روزنامه جمهوري اسلامي 07/08/1386 صفحه سرمقاله
*****
شيوخ مرتجع و سرمايه گذاري بدفرجام


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    افشاي نقش دلارهاي نفتي در عمليات تروريستي عراق باعث شرمساري شيوخ عرب شده است . روزنامه عراقي « البينه الجر يده » با افشاي سرمايه گذاري شيوخ عرب در ايجاد بي ثباتي و تنش در عراق و حمايت از گروههاي تروريستي تكفيري و وهابي پرده از روي جنايات شيوخ عرب در عراق برداشت . بنابه گزارش اين روزنامه اخيرا اين شيوخ در يكي از شيخ نشين هاي حاشيه خليج فارس 6 ميليارد دلار به گروههاي عراقي براي تخريب روند آشتي ملي در اين كشور كمك مالي كرده اند تا آنها را در مسير ايجاد ناامني بحران و عمليات تروريستي هزينه كنند. اخلال در مسير توليد و صادرات نفت يكي از جدي ترين اهداف تروريستي معرفي شده و هدف آنست كه دولت عراق از درآمدهاي صادراتي نفت محروم گردد.
    مسئله اينست كه حتي بدون افشاي جزئيات بيشتري در اين زمينه كاملا روشن بود كه فجايع روزمره در عراق از خارج حمايت و هدايت مي شود و تروريستها در واقع مزدوراني هستند كه پيشاپيش اجرت انجام عمليات جنايت آميز خود را دريافت كرده اند. گزارشهائي دردست است كه نشان مي دهد تعدادي از مزدوراني كه در جريان عمليات باصطلاح انتحاري كشته مي شوند آگاه نبوده اند كه درحين حمل و نقل خودروهاي بمب گذاري شده به قتل خواهند رسيد و فقط به آنها گفته شده است كه با حمل اين خودروها مبلغ زيادي را دريافت خواهند كرد لكن در لحظه اي حساس فرد ديگري توسط كنترل از راه دور دست به انفجار خودروي بمب گذاري شده مي زند و حتي مزدور حامل خودرو نيز جزو قربانيان اين جنايت محسوب مي شود.
    دلايل متعددي براي تحريك شيوخ منطقه جهت ايجاد ناامني به ذهن مي رسد كه نشانگر اهميت و حساسيت اوضاع منطقه در پرتو بحران عراق است .
    1 ـ منابع امنيتي آمريكا اگرچه از نقش وهابيون و برخي ديگر از شيوخ منطقه در راه ايجاد ناامني در عراق آگاهند ولي تعمدا چشم خود را برروي اين عمليات جنايتكارانه بسته اند و از منافع آن بهره مي برند. در واقع واشنگتن از نقش آفريني شيوخ منطقه در بحران عراق اين بهره را مي برد كه مستقيما آنها را وارد ماجراي جنگ شيعه و سني مي كند و با دامن زدن به اين قبيل بحران ها چنين وانمود مي كند كه گويا براي حفظ موازنه قوا و همچنين برقراري امنيت و آرامش در عراق لازم است نظاميان اشغالگر همچنان در عراق حضور فعال داشته باشند. علاوه بر اين با تحريك سني ها براي شيعه كشي مسئوليت اين قبيل جنايات برعهده سني ها خواهد افتاد و همين امر باعث تداوم دور و تسلسل قتل و انتقام در عراق خواهد شد.
    2 ـ سرمايه گذاري بدفرجام شيوخ عرب در بحران عراق انگيزه هاي متفاوتي دارد . تقريبا بدون استثنا هيچيك از رژيم هاي عرب منطقه از رژيم بعثي عراق خشنود نبوده اند و يكي از علل اصلي كمك اعراب به صدام در جنگ عليه ايران به اين نكته مربوط مي شود كه آنها با تشويق صدام به جنگ سعي داشته اند توان نظامي و ظرفيت نيروي انساني عراق را تحليل ببرند تا در پرتو وجود يك عراق ضعيف و جنگ زده بغداد نتواند خواستار « برتري سياسي » در دنياي عرب شودو به يك كشور دست چندم تبديل گردد.
    حتي سكوت نسبي اعراب در آغاز شكل گيري تهاجم نظامي آمريكا به عراق نيز با همين انگيزه قابل تحليل است . بعلاوه سرمايه گذاري شيوخ عرب در ايجاد حمام خون در عراق نيز از همين زاويه قابل بررسي و توجيه است .
    همچنين اصرار تدريجي رژيم هاي عرب در احياي رژيم جنگ افروز بعثي و زمزمه ها براي باز گرداندن بعثي ها به قدرت نيز با همين ديدگاه مطرح مي شود كه بعثي ها به لحاظ ناآرامي و رفتار تهاجمي عراق را به دور تازه اي از جنگ و درگيري وارد خواهند كرد و براي شيوخ عرب فرصتي به دست مي آيد كه با درگير ساختن عراق از عواقب قدرتمندي عراق مصون بمانند و در فرصت مناسب به آتش جنگ و درگيري با ديگران دامن بزنند.
    3 ـ طرح آمريكا براي ايجاد خاورميانه بزرگ كه مستلزم سقوط تدريجي رژيم هاي پوسيده و مفلوك عرب در منطقه بوده و هست جدي ترين انگيزه براي تحريك اعراب عليه عراق بوده است . واشنگتن بارها اعلام كرد كه پس از موفقيت نسبي در اشغال عراق به سراغ ساير كشورهاي عرب خواهد رفت كه آنهارا مطابق مدلهاي دلخواه خود تغيير دهد و رژيمهاي سياسي مورد نظر را در اين كشورها به قدرت برساند. شايد اعلام اين برنامه ها را بايستي از بزرگترين اشتباهات سياسي نومحافظه كاران منظور كنيم . چرا كه با اعلام اين اهداف و برنامه ها در واقع رژيم هاي مرتجع عرب را به آتش افروزي در عراق تحريك كردند تا آمريكا در عراق زمين گير شود و به اين زوديها به فكر برنامه ريزي براي سقوط ساير رژيم هاي عربي نيفتد. با در نظر گرفتن اين موضوع كه نومحافظه كاران در اظهارات خود از وجود طرح سياسي براي سقوط آل سعود و كنار گذاشتن وهابي ها سخن به ميان آورده بودند بيشترين سرمايه گذاري براي ايجاد بحران در عراق نيز دقيقا از جانب سعوديها انجام شد و بيشترين دردسرها براي آمريكا در عراق نيز توسط متحدين منطقه اي آمريكا شكل گرفت .
    اشغالگران عراق با ورود به فضاي پرالتهاب منطقه دست به جناياتي زدند كه آغاز بحران در عراق را با دست آنها اعلام نمود ولي نومحافظه كاران از اين نكته غافل بودند كه بيشترين سرمايه گذاريها براي اثبات ناكامي طرحهاي واشنگتن توسط متحدين منطقه اي آنها صورت مي گيرد و شيوخ عرب حاضر نيستند با كمك براي موفقيت طرح اشغال عراق آينده سياسي و حاكميت خود را متزلزل و بلكه نابود كنند!
    4 ـ نقش صهيونيست ها در اين ميان را نبايستي فراموش كرد . صهيونيست ها از تضعيف عراق يا هر كشور عرب و مسلمان منطقه مستقيما و يا بصورت غيرمستقيم سود مي برند. تحليل بردن تدريجي قدرت كشورهاي منطقه از اهداف استراتژيك رژيم صهيونيستي محسوب مي شود. بر اين محور بايستي اهداف صهيونيست ها براي تجزيه و تقسيم كشورهاي منطقه به كشورهاي كوچكتر را نيز افزود. يك عراق نيرومند قطعا بهتر براي حفظ يكپارچگي و تماميت ارضي خود تلاش خواهد كرد ولي يك عراق ضعيف و ناتوان انگيزه اي براي حفظ استقلال و تماميت ارضي خود ندارد.
    دقيقا به همين دليل است كه صهيونيست ها براي ايجاد بحران و ناامني در هر كشور عربي صرفنظر از اينكه چه كسي برنده اصلي باشد حمايت مي كنندو حتي حاضرند براي تشديد بحران و دامن زدن به آن سرمايه گذاري كنند . البته وقتي شيوخ نادان عرب حاضرند 6 ميليارد دلار براي بحران سازي در عراق هزينه نمايند ديگر حتي نيازي به سرمايه گذاري صهيونيست ها نخواهد بود و در بهترين شرايط آنها مي توانند حتي از همين سرمايه گذاري ارتجاع عرب نيز در جهت تامين اهداف خود و فروش اسلحه و ارائه اطلاعات جاسوسي براي تعميق بحران نيز بهره گيري كنند كه مي كنند!