
اگر بخواهيم تفكري را كه در صحنه ها و عرصه هاي حيات اجتماعي و سياسي و نظامي به تجربه و آزمون درآمده و
مراحل مختلف را طي كرده و ثمرات ارزشمند و شگفت انگيزي را به ظهور و بروز درآورده است
به ماندگاري و اثر
بخشي مستمر برسانيم و در اين عصر و ساير اعصار به بالندگي و پويايي متداوم درآوريم
بايد به طور شايسته و دقيق به
تبيين و تشريح آن اهتمام ورزيم .
ماندگاري هر تفكر سالم و تحول زا و حركت آفرين بدون تبيين صحيح و پس از آن تبليغ و ترويج مفيد و همه جانبه
امكان پذير نمي باشد و ترديدي وجود ندارد كه هر قصور و تسامحي در اين امر به فراموش شدن تفكرات اصيل و
ريشه دار و تاثيرگذار منجر خواهد گرديد.
تبيين و تبليغ و ترويج تفكرهاي بزرگ و تحول زا به مرحله تلاش هاي علمي و نظري مرتبط مي گردد
لكن مرحله
بعد ـ كه در جاي خود بسيار حائز اهميت است ـ فعاليت هاي عيني و عملي مي باشد كه به گونه اي ديگر و عميق تر و
جامع تر موجب گسترش تفكر مي گردد. زيرا چنانچه هر فكر و انديشه سالم و پويا فقط در مرحله تبليغ علمي و نظري
باقي بماند و افراد و گروه ها در صدد متجلي كردن آن در رفتار و عمل خويش برنيايند
تضميني براي ماندگاري و
اثربخشي آن در دراز مدت و براي همه عصرها وجود نخواهد داشت .
« تفكر بسيجي » از جمله تفكراتي است كه در طول دوران دفاع مقدس به تجربه و آزمون درآمد و تحولي شگرف
آفريد و آثاري عظيم به وجود آورد و نسل جوان ما را به شدت تحت تاثير قرارداد
و اگر نبود « بسيج » ـ با تمام عقايد و
رفتار و عملكردهاي پاك و زلال و جهاد و مبارزات خالصانه و ايثارگرانه و وقفه ناپذير آن ـ سرنوشت جنگ به گونه اي
ديگر رقم مي خورد و اينگونه عزتمند و ظفرمند به پايان نمي رسيد.
اين تفكر براي ماندگاري و تداوم اثر بخشي بايد به تبيين و تبليغ و ترويج علمي و عملي درآيد
و الگوي همه
پژوهندگان و ژرف انديشان و نويسندگان مومن و متعهد براي انجام اين وظيفه و مسئوليت بزرگ
حضرت امام خميني
مي باشد .
حضرت امام خميني هم به دليل داشتن احاطه عظيم و عميق به فرهنگ و معارف و علوم اسلامي
هم از جهت
برخورداري از انديشه هاي جامع و همه سونگر
و هم به دليل ادبيات خاص و منحصر به فرد خويش در تبيين آموزه هاي
ديني و قوانين و ارزش هاي والاي الهي و اسلامي در همه شئون حيات اجتماعي
در تبيين تفكر بسيجي نگرشي زيبا و
تحول زا دارد.
حضرت امام خميني درباره تفكر بسيجي و نقش نيروي عظيم بسيجيان سخنان و رهنمودهاي فراوان دارند و هر
كدام از آنها بايد در جاي خود و زمان مناسب به مطالعه و پيام گيري گذاشته شود. از آن ميان آنچه مي گزينيم بخشي از
يكي از پيام هاي آن پيشواي الهي در معرفي مشخصه هاي تفكر بسيجي مي باشد.
حضرت امام ابتدا درباره اهميت و اثر بزرگ توجه به تفكر بسيجي چنين مي نويسد :
« اگر بر كشوري نواي دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز شد
چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد
گرديد . » (1 )
حضرت امام خميني در جملاتي كوتاه ـ كه داراي مفاهيم بلند و تعابير و تمثيل و تشبيه هاي بسيار زيبا مي باشد ـ
مشخصات تفكر بسيجي را اين گونه مطرح و نمايان مي سازد :
« اگر بخواهيم مصداق كاملي از ايثار و خلوص و فداكاري و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهيم
چه كسي
سزاوارتر از بسيج و بسيجيان خواهند بود. بسيج
شجره طيبه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفه هاي آن بوي بهار
وصل و طراوت يقين و حديث عشق مي دهد. بسيج
مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه
پيروانش برگلدسته هاي رفيع آن
اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسيج ميقات پا برهنگان و معراج انديشه پاك
اسلامي است كه تربيت يافتگان آن
نام و نشان در گمنامي و بي نشاني گرفته اند. بسيج لشكر مخلص خداست كه دفتر
تشكل آن را همه مجاهدان از اولين تا آخرين امضا نموده اند . » (2 )
حضرت امام خميني در اين عبارات زيبا و آميخته با آرايه هاي ادبي
به تبيين تفكر بسيجي و معرفي مشخصه هاي
اصلي و بارز آن مي پردازد.
1 ـ اولين مشخصه
عشق به ذات مقدس حضرت حق است كه تار و پود وجود هر جهادگر بسيجي را فرا مي گيرد و او
را متحول و زير و رو مي نمايد و براي حركت در مسير پاكي كه به لقاي حضرت پروردگار منتهي مي شود مهيا مي كند.
اين عشق
خداوند متعال را محبوب بسيجي مي سازد و او از ژرفاي دل به معشوق ازلي و ابدي محبت مي ورزد و
آنقدر پيش مي تازد و محو جمال الهي مي گردد كه جز به خدا نمي انديشد و جز او را نمي طلبد و همه چيز را براي او
مي خواهد و تمام رفتار و عملكردهايش را در راه او و براي جلب خشنودي او به ظهور و بروز در مي آورد.
آن كس را كه در حضرت حق ذوب گرديد
چه جاي گرايش به غير و چه جاي انتظار براي روي دل به سوي ديگري
بردن و در هواي او زيستن و سر در آستانه او نهادن كه صاحب تفكر بسيجي به آنجا رسيده است كه حتي عبادتش را
نه به طمع بهشت و نه از خوف و هراس از دوزخ
كه براي خدا و كسب رضوان و خشنودي او انجام مي دهد.
آيه شريفه اي كه مي فرمايد : « الذين آمنوا اشد حبا لله » (كساني كه به ايمان راستين مي گرايند به شدت به خداوند
محبت مي ورزند)(3 )
به صاحبان ايمان هاي قوي و استوار و زلال و واقعي اشاره دارد كه ذوب و محو در خدا و عاشق و
شيداي جمال و جلال او هستند
و ترديدي وجود ندارد كه اين عشق در متن تفكر بسيجي نهفته است و بسيجيان از
مصاديق عيني آن محسوب مي شوند.
2 ـ مشخصه دوم
« ايثار و فداكاري » است كه از درون مايه هاي اصلي تفكر و تحرك بسيجي مي باشد و او با ايثار در
راه خدا غرق در لذت هاي پاك و والاي معنوي مي شود.
ايثار
گذشتن از علايق و بهره مندي هاي خود و در راه خدا و در مسير اعتلاي دين الهي نثار كردن است كه به طور
مستقيم و غيرمستقيم با رفع مشكلات و موانع و تنگناهاي حيات اجتماعي
اقتصادي
سياسي و نظامي پيوند و ارتباط
پيدا مي كند.
ايثار داراي ابعاد و جلوه هاي گوناگون مي باشد كه هر كدام از آنها بنا به شرايط و موقعيت هاي مختلفي كه در مسير
زندگي انسان پديد مي آيد
فرصت تجلي پيدا مي كند.
صاحبان تفكر بسيجي
آنگونه از تعلقات و دلبستگي ها و وابستگي هاي گوناگون مي رهند كه هر جا ضرورت ايجاب
نمايد از آنچه دارند و دوست مي دارند
براي بهره رساني به افراد جامعه و كشور اسلامي مي گذرند و اين ايثار و فداكاري را
براي خدا مي خواهند و در مسير جلب و جذب خشنودي و خرسندي او.
آيه شريفه
« و يوثرون علي انفسهم و لو كان بهم خصاصه » (آنان ديگران را در ايثار و بخشش اگرچه خود نيازمند
باشند بر خويش ترجيح مي دهند)(4 )
به يكي از مصاديق ايثار و فداكاري تصريح دارد
و از اين نوع ايثار ـ كه ايثار مال
است ـ بالاتر و والاتر هم هست و آن ايثار جان است كه با ورود در ميادين خطر براي دفع دشمن و نجات ياران جهادگر و
دفاع از تماميت دين و ملت و كشور عينيت مي يابد.
3 ـ سومين مشخصه
« خلوص و يكرنگي » است كه اعتقاد و فكر و انديشه
كلام و سخن و گفتار
رفتار و سلوك و
عمل
و همه حركات و سكنات بسيجي را در هر زمان و هر مكان زلال مي سازد.
اخلاص يعني صاف و يكرنگ كردن همه اعمال و رفتار و فعاليت ها براي خداوند متعال
و اين مهم آسان و سريع به
دست نمي آيد و مستلزم مراقبت هاي مستمر در مسير مبارزه با اميال و هوس ها براي زدودن تمام زنگارهاي سياه و
سخت معاصي و غفلت ها از آئينه دل مي باشد و كسي كه به اين توفيق رسيد هر انگيزه و قصد و نيت و پندار و گفتار و
عملكردش از هر چه كه غير خداست پاك و منزه مي گردد.
آيه شريفه ذيل
نمونه اي از آيات فراواني است كه به خلوص و يكرنگي در پرستش و عبادت خدا و به اخلاص
درآوردن همه اعمالي كه براي دين خدا صورت مي گيرد
ترغيب و دعوت مي نمايد :
« فاعبدالله مخلصا له الدين
الا لله الدين الخالص »
« خداوند را بپرست با اخلاص ورزيدن در دين او
و آگاه باشيد كه تنها اعمال خالص و بدون هيچ شرك و ريا پذيرفته
مي شود . » (5 )
بسيجي
چه در جبهه و چه در پشت جبهه
چه در زمان جنگ و چه در زمان صلح
و در همه صحنه ها و عرصه هاي
كار و تلاش و مديريت
خالص و يكرنگ است و انگيزه و قصد و نيت و سلوك و عمل خويش را براي خدا صاف و
زلال مي سازد و هر چه را كه غير خداست و از مطامع نفساني و حزبي و سياسي برمي خيزد
به دور مي ريزد.
4 ـ چهارمين مشخصه نهفته در رهنمودهاي امام خميني درباره تفكر بسيجي
« گمنامي و بي نشاني »
است .
صاحبان تفكر بسيجي
در گمنامي مي زيند و در گمنامي مي ميرند
و از ابتدا تا انتهاي تحرك و تلاش و مجاهداتشان
هرگز به نام و نشان و شهرت و نام آوري نمي انديشند
اگرچه فعاليت ها و كوشايي هايي كه در جبهه و پشت جبهه انجام
مي دهند به طور طبيعي و بدون آن كه خود بخواهند نام و يادشان را بر سر زبان ها اندازد و مشهور و معروف شوند
كه
اين نوع اشتهار همراه با پرهيز شديد و همه جانبه از نام آوري
عين گمنامي است
زيرا قصد و نيت و عمل فقط براي خدا
انجام گرديده و هيچ كاستي و نقصي در آن نفوذ نكرده است .
حضرت امام خميني كه در اين رهنمودها به فضيلت اخلاقي گمنامي و بي نشاني تصريح مي كند
خود در اوج
گمنامي زيست و به شدت از نام آوري و اشتهار پرهيز نمود و در عين حال
خداوند متعال نام و ياد و انديشه و سيره و
روش او را بر سر زبان ها و انديشه و عمل انسان ها آورد و به اين ترتيب اين رجل عظيم الهي در عين انزجار و اجتناب از
اشتهار
مشهور و زبانزد دنيا شد و در حالي زندان خاك را ترك نمود و به سوي حضرت محبوب كوچ نمود كه همچنان به
گرد شهرت و نام آوري نچرخيد و ذوب در خدا و محو جمال معشوق بود و به معشوق پيوست .
آيه شريفه ذيل كه همه حركات و اعمال را به رنگ و صبغه الهي قابل پذيرش مي داند و آن را از خصال
ايمان آورندگان عاشق و خالص مي داند
به فضيلت و ارزش والاي « گمنامي و بي نشاني » تصريح دارد
و اين رنگ و
صبغه الهي است كه موحد راستين و هر بسيجي واقعي را از همه رنگ و صبغه ها مي رهاند و به گونه اي مي پرورد كه نام و
نشان در گمنامي و بي نشاني مي گيرند.
« صبغه الله و من احسن من الله صبغه و نحن له عابدون »
« رنگ و صبغه نيكوي الهي است كه به ما اهل ايمان فطرت و سيرت توحيد بخشيده است و ما بي هيچ شائبه شرك
او را پرستش مي كنيم . » (6 )
5 ـ پنجمين مشخصه تفكر بسيجي
« شهادت طلبي » است كه به صورت يك نياز و عطش سراسر جان و روح بسيجي
را فرامي گيرد و او را در سوز و گدازي وصف ناپذير مي افكند.
صاحب تفكر بسيجي
به خوبي دريافته است كه اولا « شهادت » اوج شوق و اشتياق عبد به معبود است و هر كس كه
طاير جانش در شور و شعف طيران تا ملكوت اعلي و وصل به جانان آرام و قرار نمي يابد
به شهادت راغب و مشتاق
مي گردد. ثانيا شهادت
نزديك ترين و هموارترين راه و سريع و پرشتاب ترين حركت به سوي حضرت محبوب ازلي و
ابدي مي باشد و از اين طريق است كه انسان حيات جاودان و ابدي مي يابد و آنچه در جوار رحمت حق از رضوان و
خشنودي و انواع نعمت ها و لذت ها مشاهده مي كند به گونه اي است كه حاضر است صدها بار به دنيا بيايد و در راه خدا
شهيد شود.
بنگريم به اين آيه شريفه قرآن كريم كه مي فرمايد :
« و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون » .
« هرگز نپنداريد كه شهيدان راه خدا را مرگ و مردن فراگرفت
كه آنان زنده به حيات ابدي و جاودان شدند و در نزد
خداوند متنعم و بهره ور به رزق و روزي هاي وصف ناپذير مي باشند . » (7 )
مي بينيم كه ديدگاه هاي حضرت امام خميني در تبيين مشخصه هاي تفكر بسيجي همه از متن قرآن برمي خيزد
چنان
كه تمام انديشه ها و ديدگاه هاي او در هر موضوع خاستگاهي جز تعاليم و معارف غني و جامع قرآن ندارد و آن رجل
عظيم الهي انقلاب شكوهمند اسلامي را نيز برمبناي فرهنگ و قوانين و ارزش هاي قرآني بنيان نهاد و سرانجام به پيروزي
نهايي رساند و تمام مواضع و رهنمودها و رهبري هاي داهيانه و شگفتي زاي خويش را براي تاثيرگذاري در جهان اسلام
بر همين معيار و محور تنظيم نمود و به مرحله عمل درآورد.
تبيين مشخصه هاي « تفكر بسيجي » توسط حضرت امام خميني به آن دليل كه تكيه بر آموزه هاي وحياني و معارف
قرآني دارد
پشتوانه اي نيرومند نه تنها براي ايران
كه « جهان اسلام » مي باشد و از همين روست كه اين پيشواي الهي اعلام
مي نمايد : « بسيج
تنها منحصر به ايران اسلامي نيست
بايد هسته هاي مقاومت را در تمامي جهان به وجود آورد . » (8 )
اصل و ارزشي كه توجه و عمل به آن را بسيار مهم و ضروري مي دانيم و انديشه و رهنمودهاي حضرت امام خميني
بر آن تاكيد فراوان دارد اين است كه « بسيج » با اين جايگاه و نقش و اثر عظيم بايد به صورت نيرويي مستقل و محفوظ از
نفوذ و سواستفاده هاي سياسي و حزبي و جناحي باقي و استوار بماند تا بتواند منشا آثار شگرف و بركات فراوان براي
اسلام و انقلاب و نظام اسلامي باشد و همچنان پرچم استقلال كشور را در اهتزاز درآورد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ صحيفه امام
ج 21
ص 195
2 ـ همان منبع
ص 194
3 ـ قرآن كريم
سوره بقره (2 )
آيه 165
4 ـ سوره حشر (59 )
آيه 9
5 ـ سوره زمر (39 )
آيه 3
6 ـ سوره بقره (2 )
آيه 138
7 ـ سوره آل عمران (3 )
آيه 169
8 ـ صحيفه امام
ج 21
ص 195
اصل و ارزشي كه توجه و عمل به آن بسيار مهم و ضروري است و رهنمودهاي حضرت امام خميني بر آن تاكيد
فراوان دارد اين است كه « بسيج » با جايگاه و نقش و اثر عظيمي كه دارد بايد به صورت نيرويي مستقل و محفوظ از نفوذ
و سواستفاده هاي سياسي و حزبي و جناحي باقي و استوار بماند تا بتواند منشا آثار شگرف و بركات فراوان براي اسلام
و انقلاب و نظام اسلامي باشد و همچنان پرچم استقلال كشور را در اهتزاز در آورد
« تفكر بسيجي » از جمله تفكراتي است كه در طول دوران دفاع مقدس به تجربه و آزمون درآمد و تحولي شگرف آفريد
و آثاري عظيم به وجود آورد و نسل جوان ما را به شدت تحت تاثير قرار داد
و اگر نبود « بسيج » ـ با تمام عقايد و رفتار و
عملكردهاي پاك و زلال و جهاد و مبارزات خالصانه و ايثارگرانه و وقفه ناپذير آن ـ سرنوشت جنگ به گونه اي ديگر رقم
مي خورد و اينگونه عزتمند و ظفرمند به پايان نمي رسيد
صاحبان تفكر بسيجي
در گمنامي مي زيند و در گمنامي مي ميرند
و از ابتدا تا انتهاي تحرك و تلاش و مجاهداتشان
هرگز به نام و نشان و شهرت و نام آوري نمي انديشند
اگرچه فعاليت ها و كوشايي هايي كه در جبهه و پشت جبهه انجام
مي دهند به طور طبيعي و بدون آن كه خود بخواهند نام و يادشان را بر سر زبان ها اندازد و مشهور و معروف شوند
كه
اين نوع اشتهار همراه با پرهيز شديد و همه جانبه از نام آوري
عين گمنامي است
زيرا قصد و نيت و عمل فقط براي خدا
انجام گرديده و هيچ كاستي و نقصي در آن نفوذ نكرده است

|