نگاهي موشكافانه به عمليات طريق القدس
درست يكسال و دوماه و نه روز پس از آغاز جنگ تحميلي
در تاريخ هشتم آذر ماه سال 1360
عمليات طريق القدس به منظور وارد
كردن ضربه ي اساسي دوم به دشمن متجاوز
آغاز شد . ضربه ي اول در تاريخ 5 مهرماه سال 1360 به ارتش بعثي صدام وارد شد كه بر اثر
آن قواي متجاوز بعثي از مواضع خود در شمال شهر آبادان به شرق رودخانه ي كارون رانده شدند و جاده آبادان به اهواز و نيز جاده آبادان
به ماهشهر باز گرديد. تجربه ي عمليات ثامن الائمه كه قواي اسلام طي آن موفق شدند به محاصره ي شهر آبادان خاتمه دهند
روحيه ي
اميد به پيروزي را در بين رزمندگان اسلام پديد آورد. پس از عمليات شكست حصر آبادان
بلافاصله همه ي سلحشوران سپاه اسلام راهي
منطقه ي « بستان » شدند تا بتوانند اين شهر و هفتاد روستاي بين سوسنگرد تا بستان و اطراف منطقه ي چزابه را از دست دشمن خارج
نمايند و خود را به بخشي از مرز بين المللي برسانند.
در آن زمان
منطقه ي عملياتي طريق القدس به اندازه ي فضاي نبرد شكست حصر آبادان براي مردم ايران شناخته شده نبود. زيرا
جغرافياي اين منطقه ي عملياتي به اندازه ي كافي براي عموم مردم ايران شناخته شده نبود
ولي عظمت اين عمليات و وسعت بزرگ آن
بيانگر حماسه ي بزرگي بود كه رزمندگان اسلام در سال دوم جنگ
آفريدند.
با توجه به اينكه در آن ايام دولت عربستان در پي برگزاري كنفرانس « فاس » به منظور حمايت از اسرائيل و تضعيف عملي فلسطينيان
بود و از سوي ديگر احتمال تعقيب دشمن در جريان اين عمليات در خاك عراق نيز وجود داشت
بنابراين
اسم اين عمليات به گونه اي
انتخاب گرديد تا مورد حمايت همه ي مسلمانان باشد و انگيزه ي ايران از جنگيدن براي بيرون راندن متجاوز از خاك كشور
به عنوان
درگيري بين دو كشور و امت مسلمان تلقي نگردد. با توجه به اين نكات اسم اين عمليات « طريق القدس » ناميده شد.
محدوده ي منطقه ي عمليات
موقعيت منطقه مورد نظر براي اجراي عمليات طريق القدس
محدوده ي بين اراضي شمال غربي شهر اهواز محدود به ارتفاعات
« الله اكبر » و ارتفاعات « ميش داغ » و « تپه هاي رملي (شني ) » در شمال
و از سمت جنوب « رودخانه نيسان » و « شهر هويزه » و از سمت
شرق به « شهر سوسنگرد » و از سمت غرب به « هورالهويزه » و « تنگه چزابه » و « مرزهاي بين المللي » محدود مي شود.
وسعت اين منطقه حدود دوبرابر منطقه ي عملياتي ثامن الائمه (ع ) يعني در حدود 400 كيلومتر مربع بود . در واقع جغرافياي زمين
منطقه ي مورد نظر براي انجام عمليات به گونه اي آرايش يافته بود كه از شمال به تپه هاي رملي يا شن هاي روان
از غرب به باتلاق و
آبگرفتگي و سرزمين عراق و از جنوب به رودخانه ي نيسان متكي بود و بنابراين فقط در شرق اين منطقه
قواي رزمنده ي اسلام حضور
داشتند.
چگونگي انتخاب منطقه ي عمليات
قبل و پس از عمليات ثامن الائمه
بحث هاي زيادي بين فرماندهان سپاه و ارتش در مورد تعيين منطقه ي بعدي نبرد رزمندگان اسلام
براي بيرون راندن ارتش متجاوز از خاك كشور
صورت گرفت . به طور عمده دو نظر در آن زمان وجود داشت .
ديدگاه اول :
نظر فرمانده وقت نيروي زميني ارتش ـ تيمسار قاسمعلي ظهيرنژاد ـ اين بود كه : با توجه به حضور دشمن در 20 كيلومتري جنوب
غربي اهواز و نيز در غرب رودخانه كرخه
چنانچه عملياتي در منطقه ي بستان صورت گيرد
ارتش دشمن مي تواند با اتخاذ تاكتيكي
تهاجمي
جاده اهواز ـ انديمشك و خود شهر اهواز را تهديد كند و در جناح شمالي منطقه عمليات استقرار يافته عقبه ي نيروهاي تك
كننده را تهديد نمايد. بنابراين پيشنهاد ايشان
انجام تك در منطقه ي عمومي دزفول و در غرب رودخانه كرخه بود. همچنين برخي ديگر
از فرماندهان معتقد بودند كه چنانچه رزمندگان اسلام از منطقه ي سوسنگرد به سمت مرز بين دو كشور
پيشروي نمايند. موجب « جناح
دادن » به قواي دشمن خواهد شد.
ديدگاه دوم :
از سوي ديگر فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي معتقد بودند كه :
1 ـ با توجه به مقاومت نيروهاي رزمنده در برابر تهاجم دشمن و زمينگير شدن ارتش بعثي در سراسر جبهه ها و همچنين اقدام ايران
به شكستن حصر آبادان
دشمن انگيزه ي آفند جديد و تهاجم بيشتر را براي گرفتن سرزمين هاي ديگر از ايران ندارد.
2 ـ دشمن قادر به عبور از رودخانه ي كرخه و بستن جاده ي اهوازـ انديمشك نيست
زيرا اگر مي توانست پيش از اين و در شرايطي كه
ارتش بعثي به پيشروي هاي پي در پي خود در خاك ايران ادامه مي داد
براي اين منظور اقدام مي كرد.
3 ـ با توجه به روحيه ي ضعيف فرماندهي ارتش بعثي
دشمن قادر به انجام تهاجمي جديد و موثر براي تهديد جناح راست عمليات
و يا عقبه ي نيروهاي خود نيست . زيرا لازمه ي اين امر
خروج از مواضع پدافندي و تحمل تلفات بسيار است .
4 ـ روحيه دشمن در اين شرايط
دفاعي بوده و راهبرد وي پدافند در سراسر جبهه ها به منظور حفظ اراضي اشغال شده ايران است .
پس از انتخاب « سرهنگ علي صياد شيرازي » به فرماندهي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي و اطميناني كه وي از نظرات
فرماندهان سپاه داشت
او نظرات سپاه را در مورد منطقه ي عملياتي مورد تاييد قرار داد و بنابراين ارتش و سپاه تصميم گرفتند كه
عمليات مشترك خود را براي بيرون راندن دشمن از بخشي ديگر از سرزمين هاي ايران در منطقه ي بستان انجام دهند. لازم به ذكر است در
آن ايام تيمسار ظهيرنژاد از سوي حضرت امام خميني (ره ) به رياست ستاد ارتش جمهوري اسلامي ايران برگزيده شدند.
دلايل انتخاب منطقه ي عملياتي بستان
عمده ترين دليل انتخاب اين منطقه براي انجام دومين نبرد بزرگ جمهوري اسلامي ايران عليه ارتش صدام
تناسب زمين و وسعت
اين منطقه ي عملياتي با توان رزمي وجود رزمندگان اسلام در آن دوره ي زماني بوده است . اين مسئله پس از شناسايي هاي مستمر كه از
ماه ها قبل بر روي اين منطقه در حال انجام بود
مشخص شد. برنامه ريزان نبرد
به دنبال ناحيه اي از حضور قواي دشمن مي گشتند كه
بتوانند با حمله به آن
دست به عملياتي با يك موفقيت و پيروزي قطعي بزنند و پس از بيرون راندن دشمن از سرزمين ايران در آن ناحيه
بتوانند با كمك عوارض و موانع طبيعي زمين موردنظر
سرزمين تصرف شده را حفظ نموده و دشمن را از بازپس گيري آن
مايوس
نمايند. بنابراين شرايط جغرافيايي اين منطقه
مي توانست پس از تصرف آن
طول خط پدافندي قواي اسلام را كاهش داده و خط جديد
دفاعي مناسب تري را به وجود آورد.
با توجه به نكات فوق و بحث هاي زيادي كه در آن دوران
بين فرماندهان سپاه و ارتش صورت گرفت
در نهايت انجام عمليات در
اين منطقه به تصويب شوراي عالي دفاع رسيد.
از سوي ديگر مهمترين عنصر كليدي براي موفقيت در اين عمليات
رسيدن فوري به تنگه ي چزابه در حوالي مرز بين المللي بود كه
عمده ترين عقبه ي دشمن و مهمترين خط مواصلاتي ارتش بعثي در اين محدوده به حساب مي آمد. تنگه ي چزابه نقطه ي ورودي ارتش
بعثي به خاك ايران بود. با توجه به شناسايي هاي انجام شده
درباره ي نحوه ي استقرار واحدهاي دشمن
مشخص شد كه اين هدف مهم
« دست يافتني » است .
از طرفي
شرايط جغرافيايي اين منطقه به گونه اي بود كه پس از انجام عمليات
امكان تشكيل يك خط دفاعي مناسب با تكيه بر
عوارض طبيعي زمين وجود داشت و پدافند از آن با استعداد نيروهاي كمتري نسبت به آرايش نيروهاي خودي در قبل از انجام عمليات
امكان پذير مي نمود.
با توجه به نكات فوق
چنانچه عملياتي در اين منطقه صورت مي گرفت نتايج زير نيز حاصل مي شد :
1 ـ بين سپاه سوم و چهارم و نيروهاي رزمي دشمن در شمال و جنوب خوزستان شكاف و فاصله ايجاد مي شد . بنابر اين پشتيباني
متقابل نيروهاي مستقر دشمن در شمال اين منطقه و نيز در جنوب جبهه از يكديگر
در زمان حمله ي نيروهاي اسلام به آنها امكانپذير
نبود و اين امر به تفكيك قواي دشمن منجر به موجب ضعف تاكتيكي آنها مي گردد.
2 ـ باتوجه به نزديكي شهربستان به مرز بين المللي
حمله ي رزمندگان اسلام در اين منطقه و رسيدن آنها به كناره ي هورالعظيم و ناحيه ي
سيب در نوار مرزي دو كشور
مي توانست موجب بازتاب مهم سياسي در جهان شود.
3 ـ تهديد شهر اهواز از سوي دشمن از طريق محور جاده ي بستان ـ سوسنگرد با انجام اين عمليات
مرتفع مي شد .
مقدمات اجراي عمليات
معمولا براي انجام هر عمليات
اقداماتي به شرح زير صورت مي گرفت :
1 ـ شناسايي منطقه ي مورد نظر
2 ـ كسب اطلاعات وسيع و گسترده از استعداد و نحوه ي آرايش دشمن
3 : تشكيل سازمان رزمي مورد نياز براي انجام عمليات و برنامه ريزي براي تدارك نيروهاي رزمنده ي شركت كننده در عمليات
4 ـ طرح ريزي مانور مناسب از بين راه كارها و سناريوهاي مختلف
5 ـ انتقال يگان هاي رزمي به منطقه ي عمليات و آماده سازي آنها براي شركت در تهاجم عليه دشمن
6 ـ و در نهايت پس از انجام اقدامات فوق
اجراي عمليات در زمان مناسب
فعاليتهاي انجام شده براي شناسايي
از حدود شش ماه قبل از عمليات طريق القدس
كار شناسايي اين منطقه ي عملياتي از سوي گروهي از نيروهاي اطلاعات ـ عمليات
سپاه به سرپرستي « شهيد سيد علي حسيني » از پاسداران استان خراسان
آغاز شد. او براي شناسايي منطقه
سه ديدگاه اطلاعاتي را بر
روي رمل هاي شمال منطقه ي عملياتي و در جناح شمالي دشمن
در طول 25 كيلومتر
احداث نموده بود و با كمك نيروهاي خود به
طور مستمر نحوه ي آرايش دشمن را از خط مقدم تا عمق مواضع ارتش بعثي
مورد شناسايي مرتب قرار مي داد او با استفاده از چند
دستگاه موتور سيكلت و دو راس قاطر و نيز بااستفاده از نقشه هاي نظامي منطقه و همچنين تعدادي قطب نما و تجهيزات انفرادي
كارشناسايي اين منطقه تا تنگه ي چزابه را زير نظر ستاد عمليات جنوب كه به نام « پايگاه منتظران شهادت » خوانده مي شد و در محل
ساختمان گلف كه در نزديكي ميدان چهار شير اهواز قرار داشت
انجام ميداد. البته شناسايي هاي دقيق تر براي طرح ريزي عمليات از
حدود دو ماه قبل از انجام عمليات يعني از اواخر شهريور ماه 1360 انجام مي شد . « شهيد حسن باقري » كه در آن زمان مسئوليت
اطلاعات ـ عمليات سپاه را در جبهه هاي جنوب بر عهده داشت خواسته ها و نيازمندي هاي اطلاعاتي مورد نياز براي طرح ريزي عمليات
طريق القدس را براي شهيد سيد علي حسيني
مشخص نمود. قرار بود تا عمليات رزمندگان اسلام با استفاده از تاريخي شب صورت
بگيرد تا در اين شرايط از قدرت زرهي دشمن كاسته و بر قدرت نيروهاي رزمي پياده ي خودي
در شرايط كاهش ديد دشمن بر چگونگي
حركت آنها در شب عمليات
افزوده شود. بنابر اين كسب اطلاعاتي از موارد ذيل براي طرح ريزي عمليات ضروري مي نمود :
1 ـ وضعيت آرايش
مواضع و سنگرهاي نيروهاي دشمن در خط مقدم و ساير خطوط پدافندي
2 ـ بررسي انجام عمليات در تاريكي محض و يا در روشنايي نور ماه
3 ـ تعيين وضعيت نور ماه و مهتاب در شب هاي مورد نظر براي اجراي عمليات
4 ـ نحوه ي فعاليت نيروهاي دشمن در شب و روز
5 ـ چگونگي تردد واحدهاي دشمن به خط مقدم و نحوه ي تدارك آنها
6 ـ وضعيت استقرار تيربارهاي دشمن در خط مقدم و چگونگي اجراي آتش آنها در شب و روز عليه مواضع خودي
7 ـ تعداد منورهايي كه دشمن در هرشب شليك مي كند و مشخص كردن فضاهايي را كه براثر پرتاب منورها
روشن مي نمايد .
8 ـ بررسي روحيه فرماندهان ارتش بعثي مستقر در منطقه ي مورد نظر
9 ـ شناسايي فرماندهان گردان ها و تيپ هاي دشمن كه در منطقه مستقر هستند .
10 ـ استعداد دقيق گردانها و تيپ ها و سازمان زرهي دشمن در منطقه مورد نظر
11 ـ بررسي خطوط مواصلاتي دشمن و چگونگي استفاده از آنها براي دسترسي به جبهه هاي مختلف
12 ـ بررسي تعداد و كيفيت جاده هاي عقبه ي دشمن
13 ـ بررسي امكان تردد نيروهاي پياده خودي در رمل ها و اينكه صداي پاي حركت هر رزمنده تا چند متري شنيده ميشود .
14 ـ بررسي اينكه ميزان صداي تردد خودروها
تانك ها و نفربرها
در منطقه رملي
هر يك به صورت جداگانه تا كجا شنيده ميشود
15 ـ بررسي اينكه اگر كسي در رمل ها گم شود
چگونه مي تواند خود را نجات دهد .
16 ـ اگر نيروهاي شناسايي در حين ماموريت خود
اسير شدند چه پاسخ هايي را بهتر است به بازجويان دشمن بدهند تا دشمن به اهداف
آنها پي نبرد.
17 ـ مشخص نمودن محل استقرار هر يك از گردان هاي دشمن در منطقه ي عملياتي و تعيين دقيق محدوده ي ماموريت هر كدام از آنها
18 ـ بررسي اينكه يگان هاي احتياط دشمن كدام است و در كجا استقرار دارند و چه ماموريتي براي هر يك از آنها در نظر گرفته شده
است
19 ـ راه كارهاي حمله به دشمن چند تاست كدام موفقتر است و چرا
20 ـ چگونه مي توان در مرحله ي اول عمليات به تنگه ي چزابه كه يكي از عقبه ي مهم دشمن است رسيد
براساس دستور العمل فوق
كارشناسايي ها و نيز كسب اطلاعات براي طرح ريزي عمليات تا پايان آبان ماه سال 1360 به پايان
رسيد.
يكي از موارد مورد نياز
شناسايي وضع جغرافيايي زمين مورد نظر و عوارض طبيعي موجد در آن بود تا مشخص شود كه شرايط
طبيعي زمين چه محدوديت ها و مشكلاتي را براي نيروهاي خودي و دشمن به هنگام نبرد
ايجاد مي كند. در اين منطقه چهار رودخانه ي
كرخه
سابله
نيسان و كرخه كور و جود داشت كه همگي از حوالي سوسنگرد و حميديه به سمت هورالهويزه امتداد داشتند. نهرهاي
ديگر هم مثل نهر رمين و نهر آل عباس وجود داشت كه از اين رودخانه ها منشعب مي شدند. پل هاي موجود بر اين رودخانه ها مثل پل
سابله
اهميت زيادي هم براي دشمن و هم براي نيروهاي خودي داشت . جاده اي نيز از سوي دشمن
به اسم جاده ي تعاون در غرب شهر
بستان و در بين باتلاق هاي هور
به سمت تنگه ي چزابه احداث شده بود تا بتواند تردد واحدهاي ارتش بعثي را آسان تر نمايد. اين جاده
كه خاكي و عريض و بلند بود از تنگه ي چزابه عبور و تا منطقه ي شيب در عراق امتداد مي يافت و پس از عبور از حلفائيه به شهر العماره
مركز استان ميان عراق مي رسيد و ارتباط سپاه سوم و سپاه چهارم ارتش بعثي عراق را با هم برقرار مي كرد. بين جاده ي خاكي تعاون و
جاده ي آسفالته ي چزابه
آبگرفتگي هور و منطقه اي باتلاقي و نيزار وجود داشت . جاده ي آسفالته ي بستان ـ چزابه كه حدود پانزده
كيلومتر طول داشت و از منطقه ي سوبله به دو راه تقسيم مي شد
تنها راه مواصلاتي قواي دشمن بود. يكي از اين دو راه به سمت فكه و
ديگري به سوي منطقه ي شيب امتداد مي يافت . شمال جاده ي آسفالته ي چزابه تپه هاي رملي قرار داشت و آبگرفتگي در اينجا مشاهده
نمي شد.
گاهي اوقات در مسير شناسايي ها
اقدامات مهمي نيز صورت مي گرفت
از جمله براي آشنايي ساير رزمندگان با برخي از
توانايي هاي دشمن
تلاش مي شد تا علاوه بر ترسيم وضعيت و نحوه آرايش دشمن
بر روي كالك
بعضي از جنگ افزارها و ابزارهاي
وي نيز جمع آوري و به قرارگاه مركزي عمليات منتقل گردد. براي مثال
در هنگام بررسي وضعيت ميدان مين دشمن
روزي برادر سيد
علي حسيني توانسته بود با كمك برخي از افراد اطلاعات عمليات
تعدادي از چاشني هاي ميدان مين چزابه را كه دشمن در سه رديف كار
گذاشته بود با خود به عقب بياورد تا به صورت عيني نوع تجهيزاتي را كه دشمن براي ايجاد موانع در جلوي خطوط اول خود به كار
مي برد را به كساني كه ماموريت پاكسازي ميدان هاي مين را برعهده داشتند نشان دهد.
چگونگي آرايش دشمن
اين منطقه تحت مسئوليت سپاه سوم ارتش بعثي عراق قرار داشت . با استفاده از شناسايي هاي انجام شده از وضعيت گسترش
نيروهاي دشمن و نيز با كمك استفاده از عكس هوايي و نقشه هاي طبيعي منطقه ي بستان
آخرين وضعيت و نحوه ي تشكيل خط
پدافندي دشمن به شرح زير مشخص گرديد :
خط مقدم دفاعي دشمن از خاكريزي به طول حدود 21 كيلومتر تشكيل مي شد كه راس شمالي آن از تپه هاي رملي شمال شهر بستان
آغاز و به رودخانه ي نيسان در جنوب منطقه ي عملياتي منتهي مي گرديد. در شمال رودخانه ي كرخه
خط دفاعي دشمن از حوالي
« روستاي جابر حمدان » در يك خط مستقيم رو به شمال تا تپه ماهورهاي رملي و غيرقابل عبور در « دامنه هاي كوه ميشداغ » متشكل از
يك خاكريز بلند به ارتفاع حدود دو و نيم متر و عرض بيش از 3 متر
با خاك كاملا كوبيده و محكم
احداث گرديده بود . در سراسر اين
خط
با استفاده از كيسه هاي شني
الوار
تيرآهن و ورقه هاي فلزي
سنگرهاي جنگ افزار انفرادي و اجتماعي
پناهگاه براي نفرات و به
فاصله ي هر صد متر يك سكوي آتش براي تانك يا نفربرهاي حامل موشك ماليوتكا ساخته شده بود. اين خاكريز از سمت جنوب به
رود كرخه و از سمت شمال به زمين هاي رملي با يك زاويه ي تقريبا هفتاد درجه به سمت غرب مي پيچيد و حدود 2
5 الي 3 كيلومتر
ديگر در امتداد دامنه هاي تپه هاي رملي ادامه داشت . اين بخش براي تامين هر چه بهتر پهلوي شمالي خط دفاعي دشمن
ايجاد شده بود.
اين خاكريز به دليل شكل ويژه اش به « خاكريز عصا شكل » معروف شده بود. در پشت اين خاكريز كه تا شهر بستان در حدود بيست
كيلومتر فاصله داشت
يگان هاي پياده و مكانيزه دشمن استقرار داشتند. اين يگان ها به انواع جنگ افزارهاي ضد زره مجهز بودند و
استعداد آنها از يك تيپ تقويت شده
بيشتر بود. ارتش بعثي عراق در فاصله ميان اين خاكريز تا شهر بستان
خاكريزهاي عرضي و طولي
متعددي را كه به صورت مواضع پدافندي آرايش يافته بودند ايجاد كرده بود
تا بتواند هرگونه رخنه و نفوذي را به اين منطقه
چه از شرق
به غرب و چه از شمال به جنوب
كنترل و خنثي نمايد
اما جهت اصلي مواضع پدافندي دشمن
متوجه شرق بود. در جلوي اين
خاكريز
يك ميدان مين به عرض دويست متر نيز ايجاد كرده بود كه در آن
مين هاي ضد نفر
مين هاي تله اي
مين هاي جهنده
مين هاي
والمري
مين هاي ضد تانك و مين هاي منور به كار رفته بود. در جلوي اين ميدان مين منظم
ميدان مين نامنظمي نيز به پهناي صد متر
ايجاد شده بود. كل فضاي اين ميدان هاي مين با تيربارهاي مستقر در خاكريز عصا شكل و جنگ افزارهاي سبك و چند رديف سيم
خاردار پوشش يافته بود.
مواضع اصلي پدافندي بعثي عراق
در جنوب كرخه تا رود نيسان در امتداد همان خاكريز عصا شكل
با همان ويژگي ها و مشخصات
و مستحكم تر از آن احداث شده بود. اين خاكريز كه به كناره نهر « عبيد » متكي بود به طول چهارده الي پانزده كيلومتر به سمت جنوب تا
رودخانه نيسان امتداد داشت و در پشت آن
خاكريزها و مواضع متعددي براي سازماندهي پدافند در عمق
ساخته شده بود. خط دفاعي
ارتش بعثي در جنوب رودخانه ي نيسان
از محلي به نام « پل الوان » و « شيخ خزعل » شروع مي شد و به « مگاسيس » و از آنجا به جلوي
« روستاي دهلاويه » و « نهر عبيد » و به صورت هلالي به طرف « تپه هاي الله اكبر » و از آنجا به طرف « تپه ي سبز » مي رفت و در امتداد
رمل ها تا « تنگه ي چزابه » ادامه داشت . ارتش بعثي در كنار نهر عبيد
خاكريزي احداث نكرده بود ولي سيم خاردارهايي را به صورت توري
مشبك با فاصله ي 50 سانتيمتر از سطح زمين
نصب كرده بود كه در صورت عبور رزمندگان پياده از آنها پايشان در اين تورها گير مي كرد
و همچنين دشمن مي توانست از آتش تيربار عليه آنها استفاده نمايد. پس از اين شبكه ي سيم خاردار توري مشبك
دشمن ميدان مين
وسيعي نيز ايجاد كرده بود. مواضع جنوب رودخانه ي كرخه توسط چهار تيپ پياده مكانيزه و زرهي دشمن و آتش دست كم چهار گردان
توپخانه كه با دو تيپ زرهي و مكانيزه ديگر تقويت مي شدند پدافند مي گرديد.
سازمان دهي عملياتي نيروهاي سپاه
با بررسي هاي به عمل آمده
مشخص گرديد كه براي انجام اين عمليات نياز به حدود 35 گردان نيروي رزمنده مي باشد كه عمده ي
آنها بايستي از سوي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تامين گردد. بنابر اين سپاه كه در آن زمان در پي تشكيل نوعي سازمان دهي نوين براي
جنگيدن با دشمن بود
توانست براي انجام اين عمليات
اولين تيپ هاي رزمي خود را تشكيل دهد. براين اساس چهار تيپ به شرح ذيل
تشكيل شدند :
الف ـ تيپ 25 كربلا به فرماندهي برادر مرتضي قرباني
لازم به ذكر است رزمندگاني كه با شهيد چمران در زمان حيات ايشان در جبهه حضور داشتند
پس از شهادت وي به تيپ كربلاي
سپاه پيوستند و تعدادي از آنها در گردان « شهيد عرب » سازماندهي شدند.
ب ـ تيپ 14 امام حسين (ع ) به فرماندهي برادر حسين خرازي
ج ـ تيپ امام سجاد(ع )
د ـ تيپ 31 عاشورا
با اين تدبير
سازمانهاي جديدي به عنوان امكاني براي پذيرفتن تعداد بيشتري از داوطلب هاي بسيجي به وجود آمد كه مي توانست
حضور بيشتر مردم را در جبهه هاي جنگ
پذيرا باشد. بنابراين در اين هنگام
توان رزمي قواي ايران به بيش از دو برابر افزايش يافت .
همچنين در طرح توسعه ي سازمان رزمي سپاه
واحد اطلاعات و عمليات در ستاد عملياتي جنوب به منظور انجام شناسايي هاي دقيق تر
از دشمن
تقويت گرديد و همچنين واحدهاي تخريب براي عبور از موانع و استحكامات دشمن سازماندهي شد. مخابرات يگان ها براي
برقراري ارتباطات مطمئن
تقويت گرديد و واحد ادوات نيز براي داشتن حداقل آتش پشتيباني برد كوتاه با سازماندهي خمپاره هاي
موجود
تشكيل شد. همچنين سيستم شنود
به منظور اطلاع از مكالمات بي سيمي دشمن و كسب اخبار لحظه اي از فعل و انفعالات
دشمن در صحنه ي درگيري
در قرارگاه مركزي عمليات كه به نام « قرارگاه كربلا » خوانده مي شد
فعال گرديد. يگان زرهي سپاه نيز با
استفاده از تجهيزات زرهي غنيمتي از تيپ 8 مكانيزه ي ارتش بعثي در عمليات ثامن الائمه
از سوي برادر فتح الله جعفري سازماندهي
گرديد.
تعيين راهبرد عملياتي
با توجه به اينكه از حدود سه ماه قبل
فرمانده جديد سپاه
مشغول به كار شده بود
وي براي چگونگي جنگيدن با دشمن
تصميم
گرفت تا اقدامات همه جانبه اي را در دستور كار خود قرار دهد و مسير مشخصي را براي نبرد با دشمن با كمك فرماندهان مستقر در
جبهه ي جنوب
ترسيم نمايد. بنابراين
سپاه همزمان با آماده شدن براي انجام عمليات طريق القدس دست به انجام اقدامات ذيل زد :
1 ـ تشكيل سازمان رزمي سپاه در قالب تيپ هاي جنگي
به منظور حضور منظم تر نيروهاي سپاه در جبهه هاي جنگ و ايجاد بستري
مناسب براي توسعه ي سريع سازمان رزمي . لازم به ذكر است كه شهيد حسن باقري در اين سازماندهي نقش موثري را ايفا مي نمود.
2 ـ تشكيل گروه طرح ريزي سپاه به منظور برنامه ريزي عمليات ها با هويت مستقل و مشخص .
3 ـ طراحي سلسله عملياتهايي به منظور بيرون راندن ارتش بعثي از خاك ايران با عنوان سلسله عمليات هاي « كربلاي 1 تا 12 » . لازم
به ذكر است كه طرح كلي اين عمليات ها تهيه شد تا در آينده به طرح ريزي تفصيلي آنها پرداخته شود. البته ادامه ي طرح ريزي عمليات ها با
اسامي ديگري
دنبال شد.
4 ـ تعيين راهبرد عمليات نظامي سپاه كه هدف آن پايان دادن به اشغال سرزمين هاي ايران بود . اجزاي اين راهبرد عبارت بودند از
تعيين اهداف پلكاني براي رسيدن به هدف نهايي كه رفع تجاوز دشمن و آزاد سازي كليه سرزمين هاي اشغال شده از چنگال دشمن بود.
به اين شرح :
الف ـ طرح ريزي عمليات هايي به منظور انهدام سازمان جنگي ارتش بعثي و كاهش توان نظامي دشمن و همچنين آزادسازي بخش
هايي از سرزمين هاي اشغالي .
ب ـ آزادسازي نيروهاي خودي از خطوط پدافندي طولاني و امكان ايجاد تمركز قوا براي انجام عمليات بعدي در مناطق اشغال
شده ي كشور.
و ـ كسب آمادگي به منظور ايجاد شرايط براي طرح ريزي حمله ي تعيين كننده نهايي .
ج ـ انجام عمليات هاي آزادسازي در مناطقي متناسب با توان رزم خودي .
د ـ به غنيمت گرفتن جنگ افزارها و تجهيزات دشمن مثل تانك ها
نفربرها و توپخانه ها به منظور توسعه توان رزم خودي .
هـ ـ همكاري و هماهنگي با ارتش و تركيب مناسب نيروهاي سپاه و ارتش در هر عمليات براي افزايش توان رزمي .
استعداد دشمن
دشمن در اين منطقه حدود 10 تيپ زرهي
مكانيزه و پياده را سازمان داده بود و حدود 300 دستگاه تانك و حدود 100 دستگاه
نفربر را به همراه بخشي از نيروهاي كماندويي و نيرو مخصوص را مستقر كرده بود . تيپ تقويت شده ي 26 زرهي از لشكر 5 مكانيزه
فرماندهي جبهه ي شمالي دشمن در منطقه ي رمل ها را برعهده داشت و تيپ 93 پياده از لشكر 3 و نيز تيپ 31 نيروي مخصوص هم در
ساير نقاط جبهه گسترش يافته بودند. استعداد دشمن در نيمه جنوبي منطقه ي عمليات تقريبا دو برابر استعداد يگان هاي ارتش بعثي در
بخش شمالي جبهه بود . دشمن در بخش جنوبي جبهه ي خود
داراي 3 تيپ زهي
1 تيپ مكانيزه و 2 تيپ پياده بود . فرمانده ي لشكر 6
زرهي دشمن اين يگان ها را هدايت و كنترل مي كرد و قرارگاه آن در غرب منطقه ي جفير و جنوب شهر هويزه و در حاشيه ي هورالهويزه
استقرار داشت .
استعداد خودي
سه تيپ و سه گردان توپخانه از ارتش (2 تيپ زرهي و يك تيپ پياده ) شامل تيپ 1 زرهي از لشكر 16 قزوين
تيپ 3 زرهي از لشكر
92 اهواز و تيپ 1 پياده از لشكر 77 خراسان كه در مجموع استعداد رزمي آنها به 8 گردان مي رسيد .
4 تيپ از سپاه در مجموع با گردان نيروي پياده
يك گردان تانك
2 گردان نفربر و 2 گردان ادوات .
در مجموع
ارتش داراي 3 گردان تانك
3 گردان نفربر و 30 آتشبار توپخانه ي صحرايي بود و روي هم رفته قواي ايران
داراي 130
دستگاه تانك و 180 دستگاه نفربر بودند . بدين ترتيب
توان زرهي و مكانيزه ي ايران
حدود دو سوم توان موجود ارتش بعثي در
منطقه ي عملياتي بود ولي يگان هاي پياده قواي اسلام حدود 4 برابر واحدهاي پياده ي دشمن سازماندهي شدند .
در واقع حضور گسترده ي نيروهاي داوطلب بسيجي
به سپاه اين امكان را داد كه استعدادي در حدود دو برابر استعداد خود در
عمليات ثامن الائمه را سازماندهي مي نمايد.
اقدامات نيروهاي خودي جهت آماده شدن براي اجراي عمليات
پس از اتمام شناسايي هاي مورد نظر در خطوط مقدم و نيز بررسي چگونگي آرايش دشمن در خطوط عقب تر و نيز عمق مواضع
وي
كار طرح ريزي عمليات با بررسي راهكارهاي مختلف
نهايي شد و ستاد عمليات جنوب تصميم گرفت تا از سه محور به مواضع
دشمن
حمله نمايد . كار سازماندهي بسيجيان داوطلبي كه از سراسر نقاط كشور به منطقه آمده و استعداد آنها به حدود 30 هزار نفر
مي رسيد نيز در قالب تيپ هاي رزمي جديد سپاه انجام شد و هر تيپ موظف گرديد تا نيروهاي خود را مطابق با طرح مانور عمليات هر
يگان
به صورت شبانه روزي آموزش دهد.
پس از آن با كمك برخي از برادران مهندسي مستقر در جبهه
طرح باز كردن آب به منظور استفاده از آن براي محدود كردن خطوط
پدافندي خودي و نيز آزاد نمودن تعدادي از نيروهاي پدافندي انجام شد. اين طرح را برادر بسيجي « آقاي مهندس جمشيد سرداري » بر
اساس طرح شهيد دكتر مصطفي چمران با استفاده از آب رودخانه ي كرخه كور انجام دد كه مي توانست جلوي حمله ي ارتش بعثي به
مواضع قواي اسلام را با كمك رودخانه ي كرخه كور را بگيرد . از سوي ديگر با همت جهاد سازندگي كار احداث جاده اي به طول 20
كيلومتر از تپه هاي الله اكبر در زمين هاي رملي شمال جبهه ي نبرد تا محل چاه انجام شد. « شهيد مهندس تقي رضوي » از برادران جهاد
پيگير احداث اين جاده بود. به منظور عدم حساس شدن دشمن نسبت به احداث اين جاده
كار ساخت آن در شب انجام مي شد و در روز
مسير احداث شده
استتار مي گرديد تا دشمن با گرفتن عكس هوايي از منطقه
نتواند به وجود آن و جهت تك احتمالي رزمندگان اسلام
پي ببرد .
از سوي ديگر پس از نهايي شدن طرح مانور
همه ي فرماندهان تيپ ها
گردان ها
گروهان ها و دسته هاي مانوري
نسبت به نقشه ي
عملياتي و طرح مانور
طي جلسات متعددي توجيه گرديدند و سئوالات و ابهامات آنها در مورد چگونگي جنگيدن بادشمن
پاسخ داده
شد.
ارزيابي برتري هاي دشمن
در بررسي هاي به عمل آمده مشخص گرديد كه دشمن از نظر توان نيروي هوايي
وضعيت عوارض زمين و نيز قدرت زرهي و
همچنين توان اجراي آتش توپخانه و خمپاره
به خصوص از نظر ميزان مهمات بر قواي ايران برتري دارد
به طوري كه حجم آتش
توپخانه ي دشمن تا چند برابر آتش توپخانه ايران برآورد مي گرديد.
برتري هاي خودي
در عين حال قواي اسلام از نظر تعداد نيروي پياده و نيز شرايط روحي و همچنين انگيزه ي بالاي بسيجيان بر دشمن برتري داشته و
روحيه تهاجمي و ميل جنگ جويي آنان
شرايط مناسبي را براي قواي خودي ايجاد كرده بود.
سياست عملياتي دشمن
در شرايط زماني آماده شدن براي عمليات طريق القدس
دشمن از روش هاي ذيل براي حفظ سرزمين هاي اشغالي ايران
استفاده
مي نمود :
الف ـ دفاع مطمئن از مواضع اشغال شده با استفاده از تشكيل رده هاي متعدد پدافندي و ايجاد ميدان هاي وسيع مين و رده هاي عمق
دار در بين هر رده .
ب ـ ايجاد مواضع بسيار مستحكم پدافندي
به طوري كه امكان شكستن خط مقدم دشمن براي رزمندگان اسلام ميسر نباشد. براي
مثال طول خط دفاعي دشمن از منطقه ي تپه هاي رملي تا رودخانه ي كرخه كور حدود 8
5 كيلومتر بود .
ج ـ عدم خروج واحدهاي دشمن از مواضع پدافندي خود به هنگام تك نيروهاي خودي به منظور كاهش آسيب پذيري آنها.
د ـ انجام پاتك هاي سريع و پرحجم و سنگين
بلافاصله پس از تهاجم نيروهاي خودي و استفاده فوري از نيروهاي احتياط دست
نخورده .
طرح مانور عمليات
با توجه به شناسايي ها و بررسي هاي انجام شده از سوي واحدهاي اطلاعات ـ عمليات سپاه
مشخص گرديد كه اجراي مانور
احاطه اي در جنوب رودخانه ي كرخه امكان پذير نيست
زيرا
پهلوهاي شمالي و جنوبي دشمن در اين منطقه به رودخانه هاي كرخه و
نيسان متكي بود و گسترش نيروهاي ارتش بعثي به گوه اي آرايش يافته بود كه هيچ جناحي باز يا ضعيفي از دشمن كه امكان اجراي مانور
احاطه اي را براي نيروهاي ايراني فراهم آورد
وجود نداشت . بنابراين
در منطقه ي جنوب كرخه
نيروهاي مسلح ايران ناگريز بايد مانور
رخنه اي را اجرا مي كردند. از سوي ديگر
حمله از مسير جاده ي سوسنگرد ـ بستان نيز
به عنوان يك تك جبهه اي محسوب مي شد كه
نمي توانست به عنوان محور تلاش اصلي عمليات قرار گيرد. بنابراين سپاه دست به ابتكار مناسبي زد و عبور از منطقه ي رملي و دور زدن
رده هاي پدافندي دوم و سوم دشمن را در عمق جبهه ي نبرد به عنوان تاكتيك ويژه ي عمليات انتخاب نمود. براساس اين طرح
حمله از
مسير تپه هاي الله اكبر به سمت تنگه ي چزابه و تپه هاي نبعه به عنوان محور تلاش اصلي در طرح عملياتي فرماندهي سپاه قرار گرفت .
بنابراين طرح ريزي عمليات براساس اجراي يك تك احاطه اي يكطرفه از مسير رمل ها به سمت تنگه ي چزابه كه عقبه ي اصلي دشمن
محسوب مي شد
در دستور كار قرار گرفت . احداث جاده اي به طول حدود 20 كيلومتر در ميان اين رمل ها
امكان دسترسي نيروها را به
عقبه ي دشمن ميسر مي نمود و حركت رزمندگان پياده را آسان تر ممكن ساخت .
از آنجا كه فرمانده ي تيپ سوم لشكر 92 زرهي اهواز كه قرار بود يگان تحت امر وي در عمليات آزادسازي بستان شركت نمايد
طرح
سپاه براي عبور از منطقه ي رملي را قبول نداشته و آن را اجرايي نمي دانست
بنابراين سپاه از فرمانده ي لشكر 92 زرهي
سرهنگ منفرد
نياكي
خواست تا به اتفاق برادران « رشيد علينور » و « حسن باقري » از منطقه ي مورد نظر بازديد نمايند و محور تلاش اصلي تك را با هم
از نزديك بررسي نمايند. پس از انجام اين بازديد ميداني
سرهنگ نياكي به اين نتيجه رسيد كه اين طرح
بسيار مناسب و اجرايي است و
با انتقال نظر خود به فرمانده ي وقت نيروي زميني
سرهنگ صياد شيرازي
موافقت وي نيز با طرح سپاه اعلام شد.
وضعيت امنيتي ايران در زمان عمليات طريق القدس
1 ـ دشمن هر روز برخي از نقاط جبهه ها از جمله شهر آبادان را با هواپيما بمباران مي كرد .
2 ـ عمليات تروريستي منافقين همچنان در نقاط مختلف ايران ادامه داشت و سپاه در داخل شهرها با اين گروه خشن درگير بود
البته
با اقداماتي كه صورت مي گرفت
از وسعت و حجم ترورهاي منافقين كاسته شد. ولي آنها به ترورهاي شخصيت هاي پرنفوذ در بين
مردم
همچنان ادامه مي دادند . براي مثال
منافقين كه قبل از عمليات ثامن الائمه در تاريخ 1360
6
20
آيت الله سيد اسدالله مدني
امام
جمعه ي تبريز را به شهادت رسانده بودند
پس از عمليات طريق القدس نيز در تاريخ 1360
9
20 آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب
نماينده ي حضرت امام خميني در استان فارس و امام جمعه ي محبوب شيراز را نيز به شهادت رساندند.
3 ـ در آن زمان
شهرهاي خرمشهر
بستان و هويزه در استان خوزستان همچنان در اختيار دشمن قرار داشت و دشمن تا نزديكي هاي
شهر اهواز پيش آمده بود و مواضع خود را در غرب رودخانه ي كرخه احداث نموده بود.
شرايط دشمن قبل از عمليات
1 ـ دشمن با كمك تلاش هاي اطلاعاتي
شناسايي
شنود و عكس هوايي توانسته بود تا حدود 60 درصد مطمئن شود كه حمله ي
بعدي ايران در منطقه ي غرب شهر سوسنگرد صورت مي گيرد.
2 ـ با توجه به تفكر كلاسيك دشمن
او حدس مي زد كه سمت تلاش اصلي نيروهاي ايراني با اتكا به جاده ي حميديه ـ سوسنگرد
براي تصرف شهربستان خواهد بود.
3 ـ دشمن منطقه ي رملي شمال عمليات را كه تلاش اصلي از آن محور صورت گرفت را به عنوان « منطقه ي غيرقابل عبور » تشخيص
داده بود و از آن به عنوان يك مانع طبيعي در طرح پدافندي خود استفاده مي كرد. پس از پايان عمليات
وقتي از برخي اسراي دشمن
سئوال شد كه چرا نتوانستيد مانع تصرف سنگرها و مواضع خود از سوي رزمندگان اسلام شويد
آنها در پاسخ مي گفتند كه در اين منطقه
عمليات هلي برن انجام شده است . يعني رزمندگان اسلام با استفاده از بالگردهاي جنگي نيروبر
در پشت مواضع آنها پياده شده و
نيروهاي دشمن را دور زده اند. در حاليكه در اين عمليات اصلا از بالگرد براي حمله به دشمن استفاده اي نشد.
شرح عمليات
عمليات طريق القدس حدود دوماه پس از نبرد « ثامن الائمه (ع ) » و در ساعت 30 دقيقه ي بامداد روز 8 آذرماه سال 1360 برابر با دوم
ماه صفر المظفر با رمز مبارك « يا حسين (ع ) » انجام شد. به منظور اجراي اين عمليات
پاسگاه قرار گاه مركزي فرماندهي عمليات در
روستاي برديه در غرب شهر سوسنگرد و در منطقه ي عمومي دهلاويه به صورت تعجيلي برپا گرديد . اين قرارگاه عبارت از اتاقي 3 در 4
بود كه با بلوك هاي سيماني احداث گرديده بود و استحكام چنداني نداشت . از سوي برادر محسن رضايي فرمانده ي كل سپاه
فرماندهي
اين عمليات را برادر رشيد و از سوي ارتش
سرهنگ منفرد نياكي
هدايت يگانهاي عملياتي را برعهده داشتند . در اين عليات 3 تيپ از
سپاه با 3 تيپ از ارتش
ادغام گرديدند . البته سپاه در ادامه ي عمليات
استعدادي در حدود 2 تيپ ديگر را نيز به صحنه ي نبرد وارد كرد . در
اين عمليات از تانك ها و نفربرهاي غنيمتي لشكر 3 زرهي ارتش بعثي كه در شكست حصر آبادان بدست آمده بود استفاده شد . تانك هاي
روسي بودند . T -26 و T -55 بكار رفته در عمليات از نوع
عمليات طريق القدس پس از گذشت ايام ماه محرم و در روزهاي اول ماه صفر آغاز شد و رزمندگان اسلام تحت تاثير ايام عاشورا در
اين نبرد شركت كردند. اين عمليات درست پس از گذشت يك سال و دوماه و نه روز از آغاز جنگ از سوي صدام شروع شد.
در لحظه ي شروع عمليات كه در اواخر فصل پاييز و در هواي نسبتا سرد انجام مي شد
نم نم باران آغاز گرديد و باعث شد تا منطقه ي
رملي محل عبور رزمندگان خط شكن
محكم گرديده و تردد از مسير شن هاي روان براي آنها
آسان تر گردد. از سوي ديگر بارش باران
موجب غافلگيري لحظه اي دشمن و پناه بردن نيروهاي وي به درون سنگرها گرديد و فرصت مناسبي را براي نزديك شدن رزمندگان
اسلام به مواضع دشمن
پديد آورد . از مسير رمل ها 7 گردان پياده از سپاه و ارتش
1 گردان تانك از ارتش و 1 گردان تانك و نفربر از سپاه
حمله به سمت تنگه ي چزابه را آغاز كردند. به منظور هدايت درست رزمندگان پياده
در برخي از مسيرها در بين رمل ها
فانوس هايي كار
گذاشته شده بود تا آنها بتوانند با كمك روشنايي اين فانوس ها در مسير از قبل مشخص شده
حركت نمايند و راه را گم نكنند.
اولين گروه از رزمندگان اسلام توانستند در ساعت هاي اوليه ي نبرد
خود را به مواضع توپخانه ي دشمن در اطراف منطقه ي غرب شهر
بستان رسانده و 19 عراده
توپ صحرايي 152 ميلي متري دشمن را به غنيمت بگيرند و مقر فرماندهي تيپ 26 زرهي ارتش بعثي را به
تصرف خود درآورند . در حوالي ساعت 10 صبح همان روز
رزمندگان اسلام خود را به شهر بستان رسانده و اين شهر را پس از 427 روز
اسارت
از چنگال ارتش متجاوز دشمن آزاد نمودند . لازم به ذكر است كه شهر بستان در روز دوم مهرماه سال 1359 (يعني روز سوم آغاز
جنگ ) به تصرف ارتش صدام درآمد . بستان از شهرهاي مرزي دشت آزادگان در 31 كيلومتري شمال غربي سوسنگرد و 20 كيلومتري مرز
بين المللي با عراق و 17 كيلومتري غرب تپه هاي الله اكبر قرار دارد .
بستن تنگه ي چزابه براي دشمن بسيار سنگين تمام شد و دشمن براي بازپس گيري آن
به طور مرتب سه روز به آنجا پاتك نمود و
پس از نااميدي
از ادامه ي حملات در اين ناحيه منصرف گرديد.
در جريان عمليات در بعضي از مناطق
نبردهاي بسيار سنگيني رخ مي داد
از جمله در محور جنوبي منطقه ي عمليات و در كنار نهر
عبيد درگيري هاي شديدي اتفاق افتاد و رزمندگان اسلام براي تسلط بر آن 75 شهيد تقديم كردند .
در مجموع
عمليات طريق القدس در حدود يك هفته به طول انجاميد و پس از نبردهاي مستمر شبانه روزي
دشمن به پشت
رودخانه ي نيسان در جنوب منطقه ي عملياتي رانده شد.
ايران در حين F 41 البته دشمن پس از پايان عمليات به بمباران مداوم مواضع ايران در نقاط مختلف جبهه ادامه مي داد كه دو هواپيماي
دفاع در برابر آنها در 15 آذر1360 ساقط شدند . همچنين دشمن در ادامه ي حملات خود به مردم بي دفاع در تاريخ 19 آذر 1360 مناطق
مسكوني شهر ايلام را بمباران نمود كه بر اثر آن 21 نفر شهيد و تعدادي مجروح شدند .
نتايج عمليات
در جلسه ي شوراي عالي دفاع كه در ساعت 10 صبح روز يكشنبه 15 آذر سال 1360 در حضور حضرت امام خميني در جماران
تشكيل شد
گزارش اين عمليات از سوي فرماندهان سپاه و نزاجا تقديم گرديد و اعلام شد كه در جريان اين عمليات
قواي اسلام موفق
شدند يكصد دستگاه تانك و نفربر سالم و نيز يكصد دستگاه ماشين آلات مهندسي و راه سازي از دشمن را به غنيمت گرفته و حدود
2500 نفر از نظاميان دشمن را به هلاكت رسانده و 500 نفر آنها را اسير نمايند . همچنين تلفات رزمندگان اسلام در هفته ي اول عمليات
125 شهيد و 400 مجروح از ارتش و 700 شهيد و 1800 مجروح از نيروهاي سپاه و بسيج اعلام گرديد .
در مجموع نتايج نهايي عمليات را مي توان به شرح ذيل برشمرد :
1 ـ به غنيمت گرفته شدن 19 عراده توپ 152 م م
170 دستگاه تانك و نفربر
70 قبضه توپ ضدهوايي 23 و 14 م م و 250
دستگاه خودرو و 546 نفر اسير .
2 ـ انهدام 180 دستگاه تانك و نفربر
200 دستگاه خودرو
4 بالگرد جنگي
8 فروند هواپيما
ازجمله يك فروند هواپيماي ميراژ
ساخت فرانسه كه خلبان آن نيز اسير گرديد و همچنين 3500 كشته و زخمي .
3 ـ با انجام اين عمليات
دسترسي به منطقه ي اشغالي ايران در غرب رودخانه ي كارون و جنوب كرخه كور
كه عمليات بيت المقدس
در آن انجام شد با سهولت بيشتري صورت گرفت .
4 ـ دسترسي رزمندگان اسلام به منطقه عملياتي « فتح المبين » در غرب شهر شوش و غرب رودخانه ي كرخه با سهولت بيشتري
صورت مي گرفت .
5 ـ براي اولين بار قواي اسلام توانستند خود را به مرز بين المللي برسانند كه از نظر سياسي اهميت زيادي براي ايران داشت .
6 ـ پيوستگي خطوط دفاعي دشمن كه از مهران در غرب كشور تا خرمشهر در جنوب كشور برقرار بود گسسته شد و به ناچار خطوط
تداركاتي دشمن طولاني گشت و موجب شكاف بين نيروهاي شمال به جنوب يعني بين سپاه چهارم و سوم شد. بنابراين ارتش بعثي
مجبور شد كه از جاده ي بصره ـ عماره براي تدارك نيروهاي موجود خود در خاك ايران استفاده نمايد و جاده اي را كه در خاك ايران براي
تدارك و پشتيباني از نظاميانش
احداث كرده بود از اهميت افتاد.
7 ـ تهديد دشمن از محور سوسنگرد
حميديه به اهواز مرتفع گرديد و احتمال اشغال اهواز و سوسنگرد از سوي دشمن كاهش يافت .
8 ـ مسئولين كشور به اهميت توسعه ي نظامي توان رزمي كه از طريق گسترش سازمان سپاه
امكان پذير شده بود پي بردند و احساس
كردند كه موازنه ي قوا با دشمن را مي توان با كمك مردم و نيروهاي داوطلب بسيجي و از طريق سپاه ايجاد نمود.
9 ـ برادران ارتش نيز به اهميت توان فكري
طرح ريزي
سازماندهي و انجام عمليات از سوي سپاه بيشتر پي بردند و آن را از عوامل
اصلي موفقيت هاي جمهوري اسلامي در صحنه ي عمليات ناميدند.
10 ـ منافقين كه به ترور ائمه ي جمعه و مردم طرفدار انقلاب اسلامي در داخل كشور ادامه مي دادند
انجام اين عمليات و پيروزي پي
در پي رزمندگان اسلام را به منزله ي تثبيت نظام جمهوري اسلامي دانسته و براي فرار كامل از ايران برنامه ريزي و اقدام
نمودند.
11 ـ با انجام اين عمليات
ديدگاه شهيد محمدعلي رجايي كه « ما سرنوشت جنگ را در ميدان جنگ تعيين مي كنيم »
تقويت گرديده
و مسئولين كشور به اهميت اين شعار بيشتر پي بردند.
بررسي عوامل پيروزي رزمندگان اسلام
1 ـ شناسايي دقيقي كه از سوي سپاه در مورد زمين و آرايش دشمن صورت گرفته بود و مبناي طراحي عمليات شد .
2 ـ روحيه عالي و شجاعت بي نظير رزمندگان اسلام و نيز گسترش توان سازمان رزمي سپاه .
3 ـ با توجه به اينكه فرماندهان جديد سپاه و نيروي زميني ارتش
كار خود را به تازگي شروع كرده بودند و هر دوي آن ها نياز به
همكاري با يكديگر را به خوبي احساس مي كردند
بنابراين
قواي سپاه و ارتش در كنار هم قرار گرفت و هماهنگي مناسبي بين آن ها پديد
آمد و در اين شرايط يگان هاي ارتش و سپاه با هم پيوند خورده و با هم همكاري مي كردند و تمام مراحل عمليات را با هم جلو مي بردند.
4 ـ حضور گسترده ي مردم و داوطلبان بسيجي (30 گردان ) در جبهه هاي نبرد
5 ـ تاكتيك ويژه عمليات در عبور از تپه هاي رملي كه بر پايه خلاقيت
ابتكار عمل و شجاعت انجام شد .
6 ـ تصوير دشمن از سمت اصلي تك قواي اسلام بدليل آنكه دشمن حمله ي نيروهاي ايراني را به صورت يك تهاجم جبهه اي و يا
اتكا به برجاده سوسنگرد
بستان پيش بيني مي كرد. بنابراين مي توان گفت كه دشمن
علي رغم هوشياري نسبت به كل عمليات
به
صورت تاكتيكي غافلگير شد.
7 ـ مهارت فرماندهي و كنترل عمليات نظامي در حين اجراي عمليات و مقابله ي اساسي با پاتك هاي دشمن .
8 ـ استفاده از نيروي پياده براي جنگ با زرهي دشمن
كه رسانه هاي غربي از اين شيوه با عنوان « تاكتيك امواج انساني » ياد مي كردند
كه در واقع جنگيدن رزمندگان پياده با تانك هاي دشمن با استفاده از تاريكي شب و با سلاح هاي ضد زره
به صورتي موفقيت آميز بود.
9 ـ طرح ريزي كلي مانور عمليات كه به صورت همزمان از سه محور عمده به مواضع دشمن حمله شد و دشمن را در تمام جبهه ها
درگير نبرد نمود.
10 ـ سرعت عمل رزمندگان اسلام در رساندن خود به عقبه ي دشمن و تداوم عمليات در طول شبانه روز .
تلاش هاي دشمن پس از اين عمليات
پس از ناكامي ارتش بعثي در بازپس گيري منطقه بستان در پاتك هاي اوليه
دشمن با گذشت حدود دو ماه از تصرف شهر بستان
حمله ي همه جانبه اي را به تنگه ي چزابه از روز هفدهم بهمن سال 1360 آغاز كرد كه تا آخر اين ماه يعني به مدت 13 روز ادامه يافت .
هدف اصلي دشمن از اين عمليات كه در آن موفق شد تپه هاي « نبعه » در شمال اين تنگه ي 1
5 تا 2 كيلومتري كه عمقي در حدود 5
كيلومتر داشت را به تصرف خود درآورد
مي توان به شرح ذيل خلاصه نمود :
الف ـ انهدام نيروهاي رزمنده ايراني
دشمن با تهاجم سنگين خود
موجب شد تا سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مجبور شود حدود 30 گردان از نيروهايي كه براي انجام
عمليات فتح مبين
آماده كرده بود را براي مقابله و دفع تك دشمن
در اين منطقه به كار گيرد و در نهايت موفق شود كه دشمن را در اقدام
خود ناكام بگذارد. بنابراين سپاه با استعدادي در حدود توان نيروهاي به كار رفته در عمليات طريق القدس
در نبرد چزابه وارد عمل شد.
اين نبرد تلفات زيادي را هم به رزمندگان اسلام و هم به قواي دشمن وارد كرد . به طوري كه در جريان اين نبرد دو هفته اي حدود 1000 نفر
از رزمندگان اسلام از جمله فرزند امام جمعه ي وقت اصفهان به شهادت رسيدند.
ب ـ بر هم زدن سازماندهي نيروهاي سپاه
ج ـ تاخير در اجراي عمليات بعدي قواي ايراني
اين نبرد وقت زيادي را از فرماندهان سپاه و نيز رزمندگاني كه قرار بود در عمليات فتح مبين در غرب شهر شوش شركت نمايند گرفت
و موجب تاخير يك ماهه ي اين عمليات شد.
د ـ تقويت روحيه ي نيروهاي دشمن كه با فتح بستان بسيار ضعيف شده بود.
جمع بندي
در اينجا با مروري بر پيام حضرت امام خميني (ره ) كه در پاسخ به تبريك مسئولين كشور در مورد پيروزي رزمندگان اسلام در
عمليات طريق القدس كه در تاريخ 8 آذر 1360
مصادف با 2 صفر 1402 صادر شده است به اهميت بيشتر اين عمليات كه امام آن را
فتح الفتوح ناميدند پي مي بريم .
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي حاج سيد علي خامنه اي رئيس جمهوري محترم اسلامي ايران ; تيمسار سرتيپ ظهيرنژاد رئيس ستاد مشترك ارتش
جمهوري اسلامي ايران ; سركار سرهنگ علي صياد شيرازي فرمانده نيروي زميني ; جناب آقاي محسن رضايي فرمانده سپاه پاسداران
انقلاب اسلامي : ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم .
تلگرافهاي شريف كه بشارت پيروزي قواي مسلح شجاع را بر قواي شيطان امريكايي صداميان كه با هجوم ظالمانه ي خود فتح
قادسيه را به مغزهاي تهي از ايمان به غيب وعده مي دادند
واصل گرديد. اتكا به مسلسل و تانك
و غفلت از خداوند قادر و جنود الهي
انسانها را به ورطه ي هلاكت و فضاحت مي كشاند.
آنانكه رمز پيروزي را مجهز به جهاز شيطاني و « ميگ » ها و « ميراژ » ها مي دانند و ايمان به غيب و خداوند قادر را به حساب نمي آورند
و دم از پيروزي قادسيه مي زنند و رمز پيروزي قادسيه و مومنان صدر اسلام را بازنيافته اند و قدرت ايمان و شهادت طلبي را نمي فهمند
بايد با شكست مفتضحانه روبرو شوند و گوشمالي الهي ببينند. اينان از پيروزيهاي صدر اسلام ـ كه پيروزي خون بر شمشير و قواي
جهنمي بود ـ بايد عبرت بگيرند. مردم ايران و ارتش و سپاه و بسيج و ساير قواي نظامي براي حفظ اسلام و كشور اسلامي و رسيدن به
لقاالله دفاع مي كنند
و فرق است بين اين عزيزان و آن گول خوردگان كه براي مقاصد پليد آمريكا و وابستگان آن به جنگ بر ضد اسلام و
قرآن مجيد برخاسته اند. آنچه براي اينجانب غرورانگيز و افتخارآفرين است روحيه ي بزرگ و قلوب سرشار از ايمان و اخلاص و روح
شهادت طلبي اين عزيزان ـ كه سربازان حقيقي ولي الله الاعظم ـ ارواحنا فداه ـ هستند
و اين است فتح الفتوح .
من به ملت بزرگ ايران و به فرماندهان شجاع
قبل از آنكه پيروزي شرافتمندانه و بزرگ خوزستان را تبريك بگويم
وجود چنين
رزمندگاني را كه در دو جبهه ي معنوي و صوري و ظاهر و باطن از امتحان
سرافراز بيرون آمده اند
تبريك مي گويم .
مبارك باد بر كشور عزيز ايران و بر ملت شريف
رزمندگاني چنين قدرتمند و عاشقاني چنين محو جمال ازلي و سربازاني چنين
دلباخته كه شهادت را آرزوي نهايي خود و جانبازي در راه محبوب را آرمان اصيل خويش مي دانند. افتخار بر رزمندگاني كه جبهه هاي
نبرد را با مناجات خويش و راز و نياز با محبوب خود
عطرآگين نمودند. فخر و عظمت بر جوانان عزيزي كه در راهي قدم برداشته و
پاسداري از مكتبي مي كنند كه شكست ناپذير و سر تا پا پيروزي است . و ننگ بر آنان كه در راهي
جان خود را هدر مي دهند و عرض و
آبروي خود را مي برند كه پيروزي شان
شكست و زندگيشان
ننگ آفرين است .
اينجانب از فرماندهان محترم و رزمندگان عزيز قواي مسلح نظامي و انتظامي
ارتش و سپاهي و بسيج مستضعفان و ژاندارمري و
شهرباني و عشاير محترم و نيروهاي نامنظم و مردمي تشكر و قدرداني مي كنم . درود بر شما و بر همه آنان كه براي اسلام و كشور عزيز
خود
حماسه مي آفرينند. از خداوند تعالي
پيروزي نهايي رزمندگان اسلام و سلامت و سعادت همگان را خواهانم
والسلام عليكم و
رحمه الله و بركاته .
روح الله الموسوي الخميني
(صحيفه امام جلد 15
صفحه 394 ـ395 )
دكتر حسين علايي 1386
9
5
درست يكسال و دو ماه و نه روز پس از آغاز جنگ تحميلي
در تاريخ هشتم آذر ماه سال 1360
عمليات طريق القدس به
منظور وارد كردن ضربه اي اساسي دوم به دشمن متجاوز آغاز شد
حدود شش ماه قبل از عمليات طريق القدس
كار شناسايي اين منطقه عملياتي از سوي گروهي از نيروها اطلاعات
عمليات سپاه به سرپرستي « شهيد سيد علي حسيني » از پاسداران استان خراسان
آغاز شد
با بررسي هاي به عمل آمده
مشخص گرديد كه براي انجام اين عمليات نياز به حدود 35 گردان نيروي رزمنده مي باشد كه
عمده آنها بايستي از سوي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تامين گردد. بنابراين سپاه كه در آن زمان در پي تشكيل نوعي
سازمان دهي نوين براي جنگيدن با دشمن بود
توانست براي انجام اين عمليات اولين تيپ هاي رزمي خود را تشكيل دهد

|