روزنامه جمهوري اسلامي 19/09/1386 صفحه مقالات
*****
نقدي بر بازار داغ خريد و فروش محصولات نرم افزاري در ايران ) ERP (مديريت منابع سازمان


  • « ...همتتان را بلند بگيريد. همت نبايد اين باشد كه فلان فناوري را كه ديگران ساخته اند و ما هميشه از آنها مي خريديم و وارد مي كرديم حالا فرض كنيد مي توانيم خودمان اينجا بسازيم . اينكه چيزي نيست البته چيزي هست كم اهميت نيست اما آن چيزي نيست كه ما دنبالش هستيم . شما هدف را اين قرار بدهيد كه ملت و كشور شما در دوره اي بتواند مرجع علمي و فناوري در همه دنيا باشد. »
    رهبر معظم انقلاب در ديدار نخبگان جوان 1386 6 12
    1 ـ با توجه به اهميت بالاي دانش و صنعت نرم افزار در مجموعه گسترده تر گفتمانهاي مديريتي انفورماتيكي و جايگاه عمده و ارتباط تنگاتنگ اين مجموعه باشعار « جنبش نرم افزاري » مطرح شده توسط رهبر انقلاب اسلامي كميته ارتباطات و فناوري اطلاعات جامعه اسلامي مهندسين بر خود فرض ميداند كه از منظري مسئولانه و كلان و به منظور حفظ منافع بلند مدت جمهوري اسلامي ايران در دستيابي به آرمانهاي چشم انداز بيست ساله نسبت به نحوه جذب توسع و كاربرد فن آوريها و مفاهيم نرم افزاري مديريتي در كشور ديده باني و نسبت به كاستيها و مخاطرات احتمالي هشدارهاي لازم را اعلام نمايد.
    .2 كميته ارتباطات و فناوري اطلاعات در اين مجموعه در جريان ديده باني خود الگوي نويني مطابق با ديگر رهنمود درخشان رهبر انقلاب يعني « توليد علم » را مورد استفاده قرار مي دهد كه كاملا مغاير است با روش واسطه ها و مداحان فن آوري غرب . مهمترين ويژگي اين الگو برخورداري از نگاهي نقادانه نسبت به اصالت و صحت و فايده گفتمانها و محصولات رنگارنگ مديريتي و نرم افزاري وارداتي است كه اغلب به صورت تقليدي در جامعه مديريتي كشور به كار گرفته مي شوند و در بهترين حالت فرصتهاي بهسازي و ارتقا كمي و كيفي سازمانها و شركتها را به هدر مي دهند.
    همه آگاهند كه طي ساليان اخير افراد كم دانش و بي استعداد انواع اين گفتمانها را با سر و صداي فراوان و با دستاويز قراردادن پشتوانه هاي آكادميكي وارد كشور كرده به بهانه آنها مناصب حساس را در سازمانها و شركتهاي بزرگ در نقش مشاور و معاون و حتي مدير از آن خود مي كنند تا بتوانند متاع وارداتي مورد حمايت خود را در سازمانها بدون هيچ گونه دستاوردي تحميل نمايند.
    3 ـ اخبار تاسف آور حاكي از آن است كه شركت هاي بزرگ خودروسازي (كه بيش از هر مورد ديگر از چتر حمايتي دولت و ملت ايران برخوردار هستند) در ادامه روند واردات و مصرف چشم بسته انواع روشها و نظريه ها و مدلهاي مديريت بار ديگر و اين بار يكي از پرمخاطره ترين اين موارد را (كه بر اخلاف اسلاف خود حتي از اندك پشتوانه آكادميكي هم برخوردار نيست و بيشتر يك سخن فروش است ) به عنوان چاره جديد كار ERP خود مورد نظر قرار داده اند :
    به عنوان مثال شركتهاي ايران خودرو و سايپا باعقد قراردادهاي چندين ميليون دلاري مدتهاست كه در نظر دارند با به دورانداختن كل دارايي نرم افزاري و دانش سازماني موجود خود و شركتهاي تابعه شان و با به تعطيل كشاندن فعاليتهاي نرم افزاري درون زايي كه براي انجام آنها هزاران مهندس ساعت كار و ميلياردها ريال سرمايه گذاري صرف شده است به اتكا وعده و وعيدهاي مبهم فروشندگان و واسطه هاي آنها و تائيد مشاوران ناآگاه يك خانه تكاني نرم افزاري آن هم از نوع وارداتي انجام دهند كه البته با وجود گذشت زمان زياد به دليل نقايص ذاتي كه اين گفتمان از آن رنج مي برد نتيجه اي جز اتلاف وقت و سرمايه به دنبال نداشته است .
    جنبه نگران كننده اين مسئله زماني بيشتر آشكار مي شود كه به ياد داشته باشيم اين شركتها به دليل گستردگي قابل توجه زنجيره تامين شان نقش سمت و سو و خط دهنده مهمي در صنعت كشور بر عهده دارند و دور نيست كه حلقه هاي اوليه و ثانويه و... ديگر صنايع مرتبط با اين شركتها با تاسي از مشتري (و اغلب مالك ) عمده خود همين مسير را طي كنند و آواري بهمن گون بر سر صنعت كشور فرود آيد.
    كه برخي شركتها و سازمانهاي بزرگ دولتي و نيمه دولتي ديگر نيز ERP 4 ـ تحليل نزديك و دقيق گفتمان بدون توجه به سياستهاي كلان نظام از جمله « توليد علم » و « جنبش نرم افزاري » در پي به خدمت گيري آن هستند نقاط ضعف خطرناكي را نشان مي دهد كه علاوه بر معطل گذاشتن سياستهاي راهبردي مذكور تهديدهاي فوري و آني متعددي را شامل ميشوند از جمله :
    الف ـ وابستگي راهبردي به تامين كننده نرم افزار :
    ها به طور كلي در سطحي انتزاعي فرآيندها و داده ها را مدل مي كنند پايگاه داده توليد شده ERP از آن جا كه توسط آنها قابل تحليل به صورت مستقل نبوده برخورداري دائم از خدمات و پشتيباني فروشنده براي كوچكترين موارد كاربردي اجتناب ناپذير مي نمايد. همچنين اين نرم افزارها بنا به سابقه و تاريخچه و نحوه تشكيل خود از يك معماري مسوخ (متكي به يكپارچگي داده اي ) رنج ميبرند كه مغاير با الزامات نوين در تعامل سيستمهاي نامتجانس است از اين رو قادر به تعامل و همزيستي با داراييهاي موجود نرم افزاري سازمانها نبوده خواستار « برچيده شدن كامل بساط » ايشان هستند. اين در عين حال به معني آن است كه هرگونه توسعه و نياز بعدي نيز منوط به كسب اجازه و هماهنگي با فروشنده است
    ب ـ تحميل الگوهاي كاري آماده و ضرورت مهندسي مجدد فرآيندها :
    رواج برخي تصورات مبالغه آميز كه به موجب آنها بر نياز شركتها و سازمانهاي كشور به بازنگري در فرآيندها و روشهاي خود تاكيد و داشته هايشان به هيچ گرفته مي شود زمينه مناسبي براي فروشندگان و فراهم كرده است كه به بهانه انتقال تكنولوژي مديريت (!) مدعي فروش « روشهاي كسب و كار » ERP مبلغان همراه با نرم افزارهايشان به سازمانهاي ما شوند و اين حقيقت ساده را نديده بينگارند كه روشهاي كسب و كار قابل خريد و فروش نيستند بلكه محصول تكامل تدريجي بنگاه و بازار در تعامل با يكديگرند. در نتيجه اين در چارچوب قراردادهاي ناعادلانه اي كه مشوق بهره برداري از « بهترين ERP خلط مبحث پياده سازي ) است صورت مي گيرد كه منجر به طرح توقعات عجيب و غريب فروشنده اجرا كننده best practice تجارب » ( در مورد ضرورتهاي تغيير در روندهاي كاري و تجديد سازمان مي شود كه نتيجه آن عليرغم ادعاي « تكامل » و « بهبود » و « استاندارد سازي » چيزي نيست جز تخريب و انهدام تشكيلاتي .
    به خدمت گيرندگان اين گفتمان و راه حل غلط حتما تذكرات فروشنده را در مورد ضرورت « قاطعيت » و « حمايت » و « مقابله با مقاومت سازماني » يا كنايه رايج » هزينه چند برابر بودجه » به خاطر دارند. اين اشاره ها مويد آن است كه فروشنده جنبه مخاطره آميز پروژه و ضعفهاي بنيادين آن را از قبل مي داند و تنها سرگرم زمينه چيني براي توجيه شكست اجتناب ناپذير آن به بهانه « عدم حمايت مديريت » و انداختن توپ به زمين مديريت ارشد مشتري است .
    ج ـ فقدان قابليتهاي حياتي :
    يا برنامه ريزي منابع سازمان ) هيچ يك از Enterprise Resource pianning عليرغم عنوان غلط انداز ( ارائه شده در بازار جهاني برخوردار از قابليت لازم در انجام اين مهم (برنامه ريزي منابع ERP نرم افزارهاي سازماني ) نيستند و نمي توانند هم باشند زيرا اين نه يك مسئله نرم افزاري صرف بلكه يك مسئله حسابداري مديريت است و در چارچوب آن بايد فهميده و پياده سازي شود و حسابداري مديريت از جمله مواردي است محترمانه در مورد آن تجاهل مي كنند . ERP كه مبلغان گفتمان
    د ـ نشت اطلاعات و اسرار تجاري :
    در مواقع مقتضي به فروش « بهترين تجارب » كه از مشتريان قبلي « به عاريت » گرفته اند به ERP فروشندگان عنوان يك روال عادي كار خود و با افتخار اشاره مي كنند اما بايد توجه داشت كه ايشان در مواجهه با مشتريان بعدي نيز بخشي از اين بهترين تجارب را از مشتري فعلي « به عاريت » خواهند گرفت و در حقيقت به لحاظ روشهاي مديريت مشتريان و تامين كنندگان و تشكيلات داخلي هر گونه ابتكار احتمالي كه مشتري فعلي بعد از سالهاي تجربه تمهيد كرده است و به كار مي بندد در معرض خطر « فروش » به رقباي تجاري قرار دارد.
    5 ـ برخورد ساده انگارانه و تك بعدي با شعارهايي همچون خودكفايي و حمايت از توليد داخلي مور نظر جامعه اسلامي مهندسين و كميته ارتباطات و فناوري اطلاعات آن نيست و معتقديم استفاده صحيح و اصولي توجه همگان IT از دستاوردهاي علمي و فني ساير كشورها هرگز نبايد از مد نظر دور شود . اما در زمينه خاص را به اين نكته جلب مي نماييم كه اين صنعت از جنبه هاي گوناگون جايگاهي بسيار حساس دارد و از اين رو به عنوان محصول خارجي به خودي خود مخاطرات متعددي را موجب ERP جنبه وارداتي نرم افزارهاي ميشود. از جمله :
    مخاطرات امنيتي :
    وابستگي راهبردي شركتها و سازمانهاي بزرگ اداري و صنعتي به فروشندگان و ERP بر فرض موفقيت در استقرار تبعيت دسته اخير از مقررات و قوانين كشورهاي متبوع خود توانايي عمومي كشور را در برابر باج خواهيها و تهديدهاي در ERP بين المللي كاهش خواهد داد و عوارض اقداماتي از قبيل تحريم و امثال آن را جبران ناپذير خواهد كرد زيرا توقف سازماني كه به آن آلوده شده است عملا به معناي توقف كامل فعاليتهاست كه در مورد سازمانها و صنايع حساس منجر به آسيبهاي گسترده اقتصادي رواني و سياسي خواهد شد.
    به تعطيل كشاندن صنعت نرم افزار داخلي :
    حوزه كاربردي سيستمهاي اطلاعات مديريت و سيستمهاي تجاري محور و بازار اصلي پويش صنعت نرم افزار است و شركتها و سازمانهايي كه به نحو غير مسئولانه اين بازار را از آن دريغ كرده دروازه ها را به روي شركتهاي بين المللي مي گشايند از اين نكته غافل هستند كه با محروم كردن نيروي انساني اين بخش از فرصتهاي كاري در حقيقت بخشي از مشتريان بالقوه خود را از بازار حذف مي كنند. چگونه است كه براي حمايت از رشد و توسعه صنعت داخلي در بسياري از حوزه ها صنعت داخلي با اعمال تعرفه هاي سنگين بر محصولات داخل مورد حمايت قرار مي گيرد اما براي صنعت نرم افزار عليرغم ضعفها و نقصانهاي بي شمار محصولات خارجي هيچ گونه محدوديت و يا سياست حمايتي در جهت توليد داخل وجود ندارد
    متوقف ساختن روندهاي پژوهشي :
    همچون حوزه كسب و كار حوزه تحقيق و پژوهش نرم افزار نيز به طور كامل بر محور سيستمهاي اطلاعات مديريت و سيستمهاي تجاري متمركز است و با حذف اين سيستمها از بازار زمينه هاي توسعه بنيادين نرم افزار در كشور با تهديد جدي مواجه خواهد شد.
    در پرده ابهام فرو رفتن مفهوم « صنعت داخلي » :
    وابستگي نرم افزاري تير خلاصي بر مفهوم « صنعت داخلي » است در مورد مثال ايران خودرو و سايپا عمده ابزارها و سخت افزارهاي اين شركتها (انواع روباتها و....) وارداتي هستند حال با وارداتي شدن روشها و نرم افزارها چه نشاني از هويت « داخلي » آنها باقي خواهد ماند و اين حركت چيست جز اهتزاز پرچم صنعت مونتاژ بر ويرانه هاي آرزوي ديرينه ملت ايران براي برخورداري از صنعت ملي
    6 ـ ما ضمن درك احساس سرخوردگي اي كه بعضا نسبت به تجربه هاي ناموفق نرم افزاري در كشور ايجاد شده است نكات زير را قابل يادآوري مي دانيم :
    الف ـ تداوم رمز موفقيت :
    شكست محصول اشتباه نيست بلكه نتيجه نوميدي و رها كردن كارها در نيمه راه است . ناكاميها و سختيها بهترين فرصت براي يك مدير يا كارشناس واقعي هستند تا با بررسي علل و زمينه ها بهترين راههاي انجام امور را پيدا كرده با شهامت به كار ببندد و شاهد پيروزي و موفقيت را در آغوش بگيرد.
    ب ـ نو بودن حوزه كار :
    نرم افزار دانش و صنعتي جوان نه تنها در كشور ما بلكه در سراسر جهان است و پديده هايي از قبيل تطويل و حتي شكست پروژه هاي نرم افزاري در همه جا خصوصا كشورهاي صنعتي شناخته شده هستند و براي غلبه بر آنها همه روزه راهكارها و روشهاي نوين ارائه ميشود كه بايد با عزم مشترك همه گروههاي ذينفع در تجربه اي مصممانه و متهورانه به كار گرفته شوند. سلب عجولانه اعتماد از توان فني و مهندسي داخلي چيزي نيست جز بازگشت ارتجاعي به دوران سياه قبل از انقلاب و نديده گرفتن دستاوردهاي عظيم جامعه علمي و فني كشور در دو سه دهه اخير.
    ج ـ فرصتها و امكانات :
    صنعت نرم افزار داخلي به اتكاي ظرفيت غيرقابل انكار نيروي انساني خود كه با توسعه اينترنت از امكانات گسترده دسترسي به منابع اطلاعاتي نيز برخوردار است آماده جهش به بالاترين قله هاي فن آوري است . بر سرمايه گذاران دولت و مشتريان بالقوه اين صنعت است كه با نشان دادن همت بلند و سعه صدر آن را در نيل به اين هدف ياري رسانند و سايه هاي ابهام و ترديد از آن بزدايند تا خود نيز از بركات آن بهره مند شوند.
    7 ـ دست اندركاران و شركتهاي فعال در صنعت نرم افزار نيز به نويد خود بايد با تجديدنظر در اتخاذ سياستهاي محدود و شكست خورده گرايش مشتريان بزرگشان را به تامين كنندگان خارجي به عنوان يك زنگ خطر و دليلي جدي براي بازنگري روشهاي ارائه خدمات و محصولات مورد توجه قرار دهند و به عنوان مثال اين نكته را درك كنند كه زمان آن رسيده است كه دست از غفلت نسبت به مسائل كلان سازمانها (برنامه ريزي پشتيباني تصميم ....) بردارند و دريابند كه دوران اكتفا به بسته هاي نرم افزاري پيش پا افتاده كه به كارگيري آنها براي بازده و اثربخشي بنگاههاي اقتصادي نتيجه خاصي ندارد و ابزار ساده اي براي تسهيل كارهاي كارمندان دفتري بيش نيستند تا به عنوان مثال در پايان سال مالي در ارائه گزارشات ساليانه آنچناني ايشان را ياري رسانند به سر آماده است .
    8 ـ اين شركتها خصوصا بايد از جار و جنجال تبليغاتي نسبت به نرم افزارهاي محدود و معرفي آنها به عنوان راه حل مطلوب سازمانها دست بشويند و توسعه هر چه بيشتر توانايي هاي خود و ابزارهايشان را مد نظر قرار دهند. از جمله ضروري به نظر مي رسد كه يك تجديدنظر بنيادين در روندهاي تحليل و طراحي و تعريف نيازها و نيز بازنگري در معماريهاي قديمي كه مبتني بر استفاده بي رويه از جداول اطلاعاتي مشترك ميان سيستم ها و ترويج وابستگي هاي آزاردهنده ميان آنهاست ضروري باشد.
    كه تنها ERP 9 ـ با توجه به آنچه در بالا به صورت فشرده ذكر شد و همچنين آمار نگران كننده شكست پروژه هاي دربرگيرنده شكست هاي آشكار و اعلام شده اين قبيل پروژه هاست (بين 60 تا 70 درصد شكست رسما اعلام شده ) دست اندركاران صنايع بزرگ خودروسازي را دعوت مي كنيم كه بنا به جايگاه حساس شان به عنوان الگودهنده و در كشور دست از اقدام شتابزده در به خدمت گرفتن اين گفتمان برداشته در هر IT خط دهنده به روندهاي توسعه صنعت كجاي اين راه غلط قرار دارند از آن بازگردند.
    به مديران ارشد اين شركتها و نيز كليه سياستگذاران و تصميم گيرندگان در صنايع حساس و بزرگي چون نفت و گاز و پتروشيمي و فولاد و مس و.... كه بي شك با قبول مسئوليت هاي خطير و طاقت فرسا ارزشهاي خود را به نمايش گذاشته اند توصيه مي كنيم كه با حقيقت مشكلات صنعتي كه به آنها سپرده شده است شجاعانه روبرو شوند و در انتظار معجزه از طرف شركتهاي چند مليتي نبوده به اتكا هوش و تجارب خود و كاركنانشان و دارايي هاي نرم افزاري كه طي ساليان متمادي اخير فراهم كرده اند و با همت گماردن به بهبود و ارتقا دارايي ها به حل ريشه اي مشكلات سازماني بپردازند.
    10 ـ توجه به سياست هاي دولت نهم در اعمال اصلاحات ساختاري و تمركز آن بر مفهوم كارآيي مي تواند ضمن تامين پشتوانه سياسي لازم براي مديران محترم چراغ راهنماي مناسبي نيز باشد و به عنوان مثال مشوق گشودن درهاي شركتهاي بزرگ صنعتي بر روي خيل كارشناسان و نيروهاي دلسوز و توانمند داخلي شود كه تشنه فرصت IT سازمان براي نشان دادن لياقتها و شايستگيهاي خوداند فرصتي كه تاكنون به تبع يك تفكر بسته و با اجتناب از برون سپاري از ايشان دريغ شده است در حاليكه روشهاي بسيار مطمئن از جمله روشهاي توسعه متن باز براي رفع ترديدها در خصوص ميزان وابستگي شركت به تامين كنندگان داخلي نرم افزار و سيستم وجود دارد.
    11 ـ در پايان از دولت و مجلس محترم و نهادهاي متولي فناوري اطلاعات در جمهوري اسلامي انتظار مي رود با پيروي از رهنمودهاي مقام معظم رهبري حمايت از توسعه و ترويج الگوهاي جديد و درون زا در حوزه هاي مختلف بخصوص فناوري اطلاعات را برپايه توليد علم و ايجاد جنبش نرم افزاري و به اتكا نيروهاي با ارزش و متخصص داخلي در دستور كار خود قرار داده اجازه ندهند برخي افراد كم دانش تنها براي منافع شخصي و در خلا اينگونه الگوها و نظارتهاي كلان خواسته يا ناخواسته باعث انحراف مسير توسعه صنعتي كشور شوند كه نتيجه آن دور شدن از آمال و آرزوهاي همه ما در دستيابي به اهداف و افق هاي ترسيم شده در سند چشم انداز بيست ساله خواهد بود.
    كميته ارتباطات و فناوري اطلاعات
    جامعه اسلامي مهندسين