روزنامه جمهوري اسلامي 07/09/1386 صفحه سرمقاله
*****
نيروهاي مسلح و دخالت در سياست


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    هفته بسيج رو به پايان است و اين سئوال كه رابطه بسيجيان با سياست چگونه بايد باشد همچنان مورد بحث صاحبنظران دو جناح سياسي مطرح كشور مي باشد.
    اين سئوال هر چند از مدتها قبل مطرح بود ولي اخيرا و در آستانه هفته بسيج يكي از ائمه جمعه با طرح مجدد آن و اعلام اين نكته كه نسبت دادن اين مطلب به امام كه سپاه پاسداران و بسيج به عنوان نيروي نظامي نمي توانند در سياست دخالت كنند كار دشمنان خدا و جريانات فاسد است بار ديگر اين موضوع را به يك بحث داغ در مطبوعات و محافل سياسي تبديل كرد.
    در مقابل يكي از روحانيون سرشناس جناح اصلاح طلب در واكنش به اين اظهارات گفت : حمايت سپاه و بسيج از حزب يا جريان خاصي در كشور كاري است كه اين نهاد مقدس را در نظر افكار عمومي از هم مي پاشد و امام بارها فرموده اند نه تنها سپاه بلكه كل نيروهاي مسلح در مسايل سياسي اختلافي نبايد دخالت كنند.
    نفس روياروئي اين دو اظهارنظر كننده در چگونگي رابطه نيروهاي مسلح با سياست به معناي وجود اختلاف نظر ميان آنها و همه كساني است كه در عرصه سياست فعالند. همين اختلاف نظر ايجاب مي كند با مراجعه به آنچه از خود امام در دست داريم و با نگاه منطقي و عقلاني به اين مقوله پاسخ سئوال را پيدا كنيم و تكليف اين مبحث را روشن نمائيم .
    بهترين راه براي رسيدن به پاسخ منطقي اين سئوال درك صحيح مفهوم عنوان مورد بحث يعني دخالت در سياست است .
    دخالت در سياست هر چند ممكن است در واقع و نفس الامر بيشتر از يك مفهوم نداشته باشد اما براي آنكه وجوه مختلف آنرا بررسي كرده باشيم لازم است احتمالات را هم در نظر بگيريم .
    يك مفهوم دخالت در سياست مطالعه مسائل سياسي و فهم و درك مقولات و امور سياسي است . بدين معني كه افراد با رويدادها و موضع گيري هاي سياسي اعم از داخلي و خارجي آشنا باشند و جهت و سمت و سوي جريان هاي سياسي را درك نمايند.
    اين مقوله را هر چند نمي توان دخالت در سياست ناميد لكن از آنجا كه مصداق ورود به سياست است مي توان بااندكي مسامحه آنرا دخالت در سياست به معناي داخل شدن در سياست دانست . ممنوعيت ورود به اين مقوله براي هيچكس قابل قبول نيست و ممنوع ساختن نيروهاي مسلح از دخالت در سياست به اين معني به مثابه دريغ كردن حيات اجتماعي از آنهاست و چنين چيزي بهيچوجه متناسب فضاي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي نيست .
    مفهوم ديگر برخورداري از موضع مشخص در مسائل كلي سياسي است . به عبارت روشن تر هنگامي كه سياست هاي داخلي و خارجي مرتبط با اصل نظام و كشور مطرح مي شوند نيروهاي مسلح نيز در مورد آنها موضع مشخصي داشته باشند.
    برخورداري از موضع مشخص و روشن در مسائل كلي سياسي هر چند مي تواند از مصاديق دخالت در سياست محسوب گردد لكن امري لازم براي همه از جمله نيروهاي مسلح است تا بتوانند براساس آن در مواقع لازم به وظيفه خود عمل نمايند. طبيعي است كه در اين قبيل مسائل مواضع نيروهاي مسلح بايد با فرماندهي كل قوا منطبق و برگرفته از آن سياست باشد.
    سومين مفهوم اعلام مواضع سياسي در مسائل كلي سياسي و تبليغاتي كردن آنست . در اين زمينه نيز همه اقدامات بايد تابع سياست هاي ابلاغي فرماندهي كل قوا باشد تا خللي در انجام وظايف ذاتي نيروهاي مسلح ايجاد نشود.
    چهارم ورود به دسته بندي هاي سياسي همراهي با جناح ها و له يا عليه اين گروه و آن حزب موضع گرفتن و عملكردن است . اين امر قطعا از مصاديق بارز دخالت در سياست است و با وظايف ذاتي نيروهاي مسلح در تضاد مي باشد.
    نيروهاي مسلح اعم از ارتش سپاه بسيج و نيروي انتظامي همانند فرماندهي كل خود كه در مرتبه اي فوق جناح بندي هاي سياسي قرار دارد بنابر وظيفه ذاتي خود حراست از كيان انقلاب نظام و كشور را برعهده دارند و اگر وارد دسته بندي هاي سياسي شوند از انجام وظيفه اي كه برعهده دارند باز خواهند ماند. مفاسد بي حد و مرزي كه در كشورهاي تحت حكومت هاي متكي بر حمايت نظاميان گريبانگير مردم آن كشورها شده از عواقب سو بي توجهي به همين واقعيت است .
    مفهوم پنجم كه نوع زيانبارتر دخالت در سياست است برعهده گرفتن مستقيم نقش احزاب و گروه هاي سياسي توسط نظاميان است . در اين حالت نظاميان مستقيما در اموري از قبيل انتخابات دخالت مي كنند و همچون احزاب به فعاليت هاي سياسي مي پردازند.
    اين نوع دخالت در امور سياسي به دو شكل صورت مي گيرد آشكار و پنهان . در نوع آشكار كه در بعضي كشورهاي همجوار شاهد آن هستيم نظاميان باعنوان نظامي وارد صحنه انتخابات و ساير فعاليت هاي سياسي مي شوند و حتي از امكاناتي كه در اختيار دارند نيز براي پيشبرد اهداف خود استفاده مي كنند. در نوع پنهان نظاميان در عين حال كه از علني كردن نيات و اقدامات خود پرهيز مي نمايند همان اقدامات را با نيت دردست گرفتن قدرت و يا به قدرت رساندن افراد و جريان هاي مورد نظر خود انجام ميدهند و از همان امكانات نيز براي انجام مقاصد خود استفاده مي كنند با اين تفاوت كه عنوان نظامي خود را مطرح نمي كنند.
    بي ترديد ورود به عالم سياست براساس مفاهيم سه گانه اول چه از مصاديق دخالت باشند چه نباشند براي نظاميان بلااشكال است . برخورداري از درك سياسي و آگاهي يافتن از مسائل سياسي از حقوق طبيعي آحاد مردم از جمله نظاميان و لازمه حيات اجتماعي همه افراد بشر است . محروم ساختن يك قشر از اقشار جامعه از اين حق طبيعي نه تنها بهيچوجه قابل قبول نيست بلكه نوعي لطمه وارد ساختن به حيات اجتماعي آن قشر است .
    اين واقعيت در مورد سپاه پاسداران با توجه به رسالتي كه در زمينه حراست از انقلاب اسلامي دارد بخشي از وظايف ذاتي اين نهاد نظامي محسوب مي شود. بسيج نيز از آنجا كه بخشي از زيرمجموعه سپاه است از همين ويژگي برخوردار مي باشد.
    اما دخالت در سياست به مفهوم چهارم و پنجم و در مورد پنجم چه از نوع آشكار و چه پنهان قطعا با وظيفه ذاتي همه نيروهاي مسلح در تضاد است . آنچه حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه ممنوع فرمودند نيز همين موارد است و از نظر ايشان انواع سه گانه ورود به سياست قطعا بدون اشكال بلكه لازم است .
    جناح هاي سياسي نيز كه هر چند وقت يكبار و از جمله اين روزها مبحث دخالت سپاه و بسيج در سياست را مطرح مي كنند قطعا نميخواهند بگويند اين نيروها نبايد مطالعات سياسي داشته باشند و از مسائل سياسي نبايد آگاهي داشته باشند. اصل انقلاب اسلامي بر مبناي ضرورت ورود آحاد مردم جامعه به سياست شكل گرفت و اداره جامعه در همه زمينه ها مستلزم ورود مردم به سياست است و محروم ساختن يك قشر از اين حق طبيعي با فلسفه انقلاب و نظام جمهوري اسلامي كه بر آن مبتني است بيگانه مي باشد.
    فرمان امام در سالهاي آغازين شكل گيري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مبني بر ممنوعيت حضور اعضا و طرفداران احزاب و گروه هاي سياسي در نيروهاي مسلح ناظر به مفاهيم چهارم و پنجم يعني ورود به دسته بندي هاي سياسي و حمايت از جناح ها و همينطور مستقيما يا غيرمستقيم وارد شدن به عرصه هاي سياسي خاصي از قبيل انتخابات است . طبيعي است كه عضو يا هوادار يك حزب يا جناح سياسي اگر در نيروهاي مسلح شاغل باشد گرايش هاي حزبي خود را به محل كار خود منتقل و نيروهاي مسلح را به گرايش هاي سياسي آلوده خواهد كرد و اين با وظيفه ذاتي نيروهاي مسلح و مصالح و منافع كشور و نظام سازگاري ندارد.
    در مورد جناح هاي سياسي نيز تاكيد بر اين واقعيت لازم است كه هيچيك از جناح هاي سياسي درصورتي كه بتوانند از استفاده ابزاري از نيروهاي مسلح خودداري نخواهند كرد. كساني كه در پي تصاحب قدرت هستند معمولا اقدامات خودرا توجيه مي كنند و برقامت آنچه خود انجام ميدهند لباس قانوني و شرعي مي پوشانند و اگر همان كار را طرف مقابل انجام دهد آنرا غير قانوني و غيراخلاقي ميدانند. بنابر اين به آنچه اين روزها و هر زمان ديگر از عناصر جناح ها درباره دخالت سپاه و بسيج در سياست شنيده مي شود نبايد اعتنا كرد. نيروهاي مسلح بايد بي اعتنا به مطامع جناح ها به وظيفه اي كه برعهده دارند عمل كنند و از محدوده اي كه قانون براي آنها مشخص كرده خارج نشوند. آنچه سعادت دنيا و آخرت همه ما را تامين مي كند رضاي خداست نه رضاي اين يا آن جناح و رضاي خدا را فقط در عمل به قانون و وظايف شرعي ميتوان جستجو كرد نه چيز ديگر.
    در پايان اين مقاله را به آن بخش از وصيت نامه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه كه با صراحت تمام بر ممنوعيت وابستگي نيروهاي مسلح به احزاب و گروهها و جبهه هاي سياسي تاكيد ميفرمايند مزين مي نماييم تا فصل الخطاب اين مقوله باشد.
    « وصيت اكيد من به قواي مسلح آن است كه همانطور كه از مقررات نظام عدم دخول نظامي در احزاب و گروه ها و جبهه ها است به آن عمل نمايند و قواي مسلح مطلق چه نظامي و انتظامي و پاسدار و بسيج و غير اينها در هيچ حزب و گروهي وارد نشده و خود را از بازي هاي سياسي دور نگهدارند. در اين صورت مي توانند قدرت نظامي خودرا حفظ و از اختلافات درون گروهي مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمايند و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است دولت و ملت و شوراي دفاع و مجلس شوراي اسلامي وظيفه شرعي و ميهني آنان است كه اگر قواي مسلح چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملي انجام دهند يا در احزاب وارد شوند كه بي اشكال به تباهي كشيده مي شوند و يا در بازي هاي سياسي وارد شوند از قدم اول با آن مخالفت كنند و بر رهبر و شوراي رهبري است كه با قاطعيت از اين امر جلوگيري نمايد تا كشور از آسيب درامان باشد » صحيفه امام جلد 21 صفحات 432 و .433