روزنامه جمهوري اسلامي 10/09/1386 صفحه سياسي
*****
همكاري اسرائيل ـ آفريقا تهديد امنيت اعراب


  • به استثناي « فلاشه » كه يك اقليت يهودي در اتيوپي محسوب مي شود مي توان گفت كه قاره آفريقا بخش غير عربي آن بر خلاف آشنايي كه با اسلام و مسيحيت داشته آشنايي چنداني با يهود و يهوديت نداشته است و اگر هم آشنايي وجود داشته از طريق افراد و اقليت هاي بيگانه اي بوده كه در سايه سيطره استعمارگران اروپايي در اين قاره حضور داشته اند. آشنايي آفريقا با يهود و اسرائيل پس از آن شكل گرفت كه خبرهايي از ديگران به ويژه خود اسرائيلي ها و صهيونيست ها در اين قاره سياه پخش شد.
    قاره آفريقا از چندين جهت براي اسرائيل اهميت استراتژيك دارد كه همسايگي برخي از كشورهاي آن با كشورهاي عرب از آن جمله است . همين امر موجب شد كه « بن گوريون » ارتباط و توجه به آفريقا را در سيا ست اسرائيل بسيار مهم اعلام كند. براي نمونه توجه اسرائيل به اتيوپي به سبب حضور اقليتي از يهوديان كه اهميت ديني و عقيدتي براي ملت يهود دارد را مي توان در اين راستا ارزيابي كرد. نمونه ديگر اين توجه به يهوديان آفريقاي جنوبي معطوف است . اين عوامل موجب شده است كه جنبش صهيونيسم حتي پيش از اعلام تاسيس رژيم صهيونيستي و در زمان پيدايش اين جنبش در اواخر قرن هجدهم توجه ويژه اي به قاره آفريقا مبذول دارد. اين توجه حتي پيش از برگزاري كنفرانس پازل در شهر بال سوئيس در سال 1276 نيز مشاهده شده است . در آن زمان تصميم بر آن بود كه علاوه بر فلسطين دولتي يهودي در اوگاندا و آرژانتين نيز تشكيل شود.
    صهيونيسم در طول تاريخ ظهور خود ارتباطش را با آفريقا قطع نكرده است اما اين ارتباط تا زماني كه ليبريا به عنوان اولين كشور مويد تشكيل رژيم اسرائيل حمايتش را از اين رژيم اعلام نكرده بود به سطح سياسي نرسيد . كشور ليبريا در سال 1326 به عنوان اولين كشوري بود كه با طرح تقسيم فلسطين موافقت كرد و به عنوان سومين كشور جهان شناخته شد كه رژيم صهيونيستي را به رسميت شناخت . دولت ليبريا اولين دولتي بود كه با اسرائيل معاهده دوستي و همكاري امضا كرد و ديدارهاي رسمي ميان مقامات دو رژيم آغاز گرديد. اتيوپي هم دومين دولت آفريقايي بود كه با اسرائيل روابط برقرار ساخت هر چند كه از شركت در راي گيري براي طرح تقسيم فلسطين امتناع كرده بود. خاطر نشان مي شود كه ليبريا و اتيوپي تنها دو كشور آفريقايي بودند كه در جلسه راي گيري براي طرح تقسيم حضور داشتند.
    از آغاز سال 1346 اسرائيل 32 نمايندگي ديپلماتيك در آفريقا داير كرده بود كه 30 نمايندگي در حد سفير و دو دفتر نمايندگي هم كه در كشورهاي آفريقاي جنوبي و جزيره موريس بود در سطح كنسولگري بود. كشورهاي آفريقايي هم در مقابل در تل آويو نمايندگي ديپلماتيك داير كردند. اين مرحله از روابط آفريقايي ـ اسرائيلي شاهد سفر رسمي مقامات كشورهاي آفريقاي و رژيم صهيونيستي به يكديگر بود . « گلدا ماير » وزير امور خارجه اسرائيل در سال 1337 تا 1342 به چند كشور آفريقايي از جمله ليبريا سنگال نيجريه و گينه سفر كرد . « اسحاق بن زوي » رئيس رژيم صهيونيستي هم در سال 1341 از پنج كشور آفريقايي ديدن كرد و اشكول نخست وزير رژيم صهيونيستي هم در سال 1345 به چند كشور آفريقايي از جمله زئير اوگاندا ليبريا سنگال و ماداگاسكار سفر كرد .
    ناديه سعد الدين (مجله المستقبل العربي شماره 292 خرداد 1382 ) مي گويد : حضور اسرائيل در شرق آفريقا به سبب عواملي چند از اهميت فوق العاده اي برخوردار است :
    1 ـ موقعيت استراتژيك و بسيار مهم كشورهاي شرق آفريقا به چند دليل كه عبارتند از :
    الف : برخي از اين كشورها در كنار درياي سرخ قرار گرفته اند كه اين دريا به نوبه خود از موقعيت استراتژيكي در بين جهان عرب و قاره آفريقا از يك سو و قاره آفريقا و قاره آسيا از سوي ديگر برخوردار است . در اين دريا 380 جزيره وجود دارد كه 126 جزيره به اريتره و 6 جزيره به جيبوتي تعلق دارد. علاوه بر آن مهم ترين راه انتقال نفت خليج فارس و ايران به اروپاي صنعتي و آمريكاست و از آنجا كه راه ارتباطي ميان اقيانوس هند و درياي مديترانه است آن را به عنوان راه ارتباط دريايي نيروهاي نظامي كشورهاي مهم جهان از جمله آمريكا و اروپا و مناطقي كه اين كشورها در آنها نيرو مستقر كرده اند محسوب مي شود.آنچه اهميت اين دريا را دو چندان مي كند وجود كانال سوئز در شما ل و تنگه باب المندب در جنوب اين درياست زيرا هر كس كه بر تنگه باب المندب يا كانال سوئز سيطره داشته باشد مي تواند بر كشتيراني در اين دريا نيز كامل مسلط باشد.
    ب : 85 % از سرچشمه هاي رود نيل به عنوان مهم ترين منبع آبي آفريقا در كشور اتيوپي قرار دارد . اين رود از بيش از ده كشور عبور مي كند و كشورهايي مانند مصر و سودان به سبب آنكه تنها رود جاري در آنها رود نيل است به شدت به آب آن نيازمندند.
    ت : كشورهاي موسوم به « شاخ آفريقا » از موقعيت ژئوپولتيك بسيار مهمي برخوردارند زيرا گذرگاه هاي دريايي بسيار مهمي از جمله درياي سرخ و اقيانوس هند در مجاورت آنها قرار گرفته است .
    2 ـ بخش كشاورزي به عنوان فعال ترين بخش بسياري از كشورهاي آفريقايي و منبع اصلي درآمد شمار زيادي از آنهاست . اين وضع موجب شده است كه « اسرائيل » از طريق اجراي پروژه هاي كشاورزي و خريد زمين هاي كشاورزي و تملك آنها به شدت در آفريقا فعال است .
    3 ـ اسرائيل توجه به شرق آفريقا را بخش بسيار مهمي از سياست هاي خود در جريان منازعه عربي صهيونيستي مي داند . همين امر موجب گرديد كه بن گوريون از سران سابق رژيم صهيونيستي توجه به شرق آفريقا را محور سوم منازعه اعلام كرد.
    4 ـ كشورهاي آفريقايي به ويژه كشورهاي شرقي اين قاره از مشكلات و عقب ماندگي اقتصادي و اجتماعي به جا مانده از عصر حضور استعمار در اين قاره رنج مي برد مضاف بر آنكه مشكلات ناشي از وابستگي ساختار حكومت درگيري ها و اختلافات مرزي و درگيري هاي نژادي و مذهبي هميشه كشورهاي اين قاره را در بر گرفته است .
    « حسين معلوم » تحليل گر عرب در مقاله اي كه در شماره 97 مجله « الوحده » كه در مهر ماه 1371 منتشر شد نوشت : تلاش براي تسلط بر درياي سرخ يكي از مهم ترين هدف هاي راهبردي اسرائيل از زمان تاسيس اين رژيم بوده و هست . اين تلاش به ويژه پس از حضور يافتن رژيم صهيونيستي در خليج عقبه در سال 1328 شدت يافت . رژيم صهيونيستي كوشيده است تا از اين طريق راه تما س خود را با جهان خارج از طريق درياي سرخ هموار سازد. اسرائيل براي تحقق اين هدف ابتدا حضور خود را در درياي سرخ تثبيت كرد تا بتواند منافع نظامي اقتصادي و سياسي خود را از طريق اين دريا پيگيري كند.اين رژيم مرحله بعد را با اعمال نفوذ براي سيطره بر درياي سرخ ادامه داد و به همين منظور اراضي عربي در بخش شمالي اين دريا را به اشغال درآورد و اندكي بعد در پي اشغال جزاير واقع در بخش جنوبي اين دريا برآمد.
    يكي از علت هاي مهم اين تلاش هاي اسرائيل نگراني عميق اين رژيم از اين احتمال است كه كشورهاي عربي درياي سرخ را به يك درياي « عربي » تبديل كنند و از آن پس كشتي هاي اسرائيلي را به محاصره درآورند. اين نگراني به ويژه با مسدود شدن مكرر تنگه هاي تيران و باب المندب در سال هاي 1346 و 1352 قوت گرفت . به همين سبب درياي سرخ و منطقه « شاخ آفريقا » از اهميت ويژه اي براي اسرائيل برخوردار است و بر همين اساس رژيم اسرائيل همچنان براي تحقق اهداف خود و سيطره بر درياي سرخ از سه محور تلاش مي كند.
    از يك سو نيروهاي مسلح خود را تقويت كرده و از سوي ديگر روابط سياسي و ديپلماتيك بسيار نزديكي با كشورهايي ما نند اتيوپي برقرار كرده است و در بعد د يگر نيز از تمام توان خود براي استفاده از جزيره هاي درياي سرخ بهره مي گيرد. شايد همين امر بتواند علت توجه بسيار زياد اسرائيل به شرق آفريقا و مناطق نزديك به درياي سرخ را در مقايسه با مركز و غرب آن تحليل كند. به همين سبب و به دليل ارتباط ميان لزوم ايجاد « عمق استراتژيك » و امنيت و توان تحقق اهداف توسعه طلبانه اسرائيل تلاش زيادي را براي تقويت روابط خود با كشورهاي آفريقايي به خصوص اتيوپي كه از از طريق « اريتره » به درياي سرخ راه دارد بكار گرفته است .
    اسرائيل براي توسعه تلاش هاي خود در درياي سرخ براي مقابله با كشورهاي عربي كمك هاي اقتصادي و نظامي گسترده اي به اتيوپي ارائه مي دهد تا در مقابل از اهداف راهبردي اين رژيم در اين دريا حمايت كند و اريتره همچنان تحت سيطره اتيوپي باقي بماند. شبكه عنكبوتي اطلاعاتي اسرائيل (موساد) به صورت فعال در اتيوپي و به ويژه در سواحل اريتره و البته با موافقت ايتوپي حضور دارد و در اين مناطق فعاليت مي كند . اسرائيل پا را از اين هم فراتر گذاشته و در سال 1344 و به هنگام سفر « موشه دايان » به ايتوپي موافقت تاسيس يك پايگاه نظامي را در اتيوپي از مقامات اين كشور كسب كرده است . اين رژيم همچنين در جزاير متعلق به اريتره به ويژه در نزديكي تنگه باب المندب پايگاه هاي نظامي داير كرده است . رژيم صهيونيستي همچنين با موافقت اتيوپي دو پايگاه نظامي را نيز در نزديكي مرز ميان اريتره و سودان تاسيس كرده و از طريق شركت هاي متعدد بازرگاني خود در اريتره فعال است . شركت صهيونيستي مانند « آنكودي » (در تجارت گوشت ) سيا (فعال در زمينه كشاورزي ) عميران (فعال در عرصه هاي تجاري ) سولال بونيه در عرصه ساخت و ساز اتا در عرصه پروژه هاي كشاورزي و شركت اخوان ارون در عرصه واردات و صادرات و نيز اتحاديه ملي كارگران « هستدروت » در عرصه هاي بازرگاني و صنعت در اريتره و اتيوپي به صورت گسترده فعالند.
    به دليل پيوند امنيت اسرائيل به درياي سرخ صهيونيست ها تمايل دارند كه در حل قضاياي مربوط به اختلافات در درياي سرخ به ويژه در آن بخش هايي كه بر آزادي كشتيراني و تجارت و همكاري اقتصادي با جهان خارج تاثيرگذارد به عنوان يك واسطه عمل كنند. علاوه بر آن اسرائيل تلاش مي كند كه اهداف مختلفي را متناسب با راهبردهاي خود در درياي سرخ تحقق بخشد كه از جمله مهم ترين آنها موارد زير است :
    توسعه حضور نظامي و تثبيت آن و تامين منافع اسرائيل از طريق فراهم كردن امكانات لازم جهت حمله مستقيم به كشورهاي عربي در تنگه باب المندب
    ايجاد عمق استراتژيك در درياي سرخ جهت فراهم شدن امكان تحت نظر گرفتن هر گونه فعاليت نظامي كشورهاي عربي در منطقه
    تضمين ادامه تماس و امنيت خطوط دريايي نظامي و غير نظامي اسرائيل ميان اقيانوس هند و مديترانه از طريق درياي سرخ و راه زميني ايلات به بندرهاي حيفا و عسقلان .
    بر كسي پوشيده نيست كه بعد اقتصادي روابط ميان آفريقا و اسرائيل سنگ اساس ابعاد ديگر ارتباط ميان رژيم صهيونيستي و اين قاره است كه اين امر يقينا امنيت ملي كشورهاي عربي و اسلامي را تهديد مي كند. اين امر از كشورهاي عربي طلب مي كند كه روابط خود را با كشورهاي آفريقايي تعميق بخشند كه اين اقدام مي تواند در چارچوب روابط ميان اتحاديه عرب يا سازمان كشورهاي آفريقا نيز صورت گيرد و البته نبايد اين نكته را از نظر دور داشت كه صهيونيسم به شدت در تلاش است تا به هر قيمتي شده بر منطقه مسلط شود.
    مصطفي رجب
    منبع :
    باشگاه انديشه
    به دليل پيوند امنيت اسرائيل به درياي سرخ صهيونيست ها تمايل دارند كه در حل قضاياي مربوط به اختلافات در درياي سرخ به ويژه در آن بخش هايي كه بر آزادي كشتيراني و تجارت و همكاري اقتصادي با جهان خارج تاثيرگذارد به عنوان يك واسطه عمل كنند
    تلاش براي تسلط بر درياي سرخ يكي از مهم ترين هد ف هاي راهبردي اسرائيل از زمان تاسيس اين رژيم بوده و هست . اين تلاش به ويژه پس از حضور يافتن رژيم صهيونيستي در خليج عقبه در سال 1328 شدت يافت . اين رژيم كوشيده است تا از اين طريق راه تما س خود را با جهان خارج از طريق درياي سرخ هموار سازد
    درياي سرخ و منطقه « شاخ آفريقا » از اهميت ويژه اي براي اسرائيل برخوردار است و بر همين اساس رژيم اسرائيل همچنان براي تحقق اهداف خود و سيطره بر درياي سرخ از سه محور سياسي تجاري و نظامي تلاش مي كند
    رژيم صهيونيستي با موافقت اتيوپي دو پايگاه نظامي در نزديكي مرز ميان اريتره و سودان تاسيس كرده و از طريق شركت هاي متعدد بازرگاني خود در اريتره فعال است
    از آغاز سال 1346 اسرائيل 32 نمايندگي ديپلماتيك در آفريقا داير كرده بود كه 30 نمايندگي در حد سفير و دو دفتر نمايندگي هم كه در كشورهاي آفريقاي جنوبي و جزيره موريس بود در سطح كنسولگري بود. كشورهاي آفريقايي هم در مقابل در تل آويو نمايندگي ديپلماتيك داير كردند