روزنامه جمهوري اسلامي 06/08/1386 صفحه عقيدتي
*****
اعلاميه جهاني حقوق بشر و تنوع فرهنگ ها و بررسي آن در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران




  • حجت الاسلام والمسلمين عباسعلي عليزاده ـ معاون رئيس قوه قضائيه
    قسمت اول
    بني آدم اعضاي يكديگرند
    كه در آفرينش ز يك گوهرند
    چو عضوي به درد آورد روزگار
    دگر عضوها را نماند قرار
    تو كز محنت ديگران بي غمي
    نشايد كه نامت نهند آدمي
    بدون شك آن چه ما امروز شاهد آن هستيم يك انقلاب حقوق بشري است كه رو به پيشرفت است و بايد در طريق تقويت و كارآمد كردن آن تلاش زيادي صورت پذيرد. اعتقاد داريم كه بايد نهادهاي ناظر و مجري حقوق بشر را تقويت كرد و با گسترش مكانيزمهاي بين المللي و نيرومند ساختن آنها و پالايش كردن از آلودگي به اغراض سياسي قواعد حقوق بشر را مستحكم و عملي و لازم الاجرا نمود.
    نظام جديد بين المللي حقوق بشر كه يك پديده بعد از جنگ جهاني دوم به علت نقض وحشتناك حقوق انسانها در دوران هيتلر و جنايات جنگي و فجايع ضد بشري اين اعتقاد را به وجود آوردكه اگر يك نظام موثر حمايت از حقوق بشر در جامعه .. وجود داشت شايد اين گونه نقض حقوق انساني رخ نمي داد. بر اساس اين تفكر روزولت رئيس جمهور وقت آمريكا در اوايل سال 1941 در سخنراني معروف خود موسوم به « چهار آزادي : آزادي بيان آزادي مذهب آزادي از فقر و احتياج وآزادي از ترس » در ژوئن 1945 كنفرانس سانفرانسيسكو امريكا منشور ملل متحد بر مبناي آن سازمان ملل ايجاد شد و به امضا رسيد.
    در بند 3 ماده 1 منشور ملل متحد(كه داراي 4 بند مي باشد) صراحتا احترام به حقوق بشر و آزاديهاي اساسي براي همگان بدون تمايز از حيث نژاد جنس زبان و مذهب بيان شده است .
    در دو ماده 55 و 56 منشور كه تعهد اساسي ملل و دولتهاي عضو را متذكر مي شد در ماده 55 چنين بيان مي كند :
    « ...احترام جهاني و موثر حقوق بشر و آزاديهاي اساسي براي همه بدون تبعيض از حيث نژاد زبان يا مذهب . »
    در مواد13 62 و 68 منشور به حقوق بشر پرداخته و در جهت تحقق حقوق بشر به مجمع عمومي و شوراي اقتصادي اجتماعي توصيه هايي مي كند.
    در بند ج ماده 76 منشور نيز در فصل دوازدهم يكي از اهداف نظام قيموميت بين المللي را به اين نحو شرح مي دهد :
    « تشويق احترام به حقوق بشر و آزاديهاي اساسي براي همه بدون تمايز از حيث نژاد جنس زبان يا مذهب و تشويق به شناسائي اين معني كه ملل جهان به يكديگر نيازمند مي باشند »
    منشور بين المللي حقوق بشر عبارت است از « اعلاميه حقوق بشر ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي ـ اجتماعي و فرهنگي و ميثاق حقوق مدني و سياسي و پروتكل هاي الحاقي آن . شوراي اقتصادي و اجتماعي به درخواست كميسيون تداركاتي سازمان ملل در اجراي ماده 68 منشور در اوائل سال 1946 كميسيون حقوق بشر را تشكيل داد . كميسيون مذكور روي دو متن كار كرد : يكي اعلاميه جهاني حقوق بشر و ديگري كنوانسيون بين المللي حقوق بشر. كميسيون سه گروه كاري تشكيل داد يكي براي تهيه اعلاميه ديگري براي تهيه كنوانسيون و يك گروه كاري ديگر براي تهيه راهكارهاي اجرايي . پس از آن مجمع عمومي سازمان ملل در تاريخ 10 دسامبر 1948 (1327 9 19 ) تشكيل جلسه داده و اعلاميه جهاني حقوق بشر با 48 راي مثبت و 8 راي ممتنع وبدون راي مخالف طي قطعنامه شماره 2178 به تصويب رسيد ولي كميسيون حقوق بشر كه سند الزام آور آن بود 18 سال بعد در 16 دسامبر سال 1966 تحت سه عنوان : 1 ـ ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي ـ اجتماعي و فرهنگي 2 ـ ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي 3 ـ پروتكل الحاق به ميثاق حقوق مدني و سياسي تصويب شد (ايران از كشورهائي بوده كه راي مثبت داده است ).
    اعلاميه جهاني حقوق بشر مقدمه اي كه در آن هدف از اعلاميه را تشريح و تبيين مي كند و 30 ماده كه به تفصيل موضوعات حقوق بشر را مورد توجه قرار داده مي باشد.
    ماده 1 كه در واقع مبناي فلسفي حقوق بشر را توضيح مي دهد به اين شرح مي باشد :
    « تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت وحقوق با هم برابرند. همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد نسبت به يكديگر با روح برادري رفتار كنند » .
    ماده 2 اصل اساسي تساوي و عدم تبعيض را اين گونه متذكر مي شود :
    ماده 2 : هر كس مي تواند بدون هيچ گونه تمايز مخصوصا از حيث نژاد رنگ جنس مذهب عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر و همچنين مليت وضع اجتماعي ثروت ولادت يا هر موقعيت ديگر از تمام حقوق و كليه آزاديهايي كه در اعلاميه حاضر ذكر شده است بهره مند گردد » .
    ماد3 حقوق و آزاديها را به دو نوع متذكر مي شود :
    از ماده 4 تا 21 راجع به آزادي از بردگي ممنوعيت شكنجه و رفتار خشن غيرانساني و تحقير كننده ممنوعيت توقيف و بازداشت يا تبعيد خودسرانه حق محاكمه عادلانه در جميع موضوعات مدني و كيفري اصل برائت و عطف بماسبق نشدن قوانين جزائي آزادي اجتماعي و شركت در آنها آزادي رفت و آمد حق تشكيل خانواده و ازدواج بر اساس تراضي زوجين حق مشاركت هر فرد در اداره عمومي كشور به صورت مستقيم يا از طريق نمايندگاني كه به طور آزاد انتخاب مي شوند و اين كه منشا قدرت حكومت اراده مردم است بدست آوردن امنيت اجتماعي حقوق اقتصادي اجتماعي و فرهنگي كه لازمه مقام و رشد آزاد از شخصيت هر فرد است حق تامين اجتماعي فرد حق كار و حق حمايت از فرد در برابر بيكاري مزد مساوي در برابر كار مساوي و مزد عادلانه حق استراحت و تفريح برخورداري از حمايت در موقع پيري و بيكاري و بيوگي و ناتواني حق آموزش و پرورش حداقل براي دوره ابتدايي اجباري و مجاني .
    در ماده 27 اين معني را متذكر مي شد كه حقوق و آزاديهاي اعلام شده مطلق نيست . بنابراين دولتها اجازه دارند قوانيني تصويب كنند كه اجراي اين حقوق را محدود كند النهايه به شرط اين كه هدف تامين و شناسايي و احترام به حقوق و آزاديهاي ديگران و امثال اينها باشند.
    و ساير موارد ديگر كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر به آن اشاره شده است .
    بعداز تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر بسياري از كنوانسيونها و اسناد بين المللي حقوق بشر تصويب شده كه اشاره به تعهد والزام دولتهانسبت به رعايت مفاد آنها را دارند از جمله كنفرانس حقوق بشر در سال 1968 چنين اعلام كرد :
    « اعلاميه جهاني حقوق بشر بيان كننده درك مشترك مردم جهان از حقوق دائمي و غيرقابل سلب همه افراد خانواده بشري است و براي دولتهاي عضو جامعه بين المللي ايجاد تعهد مي كند » .
    در اينجا سه مطلب قابل توجه است :
    الف ) اين كه چه چيز باعث شد كه حقوق بشر و رعايت آن در جامعه مطرح شود و متفكرين و دانشمندان دنبال احياي حقوق اوليه انساني و اين كه انسانها آزاد خلق شده و حق دارند به طور مساوي از مواهب طبيعي استفاده نمايند و هرگونه قتل وغارت و برده داري و شكنجه و اعمال تبعيض ناروا و منع آزادي هاي مناسب و تحميل عقيده و غصب و منع حقوق مادي و غيره را ممنوع نمايد چيست
    ب ) آيا همه دولتها و حكومتهاي عضو كه اعلاميه جهاني حقوق بشر را پذيرفته و امضا نموده اند به جميع مواد و كنوانسيونهاي آن عمل نموده اند و اصولا چه تدابيري براي عمل نمودن دولتها به اعلاميه و كنوانسيونها انديشيده شده و ضمانت اجرائي آن چگونه تدبير شده است
    ج ) آيا فهم و برداشت همه دولتهاي و حكومتها از اعلاميه و كنوانسيونها به ويژه كنوانسيون منع شكنجه (كه مشتمل بر يك مقدمه و 33 ماده است ) واحد است يا اين كه هر كشوري بنا به شرايط و مقتضيات وفهم و برداشتي كه دارد تفسير و معني نموده و به آن عمل مي كند آيا اين اقدام درست است يا اين كه با اشكال مواجه مي باشد بديهي است اين مسئله مهم نمي تواند بدون تعرض باقي بماند. چه فكري براي رفع اين مشكل شده و تبعات ناشي از اين تفكر چه معضلاتي را براي جامعه جهاني بوجود آورده است
    د) در بعضي از كشورها آداب و رسوم محلي كه مورد احترام و توجه آن جامعه و مردم مي باشد و جود دارد به طوري كه اگر انسان يا دولت متعرض شوند بشدت مورد اعتراض مردم قرار مي گيرند. بي اعتنائي و عدم توجه و برخورد با اين گونه مسائل تبعاتي دارد كه در بعضي از موارد منتهي به قتل مرتكب مي شود. آيا جامعه جهاني براي اين موضوع مهم پاسخ مستدل و قانع كننده اي دارد
    اينجانب در صدد تشريح تبيين و تفصيل نيستم چون سابقه حقوق بشر ميثاق بين المللي و كنوانسيونها و اقدامات انجام شده كثير است و اين وجيزه اجازه چنين تفصيلي را نمي دهد.
    آن چه را كه در اين مقاله در صدد تشريح و بيان آن هستيم حقوق بشر و تنوع فرهنگهاست كه به طور اختصار به استحضار خوانندگان محترم مي رسانم .
    چون مسائل حقوق بشر و بحث پيرامون آن به لحاظ تنوع و تكثر از حوصله اين مقاله خارج مي باشد. مناسب است راجع به شكنجه كه دولتهاي پيشين و شايد هم در گوشه و كنار دنيا فعلا دولتي باشد بهترين وسيله اي كه مي توانند از فرد و متهم اقرار بگيرند و به اين بهانه انواع شكنجه هاي غيرانساني را بر افراد و انسانها و به طور كلي بايد گفت به بشريت مجاز دانسته و اقدام نمايند از اين جهت بايد گفت كه جدا اعلاميه جهاني حقوق بشر كنوانسيون منع شكنجه و ساير عنوانهاي قانوني جهاني بزرگترين خدمت را به انسانيت و بشريت نموده است كه قاطعانه در مقابل اين دولتها و حكومت ها ايستادگي نموده به لحاظ اهميتي كه دارد مقداري توضيح دهم .
    كنوانسيون منع شكنجه و رفتار و مجازات ظالمانه غيرانساني و تحقير كننده در10 دسامبر 1984 (1363 هـ . ش ) طي قطعنامه شماره 39 46 به تصويب مجمع عمومي سازمان ملل متحد رسيد . اين كنوانسيون مشتمل بر يك مقدمه و 33 ماده است . در مقدمه با توجه به اصول منشور ملل متحد و حقوق ناشي از حيثيت ذاتي انسان و ممنوعيت شكنجه در اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي در جهت موثرتر ساختن مبارزه عليه شكنجه مجازات و رفتارهاي خشن غيرانساني و تحقيرآميز موارد ذيل مورد توافق و تصويب دولتها قرار مي گيرد.
    ماده يك كنوانسيون منع شكنجه را چنين تعريف كرده است :
    تعريف شكنجه :
    عبارت شكنجه از نظر اين كميسيون به هر عمل عمدي كه بر اثر آن درد يا رنج شديد جسمي يا روحي عليه شخصي به منظور كسب اطلاعات يا گرفتن اقرار از او يا از شخص ثالث اعمال شود اطلاق مي گردد. همچنين تنبيه كردن شخص به خاطر عملي كه او يا شخص ثالثي انجام داده يا احتمال مي رود انجام دهد يا تهديد و يا اجبار او يا شخص ثالث تنبيه شخص به هر دليلي برمبناي تبعيض از هر نوع شكنجه تلقي مي شود.
    در ذيل بند يك موردي را به شرح ذيل استثنا مي كند :
    « رنج و دردي كه به طور ذاتي يا تبعي لازمه مجازاتهاي قانوني است شكنجه محسوب نمي شود »
    ممنوعيت شكنجه در همه شرايط در بند 2 ماده 2 پيش بيني شده كه هيچ وضعيت استثنائي و فوق العاده از قبيل جنگ بي ثباتي سياسي داخلي و هرگونه وضعيت اضطراري ديگر نمي تواند موجب تجويز شكنجه شود. دستور مقام مافوق نيز نمي تواند توجيه كننده عمل شكنجه باشد و شكنجه گر مسئول عمل خويش مي باشد. حتي قانون گذار در اين موضوع اين قدر تاكيد دارد كه در ماده 3 احتمال اعمال شكنجه را از موانع استرداد مهم و يا بازگرداندن شخص از كشوري به كشور ديگر مي داند و نيز از نظر كنوانسيون طبق بند 1 و 2 ماده 4 ; دولتهاي عضو مكلف هستند كه هر نوع عمل شكنجه و نيز شروع به آن و شركت و همكاري در عمل مزبور را طبق قوانين جزايي خود جرم محسوب نموده و مجازاتهاي متناسب با اين اعمال را وضع نمايند.
    و نيز از نظر كنوانسيون طبق ماده 10 دولتها مكلف مي باشند آموزش و اطلاعات مربوط به ممنوعيت شكنجه را به طور كامل در مقررات مربوط به تربيت پرسنل مجري قانون نيروهاي نظامي و انتظامي و همه ماموريني كه به نحوي در بازداشت بازرسي و رفتار با افراد زنداني دخالت دارند ـ بگنجانند.
    و نيز موارد ديگر راجع به مامورين زندانها و تعقيب و محاكمه مرتكبين شكنجه و در صورت وقوع شكنجه جبران خسارت براي فردي كه قرباني شكنجه واقع شده و از همه مهمتر طبق ماده 15 بي اثر بودن هرگونه اقراري كه ناشي از شكنجه باشد و امثال اينها را متذكر شده است .
    در اين مقوله آنچه مهم مي باشد مطلب ذيل است :
    آيا مجازاتهاي بدني كه به حكم قانون مي باشد مشمول ممنوعيت كنوانسيون است
    ماده 16 چنين مي گويد :
    دولتهاي عضو كميسيون متعهدند در قلمرو خود اعمال ديگر از رفتار يا مجازات خشن غيرانساني يا تحقيركننده را كه مشمول تعريف شكنجه موضوع ماده (1 ) نيست نيز جلوگيري نمايند و مقررات مربوط به شكنجه را در مورد آنها اعمال نمايند.
    و ملاحظه شد تعريف شكنجه در ذيل ماده 1 صراحت دارد كه تعريف شكنجه شامل در دو رنج اعمال شده عليه شخص در صورتيكه به طور ذاتي يا تبعي لازمه مجازات قانوني است نمي شود عليهذا وقتي به حكم قانون مجازات جرمي به مثل شلاق يا قطع عضو يا سنگسار ولو مجازات خشن به نظر مي رسد مشمول تعريف شكنجه و ممنوعيت آن نيست و خروج موضوعي دارد اگرچه بعضي از كشورها و حقوقدانها آنها را نوعي شكنجه مي دانند ولي بهر حال بعضي از حقوقدانها و كشورها هستند كه طبق ماده يك آنرا شكنجه ندانسته و حتي آنرا از بعضي از مجازاتهاي ديگر مناسبتر بحال محكوم مي دانند.
    همانطوري كه در سطور فوق متذكر شديم منشور و اعلاميه جهاني حقوق بشر و كنوانسيون منع اعمال شكنجه و ساير كنوانسيونهاي متعدد همه به قداست انسانها و برتري آنها بر ساير مخلوقات و در نتيجه رعايت احترام به انسانيت و منع هرگونه رفتار و اعمال و اقواليكه موجب خدشه دار نمودن حيثيت انسانها و بي حرمتي و توهين به انسانها و انسانيت است مي باشد. و واقعا از اين جهت بايد براي بنيانگذاران و موسسين و همه دانشمنداني كه در اين مقوله زحمت كشيده اند تقدير و تشكر نمود. در اينجا دو مطلب قابل توجه است :
    الف ) در اينكه بنيانگذاران و پايه ريزان قانون احترام به انسانيت و بشريت و مدافعين از حقوق بشر مخصوصا در جنگ جهاني اول و اواسط جنگ جهاني دوم و پايان جنگ جهاني دوم از بعضي از حاكمان و قدرتمندان رفتارهاي خشن و ضد انساني را ديده و شنيده اند كه جدا هر انسان آزاده اي را رنج داده و متاثر نموده قوانين فوق الذكر سبب شده كه تحت عنوان دفاع از حقوق بشر و مجازات مرتكبين جرائم جنگي تا حدودي جلو بعضي از رفتارهاي غيرانساني و شكنجه هاي زجرآور شبيه قرون وسطي را بگيرند. كه از اين جهت به بشريت و انسانيت خدمات شايسته و ارزنده اي نموده اند. ترديدي وجود ندارد و همه آنها قابل تقدير و ستايش مي باشند.
    ب ) اگر حاكمان كشوري خود را متعهد به حقوق بشر دانسته و در قوانين اساسي و عادي و بخشنامه ها و دستورالعملها تاكيد به حرمت و كرامت انسانها نمايند و طبق اعتقاد مذهبي و مكتبي كه التزام به حرمت و ارج نهادن انسانها و قولا و عملا به صورت يك سنت حسنه و سيره پيشوايان ديني خود دانسته و تخلف از آنها را گناه بزرگ و نابخشودني مي داند و اگر در گوشه و كنار مملكت ماموري و فرماندهي از قانون تخطي كرد او را مستحق مجازات قانوني دانسته و مجازات نموده و اين قوانين با اعلاميه جهاني حقوق بشر و كنوانسيونها مربوطه تقريبا در همه زمينه ها موافق و اگر در مواردي تناقض بنظر به رسد اين تناقض ذاتي نبوده بلكه بستگي به فهم و برداشت از اعلاميه جهاني حقوق بشر و كنوانسيونها بوده و بر فرضيكه در تعدادي از مواد قانوني با قوانين آن مخالفتي وجود داشته باشد اين مخالفت متاثر از فرهنگ حاكم بر آن كشور بوده جامعه و اعتقاد مكتبي و ديني مردم كه خود را شديدا ملزم به رعايت و احترام به قوانين و امر و نهي هاي آن مكتب و اعتقاد مذهبي دانسته مي باشد آيا بايد گفت كه اين كشور در بعضي از زمينه ها قوانين مربوط به كيان بشريت و اعلاميه جهاني حقوق بشر و كنوانسيونها بويژه كنوانسيون منع شكنجه را نقض نموده يا اينكه چون حاكمان آن كشور در همه زمينه ها رعايت احترام و ارج نهادن به كرامت و كيان انسانيت را بشرح فوق مد نظر داشته و قوانين اساسي و عادي آن كشور حكايت از اين معني دارد شامل نميشود
    در اين جا مناسب است مسئله حقوق بشر و تنوع فرهنگها مطرح شود.
    راقم سطور معتقد است كه انسان بماهو انسان داراي ويژگي هائي است كه اجتماع آنها منحصرا ميتواند در وجود انسان متبلور شود مثلا از محبت و دوستي مهرورزي عدالت گذشت خدمت به هم نوعان ايثار عشق و علاقه به فرزندان و خانواده تشكيل خانواده تعليم و تعلم مبارزه با ظلم و بيدادگري حركت بسوي پيشرفت و تكامل ممكن است بصورت انفرادي در بعضي از حيوانات بعضي از اين صفات ديده شود ولي بعضي از اين اوصاف مثل حركت بسوي تكامل تعليم و تعلم از ويژگيهاي انسانها مي باشد و اجتماع جميع اين صفات فقط در وجود انسان ممكن است و لاغير.
    بنابراين معتقديم اديان الهي كه خالق انسانها آنها را بوجود آورده و در درون انسانها موجودي به نام عقل بوديعه نهاده تا همچون فروغ فروزاني آنها را بسوي كمال و پيشرفت هدايت و راهنمائي نمايد و نيز جهت تبيين و تشريح بيشتر پيام آوراني با ويژگي مخصوص همراه با بينه و برهان از جنس و از نوع خود انسانها كه هر كدام در عصر و زمان خودشان متناسب با شرائط و موقعيت آن زمان دستورالعمل هائيكه در ابعاد مختلف و موضوع هاي متنوع تعبيه و تنظيم شده و مصون از هرگونه خطا و اشتباه مي باشد بنام « كتاب آسماني » به جامعه و امت خود عرضه نموده اند. در صورتي كه به آنها بصورت علمي و واقعي و همه جانبه نگاه و توجه شود يقينا به اين نتيجه مي رسيم كه اديان الهي و آسماني رسالتي به جز هدايت و ارشاد انسانها بسوي كمال و تعالي و تحقق عدالت و بوجود آوردن مدينه فاضله اي كه كيان و شخصيت و هويت انسانها بطور حقيقي در جهان متبلور شده و در نتيجه تبعيض و ظلم و ستم و تجاوز به حقوق هم نوعان و استعمار كردن ملتهاي ضعيف و بوجود آوردن جنگها كه نوعا خانمانسوز و از بين بردن حرث و نسل مي باشند و امثال اينها بطور كلي از بين برود ندارند. اجازه فرمائيد اينجانب ضمن احترام به همه فرهنگهايي كه در گوشه و كنار جهان وجود دارد موضوع حقوق بشر و سابقه آنرا از ديدگاه دين مبين اسلام به اندازه بضاعتي كه دارم و اين وجيزه اجازه ميدهد مورد كنكاش قرار داده و قضاوت آنرا بوجدانهاي پاك و انسانهاي سليم النفسي كه در دنيا وجود دارد و بحمدالله از اين نوع وجدانهاي پاك و انسانهاي عاقل و منطقي در جهان كم نيستند واگذار نمايم .
    بنابراين مطالب ذيل مورد بحث قرار ميگيرد.
    حقوق بشر از ديدگاه كتاب آسماني مسلمانها « قرآن » .
    حقوق بشر از ديدگاه سنت ديني
    حقوق بشر از ديدگاه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
    حقوق بشر از ديدگاه قوانين عادي جمهوري اسلامي ايران
    حقوق بشر از ديدگاه متون قرآني
    و اينك شرح تفصيلي آنها
    مسلمانها معتقدند كه دين اسلام جهاني است و تا روز قيامت خواهد ماند و پيامبر اسلام آخرين پيام آور آسماني است كه از طرف خداوند متعال آمده و مجموعه قوانين و دستورالعملهائي بنام قرآن آورده و در اختيار جهانيان گذاشته است .
    اولا) اين پيام آور خودش از جميع جهات در نهايت كمال انسانيت و از اين جهت زبانزد خاص و عام بوده در شرائطي مبعوث شده كه مردم آن عصر دختران را زنده بگور مي كردند در مقابل بت سجده مي كردند قتل و غارت و خونريزي در ميانشان رواج داشت كيان و حرمت و شخصيت انسانها زير سوال رفته بود و در چنين شرائطي آيه هائي از قرآن مجيد كه مورد قبول قاطبه مسلمين جهان مي باشد درباره هدف بعثت و انزال كتب آسماني و حكومت در بين مردم را چنين بيان مي كند :
    « لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط » سوره حديد آيه 25
    يعني « اي انسانهاي عالم مطمئنا بدانيد » ما پيام آوران را با بينه و دليل و برهان براي شما فرستاديم . و همراه آنها كتاب (مجموعه قوانين و دستورالعملها) و ميزان فرستاديم براي اينكه انسانها قيام بقسط و عدالت نمايند.
    آيه ديگر قرآن :
    يا داود انا جعلناك خليفه في الارض فااحكم بين الناس بالحق و لا تتبع الهوي . سوره ص آيه 26
    اي داود پيغمبر ما تو را خليفه خودمان در روي زمين قرار داديم (تو رسول و پيام آور ما هستي كه مردم را بسوي كمال انسانيت هدايت و رهبري نمائي ) چون تو داراي چنين ويژگي هستي بايد بين مردم به حق « عدالت » و حقيقت حكم و قضاوت نمائي « و مواظب باش و مبادا كه » از هوا و هوس و ميل نفساني « كه موجب شود از مسير عدالت و حقيقت منحرف شوي » پيروي و اطاعت كني كه در اين صورت از صراط حق و الهي « و عدالت » منحرف خواهي شد.
    در اين آيه كريمه و كثيري از آيه هاي ديگر كه با اين لحن و مشابه آن ذكر شده آنچه قابل توجه است كلمه « ناس » است كه به معني مردم و انسانها مي باشد. مخاطب در اين آيه ها همه انسانها با القا جميع خصوصيتها مي باشد يعني مذهب رنگ نژاد جنسيت شرقي غربي سرزميني عرب عجم همه اينها ناديده گرفته شده بلكه آنچه مورد عنايت و توجه قرار گرفته فقط انسانيت است يعني اي انسانهاي عالم توجه به قسط و عدالت و انسانيت داشته باشيد و يعني اي داود كه تو پيغمبر ما هستي مبادا در مقام قضاوت تحت تاثير هم كيش و هم مذهب يا انسانهاي ديگري كه واجد ويژگي هائي هستند كه تو بخودي خود تمايل بيشتري به آنها داري قرار بگيري كه اگر چنين بشود تو از مسير عدالت و حقيقت منحرف خواهي شد. و ساير آيه هاي ديگر كه مشابه اين مضمون مي باشد.
    اسلام ديني « جهاني » است و تا روز قيامت خواهد ماند و پيامبر اسلام آخرين پيام آور آسماني است كه از طرف خداوند متعال به رسالت برگزيده شده و مجموعه قوانين و دستورالعمل هاي سعادت بخش به نام « قرآن » را در اختيار جهانيان گذاشته است
    خداوند متعال در درون انسان ها موجودي به نام « عقل » به وديعه نهاده تا همچون فروغ فروزاني آنها را به سوي كمال و پيشرفت راهنمايي كند. و نيز پيامبراني با ويژگي مخصوص همراه با بينه و برهان و مصون از خطا و گناه براي هدايت و رستگاري بشر مبعوث ساخته است