بخش دوم
حسين اردستاني
.1 اصول گرايي
چند هدفي بودن و عدم اجماع نظر رهبران
يكي از موانع اصلي پيروزي مبارزات ملت در تاريخ معاصر ايران بوده است . اين عامل بطور
خاص در نهضت مشروطه و نهضت ملي شدن نفت مانع از پيروزي مردم بر استبداد گرديد. از اينرو حضرت امام خميني پس از آنكه بر
اثر اقبال مردم رهبر بلامنازع نهضت شناخته شد
از همان ابتدا مرزهاي ايدئولوژيك انقلاب را در چارچوب دين و بر اساس قرآن و سنت
تعيين نمود و بر آن ابرام ورزيد . اين جهت گيري از آغاز مبارزه مشهود بود . ايشان در بخشي از سخنراني خود به تاريخ 11 آذر 1341 در
مسجد اعظم قم كه به مناسبت آغاز دروس حوزه علميه قم پس از ختم غائله انجمنهاي ايالتي و ولايتي ايراد شد
فرمودند : مائيم و قانون
اسلام
علماي اسلام اند و قرآن كريم
علماي اسلام اند و احاديث نبوي
علماي اسلام اند و احاديث ائمه اسلام . هر چه موافق دين و
قوانين اسلام باشد ما با كمال تواضع گردن مي نهيم ; و هر چه مخالف دين و قرآن باشد ... ما با آن مخالفيم 1 . اين موضع در طول دوران
تبعيد تا آغاز مجدد نهضت در سال 56 بارها تكرار شد . اما در اين سال با حساسيت بيشتري مورد تاكيد قرار گرفت تا شركاي احتمالي
خود را با مكتب مبارزه همسان سازند. به عنوان مثال در پاسخ ايشان به پيام اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان در اروپا به تاريخ
56
11
24 آمده است : بر شما جوانان روشنفكر و بر تمام طبقات ملت است كه سرلوحه هدفتان اسلام و احكام عدالت پرور آن باشد ...
بايد قشرهاي غيراسلامي را كه عقيده و عملشان برخلاف اسلام است و داراي گرايشها به مكتب هاي ديگرند
هر نوع مكتب باشد
به
مكتب مترقي و عدالت پرور اسلام دعوت كنيد و در صورت نپذيرفتن
از آنها هر نوع كه باشد و هر شخصيت كه هست تبري يا لااقل
احتراز كنيد. مراقب باشيد با كمال دقت و هوشمندي كساني كه التزام به اسلام ندارند به جميع ابعادش
ولو در اصلي از اصول با شما
موافق نيستند
آنها را دعوت به اسلام كنيد و اگر موثر نشد از شركت دادن آنها در اجتماعات و انجمنهاي اسلامي احتراز كنيد و گمان
نكنيد زيادي افراد هر چه باشد شما را به هدف نزديك مي كند و پس از وصول به هدف
آنها قابل تصفيه هستند. بايد بدانيد قشرهاي
غيرمسلم و غيرملتزم به اسلام از پشت به شما خنجر مي زنند و شما را قبل از وصول به هدف از كار مي اندازند يا نابود مي كنند. از
تجربه هاي سابق عبرت بگيريد .2 در مرداد ماه 57 نيز در قسمتي از پيام به ملت ايران
اظهار داشتند : نهضت مقدس اخير ايران .... صد در
صد اسلامي است .3 و در پيام به مناسبت چهلم شهداي تبريز نيز فرمودند : جز در سايه اسلام و در زير پرچم قرآن راه پيروزي مسدود
است 4.
جمهوري گرايي اصل دوم در رهبري مبارزه توسط حضرت امام است . ايشان پس از بازگشت به ايران در بهشت زهرا يكي از مهمترين
مقولات سياسي ـ اجتماعي را در باب حاكميت و پايه هاي حكومت اسلامي مورد توجه و اشعار قرار دادند. و با استدلال به اين اصل كه
انسانها و ملت ها در تعيين سرنوشت خويش آزاد هستند
اظهار داشتند : اصل رژيم سلطنتي از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلي
است و خلاف حقوق بشر است . ما فرض مي كنيم كه يك ملتي همه راي دادند كه يك نفر سلطان باشد
بسيار خوب اينها از باب اينكه
مسلط بر سرنوشت خودشان هستند راي آنها براي آنها قابل عمل است . لكن اگر ملتي راي دادند ولو تمامشان به اينكه اعقاب اين سلطان
هم سلطان باشد
اين چه حقي است كه ملت 50 سال پيش سرنوشت ملت بعد را معين مي كند
سرنوشت هر ملتي بدست خودش
است ... مگر پدرهاي ما ولي ما هستند مگر آن اشخاص كه در صد سال پيش از اين
هشتاد سال پيش از اين بودند
مي توانند سرنوشت
يك ملتي را كه بعدها وجود پيدا مي كند آنها تعيين بكنند5.
تاكيد مكرر بر شخص شاه به عنوان منشا همه فسادها و ظلم ها و لزوم كنار رفتن سلسله پهلوي
از جانب امام به عنوان هدف مبارزات
ملت تعيين شد. علي رغم همراهي جريانات ملي گرا و ليبرال مآب با روند انقلاب
آنها در سطح مبارزه و همچنين در هدف گيري انقلاب
با ديدگاههاي حضرت امام داراي اختلاف نظر بودند. از نظر آنها سطح مبارزه محدود به استبداد رژيم بود
در حاليكه رهبر انقلاب
علاوه
بر اين
نفي استعمار و استثمار را نيز از جمله هدفهاي مبارزه مي دانست . مزيد بر اين
در حاليكه اين جريانات مبارزه را در چارچوب
قانون اساسي و بازگشت حكومت به اين چارچوب محدود مي نمودند
حضرت امام جابجايي قدرت را دنبال مي كردند. ايشان در پيام
خود مورخ 56
11
2 به آنها كه دم از چارچوب قانون اساسي مي زدند هشدار دادند كه باين كلمه صحه بر رژيم سلطنتي فاسد موجود
نگذارند .6 و در مصاحبه مورخ 57
8
11 با راديو و تلويزيون لوكزامبورگ اظهار داشتند : ما سازش را از هر كس و به هر شكلي نخواهيم
پذيرفت
چون ملت نخواهد پذيرفت .7 ثبات راي رهبري و تبعيد فراگير آحاد مردم از وي
موجب گرديد كه تمام جريانات از نظر و ايده
رهبر انقلاب تبعيت نمايند و ابراز ديدگاههاي گروهي و شخصي خويش را به فرصت ديگري موكول كنند.
.2 روش مبارزه
از نظر امام در اداره انقلاب
مردم به عنوان مركز ثقل پيشبرد مبارزه به شمار مي رفتند. با اتكا به اين اصل
در جريان براندازي حكومت
براي اولين بار در نظام دو قطبي
رهبر مبارزه بدون كمك يك قطب قدرت
در صدد تصاحب قدرت برآمد. مبتني بر همين اصل
جنگ
مسلحانه به عنوان روش پذيرفته شده در جهان سوم و در ايران
نفي گرديد و حضور ميليوني مردم در شهرها در راهپيمايي و همراه با
شعارهاي ديني و انقلابي تجويز گرديد. اين روش از جانب گروههاي چپ و التقاطي مطرود بود. زيرا از نظر آنها مبارزه مسلحانه تنها راه
انقلاب بود. اين روش چنانچه از طرف رهبري مورد استفاده قرار مي گرفت
معضل اصلي رژيم در كاربرد ارتش و شدت عمل هر چه
بيشتر را حل مي كرد. زيرا با كشته شدن افراد ارتش بذر كينه در دل نظاميان كاشته مي شد و مقابله با مردم جزو حقوق مشروع آنها در دفاع
از خود قلمداد مي گرديد. اما امام با هوشياري و درايت بغايت فوق العاده از ورود به چنين اقدامي اجتناب نمودند و تا آخر سعي كردند با
حضور مردم
انقلاب را به پيروزي برسانند.
.3 اتخاذ تصميمات و مواضع بهنگام
درك عميق امام از روند نهضت و در دست داشتن ابتكار عمل در مقابل رژيم
باعث مي گرديد تصميمات و مواضع ايشان در برابر
رويدادها دقيق و منطبق بر واقعيات باشد. در مطالعه سيره امام در دوران انقلاب
مي توان اين رهيافت را در تمام زمينه ها و جزيي ترين
امور مشاهده كرد. با آغاز سياست فضاي باز سياسي توسط رژيم
ضمن آنكه امام اين سياست را يكي از توطئه هاي آنها براي تطهير شاه و
انحراف اذهان از كانون فساد به منظور دوام حكومت مي دانست 8
اما فرصت بدست آمده را بسيار حياتي قلمداد كرده و مردم و
روحانيون را به بهره برداري لازم دعوت كردند. ايشان در پاسخ به نامه تسليت دانشجويان و مسلمانان خارج از كشور
به مناسبت شهادت
آيت الله مصطفي خميني
اظهار داشتند : اكنون كه فرصت موقت بدست آمده است بايد هوشياري و دورانديشي و وحدمت كلمه
گروههاي صد در صد پاي بند به اسلام و علاقه مند به مسلمين از آن استفاده كنند .9 و در بيانات دهم دي ماه 56 بر اين فرصت يابي
بيشتر تاكيد كرده و گفتند : يك فرجه پيدا شده
امروز
روزي است كه بايد گفت و پيش مي بريد و من خوف اين را دارم كه خداي نخواسته
اگر اين فرصت از دست برود و اگر اين مرد (شاه ) يك خورده اي محكم بشود همچون لطمه اي به مردم بزند كه آن طرفش پيدا نباشد و
اولش شما روحانيون هستيد ... نگذاريد اين فرصت از دست برود10.
در جريان روي كار آمدن دولت نظامي در ماه محرم كه ابتدا نگراني نسبي مردم را باعث شد
و حاكي از آن بود كه سركوب شدت خواهد
يافت
امام در پيام مورخ 57
9
1 كه به مناسبت فرا رسيدن ماه محرم خطاب به ملت صادر شد
آنها را دعوت به پذيرش شهادت و
تاسي به اوليا دين كرده و اظهار داشتند : ماه حماسه و شجاعت و فداكاري آغاز شد... بپاخيزيد و استنكار كنيد. اگر كيان اسلام را در خطر
ديديد
فداكاري كنيد و خون نثار كنيد .11 و آنگاه كه دولت نظامي سعي داشت با قطع حقوق و فشار معيشتي
اعتصاب كاركنان صنعت
نفت را در هم بشكند از بازاريان خواست كه امرار معاش اعتصاب كنندگان بويژه كارگران و كارمندان صنعت نفت را تامين نمايند. بعلاوه
هياتي را به رياست آقاي بازرگان و با حضور آقاي هاشمي رفسنجاني به جنوب اعزام نمود تا توليد نفت به ميزان تامين مصرف داخلي
صورت پذيرد. اين اقدام امام ارتباط تنگاتنگ مردم و رهبري را به نمايش گذاشت و اوج وحدت انقلابي و ملي را به منصه ظهور رساند.
اعتصابات همه جانبه ضمن آنكه دولت استبداد را مستاصل كرده بود
نظام كشور و معاش مردم را نيز مختل نموده از نظر افكار عمومي
و تبليغاتي
خطري براي قيام ملت به سود استبداد بوجود آورده بود. چاره جويي فوري و مدبرانه ضرورت داشت كه ضمن فشرده نگاه
داشتن گلوي دشمن
مشكل مردم را نيز حل كند. نفت از اين بابت حساسترين نقش و موقعيت را داشت و مناسب ترين راه حل
چاره
جويي امام مندرج در فرمان مورخ 57
10
8 بود كه جمع بين اعتصاب و رفع حوايج مردم صورت پذيرفت
با روي كار آمدن دولت بختيار و شكست دولت نظامي
تشخيص رهبري مبارزه آن بود كه پايان عمر رژيم فرا رسيده و بايد با تصميمات
مقتضي همچنان ابتكار عمل را حفظ كرد. از نظر امام
مهمترين مساله حضور ايشان در تهران بود. متقابلا در نظر نخبگان سياسي ـ
نظامي حاكم نيز دور نگه داشتن ايشان از ايران به منظور تسلط بر اوضاع و در صورت شكست دولت جديد
آماده شدن براي كودتا
اولويت اول به شمار مي رفت . ژنرال هايزر از قول هارولد براون (وزير دفاع آمريكا) مي گويد بختيار بزرگترين خطر را براي دولت خود
بازگشت سريع امام مي داند و او به يك ماه وقت احتياج دارد 12. براي اين منظور مقامات آمريكايي از طريق مقامات فرانسوي امام را
تحت فشار قرار دادند كه به تهران نرود. دولت فرانسه در همين رابطه
كليه پروازهاي خود را به ايران با هدف جلوگيري از سفر امام در
ششم بهمن ماه به ايران
لغو كرد . اما امام مصرانه درصدد بازگشت به ايران برآمد و اعلام كرد : براي بازگشت جنگ مي كنم 13.
: وي كه بوي توطئه را استشمام كرده بود همچنين اعلام نمود : با كودتا مقابله خواهيم كرد 14. امام كه براي بازگشت به كشور خود را با
فشار بين المللي و مقاومت رژيم مواجه ديد سعي كرد مردم را متوجه اهميت مساله نمايد. از اينرو با اينكه بدليل بسته بودن فرودگاه
احتمال داده مي شد هواپيما در آسمان سرنگون شود
پيش از باز شدن فرودگاه اعلام كرد به ايران باز مي گردد و در صورت لزوم در
فرودگاه ديگري فرود مي آيد. وي اظهار داشت : من به ملت هشداردهم كه توطئه اي بايد در كار باشد.... من به تصميم خود باقي هستم و
ملت ايران بايد در تصميم خود باقي باشد. بر احدي از افراد ملت جايز نيست كه در اين موقع حساس كه امر بين موت و حيات است
بنشيند و ساكت باشد. مزيد بر اين
امام با انتشار برنامه سياسي خود به تشكيل شوراي انقلاب و دولت موقت مبادرت ورزيدند. سرعت
تصميمات و اقدامات امام
حكومت را چند گام عقب و در انفعال كامل قرار داد . امام در پيام 22 دي ماه 57 رئوس برنامه سياسي خود را
كه مرحله به مرحله مي بايستي اجرا گردد بشرح زير اعلام نمود.
.1 تشكيل شوراي انقلاب اسلامي : ماموريت اين شورا
مطالعه و بررسي شرايط تاسيس دولت انتقالي و فراهم ساختن مقدمات اوليه
آن عنوان گرديد
.2 وظايف دولت موقت
تشكيل مجلس موسسان به منظور تصويب قانون اساسي جمهوري اسلامي
انجام انتخابات بر اساس مصوبات مجلس موسسان و قانون اساسي جديد
انتقال قدرت به منتخبين جديد
دستور لغو حكومت نظامي
يكي ديگر از جنبه هاي موقعيت شناسي رهبر انقلاب و تشخيص دقيق وي از تصميمات نخبگان حاكم بود.
تصميمي كه اگر اتخاذ نمي شد ممكن بود سرنوشت مبارزه و ثمرات مقاومت مردم به يكباره از بين مي رفت .
.3 مدارا و جذب ارتش
نحوه برخورد با ارتش به عنوان مركز ثقل قدرت حكومت توسط امام
در تاريخ انقلابهاي جهان منحصر به فرد و بي نظير مي باشد.
جلوتر از همه و حتي فرماندهان نظامي و نخبگان حاكم
امام دريافته بود كه ارتش از دو قشر بالا و پايين تشكيل شده است . از اينرو
سعي وافري به عمل آورد كه مردم با ارتش با احترام برخورد كرده و از اهانت به آنها و مقابله هاي احتمالي مسلحانه اجتناب ورزند. نيز به
تبعيت از ايشان
ارتش را برادر خطاب كرده و در مناسبت مختلف
حتي آنگاه كه سينه هايشان با گلوله دريده مي شد
در پاسخ
به دادن
گل و شعار برادر ارتشي : چرا برادركشي
اكتفاكردند. تحمل اين روش براي مردم بويژه جوانان مبارز سخت بود
اما تحمل و شكيبايي
پيامدهاي مثبت اين روش را ظاهر ساخت و مردم در شرايط حساس و تاريخي مبارزه
پيوستن ارتش به مردم كه به منزله تير خلاص به
رژيم بود مشاهده كردند.
سياست مدارا و جذب ارتش براي فرماندهان نظامي و مقامات آمريكايي بسيار گران و نگران كننده بود. هايزر در خاطرات خود
مي گويد سلاح عشق و مهرباني
رژيم را در برابر يك عمليات رواني پيروز قرار داد و دچار مخمصه جديدي كرد. وي مي افزايد در مورد
استراتژي (امام ) خميني در زمينه طرفداري از ارتش
زخم خورده بودم و سياست قلب و گل
تهديدي جدي محسوب مي شد. دراز كردن
دست دوستي به سوي ارتش
بر افسران راهنمايي و پليس
تاثير زيادي مي گذاشت
تظاهر كنندگان ماموران انتظامي را بر دوش خود
مي چرخاندند . استراتژي جديد
ابتكار عمل را از دولت مي گرفت .15 امام كه بعنوان يك مرجع مذهبي نفوذ زيادي بر معيارهاي رفتاري
آحاد مردم از جمله ارتش داشت در برابر اين مساله كه ارتشيان براي حفظ نظام سلطنت قسم ياد كرده اند
در پاسخ به استفتا گروهي از
افراد نيروهاي مسلح درباره عدول از سوگند
حكم شرع را چنين بيان كردند : قسم براي حفظ قدرت طاغوتي صحيح نيست و مخالفت با
آن واجب است و كساني كه اين نحو قسم خورده اند بايد برخلاف آن عمل كنند 16. اقدام ديگر امام نويد آينده بهتر به نيروهاي ارتش
بود . ايشان در مورخ 57
10
27 در پاسخ به آيت الله دكتر بهشتي در مورد كسب اجازه براي برقراري ارتباط با ارتش اظهار داشتند : تماس
بگيريد و دلگرم كنيد. اطمينان بدهيد كه حال ارتشي خيلي بهتر خواهد شد. اتخاذ چنين روشي از جانب امام علاوه بر انتخاب تاكتيك
مناسب براي پيشبرد انقلاب و همچنين اعتقاد به ارتش به عنوان متن ملت
برخاسته از دورانديشي نسبت به نهضت جهاني اسلام و پيش
بيني آينده دور تحولات انقلابي در كشورهاي اسلامي بود. گفته مي شود يكي از مقامات سياسي كشور
بعد از پيروزي انقلاب نظر امام را
در مورد سرنوشت ارتش جويا مي شود. ايشان مي فرمايد (نقل به مضمون ) ما ارتش را حفظ مي كنيم
زيرا چنانچه با ارتش در ايران
برخورد مناسب نشود
ارتش ساير كشورهاي اسلامي نيز چنانچه با انقلاب مردم كشورشان مواجه شوند
سرنوشت خود را مانند ارتش
ايران دانسته و به مقابله با مردم بر مي خيزند.
پي نوشت ها :
.1 كوثر
محموعه سخنرانيهاي حضرت امام خميني (س )
جلد اول
تهران
موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (س )
1371
ص
24
.2 تقويم تاريخ انقلاب اسلامي ايران
سروش
1369
ص 66
.3 همان
ص 109
.4 صحيفه نور
جلد دوم
ص 41
.5 صحيفه نور
جلد چهارم
ص 282
.6 همان
ص 265
.7 توقيم تاريخ انقلاب اسلامي ايران
پيشين
ص 173
.8 صحيفه نور
جلد اول
ص 249
.9 همان
ص 253
.10 همان
ص 265
.11 صحيفه نور
جلد سوم
ص 225
.12 خاطرات ژنرال هايزر
ماموريت در تهران
ترجمه ع . رشيدي
تهران
اطلاعات
1365
ص 110
.13 روزنامه اطلاعات
57
10
20
ص 1
.14 همان
57
11
4
ص 1
.15 همان
به نقل از : ع باقي
بررسي انقلاب ايران
پيشين
ص 400
.16 خاطرات ژنرال هايزر
پيشين
صص 3 ـ 122
هايزر در خاطرات خود مي گويد : سلاح عشق و مهرباني
رژيم را در برابر يك عمليات رواني پيروز قرار داد و دچار مخمصه جديدي
كرد... در مورد استراتژي (امام ) خميني در زمينه طرفداري از ارتش
زخم خورده بودم و سياست قلب و گل
تهديدي جدي محسوب
مي شد. دراز كردن دست دوستي به سوي ارتش
بر افسران راهنمايي و پليس
تاثير زيادي مي گذاشت
تظاهر كنندگان ماموران انتظامي را
بر دوش خود مي چرخاندند. استراتژي جديد
ابتكار عمل را از دولت مي گرفت
با روي كار آمدن دولت بختيار و شكست دولت نظامي
تشخيص رهبري مبارزه آن بود كه پايان عمر رژيم فرا رسيده و بايد با
تصميمات مقتضي همچنان ابتكار عمل را حفظ كرد. از نظر امام
مهمترين مساله حضور ايشان در تهران بود. متقابلا در نظر نخبگان
سياسي ـ نظامي حاكم نيز دور نگه داشتن ايشان از ايران به منظور تسلط بر اوضاع و در صورت شكست دولت جديد
آماده شدن براي
كودتا
اولويت اول به شمار مي رفت .
مقامات آمريكايي از طريق مقامات فرانسوي امام را تحت فشار قرار دادند كه به تهران نرود. دولت فرانسه در همين رابطه
كليه
پروازهاي خود را به ايران با هدف جلوگيري از سفر امام در ششم بهمن ماه به ايران
لغو كرد. اما امام مصرانه درصدد بازگشت به ايران
برآمد و اعلام كرد : براي بازگشت جنگ مي كنم

|