
تاملي در ديدگاه هاي امام خميني درباره ضرورت و آثار همبستگي مراكز حوزوي و دانشگاهي
« وحدت » در هر زمان و مكان و در هر موضوع و در هر جريان و گروه و در همه ابعاد و جلوه ها
بسيار ممدوح و
پسنديده مي باشد و به بروز آثار مفيد و سازنده و ثمرات ارزشمند منتهي مي گردد
همچنان كه « تشتت » در هر شكل و
نمود و در هر موضوع و جريان و گروه
مذموم و ناپسند و آفت زا و زيانبار مي باشد و زهري است در كام دين و ملت و
كشور.
در عين حال كه وحدت در يك نگرش كلي و گسترده و فراگير و در همه جمعيت ها و قشرها و صنف ها حائز اهميت
فراوان است
لكن در برخي از مراكز داراي اهميتي بيشتر و آثار فزون تر مي باشد و از آن جمله است « وحدت حوزه و
دانشگاه » . به هر ميزان كه وحدت و همبستگي در اين دو مركز
بسيار ارزشمند و داراي آثار و نتايج شگرف وعظيم
مي باشد
تفرقه و تشتت و اختلاف در ميان آنها بسيار خطرناك و زيان آفرين است و آثاري تلخ و ناگوار و آفات و
آسيب هايي مهلك توليد مي نمايد.
اهميت خاص وحدت حوزه و دانشگاه از آنجا ناشي مي شود كه افكار و انديشه ها و مواضع و عملكردها و تدبيرها و
مديريت هاي سرچشمه يافته از اين دو مركز با سرنوشت جامعه و كشور اسلامي پيوند و ارتباط پيدا مي كند. اين پيوند و
ارتباط موجب رشد و پيشرفت هاي همه جانبه علمي و فرهنگي و استحكام باورها و ارزش ها و هنجارها و ترويج و
تحقق قوانين جامع و حياتبخش اسلام مي شود و از سويي ديگر « استقلال سياسي » و « استقلال فرهنگي » كشور را محقق
مي گرداند.
واقعيت انكارناپذير ديگري كه موجب شده وحدت حوزه و دانشگاه از اهميت و حساسيت خاصي برخوردار گردد
اين است كه هر نوع اتحاد و همبستگي و صميميت دانشگاهيان و حوزويان به سرعت و با وسعت به جامعه و در ميان
مردم سرايت مي كند و آثار مفيد و سازنده و بالنده برجاي مي گذارد و زمينه ساز وحدت و يكپارچگي و اتحاد ملت
مي گردد
و در نقطه مقابل
بروز اختلاف و افتراق و ناپيوستگي و چند دستگي در ميان اين دو مركز بزرگ علمي و
فرهنگي
به جامعه اسلامي راه مي يابد و در ميان مردم نفوذ مي كند و با آثار زيانبار و خطرناك و مخوفي كه بر جاي
مي نهد
اقشار مختلف ملت را به ضعف و تزلزل و نااميدي و گرايشات مبتني بر فقدان احساس مسئوليت اجتماعي و
سياسي و بي اعتنايي و بي تفاوتي نسبت به امور جاري جامعه و كشور اسلامي ترغيب مي نمايد.
در انديشه هاي سياسي امام خميني با رويكردهاي خاصي از آن پيشواي فرزانه و ژرف انديش و جامع نگر به موضوع
وحدت حوزه و دانشگاه مواجه مي شويم كه با دقت و توجه ويژه اي جايگاه و اهميت و نقش حياتي اتحاد اين دو مركز و
ضرورت از بين بردن عوامل افتراق در ميان دانشگاهيان و حوزويان نمايانده شده است . در بخشي از اين رهنمودهاي
گسترده و آگاهي بخش دقت و تفكر روا مي داريم .
1 ـ اولين نگرش به اين موضوع
سابقه تمهيد زمينه هاي اوليه گرايش فكري و عملي دو قشر « روحاني » و « دانشجو » و
هم انديشي و احساس درد و مسئوليت مشترك نسبت به دين و ملت و شرايط حاد مسلمين دنيا و نقش مخرب
قدرت هاي استعماري و سلطه جوي جهاني مي باشد.
سابقه اين احساس و گرايش فكري و عملي به پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و در درون سياه حاكميت رژيم دست
نشانده پهلوي برمي گردد. در آن زمان
تمام تلاش هاي مهره هاي وابسته به انگليس و آمريكا در حاكميت ستمشاهي به
ايجاد اختلاف و تفرقه و تشتت بين دو مركز مهم حوزه و دانشگاه و رو در رو قرار دادن دانشجويان و روحانيون معطوف
مي گرديد. رژيم مزدور پهلوي كه از استعمار خارجي دستور مي گرفت و مامور « اسلام زدايي » در ايران و خنثي كردن
تلاش ها و مبارزات اسلامي و رهايي بخش علماي متعهد حوزه هاي علميه بود
هرگونه تقريب و وحدت بين روحانيون
ودانشجويان را با تلاش هاي اسلام ستيزانه خود در تعارض آشكار مي ديد و به همين منظور با برنامه ريزي و به كارگيري
همه حربه ها و ترفندها سعي مي كرد نه تنها مانع نزديكي و اتحاد حوزه ودانشگاه شود
كه به طرق و روش هاي گوناگون
بذرهاي تفرقه و تشتت و دشمني بين طلاب علوم ديني و دانشجويان را بارور سازد.
به زعم و تصور صحيح عوامل رژيم شاه
با تحقق وحدت حوزه و دانشگاه
قوانين سياسي و حكومتي اسلام و
احكام و دستورالعمل هاي صريح قرآن درباره جهاد و مبارزه با كفر و جور و ستم و فساد و تباهي و وابستگي به بيگانگان
توسط انديشمندان و علماي جامع نگر و زمان شناس و مبارز اسلام به مراكز آموزش عالي منتقل مي گشت و دانشگاهيان
را با تفكر و فرهنگ غني و استعمار و استبداد ستيز دين الهي آشنا و مشتاق مي ساخت و به اين ترتيب جبهه اي نيرومند
و مستحكم از اين اتحاد و اقتدار مقدس در مقابل رژيم شاه تشكيل مي گشت كه اساس و بنيان نظام شاهنشاهي را با خطر
جدي و تا مرز انهدام تهديد مي كرد.
از سوي ديگر
هم مراكز ديني و مسلمانان ايران و هم ساير جوامع و سرزمين هاي مسلمان نشين در معرض
شديدترين تهاجمات در ابعاد و جلوه هاي فكري و عملي و فرهنگي و سياسي از جانب مثلث شوم آمريكا و انگليس و
اسرائيل قرار داشت و بيداري اسلامي و تشكيل جبهه متحد توحيدي در داخل ايران و جهان اسلام يك ضرورت حياتي
و بنيادين محسوب مي شد.
در چنين شرايط حاد و نفس گيري
با اتخاذ سياست هاي اسلامي توسط حضرت امام خميني
آرام آرام زمينه هاي
مساعد براي نزديكي و وحدت طلاب علوم ديني و دانشجويان در ايران و اروپا فراهم آمد و نطفه هاي اوليه وحدت
حوزه و دانشگاه منعقد گرديد.
حضرت امام خميني در پاسخ به نام اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان در اروپا كه در سال 1346 نگاشتند
اينگونه از تقريب و همبستگي طلاب علوم ديني و قشر دانشجو اظهار رضايت و مسرت مي نمايد :
« .. از اين كه احساس ميكنم طبقات جوانان غيور دانشجوي قديم و جديد داخلي كشور و خارج و روشن ضميران
ساير طبقات ملت شريف مسلمان ـ ايدهم الله تعالي ـ از خواب گران چند صد ساله كه به نغمه هاي خواب آور عمال
خبيث استعمار بر ملت ها غلبه كرده بود
بيدار شده اند و در فكر چاره هستند و از پيوستگي دانشجويان مدارس قديم و
دانشگاه ها و همكاري آنها و ساير طبقات بيدار در اين نهضت مقدس اسلامي كه به خواست خداوند متعال منتهي به
قطع ايادي اجانب و استعمار خواهان و غرب زدگان خواهد شد
احساس مسرت و سربلندي مي كنم . » (1 )
همچنين حضرت امام خميني پس از دريافت نامه اي از دانشجويان مسلمان مقيم اروپا در تاريخ 50
2
6 ضمن
اشاره به خطر گسترش فرهنگ استعماري در ايران و لزوم توجه به شيوه و روش حكومت در اسلام و رفتار حكام
اسلامي با ملتهاي مسلمان و ضرورت تلاش عملي براي زمينه سازي تحقق چنين حكومتي در ايران با سرنگون ساختن
حكومت مزدور و دست نشانده پهلوي
از نزديكي و وحدت دانشجويان حوزه و دانشگاه به نيكي ياد مي كند و اظهار
اميدواري مي نمايد كه اين نور به خاموشي نگرايد و تمام شكاف هاي ايجاد شده توسط ايادي استعمار بين حوزويان و
دانشگاهيان از بين برود :
« از نهضتي كه در سال هاي اخير به تاييد خداوند متعال به پا شد و موجب نزديكي قشرهاي تحصيلكرده با علماي
دين شد
اميد واثق دارم كه اين نور به خاموشي نگرايد و اين شكاف هايي كه به دست خائنان سوداگر غرب و شرق براي
استعمار ملل اسلام حاصل شده است
با جنبش دنيايي و همه جانبه طبقات تحصيل كرده اعم از روحاني و دانشگاهي از
بين برود و بااطلاع از دردها و نابساماني ها به علاج و سازندگي بپردازند . » (2 )
2 ـ شكل گيري نطفه هاي اوليه وحدت و همبستگي علماي دين با دانشجويان كه در نامه هاي امام خميني به
اتحاديه هاي انجمن هاي اسلامي دانشجويان خارج از كشور در سال 1346 و 1350 به آن تصريح شده است
با آغاز
نهضت شكوهمند اسلامي وارد مرحله عيني و عملي گرديد و در صحنه ها و ميادين مبارزه خونين با رژيم ستمشاهي به
تجلي درآمد و با خون طلاب و روحانيون و دانشجويان مسلمان امتزاج و استحكام يافت .
انقلاب اسلامي كه با رهبري هاي شگفت انگيز حضرت امام خميني و با درايت و برنامه ريزي اصحاب و ياران امام و
مجاهدت توده هاي مردم مسلمان ايران وارد مرحله نويني گشت و با تظاهرات خياباني و درگيري و به خاك و خون
كشيده شدن مبارزان روبه وسعت و گسترش رفت
حضور چشمگير طلاب و دانشجويان را به اوج رساند. اين حضور و
نقش آفريني
هم در حوزه ها و با برگزاري سخنراني هاي آگاهي بخش و دعوت به قيام و مبارزه
و هم در دانشگاه ها وهم
در مساجد كشور
اتحاد و اقتدار حوزه و دانشگاه را به نمايش درآورد.
در طول دوران انقلاب ـ از آغاز تا پيروزي نهايي ـ اصحاب و ياران امام كه نهضت اسلامي را در ايران با دريافت خط
مشي و فرامين امام از پاريس سازماندهي مي كردند
تلاش ويژه اي براي تجلي آثار وحدت حوزه و دانشگاه در
صحنه هاي مبارزه مبذول داشتند و از سوي ديگر و در نقطه مقابل
عناصر وابسته به نظام ستمشاهي براي ايجاد اختلاف
و تفرقه در صفوف حوزويان و دانشجويان تلاش مي كردند تا به اين وسيله از آثار ارزشمند اين همگرايي و اتحاد
ارزشمند بكاهند و اين حركت را به بيراهه سوق دهند.
حضرت امام خميني همچنان كه در دوره شكل گيري زمينه هاي اوليه اين وحدت
با نظارت دقيق و كامل خويش
رهنمودهاي لازم را به طلاب و دانشجويان ارائه مي دادند
در مرحله اول تجلي عملي اين وحدت
درباره ضرورت تداوم
آن تا پيروزي نهايي و جلوگيري از توطئه هاي تفرقه افكنانه رهنمودهايي دارند كه آنها را به دقت مرور مي كنيم :
لازم است تا جوانان دانشگاههاي قديم و جديد به هم پيوسته و با ساير طبقات ملت پيوند اخوت اسلامي برقرار
كنيد . « واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا » (3 )
اين است دستور محكم نجات بخش قرآن كريم كه بايد نصب عين خود
قرار دهيم و از تفرقه و تشتت كه جز شكست در مقابل طاغوت نتيجه اي ندارد پرهيز نموده
از خداوند تعالي نجات ملت
را بخواهيم . (4 )
روحانيون محترم بايد به طبقه جوان روشنفكر كه در خدمت اسلام و كشور اسلامي است و به همين جهت مورد
حمله عمال اجانب است
احترام گذاشته آن ها را چون فرزنداني عزيز و برادراني ارجمند بدانند و اين قدرت بزرگ كه
مقدرات
خواه ناخواه در دست آنها خواهد افتاد
از دست ندهند و از تبليغات سوئي كه بر ضد آنها در اين چند سال شده
و آنها را در نظر بعضي طور ديگر جلوه داده اند تا از تفرقه استفاده هر چه بيشتر برند
احتراز كنند و كساني را كه جهلا يا از
سو نيت موجب دورنگه داشتن اين طبقه موثر است از روحانيت
از خود برانند و به آنها اجازه ايجاد تفرقه ندهند . (5 )
شما مي بينيد كه الان در ايران كه يك وحدت كلمه في الجمله پيدا شده است
چطور لرزانده است همه تخت و
تاج ها را و همه ابرقدرت ها را. همه به دست و پا افتاده اند... دانشگاه با روحانيت نزديك شده
روحانيت با دانشگاه
نزديك شده است ... آمريكا را آنجا متزلزل كرده و شوروي را آنجا متزلزل كرده و اين قلدرها هم ...در خود ايران به دست و
پا افتاده اند و همين آدم كشي ها و همين تشبثاتي كه اين مرد(شاه ) مي كند براي همين است . (6 )
3 ـ بخشي ديگر از رهنمودهاي حضرت امام خميني درباره وحدت حوزه و دانشگاه مربوط به مرحله پس از پيروزي
انقلاب و استقرار نظام اسلامي در ايران است . اين رهنمودها كه داراي حجم زياد و همراه با هشدارها و بينش آفريني هاي
مكرر مي باشد
به سابقه توطئه ها و ترفندهاي قدرت هاي استعماري و عوامل پيدا و پنهان آنان در داخل ايران براي ايجاد
تفرقه و بدبيني و دشمني بين دانشجويان مراكز حوزوي و دانشگاهي اشاره دارد و از سويي ديگر به صيانت و پاسداري
از اتحاد و اقتدار ايجاد شده بين حوزه و دانشگاه در طول مراحل نهضت اسلامي تصريح مي نمايد. همچنين بخشي از اين
رهنمودهاي آگاهي بخش به جايگاه عناصر انديشمند اين دو مركز و نقش حياتي و محوري آنها در ايجاد بسترهاي
مناسب براي رشد و پيشرفت و بالندگي و تحقق استقلال همه جانبه كشور اشاره مي كند.
حضرت امام خميني تصريح مي نمايند كه عناصر حوزوي و دانشگاهي هر دو از منورالفكرها هستند(7 ) و تبليغات
استعمار خارجي و عوامل داخلي آنان كه با حربه هايي چون « فناتيك » دانستن روحانيون و « بي دين » ناميدن دانشگاهيان
سعي در ايجاد دافعه و گريز در ميان اين دو قشر داشتند
بايد طرد و نفي گردد(8 )
حضرت امام خميني علماي حوزه ها و دانشجويان دانشگاه ها را مغز متفكر جامعه مي نامند (9 ) و به صراحت اعلام
مي كنند كه : « نه دانشگاهي بدون روحاني مي تواند به استقلال برسد و نه روحاني بدون دانشگاهي » (10 ) و به اين ترتيب
اهميت وحدت و تقريب و همگرايي و هم فكري حوزويان و دانشگاهيان و آثار ارزشمند آن را گوشزد
مي نمايند.
حضرت امام خميني (ره ) با توجه به شرايط خاص پس از پيروزي انقلاب و نتايج شگرف و عظيمي كه از اتحاد
حوزه و دانشگاه حاصل گرديد و در اثر آن دشمنان زخم خورده به توطئه هاي وقفه ناپذير براي از بين بردن اتحاد و ايجاد
افتراق بين اين دو مركز قدرتمند اشتغال مي ورزند
هشدار مي دهند كه در دانشگاه هاي سراسركشور « دشمنان آگاه » در
حال افشاندن بذرهاي تفرقه و جدايي بين حوزه و دانشگاه مي باشند و در اين ميان « دوستان نادان » به تاثيرپذيري و
تحركات مخرب اشتغال دارند. در اين سخنان هشدار دهنده امام دقت كنيم :
« برادران دانشگاهي
توجه كنيد كه شما را جدا نكنند از روحانيون . برادران روحاني
توجه كنيد كه شما را جدا نكنند
از دانشگاهي هالله در اصفهان
در مشهد
در تهران
اساس يك خلاف را دارند طرح ريزي مي كنند كه دانشگاه را از روحاني
جدا كنند. بعضي منبري هاي نادان و بعضي دانشگاهي هاي نادان مي خواهند اين دو قشر را از هم جدا كنند
طرحش را
ريخته اند... دست برداريد از اين ناداني
شما را تحريك نكنند آنهايي كه بااسلام دشمن هستند
خيانت به اسلام نكنيد
اين تفرقه امروز خيانت به اسلام است
با هر اسمي كه باشد... با اعمال شما مبادا اسلام فراموش بشود
با اعمال شما
مبادا اسلام دفن بشود
اگر دلسوز به اسلام هستيد دست از تفرق برداريد
اگر دلسوز به ملت هستيد دست از تفرق
برداريد ... اين طرح شيطاني را خنثي كنيد . » (11 )
حضرت امام خميني ضمن مبارك دانستن پيوند فيضيه و دانشگاه و وحدت و مودت و صميميت ايجاد شده در اثر
انقلاب شكوهمند اسلامي بين روحانيون و دانشگاهيان
براي از بين بردن رسوبات فكري استعمار خارجي و رژيم دست
نشانده پهلوي و عوامل وابسته به آن ها كه به صورت جريان هاي فكري غرب گرا و سلطنت طلب در مراكز تبليغي و
مطبوعاتي به فعاليت هاي نامرئي و مرموز خويش عليه اين دو نهاد بزرگ اشتغال دارند
حضور هر چه بيشتر حوزويان
در محافل دانشگاهي و شركت فعال دانشجويان در محافل حوزوي و تبادل افكار و همگرايي و همفكري در پيشبرد
اهداف و مقاصد اسلام و انقلاب و نظام اسلامي را بسيار موثر و مفيد و راهگشا مي دانند.
اكنون اين « راه هموار و روشن »
« پويندگان هميشه بيدار و آگاه و مسئول » را مي طلبد. اين « راه » با عبور از گردنه هاي
سخت و مقابله و مبارزه با همه موانع و مشكلات و پشت سرگذاشتن تمام « بيراهه » ها و به قيمت خون هاي پاك و مطهر
شهيدان اسلام به دست آمده است . پس هم « رهبان » باشيم و هم « رهرو » .
براي تحقق مسئوليت عظيم رهباني و رهروي توجه به نكات ذيل بسيار ضروري مي باشد :
به وحدت حوزه و دانشگاه بايد نگاهي عميق داشت
نه سطحي و ظاهري .
نگرش به ژرفاي اين اصل
به كاويدن و رسيدن و يافتن مي انجامد و حاصل آن درك ضرورت هاي حياتي و نيازهاي
بنيادين خواهد بود
حال آن كه نگرش سطحي و ظاهري
ما را در « كليشه » و « تكرار » محصور مي كند و به انجام حركاتي
بي اثر به صورت « رفع تكليف » ترغيب مي نمايد.
بايد از « حرف » و « شعار » به « عمل » و « رفتار » رسيد و در عينيت جامعه وحدت حوزه و دانشگاه را به نظاره نشست .
يعني بايد تعامل نزديك و صميمي و موثر و مفيد حوزويان و دانشگاهيان را ديد و نه فقط شنيد. و نيز بايد اين وحدت
و همبستگي را باور كرد و يافت و نه فقط تمنا كرد و خواست !
بايد با موانع وحدت حوزه و دانشگاه مقابله صحيح و منطقي شود تا همه راه ها براي نيل به اين هدف متعالي
صاف و هموار گردد. در محيط هاي دانشگاهي
نيروهاي مخالف حكومت ديني و روشنفكرنمايان غرب گرا و طرفدار تز
استعماري « جدايي دين از سياست » و « اسلام منهاي روحانيت »
از موانع تحقق اين وحدت به شمار مي روند كه به
تحركات تبليغي و القائات افكار استعماري اشتغال دارند. در مراكز حوزوي
روحانيون قشري گرا و متحجر كه از ابتدا با
امام خميني و نهضت پرشور و الهي او و نداي وحدت زاي اين پيشواي الهي مخالف بودند و با هر حركت و تحول
اساسي عناد مي ورزيدند
از موانع تحقق اين وحدت و همبستگي مي باشند. اين قشر از روحانيون در برابر پيشتازان
وحدت حوزه و دانشگاه همچون متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري
متفكر شهيد آيت الله بهشتي و شهيد انديشمند
آيت الله مفتح قرار دارند و به تحركات مسموم درباره اين حركت الهي و هر حركت و تحول ديگر اشتغال مي ورزند.
وجود تشكيلات و نظم و سامان براي محقق گرديدن وحدت حوزه و دانشگاه بسيار ضروري مي باشد
كه در
بي نظمي و فقدان تشكيلات لازم و كافي هيچ طرح و برنامه بزرگي به ثمر نمي نشيند. همين اصل ضروري و مهم است
كه در صورت تحقق آن
« انديشه وحدت » را در ظرف و قالب « شيوه ها و راهكارها » مي ريزد و از « نبود »
« بود »
مي سازد.
پاورقي :
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ صحيفه نور
ج 1
ص 130
2 ـ همان منبع
ص 161
3 ـ قرآن كريم
سوره آل عمران (3 )
آيه 103
4 ـ وحدت از ديدگاه امام خميني (تبيان
دفتر پانزدهم )
موسسه تنظيم و نشر آثار امام
ص 268 و 269
5 ـ روحانيت و حوزه هاي علميه از ديدگاه امام خميني
(تبيان
دفتر دهم )
موسسه تنظيم و نشر آثار امام
ص 292
6 ـ همان منبع
ص 294
7 ـ وحدت از ديدگاه امام خميني
موسسه تنظيم و نشر آثار امام
ص 272
8 ـ همان منبع
ص 272
9 ـ همان منبع
ص 276
10 ـ همان منبع
ص 278
11 ـ همان منبع
ص 274 و 275
اهميت خاص وحدت حوزه و دانشگاه از آنجا ناشي مي شود كه انديشه ها و مواضع و عملكردها و تدبير و
مديريت هاي سرچشمه يافته از اين دو مركز با سرنوشت جامعه و سرزمين اسلامي پيوند و ارتباط پيدا مي كند و
« استقلال سياسي » و « استقلال فرهنگي » كشور رامحقق مي گرداند
هر نوع اتحاد و همبستگي دانشگاهيان و حوزويان به سرعت و با وسعت به جامعه سرايت مي كند و زمينه ساز
يكپارچگي و اتحاد ملت مي شود
و در نقطه مقابل
بروز ناپيوستگي و چنددستگي در ميان اين دو مركز بزرگ
به جامعه
اسلامي راه مي يابد و آثار خطرناك و مخوفي برجاي مي نهد
هر نوع نگرش سطحي و ظاهري به موضوع وحدت حوزه و دانشگاه
ما را در « كليشه » و « تكرار » محصور مي كند و به
انجام حركاتي بي اثر و به صورت « رفع تكليف » ترغيب مي نمايد
بايد از « حرف » و « شعار » به « عمل » و « رفتار » رسيد و وحدت حوزه و دانشگاه را در عينيت جامعه به نظاره نشست .
بايد تعامل نزديك و صميمي و موثر و مفيد حوزويان و دانشگاهيان را ديد و نه فقط شنيد. و نيز بايد اين وحدت و
همبستگي را باور كرد و يافت ونه فقط تمنا كرد و خواست !

|