روزنامه جمهوري اسلامي 06/09/1386 صفحه جبهه و جنگ

  • پاتك به واژه ها ـ 16
  • با پيشكسوتان جهاد و شهادت يك جانباز شيميايي :
    جايگاه جانبازان شيميايي كجاست

  • تفكر بسيجي و نقش آن در پاسداري از انقلاب اسلامي
  • *****
    پاتك به واژه ها ـ 16


  • شهادت حاج اسماعيل فر جواني (فرمانده گردان و غواص ) وسعيد حميدي اصل (غواص ) از مظلومانه ترين شهادتهاست چرا كه در معبر باتلاقي نه راه پس داشتند و نه راه پيش . آن هم در شب عمليات كربلاي چهار ميان سيم هاي خاردار و ميله هاي خورشيدي در اروند خروشان زير آتش سنگيني كه از بالاي سرشان مي ريخت ... الله اكبر
    اگر شهادت نبود دست دين به جايي نمي رسيد.
    در كوههاي ماووت انسانها ايستاده يخ مي زدند اما بچه ها نشسته گرم عبادت بودند.
    از نجواي شبانه علي افشاري (تيربارچي ) محمد افقه (آرپي جي زن ) و غلامرضا بليتي ظهراب (آرپي جي زن ) در عمليات والفجر مقدماتي تنگه رقابيه معلوم بود كه مسافرند.
    از التهاب مناجات شاپور آشنا گر (تيربارچي ) جليل براتوند (تيربارچي ) و مسعودنقوي زاده (بي سيم چي ) در جزيره مجنون (عمليات بدر) روشن بود كه مهاجرند.
    از اشك شوق عبدالرئوف بلبلي (فرمانده گروهان ) عليرضا بيطارزاده (فرمانده گروه ) و ابوالقاسم بصيري (تيربارچي ) در شب حمله كربلاي چهار و منطقه عملياتي جزيره سهيل پيدا بود كه شهيدند.
    ... دست خودم نيست نمي توانم آنها را فراموش كنم .
    اصلا اين خط آخر ندارد بدون معطلي به جاي نقطه چين اشك هايت را بگذار و برو!
    اهواز ـ گروهان نجف اشرف ـ علي عميره (بسيجي )

  • *****
    با پيشكسوتان جهاد و شهادت يك جانباز شيميايي :
    جايگاه جانبازان شيميايي كجاست


  • حميدرضا علي تاجر دبير آموزش و پرورش ناحيه يك همدان است كه در سال 1364 در منطقه جفير در شمال شرقي هورالهويزه بر اثر استنشاق گاز شيميايي خردل به درجه جانبازي نائل شد.
    وي در گفت وگو با خبرنگار ايسنا اظهار كرد : از سال 80 تاكنون چند نوع اسپري مصرف مي كنم و هر ماه يك يا دو بار در بيمارستان اكباتان بخش ريه بستري مي شوم .بعضي از داروها كمياب هستند و يا دير به دست ما مي رسند.
    اين جانباز همچنين مي گويد : متاسفانه تعداد زيادي از افراد جامعه نمي دانند كه با يك جانباز شيميايي چگونه كنار بيايند و يا با او چه طور برخورد كنند و يا اصلا برايشان مهم نيست .
    وي افزود : جانبازان شيميايي با جانبازان ديگر تفاوت دارند آنان كساني هستند كه با مسائل و مشكلات روزمره زندگي دست و پنجه نرم مي كنند و به خاطركمبود نفس و نداشتن توان كافي نمي توانند آن چنان كه بايد و شايد از آنان انتظار مي رود خواسته ها را برآورده كنند چون جانباز شيميايي از درون مي سوزد.
    او در پايان گفت : ما بايد جانبازان شيميايي را درك كنيم و بدانيم در زندگي به چه چيزهايي از لحاظ روحي و رواني نياز دارند چه جايگاهي بايد در بين مردم داشته باشند چگونه با آنان برخورد كنند و با آنان كنار بيايند.
    وي در پايان گفت : جامعه جانبازان شيميايي را به عنوان افرادي كه در زمان جوان و نوجواني زندگيشان را بر طبق اخلاص نهاده و با مشكلاتي كه آن هارا آزار مي دهد زندگي مي كنند قبول كنند.

  • *****
    تفكر بسيجي و نقش آن در پاسداري از انقلاب اسلامي




  • به مناسبت هفته بسيج
    5 آذر ماه سالروز فرمان تاريخي امام خميني (رحمه الله عليها) مبني بر تشكيل بسيج مستضعفين است .
    بدون ترديد مي توان گفت كه تشكل بسيج يكي از معجزات انقلاب اسلامي و از شاهكارهاي معمار بزرگ اين انقلاب بوده كه هر چه مي گذرد بركات و آثار اين فرمان تاريخي بيشتر آشكار مي شود. تعابير مختلف لشكر مخلص خدا شجره طيبه معجزه انقلاب اسلامي مدرسه عشق و... كه توسط مسئولين نظام در رابطه با بسيج بكار رفته نشان از اهميت و جايگاه ويژه اين مولود مقدس دارد.
    سئوال اين است كه چه عاملي باعث گرديده كه بسيج و بسيجي چنين شان و جايگاهي در كشور پيدا نمايد آيا تحصيلات عاليه بسيجيان آنها را به چنين موقعيتي رسانده است
    آيا عبادت و تهجد شبانه آنان را صاحب شاني ويژه كرده است
    آيا داشتن ريش و انگشتر و تسبيح و قيافه ظاهر الصلاح آنها را از ديگران متمايز كرده است
    آيا شجاعت و تهور در ميادين خطر آنها را در ميان جامعه به يك قهرمان محبوب تبديل نموده است
    واقعيت اين است كه همه اين عناوين ذكر شده به تنهايي نمي تواند ملاكي براي اطلاق عنوان بسيجي به يك فرد باشند چرا كه ممكن است شخصي داراي همه اين عناوين باشد اما بسيجي نباشد.
    به نظر مي رسد آنچه يك فرد بسيجي را از سايرين متمايز و او رامهم و اثر گذار مي سازد عناوين و القاب نيست بلكه آن عبارت « تفكر بسيجي » است .
    تفكر بسيجي معرفتي است كه به يك فرد بسيجي قدرت و بينش تشخيص حق از باطل را داده و او را در راه و عقيده و مردم خود استوار و ثابت قدم نگه مي دارد. تفكر بسيجي آنچنان بصيرتي به آدمي مي دهد كه همچون چراغ روشني راه او در ظلمات و تاريكيها مي گردد. تفكر بسيجي همان فهم دقيق دين است كه اين فهم پشتوانه محكم او در برابر لغزشگاهها و پرتگاهها مي شود.
    پيامبر گرامي (ص ) فرمود : تكيه گاه دين فهم دقيق آن است و عابدي كه دين شناس نباشد همچون كسي مي ماند كه شب مي سازد و روز ويران مي سازد.
    وقتي انسان به دين معرفت پيدا كرد ديگر در برابر حوادث و فتنه ها راه را گم نمي كند و به تعبير خضرت علي (ع ) شبهات به كسي كه زمان خود را بشناسد يورش نمي آورند.
    محصول تفكر بسيجي همانا ايمان اميد اخلاص ايثار شجاعت قاطعيت استقامت حق طلبي انصاف فروتني همت بلند احساس بدهكاري به خدا و خلق و انگيزه خدمت صادقانه است .
    در صدر اسلام تفكر بسيجي افراد پولاديني چون ابوذر عمار ميثم تمار مالك اشتر مقداد و... بوجود مي آورد و در انقلاب اسلامي رادمرداني همچون همت باكري زين الدين بروجردي خرازي صياد باقري بابايي كاظمي كاوه و فهميده را تحويل جامعه مي دهد. اين تفكر از فرد چنان شخصيتي مي سازد كه با آرمانها و عقايد خويش پيوندي ناگسستني پيدا كرده و هيچ عاملي نمي تواند اين رابطه را متزلزل نمايد.
    رمز پايداري و ثبات قدم بسيج در برابر حوادث و فتنه هايي كه طي 28 سال عمر نظام جمهوري اسلامي اتفاق افتاده بايد در همين تفكر بسيجي و معرفت ديني جستجو كرد. فتنه هايي كه متاسفانه توانسته است گروهها دسته جات و شخصيت هاي مهمي را از گردونه نظام خارج و حتي در برابر آن قرار دهد.


    بسيج با توكل خدا و با تمسك به عروه الوثقي و حبل الله المتين توانسته است در مقابل امواج سهمگين فتنه ها و طوفانها و گردبادها مردانه ايستادگي و حتي يك لحظه پشت نظام و رهبري را خالي نكرده و همچون شمشير ذوالفقار چشم بسياري از فتنه ها را كور كرده است .
    عشق به ولايت و واجب الاطاعه دانستن فرامين ايشان كه ناشي از ايمان و بصيرت ديني آنان است از آنها مردان پولاديني ساخته كه با هيچ گردبادي و طوفاني از مسير منحرف نشده و بر پيماني كه با رهبر و انقلاب خويش بسته اند وفادار باقي بمانند.
    « نقل است كه در زمان حضرت علي (ع ) مردي از دوستانشان كه شخصي با فضيلت و باايمان بود متاسفانه از وي لغزشي انجام گرفت و بايست حد بر او جاري مي گرديد.
    اميرالمومنين پنجه راستش را بريد و آنرا به دست چپ گرفت . قطرات خون مي چكيد و او مي رفت . ابن الكوا خارجي آشوبگر خواست از اين جريان به نفع حزب خود و عليه علي (ع ) استفاده كند با قيافه اي ترحم آميز جلو رفت و گفت : دستت را كي بريد
    گفت : « پنجه ام را بريد سيد جانشينان پيامبران پيشواي سفيد رويان قيامت ذيحق ترين مردم نسبت به مومنان علي بن ابيطالب امام هدايت پيشتاز بهشت هاي نعمت مبارز شجاعان انتقام گيرنده از جهالت پيشگان بخشنده زكات رهبر راه رشد و كمال گوينده گفتار راستين و صواب شجاع مكي و بزرگوار با وفا » ابن الكوا گفت : واي برتو! دستت را مي برد و اين چنين ستايش مي گويي !
    گفت : چرا ثنايش نگويم و حال اينكه دوستيش با گوشت و خونم در آميخته است ! به خدا سوگند كه نبريد دستم را جز به حقي كه خداوند قرار داده است . »
    يك بسيجي با نظام و انقلاب تا ابد رابطه ناگسستني و خوني دارد. نظام و انقلاب همه ايمان اوست همه هستي و دار و ندار اوست . همه عشق و قبله امال و آرزوهاي اوست . يك بسيجي ديگر با كوچكترين بهانه ايي نمي تواند با نظام قهر كند. اگر مسئولت او را گرفتند رابطه اش با نظام متزلزل نمي شود. اگر در انتخابات شكست بخورد نظام را زير سئوال نمي برد.
    در تفكر بسيجي انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي يك هديه و نعمت الهي است كه بعد از 1400 سال خداوند آنرا به ملت بزرگ ايران ارزاني نموده و بدين جهت براي حفظ اين نعمت الهي بايد از همه هستي خويش مايه گذاشت . بسيجي از امام و مقتداي خويش شنيده است كه « حفظ اين نظام از حفظ جان امام زمان (ع ) هم واجب تر است و حفظ اين جمهوري از اعظم فرايض است . » و لذا حفظ اين نظام را بر خود يك واجب و تكليف الهي مي داند. در تفكر بسيجي خدمت به نظام عين عبادت و بلكه بالاترين عبادت است . يك بسيجي با اين تفكر اگر حزبي تاسيس نمايد و يا نامزد رياست جمهوري و مجلس شود چنانچه سر كلاس درس مي دهد يا درس مي شنود اگر منبر مي رود و موعظه مي كند اگر قلم مي زند اگر در راهپيمايي شركت مي كند اگر مشكلي از ارباب رجوع حل مي كند اگر مصاحبه مي كند و حتي اگر فكر مي كند تنها و تنها هدف او خدمت به نظام جمهوري اسلامي و تقويت اركان آن است .
    يك بسيجي هيچگاه خود را طلبكار انقلاب نمي داند يك بسيجي خط خطي نيست و تنها خطي كه مي شناسد خط نظام و امام است يك بسيجي اگر چه اهل بصيرت و سياست است اما سياست بازي در فرهنگ و مرام او جايي ندارد يك بسيجي بالاترين سود و كمترين هزينه را دارد يك بسيجي اهل ادعا و منم منم نيست اهل كبكبه و بروبيانيست اهل تشريفات و كلاس گذاشتن نيست يك بسيجي اضافه كار مي كند و خدمت به مردم را بزرگترين پاداش خويش مي داند يك بسيجي منافع ملي را بر منافع خويش مقدم مي دارد و كلام رهبر را فصل الخطاب همه امور مي داند.
    با عنايت به آنچه كه بيان شد مي توان گفت : بسيجي امروز عبارت است از حضور آگاهانه و ايثارگرانه يك انسان در عرصه هاي مختلف خدمت به انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي است . رهبر معظم انقلاب (مدظله العالي ) در اين رابطه مي فرمايند :
    « آن كساني كه اگر جان لازم باشد مي دهند اگر مال لازم باشد مي دهند اگر حضور به تن و جسمشان لازم باشد آنرا حاضر مي كنند اگر بحث سازندگي باشد پا وسط ميدان مي گذارند اگر بحث دفاع باشد در وسط ميدان ميآيند اگر لازم باشد براي هدفهاي كشور خود را از لحاظ علمي آماده كنند اين كار را مي كنند هر چه هدفهاي والاتر از آنها بخواهند حاضرند آن را تقديم بكنند آن جمعي كه اين خصوصيات را دارند اسمشان بسيج است ... چه در نيروي مقاومت باشد چه نباشد چه رسما كارت بسيج گرفته باشد چه نگرفته باشد. »
    بنابراين تعريف ديگر بسيجي متعلق به قشر سن نژاد مقام زبان و جنسيت خاص نيست . بلكه هر كس كه چنين تفكري دارد مي تواند بسيجي باشد هر چند عضو رسمي بسيج نباشد.
    رئيس جمهور وزير استاندار فرماندار مدير كل نماينده مجلس و هر مقام ديگري در صورتيكه داراي چنين تفكر و بينشي باشد يك فرد بسيجي به حساب مي آيد. همچنانيكه بنيانگذار اين نظام خود بسيجي بوده و به بسيجي بودن خود افتخار مي كرد آنجا كه فرمود : « من همواره به خلوص و صفاي بسيجيان غبطه مي خورم و از خدا مي خواهم تا با بسيجيانم محشور گرداند چرا كه در اين دنيا افتخارم اين است كه خود بسيجي ام . »
    و كلام آخر اينكه تفكر بسيجي نعمتي است كه خداوند به افراد خاص خويش ميدهد آنجا كه حضرت علي (ع ) فرمودند : « بيداري در دين نعمتي است براي كسي كه روزي اش شده است . » بسيج همان شجره طيبه و درخت تنومندي است كه در همه فصول ميوه مي دهد.
    ث ناصر سعد
    محصول تفكر بسيجي همانا ايمان اميد اخلاص ايثار شجاعت قاطعيت استقامت حق طلبي انصاف فروتني همت بلند احساس بدهكاري به خدا و خلق خدا و انگيزه خدمت صادقانه است
    تفكر بسيجي نعمتي است كه خداوند به افراد خاص خويش مي دهد آنجا كه حضرت علي (ع ) مي فرمودند : بيداري در دين نعمتي است براي كسي كه روزي اش شده است