
هر ظرفي به اندازه مظروف خود و هر محلي به قدر حالش ارزش دارد. هيچ عاقلي حاضر نيست ظرف بلورين يا
كاسه زرين را محل نگهداري خاك و خاشاك گرداند
چنانكه حاضر نيست گوهر شب چراغ و ياقوت ثميني را در گوني و
امثال آن قرار دهد.
قرآن كريم هدف خلقت را منحصرا عبادت مي داند : « و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون » 1 جن و انس را خلق
نكردم
جز براي اينكه بنده من باشند و مرا عبادت كنند. عبوديت
به معناي وابستگي بي قيد و شرط بنده به مولاست
به گونه اي كه چيزي از خود نداشته باشد و با همه ي وجود
مطيع و تسليم او گردد
نه دنبال تمايل قلبي خود باشد و نه
در مقابل معبود
به انديشه ي خود تكيه كند. از اين رو رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در تفسير اين آيه فرمود :
خداوند
جن و انس را خلق كرد تا عبد و مطيع او باشند
نه اينكه او را معصيت كنند : « ان الله عزوجل خلق الجن و
الانس ليعبدوه و لم يخلقهم ليعصوه و ذلك قوله عزوجل : « و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون » تحقق اين معنا
يعني
وابستگي مطلق
جز با معرفت و شناخت خداوند ممكن نيست . از اين رو در آيات آمده است :
« ان الله عزوجل ما خلق العباد الا ليعرفره فاذا عرفوه عبدوه ... »
خدا بندگان خودش را خلق نكرد
جز براي اينكه او را
بشناسند
وقتي كه او را شناختند عبادتش خواهند كرد...2
در آيه ي 12 سوره طلاق خداوند مي فرمايد :
« ان الله عزوجل ما خلق العباد الا ليعرفره فاذا عرفوه عبدوه ... »
خدا بندگان خودش را خلق نكرد
جز براي اينكه او را
بشناسند
وقتي كه او را شناختند عبادتش خواهند كرد . 2...
در آيه ي 12 سوره طلاق خداوند مي فرمايد :
« الله الذي خلق سبع سماوات و من الارض مثلهن يتنزل الامر بينهن لتعلموا ان الله علي كل شي قدير و ان الله
قداحاط بكل شي علما »
خدا آن كسي است كه هفت آسمان را آفريد و مانند آن آسمانها از (هفت طبقه ) زمين خلق فرمود و امر نافذ خود را در
بين هفت آسمان و زمين نازل كرد
تا بدانند كه خدا بر هر چيز توانا و به احاطه علمي بر همه امور آگاه هست .
امام باقر عليه السلام به ابوحمزه ثمالي فرمود : « انما يعبدالله من عرف الله » 3.
بدين ترتيب هدف خلقت
معرفت الله است . همچنان كه در حديث قدسي آمده است :
« كنت كثرا مخفيا فاجيت ان اعرف فخلقت الخلق لكي اعرف »
« من گنجي مخفي بودم
دوست داشتم شناخته شوم
مخلوفات را خلق كردم تا شناخته شوم . »
بالاترين ارزش نيز همين معرفت است
به گونه اي كه در ميان علوم و معارف
معادلي براي آن نمي توان يافت . در
نتيجه قلبي كه ظرف معرفت الله باشد بهترين و با ارزشترين ظرف است . و چون هر ظرفي به قدر معرفتي كه دارد مي ارزد
و هيچ قلبي به اندازه قلب ائمه اطهار عليهم السلام نيست به خدا معرفت ندارد پس هيچ قلبي به اندازه ي آن قلبها مطهر
نمي ارزد.
لذا با عنايت به آيه 12 سوره طلاق
خداي سبحان هدف آفرينش نظام كيهاني را معرفت بشر به علم و قدرت الهي
اعلام كرد و جهت تحقق اين هدف اساسي پيامبران را فرستاده و كتابهاي آسماني را نازل فرمود چنانكه در آيه ي 151
سوره ي بقره آمده است :
« كما ارسلنا فيكم رسولا منكم يتلو عليكم آيتنا و يزكيكم و يعلمكم الكتاب و الحكمه و يعلمكم ما لم تكونوا
تعلمون »
چنانكه رسول گرامي خود را فرستاديم كه آيات ما را براي شما تلاوت كند و « نفوس شما را از پليدي و آلودگي جهل
و شرك پاك و منزه گرداند بشما تعليم شريعت و حكمت دهد و از او بياموزيد هرچه را نمي دانيد. »
به همين جهت خداوند متعال با مردم اتمام حجت مي نمايد اين نكته در آيه ي 165 سوره نسا عنوان شده است :
رسلا مبشرين و منذرين لئلايكون للناس علي الله حجه بعدالرسل و كان الله عزيزا حكيما »
و رسول را فرستاد كه نيكان را بشارت دهند وجدان را بترسانند تا آن كه پس از فرستادن اين همه رسولان مردم را به
خدا حجتي نباشد و خدا هميشه مقتدر و كارش همه بر وفق حكمت است .
پس مشخص شد كه هدف اساسي آفرينش معرفت بشر به علم و قدرت الهي است و خداي متعال براي رسيدن بشر
به اين هدف پيامبران را فرستاده است تا مردم را حجتي نسبت به خداوند نباشد
و اما تكليف مردم بعد از رحلت پيامبر
چيست
در آيه 59 سوره نسا خداوند مي فرمايد :
« يا ايهاالذين امنوا اطيعوالله و اطيعوالرسول و اولي الامر منكم » اي كسانيكه ايمان آورده ايد! از خدا اطاعت كنيد و از
رسول خدا و اولوالامر نيز اطاعت كنيد.
آيه ي « انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهر كم تطهيرا » كه به آيه ي تطهير مشهور شده از عصمت
گروهي به عنوان اهل البيت خبر داده است . اين عصمت از برخي شواهد داخلي آيه فهميده مي شود. پيغمبر اكرم صلي الله
عليه و آله و سلم از راههاي گوناگون اين عنوان را بر اميرالمومنين علي عليه السلام
فاطمه زهرا سلام الله عليها
امام
حسن و امام حسين عليهاالسلام تطبيق كرده است 4. براساس برخي استدلال ها بقيه امامان معصوم عليهم السلام در اين
عنوان كلي داخل هستند كه مجال مطرح كردن آنها در اين نوشتار نمي باشد. اكنون كه در عصر غيبت كبري قرار داريم
علماي واجد شرايط
از سوي امام زمان عليه السلام نيابت عامه دارند
نيابت عامه اين است كه امام
شرايط و ضوابطي
كلي را بيان كند تا در طول زمان هر فردي كه آن ضابطه با او تطبيق كند
نايب شناخته شود و به نيابت از امام
در امر دين
و دنيا مرجع مردم باشد. امامان معصوم به ويژه حضرت حجه بن الحسن المهدي ـ عجل الله تعالي فرجه ـ در روايات
متعددي اين شرايط را بيان فرموده و مسلمانان را در دوران غيبت كبري موظف كرده اند كه به واجدان شرايط مزبور رجوع
نموده و طبق دستور آنان عمل كنند.
اسحق بن يعقوب مي گويد : از محمدبن عثمان (دومين نايب خاص حضرت مهدي عليه السلام خواستم نامه ام را به
پيشگاه امام برساند
در آن نامه مسائل مشكلي كه داشتم پرسيده بودم . امام با خط خود جواب نوشته بود. از جمله
سئوالاتم اين بود كه در پيشامدها در عصر غيبت به چه كسي مراجعه كنم در پاسخ اين سئوال فرموده بود :
« و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله » .
و اما در حوادثي كه رخ مي دهد
به راويان احاديث ما مراجعه كنيد. آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر
آنان هستم . با آنكه اسحاق بن يعقوب در اين نامه در مورد وظيفه خود سئوال كرده ولي امام به صورت عمومي پاسخ
داده و وظيفه ي همه ي شيعيان را معين نموده است 5.
در حال حاضر كه نظام مقدس جمهوري اسلامي با مجاهدتهاي رهبر كبير انقلابمان حضرت امام خميني (ره ) و
خونهاي پاك هزاران شهيد در كشورمان برقرار مي باشد زمينه ي بسيار مساعدي فراهم گرديده است تا جامعه حول محور
قرآن وعترت به نورانيت بگرايد. همه ي مراكزي كه به نوعي در تعليم و تربيت افراد سهم دارند برنامه هايشان براساس
عقل و نقل كه دوبال دين مي باشند تدوين گردد. بهترين زمانها و ارزشمندترين مكانها به بحث پيرامون كتاب خدا و
روايات معصومين اختصاص يابد. يقينا روز جمعه جزو بهترين زمانها و مصلي هاي نمازجمعه جزو بهترين مكانها
بشمار مي روند.
حضرت امام خميني (ره ) در اهميت نمازجمعه فرموده اند : 6
« نماز جمعه و دو خطبه ي آن
مانند حج و نماز عيد فطر و قربان
از مراسم بزرگ مسلمانان است ولي متاسفانه
مسلمانان از وظايف مهم سياسي اين عبادت
غافل و ناآگاهند
در صورتي كه انسان با اندك مطالعه و دقت در احكام
كشوري
سياسي
اجتماعي و اقتصادي اسلام درمي يابد كه اسلام دين سياست است و كسي كه دين را از سياست جدا
مي داند ناداني است كه نه اسلام را مي شناسد و نه سياست را »
چندي است كه حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني خطبه ي اول نمازجمعه تهران را به تفسير قرآن و حضرت
آيت الله جوادي آملي در قم به شرح خطبه هاي نهج البلاغه اختصاص داده اند. مسلما اين حركت مترقيانه دو فقيه و عالم
وارسته آثار و بركات فراواني را نصيب جوامع اسلامي
بلكه جوامع بشري خواهد نمود و پاسخي خواهد بود به نداي
رهبر معظم انقلابمان حضرت آيت الله خامنه اي مدظله العالي در باب توليد علم در كشور.
اميد آن مي رود كه همه ي مراكز دخيل در رشد و تعالي افراد جامعه از اين سرمايه هاي ارزشمند و نعمت هاي
خداوندي كه از شاگردان حضرت امام خميني (ره ) بشمار مي روند نهايت بهره را ببرند.
منابع :
1 ـ قرآن
2 ـ ادب فناي مقربان (شرح زيارت جامعه كبيره ) آيت الله جوادي آملي ـ مركز نشر اسرا ديماه 1382 قم جلد 2 ص
144
3 ـ ادب فناي مقربان آيه الله جوادي آملي ـ مركز نشر اسرا دي 1382 قم ج 1 ص 145
4 ـ ادب فناي مقربان آيه الله جوادي آملي ـ مركز نشر اسرا اسفند 83 قم ج 3 ص 53
5 ـ سيره پيشوايان ـ مهدي پيشوايي انتشارات موسسه امام صادق (ع ) زمستان 79 ص 690
6 ـ آموزش فقه محمدحسين فلاح زاده انتشارات الهادي بهار 77 ص 217
تهيه و تنظيم : سيدعلي صفوي

*****
فقيه بزرگ و عالم برجسته
|

به مناسبت سالروز رحلت مرجع بزرگ تشيع
آيت الله العظمي اراكي
شيخ الفقها و المجتهدين
مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ محمدعلي اراكي قدس سره الشريف در سال 1312 هجري قمري در
اراك در بيت مرحوم حجه الاسلام آقاي حاج ميرزا آقاي فراهاني كه از علماي باتقوا و از عباد اراك بود ديده به جهان گشود. تحصيلات
خويش را در همان شهر آغاز كرد
و از محضر بزرگاني همچون آيه الله شيخ محمدسلطان العلما و مرحوم حجه الاسلام حاج شيخ جعفر
شيشي بهره برد . در سال 1332 كه مرحوم آيه الله العظمي حائري در اراك اقدام به تاسيس حوزه علميه نمود
در حوزه درسي ايشان وارد
و مدت 8 سال در درس خارج فقه و اصول آن مرحوم شركت كرد . و اين درسها را با آيه الله سيدمحمد تقي خوانساري و آيه الله
سيداحمد خوانساري (كه در همين دروس حاضر مي شدند) مباحثه مي كردند.
در سال 1340 كه مرحوم آيه الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي از اراك به قم هجرت نمود و حوزه علميه قم را تاسيس
فرمود ايشان نيز در معيت مرحوم آيه الله حائري به قم مهاجرت فرمود و مجددا به حلقه درسي مرحوم آيه الله حاج شيخ عبدالكريم
حائري يزدي پيوست و تا آخر عمر آن بزرگوار از محضر ايشان به مدت 23 سال استفاده هاي فراوان برد و به مراحل عاليه اجتهاد نائل
شد.
با اين همه پس از ارتحال مرحوم حاج شيخ
در درس داماد محترم و شريك بحث خود
مرحوم آيه الله سيدمحمدتقي خوانساري
به
عنوان تجليل از مقامات معنوي ايشان شركت مي كرد ايشان از اسبقين شاگردان و از تلامذه قبل و بعد از هجرت و مورد عنايت خاص آن
استاد عظيم الشان بودند.
از صفات ممتاز و چشمگير ايشان شركت در درس شريك بحث و هم مباحثه خود بود كه از نظر مراتب علمي هم رتبه بوده اند اين
تواضع در مقابل آيت الله خوانساري به خاطر عشق به آل محمد و ملكات و صفات نفساني و برازنده و خصوصيات معنوي آن مرحوم
بود
مرد مجاهدي كه مقداري از عمر خود را طبق وظيفه شرعي در جبهه جنگ گذرانيد و مدتي در اسارت بسر برد. آن مرحوم
تا آيه الله
خوانساري در قيد حيات بودند
به احترام ايشان شروع به تدريس نكردند. نتيجه مباحثات طولاني و دقيق آن دو بزرگوار حاشيه اي است
بر عروه كه مشتركا نوشته اند و در موارد اختلاف نظر حكم به احتياط مي كردند تا نظر هر دو رعايت شده باشد.
حوزه درسي آيت الله العظمي اراكي
مرحوم آيت الله العظمي اراكي پس از فوت آن مجاهد بزرگ
حوزه درسي تشكيل داد
و درسش محل تجمع فضلا و علماي حوزه
گرديد. از خصوصيات بارز مجلس درس ايشان اين بود كه حتي المقدور از تكرار و اطناب
اجتناب مي ورزيد و معتقد بود طلبه بايد قبل
از حضور در مجلس درس
مواضع اشكال را مطالعه و مباحثه نموده
سپس در بحث حاضر شود به همين جهت مجلس بحث ايشان
براي افراد مبتدي سنگين و غيرقابل هضم بود و براي مجتهدين زحمت كشيده بسيار سودمند
لذا بحث ايشان را خارج خارج خوانده اند
به اين معنا كه افرادي كه چند سال در درس خارج شركت كرده و به مراتب بالايي از علم نائل شده بودند
از محضر درس ايشان بهره وافي
مي بردند. غامض ترين مسائل مشكل علمي را با بياني شيوا
به سهولت تفهيم مي كردند.
بعد از فوت مرحوم خوانساري مبحث خارج نكاح ايشان را ادامه دادند و سپس مكاسب محرمه
دو دوره بيع و خيارات
طهارت
اجاره
و در آخر حج را مورد بحث و مداقه قرار دادند. و مجددا كتاب النكاح را در مدرسه فيضيه تدريس فرمودند
علاوه بر اين سه دوره
اصول را نيز عصرها در مدرسه فيضيه تدريس مي فرمودند.
شيوه تدريس
شاگردپروري
تشويق به اشكال و استفهام
حل مشكلات علمي شاگردان با كمال تواضع هميشه از نكات بارز درس ايشان بود ايشان
همواره در برخورد با شاگردان و سئوال كنندگان
مردي بسيار متواضع و خليق بود به طوريكه
هر كس در هر شرايطي مشكلات علمي
خود را حتي در سطح بسيار پائين با ايشان در ميان مي گذاشت و ايشان با روي باز پاسخ مي گفت . در اين شيوه از استاد خود تبعيت
مي كرده كه گويند : « در سر درس كسي در مباحثه زياد اصرار مي ورزيد و با او جر و بحث مي كرد. شخصي با پرخاش آن طلبه را
مي خواست ساكت كند كه در مقابل استاد اين قدر پر حرفي نكند
استاد رو به اشكال كننده كرد و فرمود : من بنا داشتم در منزل بنشينم و
عروه را تكميل كنم ولي ديدم رفع يك شبهه از ذهن يك طلبه
ارزشش بيشتر است . به همين جهت مي گفت اگر تا صبح با من بحث كني
حاضرم و جواب مي دهم » . رفع شبهه از ذهن هر كس را وظيفه خود مي دانست و با بيانات كافي و شافي تا مطلب را براي طرف عيان
نمي كرد آرام نمي شد و هر گاه احساس مي كرد طلبه در مقابل فهم مطلب است چنين بود.
انصاف در بحث داشت ! به طوريكه مكرر مي شد از آنچه گفته بود و بر آن اصرار مي ورزيد
از آن با كمال راحتي برمي گشت و مي گفت
حق با فلان آقا است .
در نقل مطالب علمي و نظرات غامض و مشكل
هر گاه مطلب از خود او نبود
براي اداي حقوق صاحب آن نظريه
اسم او را با آداب
و القاب ذكر مي كرد. مطالب غامض علمي را بدون اطناب ممل و ايجاز مخل
با بياني شيوا براحتي تفهيم مي كرد.
از مشخصات روحي ايشان بي اعتنايي به زرق و برق دنيا و امور مالي بود. مرحوم آيت الله سيدمحمد تقي خوانساري درباره ايشان
گفته است : « ... كوه طلا و خاكستر در نظرش يكسان است . شش دانگ حواسش در امر تحصيل و مطالعه و بحث است . ايشان ـ الحق از
مصاديق بارز و من يذكر كم الله رويته و يزيدكم في العلم منطقه هستند. حافظه غريبي دارد كه فكر مي كنم در اثر انس بامطالعه و تدبر و
تفكر در قرآن است ! به طوريكه خود از ميرزاي شيرازي بزرگ به واسطه نقل مي كند (كه سيره مستمره مرحوم شيرازي اين بود كه هر روز
صبح يك حزب را چند آيه از قرآن را با تدبر با خود مي خواند)... »
ايشان در دوران كهولت و ضعف
مطالعه و تدبر در قرآن را ادامه مي داد. انس غريبي با قرآن و تفسير جوامع الجامع داشت و از آن
نكات بسياري استنباط مي كرد. چند جز اول قرآن را حفظ بود در ماه يك ختم قرآن مي خواند
بجز ماه رمضان كه سه بار قرآن را ختم
مي كرد. نكات اخلاقي و اعتقادي كه از آيات قرآن استنباط مي كرد در جلسات
براي حضار كه به خدمتش مي رسيدند بيان مي كرد كه
بسيار دقيق و قابل تامل بود.
مجلس انس ايشان بسيار شيرين وجذاب بود و هر شنونده اي را مجذوب مي ساخت .
ايشان گنجينه اي گرانبها از مجموع قضايا و قصص پندآميز در سينه داشت كه آنها را با جزئيات تمام در خاطر داشت و چه بسا در
ضمن نقل
منقلب شده و اشك مي ريختند.
تاليفات
اين مرد بزرگ كه وجودش يكي از نعمتهاي مغتنم الهي است در طول بيش از سه ربع قرن (75 سال ) تحصيل و تدريس آثار بسياري
را اعم از تاليف و تقرير بر جاي نهاده است
كه عبارتند از :
1 ـ تقريرات بحث مرحوم آيت الله سلطان العلما
2 ـ تقريرات فقه آيت الله العظمي حايري
شامل : الف ـ طهارت ـ ب ـ ارث
3 ـ تقريرات اصول آيت الله العظمي حايري (سه دوره )
4 ـ رساله في الاجتهاد و التقليد (تقرير بحث مرحوم حايري ) ـ در ضمن « درالفوائد » استادش به چاپ رسيده است .
5 ـ رساله في الولايه (تقرير بحث مرحوم آيت الله حايري ) ـ در جلد اول « القرآن و العقل » به چاپ رسيده است .
6 ـ رساله استفتائات
7 ـ حاشيه بر عروه الوثقي
8 ـ توضيح المسائل
9 ـ مناسك حج
10 ـ حاشيه بر دررالاصول مرحوم آيت الله حايري
11 ـ المكاسب المحرمه
12 ـ كتاب الخيارات
13 ـ رسالتان في الارث و نفقه الزوجه (از شماره 4 تا 13 همه به چاپ رسيده اند)
14 ـ كتاب البيع
15 ـ كتاب النكاح و الطلاق
16 ـ شرح مفصل عروه الوثقي باب طهارت
17 ـ كتاب الطهاره تقرير بر بحث آيت الله العظمي سيدمحمدتقي خوانساري
سرانجام اين فقيه بزرگ و عالم برجسته دين پس از سالها تلاش در راه خدا و عزت مسلمين
در هشتم آذر 1373 دارفاني وداع كرده
به سوي ملكوت اعلي پركشيدند.

| |