روزنامه جمهوري اسلامي 08/09/1386 صفحه سرمقاله
*****
تحليل سياسي هفته


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    اين هفته با نام « بسيج » و شجره طيبه انقلاب رقم خورده است . در پنجم آذر سال 1359 بنيانگذار جمهوري اسلامي با صدور فرماني تشكيل بسيج مستضعفين را اعلام كرده و بازواني توانمند و مقتدر براي نظام و انقلاب طراحي نمودند. اين نهاد انقلابي و برخاسته از متن مردم از روز نخستين تشكيل با رشادت ها و خلق حماسه هاي جاويد يادگارهاي بزرگي را از خود برجاي گذاشت كه همواره در متن تاريخ انقلاب با تحسين از آنها ياد مي شود.
    جانفشاني و از جان گذشتگي فرزندان بسيجي امام در دوران هشت سال دفاع مقدس و صحنه هاي پرحادثه دوران پرفراز و نشيب انقلاب چيزي نيست كه با گذشت زمان از خاطره ها محو شود. آنچه امروز از عزت و آزادگي به ملت مسلمان ايران رسيده ثمره رشادت بسيجيان عاشقي است كه با عشق به اسلام مخلصانه جان خود را در طبق اخلاص نهاده و از موجوديت اين انقلاب دفاع كردند. اكنون با اين خلوص و عرفان بسيج به شجره تنومندي تبديل شده كه همچون دژي استوار در برابر تهديدات ايستاده و با ظرفيتهاي متنوع خود توانسته به عنوان اهرمي قدرتمند توطئه هاي دشمنان را خنثي كند. بسيجيان امروز نيز همچون دوران دفاع مقدس حاضرند توان بالقوه خود را در مقابله با توطئه گران و متجاوزان خارجي به فعليت تبديل كرده و با موج خروشنده و عظيم اراده هاي پولادين خود اقيانوس بيكراني از انگيزه هاي والاي الهي ملتي قهرمان و مبارز را به نمايش بگذارند.
    در اين هفته ملت ايران فرصتي يافت تا با گراميداشت بيست و هشتمين سالگرد تشكيل اين نهاد با عظمت هفته بسيج را بهانه اي براي زنده نگهداشتن ارزشها و روح بسيجي در جامعه قرار دهد و از ايثارگريهاي بسيجيان شيردل تقدير كند. ما نيز اين ايام را به دريادلان بسيجي و بسيجيان جانباز تهنيت گفته و معتقديم سازمان بسيج با تعميق شعور سياسي بلوغ اجتماعي و گسترش معنويت در ميان بسيجيان جان بركف مي تواند در راه رسالت جهاني خود گام هاي موثري بردارد و با بهره گيري از برنامه ريزي صحيح از اين پتانسيل عظيم در راه اتحاد ملي و انسجام اسلامي استفاده هاي لازم را بنمايد.
    در اين هفته و به همين مناسبت فرخنده فرمانده كل قوا در مراسم تجلي قدرت بازدارندگي بسيج كه با حضور 8 ميليون نفر از بسيجيان سرافراز در بيش از 30 هزار نقطه در سرزمين پهناور ايران به مركزيت تهران برگزار شد شركت كردند . حضرت آيت الله خامنه اي در كانون اصلي « همايش ملي مقاومت و پايداري » بسيج را همچون انقلاب از آيات الهي خوانده و خاطر نشان كردند خصوصيات يگانه و ممتاز انقلاب همچون مردمي بودن عمق ديني تكيه بر ايمان و معنويت حضور در همه عرصه ها و ميدانها نشاط و شادابي و تحرك سازش ناپذيري در مجموعه بسيج نيز وجود دارد و به همين علت بسيج همچون اصل انقلاب جاودانه و اثربخش خواهد بود. ايشان ملت ايران را ملتي بسيجي خطاب كرده و فرمودند « ملت ايران بايد به بسيجي بودن خود افتخار كند زيرا به بركت همين روحيه در همه ميدانها به پيش رفته و دشمنان بايد اعتراف كنند كه در مقابل عزم و اراده ملت ايران كم آورده اند. »
    در اين هفته تهران ميزبان رئيس جمهور سريلانكا بود كه به منظور انجام مذاكره با آقاي احمدي نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران پيرامون گسترش روابط دو جانبه ميهمان كشورمان بود. اين كشور كه در شرق آسيا قرار گرفته از امكانات بالقوه اي برخوردار است كه در چرخه همكاريهاي منطقه اي مي تواند به فعليت رسيده و گام موثري در مسير توسعه كشورهاي آسيايي برداشته شود. رئيس جمهوري سريلانكا در مدت اقامت خود همچنين با رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران ديدار كرد و از نزديك در جريان مواضع كشورمان پيرامون مسائل مهم منطقه اي قرار گرفت . در اين ديدار حضرت آيت الله خامنه اي به موضع مثبت دولت سريلانكا در حمايت از مردم فلسطين اشاره و تصريح كردند « جبهه حامي صهيونيست اقدامات بسياري براي پايمال كردن حقوق مردم فلسطين انجام داده كه نمونه آن برگزاري كنفرانس آناپوليس است اما وجدان هاي پاك و انسانهاي آزاده دنيا در كنار مردم فلسطين هستند و از آنان حمايت مي كنند. »
    اين هفته در صدر اخبار مربوط به رخدادهاي بين المللي نيز برگزاري دور تازه اجلاس سازش قرار داشت كه در شهر آناپوليس واقع در ايالت مريلند آمريكا برگزار شد. اين اجلاس كه آمريكائيها براي برگزاري آن تمامي امكانات ديپلماتيك خود را به كار گرفته بودند و متحدان غربي و ديگر حاكمان وابسته به خود را به آناپوليس كشانده بودند تا بلكه بتوانند نتيجه اي آبرومند از آن استخراج كنند هيچ دستاورد قابل ملاحظه اي دربر نداشت . طرفين تنها تعارفات ديپلماتيك و شعارهاي گذشته را تكرار كردند و هيچ تغيير در وضعيت موجود قبل و بعد از اجلاس ايجاد نگرديد.
    اين نتيجه اي بود كه پيشتر نيز بسياري از صاحبنظران آنرا پيش بيني مي كردند چرا كه اساسا هيچيك از الزامات دستيابي به يك مصالحه اي كه قابل ارائه باشد وجود نداشت . نه حاكمان آمريكا و سردمداران رژيم صهيونيستي اراده اي براي اعاده حقوق اعراب و كوتاه آمدن از مواضع گذشته داشتند و نه طرف فلسطيني از اعتبار و توان لازم براي انعقاد يك توافق نامه جديد برخوردار بود. البته اين نكته اي نبود كه در اجلاس آشكار شود بلكه پيشتر نيز همين مسائل مشخص بود ولي آنچه كه انگيزه برگزاري اين « نمايش صلح » گرديد اهدافي بود كه آمريكائيها به دنبال آن بودند.
    واقعيت اين است كه تيم فعلي حاكم بر آمريكا در مقايسه با اسلاف خود سرسپرده ترين دولت به رژيم صهيونيستي محسوب مي شود و بهمين جهت هم در دستور كار آنها از ابتدا مسئله صلح در فلسطين در اولويت بسيار پاييني قرار داشت .
    اين نكته اي بود كه شخص بوش و ساير سياستمداران متحد وي در ابتداي ورود خود به كاخ سفيد به آن صريحا اشاره كرده بودند. سياست دولت بوش آن بوده است كه دست صهيونيستها را در فلسطين براي هر تهاجم و جنايتي باز بگذارند تا به زعم آنها رژيم صهيونيستي با سياست مشت آهنين به اهداف خود برسد. با اينحال تحولاتي طي چند سال اخير رخ داد كه اين سياست را گام به گام به شكست كشاند و اوضاع عملا بر عكس اهداف كاخ سفيد و تل آويو پيش رفت .
    آمريكا به دليل سياستهاي احمقانه و جاه طلبانه بوش عملا در باتلاق عراق و افغانستان گير افتاد و رژيم صهيونيستي نيز هم در داخل و هم بيرون از مرزهاي فلسطين اشغالي با شكست هاي فضاحت باري روبرو شد. در داخل پيروزي جنبش حماس در انتخابات فلسطيني ها به منزله ضربه كمرشكني بود كه صهيونيستها شايد هرگز وقوع آن را پيش بيني نمي كردند. رژيم صهيونيستي كه تا قبل از آن با جناح سازشكار فتح سر و كار داشت به يكباره خود را در برابر دولتي ديد كه هسته آنرا ضد صهيونيست ترين گروه فلسطيني يعني حماس تشكيل مي داد.
    در جبهه بيروني نيز تهاجم صهيونيستها به لبنان كه با هماهنگي و حمايت همه جانبه آمريكا و ديگر متحدان غربي اين رژيم صورت گرفت به آنچنان شكستي منجر شد كه به جرات مي توان گفت شكست به اين عميقي در تاريخ موجوديت اين رژيم سابقه نداشته است . اين شكست هاي سياسي و نظامي رژيم صهيونيستي را به شدت منفعل و زبون ساخت ابهت پوشالي آنرا فرو ريخت و آن را به سراشيبي سقوط انداخت .
    در چنين فضايي بود كه آمريكايي ها براي جلوگيري از شكست هاي بيشتر و فروپاشي قطعي رژيم صهيونيستي دست به كار شدند و مقدمات اجلاس سازش اخير را دست و پا كردند. با در نظر گرفتن اين شرايط به روشني مي توان دريافت كه هدف اصلي اجلاس آناپوليس نجات رژيم صهيونيستي وكمك به موقعيت به شدت وخيم اين رژيم بوده است .
    آمريكايي ها در واقع با به راه انداختن اجلاس نمايشي اخير در صدد بوده اند به زعم خود ابتكار عمل را از جناح اسلامي فلسطين كه همچنان در حال قدرت گرفتن در داخل فلسطين است خارج سازند و آنرا به جناح سازش طلب به سركردگي جناح فتح منتقل سازند.
    تلاش براي برقرار ساختن روابط اعراب با رژيم صهيونيستي نيز از جمله اهداف ديگر آمريكا در اجلاس اخير بود كه آمريكايي ها اميد داشتند اين امر در صورت تحقق مي تواند ضمن اينكه به رژيم در حال احتضار اسرائيل جاني دوباره مي دهد فشار بيشتري را متوجه جنبش حماس سازد. با اينحال همانگونه كه مشاهده شد اجلاس مذكور نتوانست هيچيك از خواسته هاي آمريكا و صهيونيستها را برآورده سازد و اين امر شكست ديگري بر سياست هاي تل آويو و واشنگتن مترتب ساخت و موقعيت آنها را در آينده با مشكلات بيشتري مواجه خواهد ساخت .
    تحولات لبنان ديگر رخداد خبري مهم هفته جاري در صحنه بين المللي بود. با شكست آخرين جلسه پارلمان لبنان براي تعيين رئيس جمهور جديد در زمان مقرر قانوني كنار رفتن اميل لحود و اعلام وضعيت اضطراري تحولات سياسي در اين كشور وارد مرحله جديدي شد.
    جمعه گذشته جلسه مجلس اين كشور براي تعيين رئيس جمهور براي پنجمين بار به علت به حد نصاب نرسيدن به شكست انجاميد و مقرر شد جمعه آينده 9 آذر نشست تازه اي در اين باره در مجلس برگزار شود . با توجه به شرايط حاضر و بن بست در صحنه سياسي لبنان بعيد است روز جمعه نيز گشايشي در شرايط بحراني ايجاد شود.
    ناظراني كه بر واقعيت هاي جامعه لبنان آگاهي دارند و تحولات سياسي اين كشور را دنبال مي كنند متفقا بر اين نظرند كه تنها راه شكست بن بست و خروج اين كشور از بحران سياسي نيل به تفاهم گروههاي سياسي از طريق مذاكره است .
    اگر چه در حال حاضر موضوع تعيين رئيس جمهور به عنوان معضل اصلي لبنان مطرح است ولي حتي اگر لبنان از اين مرحله نيز عبور كند تا زمانيكه تمامي گروهها به تناسب وزن و جايگاهشان در ساختار حاكميت امكان حضور و فعاليت نداشته باشند بايد همچنان منتظر ادامه بحران در اين كشور بود.
    در مسئله فعلي نيز انتخاب رئيس جمهور با توافق همه گروهها تنها راه حل است يعني همان موضعي كه مخالفين جناح « 14 مارس » به آن پايبندي نشان داده اند ولي با مخالفت افراطيون جناح « 14 مارس » از جمله وليد جنبلاط و سميرجعجع مواجه شده است . از اينرو تا زمانيكه « گروه 14 مارس » با اتكا به حمايت هاي آمريكا و ديگر دولتهاي غربي در صدد انحصاري كردن پست رياست جمهوري هستند مطمئنا بحران در لبنان ادامه و حتي شدت خواهد يافت .
    اين هفته تحولي تازه در صحنه سياسي عراق رخ داد كه بار ديگر نظر محافل سياسي را به اين كشور بحران زده جلب كرد. امضاي توافق نامه جديد دولت عراق با آمريكا كه مجوز باقي ماندن طولاني مدت در عراق را به نظاميان آمريكايي مي دهد رخداد مهمي است كه بايد مورد تامل و بررسي قرار گيرد. بر اساس آنچه منتشر شده است اين توافقنامه در عين حال كه خواستار محول نمودن اداره امور به دولت عراق تا زمستان سال آينده شده است به نظاميان آمريكايي ها مجوز مي دهد كه تا آينده اي نامعلوم در پايگاههايي در عراق بمانند. البته بخش اول توافقنامه يعني انتقال امور به عراقي ها به صورت گسترده اي منعكس شده است ولي در عين حال تلاش گرديده است بخش دوم مسئله كه به منزله اشغال دائمي عراق توسط ارتش آمريكاست كمرنگ جلوه كند.
    تاسف آور اينجاست اين سند توطئه بار و استعماري را دولت عراق نيز امضا كرده است كه قطعا مورد رضايت ملت عراق و رهبران ديني و ملي اين كشور نيست . اين طرح خطرناك در صورتيكه به تصويب نهايي كه تاريخ آن ماه آينده ذكر شده است برسد تبعات سنگين و غيرقابل جبراني هم براي عراق و هم براي كل منطقه ايجاد خواهد كرد.