روزنامه جمهوري اسلامي 15/09/1386 صفحه سياسي
*****
بررسي عوامل شتاب دهنده فروپاشي نظام شاهنشاهي




  • بخش نخست حسين اردستاني
    جيمي كارتر رئيس جمهور آمريكا : ايران تحت رهبري با عظمت شاه جزيره ثبات در يكي از پرآشوب ترين مناطق جهان است .اين امر مرهون شما اعليحضرت و رهبري شما و احترام ستايش و عشقي است كه مردم شما نسبت به شما دارند!1
    11 دي ماه 1356
    فصل اول : طرح تحقيقاتي
    طرح مسئله .
    تاريخ معاصر ايران از زمان روي كار آمدن سلسله قاجار و سپس پهلوي تا قبل از آغاز انقلاب اسلامي شاهد رويدادهاي گوناگوني بوده است كه هر يك بسته به درك و ميزان نقش مردم توانايي رهبري نحوه مقابله نظام حاكم و حاميان بيروني او به گونه اي در حافظه تاريخي ملت و سير حوادث بعدي موثر واقع شده اند . اما هيچكدام مانند نهضت اسلامي كه در سالهاي 57 ـ56 بوقوع پيوست بر سرنوشت ملت و تاريخ ايران تاثير بنيادي بر جاي نگذاشته اند. زيرا برآيند نهضت سالهاي مزبور نظام جديدي است كه به اين شكل نه تنها در ايران بلكه در جهان نيز كمتر مي توان براي آن مصداق يابي كرد.
    از آنجا كه رويدادهاي مهم سياسي به انباشت و پيشينه استوار مي باشند فروپاشي نظام شاهنشاهي نيز يكباره نبوده و در روند تكاملي مبارزات ملت ايران به ظهور رسيده است . نهضت مذهبي و ضد استعماري تنباكو و نهضت ضد استبدادي مشروطه در دوران قاجار و نهضت ملي نفت و نهضت امام خميني در دوران پهلوي دوم از جمله مهمترين رويدادهاي تاثيرگذار مي باشند. نهضت اخير كه مبدا آن پانزدهم خرداد سال 1342 مي باشد حركتي است كه براي اولين بار به نتيجه كامل و حاكميت ملت مسلمان ايران انجاميده است . مزيد بر اين استيلاي بيگانگان در دوران حكومتهاي قاجار و پهلوي اعمال زور فساد نخبگان و حكام وقت غارت منابع اقتصادي و مهمتر از اينها مبارزه با ارزشهاي ديني جامعه همه و همه در ايجاد حركت مردم در سالهاي 56 و 57 موثر بودند .
    گرايش تحقيق حاضر
    درباره علل سقوط حكومتهاي قاجار پهلوي اول و پهلوي دوم گزارشها و تحقيقات متعددي در داخل و خارج از كشور به چاپ رسيده است و هر كدام با زاويه نگرش خاص خود به تحليل موضوع پرداخته اند و يك جنبه و يا جنبه هاي مختلف آنرا بررسي كرده اند. در مقالات و كتابهايي كه در داخل به چاپ رسيده ـ و تعداد آنها زياد نيست اكثر آنها در بررسي انقلاب اسلامي ريشه هاي آن سقوط حكومت شاه و.. .. به توصيف موضوع و بيان روند حوادث پرداخته اند و تحقيقاتي كه يك جنبه را بررسي كرده و يا سقوط حكومت شاه و يا پيروزي انقلاب اسلامي را به روش تحليلي علت يابي كرده باشد كمتر از آن دسته از آثار تاليف يافته است . مزيد به اين در ميان آثار داخلي تحقيقي كه عوامل شتاب دهنده در فروپاشي نظام شاهنشاهي را تجزيه و تحليل كرده باشد توسط نگارنده ملاحظه نشده است . از اينرو اين گفتار در صدد آن است كه عوامل شتاب دهنده سقوط حكومت شاه را عنوان كرده و تحليل نمايد. از آنجا كه اين عوامل به لحاظ زماني در آخرين مراحل تحول يك پديده وارد عمل مي شوند زمان مورد بررسي در اين نوشته سالهاي 57 ـ1356 مي باشد. به عبارت موضوعي از زماني كه حكومت شاه به اجراي فضاي باز سياسي مبادرت ورزيد تا هنگامي كه قدرت را واگذار نمود مورد توجه اين تحقيق قرار گرفته است . همچنين تصميم گيري نخبگان كه براي حفظ نظم كهن و يا برقراري نظم جديد روياروي يكديگر به مخاصمه برخاسته بودند مورد نظر واقع شده است . مقطع زماني انتخاب شده حاكي از آن است كه تحقيق در سطح رفتاري آنهم كوتاه مدت و موردي جدال نخبگان حاكم و نخبگان انقلابي را ملاحظه كرده است .
    ) مرتبط و به هم پيوسته را مورد سنجش قرار مي دهد : HYPOTHSIS تحقيق حاضر سه انگاره (
    1 ـ بي ثباتي و متعارض بودن سياستها و روش هاي تصميم گيرندگان حكومت . اين تزلزل و دوگانگي تصميمات از سويي موجب تعميق و توسعه مخالفت مردم و پافشاري رهبري انقلاب بر استمرار مبارزه گشته و از سوي ديگر توانايي دستگاه سركوب را شديدا كاهش داده است .
    2 ـ ناكارآمدي ارتش و عدم درك واقعي نخبگان حاكم و حاميان بيروني آنها از ماهيت و وسعت حركت جديد . ساختار و سازماندهي ارتش ماموريت آموزشها قشربندي و بافت آن و همچنين نحوه تربيت فرماندهان مانع از توانمندي اين دستگاه براي مقابله با جريان براندازي بوده است . مزيد بر اين درك سازمان امنيت كشور (ساواك ) سازمان سيا و تحليل نخبگان حاكم از علل بحران و نيز اعتماد بيش از حد آنها به ثبات موجود موجب غافلگيري حكومت گرديده و همين امر يكي از زمينه هاي اصلي در اتخاذ سياست هاي متعارض و بي ثباتي اين سياست ها بوده است .
    3 ـ ثبات راي رهبري مبارزه اتخاذ تصميمات و مواضع بهنگام و همچنين كاربرد روشهاي بديع توسط ايشان . پافشاري رهبري انقلاب از سال 1342 به لزوم كنار رفتن سلسله پهلوي و بدست گرفتن حكومت توسط فقيهان دين مدار و اقبال ملت به اين الگوي بديل موجب زدودن ابهام از هدفهاي مبارزه مردم گرديده و توانائيهاي موجود را يكسره در راستاي تحقق اين هدف قرار داد. بديهي است هر گونه بررسي درباره انقلاب اسلامي از اين نوع مستلزم بيان وقايع و روند حوادث مي باشد. زيرا رهيافت هاي مفهومي و زاويه ديد خاص در بررسي علل سقوط نظام شاهنشاهي با رويدادها و سياستها و همچنين موضع گيري و واكنش طرف متقابل قابل فهم است . از اينرو در اين تحقيق نيز ناگزير ميزاني از توصيف الزامي است . اما سعي شده است اين توصيف تا آنجا كه به اثبات فرضيه كمك مي كند مورد استفاده واقع شود . بنابراين در اين تحقيق سير حوادث سالهاي 57 ـ56 مورد نظر نمي باشد و نوشته نيز در صدد بيان تاريخي از انقلاب نيست .
    مفروضات
    بحران سالهاي 57 ـ56 ريشه در سياستهاي نظام حاكم و تسلط ايالات متحده آمريكا بر ايران طي سالهاي 1332 هـ . ش . به بعد دارد . همچنين شكاف ميان مردم و قدرت سياسي حاكم و دو قطبي شدن جامعه بستر رويارويي مردم با نخبگان حاكم بوده است . و مآلا آنكه روح حاكم بر روندي كه به سرنگوني نظام شاهنشاهي منجر شد عامل مذهب و دفاع از دين بوده است .
    منابع
    در جمع آوري و نظريات اين تحقيق از منابع اوليه و ثانويه استفاده شده است . منابع اوليه كه بخش كمي از منابع را شامل مي شود به گفتگو با برخي مبارزين زنداني و سياسي عليه رژيم ديدگاه و نظرات آنها از سياست هاي رژيم در سال 57 ـ56 و همچنين حضور نگارنده طي سالهاي مزبور كه از نزديك و در صحنه شاهد انقلاب اسلامي بوده است مي توان اشاره كرد. منابع ثانويه مكتوبات و تحقيقات ديگران را شامل مي شود . در اين بخش بدليل آنكه حادثه سالهاي 57 ـ56 در داخل ايران بوقوع پيوسته است اتكا جمع آوري بر روي منابع داخلي قرار داده شده و از كتابهاي خارجي كتابهايي كه توسط سفراي آمريكا و انگليس در ايران نوشته شده است مطالعه گرديده اند.
    سازماندهي تحقيق
    اين تحقيق در 6 فصل ارائه مي شود . فصل اول شامل طرح تحقيقاتي موضوع مي باشد . در فصل دوم به پيشينه تاريخي انقلاب اسلامي پرداخته مي شود. در فصل سوم تا پنجم فرضيه هاي تحقيق مورد آزمون قرار مي گيرد و طي اين فصول بي ثباتي و متعارض بودن سياستها و روشها ناكارآمدي ارتش و عدم درك صحيح از واقعيات و رهبري نهضت بررسي مي گردد. در فصل ششم نيز نتيجه گيري بعمل مي آيد.
    فصل دوم : پيشينه تاريخ
    دوران سلطنت پهلوي دوم را به چهار دوره مي توان تقسيم كرد : دوره اول سلطنت از 1320 تا 1325 هـ . ش . كه ايران تحت اشغال نيروهاي بيگانه بود . دوره دوم به مدت هفت سال از 1325 تا 1332 هـ . ش . كه به حكومت مصدق و فرار شاه از ايران انجاميد . دوره سوم از 1332 تا 1343 كه دوران تسلط تدريجي شاه و اطلاق حكومت وي به شمار مي رود . و دوره چهارم كه تا 1357 ادامه پيدا كرد . دوره چهارم دوران صعود محمدرضا شاه به اوج قدرت مي باشد.
    در ميان رويدادها و حوادث تاريخ معاصر ايران عليرغم اعتقاد به تاثير تمامي مسايل سياسي اقتصادي و اجتماعي در ايجاد زمينه هاي لازم در بين مردم و رهبران و با تاكيد بر مسايل سالهاي 1320 به بعد رهيافت غالب در مورد خاستگاه نهضت اسلامي در سالهاي 57 ـ1356 آن است كه مبدا اين حركت از خرداد ماه سال 1342 و آغاز رهبري امام خميني مي باشد . در اين فصل به منظور تبيين روند مبارزات مردم و پيشينه تقابل آنها با نظام حاكم به اختصار رئوس رخدادهاي مهم سالهاي 55 ـ42 آورده مي شود :
    پس از آن كه اسدالله علم به نخست وزيري منصوب گرديد از جمله مهمترين اقدامات وي تصويب لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي است كه بر اساس آن شرط اسلاميت و ذكوريت براي انتخاب كننده و انتخاب شونده حذف شد و همچنين سوگند به كلام الله مجيد به تحليف كتاب آسامي تبديل گرديد. محتوي اين لايحه كه متضمن تعرض به مذهب رسمي و گشودن زمينه براي تسلط فرق ديگر بود با واكنش تند امام خميني كه پس از رحلت آيت الله بروجردي بطور علني وارد ميدان مبارزه گرديده بود مواجه شد و مردم نيز به تبعيت از ايشان مخالفت خود را ابراز كردند كه سرانجام دولت مجبور گرديد مصوبه خود را لغو نمايد. چندي بعد انقلاب سفيد تحت عنوان انقلاب شاه و ملت عنوان گرديد و اصول آن در مورخ 6 بهمن 1341 به رفراندوم گذاشته شد كه اين رفراندوم از جانب امام تحريم گرديد و متعاقب آن امام در پيام به مناسبت سال جديد با طرح اين مسئله كه هيات حاكمه كمر به هدم اسلام بسته است عيد را عزا و تسليت عنوان كردند . و به همين منظور در دوم فروردين 1342 كه با مناسبت شهادت امام صادق (ع ) همراه بود مراسم عزاداري بر پا كردند . چنين مجلسي در مدرسه علوم ديني فيضيه نيز برگزار گرديد كه به ضرب و شتم و كشتار وسيع طلاب و مردم انجاميد.
    در اربعين كشتار فيضيه نيز مراسم ديگري برگزار شد كه با حمله پليس شاه همراه بود و سرانجام اين روند منجر به قتل عام 15 خرداد گرديد. رژيم با اعمال خشونت مضاغف در صدد سركوب قيام برآمد. پس از اين احياي كاپيتولاسيون كه همراه با اصلاحاتي از سوي آمريكا به ايران داده شده بود در مهر ماه 1342 در كابينه علم به تصويب رسيد . اين لايحه كه مصونيت ديپلماتهاي خارجي در ايران را تضمين مي كرد نيز با مخالفت امام خميني مواجه شد و مآلا منجر به تبعيد ايشان گرديد.
    با تبعيد امام شعله مبارزه عمومي فروكش كرد. اما دور جديدي از مقابله با نظام شاه آغاز گشت كه با اتكا به سازمان و حركت مسلحانه انجام شد. مبارزه مسلحانه كه از الگوي مبارزات مردم الجزاير ويتنام و كوبا متاثر بود به صورت زيرزميني دنبال شد. مهمترين گروههايي كه در اين مقطع با توسل به سلاح به مبارزه پرداختند عبارتند از : فدائيان اسلام (شاخه اجرايي هيئت هاي موتلفه ). سازمان مجاهدين خلق حزب ملل اسلامي و سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران . علاوه بر اين گروههاي منصورون صف فلاح مهديون فلق بدر امت واحده نيز كه مانند فدائيان اسلام و حزب ملل مسلمان از مشي اسلامي و چارچوب فكري روحانيون تبعيت مي كردند عليه رژيم به عمليات مسلحانه مبادرت ورزيدند. اولين و مهمترين اقدام مسلحانه زمان كمي پس از تبعيد امام خميني توسط فدائيان اسلام صورت گرفت كه طي آن در اول بهمن 43 حسنعلي منصور عاقد كاپيتولاسيون و عامل تبعيد امام خميني بوسيله محمد بخارايي به قتل رسيد . پس از آن در 21 فروردين 44 توسط سرباز وظيفه و از محافظين كاخ مرمر به شاه سوقصد انجام شد كه ناموفق بود . رژيم با مشاهده موج تظاهرات ضمن آنكه به اعدام عاملين ترور منصور مبادرت ورزيد در مهر ماه سال 1344 رهبران و اعضاي اصلي حزب ملل اسلامي را دستگير كرد . در اين روند در 19 بهمن 1349 گروه جزني دستگير شدند و 7 نفر از آنها اعدام گرديدند . اين گروه كه در سال 1342 تشكيل گرديده بود به گروه جنگل مشهور شد . در سال 1350 گروه جزني و گروه احمدزاده وحدت كرده و سازمان چريكهاي فدايي خلق را ايجاد كردند. در همين سال گروه ماركسيستي حميد اشرف سپهبد فرسيو دادستان ارتش را به قتل رساند در سال 1352 سرتيپ طاهري و چند آمريكايي و سرهنگ وابسته به سفارت آمريكا ترور شدند.2 در بهمن 1352 دوازده تن از جمله گلسرخي و دانشيان به اتهام توطئه ترور شاه و همسرش دستگير شدند . در سال 1354 فرمانده گارد دانشگاه آريامهر و دو سرهنگ نيروي هوايي آمريكا به قتل رسيدند و در تابستان 1355 سه آمريكايي توسط مجاهدين خلق به قتل رسيدند3.
    در سال 1352 رژيم به سازمانهاي مسلح يورش برد . در اين ميان اغلب كادر فدائيان و مجاهدين خلق دستگير شدند . گرايش به ماركسيسم در مجاهدين موجب بي پشتوانه شدن اين سازمان در بيرون و قطع توجه و حمايت روحانيت به آنها شد و خانه تكاني فكري از التقاط به ماركسيسم باعث شد بقاياي سازمان نيز در سال 1354 متلاشي گردد . از اين پس رژيم كه علاوه بر سركوب مبارزه عمومي به ميزان قابل توجهي موفق به سركوب و مهار حركت مسلحانه شده بود همچنين به لحاظ افزايش درآمد نفت به ميزان چهار برابر (كه در پي بحران نفتي سال 1353 بدست آمد)وارد دوره ثبات شد . در نتيجه افزايش درآمدها خريدهاي خارجي و واردات انواع محصولات غذايي و صنعتي در حد مافوق نيازهاي مردم ايران انجام شد و با فزوني عرضه بر تقاضا و قرار دادن سوبسيدهاي دولتي بر كالاها قيمت كاهش يافت و دستمزدها افزايش پيدا كرد پروژه هاي عمراني بزرگ به سرعت به اجرا در آمد. چهره شهرهاي بزرگ به ويژه شهر تهران در فاصله سالهاي 54 تا 56 چنان تغيير يافت كه براي افرادي كه پيش از اين تحولات به زندان رفته بودند پس از بيرون آمدن از زندان شهري جديد و ناشناخته و اروپايي شده بود . 4 مزيد بر اين شاه در عين گسترش و تحكيم سلطه خود بر ارتش به تقويت آن و همچنين توسعه سازمان امنيت كشور (ساواك ) پرداخت . اندازه نيروهاي نظامي را از 200 هزار نفر در سال 1342 به 410 هزار نفر در سال 1356 رساند و به خريدهاي تسليحاتي عظيمي بالغ بر 12 ميليارد دلار طي سالهاي 56 ـ1349 هـ . ش . دست زد .5 مجموعه اين شرايط و اقدامات يعني قلع و قمع مخالفين از بين بردن سازمانهاي چريكي مسلح توبه كردن بسياري از زندانيان سياسي ـ كه اكثر آنها از نيروهاي چپ و جنبش مسلحانه بودند ـ كاهش نارضايتي هاي اقتصادي در اثر رفرم هاي سريع و وسيع ناشي از درآمدها بگونه اي بود كه سال 56 ـ1354 دوران طلايي ثبات براي رژيم و حاميان او به شمار مي رفت و كمترين احتمال تغيير وضعيت از ثبات به بحران داده نمي شد. زيرا يكي از عوامل اصلي انقلابها در همه كشورها نارضايتي هاي اقتصادي است در حاليكه شرايط اقتصادي و اجتماعي و سياسي بوجود آمده در سالهاي مزبور بگونه اي بود كه رژيم انتظار وقوع يك انقلاب مردمي را نداشت . در چنين شرايطي فضاي باز سياسي كه يك سياست و الگويي تحميلي از بيرون بود مورد توجه قرار گرفت .
    در پي پيروزي كارتر از حزب دموكرات در انتخابات رياست جمهوري آمريكا به منظور ممانعت از سرنگون شدن متحدين آمريكا در كشورهاي جهان سوم و نيز زدودن آثار حمايت از نظام هاي سياسي مستبد و سركوبگر از سياست خارجي ايالات متحده سياست حقوق بشر عنوان گرديد و اجراي آن توسط متحدين آمريكا الزامي شناخته شد. از اينرو كارتر از شاه خواست كه براي رژيمش چهره مناسب كسب كند. هدف دولت آمريكا فقط ايجاد اصلاحاتي در رژيم پهلوي بود. در حدي كه حملات افكار عمومي غرب عليه او و سياست هاي آمريكا در خاورميانه كاهش يابد .6 از نظر مقامات آمريكايي بسيج انقلابي مستلزم گروههاي سازمان يافته بود و چنين سازماني در مقطع بعد از سال 1354 وجود نداشت لذا ميزاني از آزاد كردن جو داخلي براي حكومت شاه خطر به حساب نمي آمد .7 ضمن آنكه قدرت سركوب شاه نيز وجود داشت . از اينرو در مورخ 14 مرداد 1356 شاه در پيام سالانه خود به مناسبت جشن مشروطيت وعده تغيير و تحولات تازه اي را در جهت تعميم دموكراسي در كشور داد . 8 و فرداي آن روز جمشيد آموزگار بعنوان نخست وزير جديد جايگزين اميرعباس هويدا شد و از طرف دولت سياست « ايجاد فضاي باز سياسي » و دادن آزادي به مردم آغاز گرديد. چارچوب اين سياست در پيام شاه به مناسبت جشن مشروطيت چنين بيان شد : در آزادي هاي سياسي به اندازه ممالك دموكراتيك اروپايي آزادي خواهيم داشت آزادي گفتار آزادي قلم نيز مطابق قانون مطبوعات خواهد بود. ميهن پرستان و كسانيكه مملكت را مي خواهند در اوج ترقي ببينند اظهار نظر خواهند كرد به ديگران هم اجازه اظهار نظر خواهيم داد. اين فصلي كه الان ما شروع كرديم كه حداكثر آزادي در حدود قانون است اميدواريم كه به نتايج خوب خود برسد و مملكت ايران هم به سوي ترقي و تعالي و تمدن بزرگ پيش برود9.
    فصل سوم : رهبري انقلاب
    در تمام انقلابها مهمترين عامل كيفيت رهبري است . تاريخ مبارزات كشورهاي جهان سوم در سده اخير حاكي از آن است كه فقط مبارزاتي به ثمر نشسته و يا مانند انقلاب اسلامي تـاثير ماندگار بر جاي گذاشته اند كه رهبري آنها واجد قابليت هاي لازم براي اداره نهضت بوده اند. زيرا رهبري به عنوان ايدئولوگ با ارائه نظريه خود در باب انقلاب نه تنها ارزشهاي مسلط موجود را نفي مي كند و ارزشهاي نظام مطلوب را بيان مي نمايد بلكه روش سرنگوني نظام موجود و راه رسيدن به خواسته هاي مردم و سعادت آنها را نيز تبيين مي نمايد. به عبارت ديگر آنها اهداف جنبش را روشن كنند درباره شيوه برخورد با حكومت تصميم مي گيرند وضع موجود را بر اساس ايدئولوژي انقلاب تحليل مي كنند و تصويري از جامعه بهتر ترسيم مي نمايند. در جريان فروپاشي نظام شاهنشاهي يكي از عوامل اصلي و بلكه مهمترين عامل نقش رهبر مبارزه در تبيين هدفهاي انقلاب روش مبارزه و ترسيم الگوي ايده آل در جامعه اسلامي مي باشد. اين نقش در چهار بخش به اختصار بازگو مي شود : اصول گرايي روش مبارزه استفاده بهينه از فرصتها و تصميمات و مواضع به هنگام و مدارا و جذب ارتش .
    پي نوشت ها :
    .1 جيمزبيل عقاب و شير ترجمه مهوش غلامي تهران كوبه 1371 ص .373
    .2 ع . باقي بررسي انقلاب ايران جلد اول نشر تفكر قم 1370 ص .177
    .3 جلال الدين مدني تاريخ سايسي معاصر ايران جلد دوم دفتر انتشارات اسلامي قم 1369 ص .288
    .4 باقي پيشين ص .179
    .5 نصرت الله نوروزي ساخت قدرت شخصي و فروپاشي حكومت پهلوي مركز تحقيقات استراتژيك ـ رياست جمهوري فصل نامه راهبرد بهار 1375 شماره 9 ص .175
    .6 حسين فردوست ظهور و سقوط سلطنت پهلوي جلد اول چاپ سوم اطلاعات تهران 1370 ص .565
    .7 مصطفي زهراني نظام بين الملل و انقلاب اسلامي ايران فصل نامه راهبرد 1375 شماره 9 ص .208
    .8 محمود طلوعي داستان انقلاب علمي تهران 1370 ص .263
    .9 ابراهيم يزدي آخرين تلاشها در آخرين روزها چاپ ششم قلم تهران 1368 ص .14
    درك سازمان امنيت كشور (ساواك ) سازمان سيا و تحليل نخبگان حاكم از علل بحران و نيز اعتماد بيش از حد آنها به ثبات موجود موجب غافلگيري حكومت گرديده و همين امر يكي از زمينه هاي اصلي در اتخاذ سياست متعارض و بي ثباتي اين سياست ها بوده است
    پس از آن كه اسدالله علم به نخست وزيري منصوب گرديد از جمله مهمترين اقدامات وي تصويب لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي است كه بر اساس آن شرط اسلاميت و ذكوريت براي انتخاب كننده و انتخاب شونده حذف شد و همچنين سوگند به كلام الله مجيد به تحليف كتاب آسامي تبديل گرديد. محتوي اين لايحه كه متضمن تعرض به مذهب رسمي و گشودن زمينه براي تسلط فرق ديگر بود با واكنش تند امام خميني كه پس از رحلت آيت الله بروجردي بطور علني وارد ميدان مبارزه گرديده بود مواجه شد و مردم نيز به تبعيت از ايشان مخالفت خود را ابراز كردند كه سرانجام دولت مجبور گرديد مصوبه خود را لغو نمايد