روزنامه جمهوري اسلامي 24/08/1386 صفحه سرمقاله
*****
تحليل سياسي هفته


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    شرايط و اوضاع بين المللي اين روزها از حساسيت ويژه اي برخوردار است . از يكسو اقتدار نظام اسلامي و پيام ظلم ستيزي آن به اقصي نقاط جهان حتي به حيات خلوت استكبار در آمريكاي جنوبي رسيده و تحول شگرفي را در نگاه ملتها به روابط ظالمانه حاكم بر نظام بين الملل ايجاد كرده و از سوي ديگر توطئه شيطاني هيات حاكمه آمريكا و اذنابش در اروپا عليه انقلاب اسلامي ايران و موج بيداري ملتها ابعاد گسترده اي يافته است ولي واقعيت اينست كه انقلاب اسلامي ايران ثمره جانفشاني هزاران شهيد بوده و استقلالي كه امروزه موجب فخر ايران و جهانيان است حاصل فداكاريها و از خودگذشتگي فرزندان اين كشور است و پرچم هاي مبارزه عليه استكبار و استبداد كه در كشورهاي مختلف به اهتزار درآمده از نسيم جانبخشي است كه از ايران اسلامي وزيدن گرفته است . پس چندان جاي شگفتي نيست كه شاهد حجم وسيعي از توطئه ها باشيم . در چنين شرايطي آنچه از اهميت خاصي برخوردار مي باشد حفظ اتحاد و انسجام ملي يكپارچگي مردم و مسئولين بكارگيري تدبير و استفاده از عقل جمعي در تصميم گيريهاست كه امروز بيش از هر زمان ديگري به آن احساس نياز مي شود. مسئولين جامعه بايد با توجه به اصل اقتدار نظام و حفظ عظمت ملت و در عين حال با در نظر گرفتن حساسيت ها و شكل گيري فتنه هاي بين المللي با درايت و تدبير لازم به خنثي كردن شيطنت ها بپردازند و از منافع انقلابي ملت ايران بخوبي دفاع كنند.
    به گزارش رسانه ها گزارش البرادعي دبيركل آژانس بين المللي انرژي اتمي پيرامون فعاليتهاي هسته اي و مذاكرات انجام شده با كارشناسان ايراني در حالي در ساعات پاياني ديشب منتشر شد كه گمانه زني هاي زيادي درباره محتوا و سمت و سوي اين گزارش انجام شده بود. گزارش هاي پيشين البرادعي هرچند حاوي نكات مثبتي درباره موضع به حق ايران و عدم انحراف از فعاليتهاي صلح آميز هسته اي كشورمان بوده ولي عباراتي در آن به عاريت گرفته مي شد كه مستمسكي براي آمريكا براي زير سئوال بردن و ناديده گرفتن موارد مثبت در آن باشد. هرچند گزارش ديشب نيز حاوي نكات مثبت زيادي بود ولي به نظر مي رسد غربي ها بدنبال اجراي همان سناريوي گذشته عليه ايران هستند. به هر صورت همانگونه كه رئيس جمهوري اسلامي ايران در ديدار وزيرخارجه چين تصريح كرد در عين حال كه جمهوري اسلامي ايران از تنش استقبال نمي كند اما به هيچ وجه از حقوق مسلم ملت عقب نشيني نمي كند.
    در صحنه بين المللي اين هفته شاهد حوادث گوناگوني بوديم كه عمده اين تحولات در خاورميانه جريان داشت . در پاكستان اوضاع سياسي همچنان ملتهب است و شكل بحران اكنون به صحنه زورآزمايي ميان مشرف به عنوان سركرده جناح حاكم و بي نظير بوتو به نمايندگي از جناح مخالف تبديل شده است .
    هفته جاري بي نظير بوتو رهبر حزب مردم پاكستان و اصلي ترين رقيب ژنرال پرويز مشرف تلاش كرد با استفاده از فضاي موجود ناشي از افزايش فشارهاي بين المللي به مشرف براي لغو حالت فوق العاده يك قيام سراسري و گسترده ضد دولتي راه اندازد كه با اقدام نيروهاي امنيتي پاكستان مواجه شد و قبل از اينكه راهپيمايي مذكور آغاز شود وي در منزل حبس شد. از ديد بوتو اكنون بهترين فرصت است تا با استفاده از آشفتگي سياسي داخلي و موج فزاينده انتقادات خارجي مشرف را وادار به تسليم سازد.
    در اين ميان بوتو به حمايت هاي خارجي به ويژه از سوي آمريكا و انگليس نيز دلگرم است و يكي از دلايل اينكه وي توانسته است تا اين حد در تهديد حكومت مشرف پيشروي كند چراغ سبز نشان دادن و حمايت هاي واشنگتن و لندن بوده است . آنچه كه از برخوردهاي اخير قدرتهاي غربي به سركردگي آمريكا بر مي آيد از ديد اين دولتها دوران بهره دهي حكومت مشرف براي غرب به سر آمده و به اصطلاح تاريخ مصرف وي به پايان رسيده است از اينرو اين دولتها حذف وي و يا دست كم منفعل ساختن و محدود نمودن نفوذ وي در صحنه سياسي پاكستان را در دستور كار قرار داده اند.
    حتي بسياري از ناظران حوادث تابستان گذشته و درگيري هاي خونيني كه در جريان رويارويي نيروهاي دولتي و شورشيان افراطي پديد آمد و اوج آن حادثه مسجد لعل اسلام آباد كه منجر به كشته شدن صدها نفر گرديد را ساخته و پرداخته دستگاه هاي اطلاعاتي آمريكا و انگليس مي دانند تا از اين طريق مشرف را مجبور به تقسيم قدرت با مهره هاي سياسي مورد نظر در سناريوي جديد خود سازند.
    ادعاهاي اخير آمريكايي ها و متحدان انگليسي آنها در دفاع از لزوم اعاده مردم سالاري و دمكراسي در پاكستان مضحك است و اين سئوال را پيش مي آورد كه چرا آنها در هشت سال گذشته و زمانيكه مشرف علنا عليه دولت نواز شريف كودتا كرد و يك حكومت نظامي را مستقر نمود اين شعارها را مطرح نكردند. واقعيت روشن است . در آن برهه آنها براي اهداف خود از جمله در به اصطلاح جنگ با تروريسم به مشرف « نظامي » نياز داشتند و اكنون كه آن اهداف از حيز انتفاع ساقط گرديده است بقاي يك حاكم نظامي را به عنوان متحد خود در مغايرت با شعارهاي خود در دفاع از دمكراسي مي دانند.
    با اينحال آمريكا در پيگيري اين سياست خود با دو مانع عمده مواجه است : نخست عدم وجود جايگزين مناسب براي مشرف و فردي كه توانايي سركوب شورش ها داخلي و افراطيون مخالف آمريكا را داشته باشد و بتواند ثبات را در كشور حاكم سازد و دوم بيم از كنترل خارج شدن سلاح هاي هسته اي پاكستان . همين مسائل موجب پيچيده تر شدن اوضاع پاكستان شده و سبب گرديده است تا آينده سياسي اين كشور همچنان در ابهام بماند.
    هفته جاري بحران در عراق كماكان تداوم يافت و اين كشور شاهد حوادث مرگبار ديگري در كنار تحولات جديد سياسي بود. درحالي كه اوضاع امنيتي اندكي آرام شده ولي اين موضوع هرگز متضمن بازگشت ثبات به اين كشور نمي تواند باشد چرا كه عوامل و مولفه هاي بحران كه مهمترين آنها حضور اشغالگران است كماكان به قوت خود باقيست . قطعا تا زمانيكه نيروهاي بيگانه در عراق حضور دارند اين كشور روي آرامش و ثبات واقعي را نخواهد ديد چرا كه منافع قدرتهاي سلطه طلب و اشغالگر بامنافع ملت عراق در تضاد است و اين تضاد آشكار امكان استقرار ثبات و آرامش با دوام را سلب مي كند. از اينرو آرامش نسبي فعلي را بايد موقتي دانست كه هر زمان احتمال شعله ور شدن اوضاع وجود دارد به ويژه آنكه اخيرا مقامات آمريكايي به ماندن طولاني مدت در عراق تاكيد كرده اند.
    يكي از دلايل بي ثباتي اوضاع حمايت اشغالگران از گروههاي تروريست و زياده طلب حاضر در عراق در جهت هموار كردن زمينه براي نيل به اهداف نامشروع خود در اين كشور است . اين گروهها بدليل عدم برخورداري از حمايت هاي مردم به صورت انگل وار حيات خود را در وابستگي به قدرت هاي سلطه طلب مي دانند و اين قدرتها هم در مسير اهداف خود در مواقع مقتضي به بهره برداري از آنها مي پردازند.
    در اين ميان در كنار گروههاي افراطي سني و هواداران رژيم سابق عراق بايد به منافقين اشاره كرد. درحالي كه اكثر مقامهاي دولتي و مسئولين عراق نسبت به حضور و فعاليت اين گروه معترض هستند و صراحتا خواستار اخراج آن شده اند آمريكائيها در مخالفت علني با اين خواسته دولت بغداد اصرار در حفظ و حمايت از منافقين دارند. آمريكايي ها اين حمايت را درحالي صورت مي دهند كه بسياري از دولتهاي غربي نيز به تروريستي بودن ماهيت اين گروه اعتراف كرده اند.
    تحول ديگري كه اين هفته شاهد بوديم دعوت دولت آنكارا از شيمون پرز و محمود عباس براي شركت در جلسه مذاكره اي در تركيه بود. توجيهي كه تركيه اي ها براي اين اقدام خود عنوان كرده اند حمايت از روند صلح بوده است بااينحال بعيد است كه دولتمردان تركيه متوجه اين قضيه نباشند كه كسي مخالف صلح نيست ولي تنها چيزي كه صهيونيستها به آن اعتقاد ندارند گردن نهادن به صلح واقعي و عادلانه است .
    صهيونيستها آنچنانكه در طول تاريخ موجوديت نامشروع خود نشان داده اند تنها هدفشان تثبيت موجوديت خود و رسميت بخشيدن به حاكميت غيرقانوني خويش بر خاك فلسطين است . اين يك واقعيت انكارناپذير است كه هرگونه تلاش براي پاي ميز مذاكره كشاندن فلسطيني ها با رژيم صهيونيستي در شرايط كنوني و درحاليكه اين رژيم كماكان به سياست هاي توسعه طلبانه و سركوبگرانه خود ادامه مي دهد و كمترين اعتنايي به حقوق مردم فلسطين ندارد خدمت به صهيونيسم و دشمني با ملت فلسطين و پشت پا زدن به خواست مسلمانان جهان است .
    حركت اخير دولت تركيه بدون شك مورد تائيد ملت مسلمان اين كشور نيست چرا كه مسلمانان تركيه نيز به عنوان بخشي از بدنه جهان اسلام از اشغالگران صهيونيست متنفر هستند و آزادي قدس به عنوان قبله اول مسلمانان را بخشي از آرمان هميشگي خود تلقي مي كنند. اينگونه حركت ها از دولت تركيه كه صفت اسلام گرايي را به همراه مي كشد اعتبار آنرا تا حديك دلال سياسي تنزل مي دهد كه با وعده ها و شعارهاي انتخاباتي آن در تضاد است و درصورت ادامه مي توانند تبعات غيرقابل جبراني را در حفظ پايگاه مردمي در داخل تركيه و وجهه خارجي آن در ميان مسلمانان بر جاي گذارد.
    سومين نكته اي كه در ارزيابي اين حركت دولت تركيه به نظر مي رسد تحت تاثير قرار گرفتن از سوي لائيكهاي تركيه و همچنين آمريكا مي باشد كه اين مطلب نيز اعتبار دولت اين كشور را بيشتر زير سئوال مي برد.