روزنامه جمهوري اسلامي 24/09/1386 صفحه سياسي

  • در گفتگوي اختصاصي روزنامه جمهوري اسلامي با ناصر ابوشريف مطرح شد
    تشريح اهداف كنفرانس آناپوليس و مواضع ضدصهيونيستي جنبش جهاد اسلامي فلسطين

  • « كوزوو » با گامهايي لرزان به سوي استقلال
  • *****
    در گفتگوي اختصاصي روزنامه جمهوري اسلامي با ناصر ابوشريف مطرح شد
    تشريح اهداف كنفرانس آناپوليس و مواضع ضدصهيونيستي جنبش جهاد اسلامي فلسطين

  • اشاره : آقاي ناصر ابوشريف نماينده جنبش جهات اسلامي فلسطين دربازديد از روزنامه جمهوري اسلامي و در ملاقات با مسئولان اين موسسه مطبوعاتي درباره آخرين وضعيت مقاومت اسلامي فلسطين و بحران در رژيم صهيونيستي توضيحاتي ارائه كرد. وي تاكيد كرد مبارزه ضد صهيونيستي در اوج قرار دارد و در عين حال مشكل اصلي ملت فلسطين رژيم هاي عربي است كه تحت عنوان رژيم هاي معتدل ! هنوز به توان ملتهاي خود ايمان نياورده و در برابر طرحهاي آمريكا و رژيم صهيونيستي سرفرود مي آورند.
    آقاي ابوشريف عقب نشيني هاي اسرائيل در مواجهه با انتفاضه و شكست سنگين در برابر حزب الله لبنان را شاهدي بر قريب الوقوع بودن شكست رژيم صهيونيستي دانست و گفت : ما به خط مبارزه ايمان داريم و معتقديم هرگونه سازش به نفع اسرائيل و براي نجات اين رژيم است .
    وي در پايان مصاحبه اي با بخش اخبار خارجي روزنامه انجام دادم و به سئوالات آنان پاسخ گفت كه آنچه در ذيل مي خوانيد ماحصل اين گفتگو است .
    مصاحبه با نماينده جنبش جهاد اسلامي فلسطين در تهران
    بعنوان نخستين پرسش اگر ممكن است يك تصوير كلي از وضعيت فعلي مساله فلسطين براي ما بيان بفرمائيد.
    ث شرايط كنوني فلسطين بخاطر مسائلي كه در غزه و كرانه باختري جريان دارد از بدترين شرايط ممكن به شمار ميرود.
    در كرانه باختري يك حكومتي وجود دارد كه براي دستيابي به حقوق ملت فلسطين به سياست مذاكره و اقدامات سياسي اعتقاد دارد و از طرفي ديگر در نوار غزه جناح ديگر در محاصره قرار دارد و از آنها ميخواهند به سياست گفتمان و عمليات سياسي براي به رسميت شناختن اسرائيل تن بدهد.
    در كرانه باختري دولت به وظايف امنيتي خود در چارچوب طرح « نقشه راه » عمل مي كند و به رژيم صهيونيستي در زمينه تعقيب مجاهدين فلسطيني و تحويل آنان كمك مي كند.
    تازه ترين تحول سياسي در فلسطين كنفرانس آناپوليس و همچنين محاصره نوار غزه است كه روز به روز بر شدت بحران هاي غذايي سوخت مواد اوليه انرژي و گذرگاه ها مي افزايد. افزون بر اين حملات پي در پي رژيم صهيونيستي است كه پس از كنفرانس آناپوليس شدت و وسعت بيشتري به خود گرفته است .
    در كرانه باختري كه حكومت ابومازن به سياست مذاكرات با رژيم صهيونيستي اعتقاد دارد مي بينيم كه رژيم صهيونيستي در حال ساخت يك شهرك 308 واحدي در كوه ابوغنيم است و اين اقدام را مخالف توافقات كنفرانس آناپوليس نميداند .
    آنچه اكنون در فلسطيني مي بينيم شرايط بسيار بدي است كه باعث پيچيده تر شدن اوضاع و چند دستگي شده است و اميدواريم وضعيت فعلي اين مساله را به اثبات برساند كه مذاكرات با رژيم صهيونيستي هيچ نتيجه اي به همراه نخواهد داشت و تنها برگ برنده در دست ملت فلسطين و وحدت آنها است .
    فلسطيني ها تاكنون در كنفرانس هايي مانند كنفرانس مادريد و اسلو شركت كرده بودند و پس از آن نيز در آناپوليس حضور يافتند كه پس از پايان كنفرانس آناپوليس همگان بر شكست اين كنفرانس اذعان كردند. شما دليل اين شكست را چه مي دانيد
    ث اگر بخواهيم دليل شكست را مطرح كنيم ساده است زيرا حقوق و منافع ملت فلسطين از مادريد تا اسلو و سپس آناپوليس هرگز محقق نشد و اين به معناي يك شكست بزرگ است . اما براي آمريكا و اسرائيل اين كنفرانسها موفقيت آميز بوده زيرا مساله فلسطين با اين كنفرانس ها از مسير صحيح و واقعي خود دور نگه داشته شد.
    در مادريد عمليات سازش با هدف حل مساله فلسطين از طريق مذاكرات آغاز شد در حاليكه صهيونيستها در نيت خود صادق نبودند چرا كه اسحاق شامير با قصد طولاني كردن مساله فلسطين به مادريد رفت و به قول كسينجر اين كنفرانس ها آن قدر طولاني شود تا اينكه قضيه فلسطين در راهروها و سالن هاي جلسات مذاكره بميرد.
    در اسلونيز همين داستان ادامه يافت و درباره كرانه باختري و نوار غزه توافقاتي صورت گرفت كه منجر به تشكيل دولت خود گردان شد و توافقنامه اي امنيتي براي تامين امنيت اسرائيل براي نجات يافتن از حملات فلسطيني ها امضا شد.
    مقاومت مردم فلسطين از راهكارهاي تاثيرگذاري بود كه باعث شد صهيونيستها بدون هيچ قيد و شرطي از غزه فرار كنند اين مقاومت سبب شد كه ملت فلسطين بر سرنوشت خود حكومت كند و در همين راستا و در سايه اين مقاومت بود كه مساله طرح برنامه هاي جديدي مانند برنامه شارون براي فلسطينيان پيشنهاد شد . مفاد اين طرح عبارت از عقب نشيني رژيم صهيونيستي از 42 درصد تا 48 درصد از كرانه باختري بود .
    آنچه كه در كنفرانس آناپوليس مطرح شد همين طرح بود كه قبلا آن را شارون پيشنهاد كرده بود لذا آنچه كه بوش در آناپوليس به فلسطينيان پيشنهاد داد موضوع تازه اي نبود بلكه طرح بوش همان طرح شارون بود كه طرحي تكراري و صهيونيستي است كه هدف آن آواره كردن فلسطينيان از سرزمينهاي اشغال است .
    صهيونيستهاي آمريكايي با ارائه طرح خود عملا هيچ نوع صلحي را براي فلسطين باقي نگذاشتند (البته اگر بخواهيم به اين صلح اعتقاد داشته باشيم ). آمريكا و اسرائيل در موضوع صلح هرگز جدي نبوده اند. آمريكا كشورهاي شركت كننده را نه با هدف جديت در موضوع مذاكرات گرد خود جمع كرد بلكه اين كار را با هدف رسيدن به منافع خود صورت داد تا به جهان نشان دهد كه هنوز بر اوضاع جهان بويژه خاورميانه (آن هم پس از بحران افغانستان و عراق ) مسلط است .
    اسرائيل نيز به قصد صلح به آناپوليس نرفت بلكه به اين دليل رفت تا از زير فشارهاي داخلي خارج شود.
    اولمرت پس از گزارش وينوگراد در خطر سقوط قرار داشت از اين رو براي فرار از شكست اين اجلاس تشكيل شد و مي توان گفت اين اجلاس حضور اولمرت در قدرت را براي يك سال ديگر تمديد كرد.
    به نظر من عدم جديت و نبود صداقت در طرح هاي آمريكا و اسرائيل در زمينه حل عادلانه مشكل فلسطين يكي از عوامل شكست كنفرانس آناپوليس به شمار مي رود.
    فلسطيني ها در حالي به آناپوليس رفتند كه دچار مشكلات داخلي و دو دستگي بودند. آنهايي كه رفتند هيچ راهي جز راه مذاكرات پيش روي خود نمي ديدند كه اين امر باعث خوشحالي رژيم صهيونيستي و آمريكا شد.
    يكي از اهداف تشكيل كنفرانس آناپوليس مشروعيت بخشيدن به رژيم صهيونيستي بود و مي توان شركت كشورهاي عربي در اين كنفرانس را در اين راستا تفسير كرد. حال به نظر شما اهداف ديگر اسرائيل از اين كنفرانس چه بود
    ث مشكلات بزرگي كه ما آنها را لاينحل مي بينيم مساله قدس آوارگان حاكميت مرزها شهرك سازي آب و... قضيه يهودي سازي دولت ميباشد كه ما اين ها را مسائل داخلي خود ميدانيم و ديگر كشورها حق ندارند بر سر آن معامله كنند. اين مسائل به اين دليل در اين كنفرانس مطرح شد تا مساله بازگشت آوارگان تحقق يابد. صهيونيستها نيز براي رهايي از حضور فلسطينيان ساكن در سرزمين هاي اشغالي و ديكته كردن خواسته هاي خود به طرف فلسطيني آنها را به اين كنفرانس دعوت كردند.
    خطر بزرگ اين است كه نگاه اسرائيل به مساله صلح يك نگاه واقعي و صحيح نيست . آنها ميخواهند از شر حضور فلسطينيان ساكن در سرزمينهاي اشغالي خلاص يابند لذا آنها در شرايطي اين بند را در دستور كار اين كنفرانس قرار دادند كه عرب ها و فلسطيني ها در شرايط و موضع ضعف قرار دارند.
    يك تحليل گر اسرائيلي درباره بيانيه و خطابه بوش در آناپوليس مي گويد : اگر متن خطا به بوش توسط يكي از نويسندگان و اعضاي حزب ليكود اسرائيل تنظيم مي شد بهتر از آنچه كه در اين بيانيه آمد نمي شد.
    در واقع رژيم صهيونيستي قصد دارد كنفرانس آناپوليس نقشه راه و خطابه بوش را فصل الخطاب همه توافقات گذشته قرار دهد و همچنين قطعنامه شوراي امنيت در زمينه حق بازگشت آوارگان به فلسطين را تحت الشعاع قرار دهد.
    لذا مي توان گفت شركت در اين كنفرانس به دولت يهودي اين اجازه را مي دهد تا قدس را تصاحب كرده به شهرك سازي ادامه داده و دولت يهودي را وسعت بخشد.
    يكي از اهداف حضور اعراب در اين كنفرانس همسويي با آمريكا و تاييد سياستهاي فلسطينيان شركت كننده در آناپوليس بود. آنها به صورت سياهي لشكر حضور يافتند تا به سازشكاري فلسطينيان مشروعيت بخشند و فلسطينيان با مشاركت اعراب سازش خود را توجيه كنند.
    يكي ديگر از اهداف حضور اعراب در آناپوليس اعلام يك جبهه متحد عربي براي مقابله با برنامه اتمي ايران بوده است . حضور آنها در اين كنفرانس با اين هدف (اعلام يك جبهه متحد براي مقابله با ايران ) نوعي همسويي با اسرائيل به شمار مي آيد و در واقع مي توان گفت كه به قصد ائتلاف با كشورهاي عربي در مقابل ايران صورت گرفت و اين موضوعي بود كه وزير خارجه رژيم صهيونيستي در كنيست اسرائيل آن را مطرح كرده است .
    اما آنچه كه توسط گزارش هاي مراكز اطلاعاتي آمريكا درباره برنامه اتمي ايران مطرح شد به نوعي نقشه هاي دشمن را به هم ريخت .
    آيا تصور نمي كنيد سوريه را براي شركت در كنفرانس آناپوليس فريب دادند حضور سوريه در اين كنفرانس را چگونه ارزيابي مي كنيد
    سوريه به قصد دستيابي به يك رخداد جديد به آناپوليس نرفت ولي به چند دليل در اين كنفرانس شركت كرد. سوريه به قصد شكستن محاصره بين المللي و با دورانديشي درباره اجلاس سران كشورهاي عربي در دمشق در آناپوليس حضور يافت . موضوع لبنان يكي از دلايل شركت سوريه در كنفرانس آناپوليس بود چرا كه سوريه دريافته است حضور قدرتمند و پررنگ آمريكا در لبنان و منطقه ممكن است تاثير سوريه را بر مسائل منطقه كم رنگ كند. البته سوريه شرط حضورش در آناپوليس را پرداختن به مساله بلندي هاي جولان عنوان كرد همچنين اين كشور در سطح جانشين وزير خارجه در اين كنفرانس شركت كرد. اين اقدام سوريه در راستاي پيش بيني نتايج اين كنفرانس بوده لذا سطح حضور خود را بيشتر از اين ارتقا نداد.
    به نظر من سوريه با همه توجيه هايي كه ممكن است درباره حضور و شركت خود در كنفرانس آناپوليس داشته باشد مرتكب اشتباه شد.
    قرار است روسيه نسخه ديگري از كنفرانس آناپوليس در مسكو برگزار كند. شما دليل اين اقدام روسيه را چه مي بينيد
    به نظر من اسرائيل هيچ كنفرانسي را كه تحت نظارت آمريكا نباشد نخواهد پذيرفت چرا كه ممكن است اين كنفرانس به يك كنفرانس بين المللي تبديل شود و به مسائلي بپردازد كه خوشايند اسرائيل نيست لذا به اعتقاد من نه كنفرانس پاريس و نه كنفرانس مسكو هيچ يك برگزار نخواهد شد مگر اينكه به مسائل جوهري كه براي اسرائيلي ها حساسيت دارد (مانند قدس مرزها و....) نپردازد.
    اگر به اسرائيلي ها تضمين داده شود كه به مسائل حساس آنها در اين كنفرانس ها اشاره نشود ممكن است اسرائيلي ها شركت كنند. اسرائيلي ها تا تضميني در اين زمينه نبينند شركت نمي كنند حتي اگر آمريكا نيز كنفرانسي را برگزار كند كه تضمين كننده منافع اسرائيل نباشد آنها شركت نخواهند كرد كمااينكه پيشتر و در دوره رياست جمهوري كلينتون ديده بوديم اسرائيلي ها از آن گونه كنفرانس ها رضايت نداشتند.
    اگر تحليل شما درباره عدم شركت اسرائيل در كنفرانس مسكو درست باشد پس اهداف روسيه از اين كنفرانس چيست
    روسيه در دوران پوتين و در خلاف دوران يلتسين در حال ايفاي نقش در منطقه و در حال بازگشتن به جايگاه گذشته خود مي باشد. كنفرانسي كه محور آن موضوع خاورميانه باشد از مسائلي است كه براي روسيه بسيار حائز اهميت است لذا همانگونه كه آمريكا چنين كنفرانسي را در آناپوليس برگزار كرد روسيه نيز با هدف مطرح كردن خود و جذب كشورها قصد برگزاري كنفرانسي موازي آنچه كه در آناپوليس برگزار شد دارد.
    سياست روسيه در خاورميانه در حال توسعه و دگرگوني است روسيه در حال يافتن كشورهاي دوست و همپيمان است . سفر پوتين به تهران و ديدار وي با رهبر انقلاب مويد اين ديدگاه است .
    افزايش قيمت نفت اقتصاد روسيه را رونق بخشيده است . اين كشور مي تواند به برخي كشورها كمك كند و مي تواند پروژه هاي مهمي را با كمترين فشار بر بودجه روسيه انجام دهد لذا به نظر من روسيه در حال ايجاد بلوك هاي جديد در منطقه براي مقابله با آمريكاست .
    چيزي درباره جزئيات توافقات كنفرانس آناپوليس نشنيديم . آيا توافقاتي ميان اسرائيل و فلسطينيان شركت كننده در اين كنفرانس حاصل شده است
    اسرائيل درباره مطرح كردن مسائل ريشه اي چه قبل و چه هنگام كنفرانس مخالفت كرد. اين مسائل ريشه اي از نقاط اختلاف ميان هيئت هاي مذاكره كننده اسرائيلي و فلسطيني قبل از آناپوليس بود مبادا چيزي در بيانيه پاياني اين كنفرانس مطرح شود كه براي اسرائيل الزام آور باشد.
    اولمرت بيانيه خاص خود ابومازن نيز بيانيه خاص خود و بوش نيز بيانيه خاص خود قرائت كردند. اين كنفرانس نتيجه قابل تاملي نداشت و تنها توافقي كه در چارچوب اين كنفرانس مشاهده شد توافق بر سر از سرگيري روابط سازش و مذاكرات بود و قرار بر اين شد تا سال آينده ميلادي مشكلات موجود بررسي شود. و اين كنفرانس خيلي بدتر از كنفرانس اسلو بود.
    حافظ اسد رئيس جمهور سابق سوريه گفته بود كه براي مفاد توافقنامه اسلو بايد براي هر بندش يك توافقنامه جداگانه امضا شود لذا بايد توافقنامه اسلو را به مراتب و واضح تر از آنچه كه در آناپوليس رخ داد دانست .
    مرجعيت اصلي و محور اصلي مذاكرات كه قرار است پارامترها براساس آن مشخص شود نقشه راه است . و اين موضوع بسيار خطرناك است چرا كه در چارچوب مفاد طرح نقشه راه تشكيلات خودگردان بايد به تشكيلاتي همانند تشكيلات ارتش آنتوان لحد در جنوب لبنان درآيد. اين نقشه با هدف پايان دادن به خشونت ها و به زعم خود مقابله با تروريسم در كرانه باختري و نوار غزه عنوان شده است . اين يكي از خواسته هاي رژيم صهيونيستي از تشكيلات خودگردان است در حاليكه اسرائيلي به هيچ يك از تعهدات خود عمل نمي كند.
    به نظر ما اگر بخواهد مذاكرات ميان اسرائيلي ها و دولت خودگردان ادامه يابد اين مذاكرات حتي اگر 30 سال به طول بيانجامد هيچ نتيجه اي دربرنخواهد داشت .
    از اينرو ملت فلسطين نمي تواند در برابر اين مسائل ساكت بنشيند و صبر ملت حدي دارد و در پايان ممكن است واكنش هاي غيرقابل پيش بيني از خود نشان دهد.
    گفته مي شود در نوار غزه برخي از عناصر القاعده حضور دارند. آيا چنين چيزي واقعيت دارد دليل اين حضور چيست
    من تصور مي كنم اگر چنين چيزي صحت داشته باشد شامل تعداد محدودي از اين افراد باشد كه دليل آن شرايط نابسامان موجود در آنجا و نبود شرايط امنيتي مناسب در غزه باشد.
    به اعتقاد من سازمان القاعده دچار يك ضعف امنيتي شده است و برخي عوامل جريانهاي ديگر در آن نفوذ پيدا كرده اند كه مشكلات متعددي را به اين سازمان وارد كرده است و همانگونه كه در عراق مي بينيم اين مساله افزون بر اشغالگري باعث پيچيده كردن اوضاع اين كشور گرديده است چرا كه عملكرد اين سازمان در عراق همراه با عقلانيت نيست و به اعتقاد من بخش عمده اي از عناصر اين سازمان در عراق ارتباط تنگاتنگي به صورت مستقيم و غيرمستقيم با دستگاه هاي امنيتي و جاسوسي خارجي دارند.
    پس از شكست كنفرانس آناپوليس اختلافات زيادي ميان اعضاي جنبش فتح به وجود آمده برخي ها حضور ابومازن در آناپوليس را تاييد مي كنند و برخي ديگر آن را زير سوال مي برند. اين اختلافات باعث شد كه فتح با چالشي در درون خود مواجه شود. شما آينده اين جنبش را چگونه مي بينيد
    فتح يك جنبش بزرگ و مهمي است . اين جنبش از زمان كنفرانس اسلو به بعد دچار اختلافات شديد از درون شد. برخي از اعضاي فتح معتقد به سازش و ادامه مذاكرات نيستند و اعتقاد دارند كه تنها راه رسيدن به اهداف و حقوق ملت فلسطين اتخاذ روش جهادي و اسلامي است .
    بايد گفت آنچه كه باعث پيروزي حماس در انتخابات شد اختلافات شديد در جنبش فتح بود اما عملكرد حماس در غزه و بحرانهايي كه در آنجا پديد آمد باعث شد اعضاي جنبش فتح با يكديگر متحد شوند.
    درون اين جنبش نوعي بازنگري وجود دارد. در عين حال يك جريان جوان در فتح وجود دارد كه آرمانهاي خاص خود را در زمينه سياسي دنبال مي كند و قصد رقابت با جريان حاكم دارد.
    جنبش فتح يك جنبش پيچيده اي است . در اين جنبش يك جريان مسلح وجود دارد كه دست در عمليات نظامي عليه رژيم صهيونيستي دارد در عين حال جرياني در اين جنبش وجود دارد كه به مذاكره و سازش با اسرائيل ايمان دارد. گرچه اين دو جريان در ظاهر متناقض به نظر برسد اما براي اعضا اين جنبش متناقض به نظر نمي رسد.
    روابط جنبش جهاد اسلامي فلسطين با حماس در چه سطحي است وجوه اشتراك و غيراشتراك شما با حماس چيست
    حماس يك جنبش اسلامي است . دين اسلام و اهداف و آرزوهاي مشترك باعث مي شود كه ما با اين جنبش داراي اشتراك باشيم .
    سياست ما انتخاب راه مقاومت و جهاد است و نه مذاكره و يا به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي است . شايد كمي از لحاظ سياسي (در گذشته و حال ) با حماس دچار اختلاف نظر باشيم مانند شركت در انتخابات و تشكيل دولت اما با اين حال و در شرايطي كه حماس وارد عمليات سياسي شد ما در كنار حماس قرار داشتيم و به آن كمك كرد تا راه هاي موفقيت را طي نمايد.
    همه طرف هاي سياسي در فلسطين مرتكب اشتباه هايي شدند و قصد نداريم اين اشتباه ها را به گردن يك طرف خاصي بيندازيم اما ما بعنوان جنبش جهاد اسلامي در كنار برادرانمان در حماس قرار داريم چرا كه برنامه مشترك ما همان آزادي فلسطين در سايه مقاومت و مبارزه با رژيم اشغالگر صهيونيستي است .
    عدم مشاركت ما در قدرت مانع نمي شود كه به مشكلات و مسائل مردم رسيدگي نكنيم ما روش هاي خاص خود را در اين زمينه به كار مي بريم تا نقش خود را در اين باره ايفا كنيم .
    شايد موارد انگشت شماري در سطوح پايين دو جنبش اختلافاتي مشاهده شده باشد اما همواره ميان رهبران اين دو جنبش تفاهم و همكاري بوده و آنچه باعث اين تفاهم مي شود مقاومت و مبارزه با رژيم صهيونيستي است كه ما را در كنار برادرانمان در حماس قرار مي دهد.
    شما فكر نمي كنيد كه تجربه فعاليت سياسي حماس و حضور آن در قدرت امكانات مضاعفي به اين جنبش بخشيده است كه مي تواند در راستاي مبارزه قدرتمندتر با رژيم صهيونيستي بكار آيد
    اين مساله مهمي است . امكانات حماس بيش از پيش افزايش يافته است . جنبش حماس اكنون بيش از گذشته به امكانات نظامي دست يافته است و نيروهاي زيادي با قابليت هاي بالا و نيز آموزش ديده در اختيار دارد كه كمتر جنبش جهادي ديگر داراي چنين توانايي هايي است اما با همه اين مواضعات حماس به دليل حضورش در قدرت و پايبندي به مقررات متعدد قادر به بكارگيري آن در هر زمان نيست .
    اگر جنبش جهاد اسلامي فلسطين موشكي به طرف « سديروت » پرتاب كند اسرائيل با اين ماجرا به گونه اي برخورد نمي كند كه موشك از طرف حماس آمده باشد.
    اگر موشكي از طرف حماس به سمت سرزمين هاي اشغالي پرتاب شود رژيم صهيونيستي آن را به مثابه اعلان جنگ تلقي مي كند و براي تلافي آن بجاي اينكه چند عضو حماس را ترور كند با اف 16 به غزه حمله خواهد كرد و نقاط وسيعي را ويران خواهد كرد .
    لذا اين يك واقعيت است كه اسرائيل با موشك هايي كه به طرف سرزمين هاي اشغالي شليك مي شود برخورد دوگانه دارد. اگر اين موشك از طرف گروه هاي جهادي غير از حماس باشد اسرائيل اين محلات موشكي را به حساب گروه هاي تروريستي مي گذارد اما اگر از سوي حماس باشد اين حملات موشكي را نوعي تجاوز و اعلان جنگ از سوي قدرت حاكم در غزه تلقي مي كند.
    لذا بايد گفت كه حماس عليرغم دستيابي اش به قدرت پس از مشاركت خود در عمليات سياسي و تشكيل دولت اما عملا با اين اقدام دست و پاي خود را در زمينه نظامي و جهادي قفل كرده است . هر جريان و گروه نظامي و جهادي وقتي وارد فاز سياسي شد برايش دشوار خواهد بود كه به حالت اوليه خود بازگردد و راهي كه حماس رفته است باعث پيچيده تر شدن مسائل شده است و بازگشتن به حالت گذشته برايش ديگر دشوار شده است .
    شما تنها راه احقاق حقوق ملت فلسطين را مقاومت و عمليات جهادي مي بينيد يا قرار گرفتن در مسير سياسي
    مقاومت تاكنون دستاوردهاي زيادي را براي ملت فلسطين به ارمغان آورده است . مبارزه عليه رژيم صهيونيستي اركان اين رژيم را متزلزل ساخته است . مقاومت موجب شده است اسرائيلي ها احساس امنيت نكنند و نسبت به مشروعيت رژيم خود دچار ترديد شوند و اين يك دستاورد بزرگي است .
    آنچه كه مقاومت ملت فلسطين را تهديد مي كند اسرائيل نيست بلكه آن كسي است كه در راس قدرت قرار دارد (ابومازن ) و مقاومت مشروع فلسطين را مسخره مي كند و آن را محكوم مي نمايد و اين مقاومت را تروريسم مي نامد. تماس ابومازن با رژيم صهيونيستي و محكوم نمودن مقاومت از سوي وي در حضور صهيونيستها يكي از اقداماتي است كه به مقاومت ضرر رسانده است . مقاومتي كه تنها وسيله مشروع ملت فلسطين براي دفاع از حقوق خود مي باشد.
    مقاومت تنها راه و مناسب ترين راه احقاق حقوق ملت فلسطين است چرا كه اين موضوع موجب تحريك احساسات مردمي عليه رژيم صهيونيستي مي گردد.
    اعتقاد ما اين است كه عمليات كوچك نظامي ما قادر به آزادي فلسطين از چنگال رژيم صهيونيستي نيست چرا كه امكانات ما در مقابل امكانات دشمن بسيار بسيار ناچيز است ولي معتقديم كه مقاومت ملت فلسطين احساسات ملت هاي عرب و اسلامي را عليه رژيم صهيونيستي تحريك مي كند و اين موضوع موجب اشتراك ملت عربي و اسلامي در مقابله با رژيم صهيونيستي مي گردد.
    حضور اعراب در آناپوليس به عنوان سياهي لشكر براي مشروعيت بخشيدن به جناح سازشكار فلسطيني و همچنين اعلام يك جبهه عربي همسو با اسرائيل در برابر جمهوري اسلامي ايران بود
    هدف سوريها از شركت در آناپوليس پيگيري سياست هاي منطقه اي بويژه درباره لبنان بود ولي به نظر من با همه اين توجيهات . سوريها مرتكب اشتباه شدند
    در مورد احتمال برگزاري دور آتي سازش در مسكو به نظر من اسرائيل در هيچ كنفرانسي كه گرداننده آن آمريكا نباشد شركت نخواهد كرد مگر آنكه در مورد عدم طرح مسائل اساسي به اين رژيم تضمين داده شود.
    طرفين در آناپوليس به هيچ توافقي دست نيافتند و نشانه آن اين بود كه درپايان هر كدام بيانيه مورد نظر خود را قرائت كردند
    در حاليكه ابومازن به نتيجه مذاكره با رژيم صهيونيستي دلبسته است مي بينيم كه رژيم صهيونيستي بلافاصله پس از اجلاس آناپوليس ساخت يك شهرك يهودي نشين در منطقه « ابوغنيم » را آغاز كرده است
    در آناپوليس فلسطيني ها به هيچ امتيازي دست نيافتند همانطور كه در مذاكرات مادريد و اسلو هيچ حقي به فلسطيني ها تعلق نگرفت بلكه بر اثر مقاومت مردم فلسطين بود كه صهيونيستها مجبور شدند بدون قيد و شرط از غزه فرار كنند
    كنفرانس آناپوليس . همان طرحي بود كه قبلا شارون پيشنهاد كرده بود و بوش آن را به فلسطينيان ارائه كرد يعني عقب نشيني رژيم صهيونيستي از 42 تا 48 درصد از كرانه باختري در ازاي برقراري صلح و به رسميت شناختن اسرائيل
    اولمرت پس از گزارش وينوگراد (پرونده مربوط به شكست در لبنان ) در خطر سقوط قرار گرفت و اجلاس آناپوليس براي نجات اولمرت برگزار شد
    به اذعان يك تحليل گر اسرائيلي اگر متن خطابه بوش در آناپوليس توسط يكي از اعضاي حزب ليكود تنظيم مي شد بهتر از آنچه در اين بيانيه آمد نمي شد

  • *****
    « كوزوو » با گامهايي لرزان به سوي استقلال




  • 19 آذر (دوشنبه گذشته ) آخرين مهلتي بود كه مقامات ايالت جدايي طلب « كوزوو » براي پايان مذاكرات ديپلماتيك خود با بلگراد واعلام استقلال اين منطقه خود مختار تعيين كرده بودند. ضرب الاجلي كه با تهديد متقابل دولت صربستان براي پاسخ به چنين اقدامي ر وبرو شد و نوعي بلاتكليفي سياسي را بر بحران رو به تزايد اين ايالت خودمختار حاكم ساخت . با توجه به اينكه دو طرف طي دو سا ل گذشته موفق به حصول هيچ توافقي در اين زمينه نشده اند بيشك مي توان 19 آذررا نوعي شكست گفت وگوهاي گذشته توصيف كرد .
    گفت وگوهاي دو سال گذشته بلگراد و پريشتينا در حالي به شكست انجاميد كه به نظر ميرسد با توجه به شرايط كنوني احتمال جبران زمان از دست رفته وجود ندارد زيرا مقامات كوزوو اعلام كرده اند پس از آن بطور يكجانبه استقلال اين استان خودمختار را اعلام خواهند كرد. تا كنون هيچ نشانه روشني از درگيريهاي نظامي احتمالي پس از اعلام استقلال يكجانبه كوزوو ديده نشده ولي بلگراد هم هرگز خشم خود را نسبت به اعلام استقلال كوزوو پنهان نكرده است .
    « ووك يرميچ » وزير امور خارجه صربستان 13 آذر گذشته در پارلمان اين كشور اعلام كرد تدابير تلافي جويانه شامل اقدامات گسترده از جمله قطع روابط سياسي با كشورهايي خواهد شد كه استقلال يكجانبه كوزوو را به رسميت بشناسند. وي همچنين تاكيد كرد هفت مرحله واكنش به چنين اقدامي پيش بيني شده است اما با محرمانه خواندن اين مراحل از بيان آنها خودداري ورزيد. اين درحالي است كه رهبران آلباني تبار كوزوو در واكنش به چنين اظهاراتي اعلام كرده اند هيچ ترسي از تدابير و تهديدهاي بلگراد ندارند.
    از سوي ديگر عدم اتفاق نظر جامعه بين الملل در خصوص كوزوو از جمله عواملي است كه تا كنون تعيين سرنوشت اين استان را با ابهام و دشواري بيشتري مواجه كرده است . در حالي كه محورهاي اروپايي نظير فرانسه و انگليس و همچنين واشنگتن از لزوم استقلال كوزوو سخن مي گويند برخي محورهاي ديگر مانند مسكو بشدت با اعلام استقلال اين استان مخالفت مي ورزند تا حدي كه مقامات روسيه چندي پيش در يك موضعگيري صريح اعلام كردند در صورت مطرح شدن استقلال كوزوو در شوراي امنيت سازمان ملل متحد آن را وتو خواهند كرد.
    كوزوو پس از درگيريهاي قومي بين آلباني تبارهاي اين استان و صربها در سال 1378 كه به مداخله نيروهاي ناتو در اين منطقه منجر شد به صورت يك استان خودمختار صربستان اداره مي شود. پس ازاين درگيريها نيروهاي حافظ صلح بين المللي در اين استان خود مختار مستقر شدند. در حالي كه طي هشت سال گذشته مقامات آلباني تبار پريشتينا مركز كوزوو بر استقلال كامل اين استان خودمختار تاكيد داشته اند مقامات بلگراد هرگونه اقدام براي جدايي كوزوو را نقض حاكميت ملي صربستان توصيف مي كنند.
    گفتگوهاي بلگراد و پريشتينا و نيز تلاش هاي بين المللي در خصوص تعيين سرنوشت « كوزوو » درشرايطي به بن رسيده كه « فاتمير سيدي » رييس جمهوري استان خودمختار كوزوو ماه گذشته اعلام كرده بود از نقطه نظر پريشتينا 19 آذر پايان قطعي گفتگوها خواهد بود و كوزوو مذاكرات بيشتري را در اين خصوص نمي پذيرد. رييس جمهوري كوزوو افزود پريشتينا اصرار دارد كه روند گفتگوها به اتمام برسد زيرا كوزوو نمي تواند گروگان باقي بماند.( بياد داشته باشيم كه « ولفگانگ ايشينگر » نماينده اتحاديه اروپا پيش از اين در پايان گفتگوهاي وين خاطر نشان كرده بود كه روند مذاكرات با ارائه گزارشي به دبير كل سازمان ملل در 19 آذر پايان مي يابد) .
    مقامات پريشتينا هشت سال بلاتكليفي و نيز دو سال گفتگوهاي مستمر و بي حاصل را عامل اصلي تصميم گيري يكجانبه خود عنوان مي كنند . « مارتي آتيساري » نماينده جامعه بين الملل در كوزوو نيز پس از 14 ماه گفتگوهاي بي حاصل كه تحت نظارت وي انجام شد به منظور خروج از بن بست و نيز به درخواست سازمان ملل طرحي را ارائه كرد كه بر اساس آن كوزوو تحت نظارت جامعه بين الملل به استقلال دست مي يابد ولي اين طرح نيز به دليل مخالفت روسيه در شوراي امنيت سازمان ملل اعتبار لازم را كسب نكرد.
    به دليل نبود اتفاق نظر كامل در ميان كشورهاي عضو اتحاديه اروپا و نيز مخالفت روسيه با طرحهاي آتيساري دور جديد گفتگوهاي 120 روزه از تابستان سال جاري توسط محور سه جانبه (تروئيكا) شامل آمريكا اتحاديه اروپا و روسيه آغاز شد . طي اين مدت اتحاديه اروپا تلاش هاي زيادي انجام داد تا يك توافق كامل در خصوص كوزوو حاصل شود ولي اين توافق حاصل نشد و گفتگوهاي بلگراد و پريشتينا در بن بستي دشوار گرفتار ماند. روند شكل گيري گفتگوها به گونه اي است كه هيچيك از طرفها حاضر نيستند پيشنهاد طرف ديگر را حتي بطور نسبي بپذيرند.
    پيشنهاد « تروئيكا » موسوم به طرح 14 ماده اي كه چندي پيش به بلگراد و پريشتينا ارائه شد بلادرنگ از سوي صربستان رد شد . در اين طرح تصريح شده كه كوزوو به حاكميت و خودمختاري تام و تمام مي رسد و مي تواند در تمامي نهادهاي بين المللي عضويت يابد. همچنين براساس اين طرح بلگراد حاكميتي بر كوزوو نخواهد داشت و نمي تواند در كوزوو حضور فيزيكي داشته باشد.
    نخست وزير صربستان بلافاصله اين طرح را رد كرد و گفت براساس اين طرح روابط صربستان و كوزوو همانند دو كشور در نظر گرفته شده و اين مورد قبول بلگراد نيست . در مقابل رييس جمهوري صربستان درنشست وين (14 آبان ) به منظور حصول توافق مدل و الگوي هنگ كنگ را براي كوزوو پيشنهاد كردند كه اين طرح نيز بي درنگ از سوي مقامات كوزوو رد شد. سخنگوي هيات كوزوو در گفتگوهاي وين در واكنش به اين طرح گفت : مدل هنگ كنگ يك طرح غيرعملي است زيرا تاريخ هنگ كنگ و كوزوو متفاوت است .وي افزود : نمي توان يك مدل و الگو را براي دو وضعيت و موضوع متفاوت بكار برد.
    اين در حالي است كه برخي كارشناسان و تحليلگران معتقدند روابط بلگراد وپريشتينا را هرگز نمي توان با روابط پكن و هنگ كنگ مقايسه كرد . زيرا در هنگ كنگ و چين فقط يك قوم با يك مليت يعني چيني ها زندگي مي كنند در حالي كه در كوزوو 90 درصد مردم آلباني تبار هستند و هيچ علاقه اي به زندگي در كنار صربها ندارند. از سوي ديگر مسايل دفاعي و امور خارجي كاملا در اختيار پكن است وهنگ كنگ نظام قضايي پليس بانك مركزي واحد پولي وقوانين گمركي خود را دارد. هنگ كنگ بصورت خودمختار در نهادهاي مختلف بين المللي حضور دارد ولي عضو سازمان ملل نيست . درهنگ كنگ هر روز سرود ملي چين نواخته مي شود و كسي هم با آن مخالف نيست ولي آيا كوزوو قبول مي كند در امور دفاعي و خارجي به بلگراد وابسته باشد آيا پريشتينا مي پذيرد كه سرود ملي صربستان براي آلباني تبارها نواخته شود آيا كوزوو قبول دارد كه نمايندهاي در سازمان ملل نداشته باشد اين موارد بوضوح نشان مي دهد كه بين هنگ كنگ و كوزوو نقاط مشتركي براي مقايسه وجود ندارد.
    از سوي ديگر محورهاي مختلف تصميم گيرنده در خصوص كوزوو پس از مواجه با بن بست پيچيده كنوني هر يك براساس ديدگاههاي خود پيشنهادهايي ارائه كرده اند. براي مثال محور مسكو از تقسيم كوزوو بين صربها و آلباني تبارها حمايت مي كند. روسيه معتقد است در صورت توافق بلگراد و پريشتينا اين طرح مي تواند راه حل خوبي باشد. اين در حالي است كه كارشناسان سياسي معتقدند تقسيم كوزوو براساس گرايشات قومي مي تواند موجب بي ثباتي بيشتر در تمامي منطقه بالكان باشد زيرا در آن صورت صربهاي بوسني و هرزگوين نيز كه تحت نهاد « جمهوري صربسكا » شناخته مي شوند خواهان جدايي از بوسني خواهند شد. همين وضعيت براي آلباني تبارهاي جمهوري مقدونيه صدق مي كند. جنوب صربستان نيز كه عموما محل اسكان آلباني تبارها است در صورت تقسيم كوزوو خواستار جدايي از صربستان خواهد شد. بنابراين تقسيم كوزوو نمي تواند راه حل پاياني براي بحران هاي قومي بالكان باشد.


    همچنين محور واشنگتن گرچه از استقلال كامل كوزوو حمايت مي كند ولي به منظور خروج از بن بست كنوني خواستار آن شد كه تعيين سرنوشت كوزوو تا سال 2020 ميلادي به تعويق بيفتد و در عوض طي 12 سال آينده محورهاي عمده بين المللي با انجام سرمايه گذاريهاي عظيم در كوزوو به بهبود شرايط اقتصادي اين استان بپردازند. براساس اين طرح اتحاديه اروپا و آمريكا متعهد مي شوند كه طي 12 سال آينده سالانه هفت ميليارد يورو و درمجموع 82 ميليارد يورو كمك اقتصادي در اختيار كوزوو قرار دهند . اين در حالي است كه برخي شخصيتهاي كوزوو ضمن مخالفت با به تعويق افتادن تعيين سرنوشت اين منطقه نسبت به عملي شدن طرح واشنگتن ابراز ترديد كرده وآن را يك دروغ بزرگ خوانده اند.
    فشارهاي سياسي از سوي محور پرييشتينا به حدي است كه به نظر مي رسد مقامات كوزوو واقعا در حال آماده شدن براي اعلام استقلال يكجانبه هستند. در چنين شرايطي نكته حايز اهميت آن است كه در صورت اعلام استقلال يكجانبه كوزوو چه كشورها و محورهايي از اين اقدام پريشتينا حمايت خواهند كرد. از آنجايي كه كوزوو درميان كشورهاي اروپايي قراردارد طبيعي است كه پريشتينا در اولين گام چشم به اتحاديه اروپا دوخته است ولي بايد اذعان داشت كه اتحاديه اروپا نمي تواند در صورت اعلام استقلال يكجانبه كوزوو موضع واحدي در اين خصوص اتخاذ كند.
    بررسي ها حكايت از آن دارد كه از 27 كشور عضو اتحاديه اروپا فقط 22 كشور احتمالا از استقلال يكجانبه كوزوو حمايت خواهند كرد . محور پاريس ولندن تمايل زيادي به شناسايي استقلال كوزوو دارند وبه نظر مي رسد فرانسوي ها ترجيح مي دهند استقلال كوزوو در سال آينده و زماني كه پاريس رياست دوره اي اتحاديه اروپا را به عهده مي گيرد اعلام شود . فرانسه تير ماه سال 1387 رياست دوره اي اتحاديه اروپا را برعهده مي گيرد. در شرايط كنوني اسلووني روماني قبرس ; يونان و اسپانيا با اقدام يكجانبه كوزوو موافق نيستند.
    در مقابل واشنگتن از اقدام يكجانبه كوزوو براي استقلال حمايت كند ولي اين سوال مطرح است كه آيا اعلام استقلال يكجانبه كوزوو بدون درنظر گرفتن سازمان ملل و شوراي امنيت مي تواند مشروعيت داشته باشد و در صورت وقوع چنين وضعيتي وظيفه نهادهاي بين المللي دراين خصوص چيست اگر چنين رويدادي از سوي سازمان ملل به رسميت شناخته شود ويا مسكوت بماند در آن صورت بايد انتظار داشت كه هر روز در گوشه اي از جهان بخشي و يا ناحيه اي بطور يكجانبه اعلام استقلال كند.
    نكته حايز اهميت ديگر اينكه چنانچه كوزوو ازهر راه ممكن و براساس هر توافقي به استقلال دست يابد در آن صورت در كنار مشكلات سياسي با انبوهي از مشكلات اقتصادي و اجتماعي روبرو خواهد شد. براساس آمار موجود بيكاري در كوزوو به سطح وحشتناكي رسيده است . 42 درصد جمعيت فعال و 60 درصد زنان با معضل بيكاري دست به گريبان هستند . سه چهارم جمعيت بيكار در كوزوو كمتر از 40 سال دارند و قشر جوان كوزوو كه 50 درصد جمعيت اين منطقه را تشكيل مي دهند به دليل نداشتن يك آينده روشن در انديشه مهاجرت از كوزوو به كشورهاي ديگر است . اين نابسامانيها حكايت از آن دارد كه كوزوو در شرايط كنوني با گامهايي لرزان بسوي استقلال حركت مي كند بويژه اگر اين اعلام استقلال يكجانبه و بدون پشتيباني مجامع بين المللي باشد.
    در چنين شرايطي بلگراد و مسكو مي توانند از اعطاي كرسي مستقل در سازمان ملل به كوزوو جلوگيري كنند ولي قطعا نمي توانند مانع از ايجاد رابطه مستقيم بين پريشتينا و ديگر كشورها شوند. اين وضعيت در عرصه سياست بين الملل به استخوان لاي زخمي تبديل خواهد شد كه قطعا در شرايط كنوني نمي توان براي آن درماني برگزيد ولي مي تواند منشا اختلافات آتي باشد.
    همچنين در صورت اعلام استقلال يكجانبه كوزوو در يك چشم انداز نه چندان دور بايد سرنوشتي همچون تايوان براي كوزوو پيش بيني كرد كه از يك سو به استقلال دست يافته و از سوي ديگر به علت مداخله روسيه در شوراي امنيت نمي تواند از سوي سازمان ملل به رسميت شناخته شود و داراي كرسي مستقلي در اين سازمان باشد. گرچه برخي جناحهاي تندرو در صحنه سياسي صربستان هر از گاهي از اقدام نظامي عليه كوزوو نيز سخن به ميان مي آورند و تهديد كرده اند كه در صورت اعلام استقلال يكجانبه اين استان به گزينه نظامي متوسل خواهند شد ولي با توجه به تجربيات گذشته و نيز امكانات فعلي صربستان به نظر مي رسد كه اين موضع گيريها بيشتر جنبه تهديد دارد و نمي تواند چندان جدي باشد.
    به نظر مي رسد كه تنها واكنش موثري كه صربستان مي تواند نسبت به كوزوو انجام دهد تحريم اقتصادي اين استان است زيرا بسياري از مايحتاج كوزوو به علت همجواري و قرابت تاريخي از طريق صربستان تامين مي شود.
    منبع : خبرگزاري فارس
    به نظر مي رسد كه تنها واكنش موثري كه صربستان مي تواند نسبت به كوزوو انجام دهد تحريم اقتصادي اين استان است زيرا بسياري از مايحتاج كوزوو به علت همجواري و قرابت تاريخي از طريق صربستان تامين مي شود
    فشارهاي سياسي از سوي محور پريشتينا به حدي است كه به نظر مي رسد مقامات كوزوو واقعا در حال آماده شدن براي اعلام استقلال يكجانبه هستند. در چنين شرايطي نكته حايز اهميت آن است كه در صورت اعلام استقلال يكجانبه كوزوو چه كشورها و محورهايي از اين اقدام پريشتينا حمايت خواهند كرد
    « مارتي آتيساري » نماينده جامعه بين الملل در كوزوو پس از 14 ماه گفتگوهاي بي حاصل كه تحت نظارت وي انجام شد به منظور خروج از بن بست و نيز به درخواست سازمان ملل طرحي را ارائه كرد كه بر اساس آن كوزوو تحت نظارت جامعه بين الملل به استقلال دست مي يابد ولي اين طرح به دليل مخالفت روسيه در شوراي امنيت سازمان ملل اعتبار لازم را كسب نكرد
    عدم اتفاق نظر جامعه بين الملل در خصوص كوزوو از جمله عواملي است كه تا كنون تعيين سرنوشت اين استان را با ابهام و دشواري بيشتري مواجه كرده است . در حالي كه محورهاي اروپايي نظير فرانسه و انگليس و همچنين واشنگتن از لزوم استقلال كوزوو سخن مي گويند برخي محورهاي ديگر مانند مسكو بشدت با اعلام استقلال اين استان مخالفت مي ورزند
    گفتگوهاي دو سال گذشته بلگراد و پريشتينا در حالي به شكست انجاميد كه به نظر مي رسد با توجه به شرايط كنوني احتمال جبران زمان از دست رفته وجود ندارد زيرا مقامات كوزوو اعلام كرده اند پس از آن بطور يكجانبه استقلال اين استان خودمختار را اعلام خواهند كرد