
148 سال بعد از هجرت پيامبر گرامي (ص ) از مكه به مدينه
فرزندي از صلب پاك امامان معصوم (ع ) به دنيا آمد كه
پدر بزرگ او
امام صادق (ع ) ديدن و زيارتش را آرزو مي كرد و مكرر به فرزندش امام كاظم (ع ) مي فرمود :
« عالم آل محمد(ص ) در صلب توست و اي كاش او را درك مي كردم و حتما او همنام امير المومنين عليه السلام
است » . حضرت نجمه مادر گرامي و با فضيلت امام رضا(ع ) درباره فرزند ش فرمود :
« در دوران حمل هيچگونه احساس سنگيني در خود نكردم و همينكه به خواب مي رفتم
صداي تسبيح و تهليل و
تمجيد خداوند را از شكم خود مي شنيدم
وقتي فرزندم متولد شد
همسرم موسي ابن جعفر(ع ) فرمود : گوارا باد ترا اي
نجمه . آنگاه پسرم را در پارچه اي سفيد پيچيدم و به دست امام كاظم دادم
آن بزرگوار در گوش راستش اذان و در گوش
چپش اقامه گفت و آب فرات طلبيد و كامش را با آن آب برداشت و به دست من داد و فرمود :
« اين نوزاد حجت خدا بعد از من در روي زمين است » . (1 )
بدون شك يكي از الطاف و عنايات خداوند بر ملت ايران كه مهر افتخار پيروي از مكتب اهل بيت گرامي نبي مكرم
اسلام بر پيشاني خويش دارد اين است كه قبر و بارگاه نوراني امام هشتم علي ابن موسي الرضا(ع ) را در كشور عزيز ايران
قرار داده تا به بركت آن وجود مقدس كشور ما از بالاترين نعمات مادي و معنوي برخوردار باشد.
امروزه اگر چه تهران پايتخت رسمي كشور و ملت ايران است
اما كيست كه نداند كه اين بارگاه ملكوتي است كه قبله
آمال و آرزوهاي اوست . عشق به امام رضا(ع ) تاج افتخار اين ملت و تمام ايمان اوست
عشق به امام هشتم دار و ندار اين
مردم و همه هستي اوست . قلب تك تك ايرانيان خانه و آشيانه اوست . امام رضا پناهگاه اين ملت و باب الحوائج
اوست . ملت ايران امروز بدليل همجواري با امام هشتم مورد غبطه ساير مسلمانان جهان هستند. امروزه آرزوي زيارت
امام هشتم براي مسلمانان عراق كمتر از آرزوي زيارت امام حسين (ع ) توسط ايرانيان نيست . عشق و محبت مسلمانان
ساير كشورها نسبت به امام رضا عليه السلام نيز همچون ملت ايران در اوج خود قرار دارد.
به شكرانه اين نعمت خداوندي بر ما ايرانيان فرض است همچنانكه وجود ما مالامال از محبت به آن امام همام
است
ظرف وجودي خويش را از معرفت مكتب آن عزيز مالامال نمائيم . درست است كه مكتب تشيع مكتب عشق و
دلدادگي است اما تقويت شناخت و معرفت نسبت به خاندان نبوت امري است كه خود آن عزيزان از شيعيان خويش
خواسته اند
چرا كه عشق بدون شناخت به تنهايي نمي تواند سازنده و نجات بخش باشد. اين معرفت است كه به انسان
ثبات قدم در مسير و قدرت و بينش تشخيص حق از باطل مي دهد. معرفت در واقع چنان بصيرتي به آدمي ميدهد كه
همچون چراغ روشني راه او مي گردد پيامبر گرامي (ص ) تكيه گاه دين را فهم دقيق مي داند و عابدي را كه دين شناس
نباشد همچون كسي ميداند كه شب مي سازد و روز ويران مي كند. وقتي انسان به دين خود معرفت پيدا مي كند. خطر
انحراف به حداقل مي رسد و به تعبير حضرت علي عليه السلام شبهات به كسي كه زمان خود را بشناسد يورش
نمي آورند معرفت به دين افرادي همچون ابوذر مي سازد كه در برابر امواج سهمگين حوادث و فتنه ها تا آخر عمر بر
صراط مستقيم باقي بماند. امام صادق فرمود : « بيشترين عبادت ابوذر انديشيدن و پند گرفتن بود. بيداري در دين بقول
حضرت امير نعمتي است براي كسي كه روزي اش شده است . اصولا كسي كه به مسائل ديني معرفت پيدا نكرده دين را
هرگز نمي تواند ياري برساند.
اگر مردم آگاه به امور دين باشند ديگر عوام فريبان ميداني براي جولان و سو استفاده از احساسات پاك آنها
پيدا
نمي كنند. خرافات زماني فرصت براي رواج پيدا مي كنند كه مردم از حقيقت يك امري مطلع نباشند.
متاسفانه آنچه باعث شده در طول تاريخ پيامبران و امامان معصوم عليهم السلام و ديگر مصلحان در مظلوميت قرار
بگيرند
عدم شناخت و معرفت كافي مردم از مكتب و مرام آن بزرگان بوده است . برگزاري جشنها و اظهار شادي
بمناسبت اعياد اسلامي و بويژه ميلاد ائمه اطهار عمل پسنديده و مباركي است
اما اين كافي نيست . حال كه بحمد الله
يك نظام اسلامي بر اين كشور حاكم است
جادارد بيش از اين نسبت به تقويت فهم و معرفت ديني مردم و مكتب ائمه
هدي بويژه نور تابان اين مرز و بوم همت شود.
صدا و سيما كه در حكم دانشگاه عمومي است
در چنين مناسبت هايي نبايد به پخش چند مداحي و مديحه سرايي
قناعت كرده و وظيفه خود را تمام شده حساب كند
بلكه اين رسانه ملي وظيفه دارد در قبال بودجه اي كه در واقع از جيب
مردم دريافت مي نمايد نسبت به تهيه و ساخت برنامه هاي محتوايي در همه ابعاد جهت بالا بردن سطح آگاهي جامعه
اقدام نمايد. هر كدام از احاديث نقل شده از معصومين مي تواند محور موضوعي براي تهيه يك برنامه و حتي ساخت
يك فيلم اثر بخش و فرهنگ ساز باشد. تاكي بايد مشاهده كنيم گفته ها و رهنمودهاي معصومين همچنان در كتاب ها
خاك بخورند. اين رهنمودها بايد در متن زندگي مردم كار بردي شده و جاري و ساري گردد. اميد است روزي شاهد عمق
بخشيدن به سطح معرفت و فرهنگ ديني جامعه باشيم .
در پايان در چند كلام گهربار از امام علي بن موسي الرضا(ع ) توجه و نظر دقيق مي كنيم :
هديه كينه ها را از دل مي زدايد . (2 )
كسي كه اندوه مومني را بگشايد خدا روز قيامت از قلبش اندوه را مي زدايد . (3 )
از ما نيست آن كه دنياي خود را براي دينش و دين خود را براي دنيايش ترك گويد . (4 )
عبادت به بسياري روزه و نماز نيست
بلكه به بسيار انديشيدن در كار خداست . (5 )
كسي كه از خدا توفيق بخواهد ولي تلاش نكند خود را مسخره كرده است . (6 )
از ما نيست كسي كه همسايه اش از شر او در امان نباشد . (7 )
بهترين مال آن است كه آبرو با آن حفظ شود . (8 )
آن كه صاحب نعمت است بايد بر هزينه خانواده اش وسعت بخشد . (9 )
بيست سال دوستي موجب خويشاوندي است و علم بيش از نسبت پدري
صاحبانش را با هم پيوند مي دهد . (10 )
در هر زمان كه مردم گناه جديدي را رايج كنند
خداوند تبارك و تعالي
بلاي جديدي كه تا آن زمان سابقه نداشته بر آنها
نازل مي سازد . (11 )
ثروت جمع نميشود مگر به 5 علت : بخل شديد
آرزوي طولاني
حرص غالب
قطع رحم و ندادن حقوق ارحام و
انتخاب دنيا بر آخرت . (12 )
ناصر سعد
پاورقي :
1 ـ عيون اخبار الرضا
2 ـ مسند الرضا
3 ـ كافي 200
2
4 ـ بحارالانوار
ج 78
5 ـ تحف العقول
ص 442
6 ـ بحارالانوار
ج 78
7 ـ عيون اخبار الرضا
ج 1
8 ـ بحارالانوار
ج 78
9 ـ بحارالانوار
ج 78
10 ـ عيون اخبار الرضا
131
2
11 ـ مسند الرضا
12 ـ مسند الرضا

*****
آزادي تفكر
|

در فقه اسلامي مسئله اي مطرح است به نام كتب ضلال (يعني كتابهايي كه مايه گمراهي مردم مي شوند). فقه اسلامي مي گويد : خريد
و فروش و نگه داشتن كتابهايي كه مايه گمراهي مردم مي شوند جايز نيست مگر براي افرادي كه قدرت علمي و انتقادي دارند يعني
قدرت تجزيه و تحليل دارند و هر كتابي را كه بخوانند باورشان نمي شود. بلكه كتابها را نقد مي كنند. عده اي مي گويند : اين برخلاف اصل
آزادي است . افراد بايد آزاد باشند كه هر كتابي را كه مي خواهند
بخوانند و اختيار با خودشان است . مي گويند : اين كه فقه اسلامي
مي گويد : « كسي حق خريد و فروش و نگهداري كتب ضلال را ندارد مگر افرادي كه صلاحيت علمي دارند » با اصل آزادي و اصل كلي
حقوق بشر منافات دارد.
در جواب مي گوييم : آن آزادي كه از حقوق بشر است
آزادي تفكر است : يعني انسان بايد در فكر كردن و انديشيدن آزاد باشد و اساسا
پايه دين و ايمان انسان محكم نمي شود مگر آن كه اصول عقايد خود را از روي استدلال و برهان و انديشيدن صحيح به دست آورده
باشد. خود قرآن در اين باره مي فرمايد : الذين يستمعون القول فيبعون احسنه اولئك الذين هديهم الله و اولئك هم اولو الالباب . « آنهايي
كه به سخنان گوش مي كنند و خوبها را از ميان آن انتخاب مي كنند و پيروي مي كنند و بدها را دور مي ريزند
اينها هستند كه به هدايت
الهي مهتدي اند و اينها صاحبان لب و عقل و معني هستند. » اين خيلي خوب است كه كسي داراي غربال روحي و فكري باشد تا هر چه را
كه وارد روحش مي شود غربال كند
بدش را دور بريزد و خوبش را نگه دارد. براي چنين كسي جايز است كه هر كتابي را كه مي خواهد
بخواند و هر سخني را كه مي خواهد
بشنود. اما اكثريت مردم اين گونه نيستند يعني غربال تفكر ندارند و مثل بچه كوچك هر چه را كه
بشنوند
همه را يكجا مي بلعند. اكثريت مردم بدون اين كه قدرت تجزيه و تحليل داشته باشند مجذوب يك سلسله افكار و انديشه ها
مي شوند; يعني طبيعت جذب مي كند بدون اين كه بتواند غربال كند. معلوم است كه اگر در جامعه اي به طور عموم
هر فكر و انديشه و
سخني آزاد باشد و در اختيار مردمي قرار بگيرد كه هيچ قدرت غربال كردني ندارند. مردم اين جامعه حتي يك فكر صحيح نخواهند
داشت . اين برعهده رهبران جامعه است كه با كمال حسن نيت
افكار و انديشه ها و سخنها را اول غربال كنند (و بعد در اختيار عموم قرار
دهند). پس غربال كردن افكار و انديشه ها با اصل آزادي تفكر منافات ندارد; اصلا تفكر يعني قدرت غربال كردن و تميز دادن درست از
نادرست و وقتي انساني قدرت تميز و تشخيص درست از نادرست را نداشته باشد اصلا تفكر ندارد
كار او جذب است نه تفكر. (آشنايي
با قرآن
متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري )

*****
دعا
كليد پيروزي
|
دعا وسيله موثري براي خود سازي و پيوند نزديكي ميان انسان و خداست . اولين شرط دعا شناخت كسي است كه
انسان او را مي خواند.
شرط ديگر شستشوي قلب و دل
و آماده ساختن روح براي تقاضا از او است
چرا كه انسان هنگامي كه به سراغ كسي
مي رود بايد آمادگي لقاي او را داشته باشد.
شرط سوم دعا جلب رضا و خشنودي كسي است كه انسان از او تقاضائي دارد
چرا كه بدون آن احتمال تاثير بسيار
ناچيز است .
چهارمين شرط استجابت دعا آن است كه انسان تمام قدرت و نيرو و توان خويش را به كار گيرد و حداكثر تلاش و
كوشش را انجام دهد
و نسبت به ماوراي آن دست به دعا بردارد و قلب را متوجه خالق كند.
در روايات اسلامي صريحا آمده است كاري را كه انسان خود مي تواند انجام دهد اگر كوتاهي كند و به دعا متوسل
شود دعايش مستجاب نيست !
دعا وسيله اي است براي شناخت پروردگار و صفات جمال و جلال او
و هم وسيله اي است براي توبه از گناه و پاك
سازي روح و هم عاملي است براي انجام نيكي ها
و هم سببي است براي جهاد و تلاش و كوشش بيشتر تا آخرين حد
توان .
تعبيرات مهمي درباره دعا ديده مي شود كه جز با آنچه گفتيم مفهوم نيست مثلا : در روايتي از پيامبر صلي الله عليه
وآله و سلم مي خوانيم : دعا اسلحه مومن
و ستون دين و نور آسمانها و زمين است (1 )
از امير مومنان علي عليه السلام مي خوانيم : دعا كليد پيروزي و مفتاح رستگاري است
و بهترين دعا دعائي است كه
از سينه پاك و قلب پرهيز گار برخيزد(2 )
امام صادق عليه السلام مي فرمايد : دعا نافذتر از نوك نيزه است . (3 )
گذشته از همه اينها اصولا در زندگي انسان حوادثي رخ مي دهد كه از نظر اسباب ظاهري او را در ياس فرو مي برد
دعا
مي تواند دريچه اي باشد به سوي اميد براي پيروزي
و وسيله موثري براي مبارزه با ياس و نوميدي .
به همين دليل دعا به هنگام حوادث سخت و طاقت فرسا به انسان قدرت و نيرو و اميدواري و آرامش مي بخشد
و
از نظر رواني اثر غير قابل انكاري دارد.
خداوندا
توفيق دعاهائي كه مطلوب درگاه تو است به ما مرحمت فرما و از اجابت آن ما را محروم مكن . انك علي
كل شي قدير.
سيد جلال متقي موسوي
پاورقي
1 تا 3 ـ اصول كافي
جلد 2
ابواب الدعا

| | |