داريوش صفرنژاد (پژوهشگر مسايل اوراسيا)
دومين اجلاس سران كشورهاي ساحلي خزر در مورخه 16 اكتبر 2007 (برابر با 24 مهرماه 1386 ) با حضور روساي جمهور 5 كشور
ساحلي درياي خزر در تهران برگزار شد. در حقيقت اين اجلاس را مي توان نقطه آغازين خوب و يك گام عملي جدي و قابل توجه در
جهت شكل گيري سازمان و يا شوراي همكاريهاي (اقتصادي ) كشورهاي حاشيه درياي خزر قلمداد كرد. محور اصلي و نكته قابل اتكا
در اين عرصه
امضاي اعلاميه 25 ماده اي موسوم به « اعلاميه تهران » بود كه در پايان اجلاس
به 5 زبان و در 5 نسخه (به زبانهاي فارسي
روسي
آذري
تركمني و قزاقي ) به امضاي روساي جمهور حاضر در اين اجلاس رسيد كه بدون شك تعيين كننده مسير آتي و چارچوب
فعاليتها و فرآيند پيش روي اجلاس كشورهاي ساحلي و تداوم و استمرار آن بوده و به شمار خواهد آمد.
برخي محورهاي اصلي و بنيادين « اعلاميه تهران »
از جمله محورهاي اصلي و قابل توجه اين اعلاميه مي توان به اين موارد اشاره نمود.
1 ـ اعلام اعتقاد به اين امر كه توسعه همكاري هاي پنج كشور ساحلي خزر براساس دوستي و حسن همجواري
پاسخگوي منافع اساسي
ملت هاي آنها بوده و عامل مهم تامين امنيت منطقه به شمار مي آيد
2 ـ اتكا بر تمايل مشترك پنج كشور در راستاي تحكيم دوستي و اعتماد متقابل
حل و فصل كليه مسائل در فضاي تساوي حقوق و
مشاركت متقابلا مفيد و با درنظر گرفتن منافع آنان
3 ـ با توجه به تغييرات بوجود آمده در منطقه درياي خزر و روندها در سطوح ژئوپلتيك و ملي و توافقات موجود بين پنج كشور ساحلي
خزر
تاكيد بر ضرورت تكميل رژيم حقوقي درياي خزر و تصويب هرچه سريعتر كنوانسيون رژيم حقوقي براي آن . ضمن اينكه طرفها
اعلام داشتند كه رژيم حقوقي جامع درياي خزر از طريق كنوانسيون مربوط به رژيم حقوقي درياي خزر به عنوان سند پايه تعيين خواهد
شد كه تصويب آن فقط براساس اتفاق آراي كشورهاي ساحلي ميسر است
4 ـ با توجه به آمادگي براي برقراري تماس هاي منظم بين سران كشورهاي ساحلي درياي خزر از جمله در چارچوب 5 جانبه و تبادل نظر
پيرامون مهمترين مسائل دوجانبه
منطقه اي و بين المللي
تاكيد بر استمرار يافتن نوبه اي اجلاس در سطوح مختلف مابين 5 كشور
ساحلي . با تاييد بر پايبندي خود به اهداف و اصول منشور ملل متحد
موازين شناخته شده حقوق بين الملل از جمله احترام به
حاكميت
استقلال
تماميت ارضي و برابري حاكميت كشورها
عدم توسل به زور و يا تهديد به آن . همچنين طرفها از برگزاري اجلاس
سران كشورهاي ساحلي درياي خزر به صورت منظم با توافق طرفها و در فاصله بين آنها ملاقات هاي وزراي امور خارجه و همچنين
كارشناسان ذي صلاح طرفها براي بررسي تمامي مجموعه مسايل مرتبط با درياي خزر حمايت نمودند
5 ـ تاكيد و اشاره مستقيم به اين مهم كه كشورهاي ساحلي از هر لحاظ مساعدت مي كنند تا منطقه خزر به منطقه صلح و ثبات
توسعه و
شكوفايي پايدار اقتصادي
حسن همجواري و تساوي حقوق در همكاري هاي بين المللي بين كشورهاي ساحلي مبدل شود. آنها عزم
راسخ خود را بر پايه روابط دو جانبه و چند جانبه در زمينه هاي سياسي
ديپلماتيك
بازرگاني
اقتصادي
علمي
فني
فرهنگي ـ
اجتماعي و ساير زمينه ها بطور تنگاتنگ با يكديگر اعلام داشتند. همچنين طرفها ضمن تلاش براي استفاده موثر از ظرفيت هاي غني
منطقه خزر و با در نظر داشتن چشم انداز مساعد توسعه آن
اعلام نمودند كه گفتگو و تشريك مساعي در عرصه اقتصادي
به ويژه در
زمينه هاي انرژي و حمل و نقل را گسترش خواهند داد
6 ـ طرفها تاكيد نمودند كه بر استفاده مطلوب از ظرفيت هاي حمل و نقل منطقه اي از جمله از طريق ايجاد و گسترش كريدورهاي حمل و
نقل بين المللي مساعدت خواهند نمود
7 ـ طرفها توافق كردند تا تعيين رژيم حقوقي جديد درياي خزر
در پهنه آن بايد رژيم هاي توافق شده كشتيراني
ماهيگيري و تردد
كشتي ها صرفا تحت پرچم كشورهاي ساحلي خزر براساس تحقق حقوق حاكمه آنها اعمال شود. ضمن اعلام اينكه تدوين رژيم حقوقي
جامع درياي خزر و به همين منظور انعقاد هرچه سريعتر كنوانسيون رژيم حقوقي اين دريا
مهم ترين وظيفه است . اين كنوانسيون به
عنوان سند پايه رژيم حقوقي درياي خزر بايد مسايل اعمال صلاحيت كشورهاي ساحلي خزر را براساس احترام به حقوق حاكمه آنها در
درياي خزر تعيين نمايد و در برگيرنده اصول و موازين مربوط به حفاظت از محيط زيست و كاربرد معقولانه منابع طبيعي
از جمله
بهره برداري از منابع زنده درياي خزر و منابع معدني بستر و زير بستر آن
كشتيراني و همچنين ساير مسايل مربوط به فعاليت در درياي
خزر باشد
8 ـ تاكيد بر اين امر كه درياي خزر بايد فقط جهت اهداف صلح آميز مورد استفاده قرار گيرد و همه مسايل مربوط به درياي خزر بوسيله
كشورهاي ساحلي از طرق مسالمت آميز حل و فصل خواهد شد
طرفها متعهد شدند براي ايجاد و تحكيم اعتماد متقابل
امنيت منطقه اي
ثبات و همچنين امتناع از بكارگيري نيروي نظامي در روابط
متقابل تلاش خواهند كرد. همچنين آنها اظهار داشتند كه فقط كشورهاي ساحلي
داراي حقوق حاكمه در رابطه با درياي خزر و منابع آن
هستند.
9 ـ تاييد اين مهم كه نيروهاي مسلح هيچيك از كشورهاي ساحلي به منظور حمله به هر يك از طرفها مورد استفاده قرار نخواهد گرفت . و
اينكه در هيچ صورتي به كشورهاي ديگر اجازه نخواهند داد تا از قلمرو كشورشان براي تهاجم و ساير عمليات نظامي عليه هر يك از
طرفها استفاده شود. طرفها با اذعان به اهميت امنيت
صلح و ثبات در منطقه درياي خزر ابراز تمايل كردند كه مذاكرات خود را براي
بررسي كليه مسائل مرتبط با امنيت در درياي خزر ادامه دهند
10 ـ همچنين اينكه طرفها ترورسيم بين المللي
جدايي طلبي تجاوزكارانه و ساير مظاهر زورگويانه افراط گرايي و همچنين مبادلات
غيرقانوني مواد مخدر و سلاح و اشكال ديگر بزه كاري فرا ملي سازمان يافته را به عنوان يك تهديد جهاني كه امنيت جامعه جهاني و نيز
ثبات سياسي بين المللي را تهديد مي كند
تلقي نموده و اعلام داشته اند كه بدون قيد و شرط كليه اقدامات
روش ها و اعمال تروريستي را
صرف نظر از انگيزه ها
اشكال و مظاهر آن
در هر جايي و به وسيله هر كسي كه انجام يابند
به ويژه آن مواردي كه صلح و امنيت منطقه را
در معرض تهديد قرار مي دهند
به عنوان اعمال جنايتكارانه محكوم مي نمايندآنها همچنين هم عقيده شدند كه تروريسم نمي تواند و
نبايد با هيچ ديني
ملتي
تمدني و يا گروه نژادي ارتباط داده شود. طرفها پايبندي خويش را به توسعه همكاري هاي وسيع دوجانبه و
چند جانبه در مبارزه با تروريسم
نقل و انتقال غيرقانوني مواد مخدر و سلاح و جرايم سازمان يافته فراملي با استفاده از نقش محوري
هماهنگ كننده سازمان ملل متحد براساس رعايت دقيق اصول و موازين شناخته شده حقوق بين الملل مورد تاييد قرار دادند
موارد اجرايي عمده مصوب در اين اجلاس :
1 ـ تشكيل نوبه اي اجلاس سران به صورت هر سال يكبار و اجلاس وزراي امورخارجه هر 6 ماه يكبار و فعال سازي و تداوم اجلاسها در
ساير سطوح و به ويژه سطوح كارشناسي . اجلاس بعدي سران اكتبر سال آينده (2008 ميلادي ) در باكو برگزار خواهد شد
2 ـ برگزاري كنفرانس اقتصادي درياي خزر
كه فاز اول و مقدمه اي براي تشكيل سازمان همكاريهاي اقتصادي درياي خزر خواهد بود . اين
كنفرانس تابستان سال آينده (2008 ميلادي ) در مسكو برگزار خواهد شد .
3 ـ پيگيري كنوانسيون رژيم حقوقي درياي خزر
كه در اجلاس بعدي وزراي امورخارجه و اجلاس بعدي سران مورد گفتگو قرار خواهد
گرفت
4 ـ مشروعيت يافتن گفتگوهاي دوجانبه به منظور رسيدن به توافق 5 جانبه و همه گير
موارد ديگر مورد توافق در حاشيه اين اجلاس :
در قبل و بعد از برگزاري اجلاس
به صورت دوجانبه توافقاتي نيز با كشورهاي قزاقستان و روسيه بعمل آمد
كه مهمترين آن را
مي توان امضاي بيانيه 23 ماده اي دوجانبه مابين كشورمان و روسيه قلمداد نمود
كه در آن بسياري از زمينه هاي فعلي همكاريهاي
دوجانبه مورد تاكيد قرار گرفته و راهگشاي خوبي براي آينده روابط دو كشور خواهد بود.
جمع بندي و نتيجه گيري اينكه :
1 ـ مهم ترين موضوعات و محورهاي مورد توافق در اجلاس تهران عبارت بودند از
اول ـ موضوع صلح و ثبات و اينكه درياي خزر بايستي درياي صلح و ثبات باشد
با اشاره به اراده همكاري و حسن همجواري
كشورهاي ساحلي .
دوم ـ ممنوعيت حضور نيروهاي نظامي بيگانه و ثالث در خزر
و عدم استفاده نيروهاي نظامي كشورهاي ساحلي عليه همديگر و يا
قرار دادن سرزمين شان عليه تجاوز به يكديگر.
سوم ـ سازمان يافتن مقوله همكاريهاي اقتصادي كشورهاي ساحلي و كليد خوردن مقدمات راه اندازي و تاسيس سازمان همكاريهاي
اقتصادي درياي خزر
كه خود مي تواند همچون نمونه هاي ديگر موجود نظير : سازمان همكاريهاي اقتصادي درياي سياه و...
اساس و
پايه خوبي براي شكل گيري يك سازمان منطقه اي و بين المللي بوده و به شمار آيد.
2 ـ بدون ترديد ايجاد اين سازمان و همكاريهاي اقتصادي منطقه اي پيوند خورده و نزديك مابين كشورهاي ساحلي خزر
محور خوبي
براي همگرايي و زمينه هاي تحقق آن در ساير سطوح خواهد بود. موضوعي كه بي شك مورد خوشايند آمريكا و ساير بازيگران
فرامنطقه اي و بين المللي خارج از منطقه نبوده و نيست
چرا كه نبود همگرايي و تفاهم مابين كشورهاي ساحلي خزر
خود بهانه اي براي
حضور بازيگران فرامنطقه اي است
3 ـ شايد يكي از دلايل اصلي جو تبليغاتي و رسانه اي به راه افتاده توسط آمريكائيها و غربيها در سراسر جهان و حتي توسط برخي
رسانه ها
افراد و عناصر وابسته به آنها در داخل روسيه
در قبل از سفر پوتين به تهران براي شركت در اجلاس را (با اشاعه شايعاتي مبني
بر ترور پوتين در تهران و امثالهم )
جلوگيري از امضاي توافق فوق الذكر و شكل گيري بناي همگرايي مابين كشورهاي ساحلي خزر بتوان
عنوان و قلمداد نمود.
منبع : سايت ايراس

*****
صهيونيسم و بهائيت
|
از فصول بسيار مهم در پرونده صهيونيستها روابط صميمانه و همگاري تنگاتنگ سران آن به طور اعم و رژيم اشغالگر قدس به طور
خاص با بهائيت است .
سرزميني كه بيش از نيم قرن است صهيونيسم بر آن چنگ افكنده
از دير باز قبله بهائيان محسوب مي شود و افزون بر اين
سالها است
مركزيت جهاني بهائيت (بيت العدل اعظم ) در آن كشور قرار دارد. از اين رو اين روابط حسنه
اختصاص به امروز و ديروز نداشته و از بدو
تاسيس رژيم اسرائيل برقرار بوده است . اگر با تتبع و عمق بيشتري به موضع نگاه شود
مي توان ردپاي اين روابط را با آژانس يهود و سران
صهيونيسم جهاني در دهها سال پيش از تاسيس رژيم اشغالگر قدس يافت .
پس از سقوط و تجزيه امپراطوري عثماني
فلسطين تحت قيمومت بريتانيا قرار گرفت تا چرچيل (وزير مستعمرات انگليس كه خود
را « يك وزير ريشه دار مي خواند) به عنوان كمك به ايجاد « كانون ملي يهود » در فلسطين
مقدمات تاسيس دولت اسرائيل را فراهم سازد.
در دوران قيمومت نيز تشكيلات بهائيت در فلسطين از تسهيلات و امتيازات ويژه اي برخوردار بود. به نوشته شوقي افندي
در آن دوران
« شعبه اي به نام موقوفات بهائي در فلسطين داير گشت و هر چيزي كه به نام مقام متبركه بهائي از اطراف عالم به اراضي مقدسه مي رسيد
از پرداخت عوارض و حقوق گمركي معاف بود و همچنين موقوفات بهائي از پرداخت ماليات معاف بودند » .
پيدا است كه استعمار بريتانيا اين امتيازات را رايگان در اختيار بهائيت قرار نمي دهد. طبعا سران بهائيت خدمت شايان توجهي براي
انگلستان و صهيونيسم انجام داده بودند كه مستحق اين همه عنايت و توجه ويژه شده بودند. براي درك بيشتر اين خدمات بايد كمي به
عقب بگرديم :
هرتزل بنيانگذار صهيونيسم مي كوشد كه موافقت سلطان عبدالحميد را براي ايجاد يك مستعمره نشين صهيونيستي در فلسطين
جلب كند
ولي او مخالفت مي كند و حتي از پذيرش هيئت صهيونيستي به رياست « مزراحي قاصو » كه به همين منظور (همراه
پيشنهادهاي جذاب و فريبنده ) عازم باب عالي است خودداري مي ورزد او « همچنين يهوديان را مجبور مي سازد كه به جاي اجازه
نامه هاي معمولي
اجازه نامه هاي سرخ رنگ حمل كنند تا از ورود قاچاقي آنان و سكونتشان در سرزمين فلسطين جلوگيري شود . » 1
سرانجام به دليل همين مخالفتها است كه به قول صلاح زواوي (سفير سابق فلسطين در تهران )
سلطان عبدالحميد... تخت خود را به
بهاي موضع خويش در قبال فلسطين از دست داد2.
سالها بعد در اواخر جنگ جهاني اول با شكست عثماني
زمينه رخنه صهيونيسم به فلسطين فراهم شد و لذا در اواخر جنگ (1917 )
جيمز بالفور
وزير خارجه لندن
مساعدت بريتانيا به طرح تشكيل كانون ملي يهودي در فلسطين را به صهيونيستها مي دهد (اعلاميه
مشهور بالفور به روچيلد).
در اين حال فرمانده كل قواي عثماني كه از نقشه هاي بريتانيا و صهيونيسم در مورد منطقه فلسطين اطلاع دارد
و عباس افندي و ياران
وي را نيز در شامات و عراق و ... دست اندر كار كمك به ارتش بريتانيا مي بيند
تصميم به قتل وي و انهدام مراكز بهائي در حيفا و عكا
مي گيرد
چرا كه از نقش اين فرقه و رهبران آن در تحقق توطئه ها آگاه است . شوقي افندي رهبر بهائيان در اين زمينه در كتاب قرن بديع به
صراحت خاطرنشان مي سازد كه : جمال پاشا (فرمانده كل قواي عثماني ) تصميم گرفت عباس افندي را به جرم جاسوسي اعدام كند3.
دولت انگلستان نيز متقابلا به حمايت جدي از پيشواي بهائيان بر مي خيزد و لرد بالفور تلگرافي به ژنرال آلنبي فرمانده ارتش بريتانيا
(در جنگ با جمال پاشا در منطقه فلسطين ) دستور مي دهد كه در حفظ و صيانت عبدالبها و عائله و دوستانش بكوشد و امپراتوري
بريتانيا در تكميل اين اقدامات
توسط همين ژنرال آلنبي به عباس افندي لقب « سر » و نشان شواليه گري اعطا مي كند.
چندي بعد عباس افندي از دنيا مي رود و در حيفا به خاك سپرده شود. با انتشار خبر مرگ او سفارتخانه ها و كنسولگري هاي انگليس در
خاورميانه اظهار تاسف و همدردي كرده و چرچيل (وزير مستعمرات انگليس ) تلگرامي براي سرهربرت ساموئل ( صهيونيست
سرشناس و كميسر عالي انگليس در فلسطين ) صادر مي كند و از اوخواهد مراتب همدردي و تسليت حكومت انگليس را به
خانواده عباس افندي ابلاغ كند.
ساموئل خود با دستيارانش در تشييع جنازه عبدالبها حاضر شده و مقدم بر همه شركت كنندگان حركت مي كند.
تاسيس اسرائيل و منافع مشترك « بها ـ صهيون »
تشكيل رژيم اشغالگر قدس در سال 1948 در زمان حيات شوقي افندي اتفاق افتاد . قبل ازآن در سال 1947
سازمان ملل كميته اي را
براي رسيدگي به مسئله فلسطين تشكيل داد . شوقي در 14 جولاي 1947
طي نامه اي به رئيس كميته مزبور بر مطالب جالب توجهي از
منافع مشترك بهائيت و صهيونيسم تاكيد ورزيد و ضمن مقايسه منافع بهائيت با مسلمانان و مسيحي ها و يهودي ها در فلسطين نتيجه
گرفت كه : « تنها يهوديان هستند كه علاقه آنها نسبت به فلسطيني تا اندازه اي قابل قياس با علاقه بهائيان به اين كشور است زيرا كه در
اورشليم
بقاياي معبد مقدسشان قرار داشته و در تاريخ قديم
آن شهر مركز موسسات مذهبي و سياسي آنان بوده است ... » 4
14 مي 1948 انگلستان به قيمومت فلسطين پايان داد و همان روز شوراي ملي يهود در تل آويو تشكيل شد و تاسيس دولت
اسرائيل را اعلام كرد . پس از آن شوقي افندي در پيام نوروز سال 108 بديع (1130 ش ) نظر مثبت خود و قاطبه بهائيان را پيرامون
تاسيس اسرائيل اين چنين تصريح كرد : « ... مصداق وعده الهي به ابنا خليل و وارث كليم
ظاهر و باهر
و دولت اسرائيل در ارض اقدس
مستقر و به استقلال و اصالت آيين بهائي مفتخر و به ثبت عقدنامه بهائي ومعافيت كافه موقوفات بهائي در عكا و جبل كرمل و لوازم
ضروريه بناي مرقد باب از رسوم يعني عوارض و ماليات دولت و اقرار به رسميت ايام تعطيلي بهائيان موفق و مويد شده است ... 5
وي همچنين در تلگراف مربوط به تشكيل هيئت بين المللي بهائي (بيت العدل بعدي ) مورخ 9 ژانويه 1951 (1329 ش ) تاسيس
اسرائيل را تحقق پيشگويي هاي حسينعلي بها و عباس افندي شمرد و سپس بين ايجاد اين هيئت و تاسيس اسرائيل ارتباط مستقيم
برقرار كرد و سه علت براي تاسيس اين هيئت بيان داشت كه در راس آنها
تاسيس اسرائيل بود.
اين مطلب بسيار عجيب و قابل توجه است
زيرا چه رابطه اي است ميان موسسه اي كه قرار است به عنوان بيت العدل
رهبري
بهائيان را برعهده گيرد با تاسيس يك رژيم نامشروع و جعلي !
شوقي سه وظيفه را براي آن هيئت برمي شمارد كه در راس آنها : ايجاد روابط با اولياي حكومت اسرائيل قرار دارد و و ظيفه سوم نيز
« ورود در مذاكره با اولياي امور كشوري در باب مسائل مربوط به احوال شخصيه » است . او در جاي ديگر « استحكام روابط با امناي دولت
جديد التاسيس (= اسرائيل ) در اين ارض » را جز وظايف هيئت بين المللي بهائي مي داند
بدين ترتيب
شوقي افندي به عنوان « مبتكر ارتباط صميمانه با اسرائيل پس از تاسيس اين رژيم
روابطي را با آن بنا مي نهد كه فصل
مشترك آن
حمايت و اعتماد دو جانبه مي باشد زير او تاسيس اسرائيل را « مصداق وعده الهي به ابنا خليل و وراث كليم
ظاهر و باهر »
مي خواند.
هيئت بين المللي بهائي (جنين بيت العدل ) در نامه اي كه 1 ژوئيه براي محفل ملي بهائيان ايران ارسال كرد به رابطه صميمانه شوقي با
دولت اشغالگر صهيونيستي اذعان مي كند : « روابط حكومت (اسرائيل ) با حضرت ولي امرالله (=شوقي افندي ) و هيات بين المللي
بهائي
دوستانه و صميمانه است و في الحقيقه جاي بسي خوشوقتي است كه راجع به شناسايي امر (= بهائيت ) در ارض اقدس
(=فلسطين اشغالي ) موفقيتهايي حاصل گرديده است » .
اما بشنويد از بن گوريون (نخست وزير اسرائيل
و رئيس جناح تندرو و به اصطلاح « بازها » ي آن كشور » .
بن گوريون اين صميميت را ميان رژيم اسرائيل و قاطبه بهائيان »
گسترده مي داند. در نشريه رسمي محفل ملي بهائيان ايران
مي خوانيم : « با نهايت افتخار و مسرت
بسط و گسترش روابط بهائيت با اولياي امور دولت اسرائيل را به اطلاع بهائيان مي رسانيم و در
ملاقات با بن گوريون نخست وزير اسرائيل
احساسات صميمانه بهائيان را براي پيشرفت دولت مزبور به او نمودند و او در جواب گفته
است : از ابتداي تاسيس حكومت اسرائيل
بهائيان همواره روابط صميمانه با دولت اسرائيل داشته اند . » 6
در همين راستا
اسرائيل امكانات ويژه اي در اختيار فرضه ضاله قراردهد كه شوقي در پيام آوريل 1954 (1333 ) گوشه اي از آن را بر
شمرد. از جمله اينكه
دولت اسرائيل شعبه هاي محافل ملي بهائيان بعضي كشورها (نظير انگليس و ايران و كانادا) در فلسطين اشغالي را
نيز به رسميت شناخت تا امكان فعاليت مستقل داشته باشند. وي سپس مطالبي را بيان داشت كه نشانگر آن است كه شايد رژيم
صهيونيستي براي هيچ گروه ديگري اين قدر اهتمام نداشته و اين از ارزش و اهميت بهائيت براي آنان حكايت دارد : « با رئيس جمهور
اسرائيل و نخست وزير و 5 تن از وزراي كابينه و همچنين رئيس پارلمان آن كشور تماس و ارتباط حاصل گرديد و در نتيجه اداره
مخصوصي به نام اداره بهائي در وزارت اديان تاسيس گرديد و وزير اديان بيانات رسمي در پارلمان ايراد كرد و جنبه بين المللي امر و
اهميت مركز جهاني بهائي را تصريح نمود و در اثر اين جريانات
رئيس جمهور اسرائيل مصمم گرديد در اوايل عيد رضوان رسما مقام
مقدس اعلي را زيارت نمايد . » 7
به تدريج نتايج ملاقاتهاي سياسي
جنبه هاي ملموس و عيني خود را نشان داد. يكي از نزديكان شوقي پس از ذكرحمايتهاي حاكم
انگليسي فلسطين از بهائيان به عنايات صهيونيستها اشاره كرده مي گويد : « الان هم دولت اسرائيل همان روش را اتخاذ نموده و دستور
رسمي داده شده است كه از كليه عوارض و ماليتها معاف باشند.
البته دامنه حمايتها تنها بدينجا محدود نمي شد
بلكه معافيت از ماليات
« بعدا شامل بيت مبارك حضرت عبدالبها و
مسافرخانه شرقي و غربي نيز گرديد... عقدنامه بهائي به رسميت شناخته شد
وزارت اديان
قصر مزرعه را تسليم نمود و وزارت معارف
اسرائيل
ايام متبركه بهائي را به رسميت شناخت . » 8
گفتني است كه حكومت اسرائيل قصر مزرعه را براي سازمانهاي ديگري در نظري گرفته بود
اما با پيگري هاي شوقي و
مراجعه مستقيمش به روساي حكومت اسرائيل
به اين فرقه اختصاص يافت .
در تقويت بهائيت
البته سران رژيم صهيونيستي نيز نقش داشتند و مثلا پروفسور نرمان نيويچ
از شخصيتهاي سياسي و حقوقي
دولت اسرائيل و دادستان اسبق حكومت فلسطيني
در زمان مسئوليتش
بهائيت را در شمار سه دين ابراهيمي (اسلام مسيحيت و
يهودي ) به رسميت شناخت .
در 30 سال اخير نيز بهائيان و رژيم صهيونيستي روابط خود را ادامه داده و نسبت به گذشته
عمق و گستردگي بيشتري بخشيده اند كه
بحث از آن مجال ديگري مي طلبد.
شواهد فراوان فوق
به روشني و به نحوي غير قابل ترديد
از ارتباط عميق و گسترده ميان بهائيت و صهيونيسم
به ويژه رژيم
اشغالگر فلسطين
حكايت دارد.
عجيب است كه بهائيان در سايتها و رسانه هاي مربوط به خويش
در مقابل سوال (يا اعتراض ) نسبت به پيوند اين فرقه با اسرائيل
با
جسارت « كبك وار » ! ادعا مي كنند كه هيچ رابطه اي بين اين فرقه با صهيونيسم و اشغالگران فلسطين وجود ندارد و تمركز بيت العدل
اعظم بهائيان در اسرائيل پديده اي كاملا تصادفي است ! و هيچ ارتباطي به علائق و منافع مشترك طرفين ندارد!.
اين شواهد بيش و پيش از همه
حجت را بر افراد عادي بهائيت تمام مي كند كه حكم پياده نظام
سپر خاكريز و گوشت دم توپ را
براي سران فرقه بازي مي كنند. آنان بايد بدانند كه رهبرانشان چه وابستگي و پيوستگي عميقي با صهيونيستهاي غاصب و خون آشام
دارند و از تشكيلات خود بخواهند كه بابت اين همه وابستگي به جنايتكاران اشغالگر
توضيح قانع كننده بدهند.
با توجه به روابط وسيع و صميمانه و اعتماد مشتركي كه ميان صهيونيسم و بهائيت وجود دارد. طبيعي است كه جهان اسلام و
آزادگان عالم
به حضور عناصر اين تشكيلات در بين خود با ديده سوظن نگريسته و با آنان برخورد طرد آميز پيش بگيرند و متقابلا
بديهي است كه وقتي بهائيت
كاكل خود را اين گونه محكم به زلف صهيونيسم گره مي زند
نمي تواند ادعا كند كه استقرار مركزيت اين
تشكيلات در اسرائيل
صرفا به دليل قرار داشتن قبور سران فرقه در فلسطين اشغالي بوده و به اين دليل است كه اسرائيل به عنوان قبله
اهل بها برگزيده شده است .
با وجود اين پيوند عميق
بديهي است كه بهائيان بايد در هزينه هايي كه اسرائيل و صهيونيسم جهاني (در برابر خروش انقلابي
مظلومان و محرومان جهان ) مي پردازند
سهيم و شريك باشند.
پانوشت ها :
1 ـ اطلاعات سياسي ديپلماتيك
سال 1
شماره 12
28 خرداد 1365
ص 6
2 ـ اطلاعات سياسي
همان
ص 6
3 ـ شوقي افندي
قرن بديع
تهران موسسه ملي مطبوعات امري
291
3
4 ـ بهائيان
سيد محمد باقر نجفي
چاپ اول
طهوري
1357
صص 689 ـ 691
5 ـ توقيعات مباركه
شوقي افندي
تهران موسسه ملي مطبوعات امري
بديع 125
ص 290
6 ـ تاريخ قيام 15 خرداد به روايت اسناد
مركز اسناد انقلاب اسلامي
جواد منصوري
چاپ اول
7 ـ اخبار امري
مرداد شهريور 1333 ش . صص 4 5
8 ـ سالنامه جوانان بهائي ايران
ج 3 (108 109 بديع ) ص 130
منبع : ماهنامه دوران
سرزميني كه بيش از نيم قرن است صهيونيسم بر آن چنگ افكنده
از دير باز قبله بهائيان محسوب مي شود و افزون بر اين
سالها است
مركزيت جهاني بهائيت (بيت العدل اعظم ) در آن كشور قرار دارد. از اين رو اين روابط حسنه
اختصاص به امروز و ديروز نداشته و از بدو
تاسيس رژيم اسرائيل برقرار بوده است
عجيب است كه بهائيان در سايتها و رسانه هاي مربوط به خويش
در مقابل سوال (يا اعتراض ) نسبت به پيوند اين فرقه با اسرائيل
با
جسارت « كبك وار » ! ادعا مي كنند كه هيچ رابطه اي بين اين فرقه با صهيونيسم و اشغالگران فلسطين وجود ندارد و تمركز بيت العدل اعظم
بهائيان در اسرائيل پديده اي كاملا تصادفي است

| |