روزنامه جمهوري اسلامي 25/09/1386 صفحه عقيدتي

  • راهي آسماني از ميان زندگي زميني
  • گر بهار عمر باشد باز بر فرق چمن
  • *****
    راهي آسماني از ميان زندگي زميني




  • در نگاه ژرف و همه سو نگر « فرهنگ و معارف اسلامي » راه خدا از ميان خلق خدا مي گذرد و بايد با مردم زيست و به مواجهه و تعامل با آنان پرداخت و در فراز و فرودها و پيچ و خم هاي مختلف زندگي اجتماعي حاضر گشت و در گفتار و كردار و رفتارها و كار و تلاش و كوشايي ها و در همه صحنه ها و ميادين و عرصه ها به طور ممدوح و شايسته و مطابق با موازين و معيارها و ارزش هاي الهي و در مراتب بالاي ايمان و خلوص و صدق و راستي و وفا با همنوعان و همباوران و همراهان پيوند اعتقادي و عبادي و اخلاقي و عاطفي و مادي و معنوي برقرار نمود تا حاصل و ثمره آن به صورت « عمل صالح » مورد پذيرش حضرت پروردگار قرار گيرد و رضوان و خشنودي او را به ارمغان آورد و پشتوانه حيات جاودان گردد.
    به ديگر سخن از « خاك » بايد به « افلاك » رسيد و از زندگي در اين سرا بايد به ديگر سرا راه يافت و « دنيا » را پل عبور براي رسيدن به « آخرت » قرار داد و به همين دليل است كه دين مبين حق هرگز انزوا و عزلت و كناره گيري از حضور در ميادين كار و تلاش و تعامل با مردم را نمي پذيرد و « ترك دنيا » به بهانه رسيدن به « آخرت » را به شدت نفي و نهي مي نمايد . (1 )
    پيوند و ارتباط زندگي خاكي با حيات افلاكي و مزرعه بودن دنيا براي بذرافشاني و زراعت و پرورش نهال هاي ايمان و نيكي و هر خير و رفتار و اخلاق و عمل صالح براي نيل به حيات جاودان آخرت داراي ابعاد و جنبه ها و جلوه هاي گوناگون مي باشد وهرگز محدود به يك عرصه از زندگي و يا افراد خاص نمي باشد كه همه عرصه هاي حيات و تمام اشخاص و گروه ها را در گستره اي عظيم شامل مي گردد.
    يكي از ابعاد و جلوه هاي پيوند حيات دنيايي با حيات اخروي شيوه تعامل انسان با « والدين » مي باشد كه هر گفتار و رفتار و كنش و مواجهه اي كه فرزندان با آنان در اين دنيا به منصه ظهور برسانند در آخرت انعكاس مي يابد. اگر اين مواجهات و تعاملات به طور پسنديده و مبتني بر دستورالعمل هاي اسلامي صورت گيرد در سراي آخرت انعكاسي نيك و پاك خواهد داشت و ثمره آن رضوان خداوند و ثواب و پاداش هاي وصف ناپذير و زندگي جاودان و لذت بخش در بهشت الهي مي باشد. و چنانچه رفتار و سلوك و عملكردها و برخوردها به طرز ناشايست و متضاد و مخالف با قوانين اسلام انجام پذيرد در جهان آخرت انعكاسي زشت و ناسالم خواهد داشت و فراهم آورنده عذاب رنجزا در دوزخ خواهد بود و اين دو هر كدام حاصل و نتيجه عملكرد خود انسان است و همان گونه كه خداوند متعال فرموده است هر كس ذره اي عمل صالح يا عمل فاسد انجام دهد ثمره عيني آن را مشاهده مي نمايد . (2 )
    در رهنمود ذيل از رسول گرامي اسلام حضرت محمد(ص ) به اين جلوه از پيوند و ارتباط زندگي دنيا با حيات آخرت تصريح مي شود :
    « خشنودي خدا در خشنودي پدر و مادر است و ناخرسندي خدا در ناخرسندي و نارضايتي والدين مي باشد . » (3 )
    اين رهنمود اولا جلب خشنودي پدر و مادر را يك ارزش و فضيلت والا معرفي مي نمايد و همه فرزندان را به مراقبت و تلاش در مسير انجام صحيح وظايف و مسئوليت هايشان نسبت به والدين و ابراز محبت و احساس خاص نسبت به آنان ترغيب مي نمايد. ثانيا اين معرفت و بينش را به فرزندان انتقال مي دهد كه راه خشنودي و رضايت خداوند متعال با به دست آوردن خرسندي و رضايت پدر و مادر هموار و مقصد رسان مي شود و تا پدران و مادران از رفتار و عملكرد فرزندانشان راضي نباشند و آنان را در انجام امور مختلف و منطبق با قوانين و ارزش هاي پاك و والاي الهي در همه ابعاد از جمله شيوه هاي ممدوح مواجهه و تعامل با اعضاي كانون خانواده متعهد نيابند به خشنودي نمي رسند و در پي تحقق اين ناخشنودي خداوند متعال نيز از اين گروه از فرزندان ناخرسند مي گردد. همچنان كه در نقطه مقابل تامين رضايت پدران و مادران با تحقق رفتار و عملكردهاي سالم و متعهدانه فرزندان رضوان و خشنودي الهي را جلب خواهد نمود.
    بنا به رهنمود رسول اكرم (ص ) هيچ تنافي و تضادي بين امور دنيايي و امور اخروي وجود ندارد و رضايتمندي والدين در دنيا كه رضايتمندي حضرت پروردگار را به ارمغان مي آورد هر كدام دو موضوع از موضوعات مرتبط با سراي دنيا و سراي آخرت است كه از هم منفك و جدا نمي باشند كه پيوند خورده با هم و انفكاك ناپذير مي باشند.
    با توجه به اين اصل ثابت كه يكي از سنت ها و قوانين متقن و استوار و هميشگي و تغييرناپذير الهي مي باشد فرزندان بايد از اين فرصت بسيار حياتي و نقش آفرين در تعيين سرنوشت نهايي خويش كه با رسيدن به مراتب بالاي تقرب الهي و نيل به حيات جاودان آخرت و بهشت برين و سرشار از نعمت هاي الوان به وجود مي آيد حداكثر بهره برداري شايسته را به عمل آورند و با انجام وظيفه نسبت به پدران و مادران خويش و جلب خشنودي آنان به رضوان و رضايت حضرت پروردگار و حضور در محفل انس و قرب او نائل آيند.
    تلاش در مسير نضج و شكل گيري مباني فكري و اعتقادي سالم انجام طاعات و عبادات كسب فضايل بزرگ اخلاقي و كناره گيري از رذايل و صفات و رفتارهاي نامناسب و دون شان و منزلت الهي انسان فعاليت هاي علمي و حضور در عرصه هاي كار و تلاش اقتصادي سالم مهرورزي با اعضاي كانون خانواده احسان و محبت خاص و به عينيت درآوردن عواطف و تعهدات و حقوق تعيين شده الهي نسبت به والدين از جمله وظايف و مسئوليت هايي به شمار مي روند كه بر دوش فرزندان سنگيني مي كنند و انجام دقيق آنها موجب جلب خشنودي و رضايت پدران و مادران و به دنبال آن كسب رضوان و رضايت الهي مي شود.
    ــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ حضرت امام موسي بن جعفر(ع ) درباره ارتباط دنيا و آخرت و موازنه مشروع و معقول بين امور مادي و معنوي و نفي هرگونه كژانديشي و برداشت هاي غلط و رفتار و عملكردهاي ناصواب مي فرمايد :
    « از ما نيست كسي كه دنياي خود را براي دين خويش يا دين خود را براي دنياي خويش ترك كند » (الحديث ج 2 ص 34 )
    2 ـ قرآن كريم سوره زلزال آيه 7 و 8
    3 ـ نهج الفصاحه روايت 1665
    پيوند و ارتباط زندگي خاكي با حيات افلاكي و مزرعه بودن دنيا براي بذرافشاني و پرورش نهال هاي ايمان و عمل صالح داراي جنبه ها و جلوه هاي گوناگون مي باشد و هرگز محدود به يك عرصه از زندگي و يا افراد خاص نمي باشد كه همه عرصه هاي حيات و تمام اشخاص و گروه ها را در گستره اي عظيم شامل مي گردد
    يكي از ابعاد پيوند حيات دنيايي با حيات اخروي شيوه تعامل انسان با « والدين » مي باشد كه با جلب خشنودي آنان رضايت و خشنودي حضرت پروردگار جلب خواهد شد همچنان كه ناخرسندي والدين از فرزندان موجب ناخشنودي خداوند متعال خواهد گرديد

  • *****
    گر بهار عمر باشد باز بر فرق چمن




  • علامه جعفري و خاطره ها
    در قم از بقالي خريد مي كردم يك بار دو سه روز چيزي نداشتم به ناگزير سراغ بقال رفتم و از او مقداري برنج و روغن و خرما گرفتم . به محض اينكه فهميد آنها را نسيه مي خواهم بخرم اجناس را از دستم گرفت و سر جاي خودشان گذاشت . به حجره بازگشتم و بر اثر ضعف دچار بي حالي شدم و چاره اي جز استراحت نداشتم . در اين هنگام همسايه ام كه طلبه سيدي بود به حجره آمد و به من گفت اشكالي در لمعه دارم شما برايم حل كنيد. گفتم : حال ندارم لطفا بعد از ظهر مراجعه فرماييد. او گفت به حجره من بياييد و با هم ناهار بخوريم و پس از آنكه حالتان بهتر شد اشكال مرا برطرف كنيد. من هم رفتم و از گرسنگي رهايي يافتم . در قم ديگر اين گونه حوادث پيش نيامد...
    مادرم در 1363 هـ . ق مرحوم شد . مدتي در درس هاي مرحوم شهيدي حاضر شدم . ايشان مرد والامقامي بود و از وي جز دو فرش كهنه و مقداري اثاثيه معمولي چيزي باقي نماند. وصيت كرده بود كه من كتاب هايش را به مدرسه مرحوم سيد كاظم تحويل دهم . با آنكه ايشان مرجع تقليد بود و مردم به او علاقه بسياري داشتند اما فقيرانه زندگي مي كرد. عادت داشت كه قبل از حضور در مسجد در دكان عطاري نزديك مسجد مي نشست و رفع خستگي مي كرد. روزي كسي بر و وارد مي شود و مي گويد اين قدر خورده اي كه گردنت گلفت شده مقداري هم به ما بده كه ما هم نيازمنديم . ايشان به عطار اشاره مي كند و ميگويد : دويست و پنجاه تومان به وي بده . آن مردم به دست و پاي ايشان مي افتد و عذرخواهي مي كند. چون منزل وي به خاطر دويست و پنجاه تومان كه در رهن بود در حال از ميان رفتن بود و آن مرد تعجب مي كند كه ايشان از كجا مشكل وي را فهميده است . پس از آنكه مقداري نزد ايشان درس خواندم مقداري پول به من داد و مرا روانه نجف كرد . رفتم . حدود 1363 هـ . ق به نجف رفتم ...
    ابتدا كه وارد نجف شدم در مدرسه صدر جايي براي من نبود. سيد محمد اصفهاني كه بزرگ مدرسه ما بود مرا در مدرسه بادكوبه اي ها جا داد و پس از هشت ماه به مدرسه صدر بازگشتم . مدرسه صدر اصالت و روحانيت خاصي داشت . حدود بيست و پنج حجره و چند تا هم شب خواب داشت . اغلب افراد جز يكي دو نفر همه مجتهد بودند نيمه هاي شب حالات روحاني آن شروع مي شد. مدرسه صدر خيلي پربار و طلاب بزرگي را پرورش داده است .
    در نجف اساتيد بزرگي داشتم . از جمله حاج ميرزا حسن آقاي يزدي كه مطالب آقا ضيا را خوب درك مي كرد. اواخر كفايه را نزد آقا مرتضي طالقاني خواندم . درس خارج را با درس آيت الله خويي شروع كردم . حدود يازده سال در درسهاي ايشان حاضر شدم . دو سه سال هم در درس هاي آقا ميرزا كاظم شيرازي شركت كردم . در درس آيت الله سيد محسن حكيم هم شركت كردم . حدود شش هفت سالي هم خدمت آيت الله ميرزا عبدالهادي شيرازي رسيدم . مقام علمي ايشان بالا بود و هر چه به او نزديك ميشدم ارادتم بيشتر مي شد. من بارها ديدم كه ايشان موقع نماز خواندن مي لرزيد.
    قاعده « فراغ و تجاوز » را از آيت الله سيد جمال گلپايگاني فرا گرفتم . در درس هاي فقه و اصول آيت الله ميلاني هم شركت كردم . اساتيد نجف بسيار والامقام بودند. در نجف مراجع بسياري داشتيم . اوضاع علمي و معنوي نجف به گونه اي بود كه آدمي گاه با خود مي گويد :
    گر بهار عمر باشد باز برفرق چمن
    چتر گل بر سركشي اي مرغ خوشخوان غم مخور
    هيهات برگذشت زمان كه ديگر بازگشتي ندارد. اي كاش آنها باز مي گشتند و ما بر سر راهشان گلها مي كاشتيم . چه بزرگاني بودند! چه عظمت هايي داشتند! آنها از نظر مال زياد با ما فرق نداشتند. اساتيد ما مي گفتند كه صاحب خانه مرحوم شيخ محمد حسين اصفهاني آمد و فرش ايشان را بابت اجاره خانه برداشت و برد. شيخ محمد حسين اصفهاني نبوغ عجيبي داشت . در فقه اصول فلسفه عرفان ادبيات عرب و ادبيات فارسي مرد فوق العاده اي بود. خاكستري از آتش آن دوران برجاي مانده است وقتي كه با دوستان خود از آن دوران صحبت مي كنيم آه حسرت مي كشيم .
    (منبع : آفاق مرزباني )

  • *****