روزنامه جمهوري اسلامي 10/09/1386 صفحه امام
*****
ويژه بزرگداشت سالروز شهادت آيت الله مدرس
سه درس و پيام از يك زاويه نگرش امام خميني به شخصيت والاي شهيد مدرس




  • در ميان رجال سياسي به ويژه آنان كه داراي وجهه ديني و مذهبي باشند و نيز به خصوص كساني كه در كسوت و مسوليت روحانيت ظاهر شده و كوشا و فعال باشند كمتر مي توان شخصيتي را يافت كه همچون شهيد آيت الله سيد حسن مدرس در ديگران تاثير عميق نهد و موجب شگفتي و اعجاب گردد. مخاطبين و تاثيرپذيران چه كساني هستند و چسان بايد اين اثر و شگفتي را به سنجش درآوريم و چگونه مي توان آثار پيام گيري ها و اثرپذيري ها را در وجود آنان به نظاره نشينيم بديهي است مخاطب هر چه عظيم تر و جامع نگرتر و شريف تر باشد اثرپذيري هايش از شخصيت شهيد مدرس نشان روشن و صريح از رفعت مقام و تراكم فضايل و ارزش هاي والا در اين شهيد بزرگ و اسوه سترگ دارد و از اين راه به خوبي مي توان قدرت و عظمت شخصيت « تاثيرگذار » را دريافت و شناخت . با اين وصف ترديدي باقي نمي نماند كه مقصود ما از اثرپذير عموم مردم و يا قشري از اقشار جامعه همانند دانشگاهيان يا حوزويان يا كارگزاران حكومتي نمي باشد بلكه مقصود و هدف ما بسي بالاتر و والاتر از اين نسخ مخاطبان و تاثيرپذيران مي باشد و بايد طاير انديشه را بيشتر به طيران درآورد و قله رفيع تري را نشانه رفت .
    سخن از حضرت امام خميني است هم او كه دوست و دشمن و در داخل و خارج در برابر عظمت و سترگي جان و روح و اخلاق و سيره و روش و مواضع و عملكردهايش به كرنش مي افتند و هم او كه رهبر كبير نهضتي بزرگ است و بنيان گذار نظامي عظيم و پيشوا و مقتداي نه تنها مسلمين جهان كه تمام آزادگان و آزادانديشان در سراسر گيتي .
    بررسي ديدگاه هاي حضرت امام خميني درباره تاريخ معاصر ايران و شخصيت هاي نقش آفرين در آن به وضوح و صراحت نشان مي دهد كه اين پيشواي الهي هر جا كه سخن از شهيد مدرس به ميان آورده است با اعجاب و شگفتي و تاثيرپذيري از حالات و روحيات و صفات و خصال اين شخصيت همراه بوده و همواره او را براي همه شخصيت هاي علمي و روحاني و دولتي و حكومتي « اسوه » و « الگو » معرفي نموده است .
    به جرات مي توان اذعان نمود كه هيچ رجل سياسي و مبارزي همچون آيت الله مدرس در دل و ديده امام خميني ننشسته است و به راستي آنچه از رهبر كبير انقلاب اسلامي و بنيان گذار نظام جمهوري اسلامي ايران در وصف عظمت شخصيت شهيد مدرس صادر شده است درباره هيچ شخصيتي صادر نگرديده است و آنچه امام پيرامون ويژگي ها و ارجمندي ها و فضايل فقها و علماي وارسته و مبارز نقل نموده قابل مقايسه با آنچه در وصف اين شهيد والامقام بيان كرده است را نمي باشد.
    آنچه در صدد تبيين آن هستيم يك زاويه از زواياي مختلفي است كه حضرت امام خميني از آن به عظمت شخصيت شهيد مدرس نگرشي دقيق و نكته ياب دارد. اين زاويه نگرش در مقايسه با ساير زواياي نگاه به ژرفاي شخصيت اين فقيه و عالم بزرگ و والامقام اگر نگوئيم مغفول مانده است اذعان مي كنيم كه كمتر مورد توجه و نظر قرار گرفته است .
    حضرت امام خميني در اين باره چنين مي فرمايد :
    « يك سيد خشكيده لاغر.... يك همچو آدمي در مقابل آن قلدري كه هر كس آن وقت را ادراك كرده مي داند كه زمان رضا شاه غير زمان محمدرضا شاه بود آن وقت يك قلدري بود كه شايد تاريخ ما كم مطلع بود در مقابل او همچو ايستاد..... يك وقت گفته بود : سيد چه از جان من مي خواهي گفته بود كه : مي خواهم تا تو نباشي ... من درس ايشان يك روز رفتم مي آمد مدرسه سپهسالار كه مدرسه شهيد مطهري است حالا درس مي گفت : من يك روز رفتم درس ايشان مثل اين كه هيچ كاري ندارد فقط طلبه اي است دارد درس مي گويد اين طور قدرت روحي داشت . در صورتي كه آن وقت در كوران آن مسائل سياسي بود كه حالا بايد بروند مجلس و آن بساط را درست كند. از آنجا ـ پيش ما ـ رفت مجلس . آن وقت هم كه مي رفت مجلس يك نفري بود كه همه از او حساب مي بردند. من مجلس آن وقت را هم ديده ام كانه مجلس منتظر بود كه مدرس بيايد با اين كه با او بد بودند ولي مجلس كانه احساس نقص مي كرد وقتي مدرس نبود وقتي مدرس مي آمد مثل اينكه يك چيز تازه اي واقع شده . اين براي چه بود براي اين كه يك آدمي بود كه نه به مقام اعتنا مي كرد و نه به دارايي و امثال ذلك هيچ اعتنا نمي كرد نه مقامي او را جذبش مي كرد.... من بودم آنجا كه يك كسي يك چيزي نوشته بود زمان قدرت رضا شاه ..... يك كسي آمد گفت : من يك چيزي نوشتم براي عدليه شما بدهيد ببرند پيش حضرت اشرف ـ يك همچو تعبيرهايي ـ كه ببينند.
    گفت : رضاخان كه باز نمي داند اصلش عدليه را با « الف » مي نويسند يا با « ع » مي نويسند من بدهم اين را او ببيند نه اين كه اين را در غياب مي گفت در حضورشان هم مي گفت اين جوري بود وضعش . اين چه بود براي اين كه وارسته بود وابسته به هواهاي نفس نبود « اتخذ الهه هواه » نبود. اين هواي نفساني خودش را اله خودش قرار نداده بود اين اله خودش را خدا قرار داده بود اين براي مقام و براي جاه و براي وضعيت كذا نمي رفت عمل كند او براي خدا عمل مي كرد .... از هيچ كس هم نمي ترسيد . » (1 )
    در سخنان حضرت امام سه درس و پيام بزرگ درباره شخصيت والاي شهيد مدرس نهفته است .
    1 ـ حضرت امام خميني پس از اشاره به برخي از حركات و رفتارهاي آيت الله مدرس به « قدرت روحي » به عنوان درون مايه اصلي و پشتوانه بزرگ اخلاقي براي ظهور و بروز حالات و خصال و صفات بزرگ و شريف در سيره و روش آن عالم وارسته اشاره مي نمايد.
    قدرت روحي حاصل و ثمره نهايي پيوند خالصانه با حضرت پروردگار و عبادت ها و ذكر و مناجات هاي زلال و پاكي است كه به مرور « دل » را از همه قيود و وابستگي ها و دلبستگي ها مي رهاند و در محفل انس و قرب حضرت محبوب به آرامش و اطمينان كامل مي رساند به گونه اي كه سالك راه كه اينك واصل به يار است جز رضا و خشنودي و خواست محبوب را نمي طلبد.
    وقتي ارتباط با حق به اوج خلوص و يكرنگي رسيد و درخت عشق به شكوفه نشست و شميم دل انگيز آن تمام فضاي روح و جان را فراگرفت به مرور ميوه هاي وارستگي و آزادگي معنوي نيز به ثمر مي رسند و يكي پس از ديگري به چيدن و چشيدن درمي آيند و در پي آن خصال و صفات بزرگ و والا و عظيم در روح و روان واصلان متجلي مي شوند و اين چنين است كه محبان و اولياي الهي به چنان قدرت و توان وصف ناپذير و شگفتي زايي دست مي يابند كه در هر زمان و مكان و در هر شرايط و در اوج هجوم سختي ها و رنج هاي ناشي از پيمودن فراز و فرودها و عبور از گردنه هاي سخت مقابله با جور و ستم و فسادگستري هاي نيروهاي سيطره جو در آرامش به سر مي برند و هيچ خوف و هراس و حزن و اندوهي نمي تواند آنان را تكان دهد.
    آيه شريفه ذيل به وجود آرامش و قدرت روحي اين انسان هاي فاني در حق و رها شده از هر قيد و بند تصريح مي نمايد :
    « الا ان اوليا الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون »
    « آگاه باشيد كه دوستان و اولياي خدا از هيچ چيز و هيچ كس خوف و هراس و حزن و اندوهي ندارند . » (2 )
    آرامش و قدرت روحي ناشي از اتصال به يار و رهايي از اغيار ـ چه اغيار دروني كه رذايل و صفات مذموم و نكوهيده هستند و چه اغيار بيروني كه دشمنان بشريت و صاحبان زر و زور و تزوير مي باشند ـ « زندگي » و « مرگ » را براي محب و دوست خدا « مساوي و يكسان » مي سازد و به همين دليل است كه در تقابل با طاغوت ها و وابستگانشان ترس و هراسي در گفتار و كردار و رفتار اين آزادگان مشاهده نمي شود و آيت الله سيد حسن مدرس اينگونه بود.
    2 ـ حضرت امام خميني به اين موضوع اشاره مي نمايد كه شهيد مدرس وقتي در مدرسه سپهسالار به تدريس مشغول مي شد در نقش طلبه اي ساده بود كه گويي هيچ كار و تلاش و مسئوليتي ندارد جز تدريس و تعليم علم و دانش . و او در همان حال وقتي به مجلس شورا وارد مي گرديد در نقش يك سياستمدار نمايان مي شد كه همه چشم به راه او بودند تا حركت و تحولي بيافريند و به مديريت و تدبير امور سياسي و اجتماعي بپردازد و اين واقعيتي بود كه حتي دشمنان مدرس در مجلس نيز نسبت به آن اذعان و اعتراف داشتند و فارغ از بغض و كينه اي كه به اين رجل عظيم القدر مذهبي و سياسي در دل مي پروردند مشتاق انديشه هاي سياسي و شجاعت و شهامت خيره كننده و صراحت لهجه او و توان بالاي انتقادهاي تند و تيز و دلاورانه اش بودند.
    اين رهنمود و تصريح از حضرت امام خميني نشان مي دهد كه شهيد بزرگوار آيت الله سيد حسن مدرس شخصيتي « جامع الشرايط » و « همه سونگر » و داراي مهارت هاي گوناگون در عرصه هاي علم و دانش و تفقه و تدريس امور گوناگون سياسي و اجتماعي تدبير و مديريت كارآمد شهامت و شجاعت در رويارويي با مشكلات و معضلات به وجود آمده از جانب استعمار خارجي و استبداد داخلي محسوب مي شد.
    شهيد مدرس از نادر شخصيت هايي بود كه هم در « سياست خارجي » و هم در « سياست داخلي » داراي تبحر و تخصص بود و نسبت به وقايع سياسي جهان و نقشه هاي قدرت هاي استعماري دنيا و آمد و شد دولت ها و مهره چيني ها


    و زد و بندهاي سياسي و تمام تحركاتي كه هويت ديني مسلمانان و استقلال سرزمين هاي اسلامي از جمله ايران را نشانه رفته بود بينش و شناخت هاي همه جانبه داشت . اين امور وقتي با علم و دانش ژرف و آگاهي هاي او به تعاليم و قوانين اسلام و نيز با تدبير و هوشياري و كياست و شهامت او ممزوج مي گشت شخصيتي جامع نگر و توانمند و بسيار مفيد و موثر و راهگشا و تحول آفرين به وجود مي آورد و به راستي او آميزه اي از اين قدرت و توانايي هاي علمي و فقهي و سياسي و اجتماعي و رهبري و مديريت كارآمد بود.
    3 ـ حضرت امام خميني مقابله صريح و شجاعانه شهيد مدرس با رضاخان را در صحنه هاي مختلف و مواردي كه از آن ياد مي نمايد با رهايي آن شهيد بزرگ از هواهاي نفساني مرتبط مي داند و همه موفقيت ها و پيروزي هاي چشمگير او را در مبارزه با استعمار و استبداد و ظلم و جور و فساد رضاخاني ثمره تلاش و مراقبت هاي بي وقفه و دقيق آيت الله مدرس براي نفي معبود دروني و نفساني و رسيدن به عبوديت كامل خداوند متعال معرفي مي كند.
    حضرت امام خميني تصريح مي كند كه شهيد مدرس « وابسته به هواي نفس نبود اتخذ الهه هواه نبود اين هواي نفساني خودش را اله خودش قرار نداده بود اين اله خودش را « خدا » قرار داده بود. »
    حضرت امام به آيه ذيل از قرآن كريم استناد مي كند كه مي فرمايد :
    « ارايت من اتخذ الهه هوايه »
    « آيا ديدي آن كس را كه هواي نفس خود را معبود و خداي خويش قرار داد » (3 )
    براساس محتوا و پيام آيه مزبور انسان در اثر گريز از خدا و ستيز با دين خدا و رها كردن تعاليم و معارف و ارزش هاي والاي اخلاقي آنچنان در دام هاي فساد و تباهي و ظلم و جور و گمراهي و ضلالت گرفتار مي آيد كه هواها و خواهش هاي نفساني خود را معبود و خداي خويش قرار مي دهد و پيوسته نسبت به آنچه نفس اماره او را به انواع معاصي و مفاسد وسوسه و تحريك مي كند و فرمان مي دهد مطيع و فرمانبردار و تسليم مي گردد. چنين كسي نه تنها در برابر استعمارگران خارجي به مخالفت نمي پردازد كه به صورت مهره دست آموز به جاسوسي و خدمت به آنان اهتمام مي ورزد. و نه تنها در تقابل و تعارض با استبداد داخلي قرار نمي گيرد كه به صورت عنصري خانه زاد و خدمه دربار در عرصه هاي فرهنگي و سياسي حلقه به گوشي و خدمتگذاري هاي مكرر و مدام مي نمايد.
    در نقطه مقابل آنكس كه از هواي نفس رهيد و به وصل جانان رسيد و از رذايل اخلاقي و صفات و خصال ناپسند كناره گرفت و هر نوع فسق و فساد و فجور را ترك گفت و بر تمام وابستگي هاي بازدارنده راه رشد و كمال خط بطلان كشيد « خدا » را خالصانه و عاشقانه « معبود » خويش قرار مي دهد و از اين پس است كه نه به « نام » وابسته مي گردد و نه به « مقام » نه فريب « زر » را مي خورد و نه از « زور » مي هراسد و همه وقت در ستيز با قدرت هاي استعماري و مهره هاي وابسته آنان در داخل سرزمين هاي اسلامي مي باشد و شهيد مدرس چنين زيست و چنين در بستر خاك آرميد.
    درس و پيام هاي سه گانه از شخصيت شهيد مدرس كه به زيبايي هر چه تمام تر در انديشه و تفكر امام خميني مطرح و نمايانده مي شود پشتوانه اي مستحكم براي نه تنها زمامداران و دولتمردان ما كه براي همه فقيهان و عالمان و رجال و شخصيت هاي ديني و سياسي مي باشد كه مي خواهند همچون « مدرس بزرگ » در صحنه ها و عرصه هاي علم و دانش و تلاش و مديريت و مبارزه و تقابل با جبهه باطل زندگي كنند و همواره همانند دريايي به آرامش رسيده گردند كه هيچ موجي از ترس و هراس و حزن و اندوه نتواند آنان را به آشفتگي و تحير برساند و انسان هايي « از نفس رسته » و « به حق پيوسته » گردند كه هرگز در كمند نام و جاه و مقام و زر و زور و تزوير گرفتار نشوند و « دين » به « دنياي ستمگران » نفروشند.
    اين كلام امام خميني كه مي فرمايد : « مدرس حالا هم زنده است » (4 ) به ماندگاري انديشه و تفكرات و سيره و روش و خصال و فضايل روحي و اخلاقي اين شهيد بزرگ اشاره دارد كه در گستره تاريخ آماده بهره رساني به بهره گيرندگان است . تا كدام كس ديده دل بگشايد و اين حقايق را بنگرد و گوش جان براي شنودن اين نداها و دعوت ها باز نمايد و فكر و روح و جانش را به تاثيرپذيري و تحول برساند.
    ــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ تاريخ معاصر ايران از ديدگاه امام خميني (تبيان دفتر بيستم ) موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام ص 151 و 152
    2 ـ قرآن كريم سوره يونس (10 ) آيه 62
    3 ـ سوره فرقان (25 ) آيه 43
    4 ـ تاريخ معاصر ايران از ديدگاه امام خميني ص 147
    وقتي ارتباط با خدا به اوج خلوص رسيد و درخت عشق به شكوفه نشست و شميم دل انگيز آن تمام فضاي روح و جان را فرا گرفت به مرور ميوه هاي وارستگي و آزادگي معنوي نيز به ثمر مي رسند و يكي پس از ديگري به چيدن و چشيدن در مي آيند و در پي آن خصال و صفات والا و عظيم در روح و روان واصلان متجلي مي شود
    آرامش و قدرت روحي ناشي از اتصال به يار و رهايي از اغيار ـ چه اغيار دروني كه رذايل و صفات نكوهيده هستند و چه اغيار بيروني كه دشمنان بشريت مي باشند ـ « زندگي » و « مرگ » را براي اولياي خدا « مساوي و يكسان » مي سازد و به همين دليل است كه در تقابل با طاغوت ها و وابستگانشان ترس و هراس در گفتار و كردار و رفتار اين آزادگان مشاهده نمي شود و آيت الله شهيد مدرس اينگونه بود
    درس و پيام ها از شخصيت شهيد مدرس كه به زيبايي هرچه تمامتر در انديشه و تفكر امام خميني نمايانده مي شود پشتوانه اي مستحكم براي نه تنها زمامداران و دولتمردان ما كه براي همه فقيهان و عالمان و رجال ديني و سياسي مي باشد كه مي خواهند همچون « مدرس بزرگ » زندگي كنند و همواره مانند دريايي به آرامش رسيده گردند كه هيچ موجي از ترس و هراس و حزن و اندوه نتواند آنان را به آشفتگي و تحير برساند و انسان هايي « از نفس رسته » و به « حق پيوسته » گردند كه هرگز در كمند نام و جاه و مقام و زر و زور و تزوير گرفتار نشوند و « دين » به « دنياي ستمگران » نفروشند
    اين كلام امام خميني كه مي فرمايد : « مدرس حالا هم زنده است » به ماندگاري انديشه و تفكرات و سيره و روش و خصال و فضايل روحي و اخلاقي اين شهيد بزرگ اشاره دارد كه در گستره تاريخ آماده بهره رساني به بهره گيرندگان است . تا كدام كس ديده دل بگشايد و اين حقايق را بنگرد و گوش جان براي شنودن اين نداها و دعوت ها باز نمايد و فكر و روح و جانش را به تاثيرپذيري و تحول برساند