
جامعه اي به رشد و كمال درآمده و به پيشرفت رسيده و به قله هاي توسعه يافتگي صعود نموده است كه مراتب و مراحل بالايي از
علم و دانش را در همه فنون و رشته ها و تخصص ها طي كرده باشد و اعضاي آن همواره در حال كاوش و كنكاش هاي علمي و تحقيق و
پژوهش و اكتشاف و اختراع باشند.
امروز براي هيچ كشوري در گستره جغرافيايي جهان اين واقعيت پوشيده نمانده است كه علم ودانش داراي نقش حياتي و زيربنايي
مي باشد و همچون آب و هوا براي « بقا » ضرورت دارد. ملت و كشوري كه به علوم و دانش هاي گوناگون گرايش نيابد
مرده است
اگر چه
زنده مي نماياند
كه علم موجب « حيات » است
همچنان كه « جهل » عامل مرگ و نابودي است .
از زاويه اي ديگر اين واقعيت قابل نفي و انكار نيست كه ضعف نيروي عقل و خرد كه به جمود و سطحي نگري و قشري گرايي
مي انجامد
با فقدان علم و دانش پيوستگي دارد
زيرا علوم و دانش ها باعث شكوفايي عقل و نيروي درك و فهم آدمي مي گردد و هر چه
دانش و دانايي فزوني يابد شكفتگي عقل و خرد نيز بيشتر مي شود و به اين وسيله راه هاي نفوذ جمود و تصلب و تعصب هاي كور و هر
نوع سطح انديشي به محيط ذهن فكر و عمل مسدود مي گردد و انديشه ورفتار و تحركات انسان با شعور و شناخت و آگاهي قرين و
همراه مي شود.
موضوع مهم ديگر اين است كه علم و دانش در صورتي مفيد و ثمربخش و راهگشاي رشد و كمال و پيشرفت و اكتشاف است كه با
مطالعات كثير و در عين حال دقيق و غني و ژرف نگري همراه باشد و در محفوظات ذهني محدود و محصور نشود.
بسيارند دانش آموختگاني كه نمي توانند از آموخته هاي خود كه در طول سالهاي طولاني وبا تحمل سختي هاي مراحل مختلف
تحصيل به دست آورده اند بهره كافي به جامعه و كشور برساند و زمينه ساز رفع مشكلات و موانع گردند. مشكل اصلي اين دانش
آموختگان
تحصيلات فاقد بينش و ژرف نگري است و آنان دانش را نه براي رسيدن به شناخت و بينش و كشف حقايق علمي
كه براي
انباشته كردن محفوظات در خزانه ذهن وفكر و گرفتن مدرك آموخته اند و به همين دليل به ژرفاي « دانش » در هر رشته و تخصص راه
نيافته اند و نمي توانند نظرات و ديدگاه هاي تازه و بديع و تحول زا ارائه دهند و موجب رشد و بالندگي و پويايي گردند.
در كلامي گهربار از حضرت امام جعفر صادق (ع ) آمده است :
« مطالعه بسيار و پي گير و ژرف نگري در مسائل علمي
باعث شكفتگي عقل و نيروي فكر و فهم مي گردد. »
اين سخن نغز
همه نگرش هاي سطحي و فصلي و مدرك گرايانه فاقد ژرفا را نفي مي نمايد و به علم و دانشي نظر مي گسترد كه از
سطح بگذرد و به كشف حقيقت برسد تا به اين وسيله راهي به سوي رشد و پيشرفت بگشايد و جامعه و كشور را به قلل رفيع كمال و
پويايي و سعادت و سلامت صعود دهد.
بر اساس اين رهنمود عميق و ژرف
علم و دانش « وسيله » است
و « هدف » شكوفايي عقل و خرد و تقويت و استحكام نيروي ادراك
و فهم دقيق مسائل و حقايق علمي مي باشد.
آنچه مهم است و بايد به آن توجه ونظر كافي نمود اين است كه كدام علم ودانش وسيله و ابزار براي شكوفايي عقل و نيروي فهم
مي باشد
آيا آن علم ودانشي راه گشا و كمال ياب است كه آموزنده آن فقط به حفظ كردن واژه ها و عبارات و جملات و فرمول هاي علمي براي
گرفتن « نمره » و پس از آن اخذ « مدرك » و به دنبال آن به دست آوردن « شغل » و انباشتن « پول » مي انديشد و برخلاف استعدادهاي خدادادي
و دروني خود كه او را به انتخاب رشته علمي منطبق با واقعيت دعوت مي نمايد به گزينش رشته اي مي پردازد كه جلب كننده « درآمد
بيشتر » براي « آسايش فزون تر » مي باشد و هيچ سنخيتي با استعدادهاي طبيعي و فطري او ندارد !
حضرت امام جعفر صادق (ع ) به ما صريح و روشن پاسخ مي دهد كه آنچه در علم آموزي و دانش اندوزي حائز اهميت است و جامعه
و كشور را به رشد و پيشرفت و توسعه مي رساند
« نظر دقيق در علم و ژرف نگري در دانش » است و اين مهم با مطالعه دقيق و عميق براي
كشف حقايق علمي به وجود مي آيد
نه مطالعات سطحي و عبور سريع از آموخته ها و يافته ها و دل بستن به آنها فقط در حد دانستن و نه
دريافتن و فهم و درك ژرف و همه جانبه .
اين نوع نگرش و احساس مسئوليت نسبت به علم آموزي اگر چه در درجه اول متوجه هرفرد فراگيرنده علوم مي باشد و هر دانشجو و
علم اندوز بايد از ابتداي تحصيل با چنين ديدگاه و نگرشي گام در اين عرصه مهم بگذارد
لكن نظام آموزشي كشور نيز در جاي خود بايد
با برنامه ريزي هاي صحيح زمينه هاي لازم براي تحقق اين ديدگاه و گرايش نسبت به علم و علم آموزي را فراهم آورد و تا آنجا در اين
حركت پيش تازد كه به مرور آن را در همه سطوح و رشته ها و تخصص ها نهادينه نمايد.
نگرش دقيق به علم و احساس مسئوليت نسبت به علم آموزي عميق و جامع اگرچه در درجه اول متوجه هر فرد فراگيرنده علوم
مي باشد
لكن نظام آموزشي كشور نيز بايد با برنامه ريزي صحيح زمينه هاي لازم براي تحقق اين ديدگاه و گرايش نسبت به علم و
علم آموزي را فراهم آورد.
آنان كه علم و دانش را نه براي رسيدن به بينش و كشف حقايق علمي
كه براي انباشتن محفوظات در خزانه ذهن و گرفتن مدرك
آموخته اند
به ژرفاي « دانش » راه نيافته اند و نمي توانند تحول زا و موجب رشد و بالندگي گردند

*****
جامعيت شخصيت علمي امام جعفر صادق (ع )
|

حضرت امام جعفر صادق (ع ) داراي شخصيت جامع علمي و نظرات متقن و ژرف در رشته هاي مختلف علوم و معارف بود
به
گونه اي كه در دوران زندگي و حيات فرهنگي خويش بسياري از راه هاي دانش و بينش را گشود و بيراهه هاي ناداني و ناآگاهي را مسدود
نمود و زمينه هاي رشد و نمو و كمال علمي را براي جامعه اسلامي مساعد و مهيا ساخت .
امام صادق (ع ) بهترين لحظات زندگي خويش را وقف تعليم علوم و دانش هاي گوناگون نمود و در انجام اين تكليف و مسئوليت
الهي تا آنجا به پيشرفت و موفقيت نائل آمد كه آوازه دانايي و دانش او همه جا را فرا گرفت و نه تنها علما و دانشمندان مذاهب تشيع و
تسنن
كه حاميان تفكرات الحادي در برابر عظمت شخصيت علمي آن پيشواي الهي خاضع و معترف گشتند.
دانشمندان شيعه عموما به اين حقيقت دست يافته اند كه مذهب تشيع با تلاش هاي وقفه ناپذير علمي حضرت امام جعفر صادق (ع )
رونق و گسترش يافت و از همين رو به « مذهب جعفري » مشهور گشت
كه اين اشتهار حكايت از نقش اين پيشواي معصوم در تكميل و
تنظيم و نشر فرهنگ و معارف و دانش هاي شيعه دارد كه تا آن زمان به صورت مدون و منظم و طبقه بندي در موضوعات مختلف
اعتقادي
عبادي
اخلاقي
تربيتي
كلامي
حديثي
تفسيري
فقهي
قضايي
سياسي و حكومتي براي بهره وري جامع و بهينه ثبت و
ضبط نگرديده بود و امام (ع ) اين مهم را به نيكوترين وجه به مرحله عمل درآورد.
دانشمند بزرگ شيعي مرحوم « شيخ مفيد » اعتراف مي نمايد : « به اندازه اي كه علماي اسلام از حضرت امام جعفر صادق (ع ) در
موضوعات مختلف حديث نقل كرده اند
از ديگر افراد اهل بيت (ع ) روايت نقل نشده است . »
« ابوزهره » كه از دانشمندان مذهب تسنن مي باشد
درباره جامعيت شخصيت علمي و فرهنگي حضرت امام جعفر صادق (ع )
اعترافات شگفت انگيزي دارد كه نمونه هاي ذيل از آن جمله است :
علماي اسلام با تمام اختلاف نظرها و تعدد مشرب هايشان
در فردي غير از امام صادق (ع ) و علم و دانش او اتفاق نظر ندارند.
دانش آن حضرت منحصر به حديث و فقه نبود
بلكه علم كلام نيز تدريس مي نمود.
بالاتر از همه اين علوم
امام صادق (ع ) در زمينه علم اخلاق دانش هاي ارزنده اي داشت .
مورخين نيز در آثار تاريخي خويش به عظمت شخصيت علمي و دانش وسيع و گسترده حضرت امام جعفر صادق (ع ) اذعان و
اعتراف دارند. « ابن خلكان » از مورخين مشهور در اين باره چنين نظر مي دهد :
« امام صادق يكي از ائمه دوازده گانه اماميه و از بزرگان اهل بيت رسول خدا(ص ) بود. او به جهت صدق سخنانش به لقب صادق
شهرت يافته است
و فضل و دانشش مشهورتر از آن است كه احتياج به توضيحي داشته باشد. »
همچنين « شهرستاني » نويسنده كتاب مشهور « ملل و نحل » درباره مقام والاي علمي امام جعفر صادق (ع ) اينگونه اعتراف مي كند :
« او از دانشي بي پايان و نظري بسيار عالي در حكمت برخوردار بود. »
در عصر حضرت امام جعفر صادق (ع ) مكتب هاي الحادي همچون ساير مكاتب و مسلك هاي انحرافي و گمراهي زا به فعاليت هاي
مخرب اهتمام داشتند و اقشار مختلف مردم جامعه به ويژه نسل جوان را در معرض آفات و آسيب هاي فكري مغشوش خود قرار
مي دادند.
امام صادق (ع ) با افراد وابسته به اين مكتب مناظره و مباحثه مي نمود و آنان را اگرچه اهل عناد و كينه دروني نسبت به اسلام بودند و
به حقيقت گرايش نمي يافتند
مقهور و تسليم براهين و استدلال هاي خويش مي نمود. حاصل و ثمره اين مباحثات براي ايجاد معرفت و
آگاهي در مردم جامعه و استحكام پشتوانه هاي اعتقادي و فكري آنان بسيار موثر و سازنده بود و شبهات ايجاد شده در اذهان توسط
عناصر الحادي را مرتفع مي نمود.
ابن مقفع
ابوشاكر ديصاني
ابن ابي العوجا و عبدالملك بصري
از جمله افراد وابسته به مكتب الحادي بودند كه وجود خداوند
متعال و توحيد و نبوت و معاد را انكار مي كردند.
هر كدام از عناصر مزبور كه با امام صادق (ع ) مباحثه و مناظره مي كردند
به وسعت دانش و قدرت علمي و استدلاهاي ژرف و عميق
آن پيشواي الهي به شگفتي مي افتادند و در برابر اين علوم و براهين متقن اظهار عجز مي كردند.
« ابن ابي العوجا » امام جعفر صادق (ع ) را صاحب عقل و متانت و شكيبايي كامل مي دانست و اعتراف مي كرد كه آن امام دلايل و
استدلال هاي ما را با اندك سخن و برهاني باطل مي نمايد و ناتواني ما را در مقام پاسخ گويي به دلايلش آشكار مي كند.
وسعت علوم و دانش هاي حضرت امام جعفر صادق (ع ) به علومي همچون فقه و اصول و كلام و اخلاق و تفسير و قضا و ساير
رشته هاي معارف اسلامي محدود نمي شد
بلكه آن حضرت علاوه بر اين علوم
در فيزيك
شيمي
طب
نجوم
ساختمان بدن انسان
شناخت ميكرب و امراض و بيماري ها مهارت داشت . چنان كه در دانش هاي مزبور آثاري از آن پيشواي الهي ثبت و ضبط شده كه
شگفتي زا و نشان دهنده احاطه علمي و جامعيت دانش هاي آن حضرت مي باشد.
يكي از عللي كه منصور عباسي حاكم خلافت غاصبانه بر جامعه اسلامي را به ايجاد فشار و كنترل عليه امام جعفر صادق (ع ) راغب
گردانيد
احاطه و شهرت علمي و استقبال گسترده گروه ها و اقشار مختلف مردم از محضر پرفيض آن امام بود. همين درخشش علمي و
توجه و گرايش مردم جامعه اسلامي به امام صادق (ع ) مورد حسد و عداوت حكومت بني عباس قرار گرفت . آموزه هاي سياسي و
حكومتي اسلام و ظهور و بروز آن در سيره و روش حضرت امام جعفر صادق (ع ) عامل مهم ديگري بود كه در كنار وجهه و جامعيت
علمي شخصيت اين پيشواي بزرگ
خفاشان خون آشامي را كه تاب ديدن انوار مقدس الهي را نداشتند
براي خاموش كردن اين نور با
به شهادت رساندن امام (ع ) ترغيب نمود. لكن انوار تابناك اين امام معصوم و ساير ائمه اطهار با شهادت آنان نه تنها به خاموشي
نگرائيد
كه پرفروغ تر و تابنده تر گرديد.
اشتهار « تشيع » به « مذهب جعفري » حكايت از نقش بنيادين امام جعفر صادق (ع ) در تكميل و تنظيم و نشر فرهنگ و معارف و
دانش هاي شيعه دارد كه تا آن زمان به صورت مدون و منظم و طبقه بندي در موضوعات مختلف اعتقادي
عبادي
اخلاقي
تربيتي
كلامي
حديثي
تفسيري
فقهي
قضايي
سياسي و حكومتي براي بهره وري جامع و بهينه ثبت و ضبط نگرديده بود و امام (ع ) اين مهم
را به نيكوترين وجه به مرحله عمل درآورد

*****
نور مذهب تابناك از روضه اش در شرق و غرب
|
وه چه خوش آرامگاهي پرضيا دارد بقيع
كز ضيائش پرضيا ارض و سما دارد بقيع
ظاهرا گرارض ويران گشته اي آيد به چشم
باطنا در سينه گنجي پربها دارد بقيع
چار قبر از چار سرور بي ضريح و بي حرم
صحن ويران گشته اي در آن سرا دارد بقيع
نيست آثاري زقبر مخفي زهرا ولي
بيت الاحزاني در آن محنت فزا دارد بقيع
لمعه لمعه نور ميخيزد از آن سوي سما
چون نهان در خود جمال مجتبي دارد بقيع
زهد خيزد از ترابش با خضوع و با خشوع
سيدسجاد فخرالاوصيا دارد بقيع
سرور دريا شكاف علم خوابيده در او
باقر بحرالعلوم ذوالعطا دارد بقيع
نور مذهب تابناك از روضه اش در شرق و غرب
جعفر صادق سليل مصطفي دارد بقيع
خود غريب و قبرشان باشد غريب اندر جهان
بر غريبان بزم غم صبح و مسا دارد بقيع
بيت الاحزاني خروشان دارد از ام البنين
كز خروشش عالمي را در نوا دارد بقيع
« آذر » از ديده بريز اشگ و بگو بار دگر
وه چه خوش آرامگاهي پر ضيا دارد بقيع
غلامرضا آذرحقيقي

*****
گريه
همچون مادري جوان مرده !
|
يكي از خادمان حرم مطهر اميرالمومنين (عليه السلام ) مي گويد : طبق معمول
ساعتي قبل از طلوع فجر براي روشن كردن چراغهاي
حرم مطهر بدان جا رفتم . ناگهان از طرف پايين پاي حضرت اميرالمومنين (ع ) صداي گريه اي بلند و جانكاه و ناله اي سوزناك
به گوشم
رسيد. بسيار در شگفت شدم
خدايا
اين صداي كيست اين گريه جانسوز از كجاست اين وقت شب كه زوار به حرم مشرف نمي شوند
و...
در همين انديشه ها بودم و آهسته آهسته پيش مي آمدم تا ببينم جريان از چه قرار است
ناگهان ديدم شيخ انصاري (ره )
صورتش را بر
ضريح مقدس گذاشته و گريه مي كند
همچون مادري جوان مرده
و به زبان دزفولي با سوز وگداز
خطاب به امام (عليه السلام ) مي گويد :
« آقاي من
مولايم
اي اباالحسن
يا اميرالمومنين
اين مسئوليتي كه اينك به دوشم آمده
بس خطير است و مهم
از تو مي خواهم كه مرا
از لغزش و اشتباه و عدم عمل به وظيفه مصون داري
و در طوفانهاي حوادث ناگوار
همواره راهنمايم باشي ! » در غير اين صورد از زيربار
مسئوليت ـ رهبري و مرجعيت ـ فرار خواهم كرد و آن را نخواهم پذيرفت .
(سيماي فرزانگان
ص 127 )

| | | |