اشاره
روز پنجشنبه 1386
8
10 مراسم بزرگداشت دو هزارمين پيوند مغز استخوان دانشگاه علوم پزشكي تهران با حضور وزير بهداشت
و جمعي از مسئولين و پزشكان برگزار شد.
به همين مناسبت با دكتر اردشير قوام زاده رييس گروه پيوند مغز استخوان مصاحبه اي انجام داده ايم كه از نظر خوانندگان عزيز
مي گذرد.
دكتر اردشير قوام زاده در سال 1319 در شهر تهران متولد شد . وي تحصيلات متوسطه را در دبيرستان دارالفنون آغاز نمود و در سال
1339 موفق به اخذ مدرك ديپلم گرديد . تحصيلات عالي خود را در رشته پزشكي دانشكده پزشكي وين كرايس اتريش آغاز كرد و در
سال 1350 فارغ التحصيل شد . وي در سال 1356 موفق به اخذ درجه تخصصي در رشته داخلي و انكولوژي از كشور سوئيس گرديد .
سپس تحصيلات فلوشيب خود را در رشته هماتولوژي و پيوند در دانشگاه سوئيس در سال 1370 به پايان رساند .
وي اكنون به عنوان عضو هيئت علمي و استاد گروه داخلي در بخش خون و انكولوژي بيمارستان شريعتي مشغول به كار مي باشد.
1 ـ رياست كنگره لنفوم و پيوند مغز استخوان در تهران سال 1373
2 ـ رياست كنگره پيوند مغز استخوان در تهران سال 1379
3 ـ
رياست انجمن هماتولوژي ـ انكولوژي ايران سال 1373
4 ـ رياست كميته بورد هماتولوژي ـ انكولوژي ايران سال 1370
5 ـ رياست
مركز تحقيقات خون
سرطان و پيوند مغز استخوان سال 1378 تاكنون 6 ـ رياست بيمارستان شريعتي از سال 61 ـ1359
7 ـ رياست
دپارتمان پزشكي از سال 64 ـ1359
8 ـ رياست بخش خون و سرطان و پيوند استخوان از سال 78 ـ1359
9 ـ عضو انجمن بين المللي
پيوند مغز استخوان سال 1371
10 ـ عضو انجمن بين المللي پيوند خون و مغز استخوان اروپا سال 1370
از جمله مسئوليتهايي است
كه او داشته و دارد.
روز پنجشنبه 10 آبان 1386 مراسم بزرگداشت دو هزارمين پيوند مغز استخوان در دانشگاه علوم پزشكي تهران برگزار شد . در اين
مراسم وزير بهداشت و جمعي از مسئولين حضور داشتند. در آن مراسم كه حضرتعالي هم به عنوان رئيس گروه حضور داشتيد
مطرح
شد كه ايران بعد از سياتل آمريكا دومين مقام پيوند مغز استخوان جهان است . سئوال من در ارتباط با اين مقام دومي است . البته اجازه
مي خواهم مقدمه اي را بيان كنم . شايد اين سئوال شما را دلخور كند يا در جواب دادن به زحمت بيندازد. من با آقاي دكترخويي رئيس
انجمن داروسازان ايران و رئيس داروخانه سيزده آبان مصاحبه داشتم . ايشان در آن مصاحبه به برخي تبليغات راديو ـ تلويزيوني انتقاد
داشتند و صريحا مي گفتند كه اين داروي ضدايدز ايراني كه خبرش را راديو ـ تلويزيون اعلام كرد و كلي روي آن تبليغات دولتي شد
اصلا
وجود خارجي ندارد و حداقل هنوز در داروخانه ها وجود ندارد و فروخته نمي شود. آيا اين آماري كه درباره پيوند مغزاستخوان در ايران
مي دهيد
مثل برخي ديگر از اين آمارها تبليغاتي و صرفا خوراكي براي اخبار راديو ـ تلويزيون است يا واقعيت دارد من به عنوان
نماينده افكار عمومي مجبورم اين سئوال صريح را از شما بكنم . در گذشته سوابق زيادي داشته ايم
بنابراين افكار عمومي نسبت به اين
آمارهايي كه از طريق راديو ـ تلويزيون ارائه داده مي شود
خوش بين نيستند.
درست مي فرمائيد
مردم نسبت به برخي از اين آمارها خوش بين نيستند. ما از نظر تعداد بيماراني كه تحت معالجه پيوند مغز استخوان
انجام داده ايم
مقام دوم را داريم . در دنيا چند تا مركز پيوند مغزاستخوان داريم . يكي سياتل آمريكا است . نزديك به 400 پيوند مغز
استخوان در سال انجام مي دهند . مركز پيوند مغزاستخوان دانشگاه سياتل آمريكا سابقه 40 ساله دارد . ام . بي اندرسن آمريكا هم مركز نسبتا
بزرگ آمريكاست كه در حدود 33 تا 33 تخت دارند . تعداد پيوند مغزاستخوان آنها را دقيق نمي دانم
ولي فكر مي كنم بيشتر از 300 پيوند
مغزاستخوان انجام نمي دهد.
مركز پيوند مغز استخوان دانشگاه علوم پزشكي تهران يكي از مراكز بزرگ دنيا است . دومين نيست . نسبت به تعداد بيماري كه در سال
پيوند مغزاستخوان انجام مي دهد
يكي از بزرگترين مراكز دنياست . من نگفتم اين حرفها را كه ما دومين در جهان هستيم . من گفته ام كه ما
يكي از بزرگترين مراكز دنيا هستيم . كارنامه ما كوتاه هم هست . از 25
30 پيوند مغزاستخوان شروع كرده ايم و حالا رسيده ايم به سالي
325 پيوند مغزاستخوان كه آمار بسيار قابل توجهي است .
25 تا پيوند مغزاستخوان را از چه سالي شروع كرديد
از سال .1369 در واقع از سال .1370 چون اسفندماه سال 1369 شروع كرديم
بهتر است بگوييم .1370 در اسفند 69
12 تا پيوند
بوده . دير شروع كرديم . 13 و 14 و 15 اسفند 69
چند پيوند داشتيم و خوشبختانه بيماران سلامت ماندند و هنوز هم زنده هستند . در
واقع از 13 اسفند شروع كرديم . هر سه هم سرطاني بودند .
بيمار اولي دخترخانمي بود
ازدواج كرده و الان صاحب فرزند است . بيمار دومي هم زنده است ازدواج كرده و 2 تا فرزند دارد . بيمار
سومي هم همين طور. بيمار اولي حاضر به مصاحبه نيست . اما بيمار دومي و سومي حاضر به مصاحبه هستند. ما از برق هم استفاده
نمي كنيم . در صورتي كه دانشگاه هاروارد هم از برق براي درمان استفاده مي كند. در نتيجه بيماران ما باردار هم مي توانند بشوند. بيماران ما
عوارضشان كمتر است . عوارض چشمي كمتري دارند . ما از سال 69 تا حالا توانسته ايم به ركورد 325 پيوند مغزاستخوان برسيم . امسال
هم حداقل به 350 تا پيوند مغزاستخوان مي رسيم . الان آبان ماه هستيم كه آمار ما به 280 پيوند مغز استخوان رسيده است . 280 پيوند
شوخي نيست . كار عظيمي است . اين آمار علاوه بر ارزش علمي از نظر اقتصادي هم در رتبه بالايي است . شما براي هر عمل پيوند
مغزاستخوان بايد 300 هزار يورو بدهيد . بين 300 هزار تا 500 هزار دلار خرج پيوند است . حداقل ما سالي 600 ميليون تا يك ميليارد
دلار صرفه جويي ارزي داريم . مهم تر از همه نجات بيماران سرطاني است . هر بيمار يك دنيا است . الان برخي از بيماران ما كه بر اثر
سرطان رو به موت بودند
2 تا بچه دارند
دارند زندگي مي كنند .
در مورد تالاسمي ما دومين كشور جهان هستيم كه بعد از پتاروي ايتاليا
تعدادي مريض تحت درمان قرار داده
داريم . تمام اين ادعاها
چاپ شده و در مراكز پزشكي جهان منتشر شده است . از نظر پيوند خون اولين كشور دنيا هستيم كه پيوند خون براي تالاسمي انجام
داده ايم . البته بايد اين را اضافه كنم كه ما بايد براي سرطان واژه جايگزيني انتخاب كنيم . سرطان لغت بي معني است . در قديم بيمار با
سرطان مي مرد
مخصوصا سرطان خون
درمان نداشت . الان سرطانها درمان دارد. لغت سرطان از ترمينولوژي پزشكي بايد برداشته
شود. علاوه بر اين مردم ما هم بايد فرهنگشان را عوض كنند. مردم ما روزي سه تا چند بار غذا و هله وهوله مي خورند
اما سالي يك بار
چك آپ نمي روند . سالي 2 بار بايد چك آپ رفت
حداقل سالي يك بار چك آپ بايد بروند . حتي پزشكان ما هم نمي روند خودشان را
چك آپ كنند
خيال مي كنند پزشك بيمار نمي شود. اين اشتباه است . حتما بايد آدم خودش را چك آپ كند
تا بيماري پيشرفته نشود و
بشود جلوي پيشرفت بيماري را گرفت . اين حرفها را من نه به شما بلكه در دانشگاه وين
فرانكفورت
بيمارستان دانوب وين
دانشگاه
دراگ اتريش سخنراني كرده ام . از ما دعوت كرده اند تا سخنراني كنيم . در آنجا همه اين مباحث را مطرح كرده ايم . ما داروي آرسينيك را
توليد كرده ايم . اين ديگر ادعا نيست . درست برخلاف داروي ضدايدز ايراني است . يعني عملا اين كار انجام شده است . در دنيا كسي اين
دارو را ندارد. مقالات مربوط به توليد اين دارو در دنيا چاپ شده است .
چرا چيزي كه وجود دارد را تبليغات نكردند
ولي چيزي كه وجود ندارد را تبليغات كردند
اينها را من نمي دانم . از خودشان بپرسيد . دو نهاد پزشكي اروپا و آمريكا در ژنو
3 سال پيش با من درباره توليد داروي آرسينيك
مصاحبه كردند
اين مصاحبه پخش و چاپ شد . در ايران بعد از 2 ماه آمدند براي مصاحبه با من و گفتند مي شود بگوييد جريان
آرسينيك چي بود من گفتم حالا اصلا علاقه ندارم صحبت كنم . چون دو ماه بعد از اينكه در اروپا و آمريكا و ژنو پخش كرده اند كه داروي
آرسينيك توليد ايران را استفاده كرده ايم
و مفيد بوده
حالا شما آمده ايد براي مصاحبه . آرسينيك را در چين براي سرطان خون استفاده
كردند. ما هم آمديم آرسينيك را پودرش كرديم .
در سال 2003 در آمريكا
انجمن سرطان آمريكا به معرفي اين كشف ايراني پرداخت . مقاله ما در مراسم ويژه انجمن سرطان آمريكا
خوانده شد. در سانتياگوي آمريكا خودم سخنراني كردم . از فرانسه از ما درخواست كرده اند تا داروي آرسينيك را براي الجزاير صادر كنيم .
ما براي صادرات اين دارو مشكلات داريم .
مشكلاتتان چيست
7 سال است ما اين دارو را توليد كرده ايم
دنيا اين توليد را پذيرفته است
اما در داخل كشور اندرخم يك كوچه ايم . هنوز مردم ما
نمي توانند بروند اين دارو را از داروخانه ها بخرند. بايد بيمار از مشهد و شيراز و اصفهان بيايد بيمارستان شريعتي و دارو را از ما بگيرد.
تازه ما حق نداريم اين دارو را به بيمار بدهيم
ولي ما مي دهيم . چون بيماران مجبورند اين دارو را استفاده كنند. دارو
درمان كننده است .
يعني چه چطور اجازه نمي دهند اين دارو در داروخانه ها فروخته شود
حالا آقاي وزير و معاون درمان دارويي وزارت بهداشت دستور داده اند يكي از اين شركتهاي دولتي اين دارو را به خط توليد و عرضه در
داروخانه ها برسانند. من هم تعجب مي كنم . وزير موافق است
رئيس موافق است
معاون موافق است
اما دارو در داروخانه ها فروخته
نمي شود.
اين دارو معادل خارجي دارد
بله .
اگر داروي آرسينيك ايراني معادل خارجي دارد
مشخص است كه مافياي دارو نمي خواهد داروي ايراني به بازار عرضه شود و كماكان
داروي خارجي فروخته شود. چون درآمد فروش و واردات داروي خارجي بيشتر از توليد و فروش داروي ايراني است .
قيمت آمپول داروي مشابه خارجي آرسينيك
420 يورو است . ما داروي آرسينيك را با 3 دلار توليد كرده ايم .
پس مي پذيريد كه تلاش بر اين است كه داروي 420 يورويي به بيماران فلك زده و بيچاره داده شود و داروي ايراني كه با 3 دلار قيمت
تمام شده
به بيماران فروخته نشود.
مسائل سختي را مطرح مي كنيد. من را در فشار قرار مي دهيد. پاسخ دادن به سئوالات شما خيلي سخت است . همه موافق هستند
اما
نمي شود . ما آمديم گفتيم آقايان شما اين دارو را بفروشيد . كشورهاي خارجي طالب اين دارو هستند . همه موافق هستند
اما 7 سال است
كه اين اتفاق نمي افتد كه اين دارو وارد داروخانه هاي ايراني بشود.
اگر موافقيد سئوال نكنم
اما شما كمي بيشتر درباره داروي آرسينيك صحبت كنيد. چرا اجازه نمي دهند آرسينيك وارد بازار شود به
اين چرا پاسخ دهيد.
من فكر مي كنم ما در ايران مشكل مديريت داريم . فكر نمي كنم دست فاسدي درجريان باشد.
مدير اينقدر خنگ و بي كفايت است كه حاضر نمي شود داروي 3 دلاري توليد ايران را جايگزين داروي 420 يورويي خارجي بكند
مگر مي شود مسئله به اين مهمي را به نفهمي و سومديريت يك مدير وزارت بهداشت محدود كرد
مديريت ما مشكل دارد.
چطور مي شود يك مدير در مورد اينكه داروي 420 يورويي را در بازار عرضه مي كند
سو مديريت ندارد
كارش را براي عرضه
داروي خارجي خوب بلد است
خوب مديريت مي كند
از طرفي خوب هم بلد است كه اجازه ندهد 7 سال يك داروي ايراني وارد بازار
شود
و بيمار از بندرعباس
مشهد و كرمانشاه
بابل
رشت و آمل بيايد بيمارستان شريعتي با گريه و ناله و التماس از شما آرسينيك
بگيرد و برگردد شهرش . باز هم شما مي گوييد سو مديريت . چطور وقتي طرف خارجي ها غش مي كنند سو مديريت ندارند
اما نوبت
به توليد و صادرات داروي ايراني مي رسد سو مديريت پيدا مي شود
الان ما در مملكت مشكل دارويي داريم . الان داروهاي گران قيمت 2 ميليون توماني كه متعلق به شركتهاي دارويي خصوصي است در
بازار هست
ولي داروهايي كه حياتي هست
و قيمتش ارزان است
در بازار نيست . مريض در به در دنبالش مي گردد.
شما كه جزو مقامات عالي پزشكي هستيد به هر حال با وزير و معاون وزير مي توانيد مذاكره داشته باشيد
ملاقات داريد
چرا اين
مسايل را مستقيم به آنها نمي گوئيد
هزار بار گفته ايم . در همين مراسم روز پنجشنبه (10 آبان ) باز هم به آقاي وزير گفتم . گفت : اه
آقا
مگه درست نشده . گفتم : هنوز
داروخانه ها آرسينيك را نمي فروشند. ما الان غيرمستقيم اين دارو را به كرمانشاه و خراسان مي فرستيم . اما اين كار ما غيررسمي است . اين
دارو
كارهاي اداري دارويي اش هم انجام شده است . فقط مانده دستورات اداري آن . كشورهاي منطقه خليج فارس
كشورهاي تازه
استقلال يافته شوروي سابق اين دارو را از ما خواسته اند
اما نمي دهند. نمي فروشند.
با عرض معذرت من هنوز نفهميده ام كه از نظر پيوند مغزاستخوان رتبه جهاني ما كجاست
ما رتبه نداريم . ما نزديك به 43 نوع بيماري را پيوند كرده ايم . هر كاري كه در سياتل آمريكا انجام مي شود را ما هم انجام مي دهيم . ما
نمي توانيم رتبه تعيين كنيم . ما الان جزو هيئت مديره پيوند مغزاستخوان آسيا ـ اقيانوسيه هستيم . تايوان
تايلند
چين
ژاپن
ايران . ما
جزو هيئت مديره انجمن پيوند مغزاستخوان آسيا و اقيانوسيه هستيم . در سال 2005 ما در ايران كنگره داشتيم . كنگره بعدي قرار است در
تايوان برگزار شود.
هم اكنون تمام پيوندهاي ما در آمريكا و اروپا ثبت و ارسال مي شود. ايران از نظر پيوندي در جهان معروف است . تمام پيوندهاي ما
ريز به ريز در آمريكا و اروپا ثبت و ارسال مي شود. آمار پيوندهاي ما به طور مرتب در آمريكا و اروپا انتشار مي يابد. قرار شده است كه
آسيا براي خودش مركز ثبت داشته باشد. ما از اروپا و آمريكا مستقل شويم . متاسفانه هم اكنون آسيا براي خودش مركز ثبت پيشرفتهاي
پزشكي ندارد. انجمن بين المللي پيوند در ماه مارس برگزار شد. ما پيشنهاد كرديم كه مركز ثبت آسيا راه اندازي شود. هماهنگ كننده را
پيشنهاد كرديم . ما موقعيت بسيار عالي از نظر پيوند در جهان داريم . چه در اروپا
چه آمريكا و چه در آسيا كه ژاپن يكي از قدرتهاي آن
است .
آمريكائيها
اروپائيها
چيني ها
ژاپني ها آمده اند مركز پيوند استخوان ايران را ديده اند
بازديد كرده اند
گزارش كرده اند
قبول دارند. از
نظر تعداد هم ايران حركت جهشي داشته است . چنين حركت جهشي در هيچ كجاي دنيا نيست و نبوده .
چون بحث آسيا پيش آمد
من يك نكته اي را خدمت شما عرض بكنم . مسئولين ما گاهي مي آيند پيشرفتهاي ما را در حوزه خاورميانه
مقايسه مي كنند
آيا اين نكته كه ايران بيايد جايگاه پزشكي خود را در حوزه آسيا معين كند
نمي تواند مايه نگراني و عقب افتادگي ما
نسبت به اروپا و آمريكا باشد
نه . اين طور نيست . ژاپن بسيار پيشرفته است . ما با ژاپن داريم همكاري مي كنيم كه به يك قدرت جهاني از نظر پزشكي در مقابل اروپا و
آمريكا تبديل شويم . آسيا را بايد بالا بكشيم . تلاش ما اين است كه آسيا را قدرت جهاني بكنيم . رسما اين مذاكره به عمل آمده است . ما
نمي توانيم عضو هيئت مديره انجمن پيوند اروپا بشويم
ما مي توانيم عضو هيئت مديره انجمن پيوند آسيا بشويم . بالاخره بايد براي اين
موضوع يك تصميم قطعي مي گرفتيم . ما الان جزو هيئت مديره انجمن پيوند آسيا هستيم
در اروپا عضو ناپيوسته هستيم . راي هم
نمي توانيم بدهيم
اما در آسيا راي مي دهيم . البته استثنا ما در آمريكا راي مي دهيم . حق راي داريم
چون آمريكائيها به پيشرفتهاي
پزشكي ما خيلي اهميت مي دهند
به پزشكان ايراني خيلي بها مي دهند.
در اين مراكز و مجامع بين المللي كه شركت مي كنيد
پيشنهاداتي به شما مي شود فلان قدر بگيريد و بمانيد در كشور ما يالله
در سوئيس كه داشتم دوره مي ديدم به من پيشنهاد اقامت در سوئيس دادند. به من گفتند : اين دوره اي كه شما ديده ايد « هاي تكنولوژي »
است
براي چي مي خواهي بروي ايران
ايران كه « هاي تكنولوژي » ندارد. واقعا هم درست مي گفتند. ايران هم كه آمدم همه فكر مي كردند
اين كار امكان پذير نيست .
با قاطعيت جواب « نه » داديد وسوسه نشديد
قبول كنم !
قبول نكنم !
اصلا وسوسه نشدم . فكر هم نكردم . همسر بنده سوئيسي است . متولد سوئيس است . هركسي نمي تواند از ايران برود و در سوئيس
دوره ببيند. من مثل يك سوئيسي در سوئيس كار كردم
اتفاقا بيشتر تحريك شدم كه برگردم ايران و كاري را كه مي گويند نمي شود
در
ايران انجام بدهم . خيلي اين حرف سوئيسي ها كه گفتند ايران هاي تكنولوژي ندارد
به غيرت من برخورد. تصميم گرفتم هر طور شده به
ايران برگردم و اين كار را راه اندازي كنم . از انگليس هم به من پيشنهاد كار دادند.
همسرتان با بازگشت به ايران مخالفت نكردند
نه . ما در مواقعي كه جنگ بود در ايران بوديم . همسر من مخالفتي نكرد. حتي او به من پيشنهاد مي داد كه در زمان جنگ تو بايد در ايران
بماني و به هموطنانت كمك كني . اگر همسرم با من همكاري نمي كرد
من نمي توانستم به اين پيشرفتها دست پيدا كنم . عربستان هم
پيشنهاد به من داد. البته نمي خواهم شعار بدهم . گاهي اوقات واقعا خسته مي شدم . مي خواستم پناه ببرم به جايي . برخي از دوستان مرا
تشويق مي كردند كه به اين كار ادامه بدهم . خسته نشوم . درمان بيماران هم انگيزه اي شده بود براي ماندن من در ايران . اين انگيزه ها باعث
شده تا به حال ايران بمانم . الان من به راحتي مي توانم هم در سوئيس كار كنم و هم در اتريش . آمريكا نمي توانم . چون بايد بروم امتحان
بدهم . ولي در هر كشور اروپايي مي توانم كار كنم . بالاخره خوشحالم كه توانسته ام در ايران كاري بكنم . البته كار كردن در ايران خيلي
سخت است . امكانات خيلي ضعيف است . همين چند روز پيش دستگاهي را نداشتيم و كارمان داشت لنگ مي شد. كاري كه ما داريم در
پيوند انجام مي دهيم واقعا هاي تكنولوژي است
ولي اين هاي تكنولوژي را با چنگ و دندان داريم انجام مي دهيم . بالاخره بايد در كار از
خودگذشتگي وجود داشته باشد. سختي ها را بايد حل كرد. براي سختي ها بايد راه حل پيدا كرد. وقتي من آمدم ايران يك نفر هم در پيوند
آموزش نديده بود
الان 130 نفر را ما براي پيوند آموزش داده ايم . الان متخصص پيوند مغز استخوان فقط ايلام و خرم آباد ندارد . بقيه
استانها همگي متخصص پيوند دارند. البته در برخي استانها به طور نامتعادل تقسيم نيرو شده است . اصفهان زيادتر از حد معمول دارد.
چرا با شما در تقسيم نيرو مشورت نمي كنند
اين كار دست معاون آموزشي وزارت خانه است . با ما مشورت نمي كنند. يا حداقل به توصيه هاي ما عمل نمي كنند. تهران دارد از نظر
نيرو به مشكل برمي خورد. چندين بار نامه نگاري كرده ايم . سيستم از نظر مديريتي مشكل دارد.
در مراسمي كه بمناسبت دوهزارمين پيوند مغز استخوان برگزار شد
مطرح گرديد كه بعد از بيمارستان شريعتي
سه مركز ديگر پيوند
در بيمارستان امام خميني و بيمارستان آيت الله طالقاني تهران و نيز در شهرستان بابل ايجاد خواهد شد
چرا از ميان اين همه شهرستان
بابل انتخاب شده است
ما انتخاب نكرده ايم . بابلي ها در تلاش بودند كه مركز پيوند در بابل زده شود. نيروهاي بابلي هم اكنون در مركز دارند دوره مي بينند. البته
تالاسمي در بابل زياد است . در شمال بيماران تالاسمي نسبتا زياد است . هم نرس ها و پرستاران بابلي آمده اند تهران دوره مي بينند و هم
پزشكان بابلي هم آمده اند تهران دارند دوره مي بينند تا مركز بابل را راه اندازي كنند. البته تالاسمي فقط خاص مناطق شمال ايران نيست .
از زاهدان هم آمده اند. آموزشها را ما از زمان دكترملك زاده شروع كرديم . آقاي دكترملك زاده خيلي خوب همكاري مي كردند. خيلي فعال
برخورد مي كرد تا آموزش در ايران راه اندازي شود و براي آموزش و دوره ديدن هزينه هاي ارزي و ريالي در خارج از كشور صرف نشود.
حالا كه بحث تالاسمي شد
يك سئوال هم در اين باره بكنم . چرا تالاسمي در استانهاي گيلان و مازندران و گلستان فراوان تر از ساير
استانها است
تالاسمي يك بيماري ژنتيك است . تالاسمي از زمان حمله اسكندر به ايران وارد ايران شده است . ژن تالاسمي از زمان اسكندر و از
يونان به ايران آمده است . در قشم و بندرعباس هم تالاسمي داريم كه ژن آن از خاور دور آمده است . كافي است يك ازدواج با ژن تالاسمي
انجام گيرد. همان يك ازدواج عامل شيوع تالاسمي در يك شهر يا منطقه مي شود. تالاسمي علت ژنتيكي دارد. در بعضي مناطق تجمع
دارد. از جمله همين استانهاي گيلان و مازندران و گلستان كه شما در سئوالتان نام برديد.
بالاخره جلوگيري از شيوع تالاسمي راه حلي دارد
نه . راه حل ندارد. فقط پيشگيري هاي قبل از ازدواج لازم دارد. خوشبختانه مجلس شوراي اسلامي چند سال پيش قانوني گذراند كه
آزمايش تالاسمي قبل از ازدواج در اين مناطق اجباري شد. اين قانون خيلي كمك كننده بود
خيلي مفيد بود. البته باز هم ازدواج هاي با
ژن تالاسمي داريم . با هم آشنا مي شوند بدون آزمايش تالاسمي . يا عروس و داماد خوانده فاميلي مي شوند
بعد مي فهمند ژن تالاسمي
دارند.
در ايران مرسوم است وقتي تمام كارها و مقدمات ازدواج انجام مي شود و به طور قطع قرار است ازدواج كنند و به عقد رسمي انجام
دهند مي روند سراغ آزمايشهاي اوليه پزشكي . براي اين مشكل چه جوابي داريد
الان يك مقدار متحول شده است . مردم حالا قبل از مجلس خواستگاري آزمايشهاي تالاسمي را انجام مي دهند. حالا فرهنگ مردم
بالاتر رفته است .
شما در بحثهايتان پيشنهاد داديد كه اسم سرطان را تغيير بدهيم و لغت بهتر و كم استرس تري را انتخاب كنيم . شما پيشنهادتان چيست
بايد روي اين پيشنهاد فكر كنيم . لغت سرطان بايد از ترمينولوژي پزشكي حذف شود.
علت سرطان ها در ايران چيست
علت سرطان ها كامل مشخص نيست . فاكتورهاي زيادي هست كه مي توانند به سرطان ها كمك كنند. يكي از علتهاي سرطان ژنتيك
است . براي مبارزه با اين گونه سرطانها بايد حداقل 6 ماه يك بار چك آپ داده شود . يكي ديگر از عوامل سرطان در ايران تغذيه ها است .
ما ميوه جات مي خوريم
اما كودهايي كه براي باغات ميوه استفاده مي كنيم
كنترل شده و استاندارد نيست . اين كودهاي شيميايي مي رود
داخل ميوه و بعد ما مي خوريم
گوشتي كه ما استفاده مي كنيم
سرطان زا هست . داروهايي كه به دام ها مي دهند و بعد ما گوشت آن دام ها
را مي خوريم
سرطان زا است . استاندارد نيست . دام هاي ما نان خشك هاي كپك زده و آلوده را مصرف مي كنند
گوشت اين دام ها سرطان زا
است . به دام ها و مرغ هاي ما آنتي بيوتيك مي دهند
داروهاي هورموني مي دهند
گوشت اين مرغ ها و دام ها سرطان زا هستند. به گاو و
گوسفند هورمون مي دهند تا چاق تر شود
گوشت بيشتري بياورد
اين گاوها عامل سرطان در انسانها مي شود. به گاو هورمون مي دهند تا
شير بيشتري بدهد
همين شير را انسان مي خورد و سرطان مي گيرد. آنهايي كه ما مصرف مي كنيم سرطان زا هستند. آبها آلوده است . در
آبهاي آشاميدني ما فسفات و نيكل است . در مواد شوينده فسفات است . اين مواد شوينده و اين فسفات ها مي روند زيرزمين و از طريق
چاه هاي زيرزميني ما آن آبها را مصرف مي كنيم و سرطان مي گيريم . اينها سبب افزايش سرطان در ايران است . مسئولين كشور بايد كنترل
بيشتري در توليد ميوه ها و سبزي ها و دام ها و مرغ ها بكنند. وزارت كشاورزي نسبت به استفاده بي رويه كودهاي شيميايي و سمپاشي ها
براي توليد ميوه و سبزي اقدام قاطع بكند. ما پزشكان هم بايد نسبت به كنترل بيماريها بايد به مردم هشداربدهيم . مردم بايد نسبت به
علائم بيماريها حساس باشند و به سرعت به پزشك مراجعه كنند
آزمايش بدهند
پيشگيري كنند. مردم حداقل بايد سالي يك بار
چك آپ بروند.
آقاي دكتر
شما 2000 پيوند مغزاستخوان داشته ايد . معناي اين آمار اين است كه شما 2000 بيمار داشته ايد . از اين 2000 بيمار چه
خاطراتي داريد يكي دو نمونه از اين 2000 بيمار را ذكر كنيد .
2000 پيوند مغزاستخوان نداشته ايم . آمار دقيق 2058 پيوند مغزاستخوان است . ظهر پنجشنبه اي بود از بيمارستان مي خواستم بروم
بيرون . يك پزشكي آمد جلوي من را گرفت و گفت : آقاي دكتر فرزندم دارد مي ميرد . تب 40 درجه داشت و از بيمارستان ديگري انتقال
داده بودند به بيمارستان شريعتي . يكي از همكارانم همراه من بود. با هم مشورت كرديم . به علت نگراني از اينكه بيمار زير عمل آن هم در
پنجشنبه بميرد
ترديد داشتيم . من گفتم : آقا
من به علت نيمه تعطيل بودن بيمارستان نمي توانم كاري بكنم . ببريد بيمارستان ديگري . پدر
بيمار به من گفت : من نمي گذارم شما از بيمارستان بيرون برويد
بايد بچه من را عمل كنيد. بالاخره مقاومت پدر باعث شد ما متقاعد به
انجام عمل بشويم . بيمار يك دختر 12 ساله بود . برديم اتاق عمل . بيمار ما خوب شد . الان هم اين دختر زنده است .
مريض جالب ديگري داشتيم
زماني كه ما در بخش فقط 6 تخت بيشتر نداشتيم
يك دختربچه دوقلو به عنوان مريض آمد
بيمارستان . اين دخترها دوقلوي همسان بودند. يكي از اين دوقلوها در بيمارستان حال رواني پيدا كرد و مي خواست از بخش برود بيرون
فرار كند. هر كاري مي كرديم كه بيمار در بخش بماند
قبول نمي كرد. داد وفرياد مي كرد و مي گفت مرا از بيمارستان ببريد بيرون . ما مجبور
شديم او را مرخص كنيم و بفرستيم خانه خودشان
اما يكي از همكاران را مامور كرديم كه در خانه اين بيمار را معاينه كند. هر روز معاينه
كند. اين كار را كرديم . اين بيمار با همين روش خوب شد و حال عادي پيدا كرد و ازدواج هم كرد. الان هم اين بيمار با همسرش مي آيد
ديدن من . گاهي حتي مطب من هم مي آيند. زندگي خوبي دارند.
سه چهار سال پيش هم يك دخترخانمي آمد اينجا. از من وقت ملاقات گرفت . ديدم يك مردي هم در كنارش نشسته است . اول
دخترخانم آمد اتاق من . خودش را معرفي كرد و گفت : من سرطان داشتم . بيمار شما بودم . معالجه شدم و الان دانشجوي برق دانشگاه
صنعتي شريف هستم . اگر اجازه بدهيد اين آقايي كه بيرون است بيايد داخل . اين آقا خواستگار من است و من او را آورده ام تا شما به او
بگوييد من قبلا سرطان داشته ام و شما من را معاينه كرده ايد. من نامزدم را آورده ام تا از شما بپرسد و بداند كه من پيوند مغزاستخوان
شده ام . اگر نمي خواهد با من ازدواج نكند.
نامزد اين دخترخانم هم آمد داخل . نامزد اين دخترخانم به من گفت : آقاي دكتر
من خودم اينجا نيامده ام . اين خانم به اصرار من را
آورده اينجا من هيچ اعتراضي نسبت به اينكه ايشان قبلا عمل پيوند مغزاستخوان انجام داده ندارم . من آمادگي ازدواج با ايشان را دارم . اين
دو هم با هم ازدواج كرده اند و زندگي خوبي دارند.
يك بيمار ديگر داريم كه 10 سال پيش پيوند مغزاستخوان شده و الان دو تا بچه دارد .
در پيشرفتهايي كه به دست آورده ايد
توانايي هاي فردي شما دخيل بوده است . رمز موفقيت خودتان را در اين كارها چه مي دانيد
من هرچه از خدا خواسته ام خداوند به من عطا فرموده است . البته زياده خواه نيستم . اما خداوند به من عطاياي فراواني داده است . هر
حاجت خيري كه داشته ام
توانسته ام از خدا بگيرم . يكي از ويژگيهاي من اين است كه تصميمي كه مي گيرم تغيير نمي دهم . ترديد به خودم
راه نمي دهم . سريع تصميم مي گيرم و تصميم خود را تغيير نمي دهم . مگر خلاف تصميم خود را بفهمم . در غيراين صورت هيچ كس
نمي تواند تصميم من را عوض كند. حتي اگر گاهي در معامله حرفي زده ام و بعد دچار زيان شده ام
آن معامله را به هم نمي زنم . اگر حرف
زده باشم
پاي حرفم مي ايستم . اين شعار نيست و چند مورد در زندگي داشته ام كه در معاملات پاي حرف اوليه خود ايستاده ام و به بهاي
ضرر مادي
به تعهدم عمل كرده ام . ضرر مادي را تحمل مي كنم
اما تصميم خود را عوض نمي كنم . من هوش و حافظه ام از ديگران بيشتر
نيست
همكاراني دارم كه هوش و حافظه شان از من قوي تر است
بهتر است . اما توانايي من اين است كه مي توانم از هرچه بلدم حداكثر
استفاده را بكنم و به هم ارتباط بدهم و از آن يك كار و طرح قابل استفاده درآورم . من مي توانم چيزهاي حداقل را به هم ارتباط بدهم و
تبديل به يك كل بكنم و ازكل حداقل ها يك طرح خوب پياده كنم . همين الان تصميم دارم يك مركز بزرگ پيوند مغزاستخوان داير كنم .
كارهاي اوليه هم شده است . يك عده خير هم حاضر به همكاري شده اند. قرار است در گرم دره كرج اين اتفاق بيفتد. مقاومت و پشتكار
مهم ترين موفقيت انسان است . انسان بايد پشتكار داشته باشد. با هوش تنها
انسان به جايي نمي تواند برسد. يكي از رموز موفقيت در
انسان پشتكار است . پشتكار حرف اول را در موفقيت مي زند.
يكي از اتفاقات ناپسندي كه در اين روزها بويژه در دهه اخير افتاده
موضوع ورود پزشكان به بخش خصوصي و خصوصي سازي در
بيمارستانها و... و سهام خريدن و... است . يك سري توجيهات شيطاني هم پشت قضيه وجود دارد. با توجيه اينكه مي خواهيم
بيمارستاني تاسيس كنيم كه در آسيا و خاورميانه تك باشد
بيماران پولدار و سرمايه دار به اروپا براي جراحي و درمان نروند و از اين
قبيل حرفها
برخي پزشكان اقدام به تاسيس بيمارستانهايي كرده اند كه اتفاقا برخي از آنها بسيار بسيار سطح پايين تر از بيمارستانهاي
دولتي هستند
اما به طور سرسام آوري پول از مردم مي گيرند . براي سه دقيقه و گاهي چند ثانيه ويزيتهاي 30
الي 50 هزار تومني از
مريض مي گيرند. اصرار دارند كه مرتب خون مريض را به آزمايش بدهند در همين بيمارستاني كه اخيرا در شهرك قدس (غرب تهران )
تاسيس شده و مشهور است چندين مورد ديده شده كه پزشكان اصرار به عمل جراحي بيمورد داشته اند. مورد مستندي را خودم سراغ
دارم كه وقتي بستگان بيمار ديده اند پزشكان دارند اصرار به عمل جراحي بيمورد مي كنند
بيمار را برداشته اند و آورده اند همين بيمارستان
شريعتي و بيمار بهبود يافته است . نظر شما نسبت به خريد سهام اينگونه بيمارستانها توسط برخي پزشكان و انجام حركات ناشايست
سرمايه سالارانه پزشكان چيست
من خودم اهل ورود به بخش خصوصي اين چنيني كه شما توصيف كرديد نيستم . موافق هم نيستم . و بايد جلوي اين كارها گرفته شود
و يا حدودي براي اين گونه دخالتهاي پزشكان در بازار سرمايه داري گذاشته شود. سرمايه داري افسارگسيخته در هيچ جا از جمله در حوزه
پزشكي خوب نيست . من خودم با يكي از بيمارستانهاي خصوصي همكاري دارم . اما نمي روم . گاهي به اصرار از من براي درمان بيماران
كمك مي گيرند. علاقه اي به اين كارها ندارم . اصرار دارم كه تمام نيرو و توانم را در بيمارستان شريعتي بگذارم . اما شما بايد به اين نكته هم
توجه كنيد كه برخي از پزشكان هم شرايط مادي خوبي ندارند. برخي از پزشكان اگر عمر و سرمايه خود را در كار ديگري انداخته بودند
الان به مراتب وضع بهتري داشتند . گذران دوره پزشكي خيلي سخت است . من 35 ساله بودم كه تازه دوره هايم تمام شده بود . الان
پزشكاني كه فارغ التحصيل مي شوند
وضع مالي خوبي ندارند. درآمدشان از تاكسي و خريدوفروش لباس و كامپيوتر و... است . همگي
كار دوم دارند . برخي پزشكان همكار بنده در بيمارستان شريعتي ماهيانه 200 هزارتومان حقوق مي گيرند . حقوق دولت به پزشكان 200
هزار تومان است . بايد در نظام پزشكي تعادل به وجود بيايد . من خودم هفته اي 3 جلسه بعدازظهرها مي روم مطب . اگر بدانم كار دولت
درست است
اين 3 جلسه را هم ترك مي كنم و دربست در بيمارستان شريعتي و در مركز پيوند كار مي كنم . اما نمي شود به دولت و
حمايتهاي مادي دولتي دلخوش بود. ناچارم حداقل مطلب را داشته باشم . علاقه ندارم بروم مطب
ولي اطمينان هم به بيمارستان دولتي
و دولت ندارم . من آدم خاصي هستم و دوام آورده ام . اما پزشكان ديگر رها مي كنند و مي روند . كسي حاضر نيست با 200 هزار تومان
بيايد توسري خور دولت هم باشد. بايد كاري بكنند كه كشش دانشگاه و بيمارستانهاي دولتي بيشتر شود تا خصوصي سازي و آن كارهاي
غلط سرمايه سالارانه كمتر شود. پزشك بايد تمام وقت در اختيار بيمارستان دولتي باشد و نبايد برود راننده تاكسي بشود يا وارد بازار
تجارت و سرمايه گذاري و بساز وبفروش شود.
به پزشكان جديد و يا دانشجويان پزشكي چه نصيحتي داريد
مي گويم اگر علاقه دارند وارد حرفه پزشكي شوند
به خاطر پول و ماديات و ثروت اندوزي وارد حرفه پزشكي نشوند. راه غلطي
مي روند. دانشجو بايد حتما به رشته پزشكي علاقه داشته باشد. اگر با علاقه وارد حرفه پزشكي شوند
پزشكي خيلي حرفه لذت بخش
مي شود.
ژن تالاسمي از يونان و از زمان حمله اسكندر به ايران وارد شده است . در قشم و بندرعباس هم ژن تالاسمي از خاوردور
وارد شده است
كافي است يك ازدواج با ژن تالاسمي انجام گيرد. همان يك ازدواج عامل شيوع تالاسمي در يك شهر يا منطقه مي شود
در سال 2003 در آمريكا
انجمن سرطان آمريكا به معرفي داروي توليد ايران پرداخت . مقاله ما در مراسم ويژه سرطان آمريكا خوانده
شد. در سانتياگوي آمريكا خودم سخنراني كردم . از فرانسه از ما درخواست كرده اند تا داروي آرسينيك ايراني را براي الجزاير صادر كنم
7 سال است داروي آرسينيك ايراني را توليد كرده ايم . دنيا اين دارو را پذيرفته است . اما در داخل كشور اندر خم يك كوچه ايم
ايران از نظر علم پيوند خون براي تلاسمي
اولين كشور جهان است
لغت سرطان بايد از ترمينولوژي پزشكي حذف شود
مردم ما روزي سه تا چهار بار غذا و هله و هوله مي خورند
اما سالي يك بار « چك آپ » نمي روند

|