روزنامه جمهوري اسلامي 11/09/1386 صفحه سياسي
*****
فاجعه اي دردناك تر از اصل اشغال عراق !


  • بوش كوچك مجوز اشغال دائمي عراق را از « نوري المالكي » گرفته است و اكنون دستيارانش سرگرم پيگيري مذاكراتي هستند كه جزئيات كار و نحوه استقرار دائمي نظاميان آمريكائي در عراق را بهمراه ساير امتيازات مورد نظر واشنگتن مشخص كند. اين فاجعه اي دردناك تر از اصل اشغال عراق است چون به آن رسميت مي بخشد! اگرچه در تبليغات رسانه اي گفته شده است كه پيشنهاد اوليه براي اجراي اين طرح از جانب دولت نوري المالكي عنوان شده ولي با درنظرگرفتن مواضع دولت مالكي نسبت به آمريكا و بالعكس كاملا بعيد بنظر مي رسد كه اين ادعا صحت داشته باشد و ماهيت و محتواي طرح نشان مي دهد كه اين پيشنهاد صرفا براساس خواسته ها و اهداف واشنگتن تنظيم شده و مي توان آنرا « اساس استراتژي خاورميانه اي آمريكا » تلقي كرد.
    براي درك بهتر اين موضوع لازم است تنش هاي شديد ميان زمامداران آمريكا و دولت نوري المالكي را در خاطره ها مرور كنيم و دقيقا به يادآوريم كه بوش كوچك در ماههاي اخير خواستار بركناري مالكي و سقوط دولت وي بود و سپس براي دمكراتيك جلوه دادن خواسته اش از مردم عراق خواست كه خودشان دولت مالكي را سرنگون كنند! اكنون ادعا مي شود چنين دولتي از آمريكا خواسته است كه نه تنها به خروج فوري از عراق نينديشد بلكه به حضور درازمدت نظامي در عراق فكر كند ولي هيچ حدومرزي از ديدگاه زماني به استقرار نظاميان آمريكائي در عراق سروسامان بدهد!
    نوري المالكي طي اظهاراتي خاطرنشان ساخته است كه سال آينده بايستي آخرين سال حضور نظامي نيروهاي بيگانه به فرماندهي آمريكا در عراق باشد و با امضاي توافقنامه جديد متن توافقات فيمابين جايگزين حضور نيروهاي بيگانه در عراق خواهد شد. مالكي در توجيه اين مطلب يادآور شد كه پس از تهاجم عراق به كويت اوضاع عراق مطابق بند ذيل ماده هفتم منشور ملل متحد قرار گرفته و دولت مايل است به اين وضع خاتمه داده شود و اكنون ديگر دليل ندارد كه عراق مطابق بند ذيل ماده هفتم باقي بماند.
    ضمن آنكه اين استدلال نوري المالكي قابل قبول است لكن نبايستي براي خارج ساختن عراق از شرايط كنوني آنرا در مسيري بدون بازگشت قرارداد و زمينه هاي سقوط دائمي عراق را فراهم كرد تا به تثبيت وضعيت اشغالگران عراق منجر شود. در ميدان عمل آنچه قرار است واقع شود وضعيت عراق را بمراتب وخيم تر و غيرقابل تحمل تر از اوضاع كنوني مي سازد و شرايط بغرنجي را به وجود مي آورد كه بايستي آنرا فروغلتيدن « از چاله به چاه » ارزيابي كرد و بر اوضاع حال و آينده در عراق گريست .
    نبايد از نظر دور داشت كه اوضاع كنوني نه تنها براي عراق و ملتش قابل تحمل نيست بلكه حتي براي اشغالگران هم وضعيتي بغرنج و غيرقابل دوام است . بوش و دستيارانش مرتبا در ماههاي اخير در زير فشار رقباي سياسي و همچنين اعضاي حزب خود قرار گرفته اند تا به هر قيمت ممكن جدول زماني براي عقب نشيني از عراق را ارائه كنند. بوش اخيرا در هر فرصتي در معرض تبليغات دمكراتها قرار گرفته كه براي تصويب بودجه هاي مورد نياز در عراق ناچار است برنامه و جدول زماني براي خروج نظاميان آمريكائي از عراق را تهيه و اعلام نمايد.
    وضع بوش در سطح بين الملل نيز چندان تعريفي ندارد. وي در طول سالهاي اخير مرتبا متحدين خود را از دست داده است . سقوط نخست وزير اسپانيا ناكامي نخست وزير ايتاليا در انتخابات بركناري توني بلر نخست وزير جزيره انگليس و اخيرا شكست نخست وزير استراليا ضربه هاي حيثيتي ممتد و مستمر بر پيكره سياست هاي ناكام كاخ سفيد است كه انزواي سياسي بوش را در سطح جهاني به نمايش مي گذارد. در چنين شرايطي پيشنهاد تغيير نام « اشغال عراق » و تبديل آن به « حضور نظامي نامحدود به دعوت دولت عراق » صرفا اقدامي به منظور سرپوش گذاشتن بر ناكاميهاي آمريكا در عراق ارزيابي مي شود و حال آنكه در اصل ماهيت حضور نظامي آمريكا در عراق تغيير حاصل نشده است .
    واشنگتن نمي تواند باتوسل به اين ترفندهاي تبليغاتي بر عملكرد اشغالگرانه و ماهيت حضور غيرقانوني خود در عراق سرپوش بگذارد و چنين وانمود كند كه گويا دوران اشغال عراق به پايان رسيده است ! حال آنكه تنها تغيير مورد نظر آنست كه عنوان « نيروهاي اشغالگر » از آنها سلب مي شود ولي اشغالگران از اين پس در پوشش توافق امنيتي جديد با دولت نوري المالكي همچنان به حضور نظامي خود در عراق ادامه خواهند داد.
    بوش و دستيارانش احيانا سعي خواهند كرد با توسل به اين شگردهاي غيراصولي از مسئوليت هاي اصلي خود بعنوان يك نيروي اشغالگر نيز طفره بروند و مسئوليت ايجاد و حفظ امنيت در عراق را به دولتي واگذار كنند كه تا همين اواخر هم آنرا ناتوان ضعيف و ناكارآمد معرفي مي كردند! فراموش نكنيم كه مطابق مفاد كنوانسيونهاي بين المللي آمريكا بعنوان يك نيروي نظامي اشغالگر مسئوليت ايجاد و حفظ امنيت در عراق را برعهده دارد و نمي تواند به هيچ بهانه اي از انجام مسئوليتهاي خود شانه خالي كند و از ايفاي نقش در اين زمينه طفره برود. با اينهمه بوش و دستيارانش اميد دارند كه با توسل به اين طرح پيشنهادي بتوانند در آن واحد به چند هدف مشخص دست يابند و چنين وانمود كنند كه گويا پرونده اشغال عراق را براي هميشه بسته اند!
    1 ـ كاهش فشارهاي سياسي ـ تبليغاتي رقباي دمكرات و مخالفين جنگ در سطح افكار عمومي آمريكا . اين امر بويژه در آستانه انتخابات رياست جمهوري آمريكا بهانه هاي تبليغاتي را از رقبا مي گيرد و مخالفين جنگ را نيز خلع سلاح تبليغاتي مي كند و « هدف اصلي » اين ترفند حقوقي محسوب مي شود.
    2 ـ وضعيت عراق را از حالت « اشغال » كشور خارج مي كند و در واقع مسئوليت حفظ امنيت را از اشغالگران گرفته و به دولت عراق مي دهد. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه از اين پس آمريكا در قبال كشتارها و انفجارات و جناياتي كه خودش آنرا به وجود آورده تا مردم عراق را خسته و دلسرد كند كمترين مسئوليتي نخواهد داشت .
    3 ـ كسب مجوز اشغال دائم عراق از دولت مركزي در بغداد كه مي تواند زمينه براي حضور دائم نظامي آمريكا در عراق را فراهم كند و بزرگترين هدف استراتژيك آمريكا از اشغال عراق را تامين كند. بوش و دستيارانش با تنظيم اين پيشنهاد در واقع با يك تير چند هدف را نشانه گرفته اند!
    4 ـ وابسته كردن امنيت عراق به حضور نظامي آمريكا در اين كشور كه مي تواند زمينه براي نقش آفريني سرويسهاي امنيتي و جاسوسي آمريكا در عراق را بيش از پيش فراهم سازد و آنرا توجيه كند و ضروري جلوه دهد. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه دولت عراق از اين پس « استقلال راي » و « استقلال عمل » عراق را به قيمت حفظ حاكميت خود حراج كرده و كمترين ابتكار عملي درخصوص مسائل حساس داخلي منطقه اي و بين المللي خود را نيز فاقد است . چرا كه در غير اينصورت آمريكا بكمك اهرمهاي امنيتي ـ نظامي ثبات عراق و استحكام دولت و امنيت نظام و آرامش جامعه را مختل خواهد كرد. عراق از اين پس رسما « تحت الحمايه آمريكا » خواهد بود!
    5 ـ كسب قراردادهاي ويژه و به دست آوردن بازار عراق بدون آنكه رقيب قابل ذكري داشته باشد . اين امتياز منحصربفرد فرصتي براي نفوذ كالاهاي اسرائيلي و شركتهاي اسرائيلي به درون بازار عراق نيز خواهد بود. مسئله اينست كه حتي همين حالا هم شركتهاي اسرائيلي و سرويسهاي امنيتي اسرائيلي تحت پوشش فعاليتهاي اقتصادي ـ تجاري در عراق حضور محسوس و ملموسي دارند لكن از اين پس فعاليتها و حضور آنها ابعاد قانوني و حياتي پيدا مي كند و مستقيما امنيت و ثبات عراق و بازارش را در اختيار صهيونيست ها قرار مي دهد.
    6 ـ دولت نوري المالكي در ازاي اعطاي تمامي اين امتيازات حيرت انگيز از طرف مقابل تقاضا كرده كه امنيت عراق را تضمين كند و از دولت مركزي در ازاي حركتهاي كودتائي حمايت كند! اين در واقع اوج ساده انديشي نوري المالكي و دستيارانش تلقي مي شود كه مسئوليت حفظ امنيت را به عاملين اصلي ناامني و كشتار دستجمعي ملت مظلوم عراق بسپارند. جاي تعجب است كه مالكي و دولتش عليرغم آگاهي از جزئيات عملكرد اشغالگران در 5 سال اخير و بويژه پس از افشاي ماهيت شركتهاي باصطلاح امنيتي آمريكا و از جمله « بلك واتر » هنوز هم به آنها اميد بسته اند و حاضرند امنيت حال و آينده در عراق را به آنها كنترات بدهند!
    اگر جزئيات عملكرد جنايت آميز اشغالگران آمريكائي در عراق براي ملت مظلوم عراق و سايرين به خوبي روشن نيست دستكم دولتمردان عراقي و شخص نوري المالكي مي دانند كه اشغالگران در سازماندهي تجهيز هدايت و حمايت تروريستها و گروههاي ضد مردمي در عراق نقش دست اول داشته اند و با تجهيز آنها به انواع سلاحهاي مدرن و فوق مدرك و عمليات تخريب مهندسي آنها را به ارتشي مجهز مبدل كرده اند كه مي توانند دولت مالكي و ساير نهادهاي قدرت در عراق را با اشاره واشنگتن از سر راه بردارند. توسل به واشنگتن براي عدم تحقق اين احتمال و دل بستن به وعده هاي دروغين واشنگتن اگر بوي خيانت از آن به مشام نرسد دستكم نشانه هاي ساده انديشي و ساده انگاري دولتمردان عراقي را آشكار مي سازد.
    با در نظر گرفتن مواهب اين طرح جديد براي بوش و دستيارانش به نظر مي رسد كه نومحافظه كاران تاكنون بيهوده تلاش مي كرده اند تا فشارهاي داخلي و جهاني را تحمل كنند و انگ بي آبروئي و خفت اشغال عراق را بپذيرند و اگر از همان ابتدا با ساده انديشاني از قبيل نوري المالكي و دستيارانش مذاكره و تفاهم كرده بودند آمريكا تا امروز به اهداف خود در عراق رسيده بود و حتي مي توانست خود را پرچمدار اعطاي دمكراسي به عراق هم معرفي كند و عراق را بهشت دمكراسي خاورميانه معرفي كند كه اسرائيل « الگوي دمكراتيك » آنست !
    بايد پرسيد كه اگر اين خيانت بزرگ در حق ملت مظلوم عراق در دوران « اياد علاوي » و وزير دفاع شرورش صورت گرفته بود شيعيان عراق و مجلس اعلا در قبال آن چه موضعي مي گرفتند و آيا امروز كه چنين خيانتي بنام يك نخست وزير شيعه درحال وقوع است احزاب شيعه و مجلس اعلا نبايستي در قبال آن موضع بگيرند
    خوشبختانه هنوز هم دير نشده و راهكار منطقي و قانوني براي جلوگيري از سواستفاده هاي دشمنان ملت عراق وجود دارد. مجلس نيرومند عراق و طيف قدرتمند ائتلاف يكپارچه مي تواند و بايستي بتواند مانع تحقق اين خيانت بزرگ و خسارتبار شود.
    بوش و دستيارانش هرگز در خواب هم نمي ديدند كه يك نخست وزير شيعه چنين خوش خدمتي بزرگي در حق آنها كند و امتيازاتي را كتبا به آنها بدهد كه حتي جرئت طرح شفاهي آنرا هم نداشتند. آقاي نوري المالكي هرگز تصور نكند كه با اين خيانت بزرگ خود محبوبيتي نزد مقامات واشنگتن پيدا خواهد كرد. اگر آمريكا قدرشناس مي بود بايستي صدام را ستايش مي كرد و بخاطر آنهمه خوش خدمتي در حق آمريكا و اسرائيل مجسمه صدام را از طلاي ناب مي ساخت و تمامي مقامات ارشد آمريكائي را مجبور مي ساخت كه هر روزه در برابرش تعظيم كنند و سپس روز كاري خودرا آغاز نمايند. اگر فردا آقاي نوري المالكي مطلوب كاخ سفيد نباشد يقينا هيچكس در واشنگتن براي كنار رفتنش ترديد نخواهد كرد. كما اينكه ديديم آقاي بوش براي سرنگوني نوري المالكي از ملت عراق خواست كه در اين زمينه اقدام كنند. و ايكاش مردم عراق در همان روزها دستكم اين يك آرزوي بوش را برآورده كرده بودند!
    با در نظر گرفتن مواضع دولت مالكي نسبت به آمريكا و بالعكس كاملا بعيد بنظر مي رسد كه پيشنهاد اوليه براي اعطاي اين امتيازات ننگين به آمريكا از جانب دولت مالكي مطرح شده باشد
    بوش در ماههاي اخير خواستار بركناري مالكي و سقوط دولت وي بود. وي حتي از مردم عراق خواست كه مالكي را سرنگون كنند. چگونه ممكن است مالكي خواستار استقرار دائمي نظامي آمريكا در عراق باشد
    عراق بايستي از شرايط بند ذيل ماده هفتم منشور ملل متحد خارج شود ولي نبايستي براي پايان دادن به شرايط كنوني آنرا در مسيري بدون بازگشت قرارداد و زمينه هاي سقوط دائمي عراق را فراهم كرد تا به تثبيت اوضاع اشغالگران عراق منجر شود
    پيشنهاد تغيير نام « اشغال عراق » و تبديل آن به « حضور نظامي نامحدود به دعوت دولت عراق » اقدامي بمنظور سرپوش گذاشتن برناكاميهاي آمريكا و سلب مسئوليت از آمريكا در ايجاد و حفظ امنيت عراق است ولي ماهيت حضور نظامي آمريكا در عراق را تغيير نمي دهد
    مطابق مفاد كنوانسيونهاي بين المللي آمريكا بعنوان « اشغالگر » مسئوليت ايجاد و حفظ امنيت در عراق را برعهده دارد و نمي تواند با ترفندهاي حقوقي ـ تبليغاتي مسئوليتهاي خود را به دولتي واگذار كند كه تا همين اواخر هم آنرا ناتوان ضعيف و ناكارآمد معرفي مي كرد
    بوش و دستيارانش با تنظيم اين توافقنامه در واقع با يك تير چند هدف را نشانه گرفته اند. كسب مجوز اشغال دائم عراق از دولت مركزي بغداد بزرگترين هدف استراتژيك آمريكا از اشغال عراق را تامين مي كند
    وابسته كردن امنيت عراق به حضور نظامي آمريكا در اين كشور به نقش آفريني سرويسهاي امنيتي و جاسوسي آمريكا رسميت مي بخشد و آنرا ضروري جلوه مي دهد
    از اين پس « استقلال راي » و « استقلال عمل » عراق براي هميشه دستخوش تصميمات واشنگتن است و كمترين ابتكار عمل درخصوص مسائل حساس داخلي منطقه اي و بين المللي را نيز فاقد است . عراق از اين پس رسما « تحت الحمايه آمريكا » خواهد بود!
    توافقنامه بغداد ـ واشنگتن فرصتي براي نفوذ شركتها و كالاهاي اسرائيلي به بازار عراق را فراهم مي كند. با توجه به فعاليت جاسوسي ضد جاسوسي اسرائيل در پوشش تجاري ـ اقتصادي عراق از اين پس امنيت و ثبات و بازارش را در اختيار صهيونيستها قرار داده است
    اين اوج ساده انديشي نوري المالكي است كه مسئوليت حفظ امنيت نظام عراق را به آمريكا يعني عامل اصلي ناامني و كشتارهاي برنامه ريزي شده محول كرده است . افشاي ماهيت شركتهاي باصطلاح امنيتي آمريكا از جمله « بلك واتر » عمق بينش آمريكا در قبال عراق را بنمايش گذاشت
    بايد پرسيد اگر اين خيانت بزرگ در زمان « اياد علاوي » صورت گرفته بود شيعيان عراق و مجلس اعلا چه موضعي مي گرفتند اكنون كه چنين خيانتي بنام يك نخست وزير شيعه درحال وقوع است احزاب شيعه موظفند مانع تحقق آن شوند