سيد ضيا مرتضوي
1 ـ به سوي شكل گيري و گسترش حوزه جعفري
فردا 25 شوال به قراري كه معروف شده سالروز شهادت امام بحق ناطق حضرت صادق
جعفر بن محمد عليهاالسلام است . سالروز
شهادت امامي كه در فرصت حاصل از فترت زوال حكومت اموي و مرواني و پا گرفتن حكومت عباسي و سي و چهار سال امامت و
جهاد علمي خود
توانست به تبيين گسترده معارف و احكام شيعي بپردازد تا جايي كه مذهب و فقه شيعه كه همان فقه اسلامي و فقه
محمدي و علوي است
به نام نامي وي شهرت يافت و براي شيعيان همين افتخار بس كه منتسب به نام و معارف و حوزه علمي آن
حضرت اند. حوزه معرفتي و فقهي شيعه كه در زمان آن امام همام بسي گسترش يافت
پس از شهادت حضرت سيدالشهدا(ع ) و گذشت
دوران دشوار حضرت سجاد(ع )
توسط حضرت باقر(ع ) شروع به شكل گيري كرد و بقا و گسترش آن دغدغه اي مهم براي حضرت امام
باقر(ع ) بود
چنان كه هنگام رحلت
در وصيت به فرزند خود حضرت صادق (ع )
سفارش ويژه اي را درباره اصحاب و شاگردان خود
كردند و فرزند نيز سوگند خورد كه چنان به تربيت و تعليم آنان خواهد پرداخت كه حتي يك نفر از آنان نيز نيازمند پرسش از ديگران
نباشد :
« والله لادعنهم والرجل منهم يكون في المصر فلا يسال احدا. » و تاريخ
همان مقدار نيز كه بر جاي مانده و شجاعت و توان بازگويي
آن را داشته
نشان داد آن بزرگوار از جايگاه امامت و به قراري كه با پدر بزرگوار خود گذاشت نه تنها شاگردان پدر را بلكه هزاران نفر ديگر را
از اقيانوس دانش خود بهره مند ساخت و نشان داد كه حتي مخالفان وي نيز به رغم هواهايي كه در سر داشتند و حساب هايي كه در عمل
مي آوردند
از علوم آنحضرت بي نياز نيستند. تا جايي كه فقط « ابن عقده كه خود از زيديان است و يك قرن پس از شهادت امام صادق (ع )
تولد يافته است در كتابي كه به هدف برشماري رجال راوي از حضرت (ع ) نگاشت و براي هر كدام نيز يك نمونه روايت ذكر كرد
توانست چهار هزار نفر را فهرست كند كه مستقيما از آن امام همام (ع )
كم يا بيش بهره برده بودند و شهرت چهار هزار شاگرد از همين جا
پيدا شد
هر چند نمي توان گفت آنان به تعداد محدود مي شده اند.
2 ـ دشواري و محدوديت
حوزه علميه جعفري در دوراني شكل گرفت كه آن همه رنج و دشواري و آزار و تقيه
به رغم فترت و فرصت ياد شده
براي امامان
شيعه (ع ) و ياران آنان وجود داشت
آن هم نه فقط به خاطر جهاد سياسي و مبارزه مستقيم با ستم
بلكه حتي جهاد علمي و تلاش براي
شناساندن اسلام ناب محمد(ص ) و گسترش احكام و معارف نيز امري نبود كه حاكمان زر و زور
و جاهلان عالم نماي مزور تاب پذيرش
آن را داشته باشند. اين بود كه بسياري از دانش ها و آموخته هاي اصحاب كه در قالب حديث در سينه داشتند
سر به مهر مي ماند. چنان كه
جابر جعفي گفت حضرت باقر(ع ) هفتاد هزار حديث به من گفته است كه تاكنون به هيچ كس بازنگفته ام . روزي به حضرت گفتم بار
سنگيني از اسرار خودتان را بر دوشم گذاشته ايد كه به احدي بازنمي گويم و گاه اين حقايق و سخنان چنان در سينه ام به فوران مي آيد كه
شبه جنون مي گيرم . حضرت فرمود : « وقتي چنين شد به قبرستان برو
چاله اي بكن و سر خود را داخل آن كن و بگو : محمدبن علي چنين
و چنان گفت ! » اين جهاد علمي و معرفتي از يك سو چنان دشوار بود و از سوي ديگر چنان ارزشمند و مهم بود كه دست كم دو بار نقل
شده حضرت صادق (ع ) آرزو كرده است كاش حكومت عباسي و منصور دوانقي اجازه مي داد دور از مدينه و فشارهاي موجود
در جايي
ديگر از جمله طائف با شاگردان خود گرد هم مي آمدند و حضرت به آموزش و رشد علمي آنان مي پرداخت و وي تضمين مي كرد كه هيچ
گاه دست به حركتي عليه حكومت نزند و قيام نكند : « يا ليتني و اياكم بالطائف
احدثكم و تونسوني
و اضمن لهم ان لا نخرج عليهم ابدا. »
« فليت هذه الطاغيه اذن لي فاتخذت قصرا فسكنته و اسكنتكم معي
و اضمن له ان لايجي من ناحيتنا مكروه ابدا. »
3 ـ فرايند و دستاورد استقلال
دشواري ها و محدوديت هاي بسياري كه حوزه هاي علميه شيعه از آغاز شكل گيري و در سده هاي پس از آن در دوره غيبت ولي عصر
« عج » داشته اند
هم به لحاظ در اقليت بودن شيعه و هم به خاطر فشارهاي سياسي و فكري بسيار و هم به لحاظ تنگناهاي مالي مشهود
واقعيتي انكارناپذير است كه نيازي به پرداختن به آن نيست . شيعيان تا پيش از صفويه در مقاطعي محدود
آن هم در برخي مناطق كه به
صورت نسبي توانستند به قدرت سياسي دست يابند و يا حاكمان وقت را تحت نفوذ خود قرار دهند
همواره هم به لحاظ فكري و
اعتقادي و هم با فشار حاكمان وقت
از حكومت و قدرت سياسي به دور بوده اند. اين امر كه طبعا رهبري فكري و عملي عالمان و فقيهان
شيعه و حوزه هاي علميه آن در مركز ثقل آن قرار داشتند
هر چند تنگناهاي بسياري را فراهم مي ساخت تا جايي كه بسياري از عالمان را
در معرض زندان و تيغ جاهلان و جانيان گذاشت و فرصت هاي بسياري را در گسترش علوم و تبيين انديشه اسلامي شيعه از ميان برد اما
يكي از دستاوردهاي مهم آن حفظ استقلال حوزه هاي علميه شيعه و فاصله گرفتن از وابستگي آنها به حكومت هاي وقت بود و به نظر
مي رسد يك راز ماندگاري و بالندگي آنها نيز همين حقيقت است . اين استقلال از يك سو حوزه ها و عالمان آن را از آفت وابستگي به
حكومت هاي فاسد و پيامدهاي آن دور مي داشت و از سوي ديگر آنان را هر چه بيشتر به متن مردم و جامعه پيوند مي داد. بريدن از
حاكمان و حكومت هايي كه جز به بقا و رياست و توسعه نفوذ خود نمي انديشند و وجه غالب آنها فساد و ستم و خودكامگي است و
وابستگي و پيوستگي به مردم
هر چند سختي هاي زيادي به همراه داشت اما دستاوردهاي مباركي نيز در پي داشت . هم عالمان و فقيهان
و حوزه ها از خطر همراهي حاكمان فاسد و توجيه گري فساد و ستم موجود و مشروعيت بخشي به وضع موجود دور ماندند و هم آن
همه آثار علمي و فقهي را بر جاي گذاشتند. آثاري كه تنها براساس استنباط خود و درك حقايق و بدون چشم داشت و نه به هدف راضي
ساختن ارباب قدرت و رياست نوشتند
و آمد و شد حكومت ها و حاكمان نيز نمي توانست تاثير چنداني در وضعيت حوزه ها داشته
باشد. حتي در دوره صفويه نيز كه حاكمان آن شيعه بودند و رابطه نزديكي با بسياري از عالمان و فقيهان و محدثان بزرگ شيعه داشتند و
خدمات بسياري نيز به گسترش علم و فرهنگ و گسترش دامنه نفوذ شيعه كردند اما استقلال فكري و حتي عملي و نفوذ حوزه ها و
عالمان شيعي چنان بود كه به رغم اقتضائات و شوني كه شاهان صفوي همانند ديگر شاهان براي خود قائل و طبعا دنبال رياست و
حكومت و شاهي خود بودند
كم و بيش تحت نفوذ كلمه و جايگاه علمي و اجتماعي اين عالمان بزرگ بودند و اين شاهان صفوي بودند
كه نوعا به خواست علما و فقيهان در تمشيت امور جامعه بر وفق شرع هر چند در ظاهر تن مي دادند و نه عكس آن . اين امر در دوره پس از
صفويه تا دوران قاجاريه و دوران مشروطه و دوران اخير نيز انكارناپذير است كه حوزه ها به رغم دوري و نزديكي كه به حاكمان داشتند
اما هويت مستقل حوزه ها را پاسداري مي كردند و حفظ شون آن را از مسوليت هاي مهم خود مي شمردند. چنان كه پس از پيروزي و
استقرار نظام مشروطه به كمك و هدايت عالمان بزرگي چون آخوند خراساني و ميرزاي نائيني
براساس مصوبه اي مقدار قابل توجهي
پول توسط مسوولان مربوط براي مرحوم آخوند در نجف فرستاده شد تا وي صرف حوزه كند
ولي اين عالم بصير از پذيرفتن آن
خودداري كرد و آن را برگرداند. تا هم نشان دهد كه مبارزات علما و روحانيون در مشروطه براي دستيابي به مال و رياست نبوده است و
هم استقلال حوزه به عنوان يك اصل ثابت
محفوظ بماند و چنين دلسوزي هايي نتواند آن را مخدوش كند.
4 ـ دنياگريزي و قناعت
ضامن استقلال
در كنار وابستگي حوزه ها به مردم
يكي ديگر از عوامل مهم پايداري استقلال آنها
بسندگي عالمان وارسته شيعي به حداقل نسبي در
زندگي فردي و حوزوي خود بود. مراتب پرهيزكاري و زهد و دنياگريزي
هم هواي رياست و مقام سياسي و حكومتي را در آنان بي رنگ
يا كمرنگ مي كرد و هم زرق و برق مال و ثروت را در نگاهشان بي جاذبه مي ساخت . و انساني مي تواند در فكر و عمل خود مستقل و
ناوابسته باشد كه وابستگي هاي مادي خود را از ميان برده باشد; چنان كه شهيد سعيد آيت الله سيد حسن مدرس « قده » در اصفهان خطاب
به جمعي از عالمان و علاقه مندان به خود گفت : « اگر من نسبت به بسياري از اسرار آزادانه اظهار عقيده مي كنم و هر حرف حقي را بي پروا
مي زنم
براي آن است كه چيزي ندارم و از كسي هم چيزي نمي خواهم
اگر شما هم بار خود را سبك كنيد و توقع را كم كنيد آزاد
مي شويد . » و در نطق معروف خود در سال 1302
هنگام استيضاح كابينه مستوفي الممالك كه طي آن جمله مشهور « ديانت ما عين
سياست ماست و سياست ما عين ديانت ما » را بيان كرد
خطاب به نمايندگان و حاضران در مجلس گفت : « هيچ رئيس الوزرا و وزيري
نيست كه در اين مجلس بگويد مدرس يك تقاضايي از من كرده است . يك كاغذ در هيچ وزارتخانه ندارم و هيچ تقاضايي از كسي نكردم و
نمي كنم . »
اين يك واقعيت است كه « آنچه شيران را كند رو به مزاج ـ احتياج است
احتياج است احتياج » . مردماني كه با وارستگي و دنياگريزي
و قناعت خود روح بلند خويش را آزاد ساخته اند در واقع استقلال انديشه و عمل و عقيده خويش را ايجاد و پايدار كرده اند.
5 ـ آنچه از وضع زندگي عالمان و فاضلان و طلاب حوزه ها در گذشته خوانده و شنيده و خود نيز ديده ايم اين بوده است كه نوعا در
سطح طبقات كم درآمد جامعه زندگي كرده اند و در بسياري موارد نيز زندگي را به سختي اما آبرومندانه گذرانده اند. در حالي كه هميشه
چنين نبوده كه از سرناچاري تن به چنين تنگناهاي مالي و مادي داده باشند
بلكه رفاه و رشد مادي خود يا حوزه را از جمله منافي با
استقلال فكري و شخصيتي خود مي ديده اند.از سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز به رغم بهبود نسبي سطح زندگي حوزويان به
تناسب بالا رفتن نسبي سطح زندگي مردم
وجه غالب و يا ميانگين سطح زندگي آنان بويژه طلاب عزيزي كه در حوزه ها به تحصيل
اشتغال داشته اند پايين بوده است و بسياري از آنان گرفتار مشكلات معيشتي و طاقت فرسا بوده و هستند. اين امر حتي در سال هاي اخير
هم كه شاهد برخي خدمات در حوزه هستيم و اشتغال هاي فرهنگي علمي نيز مقداري رونق گرفته زندگي بسياري از حوزويان را در تنگنا
قرار داده و متاسفانه حتي بخشي از فرصت هاي تحصيلي را از آنان گرفته است
كه اين خود خسارت كمي نيست .
6 ـ لزوم حفظ رابطه گسترده مالي با مردم
آشنايان به امور حوزوي مي دانند كه همواره يكي از دغدغه هاي مهم مراجع عظام و مدرسان عالي مقام حوزه ها
رسيدگي به امر
معيشت طلاب و علماي حوزه ها بوده است و اين امر به رغم محدوديت هاي بسياري بوده كه در منابع مالي مردمي خود داشته اند و حتي
خوانده ايم آنان در مواردي به ناچار به استقراض روي مي آورده اند. اينك نيز مراجع عظام ـ دام ظلهم ـ از جمله حضرت آيت الله خامنه اي
دام ظله ـ با همين احساس مسئوليت
براساس مباني موجود فقهي و در جايگاه امين امام معصوم (ع ) و مردم مسلمان و متدين
عمدتا
از محل وجوه شرعيه عهده دار برآوردن بخشي از نيازهاي مادي عالمان و طلاب در قالب « شهريه » مي باشند. چنان كه حضور روحانيون
و طلاب عزيز در ميان مردم براي تبليغ دين و شريعت و تربيت ديني جامعه و قدرداني مردم مسلمان از آنان بخش ديگري از نيازهاي اين
قشر محترم را برآورده مي سازد. و اين هر دو از آنجا كه مستقيما به متن جامعه مربوط مي شود علاوه بر فراهم سازي ادامه تدريس و
تحصيل و حيات حوزه ها
دستاورد معنوي بسيار مهمي را همراه دارد و آن حفظ استقلال فكري و سياسي و عملي حوزه ها و عدم
وابستگي به جريان هاي سياسي و حكومتي و تبديل شدن به يكي از نهادهاي وابسته به نظام است . برخورداري حوزه ها و روحانيت از
سرمايه اعتماد عمومي و بودجه مردمي در سال هاي پس از پيروزي انقلاب دچار آفت اين ذهنيت و گمان در پاره اي اذهان شد كه به
خاطر پيوند فكري و سياسي ميان حوزه ها و نظام اسلامي و حضور بخشي از روحانيون معظم در نظام نياز چنداني به ارتباط مالي
مستقيم حوزه ها با مردم نيست . عملكرد عالمان در متن حوزه ها بويژه اهتمام ويژه مراجع معظم به عدم وابستگي حوزه ها بويژه تاكيد
حضرت امام خميني و رهبري معظم انقلاب دام ظله بر ارتباط مردمي حوزه ها و روحانيت همانند گذشته و ايستادگي در برابر برخي افراد
كه نوعا از سر دلسوزي پيشنهاد جذب بودجه هاي دولتي داشتند
بحمدالله تاكنون توانسته است شاكله اصلي استقلال مالي و شئون
حوزوي حوزه ها را حفظ كند اما متاسفانه به هر دليل اين انديشه ناصواب وابستگي مالي همچنان در نگاه و منطق پاره اي افراد وجود
دارد بويژه كه در ماه هاي اخير از سوي برخي مسئولان دولتي مطرح شده و اينجا و آنجا بر ضرورت آن تاكيد مي كنند. تا جايي كه حتي
عدم اختصاص بودجه هاي دولتي براي حوزه ها در گذشته را ناشي از غفلت مي شمارند! اگر بزرگان حوزه ها در گذشته و حال و حتي پس
از پيروزي انقلاب اسلامي و شكل گيري نظام مشروع جمهوري اسلامي
بويژه حضرت امام خميني « قده » تاكيد داشته اند كه اين رابطه
مالي مردمي ـ به رغم برخي آفات كه از چشم نافذ مصلحان در گذشته و حال پنهان نبوده و نيست ـ بايد همچنان برقرار باشد و در بهترين
شرايط اقتصادي نظام اسلامي و بدترين وضع معيشتي طلاب و علما
حوزه ها نبايد وابسته به حكومت و دولت و دولتيان شوند و اگر
به رغم مباني چندي كه در مصرف خمس وجود دارد
همه فقها و مراجع حتي امام خميني كه آن را در اختيار حاكم اسلامي مي داند
در
عمل پذيرفته اند كه با توجه به محدوديت « پرداخت » آن
مصداق اكمل و گاه منحصر مصرف آن حوزه هاست
علت اصلي آن اين است كه
اگر چنين نباشد و حوزه ها و روحانيت به سوي وابستگي مالي هر چند به حكومت مشروع بروند
نه تنها فلسفه وجودي خود را سست
كرده و حتي از دست مي دهند بلكه چه بسا به ضد آن تبديل شوند. اگر حوزه ها و روحانيت در برخي جوامع اسلامي نكوهش مي شوند
كه چرا وابسته به حكومت هايشان هستند و جز حقوق بگيران دولتي مي باشند نه از اين باب است كه آن حكومت ها نامشروع و فاسدند
بلكه نفس وابستگي و حقوق بگيري نهاد حوزه و روحانيت از دولت پذيرفته نبوده و نيست . پيداست كه حساب روحانيون محترم
مشاغل و حاضر در نظام از اين امر جداست . با اينكه اخذ خمس به معناي مرسوم ميان جوامع شيعي در ميان آنان وجود ندارد.
7 ـ استقلال در عين همراهي
استقلال همه جانبه حوزه هاي علميه يك امر است و كمك و همراهي همه جانبه آنان نسبت به انقلاب و نظام مقدس اسلامي امري
ديگر
و ميان اين دو فرق آشكاري است
آن هم انقلاب و نظامي كه عرصه خيزش رهبران اصلي آن حوزه ها بوده و هست . انقلاب و نظام
اسلامي حاصل انديشه ديني و فقهي فقيهان بزرگ و عالمان سترگ به رهبري حضرت امام خميني و پيوند ديني و عميق مردم و
روحانيت بوده است و آشكار است كه حوزه ها نمي توانند و نبايد اين دستاورد بزرگ و بي بديل را رها سازند يا در كمك به آن و پشتيباني
و حراست از ماندگاري آن و تعامل مثبت با نهادهاي مختلف آن
سستي و يا ترديد كنند يا خداي ناكرده به بي تفاوتي در برابر آن دچار
شوند يا بدان سو كشانده شوند. اما همه مي دانند كه عنصر « استقلال » امري ديگر است و اتفاقا حوزويان تا وقتي مي توانند در آن وظيفه
مهم و حياتي خود موفق باشند كه اصل « استقلال » خود را به معناي دقيق و جامع كلمه دارا باشند و به شئون حوزوي خود پاي بند.
بي ترديد حوزه علميه وابسته
نه مي تواند ضامن بقاي سالم خود باشد و نه ضامن سلامت نظام و حامي راستين و تكيه گاه مطمئن آن . و
درست از همين نقطه است كه رهبري معظم انقلاب و نظام
در جايگاه عالي ترين مقام جمهوري اسلامي ايران
در سخنراني مهم خود در
اولين سفر دوران رهبري خويش به قم در سال 1370 در تبيين نسبت ميان حوزه ها و نظام اسلامي و تصوير آن در چهار شكل ممكن تنها
بر يك ضرورت صحه گذاشته و بر آن تاكيد كردند. از جمله در نفي وابستگي حوزه ها به نظام فرمودند : « يك موضع گيري
موضع گيري
وابستگي به دستگاه است
يعني عضو دولت بودن . ما در معارف شيعي
يا در واقعيت درخشان حوزه هاي علميه شيعي خودمان
چنين
چيزي را نداريم . حوزه علميه
يك دستگاه علمي روحاني است
نبايد و نمي تواند سازماني از سازمان هاي دولتي بشود. حتي اگر آن
دولت
دولت جمهوري اسلامي باشد. اين اعتقاد من است و بر اين اعتقاد هم پافشاري دارم . دولت جمهوري اسلامي
دولت امام
زمان « عج » است اما اگر حوزه علميه بخواهد بماند و رشد كند و بالندگي داشته باشد و توقعاتي كه از او هست برآورده كند نمي تواند
عضوي از همين دولت باشد. » سپس افزودند :
« امروز هيچ كدام از آن سه وجه ممكن و معقول نيست و معني ندارد. وجه ديگري لازم است و آن اين است كه جدا باشد اما همراه باشد
و براي نظام جمهوري اسلامي يك پشتيبان باشد. »
8 ـ استقلال مالي قرباني بودجه دولتي
وقتي سخن از ضرورت استقلال حوزه ها مي رود روشن است كه « استقلال جامع » و « استقلال كامل » موردنظر است و ماهيت
حوزه هاي علميه شيعه و فلسفه وجودي و هويت تاريخي آن چيزي جز استقلال همه جانبه را نمي پذيرد
استقلال در مديريت و
ساختار
استقلال در آموزش
استقلال در توليد علم و نظريه پردازي
استقلال در تبيين دين و ترويج معارف و احكام
استقلال سياسي و
استقلال مالي
خدشه به هريك از اين ابعاد
خدشه به ديگر ابعاد نيز خواهد بود. روشن است « استقلال كامل » به معناي رهابودن از كليه
مقررات و قوانين حاكم بر جامعه و نظام شدني و مراد نيست . به عنوان مثال واضح نمي توان توقع داشت در ساخت مدارس و مراكز
حوزوي از چارچوب هاي شهرسازي و شهرداري پيروي نگردد اما دارابودن نظام آموزشي و علمي و تبليغي و اداري مستقل و استقلال
فكري و سياسي و عدم وابستگي مالي به نهادهاي حكومتي و بسته بودن راه نفوذ و سلطه مستقيم و غيرمستقيم نهادها و اشخاص
حكومت در اين عرصه ها
امري است كاملا شدني و منطقي و ضروري . يعني واقعيتي كه بحمدالله تاكنون به شكلي پررنگ وجود داشته
و دارد و بزرگان حوزه و نيز مسئولان دلسوز و متوجه و جامع نگر نظام نوعا به آن اهتمام داشته اند و اگر افرادي در درون يا بيرون حوزه گاه
خلاف آن عمل كرده باشند نوعا از سر قصور و ندانم كاري است . يك نمونه آن اخذ مدارك رسمي تحصيلي در حوزه است كه به قرار
مسموع برخي مسئولان وقت آموزش عالي خواهان تاييد و درج امضاي خود در آن بودند اما با مخالفت و ايستادگي شوراي محترم
مديريت حوزه چاره اي جز دست كشيدن از اين خواست نابجا نيافتند
كه بايد از شوراي محترم به خاطر اين امر قدرداني كرد.
هريك از ابعاد ياد شده در استقلال را بايد جداگانه شرح كرد و بر آن تاكيد نمود. آنچه اينك در اين مجالس موردنظر است تاكيد
مضاعف بر لزوم حفظ « استقلال مالي » حوزه و رعايت شئون صنفي حوزويان مكرم مي باشد. چرا كه گاه شاهد سخنان و اقداماتي هر
چند محدود هستيم كه نه با شئون كرامت حوزه سازگار است و نه با استقلال آن . سخنان و كارهايي كه حتي اگر فقط و فقط به انگيزه
كاهش تنگناهاي مالي موجود حوزه باشد نيز
اگر احتمال خدشه دار شدن به استقلال حوزه در آن برود
به خاطر اهميت محتمل
بايد
نسبت به آن حساس بود و آن را ناديده نگرفت و فرقي نمي كند از سوي كدام يك از اعضاي دولت صورت گيرد
چه رسد به اينكه زمينه
آن نيز توسط دلسوزي هاي نسنجيده و كم مايه برخي مراكز و اشخاص حوزوي يا وابسته به حوزه فراهم شود. اين دست اقدامات كه چه
بسا در نگاه افراد يا جريان هايي
اموري مثبت و ستايش آميز و نشانه اهتمام به دين و دين داري به شمار رود
حتي اگر با شئون و
شخصيت حوزويان سازگار باشد ـ كه نيست ـ و حتي اگر در كوتاه مدت خدشه در استقلال حوزه وارد نكند ـ كه دست كم احتمال آن
هست ـ اما مي تواند فتح باب و مدخلي براي سلطه و نفوذ نهادها و اشخاص بر حوزه باشد و در نگاه عموم نيز تاثير منفي بگذارد و چهره
پاك حوزه ها و روحانيت را مخدوش سازد. از اين رو نبايد از كنار آن ساده و بي تفاوت گذشت . ذكرنمونه هايي چند خالي از لطف نيست
و شاهد سخن است : ـ در فروردين سال جاري
يك مسئول دولتي كه مشاور در امور حوزوي است گفت : دولت در قبال حوزه اي كه براي
نظام حاوي بركات فرهنگ
اعتقادي و فكري مي باشد
وظايفي برعهده دارد و رفع مشكلات اوليه مراكز حوزوي و فراهم ساختن
امكانات و تجهيزات آموزش عالي براي مدارس و حوزه هاي علميه از جمله اين وظايف مي باشد.
چندي بعد در تيرماه
در يكي از پايگاههاي خبري اينترنتي با عنوان « هديه ويژه
رئيس جمهور به طلبه ها » اين خبر جلب توجه
مي كرد : « به طلبه ها و روحانيون شاغل به تحصيل در حوزه علميه قم كه اخيرا ازدواج كرده اند
« هديه رئيس جمهوري » داده مي شود. به
در قم
در ادامه رويكردهاي دولت د رحمايت از طلاب علوم ديني
به طلبه هاي واجد شرايط
مبلغ 500 هزار تومان ] ... [گزارش خبرنگار
به صورت بلاعوض اهدا مي شود. واحد امور مدارس حوزه علميه قم
مسئول پرداخت اين وجه است . خوشبختانه در ذيل اين خبر
افزوده شده بودكه به رغم اعلام آمادگي دولت براي حمايت هاي مالي گسترده از حوزه هاي علميه
مراجع تقليد با اين مساله مخالفت
كرده و اعلام داشته اند كه حوزه علميه بايد از هرگونه وابستگي به دولت هر چند در نظام جمهوري اسلامي به دور باشد. و نيز افزوده بود :
حتي چندي پيش موضوع اختصاص رديف بودجه به حوزه علميه مطرح شده بود كه با مخالفت شديد مراجع از جمله مرحوم آيت الله
العظمي فاضل لنكراني « قده » مواجه گشته است . اما همان مسئول و مشاور محترم چند روز بعد در مصاحبه اي مطبوعاتي گفت : نسبت
به بودجه دو دسته از نهادها غفلت صورت گرفته است . يكي حوزه هاي علميه است كه اصلا در بودجه به حساب نيامده اند و ديگري
مساجد هستند. اگر از روز اول يك بودجه محدودي را قرار مي دادند امروز اين بودجه رشد كرده بود و بسياري از نيازها پاسخ داده مي شد.
نظر آقاي رئيس جمهوري اين است كه اين دولت بايد اين كار را شروع كند و شروع هم كرد . « 86
4
24 )
و حال در اطلاعيه اي كه در يكي از مراكز اعزام مبلغ قم نصب شده مي خوانيم : « قابل توجه مبلغان محترم . مبلغاني كه در دهه محرم
« هديه رياست محترم ]پنجاه هزار تومان [ حكم اعزام گرفته و تسويه حساب نموده اند
مبلغ 500000 ريال ] ... [يا صفر سال 85 از
مراجعه ] ... [جمهوري » به حساب قرض الحسنه آنان واريز گرديده است
لذا ازتاريخ 86
6
20 به بعد جهت دريافت به صندوق
]معاونت ...[فرمائيد.
در اين فرصت براي ارزيابي گفته هاي اين روحاني مشاور از جمله نسبت به « غفلت » كه مسئولان سابق داده است از خاطرات
حجه الاسلام و المسلمين آقاي علي اكبر ناطق نوري اين قطعه را بازگو مي كنيم :
زماني كه به حضرت امام گفتم كه آقاي حالا كه حكومت از آن خودتان است
خمس و ماليات و پول نفت را كه شما مي گيريد
اداره
كشور هم با شما است
پس بگذاريد حوزه هاي علميه را هم حكومت اداره كند.
ايشان فرمودند : « ولو اينكه جمهوري اسلامي است و در راس آن هم ولي فقيه
اما حوزه را دولتي نكنيد. يك آخوند اگر دولتي بشود
ديگر دهان او بسته است و نمي تواند آزادانه امر به معروف ونهي از منكر و انتقاد كند. »
9 ـ چه كساني مسئولند
حال چه بايد گفت : روشن است براي دور نگهداشتن حوزه و نهاد روحانيت از اين دست امور كه نه با اصل استقلال حوزه و
روحانيت سازگار است و نه مناسب شان آن و نه به مصلحت وضع كنوني آنان و ديد جامعه مي باشد
مخاطبان چندي وجود دارند كه
بايد همزمان با همه آنان سخن گفت و بر مسئوليت آنان تاكيد نمود.
الف ) نهادها و مسئولان دولتي و حكومتي
نهادها و مراكز مسئول در نظام اسلامي و مسئولان محترم دولتي بايد به خوبي آگاه باشند كه خاستگاه اصلي شكل گيري اين نظام
حوزه و روحانيت و پيوند عميق اين نهاد با مردم بوده است . حوزه به عنوان خاستگاه و پايگاه انقلاب و نظام در صورتي مي تواند در اين
جايگاه پشتيبان و همراه نظام و ناظر دلسوز و راهنماي عمل حكومت و مسئولان آن باشد كه هم حرمت و شخصيت ديني و اجتماعي
آن حفظ شود و هم ويژگي استقلال آن . زينهار كه كسي به هر انگيزه اي حتي خيرخواهانه بخواهد به حريم شخصيت و استقلال حوزه و
روحانيت نزديك گردد و خواسته و ناخواسته به آن خدشه اي وارد سازد. وقتي بالاترين مقام رسمي نظام كه عالي ترين حلقه اتصال نظام
و حوزه مي باشند
خود يكي از پاسداران حريم استقلال حوزه و مراجع معظم هستند
حد و مرز و وظيفه ديگر مسئولان و نهادهاي
حكومتي معلوم است كه چيست . و همه مي دانند كه اهتمام قابل تقدير حضرت آيت الله خامنه اي (دام ظله ) به حوزه هاي علميه اصاله و
با لذات به جايگاه مرجعيت و روحانيت ايشان و رابطه كه از اين جايگاه با مردم دارند مربوط مي شود و به رغم خدمات شايان توجه
ايشان خود در زمره كساني اند كه پا فشاري بر استقلال حوزه و حفظ شئون آن دارند.
ب ) مراكز حوزوي و رابطان و اطرافيان
بخش قابل توجهي از مسئوليت حفظ استقلال حوزه از جمله در مسائل مالي
خود مراكز حوزوي و شبه حوزوي و رابطان و
اطرافيان مسئولاني است كه دستي در حكومت و نظام دارند و دستي نيز در حوزه
بويژه آنچه به ساختار و جوانب مختلف اداره حوزه
برميگردد. اينان نيز بايد وظايف محوله و مسئوليت هاي خويش را به گونه اي تعريف كنند كه شئون حوزوي و اجتماعي روحانيت و
استقلال حوزه ها كاملا مراعي و محفوظ بماند. احتمال مي رود برخي اقدامات از آن دست كه گذشت با اقبال يا حتي پيشنهاد برخي از اين
دلسوزان صورت گرفته باشد. اين عزيزان بايد بدانند كه مرز ميان وظايف حكومتي و شئون حوزوي آنان كجاست تا از آن نگذرند و اگر
قادر به شناخت اين مرز و يا پاي بندي به آن نيستند همان بهتر كه خيرخواهي براي حوزه را به دانايان شجاع وپاي بند به حفظ شئون و
استقلال حوزه واگذارند. هديه رياست جمهوري ديگر چه صيغه اي است كه اخيرا « صرف » كردن آن آغاز شده است !
ج ) طلاب و حوزويان
ترديدي نيست كه استقلال حوزه و حفظ شئون لازم الرعايه آن همواره بايد يكي از مهم ترين دغدغه هاي خود حوزويان ارجمند
بويژه طلاب و فضلا باشد. نويسنده از تنگناهاي معيشتي طلاب عزيز و هم لباسان خود كاملا بي خبر نيست و خود نيز از آن بي بهره
نبوده است ! اما چنان كه گذشت هميشه يكي از افتخارات سلف صالح ما حوزويان پيوستگي به مردم در عين عدم وابستگي به
حكومت ها و قدرت هاي سياسي و دولتي بوده است . چه اينكه يكي از افتخارات نيز حفظ عزت و حرمت خود در عين تنگدستي و
ناداني مالي بوده است . و اين به بركت آموزه هاي ديني و ارزش هاي انساني و الگوهاي تربيتي و رفتاري و وارستگي هاي عملي آنان بوده
است . حميت صنفي و توجه به نوع داوري مردم نيز امري است كه نبايد از كنار آن گذشت . همان گونه كه حفظ استقلال فكري و سياسي
در هرجامعه اي هزينه دارد كه افراد آزادانديش وآزادمنش آن را مي پذيرند
حفظ استقلال مالي حوزه ها نيز امري آسان نبوده و نيست . ما
وظيفه داريم ديگران را در قول وعمل
به مسئوليت حرمت نهادن به حوزه و استقلال آن كاملا آشنا كنيم و آنان را به آن عادت دهيم و اگر
به هر دليل
سر همراهي با اين اصل ثابت را ندارند حتي بر آنان تحميل كنيم
اين امر هم حق حوزه هاست و هم تكليف آن . حوزه ها فقط
مجموعه اي از افراد نيستند كه گردهم آمده باشند و بتوانند حق خود را واگذارند. حوزه ها علاوه بر هويت جمعي
داراي هويت ديني
هويت تاريخي و هويت اجتماعي اند
درست مانند استقلال و تماميت ارضي كشور. اينكه با حضور يك مسئول دولتي
خداي ناكرده
نامه هاي « عرض نياز » روانه گردد حتي اگر خدشه اي به استقلال حوزه وارد نكند
با شئون حوزوي سازگاري ندارد. اگر حميت صنفي
محلي از اعراب نداشته باشد اما انتساب به حضرت جعفربن محمد عليهماالسلام را نمي توان از ياد برد
همان امام مهر و غيوري كه
سوگند خورد چنان به تعليم و تربيت اصحاب پدر همت خواهد گمارد كه نيازمند « مسالت » از هيچ كس نباشند.
مراجع معظم و بزرگان حوزه ها
يكي از مخاطبان وظيفه حفظ استقلال و شئون حوزه ها مراجع معظم تقليد و اساتيد عالي مقام و بزرگان حوزه ـ دامت بركاتهم ـ
مي باشند. به جز مسئوليت مهمي كه اين بزرگواران در سيره شخصي و در نسبت خود با نظام اسلامي و مسئولان محترم آن در اين باره
دارند
در خصوص آنچه گذشت دست كم چهار وظيفه ديگر متوجه آنان است . البته اين بزرگان علاوه بر اينكه به مسئوليت خود در اين
زمينه واقف اند
اين امر همواره يكي از دغدغه هاي آنان بوده است و طبعا تكرار آن
فايده تاكيد را در پي دارد.
اول
رسيدگي هر چه بيشتر به وضع طلاب و فرزندان حوزه است
بويژه آنان كه در تنگناهاي مالي و معيشتي زياد و گاه غيرقابل
تحمل هستند. البته انصاف و واقعيت آن است كه اذعان كنيم به رغم محدوديت هايي كه مراجع معظم ـ دام ظلهم ـ از نظر منابع مالي
دارند
دغدغه اصلي و همت نخست آنان متوجه شهريه حوزه و كاهش بار مشكلات اقتصادي حوزويان است و بويژه در سال هاي اخير
كه به خاطر وضع موجود
فشارهاي بيشتري متوجه زندگي حوزويان بويژه طلبه هاي جوان و متاهل است
شاهد دغدغه بيشتر از سوي
اين بزرگواران هستيم
اما طرح همين نكته ها مي تواند نقطه عزم آنان براي انديشه كردن و اهتمام هرچه فزونتر در چگونگي رسيدگي بهتر
به امر معيشت شاگردان حوزه حضرت صادق (ع ) و اولويت بندي دقيق تر در « مصارف » باشد.
دوم اهتمام و تلاش بيشتر از ناحيه اين بزرگان در رشد وارستگي هاي اخلاقي و تربيت قوي تر نفوس حوزويان در راستاي دوري هر
چه بيشتر از زرق و برق هاي مادي و بسنده كردن هر چه بيشتر به حداقل ها در زندگي است بويژه در شرايطي كه حفظ استقلال و
شخصيت حوزه و حرمت حوزويان در چشم و دل جامعه و در نفوس ارزشمند خود اصحاب حوزه
بستگي تام به منابع و سرمايه هاي
مردمي دارد.
سوم اينكه جامعه را بيش از پيش به مسئوليت مستقيم خود در برابر حوزه ها آشنا كنند كه گسترش عرصه نيازهاي فرهنگي وعلمي و
تبليغي و ترويج دين در داخل و خارج كشور و رشد آمار محصولات علوم حوزوي
هزينه هاي بسيار بيشتري را در مقايسه با گذشته
متوجه حوزه ها و مراجع معظم كرده است و به مصلحت نيست حوزه ها استقلال خود را دستخوش آفت بودجه هاي مستقيم دولتي كنند
و راه درست همانند گذشته
همان رابطه مستقيم حوزه ها با متن جامعه و توده هاي مردم متدين و وظيفه شناس است و به مسئولان امر
در حوزه ها نيز همواره خاطرنشان كنند كه گسترش فعاليت هاي حوزوي خوب و لازم است اما نه به بهاي وابستگي مالي به دولت و نظام .
و چهارم اينكه مراجع بزرگوار و بزرگان حوزه هميشه و همانند گذشته بايد چشمهاي نافذ و دستهاي مقتدر حوزه براي حفظ استقلال
آن و شئون حوزويان باشند و در برابر هر اقدامي
هر چند ناچيز و هر چند به قصد خير خواهي كه در استقلال و هويت غير وابسته حوزه
هر چند به تدريج خللي وارد مي كند و يا احتمال آن مي رود حساس باشند و به فراخور حال
تذكر دهند و جلو آن را بگيرند و اگر لازم
شد پافشاري كنند.
اگر مراجع ارجمند و بزرگان حوزه در برابر مساله اي مانند ورود بانوان به ورزشگاه ها
به حق عكس العمل صريح و قاطع نشان دادند
و يك علت آن اين بود كه اين امر مي توانست فتح باب ديگر مسائل باشد
به نظر مي رسد مسائلي مانند بودجه دولتي و هديه دادن
دولتيان به فرزندان حوزه به هر انگيزه كه باشد
از منظر حفظ استقلال و شئون حوزه
اگر مهم تر از مساله ياد شده نباشد كم تر نيست و
حوزه و بزرگان آن در صورتي مي توانند قاطعانه در برابر انحراف احتمالي مانند ورود زنان به ورزشگاه ها در هر دولت كه باشد بايستند و
وضع را اصلاح كنند كه چنين علقه هايي براي حوزه ايجاد نشده باشد. البته پيداست اين سخن به معناي اين نيست كه چنين انگيزه هايي
نيز در پس اين اقدامات باشد
بلكه سخن ناظر به اين وضع طبيعي است كه وابستگي
محدوديت مي آورد و سلاح سخن و قلم و
استواري قدم در اصلاح وضع و مقابله با انحرافات و اشتباهات را كند مي كند.
هـ) جامعه اسلامي و مردم مومن
واقعيت اين است كه پيوند حوزه ها با جامعه و حضور روحانيت در ميان مردم مانند پيوند آب و ماهي است . اين امر اختصاص به
حوزه و روحانيت در مذهبي خاص ندارد. حيات واقعي علما و روحانيون در هر مذهبي چنين است اما در حوزه هاي شيعي با توجه به
فاصله اي كه نوعا از حكومت هاي وقت داشته اند امري كاملا آشكار است . اگر شخصيت بزرگي چون مرحوم سيد مرتضي « قده » به خاطر
موقعيت خانوادگي و اجتماعي خويش
در زندگي خود
از توانايي مالي بسيار بالايي برخوردار بود اما پيداست كه روحانيت و عالمان
شيعي نوعا " چنين نبوده اند و منبع اصلي معيشت آنان وجوه شرعيه و بريه مانند خمس و زكات و اوقات و يا در آمدهاي محدودي بوده
است كه خود داشته اند. بنابراين يك پاي استقلال روحانيت شيعي و حوزه هاي آن در پيوند مالي مردم مسلمان با آنان بوده و هست
پيوندي كه از يك سو به عنوان عمل به وظايف شرعي مالي به شمار مي رود و از سوي ديگر زمينه بقا و رشد حوزه و امكان
خدمتگذاري علمي و فرهنگي و هدايت جامعه به دين و شريعت را فراهم مي سازد و از سوي سوم مايه استقلال حوزه ها از دولتها و
پيوستگي به متن جامعه مي باشد. اگر اين گمان هست كه به رغم احتياط ها و سخت گيري هايي كه فقيهان وارسته و خداترس در مصرف و
هزينه كردن وجوه شرعيه بويژه خمس داشته و دارند
برخي ضايعات نيز وجود داشته و يا وجود دارد
اما ترديدي نيست كه در مجموع
اين وجوه به دست مراجع معظم نوعا در بهترين زمينه هاي موجود مصرف شده و مي شود و اگر دستاوردي جز ادامه استقلال حوزه ها
نداشته باشد
همين امر
نتيجه كمي نيست . اگر مردم مسلمان در اداي وظايف ديني خود اهتمام بيشتر و در قدرداني از كساني كه به
هدايت و تربيت ديني آنان و فرزندان جامعه همت مي گمارند نگاه وسيع تري داشته باشند
در واقع به استقلال هر چه قوي تر و پردامنه تر
حوزه كمك كرده اند. اين در حالي است كه اساسا هزينه هاي جاري حوزه ها قابل مقايسه با هزينه هاي بسيار كلان دولت و كشور نيست
چه رسد به بودجه و رديفي كه اين دولت يا آن دولت بخواهد به حوزه ها اختصاص دهد كه در مقايسه ياد شده رقم بسيار ناچيزي خواهد
بود و حتي در حد بودجه برخي دانشگاه هاي دولتي نيز نخواهد بود. همان گونه كه يك پاي استقلال فكري و سياسي و آموزشي حوزه ها
را بايد در قناعت و زهد و دنيا گريزي حوزويان سراغ گرفت
پاي ديگر آن در پاي بندي هر چه بيشتر جامعه به وظايف شرعي مالي خود
است و اين هر دو
بهايي است كه براي استقلال علمي و عملي حوزه و روحانيت بايد پرداخت شود
هر كس به سهم خويش .
10 ـ حسن ختام
ختم كلام
سخن را با نام و ياد امام صادق آل محمد(ص )
حضرت جعفربن محمد(ع ) و حوزه علميه آن بزرگوار آغاز كرديم . حوزه هاي كه رئيس
معصوم و مظلوم آن آرزو مي كرد بتواند به دور از دخالت ها و محدوديت هاي دستگاه جور
حتي در گوشه اي دور از مركز حكومت به
حيات پربار و مستقل خود ادامه دهد و حتي حاضر بود خاطر حكومتيان جائر را از دخالت و مبارزه و جهاد سياسي خود آسوده بدارد و
ضمانت دهد كه كاري به كار آنان نداشته باشد
چرا كه آن بزرگوار اهدافي برتر و ماندگارتر داشت و حيات و بقاي مذهب را در جهاد علمي
و فقهي و معرفتي خود و اصحابش مي دانست
اما حاكمان جور كه تاب سربرآوردن هيچ انسان و نهاد مستقل حتي در عرصه دانش و
تحصيل علوم را ندارند
از اين فرصت محدود نيز دريغ مي كردند. اينك كه به توفيق الهي و به بركت رهبري ها و مجاهدت هاي رهبر كبير
انقلاب اسلامي حضرت امام خميني « قده » و ياران و شاگردان حوزه انديشه و فقه و جهاد وي و تقديم آن همه شهيد و صرف آن همه
تلاش
از نعمت بزرگ و بي نظير نظام مشروع اسلامي برخورد داريم
نظامي كه به رغم كاستي هاي موجود در آن
مايه سر بلندي و تكيه
گاهي استوار براي مومنان و مظلومان است و حوزه هاي علميه در كنار استقلال و آزاد منشي و آزاد انديشي
مي توانند و بايد پشتيباني
دلسوز و مرشدي مطمئن و ناظري صادق و شجاع براي آن باشند
بايد همه كساني كه برشمرديم به مسئوليت هاي خويش
در برابر نهاد
بي بديل و مستقل حوزه علميه خاضع و پاي بند باشند و بويژه دولتيان محترم همه بايد حريم شخصيت عالمان و طلاب و حرم
استقلال حوزه را كاملا پاس بدارند. دولتيان و اصحاب حكومت نيز تمام همت و دانش تعهد خويش را در حسن تدبير و مديريت
درست جامعه و كشور به كار بندند تا با كاهش فشارهاي تنگناهاي اقتصادي و معيشتي جامعه و كشور آسايش عمومي
حوزه ها نيز در
كنار مردم از « بهبودي وضع » و از گسترش نگاه مثبت جامع به وضع موجود بهره مند شوند و نه از رديف بودجه دولتي . راه درست و
ماندگار و بي آسيب و آفت اين است . راه را گم نكنيد. و آب را نيز گل آلود نسازيد و حوزه را هر چند ناخواسته وابسته نخواهيد و براي
طلاب نيز دايگي نكنيد با مردم
خود بوده اند و هستند! پايان سخن را نيز متبرك به فرازي از سيره و سلوك حضرت صادق (ع ) مي كنيم كه
خود شاخص و ملاك خوبي است براي دست كم بخشي از مخاطباني كه نام برديم بويژه مسئولاني كه ممكن است همچنان دغدغه
كمك و « هديه » به حوزه را داشته باشند. « ابوجعفر خثعمي گفته است : حضرت جعفربن محمد الصادق (ع ) كيسه اي به من سپرد و فرمود
آن را به مردي از بني هاشم بده و به او اعلام نكن كه من اين را به تو داده ام . من سراغ آن مرد رفتم و كيسه پول را تحويل دادم . او كه
نمي دانست پول از كجاست گفت : خداوند به باني آن جزاي خير دهد. هميشه چنين پولي را براي ما مي فرستند و ما با آن تا سال آينده
زندگي را مي گذرانيم . اما جعفربن محمد به رغم دارايي فراوانش
يك درهم نيز به من مرحمت نمي كند! »
سلام و تحيات خدا بر صادق آل محمد و اجداد و اولاد پاك او و درود بر تمام حوزويان پيرو او.
حضرت امام خميني : ولو اينكه جمهوري اسلامي است و در راس آن هم ولي فقيه
اما حوزه را دولتي نكنيد. يك آخوند اگر دولتي
بشود
ديگر دهان او بسته است و نمي تواند آزادانه امر به معروف و نهي از منكر و انتقاد كند
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب : دولت جمهوري اسلامي ايران
دولت امام زمان (عج ) است اما اگر حوزه علميه بخواهد
بماند و رشد كند و بالندگي داشته باشد و توقعاتي كه از او هست برآورده كند
نمي تواند عضوي از همين دولت باشد
استقلال حوزه هاي علميه
همواره از يك سو حوزه ها و عالمان آن را از آفت وابستگي به حكومت هاي فاسد و پيامدهاي آن دور
مي داشت و از سوي ديگر آنان را هرچه بيشتر به متن مردم و جامعه پيوند مي داد
شهيد آيت الله مدرس : هيچ رئيس الوزرا و وزيري نيست كه در اين مجلس بگويد مدرس يك تقاضايي از من كرده است . يك كاغذ در
هيچ وزارتخانه ندادم و هيچ تقاضايي از كسي نكردم و نمي كنم
حوزه و بزرگان آن درصورتي مي توانند قاطعانه در برابر انحرافات احتمالي در هر دولت كه باشد بايستند و وضع را اصلاح كنند كه
حوزه هاي علميه و روحانيت به هيچ شكلي وابسته به دولت ها نشوند
اگر مردم مسلمان در اداي وظايف ديني خود اهتمام بيشتر و در قدرداني از كساني كه به هدايت و تربيت ديني آنان و فرزندان جامعه
همت مي گمارند نگاه وسيع تري داشته باشند
در واقع به استقلال هرچه قوي تر و پردامنه تر حوزه كمك كرده اند

|