براي حل بحران ايجاد كرده بود كه با مسائلي كه در پي آن آمد اين اميدها نيز فعلا
رنگ باخته است .
جناح غربگراي « 14 مارس » كه از بيرون از مرزها خط مي گيرد پس از پذيرش اوليه « ميشل سليمان »
مسائلي را مطرح كرد كه طبيعي
بود جناح معارض آنرا نپذيرد . آنچنانكه از اخبار منتشره بر مي آيد گروه دولتي 14 مارس درصدد است تصاحب پست نخست وزيري را
همزمان با رياست جمهوري ميشل سليمان به گروه مقابل تحميل كند و در اين ميان
نام سعدالدين حريري براي پست نخست وزيري
مطرح گرديده درحالي كه جناح مخالف آنرا غيرقابل پذيرش خوانده است . واقعيت اين است كه تا زماني كه قدرتهاي خارجي در لبنان
مداخله مي كنند بعيد است صحنه سياسي اين كشور به سروسامان برسد.

|