روزنامه جمهوري اسلامي 26/08/1386 صفحه امام
*****
نهضت تنباكو تجلي اقتدار ديني و بينش سياسي مرجعيت شيعه




  • ديدگاه امام خميني درباره حماسه فتواي ميرزاي شيرازي و قدرت روحانيت در تقابل با استعمار خارجي
    استعمار غرب در تداوم طرح و برنامه ريزي براي نفوذ در ايران و دست يازي به منابع ثروت اين سرزمين حلقه اي ديگر به حلقه هاي زنجير ثقيل اسارت ملت محروم و مظلوم ايران افزود و از طريق دولت مقهور و وابسته قاجار قراردادي را به اين مرزوبوم تحميل نمود كه در اثر آن انحصار خريد و فروش توتون و تنباكوي ايران به مدت پنجاه سال به انگليس واگذار مي شد.
    اين قرارداد استعماري بين كمپاني انگليس « رژي » و توسط « ژرژ تالبوت » و دولت ناصرالدين شاه در سال 1307 هجري قمري منعقد گرديد.
    كمپاني رژي پس از انعقاد قرارداد و كسب امتياز تنباكوي ايران به سرعت نمايندگان خود را به ايران اعزام نمود و در تمام شهرها و روستاهاي كشور به تاسيس مراكز اداري به منظور تحقق تمام جوانب امتياز خريد و فروش تنباكو پرداخت .
    امتياز تنباكو در نگاه اول يك امتياز اقتصادي بود و دست دولت انگليس را براي چنگ اندازي به دخانيات ايران باز و آزاد مي گذاشت ولي در ماوراي اين قرارداد اقتصادي طرح هاي فريبكارانه براي بسط سيطره سياسي و فرهنگي نهفته بود و به مرور همه امور ملت و كشور ايران را در چنبره استعمار غرب قرار مي داد. علاوه بر اين واقعيت قرارداد اقتصادي كمپاني رژي با دولت ايران جاي تامل بسيار دارد و از آنجا كه « اقتصاد » امري حياتي و پيوند خورده با جلوه هاي مهم حيات و سرنوشت ملت و كشور است نمي توان به سهولت از كنار آن گذشت . اين قرارداد نه تنها هيچ نفعي براي ايران نداشت كه سراسر ضرر و زيان محسوب مي شد و حاصل آن غارت و چپاول بخشي از ثروت وسيع ملي بود زيرا براساس متن قرارداد مزبور انحصار تنباكوي ايران به طور مطلق در اختيار انگليس قرار مي گرفت و امتياز كامل خريد و فروش آن از نظارت و اداره دولت و ملت ايران خارج مي گرديد و در ازاي اين بذل و بخشش هاي شاهانه ! و يغماگري وسيع اربابانه ! مقرر گرديد كه هر ساله پانزده هزار ليره انگليسي به خزانه اعليحضرت همايوني ! پرداخت شود! و به راستي آن ثروت سرشار و انبوه و سراسري در همه شهرها و روستاهاي كشور كجا و اين پرداخت ناچيز كجا! و البته بر اهل عقل و خرد و فهم و كياست پوشيده نيست كه اين پرداخت براي خالي نبودن عريضه و سرهم بندي و پنهان كردن اصل ماجراي اسفناك سلطه اقتصادي استعمار انگليس بر ايران تعيين و تقرير گرديد!
    روحانيت مقتدر و آگاه شيعه در كنار سيطره اقتصادي استعمار مهيا شدن زمينه سلطه فرهنگي و سياسي انگليس را نيز مشاهده مي نمود و روباه پير استعمار را نه تنها دلسوز ملت ايران نمي دانست كه با سوظن قاطع و صريح و در تجزيه و تحليل دقيق به اين نتيجه رسيد كه آنچه در هندوستان به وسيله كمپاني انگليسي هند شرقي اتفاق افتاد و در اثر آن سرزمين هند به صورت مستعمره و ضميمه امپراطوري بريتانيا درآمد در ايران نيز در حال اتفاق است تا همه چيز در كام استعمار فرو رود.
    بزودي پيش بيني علماي آگاه اسلام به واقعيت تبديل شد زيرا در كنار نمايندگان و ماموران و كارمندان كمپاني رژي مبشرين و مبلغين مسيحي براي انجام ماموريت هاي منتهي به زمينه سازي به منظور تحقق « استعمار فرهنگي » در كنار « استعمار اقتصادي » به شهرها گسيل شدند و به تبليغ مسيحيت غربي و انگليسي اهتمام ورزيدند! از ديگر سو گروه هايي از زنان فاسد و بدكاره فرنگي نيز ماموريت يافتند تا به جوانان مسلمان ايران نزديك شده و عقل و دل و دين آنان را با ترويج بي بندوباري جنسي بربايند و به مرور به بي هويتي فرهنگي و بي اعتنايي به امور سياسي و آمد و شد دولت هاي غربي و قراردادهاي استعماري برسانند و به اين وسيله زمينه هاي تحقق « استعمار سياسي » را نيز آماده و مساعد نمايند!
    ارتباط علماي بيدار و هشيار ايران (1 ) با مرجع بزرگ جهان تشيع آيت الله ميرزامحمدحسن شيرازي ـ مشهور به ميرزاي شيرازي ـ موجب انتقال وقايع تلخ ايران به سامره و اطلاع دقيق آن مرجع روشن ضمير از نقشه هاي استعمار انگليس براي سيطره بر دين و ملت كشور ايران گرديد.
    ميرزاي شيرازي در اوج آگاهي و بينش و اقتدار براي مسدود كردن راه هاي بسط سيطره استعمار در همه ابعاد و جنبه ها با صدور اين فتواي تاريخي استعمال تنباكو را حرام اعلام نمود :
    « بسم الله الرحمن الرحيم . اليوم استعمال تنباكو و توتون باي نحو كان در حكم محاربه با امام زمان عجل الله فرجه است . محمدحسن الحسيني » (2 )
    اين فتواي تاريخي امواجي از مخالفت و مبارزه در ايران عليه استعمار خارجي و استبداد داخلي به وجود آورد و موجب تغيير و تحولاتي گشت كه در نهايت با متجلي كردن اقتدار ديني و بينش سياسي مرجعيت شيعه لغو امتياز تنباكو و شكست استعمار غرب و مهره هاي وابسته خود در ايران را به همراه داشت .
    ديدگاه هاي حضرت امام خميني و نكته ها و تعابير و نگرش هاي ژرف و آگاه بخشي كه در متن آنها نهفته است جلوه هاي مختلف اين اقتدار ديني و بينش سياسي را براي نسل امروز نمايان مي سازد.
    حضرت امام خميني درباره قدرت خيركننده مرجعيت و رهبري شيعه در مقابله با استعمارگران انگليسي در واقعه امتياز تنباكو اينگونه به آگاهي بخشي مي پردازد :
    « در قضيه تنباكو در زمان مرحوم ميرزا به اين ها فهماند كه با يك فتواي يك آقايي كه در يك ده در عراق سكونت دارد يك امپراطوري را شكست داد و سلطان وقت هم با همه كوششي كه كرد براي اين كه حفظ كند آن قرارداد را نتوانست حفظ بكند و مردم ايران قيام كردند و شكستند آن پيماني كه آنها داشتند اين يك تجربه اي شد براي آنها كه ببينند كه يك آقايي در يك ده وقتي يك كلمه مي نويسد كه : امروز استعمال تنباكو در حكم محاربه با امام زمان است و اين موجش مي آيد همه ايران را فرا مي گيرد به طوري كه شاه مستبد با آن قدرت را مي كوبد قلم اين آقا مي كوبد آن سرنيزه هاي آن روز را. اينها فهميدند كه بايد اين قدرت را بگيرند تا اين قدرت زنده است نمي گذارند كه اين ها هر كاري دلشان مي خواهد بكنند . » (3 )
    حضرت امام خميني در اين رهنمود به نكات ذيل اشاره مي نمايند :
    فتواي مرجع و رهبر بزرگ شيعه مرحوم ميرزاي شيرازي ـ در حالي كه در نقطه اي دور افتاده در خارج ايران و در سامره عراق سكونت داشت ـ طوفاني سهمگين عليه امتياز استعماري تنباكو در كشور ايران برانگيخت و موجب قيام عمومي گرديد و استعمار انگليس را مغضوب و مقهور ساخت و اين تحرك ضداسلامي و متضاد با منافع ملي مردم را به شكست منتهي گردانيد.
    فتواي تحريم تنباكو به گونه اي امواج مخالفت و قيام را در مردم ايران شدت و گسترش داد كه ناصرالدين شاه را مبهوت و درمانده ساخت و نتوانست با قدرت « سرنيزه » در برابر تراوش « قلم » يك مرجع و رهبر شيعي مقاومت و ايستادگي كند و در نهايت او را تسليم نمود و به فسخ قرارداد تنباكو مجبور ساخت .
    پيروزي نهضت تنباكو به رهبري روحانيت براي استعمار خارجي تجربه روشني از اقتدار ديني و بينش سياسي مرجعيت و رهبري شيعه به وجود آورد و آنان به وضوح دريافتند كه تا اين قدرت بزرگ و زنده و پويا وجود دارد محال است بتوانند سايه شوم خود را بر كشور ايران بگسترانند و مردم را تحت تابعيت درآورند و سيطره خويش در ابعاد اقتصادي و فرهنگي و سياسي را در اين سرزمين محقق گردانند. برنامه ريزي ها و طرح و توطئه ها و ترفندهاي مختلفي كه پس از پيروزي نهضت تنباكو عليه روحانيت آگاه و مبارز شيعه تدارك و ساماندهي گرديد نشان از تجربه قدرت و صلابت و بينش هاي عميق مراجع و فقها و علماي اسلام توسط استعمار غرب در نهضت تنباكو دارد.
    حضرت امام خميني بخشي ديگر از ديدگاه هاي خويش درباره نهضت تنباكو را اين گونه مطرح مي نمايد :
    « مرحوم ميرزاي بزرگ ... تحريم كرد تنباكو را براي اين كه تقريبا ايران را در اسارت گرفته بودند به واسطه قرارداد تنباكو و ايشان يك سطر نوشت كه تنباكو حرام است . و حتي بستگان خود آن جائر هم (ناصرالدين شاه ) و حرمسراي خود آن جائر هم ترتيب اثر دادند به آن فتوا و غليان ها را شكستند . » (4 )
    حضرت امام خميني در اين نگرش به دو نكته ديگر از فتواي پيروز مرحوم ميرزاي شيرازي اشاره مي نمايد :
    نكته اول اين كه قرار داد تنباكو بين دولت ايران و انگليس موجب بسط نفوذ اين كشور استعماري در ابعاد گوناگون و به بردگي و اسارت كشاندن ملت و كشور ايران گرديد و همين امر عامل اصلي صدور فتواي تاريخي مرجع عاليقدر شيعه شد. عبارت « ايران را به اسارت گرفته بودند به واسطه قرار داد تنباكو » به همه ابعاد و جلوه هاي اسارت و سلطه خارجي ـ يعني در فرهنگ و اقتصاد و سياست ـ تصريح دارد. آثار انواع اين اسارت به مرور مشهود گرديد.
    نكته دوم شدت و گستردگي تاثير فتواي تحريم تنباكو مي باشد كه تا آنجا پيش مي رود كه در حرمسراي شاه و در ميان بستگان و وابستگان او نيز نفوذ مي نمايد و آنان را عليه ناصرالدين شاه و اربابان انگليسي اش مي شوراند. شكستن قليان ها در حرمسراي شاه و خودداري آنان از استعمال تنباكو در اثر تحريم آن به وسيله مرجع و رهبر شيعه از اوج تاثير دين و فتوا و رهنمودهاي فقها و علماي اسلام در ميان همه اقشار ملت از جمله در متن دربارهاي سلاطين جور و ايجاد تحول در عناصر مساعد و آماده نشان دارد.
    يكي ديگر از ابعاد ديدگاه هاي حضرت امام خميني درباره نهضت تنباكو را در عبارات ذيل مشاهده مي نمائيم :
    « مرحوم ميرزا كه دخانيات را تحريم فرمود شياطين افتادند در بين مردم و به آنجا رساندند كه بعضي از اهل علم بعضي از شهرها بالاي منبرـ به طوري كه نقل مي كنند ـ غليان كشيد بر ضد حكم مرحوم ميرزا » (5 )
    حضرت امام خميني در اين بخش از رهنمودهاي خود فعاليت هاي گروه جمود انديش و متحجر روحانيت اسلام را كه هميشه هم اسير جهل و قشري گري خود و هم ملعبه دست دشمنان نامرئي و پنهان بوده اند و در مقابل علما و فقها و روحانيون انديشمند و استعمار ستيز قرار گرفته و سعي در ايجاد سنگلاخ و مانع در مسير مبارزات وقفه ناپذير آنان با بيگانگان داشته اند اشاره مي نمايد.
    اين اقليت فاقد دانش وسيع و بينش عميق نسبت به تعاليم و قوانين جامع اسلام به طور طبيعي به دليل يكسونگري و برداشتهاي سطحي از دين نه تنها اهل جهاد و مبارزه با دشمنان خارجي و داخلي نبودند و حتي دستي از دور هم برآتش ستيز عليه جبهه متحد كفر و شرك و نفاق جهاني نداشتند بلكه خنجري در قلب اسلام و خاري در چشم و استخواني در گلوي علماي جامع نگر و انديشمند و جهادگر عليه استعمار و استبداد بوده اند.
    در نهضت تنباكو اين عناصر سطح انديش و متحجر در حالي كه در اوج جهل و ناآگاهي به سر ميبردند و هيچ شناخت عميق و جامعي نسبت به جنبه هاي مختلف علوم و دانش هاي اسلامي نداشتند با جسارت تمام در برابر فقيه جامع الشرايط و آگاه به زمان و همه سونگري همچون ميرزاي شيرازي پرچم مخالفت برافراشتند و بر فتواي تاريخي او كه در هم شكننده استعمار خارجي و استبداد داخلي و تضمين كننده حفاظت و صيانت از دين و استقلال كشور بود خرده گرفتند! اين جهل و جمود و سطحي نگري تا آنجا چشم عقل و دل قشري گرايان را كور مي كند كه يك روحاني به خود اجازه مي دهد برفراز منبر و در مخالفت با فتواي ميرزاي شيرازي و موج حمايت عملي علماي اسلام و مردم مسلمان قليان بكشد!
    متاسفانه تحركات مخرب طلاب و روحانيون متحجر و جمودانديش در ساير نهضت هاي روحانيت تداوم داشت و از جمله در انقلاب شكوهمند اسلامي به صورت آزار و اذيت هاي مكرر و ايجاد موانع بر سر راه حضرت امام خميني و علماي مبارز اسلام به ظهور و بروز در آمد.
    مخالفت با نهضت پرشور امام خميني و يارانش با رژيم ستمشاهي تحت اين عنوان كه شاه شيعه است اعتقاد به تز استعماري جدايي دين از سياست مخالفت با تشكيل حكومت اسلامي قبل از ظهور امام عصر(ع ) مخالفت با تحقق اصل جهاد تحت اين عنوان كه ما مكلف به اين امر نيستيم غرقه شدن در احكام فردي و عبادي اسلام و فراموش كردن احكام اجتماعي و سياسي و حكومتي آن از جمله موارد سنگ اندازي روحانيون قشري در مقابل حركت مقدس امام خميني و علماي آگاه و مبارز محسوب مي شود(6 )
    نتيجه مي گيريم كه حضرت امام خميني با ديدگاه هاي جامع و همه سونگر خويش درباره فتواي ميرزاي شيرازي و نهضت پرشور و فراگير تنباكو شش بينش عميق به جامعه و نسل امروز منتقل مي نمايد.
    بينش اول اقتدار و توانمندي و صلابت شگفت انگيز مرجعيت و رهبري شيعه در تقابل با استعمار خارجي و شكستن هيمنه بيگانگاني كه در پشت پرده هاي سياست به طرح و برنامه ريزي و دست يابي به روش هاي شيطاني و ترفند و توطئه هاي گوناگون براي ستيز با اسلام و استقلال سرزمين هاي اسلامي مي پردازند.
    بينش دوم تجربه استعمار در نهضت تنباكو در شناسايي عظمت و مهابت و صلابت روحانيت شيعه و دست يابي به اين باور و شناخت كه تا اين پايگاه قدرتمند و زنده و حاضر و ناظر و نقش آفرين در صحنه هاي مختلف زندگي مردم وجود دارد شكست اسلام و مسلمانان ايران و مستعمره ساختن اين سرزمين به هيچ وجه امكان پذير نمي باشد.
    بينش سوم توجه به تدارك وسيع انواع ترفندها و اقسام شيوه هاي مبتني بر مكر و نيرنگ و اغواگري توسط استعمارگران براي ايجاد انحراف در افكار عمومي مردم ايران به منظور جدا سازي آنان از روحانيت و ايجاد زمينه اي مساعد براي به انزوا كشاندن علماي آزادانديش و سخت كوش و مبارز اسلام و روي كارآمدن عناصر ليبرال و وطن فروش و وابسته به غرب مي باشد همان گونه كه به مرور و پس از به ثمر نشستن نهضت تنباكو شاهد ظهور و بروز اين عناصر در نهضت مشروطه و نهضت ملي شدن نفت بوديم .
    بينش چهارم گستردگي نهضت تنباكو و نفوذ وسيع آن در ميان اقشار مختلف مردم در همه شهرها و روستاها و حتي در متن دربار و خانواده ناصرالدين شاه كه اين نكته به گونه اي ديگر از شدت و وسعت اقتدار مرجعيت و رهبري شيعه و نفوذ آنان در ميان توده ها و اقشار گوناگون مردم حتي دشمنان حكايت مي كند.
    بينش پنجم به اسارت در آمدن ايران در اثر قرار داد استعماري واگذاري انحصار تنباكو به انگليس كه نشان از ابعاد و جلوه هاي مختلف اين سيطره دارد كه شامل استعمار اقتصادي استعمار فرهنگي و استعمار سياسي ميباشد و آثار و علائم آن در ايران با حضور مبشرين و مبلغين مسيحي و زنان فاسد و هرزه فرنگي ظاهر گرديد.
    بينش ششم سنگ اندازي و مانع تراشي و اذيت و آزارهاي اقليت قشري گرا و متحجر روحاني در مسير نهضت تنباكو و در تقابل باميرزاي شيرازي و ساير علماي انديشمند و جامع نگر و مبارز و تداوم اين تخريب ها و تلاشها در ساير نهضت ها از جمله انقلاب اسلامي ايران و ضرورت توجه خاص حوزه هاي علميه و مراجع آگاه و علماي دلسوخته و مبارز براي جلوگيري از تحركات ضد اسلامي اين افراد در عصر و زمان حاضر مي باشد.
    ــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ بزرگاني چون ميرزا حسن آشتياني شيخ فضل الله نوري سيد عبدالله بهبهاني سيد علي اكبر تفرشي سيد محمد رضا طباطبايي و ملا محمدتقي كاشاني از علماي آگاه وسائس و آشنا به تحركات خارجي و داخلي دشمنان بودند و نقشه هاي استعمار غرب را به دقت زير نظر داشتند و با ميرزاي شيرازي مرتبط و انتقال دهنده اخبار و تحولات بودند.
    2 ـ نهضت روحانيون ايران علي دواني موسسه فرهنگي امام رضا(ع ) ج 1 ص 92
    3 ـ تاريخ معاصر ايران از ديدگاه امام خميني (تبيان دفتر بيستم ) موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 44
    4 ـ همان منبع ص 45
    5 ـ همان منبع ص 48
    6 ـ صحيفه امام ج 3 ص 288 و 289
    استعمار انگليس پس از نهضت پيروز تنباكو و با شناسايي عظمت و مهابت و صلابت مرجعيت و رهبري شيعه به اين نتيجه قطعي رسيد كه تا اين پايگاه قدرتمند و زنده و حاضر و ناظر و نقش آفرين در صحنه هاي مختلف زندگي مردم وجود دارد شكست اسلام و مسلمانان ايران و مستعمره ساختن اين سرزمين به هيچ وجه امكان پذير نمي باشد
    به انزوا كشاندن علماي آزادانديش و مبارز در نهضت مشروطه و نهضت ملي شدن صنعت نفت و روي كار آمدن عناصر ليبرال و وطن فروش و وابسته به غرب حاصل تدارك وسيع انواع ترفندها و اقسام شيوه هاي مبتني بر مكر و نيرنگ و اغواگري استعمارگراني بود كه با تجربه اقتدار روحانيت شيعه در نهضت تنباكو درصدد ايجاد انحراف در افكار عمومي مردم ايران و جداسازي آنان از روحانيت برآمدند و در اين كار توفيق كامل حاصل نمودند!
    در نگاه حضرت امام خميني قرارداد استعماري تنباكو نه تنها موجب استعمار اقتصادي و دست يازي به منابع ثروت ملي ايران كه باعث تحقق استعمار فرهنگي و استعمار سياسي نيز مي شد و قيام علماي اسلام و مردم مسلمان همه راه هاي نفوذ و بسط استعمار را در آن مقطع تاريخي مسدود نمود