روزنامه جمهوري اسلامي 13/09/1386 صفحه عقيدتي
*****
صوفي گري ستيز با اسلام و دشمني با پيامبر و ائمه ـ 3
صوفي گري ماهيت اصلي و مشخصه هاي سه گانه




  • « صوفي گري » نه پديده اي است جديد و نه فقط در فرقه و گروهي به نام « صوفيان » متجلي مي گردد كه اين بيماري اعتقادي و فكري و هم مشكل و معضل و نيز آفت و آسيب از ديرباز وجود داشته و در صحنه ها و عرصه هاي حيات اجتماعي ظهور و بروز نموده و جامعه اسلامي را با رنج و مشكل و زيان مواجه ساخته است و نه تنها در فرقه صوفيان كه در ميان گروه هايي از مسلمانان نيز نفوذ كرده و آنان را بدون آن كه خود بخواهند و يا بدانند در دام بعضي از گرايشات عرفان صوفيانه كه از جنبه ظاهري شباهتي با برخي از مفاهيم عرفان ناب اسلامي داشته و در عين حال هم در حقيقت و هم در محتوا تطابقي بين آنها نبوده و نيست گرفتار ساخته است !
    رهاكردن اصل و پرداختن به فرع گريز از اجتماع نفي جلوه هاي دنيايي و در عين حال ضروري و روزمره زندگي كه مورد تاكيد و توصيه تعاليم اسلام مي باشد رهبانيت و انزواگرايي سطحي نگري و خرافه پرستي و برداشت هاي فكري و عملي ناصحيح از توسل و صبر و شفاعت از جمله مواردي است كه در ميان گروهي از مسلمانان نفوذ كرده است به گونه اي كه آنان در غفلت به سر مي برند و نمي دانند كه خاستگاه اصلي اين گرايشات ناصحيح افكار صوفيانه است يعني همان تفكري كه با آن مخالف مي باشند لكن در عمل به برخي از باورها و مفاهيم و گرايشات اجتماعي آن مبتلا و گرفتار شده اند!
    اين رنج و غفلت و مشكل بزرگي كه جامعه امروز ما به آن گرفتار است براي حوزه هاي علميه و پژوهندگان آشنا و مسلط به فرهنگ و معارف اسلامي در هر مكان و با هر مسئوليت به ويژه اهل قلم و تحقيق در عرصه مطبوعات « بينش آفريني » و « آگاه سازي » نسبت به تفكر صوفي گري و سابقه عملكردهاي باطل و ضداسلامي صوفيان را به صورت يك « تعهد » و « وظيفه ديني » ضروري مي سازد.
    اولين گام در مسير تحقق اين تعهد براي بينش آفريني و آگاه سازي نسبت به تفكر مغشوش و باطل صوفي گري و رفتار و كنش هاي ضداسلامي صوفيان بازگشت به سابقه تاريخي اين فرقه و تبيين ديدگاه هاي ائمه اطهار(ع ) درباره افكار واعمال تباه آنان مي باشد.
    اين گام ـ كه اولين و ضروري ترين گام در مسير تبيين تفكر اين فرقه باطل به شمار مي رود ـ زمينه ساز كسب معرفت و شناخت هاي لازم براي پيمودن گام هاي بعدي است كه ديدگاه ها و نظرات و سلوك به ظاهر عرفاني آنان را كه با اصل اسلام و عرفان اصيل و ناب اسلامي در تضاد و تعارض آشكار مي باشد به نقد و بررسي مي گذارد.
    فقيه و محقق رباني مرحوم آيت الله مقدس اردبيلي مي نويسد : « ابن حمزه » و برخي ديگر از علماي شيعه از مرحوم « شيخ مفيد » نقل كرده اند كه حضرت امام رضا(ع ) درباره صوفيه چنين فرمود :
    « قائل نمي شود به تصوف احدي مگر از روي مكر و خدعه يا ضلالت و گمراهي و يا جهل و حماقت . » (1 )
    اين روايت اولا سابقه تاريخي صوفيه را مي نماياند و اگرچه اينان پيش از دوره زندگي و امامت حضرت امام رضا(ع ) از جمله در دوره امامت امام صادق (ع ) نيز بوده اند و به نشر تفكرات باطل و گمراهي آفرين خود به صورت پراكنده مي پرداخته اند لكن با استناد به اين روايت و زمان آن كه به دوره زندگاني امام رضا(ع ) از سال 148 هجري قمري تا 202 هجري قمري باز مي گردد سابقه تاريخي تحركات صوفيان به بيش از 12 قرن پيش عودت داده مي شود . (2 )
    ثانيا روايت مزبور ماهيت تفكر صوفي گري و كساني كه به آن گرايش مي يابند را با ارائه سه مشخصه نمايان مي سازد.
    مشخصه اول « مكر و نيرنگ » است .
    امام رضا(ع ) اعلام مي فرمايد هيچ فردي به تفكر صوفي گري و گرايشات عملي باطلشان قائل و معتقد نمي شود مگر از روي مكر و خدعه . يعني در اين تفكر و رويكرد به ظاهر ديني و در اصل متباين و متضاد با دين مبين اسلام خدعه و نيرنگ نهفته است و معتقدان به آن و عاملان به آداب و رسوم آن نه از روي خلوص و صداقت و درستي كه از روي مكر و نيرنگ و براي فريب دادن مردم و دام گستري در مقابل آنان و جلب و جذب تدريجي و بهره برداري هاي ناصواب و ناشايست براي رسيدن به مطامع و منافع شيطاني و ضدانساني به نشر اين تفكر باطل مي پردازند.
    مشخصه دوم « ضلالت و گمراهي » است .
    براساس رهنمود حضرت امام رضا(ع ) صوفيان در ضلالت و گمراهي اند و نيز گروهي از مردم نه براي نيل به هدايت و رسيدن به رستگاري و سعادت ابدي كه براي ره يافتن به ضلالت و گمراهي و برآوردن خواسته ها و اميال و خواهش هاي نفساني و شيطاني به صوفيه ملحق مي گردند و به عقايد باطل و آداب و رسوم ضداسلامي و آلوده به فسادشان متمايل و راغب مي شوند. اين افراد به خوبي مي دانند كه در چه بيراهه گمراهي زا و شقاوت آميزي گام مي نهند و به چه لذت هاي حرام و شهوات و بي بندوباري و هرزگي هايي دست مي آلايند و چگونه دين خود را به دنياي صوفيان گريزان از حق و پيوسته به باطل و فرو رفته در عصيان و سركشي و معتاد به فسق و فجور و معصيت و گناه مي فروشند!


    مشخصه سوم « جهل و حماقت » است .
    گروهي از گروندگان به فرقه صوفيه اسير در حلقه هاي اسارت جهل و جمود و حماقت و ناداني مي باشند(3 ) و فقدان معرفت و شناخت نسبت به تعاليم مقدس اسلام و نداشتن آگاهي هاي لازم درباره آموزه هاي اصيل و زلال اخلاقي و عرفاني اين دين مبين الهي موجب مي گردد كه به هر ندايي كه از گوشه اي به نام عرفان بلند شود متوجه گردند و هر دعوتي را بپذيرند و در اين ميان صوفيان كه در فريبندگي و اغواگري و حق نماياندن هر باطل مهارت خاص دارند و با شگردها و شيوه هاي گوناگون هر خرافه و موهومي را واقعيت نشان مي دهند قشري گرايان جاهل و سطح انديشان احمق و نادان را بسيار سريع به سوي خويش فرا مي خوانند و به صورت « سياهي لشگر » و « طرفداران مطيع و چشم و گوش بسته » و « مداحان و چاپلوسان و ستايشگران » به بهره برداري هاي مكرر و پيوسته مي رسانند! و هم اينان هستند كه در محافل و مراسم صوفيان سر بر آستان مرشدهاي قلابي صوفيه مي سايند و خودشان را به زمين مي كوبند و از اين فريبكاران و گريختگان از درگاه خدا تمناي شفاعت حق و وصول به بارگاه قدس الهي مي كنند!
    با توجه به آنچه از نظر گذشت مشخص مي گردد كه تفكر صوفي گري پديده جديدي نيست و داراي سابقه تاريخي طولاني مي باشد كه با استناد به روايت حضرت امام رضا(ع ) به بيش از 12 قرن پيش مي رسد . البته سابقه تاريخي صوفيه به طور غير رسمي و بدون آن كه اين تفكر به صورت منسجم و با حزب و فرقه اي شكل يافته به عينيت رسد همان گونه كه پيشتر ذكر كرديم به دوره حيات و رسالت و حكومت پيامبراكرم (ص ) و پس از آن به دوره امامت و حكومت حضرت علي (ع ) باز مي گردد. در آن زمان در ميان مسلمانان كساني به صورت افراطي بدون پشتوانه هاي فكري متقن و برخاسته از متن تعاليم و آموزه هاي اسلامي از زندگي روزمره و فعاليت هاي اجتماعي و اقتصادي فاصله گرفتند و به رهبانيت و انزوا متمايل شدند و عملكرد آنان از جانب رسول خدا(ص ) و امير مومنان (ع ) به شدت طرد و محكوم گرديد. فرقه صوفيه به طور گرايشات رسمي از اوايل قرن دوم هجري شكل گرفت و در طول تاريخ تداوم يافت .
    همچنين با توضيحاتي كه از نظر گذشت ديدگاه حضرت امام رضا(ع ) درباره ماهيت و علل گرايش به تفكر صوفي گري تبيين گرديد و مشخص شد كه معتقدان به صوفي گري و عاملان به آداب و رسوم باطل آنان با سه مشخصه و انگيزه مكر و خدعه ضلالت و گمراهي و جهل و حمود به اين دام بزرگ شيطان بيروني و دروني گرفتار مي شوند و به مرور خود به صورت شياطين انسي در گوشه و كنار جامعه به مسلك و شيوه اي دعوت مي كنند كه از جنبه اعتقادي و اخلاقي به ترك تعاليم و قوانين و احكام عبادي اسلام منجر مي گردد و خرافات و موهومات و فسق و فساد و بي بندوباري را به نام « عرفان » در جامعه ترويج مي نمايد و حال آن كه معارف اصيل عرفاني اسلام كه از متن قرآن و انديشه و سيره و عمل ائمه اطهار(ع ) برمي خيزد نفي كننده اين موهومات و خرافه ها و فساد و هرزگي ها مي باشد.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ حديقه الشيعه تاليف مرحوم آيت الله مقدس اردبيلي انتشارات علميه اسلاميه ص 605
    2 ـ مراجعه شود به كتاب هاي دايره المعارف تشيع انتشارات علمي و فرهنگي ج 4 بخش تصوف ص 411 به بعد ـ دانشنامه جهان اسلام از انتشارات بنياد دايره المعارف اسلامي ج 7 ص 381 ـ مجموعه آثار متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري ج 14 خدمات متقابل اسلام و ايران انتشارات صدرا ص 559
    اين منابع تصريح دارند كه سابقه پيدايش تصوف به قرن دوم بازمي گردد. افرادي كه در اين قرن صوفي ناميده مي شدند فاقد تشكيلات اجتماعي و مكتب و نظام خاص فكري و فلسفي و عرفاني بودند و خانقاه ها و روابط مريد و مرادي و آداب و رسوم ويژه متصوفه هنوز در ميان آنان شكل نگرفته بود و از اين پس و در قرن بعد اين انسجام فكري و تشكيلات اجتماعي و آداب و رسوم به صورت گسترده و سازمان دهي شده به وجود آمد.
    3 ـ « جهل و ناداني » نه تنها از عوامل بزرگ پيدايش صوفي گري و زمينه ساز شكل گيري و رشد و گسترش فرقه صوفيه به شمار مي رود كه از عوامل اصلي ظهور و بروز همه جريان هاي اعتقادي و فكري ناسالم مي باشد. اين جريان ها به اين دليل توانستند خرافات و موهومات و انواع تحريف و بدعت ها را در جامعه اسلامي در هر عصر و ازجمله در عصر ما گسترش دهند كه با گروه هايي از مردم عوام و جاهل و نادان ارتباط اعتقادي و عاطفي برقرار كردند و با مذهب سازي هاي جديد و نقاب تقدس و ديانت بر چهره زدن آنان را جذب نمودند و به صورت ابزارهاي مطمئن در مسير تحقق مطامع خويش به بهره برداري رساندند.
    اين كه در متن فرهنگ و معارف اسلامي با آموزه هايي مواجه مي شويم كه جهل و ناداني را « مرگ » مي دانند و « بدترين بيماري » و « بزرگ ترين گرفتاري » و از « خوره » در پيكر انسان زيان بارتر معرفي مي كنند و نيز وقتي اين معارف با صراحت و روشني جهل و ناداني را عامل همه پليدي ها و لغزش ها و زيان ها و گمراهي ها و ضلالت ها مي دانند به وضوح اين نتيجه و حاصل به دست مي آيد كه تا اين ويروس مسري و بيماري زا مهار نشود ظهور و بروز جريان هاي اعتقادي و فكري باطل و آثار زيانبار آنها قابل كنترل نمي باشد.
    « صوفي گري » به صورت يك بيماري اعتقادي و فكري و هم مشكل و معضل و نيز آفت و آسيب از ديرباز وجود داشته و در صحنه ها و عرصه هاي حيات اجتماعي ظهور و بروز نموده و جامعه اسلامي را با رنج و زيان مواجه ساخته است و نه تنها در فرقه صوفيان كه در ميان گروه هايي از مسلمانان نيز نفوذ كرده و آنان را بدون آن كه خود بخواهند و يا بدانند در دام بعضي از گرايشات عرفان صوفيانه كه از جنبه ظاهري شباهتي با برخي از مفاهيم عرفان ناب اسلامي داشته و در عين حال هم در حقيقت و هم در محتوا تطابقي بين آنها نبوده و نيست گرفتار ساخته است !
    غفلت و مشكل بزرگي كه جامعه امروز ما درباره آفات و زيان هاي صوفي گري به آن گرفتار است براي حوزه هاي علميه و پژوهندگان آشنا و مسلط به فرهنگ و معارف اسلامي در هر مكان و با هر مسئوليت به ويژه اهل قلم و تحقيق در عرصه مطبوعات « بينش آفريني » و « آگاه سازي » نسبت به صوفي گري و سابقه عملكردهاي باطل و ضد اسلامي صوفيان را به صورت يك « تعهد » و « وظيفه ديني » ضروري مي سازد
    صوفياني كه در فريبندگي و اغواگري و حق نماياندن هر باطل مهارت خاص دارند و با شگردها و شيوه هاي گوناگون هر خرافه و موهومي را واقعيت نشان مي دهند قشري گرايان و سطح انديشان جاهل را بسيار سريع به سوي خويش فرامي خوانند و به صورت « سياهي لشگر » و « طرفداران مطيع و چشم و گوش بسته » و « مداحان و چاپلوسان و ستايشگران » به بهره برداري هاي مكرر و پيوسته مي رسانند! و هم اينان هستند كه در محافل و مراسم صوفيان سر بر آستان مرشدهاي قلابي صوفيه مي سايند و خودشان را به زمين مي كوبند و از اين فريبكاران و گريختگان از درگاه خدا تمناي شفاعت حق و وصول به بارگاه قدس الهي مي كنند!
    براساس رهنمود حضرت امام رضا(ع ) صوفيان در ضلالت و گمراهي اند و نيز گروهي از مردم براي ره يافتن به هرزگي و بي بند و باري و برآوردن خواسته ها و اميال و خواهش هاي نفساني و شيطاني به صوفيه ملحق مي گردند و به عقايد باطل و آداب و رسوم ضد اسلامي و آلوده به فسادشان متمايل و راغب مي شوند و دين خود را به دنياي صوفيان گريزان از حق و پيوسته به باطل و فرو رفته در عصيان و معتاد به فسق مي فروشند