
قسمت دوم
حجت الاسلام والمسلمين عباسعلي عليزاده ـ معاون رئيس قوه قضائيه
حقوق بشر از ديدگاه سنت
سنت روائي
آن چه را به صورت روايات معتبره كه تقريبا قاطبه مسلمين جهان قبول دارند مورد بررسي ما قرار گرفته و به
استحضار مي رساند :
روايت اول
پيغمبر بزرگ اسلام در حجه الوداع در قسمتي از خطبه معروف خود چنين فرمود :
ايها الناس
ان ربكم واحد
و ان اباكم واحد
كلكم لادم و ادم من تراب
اكرمكم عندالله اتقاكم
وليس لعربي علي عجمي
ولا لعجمي علي عربي ولا لا حمر علي ابيض ولا لابيض علي احمر فضل الا بالتقوي
ترجمه : اي انسانهاي عالم
همانا پروردگار شما يكي است
همانا پدر شما نيز يكي مي باشد
همه شماها از آدم و آدم
از خاك مي باشد
بهترين شما در نزد پروردگار
باتقوا و با فضيلت ترين شماها است (كسيكه قانون الهي را محترم شمرده
از محرمات و منهيات دوري كند و به دستورات و قوانيني كه بشريت را به سوي كمال و خداشناسي و حقيقت محوري
هدايت مي كند ملتزم بوده و عمل نمايد » .
هيچ انسان عربي (با وجود اينكه خود پيغمبر عرب بوده ) بر انسان عجمي (غيرعرب همه را عجمي مي گويند) و هيچ
انسان عجمي بر انسان عربي و نيز انسان سرخ پوست بر سفيد و سفيدپوست بر سرخ پوست برتري ندارد (يعني در جهان
كسي حق ندارد بگويد چون عرب هستم يا چون سفيدپوست مي باشم يا چون اهل اين منطقه و قاره هستم از ديگران
برتر و بهترم ) چون همه انسانها مخلوق خداي واحد مي باشند و پدر همه انسانها حضرت آدم مي باشد و تمام انسانها از
خاك مي باشند.
اين پيامبر بزرگ اسلام در ماههاي آخر عمر شريفش كه در طول 23 سال تمام وظائف پيامبري خود را به نحو احسن
انجام داده منشور جهاني خود را خطاب به انسانهاي عالم چنين صادر مي فرمايد :
بديهي است در هر كشوري دين رسمي كه غالب مردم
متدين و ملتزم به آن مي باشند وجود دارد افراد ديگري تحت
اقليتهاي مذهبي هستند كه دين رسمي مملكت را قبول ندارند ولي انسانهائي هستند با شرافت و كرامت كه قوانين و
مقررات آن مملكت را قبول داشته وعمل مي نمايند
ماليات مي پردازند و از مواهب عمومي استفاده نموده و حق دارند
در كشورشان بطور آزاد زندگي نموده و هيچ كس حق تعرض به اموال و ناموس و اعراض آنها را ندارد و اقليتها در انجام
اعمال عبادي واحوال شخصيه خود مختار و آزاد مي باشند در فقه اسلامي به چنين افرادي اهل ذمه مي گويند كه در كشور
اسلامي و در پناه اسلام زندگي مي كنند . ملاحظه مي فرمائيد كه حضرت پيامبر بزرگ اسلام در 1400 سال قبل خطاب به
مسلمين جهت رعايت و حرمت و كرامت اهل ذمه چه مي فرمايد :
حديث اول :
من اذي ذميا فقد اذاني :
ترجمه : هركس انسان ذمي را موجب اذيت و آزار (تحت هر عنوان ) قرار دهد همانا محققا من را مورد اذيت و
ناراحتي قرار داده است .
در اين روايت اذيت يك انسان ذمي به مثابه اذيت و آزار نمودن شخص پيغمبر بحساب آمده است و از نظر مسلمانها
بديهي است كه هركس پيامبر خدا را ناراحت نمايد او انسان شايسته و خوبي نيست و سرانجام وعاقبت او غضب و
خشم خداوند متعال را به دنبال دارد.
حديث دوم :
من ظلم معاهدا و كلفه فوق طاعته فانا خصمه يوم القيامه
ترجمه : هركس معاهدي (كسيكه در كشور اسلامي زندگي ميكند و مسلمان نيست ) را مورد ظلم و ستم قرار دهد و
بيش از طاقت و تواني كه دارد از او كار مطالبه نمايد بداند من در روز قيامت خصم و دشمن او خواهم بود.
حديث سوم :
من قذف ذميا حدله يوم القيامه بسياط من نار
ترجمه : كسيكه به انسان ذمي نسبت ناروا بدهد روز قيامت با تازيانه الهي تاديب ميشود.
ملاحظه مي فرمائيد
مسلماني حق ندارد به غير مسلماني كه در كشور اسلامي زندگي مي كند و در پناه اسلام است
نسبت ناروا و نامشروع بدهد اين از نظر اسلام ممنوع است و كسيكه مرتكب چنين عمل زشتي شود قابل تعقيب و
مجازات است .
اين سه روايت از چندين رواياتي است كه در اين باب وارد شده كه در بحار و ساير كتب روائي مثل من لايحضر
الفقيه و غيره ضبط شده است مي باشد. بهمين مناسبت حضرت علي (ع ) خليفه و امام مسلمين جهان در دستورالعمل
حكومتي كه خطاب به مالك اشتر صادر فرموده وظيفه حاكم اسلامي نسبت به مسلمين و اهل ذمه (غيرمسلمانها) را كه
بيان مي فرمايند بسيار قابل توجه است .
آن حضرت در فرازي از دستورالعمل چنين مي فرمايد :
... ولاتكونن عليهم سبعا ضارياتغتنم اكلهم فانهم صنفان : اما اخ لك في الدين و اما نظيرلك في الخلق
ترجمه : اي مالك تو مانند حيوان درنده اي كه « مستولي شده و بر گوسفندان مسلط شده » خوردن گوشت آنها را
غنيمت مي شمارد نباش
چون اين انسانها بر دو قسم هستند. يا برادران ديني و هم كيش تو مي باشند
و يا در خلقت و
انسانيت مانند تو هستند. بعدا حضرت اضافه مي فرمايند
هم چنانكه دوست داري خداوند به تو محبت و مهرباني
نموده و از عفو و گذشت او برخوردار شوي همانطور تو وظيفه داري نسبت به همه اقشار مملكت « مسلمان و
غيرمسلمان » محبت و مهرباني نموده و گذشت و عفو نسبت به همه آنها اعمال نمائي .
در متون ديني رواياتي داريم كه انسانرا از عمل نمودن بظن و گمان نهي نموده و صريحا اشاره دارد به اينكه دين اسلام
دين سهل و آسان است حتي آيه هائي در قرآن به اين مضمون داريم كه « يريد بكم اليسر ولا يريدبكم العسر » مشيت بالغه
الهي بر اين تعلق گرفته كه در دستورالعملها جانب سهل و آسان مورد عنايت پروردگار است و اراده الهي در سخت گيري و
مشقت نسبت به انسانها تعلق نگرفته است .
و از روايات في الجمله مي توان حديث مشهور به حديث رفع را نام برد و ذكر روايتي از حضرت اميرالمومنين (ع )
است كه مرحوم شيخ اعظم انصاري در رسائل بعنوان يك سند اسلامي نام برده در اين مقوله مناسب به نظر مي رسد.
آن حضرت چنين مي فرمايد :
ضع امر اخيك علي احسنه حتي ياتيك ما يقلبك عليه و لاتظنن بكلمه خرجت من اخيك سوا و انت تجد لها في
الخير سبيلا.
ترجمه : « هرگاه رفتار و اعمالي ديدي كه گمان مي رود برخلاف موازين و قانون باشد » تو آن را به احسن وجه (يعني
مطابق ضوابط و مقررات ) حساب كن تا اينكه براي تو بطور يقين خلاف آن ثابت شود و حق نداري به وسيله گمان و
حدس نسبت به برادرت « بدبين باشي » در حاليكه ميتواني اعمال رفتار و گفتار او را به احسن وجه توجيه نمائي نسبت به
او سوظن داشته باشي .
اجازه فرمائيد از اين مقوله خارج شوم و مختصري هم نسبت به سنت عملي توضيح داده و نمونه هائي را متذكر
شوم .
مورد اول :
با اين كه يهود در اوائل حكومت اسلامي نسبت به پيغمبر بزرگ اسلام برخورد مناسبي نداشتند و فريبكاريها و
دشمني هائي نسبت به آن بزرگوار داشتند در عين حال وقتي حكومت در شهر مدينه و اطراف و اكناف شبه جزيره
عربستان مستقر شد و يهوديان نسبت به اعمال عبادي و اعتقادي خودشان بيم ناك بودند و پيغمبر اسلام مي توانست و
قدرت داشت يهود و نصاري را بكلي از بين برده و يا آنها را آواره نمايد در چنين شرائطي وقتي خدمت پيغمبر رسيدند از
نحوه برخورد و گفتار آنها پيغمبر احساس نمود كه آنها نسبت به اعمال عبادي و اعتقادي خودشان از مسلمانها ترس و
واهمه دارند بلافاصله پيغمبر اسلام به آنها فرمود :
انتم يهود
عليكم خاصه ان لاتعدوا السبت
شما يهود هستيد (اعمال عبادي و اعتقادي شما براي ما محترم مي باشد) حتما شما روز شنبه را محترم بشماريد
(همانطوريكه مسلمانها جمعه را بطور ويژه محترم ميدانند يهوديان روز شنبه را بطور ويژه محترم مي شمارند).
مورد دوم :
از مواردي كه ترديدي وجود ندارد برخورد حضرت علي (ع ) نسبت به قاتل خود عبدالرحمن بن ملجم است
در
حالي كه آن حضرت خليفه و امام مسلمين است در محراب عبادت در مسجد كوفه مشغول خواندن نماز صبح مي باشد
ابن ملجم ناجوان مردانه با شمشيري كه بقول خودش مخصوص ضربت زدن به آن حضرت تهيه نموده و براي كشتن آن
حضرت به كوفه آمده شمشير را بر فرق مبارك آن حضرت بقصد قتل فرود مي آورد و فرار ميكند
آن حضرت در محراب
عبادت در خاك و خون مي افتد. سپس آن حضرت را به منزل مي آورند و قاتل را دستگير مي كنند
وقتي غذا كه مقداري
شير بوده براي آن حضرت مي آورند ميفرمايد اول براي ابن ملجم ببريد
فرزندانم قاتل من كه فعلا در بازداشت به سر
مي برد مبادا احساسات و عواطف شما بخروش آيد يا مردم مسلمان دچار احساسات شده و از حدود و قوانين الهي
تعدي نمائيد. او بمن يك ضربه زده و بيش از آن بدهكار نيست . مبادا به او تعدي و ظلم شود. ملاحظه فرمائيد
در
شرائطي كه آن حضرت در بستر شهادت آرميده از قاتل خودش غافل نشده و سفارشهاي لازم را نسبت به نحوه بازداشت
و آب و غذا و غيره مي نمايد.
مورد سوم :
آقاي محمدتقي شريعتي كه از اساتيد مهم و دانشمندي تاريخ شناس است در كتاب گران سنگ خود بنام وحي و
نبوت صفحه 335 از قول ويل دورانت دانشمند و مورخ غربي مسيحي كه انصافا اين دانشمند غربي و مسيحي مذهب
حقايقي از تمدن اسلام و اوصافي از بزرگواريهاي زمامداران اسلامي و بررسي و تحليل هاي واقع بينانه اي نسبت به
بزرگواري هاي آنها در كتاب تاريخ تمدن جلد 11 صفحه 57 نقل مي كند كه عينا آنرا منعكس مي كنيم .
نامه ابوبكر :
ويل دورانت نامه اي از ابوبكر را مي آورد كه قاعدتا همان نامه اي است كه در فتح بيت المقدس براي سپاه اسلام نوشته
است . اينك قسمتي از نامه مذكور :
« شما را به ده چيز چيز سفارش ميكنم كه از من ياد داشته باشيد
خيانت و فريبكاري روا مداريد
مثله نكنيد
كودك
پير فرتوت و زن را نكشيد
درخت خرما را نبريد و نسوزانيد
درخت ميوه را قطع نكنيد
گوسفند
گاو و شتر را جز براي
خوردن نكشيد
چون بمردمي برمي خوريد كه در صومعه ها خلوت گزيده اند متعرضشان نشويد » .
آقاي بلاغي (كه از مورخان و دانشمندان است ) اين نامه را با اندك كسر و اختلاف در فرهنگ قصص القرآن بنام
« فرمان خليفه اول راجع بفتح بيت المقدس » آورده و پس از آن « پيمان امان نامه عمر در بيت المقدس » را ذكر ميكند كه
اهالي را بر جان و مالشان امان ميدهد كه بسيار جالب است از دانشمندان غيرمسلمان هركس نامه و رفتار مهرآميز و
محبت انگيز خليفه دوم را با اهالي بيت المقدس نقل كرده او را ستوده است .
اين اقدام عملي و روش و سنتي بوده كه نوعا زمامداران اسلامي به آن عمل نموده و خود را ملتزم و متعهد به آنها و
نظائر آن مي دانستند.
جالب است اندكي تامل و بررسي شود آنچه را كه غربيها در جنگ جهاني دوم نسبت به انسانيت و بشريت انجام
دادند و نيز آنچه را كه صربها در يوگسلاوي سابق و آن منطقه نسبت به مسلمانها انجام دادند و آنچه را كه صهيونيستها
نسبت به مردم فلسطين و آواره نمودن مردم مظلوم آن سرزمين مرتكب شدند و هر روز و هميشه بر سر مردم مظلوم
فلسطين مي آورند
ميكشند
تخريب ميكنند
زنداني و شكنجه و تبعيد و امثال اينها را مرتكب شده و خانه هاشان را بر
سر آنها خراب مي كنند
آنچه را كه آمريكا و انگليس بر سر ملت مظلوم عراق آورده و مي آورند
شرائطي را كه آمريكائيها
و هم پيمانان غربي آنها به روز مردم ستمديده و مظلوم افغانستان آورده اند در مقايسه با آنچه را كه از قول دانشمند بزرگ و
مورخ غربي (ويل دورانت ) نقل شده جامعه جهاني و متوليان و پاسداران اعلاميه جهاني حقوق بشر و كنوانسيونهاي
مربوطه بويژه كنوانسيون 32 ماده اي منع شكنجه چه تحليل و بررسي دارند
مورد چهارم :
وقتيكه مسلم بن عقيل نماينده و سفير حضرت امام حسين بن علي (ع ) در كوفه به لحاظ سياسي در شرائط سختي
قرار ميگيرد شريك بن اعور در خانه هاني مسكن مي گزيند عبيدالله ابن زياد فرماندار كوفه كه قصد كشتن و دستگيري
مسلم بن عقيل را دارد برنامه اي تنظيم مي كنند كه وقتي فرماندار كوفه به ديدن و عيادت شريك بن اعور به منزل هاني بن
عروه مي آيد مسلم با شمشير در مخفيگاه پنهان شده و هر موقع كه شريك اشاره نموده ناگهان مسلم از پشت پرده بيرون
آمده و او را بقتل برساند
بديهي است اگر مسلم اين كار را ميكرد و فرماندار كوفه بقتل مي رسيد بحسب ظاهر پيروزي
حتمي با مسلم سفير حضرت امام حسين (ع ) مي شد ولي برنامه عملي ميشود و عبيدالله به منزل هاني آمده و شريك
هرچه اشاره كرد
كنايه گفت
مسلم اقدام به ترور فرماندار كوفه ننمود ظاهرا از ايما و اشاره و كنايه هاني كه شريك گفت
او احتمال توطئه داد و فورا محل را ترك كرد و رفت و بعدا به حضرت مسلم اعتراض شد كه چرا با اينكه همه چيز و همه
شرائط آماده بود دشمن خدا را به قتل نرساندي تا مردم كوفه از او خلاصي پيدا كنند. حضرت مسلم فرمود ما مسلمانها
هر كاري كه انجام ميدهيم بايد طبق وظيفه اسلامي و ديني باشد و اگر مرتكب اين عمل مي شدم برخلاف فرمان و
دستور پيغمبر بزرگوار اسلام (ص ) بود چون از پيغمبر شنيده شده كه فرموده ايمان پاي بندي است از غافلگير كردن
و
شخص مومن كسي را غافلگير نمي كند
شريك گفت سوگند بخدا اگر او را كشته بودي مرد تبهكار بدكار و پيمان شكني را
كشته بودي .
اين مطلب در كتاب مقاتل الطالبين صفحه 96 مسطور است .
اينها نمونه هاي عملي زمام داران دين مبين اسلام است كه تاسي و پيروزي از آنها براي مسلمين واجب و عدم توجه و
ناديده گرفتن
حرام و نهي شده است از اين نمونه ها در كتب تاريخ متعدد ذكر شده ولي چون تصميم ما در اين مقاله بر
اختصار است بهمين مقدار اكتفا نموده و وارد موضوعي ديگر در اين مقوله مي شويم .
حقوق بشر از ديدگاه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران :
بديهي است كه انقلاب اسلامي انتخاب نوع حكومت را در تاريخ 10 و 11
فروردين ماه سال 1358 به همه پرسي
گذاشت
ملت انقلابي ايران با شركت گسترده خود 98
2 % راي مثبت به نظام جمهوري اسلامي دادند .
با اين وصف با توجه به اينكه اغلب ملت ايران مسلمان هستند و آشنائي با قوانين و مقررات دين اسلام كه به آن راي
مثبت داده اند بطور نسبي توقع داشته و انتظار دارند كه قانون اساسي و قوانين عادي منطبق با مباني و اصول و فروع دين
اسلام يا حداقل مخالف صريح آنها نباشد اين اقدام دمكراتيك و همه پرسي كه بطور آزاد و رسمي و منطبق با همه
ضوابط و مقررات بين المللي بوده از نظر اصولي و اخلاقي اوليا امور ملزم هستند كه به خواسته هاي مشروع و قانوني
آنها پاسخ مناسب بدهند بهمين جهت خبرگاني جهت تدوين و تنظيم قانون اساسي بصورت انتخاب برگزيده شده و
قانون اساسي را تهيه و تنظيم نموده و پس از آن به راي گذاشتند كه در تاريخ 11 و 12 آذرماه 1358 مردم به اصول قانون
اساسي با 99
5 درصد راي مثبت دادند . پس قانون اساسي جمهوري اسلامي قانوني است كه مورد قبول و پذيرش ملت
ايران قرار گرفته و كاملا معتبر و قانوني و منطقي مي باشد.
در قانون اساسي به مفاهيم و موازين حقوق بشر و آزاديهاي اساسي با حفظ معيارهاي اسلامي و ديني توجه قابل
ملاحظه اي شده و ملاحظه ميشود كه به كرامت و ارزش ذاتي انسان توجه نموده و حقوق مدني و سياسي و اقتصادي و
اجتماعي و فرهنگي مهم را متذكر شده و رعايت آنها را واجب و لازم دانسته است .
قانون اساسي
ايمان به كرامت و ارزش انساني را در رديف اعتقاد به توحيد و وحي و معاد مي داند « اصل دوم »
همچنين قانون اساسي به حقوق مدني و آزاديهاي سياسي در اصول مختلف تحت عنوان حقوق ملت به حقوق و
آزاديهاي اساسي اشاره نموده و لزوم رعايت آنها را مقرر ميدارد.
از جمله آنها در بند 14 اصل سوم چنين مقرر نموده « تامين حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت قضائي
عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون » .
در اصل نوزدهم بيان مي كند :
مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ
نژاد
زبان و مانند اينها سبب امتياز
نخواهد بود.
اصل بيستم چنين بيان مي كند :
همه افراد ملت اعم از زن و مرد
يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني
سياسي
اقتصادي
اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند.
اصل نهم اشاره به تماميت ارضي و آزاديهاي مشروع دارد كه هيچ كس و هيچ مقامي حق ندارد آنها را سلب كند.
اصل 24 قانون اساسي اشاره به آزادي نشريات و مطبوعات دارد و اصل 27 اشاره به آزادي تشكيل اجتماعات و
راه پيمائيها با شرائطي دارد
اصل 13
اديان يهودي
مسيحي
زرتشتي را به رسميت شناخته و در پايان صراحتا چنين
بيان ميكند « دولت جمهوري اسلامي ايران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غيرمسلمان
با اخلاق حسنه و قسط و
عدل اسلامي عمل نمايند و حقوق انساني آنان را رعايت كنند » .
و نيز در اصل بيست و سوم در خصوص آزادي عقيده چنين مقرر نموده .
اصل 23 « تفتيش عقايد ممنوع است و هيچكس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار
داد » .
اصل 37 : چنين مقرر كرده :
اصل
برائت است و هيچ كس از نظر قانون مجرم شناخته نميشود مگر اينكه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.
اصل 36 :
حكم به مجازات و اجراي آن بايد تنها از طريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.
اصول 32 و 33 و 34 و 35 قانون اساسي راجع به دستگيري افراد و نحوه دادخواهي و انتخاب وكيل و مسائل
مربوط به آنها را متذكر ميشود.
اصل سي و هشتم قانون اساسي چنين تنظيم شده :
هرگونه شكنجه براي گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است . اجبار شخصي به شهادت
اقرار يا سوگند مجاز
نيست و چنين شهادت و اقرار و سوگندي فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات ميشود.
اصول 39 و 61 و 161 و 168 و 169 قانون اساسي اشاره به رعايت احترام به حيثيت افراد و محاكمات علني و
احكام محاكم كه بايد مستند و مستدل باشد و جرائم سياسي و مطبوعاتي و تعريف جرم دارد.
در عين حاليكه قانون اساسي اين همه تاكيد بر آزاديهاي افراد واقليتهاي مذهبي و حفظ كرامت انسانها دارد و نسبت
به جرم دانستن شكنجه تحت هر عنواني اصرار داشته و بر برائت همه انسانها تاكيد نموده و محاكمات علني و آزادي
مطبوعات و اجتماعات و امثال اينها را تاكيد ميكند
اگر اشتباها يا عمدا به هر دليلي كسي محكوم شد تكليف
چيست
اصل 171 قانون اساسي چنين مقرر نموده :
هر گاه در اثر تقصير يا اشتباه قاضي در موضوع يا در حكم يا در تطبيق حكم بر مورد خاص
ضرر مادي يا معنوي
متوجه كسي گردد
در صورت تقصير
مقصر طبق موازين اسلامي ضامن است و در غير اين صورت
خسارت به وسيله
دولت جبران مي شود و در هر حال از متهم اعاده حيثيت مي گردد.
اينها مواردي است كه في الجمله و بطور اختصار از قانون اساسي نسبت به رعايت حقوق بشر از ديدگاه قانون اساسي
جمهوري اسلامي ايران متذكر شديم .
در قانون اساسي به مفاهيم و موازين حقوق بشر و آزادي هاي اساسي با حفظ معيارهاي اسلامي و ديني توجه ويژه اي
شده و كرامت و ارزش ذاتي انسان مورد عنايت قرار گرفته و حقوق مدني و سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي او
متذكر شده و رعايت آنها واجب و لازم دانسته شده است
اصل بيستم از قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران اعلام مي كند : همه افراد ملت اعم از زن و مرد
يكسان در حمايت
قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني
سياسي
اقتصادي
اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند

|