
در عصر امامت و رهبري حضرت امام حسن عسكري (ع ) فرقه صوفيه همچنان به فعاليت هاي مسموم تبليغي و فكري و گرايشات
عملي باطل و متضاد با تعاليم و قوانين اسلامي اشتغال داشتند و در زمين بكر و حاصلخيز اذهان و افكار جوانان بذرهاي گمراهي و تحير
مي افشاندند و بيراهه هاي فساد و تباهي را براي جلب و جذب آنان پي درپي مي گشودند و سعي وافر داشتند تا مسلمانان را از « نور
هدايت » خارج كنند و به « ظلمت ضلالت » وارد سازند.
مشكل بزرگ جامعه اسلامي اين بود كه صوفيان در لباس دين درآمده بودند و به عبادت و تقوا و پارسايي تظاهر مي كردند و
شيوه هاي زهد و بي اعتنايي به دنيا را انتخاب مي نمودند و به همين دليل مردم ظاهربين و سطح انديش را سريع به دام مي انداختند و به
سوي خويش جذب مي كردند. كمتر كسي مي توانست به ماهيت اين مارهاي خوش خط و خال و خطرناك واقف گردد و خود را از
زهرهاي مهلك آنها در امان دارد و در حلقه هاي اسارت و فريبكاري و اغواگري و نيرنگ بازي هايشان گرفتار نشود و به القائات و
تسويلاتشان دل نبندد.
حضرت امام حسن عسكري (ع ) بنا به مسئوليت حساس و حياتي امامت و رهبري كه در متن آن هدايت و ارشاد خلق و جلوگيري از
بيراهه روي و گمراهي و ضلالت و فساد مردم نهفته بود
از هيچ كوششي براي ايجاد موانع بر سر راه رشد و تداوم حركات باطل و فاسد
صوفيه دريغ نمي ورزيد.
امام (ع ) ايجاد معرفت و شناخت و آگاهي نسبت به تباهكاري هاي صوفيان در ميان مردم را يك وظيفه واجب و غيرقابل اجتناب
مي دانست و از همين رو در هر موقعيت و شرايط مناسبي كه پيش مي آمد
در گسترش تفكر ناب اسلامي و جلوگيري از فعاليت هاي
مخرب وابستگان به فرقه صوفيه مي كوشيد.
« ابن هلال » يكي از صوفيان عصر امامت حضرت امام حسن عسكري (ع ) بود كه به تفكرات و عملكردي ضداسلامي با نام و ظاهر
اسلام اشتغال داشت و موجب گمراهي و انحراف افراد ناآگاه مي گشت . امام (ع ) در شناساندن اين عنصر گمراه به جامعه اسلامي تلاش
مي نمود.
« احمدبن ابراهيم مراغي » (1 ) درباره ديدگاه امام حسن عسكري (ع ) نسبت به « ابن هلال » چنين نقل مي كند :
نسخه اي از آنچه درباره لعن ابن هلال صادر شده بود
به « قاسم بن علا » (2 ) رسيد . آغاز آن چنين بود كه امام حسن عسكري (ع ) به
كارگزارانش در عراق نوشته بود :
« از ابن هلال
اين صوفي رياكار بپرهيزيد . » (3 )
احمدبن ابراهيم مراغي بيشتر و جامع تر در اين باره گزارش مي دهد :
« وضع ابن هلال اينگونه بود كه پنجاه و چهار بار به حج رفته بود
كه بيست بار آن با پاي پياده بود. راويان اصحاب ما در عراق به
ديدارش مي شتافتند و از او حديث مي نوشتند و آنچه را در مذمت او وارد شده
انكار مي كردند. قاسم بن علا را واداشتند كه درباره او با
امام حسن عسكري (ع ) مكاتبه كند. از سوي امام (ع ) براي او اين جواب آمد :
« دستور ما درباره ابن هلال متظاهر و رياكار
پيش تر به تو رسيده بود
خدا رحمتش نكند. همان نظر كه دانسته اي
همچنان باقي
است . خداوند گناهش را نيامرزد و لغزشش را نپذيرد. بدون اجازه و رضايت ما در كارها دخالت مي كند
به راي شخص خود عمل
مي نمايد. بدهي هاي ما را نمي دهد
فرمان ما را هم اجرا نمي كند مگر آنچه را دلش بخواهد. خداوند به سبب اين كارش او را در آتش
سرنگون سازد. ما بر او صبر كرديم
تا آن كه خداوند با نفرين ما عمرش را به پايان رساند. ما وضع او را در دوراني كه بود ـ كه خدا
نيامرزدش ـ به گروهي از دوستانمان هم شناسانديم و به آنان دستور داديم كه اين مطلب را به دوستان خاص ما برسانند. ما به درگاه خدا
از ابن هلال بيزاري مي جوييم . خدا او را و كسي را كه از او بيزاري نمي جويد
رحمت نكند.
به اسحاقي ـ كه خدا او و خانواده اش را سلامت بدارد ـ و به هر كس كه از تو درباره اين فاجر پرسيده و مي پرسد
از همشهريانش يا
ديگران
و به هر كس كه شايسته آن است كه آگاه باشد
انچه را درباره او براي تو بيان كرديم
خبر بده . هيچ يك از دوستان ما درباره آنچه
افراد مورداطمينان ما از طرف ما بيان مي كنند حق ندارد شك كند
افراد مورد اطميناني كه شناخته شده اند و ما در نهان با آنان گفت وگو
مي كنيم و اسرار خود را به آنان مي سپاريم و آنچه را هست به آنها مي شناسانيم . » (4 )
اگرچه حضرت امام حسن عسكري (ع ) درباره افكار باطل و گرايشات عملي ضداسلامي و خلاف شرع ابن هلال اينگونه بينش آفريني
و آگاهي بخشي مي نمود
لكن برخي از افراد همچنان آنچه را كه درباره او از جانب امام (ع ) صادر شده بود انكار مي كردند. اين مشكل
موجب گرديد كه گروهي از افراد ديگر بار درباره اين صوفي به حضرت امام حسن عسكري (ع ) نامه بنويسند. امام (ع ) در پاسخ به نامه و
درخواست آنان
اينگونه پاسخ فرمودند :
« خداوند پاداشش ندهد. اين شخص نگذاشت كه خداوند
پس از هدايتش
دل او را از ضلالت و گمراهي بازدارد و نعمتي را كه به او
داد
تداوم بخشد و آن را موقتي قرار ندهد. از وضع « دهقان » كه لعنت خدا بر او باد
و از سابقه خدمت و همنشيني درازمدتش آگاهيد.
وقتي آن كارها را كرد
خداوند ايمانش را به كفر مبدل ساخت و در انتقام از او تسريع نمود و به او مهلت نداد . » (5 )
در نكات و واقعيت هاي نهفته در نامه هاي امام حسن عسكري (ع ) درباره اين صوفي و عملكردهاي تباه و ضداسلامي او دقت
مي كنيم .
1 ـ احمد بن هلال كسي بود كه در اوج عبادت و عمل به مناسك و پايبندي به زهد اشتهار داشت
به گونه اي كه بيش از پنجاه بار به
زيارت خانه خدا شتافت و بيست بار آن پياده و بدون مركوب بود.
اين وضعيت به صراحت نشان مي دهد كه اين صوفي همچون ساير افرادي كه به فرقه متصوفه وابسته مي باشند
از ظاهر دين براي
پوشاندن باطن خود استفاده مي كردند و به اين وسيله افكار ناسالم و منحرف و ضداسلامي خويش را از ديد مردم مخفي مي داشتند.
همچنين اين وضعيت حكايت از آن دارد كه صوفيان براي نيل به اهداف باطل خود در پوست دين رفتن و تظاهر به تقدس و اخلاق و
زهد و عرفان نمودن را بهترين شيوه جهت فريفتن و به دام انداختن مردم مي دانند و در طول تاريخ به طور مكرر از آن بهره برداري نموده و
توفيق حاصل كرده اند.
2 ـ لعن و نفرين هاي پي درپي امام حسن عسكري (ع ) به اين صوفي منحرف و فاسد نشان مي دهد كه ضرر و زيان هايي كه از جانب اين
نوع افراد به جامعه اسلامي وارد مي شود بسيار عميق مي باشد و اسلام همواره از اين فرقه ناپاك خنجر در سينه دارد و در معرض آفات و
آسيب هاي فراوان اعتقادي و فكري و عبادي و اخلاقي ناشي از تفكر صوفي گري قرار مي گيرد. درنگ و تعمق در عباراتي چون « خدا
رحمتش نكند »
« خداوند گناهش را نيامرزد »
« خدا در آتش دوزخ سرنگونش سازد »
اوج ضرر و زيان و خطرات تفكر صوفي گري را براي
همگان مشخص و مبرهن مي نمايد.
3 ـ ابن هلال صوفي كسي است كه از پيروي و تبعيت همه جانبه از امام و پيشواي معصوم كه منصوب خدا و رسول خداست خارج
گرديده است و هرگز براساس رضايت امام حسن عسكري (ع ) عمل نمي نمايد و فرمان او را زمين مي نهد و از نفس خويش پيروي
مي كند. اين شيوه
آن هم در زمان حيات و امامت پيشواي معصوم
نشان از « بدعت در دين » و خروج از طاعت و فرمانبرداري ائمه (ع ) و
پرستش بت نفس و اختراع مذهب جديد براي نابودي دين حق دارد و از اوج انحطاط و انحراف و ضلالت و شقاوت اين صوفي فاجر و
فاسد و هم مسلك و همراهان او حكايت مي كند.
4 ـ امام حسن عسكري (ع ) تصريح مي كند كه خداوند ابن هلال و كسي را كه از او بيزاري نمي جويد
رحمت نكند . اين تصريح و تاكيد از
جانب امام (ع ) منتقل كننده اين بينش است كه تبري و بيزاري از اهل باطل در هر مسلك و فرقه از جمله صوفيه
واجب و لازم است و
آنگونه نيست كه فقط واضع يك تفكر باطل مطرود درگاه خدا و مورد لعن ائمه دين (ع ) قرار گيرد. بلكه هركس در هر زمان با تبعيت از
جريان ها و فرقه هاي گمراه
از درگاه الهي رانده مي شود و مورد لعن و نفرين قرار مي گيرد
همچنان كه در زيارت « وارث » درباره قاتلان
حضرت امام حسين (ع ) چنين آمده است :
« فلعن الله امه سمعت بذالك فرضيت به »
« خدا لعنت كند كساني كه واقعه شهادت جانسوز تو را شنيدند و به آن راضي شدند . » (6 )
اين بخش از زيارت امام حسين (ع ) پس از لعنت بر « قاتلان » و « ظلم كنندگان » بر امام (ع ) مطرح مي گردد و نشان مي دهد همچنان كه
قاتلان و ظالمان در اين حادثه لعن مي گردند
شنوندگان و راضي شدگان به آن در همه اعصار و زمان ها از جمله عصر و زمان ما نيز لعن و
نفرين مي شوند
كه اينان از جنبه اعتقادي و فكري و اخلاق و سيره و روش از وابستگان و حاميان دستگاه جور يزيد به شمار مي روند و
اگرچه در آن عصر نبوده اند
در عصرها و نسل هاي بعد در همان بيراهه هاي ظلمت زا حركت كرده و مي كنند و در تقابل با دين مبين حق
قرار دارند.
5 ـ حضرت امام حسن عسكري (ع ) در نامه خويش سخن از شخص ديگري به نام « دهقان » به ميان مي آورد كه داراي سابقه خدمت و
همنشيني درازمدت با « ابن هلال » مي باشد. امام (ع ) او را نيز لعن مي كند و خدمتگزاري و مجالستش با ابن هلال را موجب تبديل ايمانش
به كفر و تسريع در انتقام الهي مي داند. سرنوشت اين شخص مويد سخن قبلي درباره پيروي از گمراهان و بيزاري نجستن از عقايد باطل و
افكار و عملكردهاي پليدشان مي باشد كه به طور قطع دامنگير پيروان آگاه و ناآگاه مي گردد و آنان را از درگاه حضرت پروردگار مطرود
مي سازد و مستوجب دوزخ و عذاب هاي رنجزاي آن مي كند و اين نمونه و مصداق در هر عصر و زماني تعميم مي يابد.
6 ـ موضوع مهم و عبرت آموز ديگر در نامه امام حسن عسكري (ع ) در اين عبارات و درباره « ابن هلال » نهفته است : « اين شخص نگذاشت
كه خداوند پس از هدايتش
دل او را از گمراهي باز دارد و نعمتي را كه به او داد
تداوم بخشد و آن را موقتي قرار ندهد. »
اين سخنان نشان مي دهد كه ابن هلال صوفي ابتدا انساني پاك و سالم و مهذب بوده و در صراط مستقيم الهي قرار داشته و در فكر و
عمل تابع حقيقت اسلام بوده است
لكن در اثر خودداري از تداوم مراقبت هاي لازم از نفس و از روي آگاهي و با اراده و انتخاب به تفكر
صوفي گري گرايش يافته و خويش را نه تنها در كمند فريب و فساد فرقه صوفيه انداخته
كه به مرور خود از رهبران آن گرديده و به
گمراه سازي مردم جامعه اهتمام ورزيده است
و اين خطري است كه در كمين همه كساني كه در برابر جريان هاي اعتقادي و فكري باطل
به دليل جاذبه هاي فريبنده اي كه در ايجاد غرور علمي و خودشيفتگي و خودبيني اخلاقي و شخصيتي دارند
متزلزل مي شوند و تا آنجا
در پي هواي نفس مي دوند كه « هدايت » را با « ضلالت » تعويض مي نمايند و در خلاف مسير تعاليم اسلام و سيره و روش پيامبرخدا(ص )
و امامان معصوم (ع ) حركت مي كنند و در نهايت « دين » به « دنيا » مي فروشند و به زيان و خسران ابدي گرفتار مي آيند.
سرنوشت « ابن هلال صوفي » به سرنوشت « بلعم باعورا » شباهت كامل دارد. هم او كه ابتدا از جانب خداوند متعال هدايت يافت و به
مراتب و درجاتي از تقوا و تقرب صعود نمود لكن سرانجام خويشتن را در دام نفس گرفتار ساخت و ازپيامبر خدا حضرت موسي (ع )
روي برتافت و در مسير خدمت به فرعون حركت كرد و سعادت را با شقاوت و رستگاري جاودان را با عذاب ابدي معاوضه نمود
چنان
كه قرآن كريم درباره او چنين مي فرمايد :
« اي رسول ما
بخوان بر مردم حكايت آن كسي را كه آيات روشن خود را به او آموختيم
ولي او از آنها بيرون شد و شيطان به تعقيب
او پرداخت و از گمراهان گرديد
و اگر مي خواستيم او را به وسيله اين آيات بالا مي برديم
لكن او به دنيا گرائيد و از هواي نفس خود
پيروي كرد. حكايت او حكايت سگي است كه اگر بر او حمله كني پارس مي كند و اگر واگذاريش پارس مي كند. اين است سرنوشت
مردمي كه آيات ما را تكذيب كنند. اين واقعه را براي مردم بازگو كن
بلكه انديشه و تفكر نمايند (و به بيراهه هاي گمراهي و ضلالت
نيفتند) » . (7 )
امروز
همچون ديروز
جوامع و كشورهاي اسلامي از جمله جامعه و كشور عزيز اسلامي ما در معرض تهديد شديد « ابن هلال » ها
قرار دارند كه در كسوت رهبري تصوف و با افكار القا شده توسط شيطان برون و درون به دام گستري بر سر راه جوانان اهتمام مي ورزند
و با تحريف و بدعت در دين به واژگونه سازي تعاليم جامع و همه سونگر و زندگي ساز اسلام مي پردازند و با افكار و عملكردهاي تباه و
فاسدشان زمينه ساز سلطه قدرت هاي استعماري بر كشورهاي اسلامي مي گردند.
ــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ به نقل از مرحوم شيخ طوسي در جلد اول كتاب قاموس الرجال
احمدبن ابراهيم مراغي يكي از اصحاب حضرت امام حسن
عسكري (ع ) بوده است .
2 ـ قاسم بن علا نيز ازديگر اصحاب خاص امام حسن عسكري (ع ) به شمار مي رفته است .
3 ـ فرهنگ جامع سخنان امام حسن عسكري (ع )
پژوهشكده باقرالعلوم
نشر معروف
ص 289
4 ـ همان منبع
ص 289 و 290
5 ـ همان منبع
ص 291
6 ـ مفاتيح الجنان
زيارت وارث
7 ـ قرآن كريم
سوره اعراف (7 )
آيات 174 تا 176
« ابن هلال » يكي از صوفيان عصر امامت حضرت امام حسن عسكري (ع ) بود كه در كسوت رهبري اين فرقه به تفكرات و عملكردهاي
ضداسلامي با نام و ظاهر اسلام اشتغال داشت و موجب گمراهي و انحراف افراد ناآگاه مي گشت . امام (ع ) كه در شناساندن اين عنصر گمراه
به جامعه اسلامي تلاش مي نمود
در پاسخ به نامه اصحاب و يارانش كه نظر آن پيشواي الهي را براي روشنگري و آگاهي بخشي
اجتماعي جويا شده بودند چنين فرمود : از ابن هلال
اين صوفي متظاهر به اسلام بپرهيزيد... خداوند گناهش را نيامرزد و لغزشش را
نپذيرد. بدون اجازه و رضايت ما در كارها دخالت مي كند. به راي شخص خود عمل مي نمايد. فرمان ما را اجرا نمي كند مگر آنچه را دلش
بخواهد. خداوند به سبب اين كارش او را در آتش سرنگون سازد
« ابن هلال صوفي » ابتدا انساني سالم و مهذب بوده و در صراط مستقيم الهي قرار داشته و در فكر و عمل تابع حقيقت اسلام بوده
است
لكن در اثر خودداري از تداوم مراقبت هاي لازم از نفس به تفكر منحط صوفي گري گرايش يافت و خويش را نه تنها در كمند فريب
و فساد فرقه صوفيه انداخت
كه به مرور خود از رهبران آن گرديد و به گمراه سازي مردم جامعه اهتمام ورزيد
و اين خطري است كه در
كمين همه كساني كه در برابر جريان هاي اعتقادي و فكري باطل به دليل جاذبه هاي فريبنده اي كه در ايجاد غرور علمي و خودشيفتگي و
خودبيني اخلاقي و شخصيتي دارند
متزلزل مي شوند و تا آنجا در پي هواي نفس مي دوند كه « هدايت » را با « ضلالت » تعويض مي نمايند
و « دين » به « دنيا » مي فروشند و به زيان و خسران ابدي گرفتار مي آيند
امروز
همچون ديروز
جوامع و كشورهاي اسلامي از جمله جامعه و كشور عزيز اسلامي ما در معرض تهديد شديد « ابن هلال » ها قرار
دارند كه در كسوت رهبري فرقه هاي صوفيه به دام گستري بر سر راه جوانان اهتمام مي ورزند و با تحريف و بدعت در دين به
واژگونه سازي تعاليم همه سو نگر و زندگي ساز اسلام مي پردازند و با افكار و عملكردهاي تباه و فاسدشان زمينه ساز سلطه قدرت هاي
استعماري بر كشورهاي اسلامي مي گردند
امام حسن عسكري (ع ) درباره صوفي گمراهي به نام « دهقان » كه به همفكري و همياري با « ابن هلال » مي پرداخت و در به انحراف
كشاندن مردم جامعه مي كوشيد
خطاب به اصحاب خويش چنين مي نگارد : از وضع « دهقان » كه لعنت خدا بر او باد
و از سابقه خدمت و
همنشيني درازمدتش آگاهيد. وقتي آن كارهاي خلاف را كرد
خداوند ايمانش را به كفر مبدل ساخت و در انتقام او تسريع نمود و به او
مهلت نداد

|