روزنامه جمهوري اسلامي 17/09/1386 صفحه امام
*****
اهداف كلان فرهنگي در نگاه امام خميني و ضرورت رويكرد منتقدانه به عملكردهاي شوراي انقلاب فرهنگي




  • ويژه سالگشت فرمان تشكيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي
    جايگاه و اهميت و نقش « فرهنگ « بر هيچ انسان خردورزي پنهان و پوشيده نيست زيرا آنگاه كه فكرها و جان ها از حلقه هاي اسارت هاي دروني و بروني خارج شوند و فرصت طيران در فضاي آزادگي و وارستگي بيابند و عقل و خردها از حاكميت نفسانيت هاي فردي و گروهي خارج شوند هر حقيقت و واقعيتي به وضوح و صراحت و بدون ابهام و ترديد چهره نمايان مي سازد.
    حقيقت فرهنگ آنگاه از محاق تشكيك ها و ترديدها خارج مي گردد و نمايانده مي شود كه افكار و جان ها با آزاد انديشي و خردورزي پيوند خورند و در چنين حالتي است كه مشخص مي گردد فرهنگ اساس و بنيان همه رشد و كمال ها و دانش و بينش ها و تمدن و پيشرفت ها مي باشد و ملتها تحول و دگرگوني اصولي و مبنايي نمي يابند مگر به وسيله فرهنگ و اين همه در فرهنگ سالم و پويا نهفته است و نه هر فرهنگي كه فرهنگ ها به دو گروه سازنده و مخرب و استقلالي و استعماري تقسيم مي شوند.
    در انديشه هاي حضرت امام خميني به سه موضوع اساسي درباره فرهنگ مواجه مي شويم . موضوع اول جايگاه و اهميت فرهنگ است . در نگاه امام خميني فرهنگ هويت اصلي جامعه را تشكيل ميدهد و ملت ها با فرهنگ صحيح به پرورش و سازندگي مي رسند(1 ) و استقلال هر كشور با استقلال فرهنگ آن پيوستگي مي يابد . (2 )
    موضوع دوم ضرورت انقلاب و تحول فرهنگي در سطح جامعه و از جمله در دانشگاه ها و مراكز تعليم و تربيت است . از ديدگاه امام « سرنوشت يك كشور و يك ملت و يك نظام بعد از توده هاي مردم در دست طبقه تحصيل كرده است » (3 ) و از آنجا كه در طول دوران سلطه رژيم پهلوي هم « توده هاي مردم » و هم « مراكز آموزشي » در معرض اسلام زدايي و استحاله فرهنگي قرار گرفتند و فرهنگ استعماري جايگزين فرهنگ استقلالي شد انقلاب و تحول فرهنگي در مردم و سطح جامعه و نيز دانشگاه ها يك ضرورت حياتي است . (4 )
    موضوع سوم فرهنگ سالم و پويا و تحول زاست كه به طور قطع « فرهنگ اسلامي » داراي چنين مشخصه هايي ميباشد. از ديدگاه امام خميني بايد فرهنگ جامع و رهايي بخش اسلام جايگزين فرهنگ استعماري باقي مانده از دوره حكومت پهلوي گردد كه متاسفانه آثار آن همچنان در حال تداوم و نقش آفريني مخرب است . از ديدگاه امام فرهنگ اسلامي بايد به شناسايي و استقرار همه جانبه برسد(5 ) و نيز اين واقعيت نبايد فراموش گردد كه راه اصلاح جامعه و كشور بااصلاح و تحول در فرهنگ مساعد و هموار ميشود . (6 )
    حضرت امام خميني با توجه به سه موضوع مهم مزبور پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ابتدا « ستاد انقلاب فرهنگي » و سپس « شوراي عالي انقلاب فرهنگي » را بنيان نهاد تا به اين وسيله تحول فرهنگي در سطحي وسيع كه جامعه و مردم و مراكز آموزشي و تعليم و تربيت و دانشگاه ها و رسانه ها و مراكز فرهنگي را در بر ميگيرد تسريع گردد.
    اكنون به همين مناسبت لازم است باتوجه به اهدافي كه حضرت امام خميني از تشكيل چنين شورايي دنبال مي كردند به درنگ و تامل و تفكر در برخي از مسائل مهم مرتبط با وظايف اين شورا بپردازيم .
    1 ـ باتوجه به جايگاه رفيع « فرهنگ » و نقش زيربنايي آن كه « سياست » و « اقتصاد » را نيز تحت الشعاع قرار مي دهد و به جهت گيري هاي سالم و رشد يابنده رهنمون ميشود و نيز با در نظر گرفتن ديدگاه هاي ژرف حضرت امام خميني كه به طور مكرر و در ابعاد و جلوه هاي گوناگون به حساسيت و اهميت فرهنگ تاكيد فراوان مي ورزند برنامه ريزي هاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي در سطح كلان بايد با تغييرات و تحولات زيربنايي انجام گردد واز هر برنامه و عمل روبنايي و سطحي پرهيز شود. برنامه ها و عملكردهاي روبنايي و سطحي نه تنها مشكلات فرهنگي جامعه را حل نمي كنند كه بر آنها مي افزايند. زيرا هيچ گاه و در هيچ مرحله از دوران پس از پيروزي انقلاب چنين طرح و برنامه هايي مفيد و ثمر بخش نبوده اند. اين برنامه ها و عملكردها شباهت تام به برخي از فيلم هاي سينمايي و مجموعه هاي تلويزيوني دارد كه حركات فرهنگي و معنوي آنها براي معرفي و ترويج فرهنگ اسلامي در جامعه به گنجاندن چند نما و صحنه كوتاه درباره دعا كردن يا نماز خواندن هنرپيشه ها خلاصه ميشود و متاسفانه اين روند تكراري در اكثر فيلمهايي كه مي خواهند از فرهنگ و معارف اسلامي تبليغ كنند تداوم دارد!
    2 ـ يكي از اهداف والاي حضرت امام خميني از تشكيل شوراي انقلاب فرهنگي تسريع در تداوم تحول عظيمي بود كه در مردم جامعه در مراحل اوليه نهضت اسلامي تا پيروزي نهايي آن به وجود آمد و آنان در اثر نقش آفريني خيره كننده و شگفتي زاي « فرهنگ اسلامي » به نداي امام خميني لبيك گفتند و به ياري اسلام شتافتند و حاصل مجاهدتهاي دير پا و رنجزاي فقها و علماي آگاه و مبارز در طول تاريخ معاصر را به نتيجه و ثمر نشاندند.
    حضرت امام خميني اعلام ميكنند كه : « پيروزي انقلاب مرهون اسلامي بودن انقلاب و مردمي بودن و توجه مردم به اسلام و تحول روحي عظيمي است كه خداوند در اين ملت معجزه آسا ايجاد فرمود . » (7 )
    اكنون پرسش اساسي اين است كه شوراي انقلاب فرهنگي براي استمرار اين تحول عظيمي كه در مردم ايران در دوران نهضت اسلامي به وجود آمد چه كرده است آيا شوراي انقلاب فرهنگي به اين حقيقت توجه كافي مبذول مي دارد كه از تحقق پيروزي نهايي نهضت و استقرار نظام اسلامي تاكنون نسل جوان جديدي چهره نموده است كه هيچ سابقه آشنايي با فرهنگ جامع اسلامي ندارد و به طور طبيعي بايد با تعاليم و قوانين و ارزش ها و هنجارهاي دين مبين الهي ساخته و پرورده گردد علاوه بر آن اين نسل با انقلاب اسلامي و زمينه ها و ضرورت ها و مراحل مبارزات و چيستي استعمار و روش هاي نفوذ و سلطه آن در ابعاد فرهنگي و سياسي و اجتماعي نا آشناست . و نيز اين نسل از ماهيت نظام جمهوري اسلامي ايران و پشتوانه هاي فكري و اعتقادي آن بي اطلاع است .
    شوراي انقلاب فرهنگي بايد بنگرد كه چه كرده است و به چه ميزان به وظايف خويش در ايجاد تحول فرهنگي در مردم جامعه به ويژه نسل جوان امروز عمل كرده است .
    3 ـ رسيدگي به « فرهنگ دانشگاه ها و مراكز تعليم و تربيت » و ايجاد تغيير و تحول اساسي و بنيادي در آنها از وظايف محوري و مهم شوراي انقلاب فرهنگي محسوب مي شود.
    همچنان كه حضرت امام خميني به طور مكرر و در پيام و كلام و در وصيت نامه الهي و سياسي خويش هشدار داده اند سياست ديروز و امروز و فرداي استعمارگران نفوذ در اين مراكز مهم و ايجاد انحراف و وابستگي در آنهاست و اين هدف در طول دوران حكومت پهلوي با برنامه ريزي ها و مهره چيني ها محقق گرديده و پس از پيروزي انقلاب با تخصيص بودجه ها و تطميع عناصر وابسته و جريان هاي غرب گرا و نفوذ آنها در دانشگاه ها و مراكز آموزشي استمرار يافته است .
    حضرت امام خميني باتوجه به نفوذ وسيطره فرهنگ غربي در مراكز دانشگاهي به ضرورت تحول در اين مراكز تاكيد فراوان مي كنند و علاوه بر طلب استمداد از مسئولان نظام و متوليان فرهنگي از دانشجويان آگاه و متعهد و دلسوخته اسلام و استقلال ايران نيز ياري مي طلبند . (8 )
    اگر اهداف اوليه امام خميني در تبيين وظايف شوراي انقلاب فرهنگي در دانشگاهها و مراكز آموزشي را با عملكردهاي اين شورا تطبيق دهيم و در يك بررسي مشهود به نظاره آنچه « هست » و بايد متحول مي شد و نشد بنشينيم اين نتيجه به دست مي آيد كه تحولات اساسي فرهنگي در اين مراكز تحقق نيافته است و البته اين نگرش نافي تلاش هاي شورا نمي باشد بلكه به نقص ها و كاستي ها نظر دارد.
    4 ـ « فرهنگ عمومي جامعه » و ايجاد تحولات اساسي و بنيادين در آن با اهداف اوليه تشكيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي پيوند و پيوستگي تام و كامل دارد.
    تغيير و تحول در فرهنگ عمومي جامعه را بايد با چشم ديد نه در خطوط مصوبات و بخشنامه ها و توصيه هاي شوراي انقلاب فرهنگي .
    آنچه امروز مشهود و ملموس است و به همين دليل با هيچ نفي و انكاري نمي تواند مواجه شود اين است كه مشكلات فرهنگ عمومي جامعه نه تنها كاهش نيافته كه رو به تزايد رفته است .
    آيا نمي بينيم كه ارزش ها در فرهنگ عمومي رنگ باخته اند و ضد ارزش ها در حال تاخت و تاز مي باشند و همه عرصه ها را در مي نوردند
    آيا مشاهده نمي كنيم كه خرافات و موهومات در طول سال هاي طولاني به ويژه سال هاي اخير به شدت در حال رشد و گسترش مي باشند و مفاهيم مقدس ديني همچون انتظار و شفاعت و توسل و دعا و مراثي و مدايح ائمه اطهار (ع ) را نشانه مي روندو آنها را ملعبه دست شيادان و فريب كاراني قرار مي دهند كه در لباس دين مي روند و به زهد فروشي و تقدس مآبي مي گرايند تا اهداف سياسي و اقتصادي خود را جامه عمل بپوشانند
    آيا نمي نگريم كه به نام « عرفان » مكتب ها و فرقه هاي انحرافي صوفيه در حال شكار جواناني هستند كه هيچ شناخت و بينشي نسبت به عرفان اصيل اسلامي ندارند و به همين دليل در دام جريان هاي فكري باطل و فرقه هاي منحرف و گمراه گرفتار مي شوند و به فساد و تباهي آلوده مي گردند
    وضع نامناسب پوشش اسلامي رشد آزادي غربي كم رنگ شدن فضايل اخلاقي حركت هاي انفعالي در عرصه فرهنگ و هنر ميدان دادن به عناصر ناسالم و وابسته به فرهنگ غربي و شاهنشاهي در رسانه ها و مراكز تبليغي توليد آثار سطحي و سخيف هنري و دفاع از آنها از جمله موارد ديگري است كه فرهنگ عمومي جامعه را به بيراهه مي برند و نسلي مي پرورند كه در آينده با فرهنگ اسلامي بيگانه مي گردد و اين هدف دراز مدت « تهاجم فرهنگي » است كه متاسفانه هنوز برخي از افرا دو گروه هاي درون و برون نظام آن را باور نكرده و نخواهند كرد!
    آيا شوراي عالي انقلاب فرهنگي نمي خواهد به برنامه ريزي اساسي و چاره انديشي مبنايي و تلاش هاي همه جانبه و اثر گذار در سامان دهي فرهنگ عمومي اهتمام ورزد
    5 ـ شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد در آمد و شد روساي جمهور و تشكيل كابينه ها همچنان در جايگاه خود به نقش آفريني بپردازد و ذره اي از اصول و خط مشي و اهداف و مقاصد تعيين شده عدول ننمايد.
    نكته مهم ديگر اين كه در حال حاضر و با وجود حفظ استقلال شوراي انقلاب فرهنگي با مشكلاتي در دست يابي به اصلاح فرهنگ در سطح كلان و از آن جمله اصلاحات در فرهنگ عمومي جامعه مواجه مي باشيم كه در صورت عدول از خط مشي مستقل اين نهاد اين موانع و مشكلات و كاستي ها چند برابر خواهد گرديد و بنابراين هرگز چنين مباد.
    6 ـ اگر بخواهيم آزاد انديشانه و مستقل و بدون خروج از جاده عدل و انصاف عملكرد دولتهاي گذشته و حال را در برنامه ريزي هاي صحيح و سامان دادن به امور مختلف شوراي انقلاب فرهنگي و رفع مشكلات و موانع و كاستي هاي آن به مداقه بگذاريم و با نگرشي منتقدانه آثار عملكردهاي اين نهاد را در ايجاد اصلاح و تحول اساسي در فرهنگ جامعه به نظاره بنشينيم به اين واقعيت مي رسيم كه هيچ كدام از دولتها كارنامه اي درخشان و قابل تقدير در اين امر مهم و حياتي ندارند و نواقص و كاستي ها و مشكلات گذشته همچنان تداوم دارد.
    اين واقعيت غير قابل انكار و به دور از حب و بغض ها و گرايشات جانبدارانه از روساي جمهور و دولتمردان گذشته و حال نشان ميدهد كه « فرهنگ اسلامي » و ايجاد تحول و دگرگوني هاي مبتني بر آن در جامعه و كشور از دير باز تاكنون مغفول واقع شده است و معلوم نيست چه زماني گرد و غبار غربت از سيماي پاك اين فرهنگ متعالي و جامع و رهايي بخش زدوده ميشود...
    اميدوار هستيم كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در رويكردي دروني برنامه ها و مصوبات و عملكردهايش را به نقد و بررسي بگذارد و آنها را با اهداف و خط مشي هاي تعيين شده توسط حضرت امام خميني تطبيق دهد و با يافتن ضعف و كاستي ها به مقاصد خويش با بهره وري از انديشه ها و رهنمودهاي جامع رهبر كبير انقلاب اسلامي و بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي ايران نزديك گردد.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ كلمات قصار امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 175
    2 ـ همان منبع ص 176
    3 ـ آيين انقلاب اسلامي آرا و انديشه هاي امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 242
    4 ـ همان منبع ص 245 ـ 249
    5 ـ در جستجوي راه از كلام امام دفتر بيست و دوم فرهنگ و تعليم و تربيت انتشارات امير كبير ص 182 و 185
    6 ـ همان منبع ص 183
    7 ـ همان منبع ص 290
    8 ـ وصيت نامه الهي سياسي امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 55 و 56
    در نگاه امام خميني « فرهنگ » هويت اصلي جامعه را تشكيل مي دهد و ملت ها با فرهنگ صحيح به پرورش و سازندگي مي رسند و استقلال هر كشور با استقلال فرهنگ آن پيوستگي مي يابد و به همين دليل راه اصلاح جامعه و كشور با اصلاح و تحول در « فرهنگ » كه « سياست » و « اقتصاد » را نيز تحت الشعاع قرار مي دهد مساعد و هموار مي گردد
    رشد آزادي غربي كم رنگ شدن فضايل اخلاقي حركت هاي انفعالي در عرصه فرهنگ و هنر ميدان دادن به عناصر ناسالم و وابسته به فرهنگ غربي و شاهنشاهي در رسانه ها و مراكز تبليغي توليد آثار سطحي و سخيف هنري و دفاع از آنها فرهنگ عمومي جامعه را به بيراهه مي برند و نسلي مي پرورند كه در آينده با فرهنگ اسلامي بيگانه مي گردد و اين هدف دراز مدت « تهاجم فرهنگي » است كه متاسفانه هنوز برخي از افراد و گروه هاي درون و برون نظام آن را باور نكرده و نخواهند كرد!
    اين واقعيت غيرقابل انكار و به دور از حب و بغض ها و گرايشات جانبدارانه از روساي جمهور و دولتمردان گذشته و حال نشان مي دهد كه « فرهنگ اسلامي » و ايجاد تحول و دگرگوني هاي مبتني بر آن در جامعه از ديرباز تاكنون مغفول واقع شده است و معلوم نيست چه زماني گرد و غبار غربت از سيماي پاك اين فرهنگ متعالي و رهايي بخش زدوده مي شود. متاسفانه در هيچ كدام از دولت ها شوراي انقلاب فرهنگي و ساير نهادها كارنامه درخشاني در ايجاد تحول بنيادين فرهنگي در كشور نداشته اند
    تغيير و تحول در فرهنگ عمومي جامعه را بايد با چشم ديد نه در خطوط مصوبات و بخشنامه ها و توصيه هاي شوراي انقلاب فرهنگي . آنچه امروز مشهود و ملموس است و به همين دليل با هيچ نفي و انكاري نمي تواند مواجه شود اين است كه مشكلات فرهنگ عمومي نه تنها كاهش نيافته كه رو به تزايد رفته است